-تعيين خبرگان-

آيا تعيين خبرگان به وسيله انتخابات، خروج از مبناي انتصاب و تسليم به معناي انتخاب نيست؟

جهت پاسخ گويى به اين سؤال، ابتدا لازم است فرق بين مبناى انتصاب و انتخاب اجمالاً بيان شود.

يك.انتصاب‏
بر اساس اين مبنا، فقيهان جامع شرايط از طرف امام معصوم(ع) نصب شده و شرعاً مجاز به اعمال ولايت مى‏باشند. بنابراين، پذيرش مردمى، زمينه‏ساز اعمال ولايت است، نه منشأ مشروعيت ولايت؛ از اين رو رأى خبرگان منتخب مردم، راه شناخت رهبر است.

دو. انتخاب‏
بنابراين ديدگاه، ائمه اطهار(ع) تنها فقيهان جامع شرايط را نامزد احراز اين مقام معرفى كرده‏اند تا مردم شايسته‏ترين آنان را انتخاب كنند و به رهبرى برگزينند. بنابراين گزينش با واسطه يا بدون واسطه مردم، در مشروعيت رهبرى فقيه، مدخليت دارد.
وجود خبرگان و نحوه تعيين آنان، با هر يك از دو مبنا سازگار است. به عبارت ديگر چون «منصب رهبرى» امرى عمومى است، تشخيص فقيه اصلح به عهده مردم است. اما چون براى شناخت اصلح نياز به تخصص كافى هست، به حكم عقل و فطرت و بنا به مبناى رجوع به عالم، بايد به اهل خبره مراجعه كرد.
از طرف ديگر انتخاب فرد فرد مردم در رجوع به اهل خبره، موجب هرج و مرج مى‏شود؛ بنابراين رجوع به آراى اكثريت در قالب انتخاب «مجلس خبرگان» بهتر از شيوه‏هاى بديل، جامعه را در كشف يا گزينش رهبر شايسته شرعى يارى مى‏رساند و در اين رابطه، فرقى بين مبناى نصب و انتخاب نيست. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 87/500015)