گفت‌و‌گو با دکتر «سیدهادی افقهی»؛ تأثیرگذارترین شخصیت در فرایند بیداری اسلامی کیست؟

IMAGE634986898623008839.jpgبا شناختی که از تمام کشورهای در حال بیداری و تمام رهبران جهان عرب و اسلام دارم، شخصیتی را قوی‌تر و توانمندتر از مقام معظم رهبری نمی‌بینم. این موضوع را به این دلیل نمی‌گویم که ایشان رهبر ما هستند.دلیل این امر پشتوانه‌ی فکری، اهتمام و توجه زودرس ایشان به فرآیند بیداری اسلامی و احیای نهضت بیدارگران جهان اسلام است.
یکی از موضوعات مهم در مقوله‌ی بیداری اسلامی نقش شخصیت‌های تأثیرگذار در شروع و فرایند موج بیداری اسلامی است. مقام معظم رهبری بدون شک با بیانات و توصیه‌ها و هشدارهایی که در این مسیر به انقلابیون ارائه دادند تأثیرگذارترین شخصیت در این حرکت می‌باشد. برای بررسی نقش ایشان در بیداری اسلامی و اشاعه‌ی وحدت در جهان اسلام با «دکتر سید هادی افقهی» کارشناس مسائل جهان اسلام گفت‌و‌گویی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید.

مؤلفه‌ها و شاخصه‌های بیداری اسلامی چه هستند؟ در واقع این حرکت‌ها چه ویژگی‌هایی داشته‌اند که رهبری آن‌ها را به عنوان بیداری اسلامی معرفی کرد‌ه‌اند؟

تحلیل مقام معظم رهبری، امام خامنه‌ای از فرآیند بیداری اسلامی مبتنی بر سه شاخصه است:

1. این قیام‌ها توسط هیچ گروهی شکل نگرفته است و ما هیچ معمار یا مهندسی برای این قیام‌ها نمی‌شناسیم. واقعاً این حرکت‌ها، قیامی از عمق وجدان مردم ستمدیده و تحقیرشده است که خودسوزی آن جوان تونسی نماد این ظلم بود. در واقع مردم دیگر نمی‌توانند ظلم، دسیسه‌ و تبعیض‌های استبداد داخلی و خارجی را تحمل کنند.

2. هرچند در حال حاضر، چندان نمی‌توان به عمق این جریان‌های بیداری اسلامی پرداخت، ولی همین نشانه‌ها و علائم بالینی نشان می‌دهد که شعارهای مردم تونس، مصر، لیبی، بحرین و... ضداستبداد، ضدصهیونیست، ضداستکبار به ویژه آمریکا و بر له اسلام و مردم فلسطین است. اگرچه نخبگانی که احیاناً زدوبند و قول‌وقراری با استکبار داشتند و مسئله‌ی فلسطین را خیلی پررنگ و غلیظ مطرح نمی‌کنند، ولیکن وجدان و حافظه مردم اجازه نداد مسئله‌ی فلسطین در فرآیند بیداری اسلامی فراموش شود.

در مرکز این قیام و قوی‌ترین، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشور در جریان بیداری اسلامی، یعنی مصر، جوانان پرچم اسرائیل را پایین کشیدند و آتش زدند.

3. صفوف میلیونی نماز جمعه و پدیده‌ی بازگشت بانوان به حجاب و عفت‌مندی و در واقع احیای ارزش‌های اسلامی و طرح شعارهای اسلامی نشان‌دهنده‌ی روح اسلامی این قیام‌هاست. به همین دلیل، وقتی انتخابات برگزار شد، اخوان‌المسلمین در پارلمان اول شدند و حزب نوپا و حزب سلفی النور‌، که هیچ سابقه‌ی مبارزاتی ندارد و با پول عربستان ناگهان رشد کرده است، دوم شد. البته عملکرد اخوان‌المسلمین نیز باعث شده است که آن‌ها دچار ریزش آرا شوند؛ چون مردم فهمیده‌اند این احزاب و گروه‌ها دنبال منافع و مصالح شخصی خودشان هستند. به هر حال حتی اگر این احزاب دست از اسلام بکشند، مردم مصر دست از اسلام نمی‌کشند. بنابراین در تونس، لیبی، مغرب، یمن، بحرین، اردن و... مردم به دنبال اسلام هستند.

