امام خميني(ره) و بهائيت

نحوه برخورد حضرت امام (ره) با بهائيت چگونه بود؟ و چه پيامدهايي داشت؟

بعد از فوت آيةاللَّه بروجردى به دليل تضعيف پايگاه مرجعيت، دخالت مستقيم امريكا در ايران و تبديل شدن شاه به يك مهره دست نشانده اما به شدت مستبد، مناسبات رژيم شاه و بهائيان شكل ديگرى به خود مى‏گيرد. دولت پهلوى براى خارج كردن كامل مذهب از امور اجتماعى، حركت ضد دينى‏اش را شدت بخشيد؛ «لايحه انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى»، «كنفرانس آزاد زنان و آزاد مردان» «انقلاب سفيد شاه و ملت»، «لوايح شش‏گانه» و در نهايت «قانون حمايت خانواده» از برنامه‏هايى بود كه توسط امريكا و عمال وابسته‏اش براى ريشه‏كن ساختن اساس اسلام و استقلال ايران مطرح و توسط شاه به اجرا گذشته شد. نهضت امام خمينى(ره)، سيدحميد روحانى، تهران: مركز اسنادانقلاب اسلامى، 1372، صص‏303-302.
اعلام خطر بهائيت‏
حضرت امام خمينى (ره) در چنين شرايطى به صورت بسيار فعال وارد صحنه سياست كشور شدند؛ ايشان از آغاز دهه 1340 با اعتراض عليه لايحه انجمن‏هاى ولايتى و ايالتى فعالانه در صحنه حضور يافتند. لايحه مذكور با حذف سوگند به قرآن مجيد و حذف شرط اسلاميت براى انتخاب شوندگان، حساسيت علماء را برانگيخت. آنان به اين نتيجه رسيدند كه اين لايحه براى زمينه‏سازى حضور رسمى بهائيان در مناصب مهم دولتى است - تحليلى كه بعدها با نخست وزيرى هويدا به اثبات رسيد - چنانكه امام خمينى احتمال دخالت جاسوسان صهيونيست يعنى بهائيان را در طرح اين لايحه بعيد ندانسته، فرمودند: «شايد به دست جاسوسان يهود و صهيونيست‏ها تهيه شده براى نابودى استقلال و به هم زدن اقتصاد و مملكت». صحيفه امام، روح اللَّه موسوى خمينى، (مجموعه آثار امام خمينى(ره)، بيانات، پيام‏ها، مصاحبه‏ها، احكام، اجازات شرعى و نامه‏ها)، ج 1، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1378، ص 109.
ايشان خطر بهائيان را براى اسلام و كشور جدى دانسته و معتقد بودند؛ بهائيت با سازمان خود در ايران به جاسوسى براى اسرائيل يعنى بزرگترين دشمن مسلمانان در منطقه مشغول بوده و در اساس براى شكستن مذهب شيعه و روحانيت به وجود آمده بود. از اين رو در مواقع مختلف با سخنرانى، نامه و ديدار با علماء، براى آگاهى دادن به مردم اقدام نمودند: «آقايان بايد توجه فرمايند كه بسيارى از پست‏هاى حسابى به دست اين فرقه است كه حقيقتاً عمال اسرائيل هستند. خطر اسرائيل براى اسلام و ايران بسيار نزديك است... لازم است علماى اعلام و خطباى محترم، ساير طبقات را آگاه فرمايند كه در موقعش بتوانيم جلوگيرى كنيم. امروز روزى نيست كه به سيره سلف صالح بتوان رفتار كرد؛ با سكوت و كناره‏گيرى همه چيز را از دست خواهيم داد» پاسخ امام به علماى يزد، ارديبهشت 42، صحيفه نور، ج 1، ص 44.
و نسبت به خطر جدى تبليغات گسترده اين فرقه ضاله هشدار مى‏دهند: «مبلغين استعمارى سرگرم كارند. در هر گوشه از بلاد اسلامى جوانان ما را با تبليغات سوء دارند از ما جدا مى‏كنند، نه اينكه يهودى و نصرانى كنند بلكه آنها را فاسد و بى‏دين و لاابالى مى‏سازند و همين براى استعمارگران كافى است در تهران ما، مراكز تبليغات سوء كليسايى و صهيونيسم و بهائيت به وجود آمده كه مردم را گمراه مى‏كند و از احكام و تعاليم اسلام دور مى‏سازند» روح‏اللَّه موسوى خمينى، ولايت فقيه، تهران: مؤسسه تنظيم و شر آثار امام (ره)، 1374صص 116-117..
و در سال 1341 خطر نفوذ و گسترش اين فرقه منحرف در اركان رژيم پهلوى را يادآور شده و فرمودند: «اينجانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مى‏كنم، قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيست‏هاست كه در ايران به (-(صورت‏)-) حزب بهائى ظاهر شدند و مدتى نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمال خود قبضه مى‏كنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شؤون ساقط مى‏كنند. تلويزيون ايران پايگاه جاسوسى يهود است و دولت‏ها ناظر آن هستند و از آن تأييد مى‏كنند. ملت مسلمان، تا رفع اين خطرها نشود سكوت نمى‏كنند و اگر كسى سكوت كند در پيشگاه خداوند قاهر مسئول و در اين عالم، محكوم به زوال است» سؤال بازماندگان و اصناف قم از امام، تاريخ اسفند 1341، صحيفه نور، ج 1، صص 35- 34..
امام و انجمن حجتيه‏
حضرت امام(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامى در دوران شاه به علت مشى غيرسياسى انجمن حجتيه و تشويق جوانان به شركت در مبارزات بى‏خطر با بهائيت به عوض مبارزه با شاه، اين حركت را مورد تأييد قرار نمى‏دادند. صحيفه امام، ج 2، ص 300.
