امامت رهبري-امام خامنه‏اي

در پاسخ به کساني که از اطلاق عبارت «امام خامنه اي» به رهبر معظم انقلاب انتقاد و با آن مخالفت مي کنند، چه جوابي ارائه مي دهيد؟

دغدغه هاي شما در زمينه دفاع عالمانه و صحيح از نظام اسلامي قابل تقدير است . چه خوب بود دلايل و چرايي مخالفت اين قبيل افراد را با اطلاق عبارت مذکور ارائه مي نموديد تا به صورت دقيقتري به بررسي و پاسخ بمي پدازيم . در عين حال به صورت کلي در پاسخ به اين شبهه گفتني است ؛
واژه «امام» از نظر لغوى به معناى پيشواست؛ چه پيشواى كفر و چه پيشواى ايمان. و در قرآن کريم هم کاربردهاي مختلفي براي پيامبران الهي نظير حضرت ابراهيم و هم براي پيشوايان کفر(فقاتلوا ائمه الکفر) به کار رفته است. در هر صورت کاربرد لفظ امام براي غير معصومين که در صورتي که نسبت عصمت به آنان داده نشود، صحيح است.
ولى از نظر اصطلاح علم كلام، «امامت» منصبى است كه به برخى از اشخاص اعطا مى‏گردد و از اين نظر، تفاوتى بين امامت حضرت ابراهيم(ع) و امامت ائمه معصوم(ع) نيست.
اين كلمه، در بين مسلمانان گاهى به رهبران دينى - كه داراى نقش برجسته‏اى بودند - نيز اطلاق شده است كه البته معناى لغوى آن مراد است؛ نه اين كه كسى در مرتبه معصومين و يا پيامبران قرار گرفته باشد. مثلا در جوامع سني امام غزالي يا در جوامع شيعه امام موسي صدر و ... به دليل برجستگي علمي و مقبوليت اجتماعي آنان ميان مسلمانان بکار برده مي شود. همچنين علت اينکه امام خمينى(ره) به اين لقب شهرت يافتند، به خاطر شرايط ويژه انقلاب و فرهنگ حاكم بر آن بوده است و در حقيقت ريشه در فرهنگ عمومى جامعه و آمادگى آن، جهت پذيرش اين لقب براى حضرت امام(ره) دارد.