همان ‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، اگر به مردم اجازه بدهند در شرایطی آزاد و با نظارت سازمان‌ها و ناظران بی‌طرف داخلی یا خارجی، انتخاب کنند، آن‌ها صد درصد به اسلام‌گراها رأی می‌دهند. این بدان معنا نیست که اسلام‌گراها در این کشورها معصوم‌اند و ما اشتباهات آن‌ها را هم تأیید می‌کنیم، همین قدر که آن‌ها حامل اسم اسلام هستند کافی است.

این سه شاخصه به ما می‌گوید که این بیداری، بیداری اسلامی است و همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، شکی در اسلامی بودن این حرکت‌ها وجود ندارد. حتی خانم کلینتون نیز به دلیل ترس و وحشتی که داشت اعتراف کرد که این بیداری اسلامی است و به مردم این کشورها توصیه کرد که به سمت الگوی جمهوری اسلامی نروند. البته ما هم ادعا نمی‌کنیم کلیّت نظام ما اسلامی شده است، اما ما هم در یک حرکت تکاملی به سمت اسلام پیش می‌رویم و البته 33 سال از این کشورها جلو هستیم و می‌توانیم یک الگوی 33ساله برای آن‌ها باشیم.

نقش مقام معظم رهبری در شکل‌گیری و امتداد این موج بیداری اسلامی چیست؟

در خصوص این قضیه باید خیلی با دقت و وسواس زاید‌الوصفی نقش امام خامنه‌ای را تبیین کنیم، هرچند در این چند سطر به هیچ عنوان نمی‌توان نقش این بزرگوار را به خوبی بازگو کرد و حق مطلب را ادا نمود. بنده تا جایی که به یاد دارم مقام معظم رهبری کتاب‌های بسیاری از مرحوم سید قطب، محمد عبدو و... ترجمه کرده‌اند که به نوعی این افراد به بیدارگران جامعه‌ی اسلام معروف‌اند. این مسئله به قبل از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. از همان موقع مقام معظم رهبری به تحولات جهان اسلام، بیداری اسلامی و ترویج نهضت جهان اسلام اهتمام داشتند. در واقع خود انقلاب اسلامی نیز یکی از ارکان و ستون‌های معماری و مهندسی بیداری اسلامی محسوب می‌شود و یک الگوست.

امروز نیز ایشان کاملاً به فرآیند بیداری اسلامی اشراف دارند و از پتانسیل عظیم نهفته در امت اسلام، چه در داخل ایران و چه در جهان اسلام و جهان عرب، کاملاً مطلع‌اند. مطلب دیگر این است که ایشان طرح دارند و در واقع ادامه‌دهنده‌ی همان راه حضرت امام هستند که راهی کاملاً مهندسی‌شده است. حضرت امام معتقد بودند در مرحله‌ی اول این حرکت، باید در یک نقطه از جهان حکومتی اسلامی به وجود آید. لزومی نداشت آن نقطه حتماً ایران باشد، به گونه‌ای که حتی آن زمان، امام (رحمت الله علیه) به آیت‌الله عظما سید محسن حکیم در نجف می‌گفتند شما مردم را به قیام علیه حزب بعث تشویق کنید و من به مقلدینم می‌گویم از شما حمایت کنند.

همان ‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، اگر به مردم اجازه بدهند در شرایطی آزاد و با نظارت سازمان‌ها و ناظران بی‌طرف داخلی یا خارجی، انتخاب کنند، آن‌ها صد درصد به اسلام‌گراها رأی می‌دهند. این بدان معنا نیست که اسلام‌گراها در این کشورها معصوم‌اند و ما اشتباهات آن‌ها را هم تأیید می‌کنیم، همین قدر که آن‌ها حامل اسم اسلام هستند کافی است.
بنابراین در ابتدا مهم این بود که در یک نقطه، حکومت اسلامی ایجاد و تثبیت شود. در مرحله‌ی بعد، باید این مسئله را به سراسر جهان گسترش دهیم؛ درست مانند همان کاری که رسول‌الله انجام دادند و حرکت خودشان را از مدینه شروع کردند تا امروز که 1.5 میلیارد مسلمان داریم.

همین مهندسی را مقام معظم رهبری، با برآورد دقیقی که از پتانسیل نهفته در جهان اسلام دارند، ادامه می‌دهند و ریل‌گذاری می‌کنند. وقتی این پتانسیل دارد از حالت استاتیک به حالت دینامیک درمی‌آید و فعال می‌شود، قطعاً برای جلوگیری از هرز رفتن این انرژی یا مصادره‌ی آن، باید مهندسی و هدایت شود. این موج و خروش عظیم امت اسلام می‌خواهد به کدام سمت حرکت کند؟ چه تضمینی وجود دارد که مجدداً مصادره، سرکوب یا منحرف نشود؟

بنابراین گذر از این پیچ تاریخی، که در مراحل اولیه‌اش بیداری اسلامی شکل می‌گیرد، باید توسط یک آدم خبره، دردآشنا، صاحب برنامه، صاحب دید حاذق و کاملاً روش‌مند، عالمانه و هدفمند هدایت شود.