به عنوان نمونه به دنبال برخى توجيهات انجمن براى نفى مبارزه با حكومت طاغوتى، حضرت امام(ره) كه در آن زمان به نجف اشرف تبعيد شده بود، در بهمن 1348 و در پى تدريس اصول ولايت فقيه، انتساب اين اتهام‏هاى ناروا به مراجع شيعه را محكوم و خاطرنشان مى‏نمايد: «... اسلام را به مردم معرفى كنيد تا نسل جوان تصور نكند كه آخوندها در گوشه نجف يا قم دارند احكام حيض و نفاس مى‏خوانند و كارى به سياست ندارند و بايد سياست از ديانت جدا باشد. اين را كه بايد ديانت از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند، استعمارگران گفته و شايع كرده‏اند...».
از نظر حضرت امام‏ ولايت فقيه، امام خمينى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1374، ص 16.، در زمان غيبت مسلمين مى‏بايست در جهت تشكيل حكومت نائب امام عصر(عج) تلاش نمايند و حكومت اسلامى را تشكيل دهند. جهت آشنايى با نظرات حضرت امام (ره) در اين زمينه ر.ك: روح اللَّه موسوى خمينى، ولايت فقيه، پيشين. بر اين اساس عزم خويش را براى مبارزه مستمر با رژيم پهلوى اعلام مى‏دارند و با تأكيد بر اين كه علماى اسلام بايد دين خود را به اسلام و پيامبرصلى الله عليه وآله اداء نمايند، مى‏فرمايند: «اسلام به ما حق دارد. پيغمبر اسلام حق دارد. بايد در اين زمان كه زحمات جان فرساى آن سرور در معرض زوال است، علماى اسلام و وابستگان به ديانت مقدسه دين خود را ادا نمايند. من مصمم هستم كه از پاى ننشينم تا دستگاه فاسد را به جاى خود بنشانم...» نامه مورخه ارديبهشت 1342، صحيفه نور، ج‏1، ص 44. كه مبيّن اوج اختلاف مبانى فكرى و شيوه مبارزاتى حضرت امام(ره) با انجمن حجتيه مى‏باشد. از اين رو پس از پيروزى انقلاب اسلامى انجمن تا مدت‏ها دچار سردرگمى بود و از هرگونه موضع‏گيرى خوددارى مى‏نمود و پس از مدتى با اصلاح اساسنامه‏اش سعى در همراهى انقلاب كرد. ليكن شواهد متعدد همچنان حكايت از باقى ماندن روحيه ديندارى بى‏خطر، عدم اعتقاد به تشكيل حكومت اسلامى، عملكرد مغاير با اهداف جمهورى اسلامى و... داشت. ر.ك: بازشناسى مبانى فكرى انجمن حجتيه، مرتضى فيروزآبادى، مركز اسناد انقلاب اسلامى.
از اين رو حضرت امام خمينى (ره) در سخنرانى مورخ 21/4/1362 با اشاره غيرمستقيم انجمن را چنين مورد خطاب قرار مى‏دهند: «يك دسته ديگر هم، تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براى چى مى‏آيد؟ حضرت صاحب مى‏آيد معصيت را بردارد. ما معصيت كنيم كه او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته‏بندى‏ها را براى خاطر خدا، اگر مسلميد و براى خاطر كشورتان اگر ملى هستيد اين دسته‏بندى‏ها را برداريد. در اين موجى كه الان اين ملت را به پيش مى‏برد در اين موج خودتان را وارد كنيد و بر خلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست». صحيفه نور، ج 18، ص 36 و 37.
در پى اين سخنان حضرت امام خمينى(ره) انجمن در بيانيه‏اى در تاريخ 1/5/62 كه سراسر نشان از اختلافات فكرى و اعتقادى آنها با خط امام داشت، تعطيلى خود را اعلام نمود.
انقلاب سرنوشت ساز
در سال 57 با تشديد مخالفت‏ها و اعتراضات مردمى، كه امواج سهمگين آن سلطنت پهلوى را به لرزه درمى آورد، خبر از وقوع انقلابى عظيم به رهبرى امام خمينى(ره) مى‏داد. لذا رهبران تشكيلاتى اين فرقه احساس خطر كردند و با خروج از ايران به دامان سركردگان غربى خود پناه بردند.
دكتر ايادى از كسانى بود كه قبل از شاه، ايران را ترك كرد ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، پيشين، ص 204. و به دنبال او كسانى كه از عناصر مهم بهائيت در ايران محسوب مى‏شدند، فرار را بر قرار ترجيح دادند و آنان‏كه ماندند، با ترس و اضطراب به ادامه نقش جاسوسى خود ادامه دادند. امام خمينى(ره) و بهائيت، مريم رفيعى، ويژه‏نامه ايام، ش 29.
با پيروزى انقلاب اسلامى اين فرقه به يكباره تمام پشتوانه سابق خود در كشور را از دست داد و تمام آمال و آرزوهاى جامعه بهائيت نقش برآب شد. بدين‏گونه مشى صحيح و اصولى حضرت امام(ره) در انتخاب مبارزه فرهنگى و سياسى بر عليه رژيم شاه و توطئه‏هاى استعمار در زمينه ترويج و گسترش بهائيت، باعث شد تا اين فرقه ضاله كه 30 سال انجمن به اصطلاح با آن مبارزه نمود، در يك حركت ريشه‏اى و بنيانى امام خمينى(ره) در هم پيچيده شده و از بين برود. مبارزات حضرت امام(ره) عليه بهائيت تا پس از انقلاب اسلامى همچنان ادامه داشت. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 10/500035)