روحانيت و استبداد-انقلاب مشروطه و شاهنشاهي

1. آيا روحانيت در طول تاريخ مخالفتي با نحوه حکومت (شکل حکومت شاهنشاهي) و شخص حاکم مخالفتي نداشته است و اعتراضي در اين خصوص نکرده است؟ و آيا امام خميني عليه الرحمه بود که نخستين بار به دليل شدت گرفتن ا

برای روشن شدن پاسخ سوال های شما, توجه به اين نکته لازم است که تغيير ساختار يک حکومت و به طور کلی حرکت های انقلابی , دفعی و خلق الساعه نيست که در يک برهه زمانی کوتاه بدست بيايد بلکه فرايندی تدريجی است که نيازمند گذشت زمان و فراهم شدن بسترها و زمينه های فکری , اجتماعی , سياسی و... لازم آن است . همچنين به طور غالب حرکت های انقلابی و تغيير ساختار يک حکومت پس از تغيير و اصلاحاتی در درون ساختار و چارچوب آن و دست نيافتن به اهداف و نتايج مطلوب شکل می گيرد و حرکت های انقلابی به عنوان آخرين گزينه و پس از ناکامی در حرکت های اصلاحی انتخاب می گردد . بنابر اين نمی توان انتظار داشت که انديشه تغيير ساختار يک حکومت از همان آغازشکل بگيرد بلکه نيازمند سير تاريخی و فراهم شدن شرايط و زمينه های آن است . مبارزات تاريخی مردم ايران نيز با حکومت های استبدادی از اين قاعده مستثنا نبوده و در يک فرايند تاريخی و تکاملی بايد مورد ارزيابی قرار بگيرد . در کشور ما به دليل سابقه تاريخی حکومت پادشاهی و رسوخ آن در اذهان مردم ايران , بستر و شرايط لازم برای مخالفت با اصل حکومت در اذهان مردم وجود نداشته و همانگونه که اشاره شد , تغيير ساختار يک حکومت نيازمند فراهم بودن شرايط ذهنی وفکری , اجتماعی , سياسی لازم در اين خصوص است و تا آگاهی و سطح آمادگی مردم و توده اجتماع به حدی نرسد که ضرورت تغيير ساختار يک حکومت را درک کنند در عمل نمی توان در اين جهت گام بر داشت و به موفقيتی دست پيدا نمود. از اين رو حرکت و مبارزات مردمی به رهبری روحانيت در طول تاريخ معاصر ايران را بايد در يک سير تدريجی و تکاملی و همچون حلقه های زنجيره ای در نظر گرفت که سرانجام و نتيجه نهايی آن شکل گيری انقلاب اسلامی بود و انقلاب اسلامی در حقيقت ثمره و محصول تلاش و مبارزات تاريخی مردم محسوب می گردد و در تحليل انقلاب اسلامی نمی توان به اين پيشينه تاريخی و حرکت ها بی توجه بود يا تاثيرات آنها را ناديده گرفت . در اين راستا می توان حرکت هايی همچون قيام تنباکو , نهضت مشروطه , نهضت ملی صنعت نفت , قيام پانزده خرداد را به عنوان نقطه های عطف و حلقه های اين زنجيره در نظر گرفت . البته در اين بين حرکت های ديگری نيز شکل گرفت که هر کدام به نوع خود در روند تاريخی و حرکت مردمی تاثير گذار بودند ولی اين حرکت ها به عنوان سرفصل و نقطه های کانونی در تاريخ معاصر ايران به شمار می روند که زمينه ساز شکل گيری انقلاب اسلامی شد . آنچه دراين حرکت ها شکل گرفت مقابله با نفوذ بيگانگان و تسلط آنها بر منابع کشور و محدود و مقيد ساختن حکومت شاهنشاهی و مقابله با استبداد و دخالت دادن مردم در تصميم گيريهای کشور و تلاش برای استقلال کشور و حمايت از علماء و رهبران دينی بود. که هر کدام حرکت و گامی روبه جلو محسوب می شد که سرانجام به مقابله با ساختار حکومت شاهنشاهی و تغيير آن انجاميد .بر اين اساس هر چند در اين مقاطع تاريخی ,شرايط و بسترهای لازم برای ايجاد حکومت اسلامی مهيا نبود ولی تاريخ معاصر ايران شاهد مجاهدتها و مبارزات علما به عنوان رهبران دينی مردم در مخالفت با حکومت های فاسد و عملکردهای آنهاست مجاهدت ميرزای شيرازی در نهضت تنباکو از جان گذشتگی شيخ فضل الله نوری و بر سر دار رفتن ايشان مجاهدتهای بی نظير آيت الله مدرس در مبارزه با استبداد و خفقان رضا شاهی و رشادتها و دلاوريهای ميرزا کوچک خان جنگلی و مبارزه شيخ محمد خيابانی و... صحنه هايی از مبارزه با استبدد و استعمار و تلاش برای استقلال و سر بلندی کشورو تحقق احکام اسلام را به نمايش گذارد . از اين رو اين گونه نيست که تنها مرحوم امام به دليل مخالفت با شخص شاه به مبارزه با او پرداخته باشند بلکه مرحوم امام در مسير مبارزه با حکومت شاهنشاهی وارث مسيری بودند که سالها با تلاش و مجاهدتهای علما شکل گرفته و پيش رفته بود.با توضيحاتی که داده شد , روشن می شود که آنچه درجريان نهضت مشروطه شکل گرفت تلاش برای محدود کردن و مقيد نمودن قدرت شاه و مقابله با استبداد او بود و در چنين شرايطی که سخن از مشروط ساختن قدرت شاه و جلوگيری از استبداد و تشکيل مجلس بود و در فضايی که هنوز تابوی حکومت مطلقه و استبدادی در اذهان باقی بود , طبيعی است که زمينه و بستر برای مخالفت با اصل حکومت فراهم نبود وهمين مقدار که قدرت شاه مشروط شده و مجلس تشکيل شده و برخی از نمايندگان مردم دربرخی تصميم گيريهای کشور شرکت داشتند به نوع خود موفقيت بزرگی محسوب می شد که متاسفانه با نفوذ روشنفکران غربی و دخالت بيگانگان به بيراهه رفت ولی به هر حال اين جريان نقطه عطفی در تاريخ تحولات کشور محسوب می شود . مرحوم امام که وارث چنين دستاوردهای تاريخی بود و با فراهم شدن شرايط و زمينه های لازم برای مقابله با اساس حکومت شاهنشاهی وشکل گرفتن بحران مشروعيت در رژيم شاهنشاهی , مبارزات مردم را به اين سمت هدايت نمودند و رهبری ايشان و حمايت و جانفشانی مردم موجب تشکيل و بر پايی حکومت اسلامی گرديد و بدين ترتيب تلاش تاريخی مردم به ثمر نشسته و حلقه نهايی آن تکميل شد.( جهت اطلاع بيشتر به منابع زير مراجعه شود ؛ انقلاب اسلامی ايران , جمعی از نويسندگان , قم: نشر معارف- انقلاب اسلامی و ريشه های آن , عباسعلی عميد زنجانی , تهران:وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - تاريخ سياسی معاصر ايران , جلال الدين مدنی ,قم: انتشارات اسلامی ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 136/100100595)