من امروز با شناختی که از تمام کشورهای در حال بیداری و تمام رهبران جهان عرب و اسلام دارم، شخصیتی را قوی‌تر و توانمندتر از مقام معظم رهبری نمی‌بینم. این موضوع را به این دلیل نمی‌گویم که ایشان رهبر ما هستند. واقعاً باید این موضوع را ارزیابی علمی کنیم که چه ویژگی‌ها و بسترهایی لازم است تا فرد لیاقت و اهلیت رهبری بیداری اسلامی را داشته باشد. از این جهت اگر مسئله را ارزیابی کنیم، می‌بینیم بالاترین امتیاز را با فاصله‌ای بسیار از رهبران جهان اسلام، مقام معظم رهبری کسب می‌کنند. دلیل این امر پشتوانه‌ی فکری، اهتمام و توجه زودرس ایشان به فرآیند بیداری اسلامی و احیای نهضت بیدارگران جهان اسلام است.

ایشان احیاگر تفکرات محمد عبدو، سید جمال‌الدین اسدآبادی و حضرت امام هستند و من کسی را سزاوارتر از ایشان نمی‌بینم که با این شاخصه‌ها و با این تجربه 22ساله‌ی رهبری بتوانند در میان طوفان‌های موجود، اوضاع را در سه لایه، رهبری و مدیریت کنند.

پایین‌ترین لایه‌ی مدیریت ایشان در داخل ایران و معطوف به تحولات ایران، احزاب، گروه‌ها، جریان‌ها، فتنه‌ها، انحراف‌ها، محاصره‌ها و... است. در واقع ایشان باید داخل ایران را به عنوان پایگاه جهان اسلام، برای بیداری اسلامی، رهبری کنند.

لایه‌ی دوم، نقش رهبری ایشان در مدیریت بحران منطقه‌ای است. بحران سوریه، افغانستان، عراق و... در این لایه جای می‌گیرند. جورج بوش گفت ما حداقل 30 سال در عراق می‌خواهیم بمانیم، مردم عراق زحمت کشیدند، خون دادند، ولی چه کسی از آن‌ها حمایت کرد و نقش آمریکایی‌ها را در منطقه و عراق افشا کرد؟ هم شخص مقام معظم رهبری در این جریان مؤثر بودند و هم سیستم‌هایی که زیر نظر ایشان کار می‌کنند.

همچنین در بحث مقاومت فلسطین، مقام معظم رهبری جمله‌ای فرموده‌اند که گویای موضع‌گیری ایشان است. ایشان می‌فرمایند هر کس (نه فقط شیعیان یا مسلمانان) حاضر باشد با رژیم صهیونیستی بجنگد، ما به هر طریق ممکن به او کمک می‌کنیم. این مسئله به این دلیل است که ایشان می‌دانند تا زمانی که این غده‌ی سرطانی وجود دارد، جهان اسلام همچنان رنجور خواهد بود. انقلاب اسلامی هرچند تا امروز اسرائیل را نابود نکرده، ولی رشد این غده‌ی سرطانی را متوقف نموده است. مقام معظم رهبری با دکترین دقیق و با مهندسی سنجیده، هم در میدان عمل و هم در میدان نظر، شرایط را مدیریت می‌کنند و علی‌رغم وجود تمام توطئه‌ها، تطمیع‌ها، فریب‌ها و دلارهای نفتی قطر، عربستان، امارات، کویت، بحرین و... هنوز آن خطوط جهادی مقاوت فلسطینی بحمدالله راسخ و استوار به خط جهادی خود ادامه می‌دهد. آن‌ها در خط مقدم هستند، ولی عقبه‌ای به نام انقلاب اسلامی دارد از آن‌ها حمایت می‌کند و خودشان این مسئله را اذعان می‌کنند. در رأس این عقبه، مقام معظم رهبری قرار دارد. ایشان فلسطین را شاخص حقانیت و سلامت برای کشورهایی می‌دانند که در جریان بیداری اسلامی قرار دارند. مقام معظم رهبری فرموده‌اند هر چقدر این کشورها و رهبران آن‌ها به مسئله‌ی فلسطین نزدیک‌تر شوند و فاصله‌ی خودشان را با استکبار و آمریکا تعریف کنند، مردم به آن‌ها بیشتر اعتماد می‌کنند و هر چقدر رهبران این جنبش‌ها، از فلسطین فاصله بگیرند، مردم اعتمادشان را به آن‌ها از دست می‌دهند.