در انديشه و نظام سياسي اسلام و روابط متقابل ميان مردم و رهبري اينچنين نيست كه كاربرد مطلق عناوين و القاب نهي شده باشد بلكه با دو نوع القاب و عناوين روبرو مي باشيم:
نوع اول عناوين و القايي هستند كه مورد تأييد و مأخوذ از آموزه هاي ديني است و در سيره بزرگان دين نيز متداول بوده و نوع دوم، عناويني است كه به خاطر تأثيرات و پيامدهاي منفي آن بر فرد و اجتماع، به شدت از كاربرد آن نهي شده است.
الفاظى از قبيل «عظمى» ـ كه مترادف با لفظ «معظّم»، باشند ـ نيز براى مراجع تقليد در آيت العظمى استعمال مى‏شود و هيچ صبغه مدح ناشايست ندارد؛ بلكه نوعى توقير و احترام معنوى است كه در سنت اسلامى داراى موردتأكيد مى‏باشد. در روايتى از امام على(ع) آمده است: مَن وقرّ عالما فقد و قرّ اللّه؛ كسى كه عالمى را احترام كند، خدا را احترام كرده است، (غرر الحكم،ص 47، توقير العلماء، حديث 218) و همچنين عنوان «ولي امر مسلمين جهان» مضافاً بر آنچه گذشت، داراي پشتوانه ديني و برگرفته از احاديث ائمه معصومين(ع) و امام زمان(عج) است. توضيح آنكه ولايت بر
اموال و اعراض و نفوس مردم از شؤون ربوبيت الهى است و تنها با نصب و اذن خداى متعال، مشروعيت مى‏يابد و چنان كه معتقديم اين قدرت قانونى به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) يكى بعد از ديگرى داده شده است. در زمان غيبت بر اساس ادله عقلى متعددو روايات زيادى كه از امامان معصوم(ع) وارد شده فقيه جامع‏الشرايط عهده‏دار منصب ولايت و رهبرى جامعه اسلامى مى‏باشد و از طرف امام زمان(عج) به صورت عام منصوب مى‏باشند. بنابراين نصب ولى امر مسلمين جهان، يكى از القاب واقعى براى مجتهد جامع‏الشرايطى است كه درزمان غيبت امام معصوم(ع) براى رهبرى و اداره امور سياسى، اقتصادى، اجتماعى و... جامعه، از سوى امامان معصوم(ع) منصور گرديده است و بر اين مطلب دلايل عقلى و نقلى متعددى دلالت دارد. مانند: توقيع شريف امام زمان(عج) كه مى‏فرمايند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواه احاديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجه الله عليهم و ادله بسيار متعدد ديگر. پس چنين نيست كه لقب ولايت و جانشينى از امامان معصوم(ع) راخود ولى‏فقيه براى خود برگزيده باشد. بلكه از طرف امامان معصوم داراى چنين مسؤوليتى مى‏باشد.
بر اين اساس آيت الله خامنه اي هم از نظر کاربرد لغوي لفظ امام و هم از منظر اينکه حائز شرايطي اند که در انديشه سياسي اسلام براي حاکمان راستين الهي در نظر گرفته شده و سوم از منظر کارکردها و جايگاه بي بدليل ايشان در هدايت نظام اسلامي , همانند حضرت امام (ره) , شايستگي و صلاحيت لازم براي اطلاق چنين واژه اي را دارا مي باشند.
نگاهي منصفانه و گذرا به دوران پربركت رهبري مقام معظم رهبري پس از ارتحال امام ره و مواضع هوشمندانه و تدابيرحكيمانه ايشان در برهه هاي مختلف و شرايط حساس كشور ، بخوبي گوياي صلاحيت ، شايستگي و ايشان در رهبري نظام است ( ر.ك به كتاب زندگينامه مقام معظم رهبري تهران: موسسه فرهنگي قدر ولايت و آب ، آينه ، آفتاب ، جلوه هايي از زندگي مقام معظم رهبري ، قم : موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره ) براستي ايشان به عنوان ستون اصلي نظام اسلامي ، نقش بي بديلي را در هدايت نظام ايفا نموده اند و دشمنان نظام نيز اهميت اين جايگاه رفيع و نقش او را در صلابت و استواري نظام و ادامه حركت نوراني خود بخوبي تشخيص داده از اين رو همواره شاهد بيشترين حجم حملات به رهبري نظام در جهت تضعيف اين ركن ركين نظام اسلامي بوده و هستيم و بسياري از تشكيك ها وشبهات در اين راستا مطرح مي گردد .به عنوان نمونه در حوادث اخير مواضع و بيانات هوشمندانه و حكيمانه مقام معظم رهبري در راستاي مديريت بحران ، براستي تاثيري مثال زدني در فروكش نمودن بحران و ترميم شكافهاي شكل گرفته در ميان مردم داشت و اگر تدابير حكيمانه ايشان و هوشياري مردم نمي بود ، معلوم نبود كه با اين حجم گسترده تبليغات منفي و حمايت برخي از كشورهاي غربي چه سرنوشتي در انتظار كشور مي بود. و ناخودآگاه اين جمله مرحوم امام در باره ايشان براي انسان تداعي مي شود كه فرمودند : الحق ايشان شايستگي رهبري را دارند ( آب ،آينه ، آفتاب ، ص 61 ) وفرمودند : اينجانب كه از سالها قبل از انقلاب با جنابعالي ارتباط نزديك داشته ام و همان ارتباط ... بحمد الله تاكنون باقي است ، جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و ... و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلام از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد .( صحيفه نور ، ج 20، ص 173) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 141/100100595)