منظور حضرت امام یا مقام معظم رهبری از وحدت سیاسی و استراتژیک، این نیست که سنی‌ها شیعه بشوند یا برعکس. مقام معظم رهبری سخنرانی‌ها و نوشته‌های فراوانی در ارتباط با ضرورت، مکانیسم‌ها، محورها و اولویت‌های وحدت دارند که باید در رابطه با آن‌ها کار علمی صورت گیرد و رسانه‌ای شود. این مباحث باید همانند آب جاری همیشه در جریان باشد و اختلافات را تطهیر کند.
من نمی‌گویم ایشان مستقیماً در این جریان‌ها دخالت می‌کنند، اما به دلیل اینکه روی کل مسئله اشراف دارند و فرصت‌ها و چالش‌های این فرآیند را خوب شناسایی می‌کنند، همانند یک طبیب حاذق، هر آفت، توطئه و انحرافی را تذکر می‌دهند و به این ترتیب، اوضاع را مدیریت می‌کنند.

البته بعضی از احزاب و جریان‌ها صحبت‌های مقام معظم رهبری را به گونه‌ای که خودشان می‌خواهند تحریف می‌کنند؛ در حالی که خودشان هم می‌دانند ایشان قصد دخالت و مصادره ندارند. ما معتقدیم وقتی این ملت‌ها قیام کرد‌ه‌اند و خون داده‌اند، نباید این خون‌ها هدر برود. نباید این فرصت یا به تعبیر ایشان، «پیچ بزرگ تاریخ» از دست برود. در واقع استکبار جهانی مردم را به مسیر غلطی رهنمون می‌ساخت و امت اسلام یک‌دفعه بیدار شد و دید این راه ما را به مقصدمان، یعنی جامعه‌ی توحیدی، نمی‌رساند و داریم به سمت استکبار و وابستگی می‌رویم. در این مسیر، مقام معظم رهبری به پیچ بزرگ تاریخی اشاره کردند که باید هدایت و ریل‌گذاری شود. باید مسیر مشخص شود تا مردم در راه بازگشت به اسلام، روی میدان‌های مین نروند. بنابراین اهلیتی که مقام معظم رهبری در لایه‌ی دوم مدیریت خود دارند، هدایت بحران‌های منطقه‌ای است.

لایه‌ی سوم که مهم‌ترین لایه محسوب می‌شود، رودررو شدن با استکبار جهانی است. شما در تاریخ سیاسی آمریکا، تا به حال دیده‌اید این کشور تا این اندازه به دنبال مذاکره با یک کشور باشد؟ اینکه آمریکا خودش پیشنهاد مذاکره می‌دهد، دو مفهوم دارد؛ یک مفهوم سلبی و یک مفهوم ایجابی. مفهوم سلبی و منفی‌اش همان است که مقام معظم رهبری فرمودند؛ آن‌ها می‌خواهند انقلاب اسلامی را از بین ببرند. در واقع وقتی ما با آمریکا و خواسته‌های آن کنار بیاییم، انقلابمان از بین می‌رود و دیگر الگو نمی‌شویم و باید در مرحله‌ی بعد مذاکره با اسرائیل را بپذیریم و دست از غنی‌سازی اورانیوم، تزریق روحیه‌ی انقلابی و... برداریم. مجموعه‌ی خط مقاومت هم وقتی ببینند ایران تسلیم شده است،‌ تبعاً آن‌ها هم اسلحه را زمین می‌گذارند.

وجه ایجابی پیشنهاد آن‌ها این است که ایران دارد به یک ابرقدرت و بازیگر جدی و تزلزل‌ناپذیر در منطقه تبدیل می‌شود. در واقع این پیشنهاد، اعتراف دشمن به اقتدار ملی، منطقه‌ای و جهانی ماست. به نوعی می‌توان گفت امروز ایران اهلیت پیدا کرده است که در معادلات و مدیریت جهانی ورود کند. من باور ندارم بحث سوریه صرفاً یک بحث منطقه‌ای است. این موضوع فقط محدود به منطقه یا رفتن بشار اسد نیست. من از بیان آقای لاوروف‌ استفاده می‌کنم. ایشان می‌گوید چهره‌ی سیاسی، ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک جهان، امروز در سوریه رقم می‌خورد و به اعتراف تمام کشورهای دوست و دشمن سوریه، ایران یکی از بازیگران اساسی و اثرگذار در بحران این کشور به شمار می‌رود؛ دشمنان، ما را جزء مشکل سوریه می‌دانند و دوستان ما را جزئی از راه‌حل بحران سوریه می‌شمارند. برای ما حمایت از حق مردم سوریه و نه شخص بشار اسد (گرچه او هم شخصی محترم و ‌قهرمان است)، حفظ منافع ملت سوریه، تمامیت ارضی این کشور و خط مقاومت اهمیت دارد.

کشورهایی مثل ترکیه، مصر و حتی قطر که روزی مخالف دخالت ایران در مسئله‌ی سوریه بودند، امروز معتقدند ایران جزئی از راه‌حل بحران این کشور محسوب می‌شود. آمریکا اعتراف کرده است که راه‌حل این کشور نظامی‌ـ‌امنیتی نیست. این چیزی است که از روز اول توسط مقام معظم رهبری مهندسی شده بود و دستگاه دیپلماسی ما، با دقت، زحمت و ظرافت خاصی، آن طرح شش‌ماده‌ای را پیشنهاد دادند. هم آقای کوفی عنان زمانی که نماینده‌ی دبیرکل اتحادیه‌ی عرب برای حل بحران سوریه بود و هم آقای اخضر ابراهیمی وقتی از ایران خارج می‌شدند، به این نتیجه رسیده‌اند که واقعاً ایران به دنبال راه‌حل سیاسی برای حل بحران سوریه است. امروز بعد از ویرانی سوریه، تازه آمریکا کم‌کم به سمت راه‌حل سیاسی برای حل بحران سوریه حرکت کرده است.

بنابراین در معادلات جهانی، بحران سوریه، مناقشه بر سر حق وتو در شورای امنیت و... ایران امروز حرف دارد و امیدوار هستیم که بتوانیم از ظرفیت سه‌ساله‌ی رهبری و زعامت جنبش‌عدم تعهد، در ارتباط با مهندسی و مدیریت جهانی، استفاده کنیم.

با توجه به تأثیری که وحدت در تکمیل شدن فرآیند بیداری اسلامی می‌تواند داشته باشد، نقش رهبری را در اشاعه وحدت چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بحث وحدت بسیار گسترده است. در جهان اسلام، تنوع فراوانی در مذاهب و مسالک دینی، فقهی، فلسفی و حکمی وجود دارد و تبعاً بین آن‌ها اختلافاتی وجود دارد. نه تنها بین برادران اهل سنت و شیعیان تفاوت‌هایی وجود دارد، بلکه خود مذاهب اربعه نیز با هم اختلاف دارند. این اختلافات طبیعی است و حتی بعضاً بین مراجع تقلید خودمان هم در برخی از فتواها اختلاف علمی وجود دارد؛ اما دشمن از این اختلافات علمی و تاریخی سوءاستفاده می‌کند و در این راستا، سرمایه‌گذاری و جریان‌سازی می‌کند، مؤسسه، رسانه و دانشگاه به وجود می‌آورد و کتاب و مقاله چاپ می‌کند تا این اختلافات را پررنگ کند.

این در حالی است که حضرت امام و در تداوم راه ایشان، مقام معظم رهبری، اختلاف تاریخی موجود درباره‌ی میلاد پیامبر را به یک فرصت تبدیل کرده‌اند و یک هفته‌ اختلافی را که بین برداشت اهل سنت و شیعیان درباره‌ی میلاد پیامبر وجود دارد، هفته‌ی وحدت نامیده‌اند و به این ترتیب، این تهدید تاریخی و روایی تبدیل به یک فرصت تاریخی و روایی شده است.

یک نوعی از وحدت، وحدت سیاسی و استراتژیک است که در آن، بحث عقیده و فقه مطرح نیست. منظور حضرت امام یا مقام معظم رهبری از این وحدت، این نیست که سنی‌ها شیعه بشوند یا برعکس. مقام معظم رهبری سخنرانی‌ها و نوشته‌های فراوانی در ارتباط با ضرورت، مکانیسم‌ها، محورها و اولویت‌های وحدت دارند که باید در رابطه با آن‌ها کار علمی صورت گیرد و رسانه‌ای شود. این مباحث باید همانند آب جاری همیشه در جریان باشد و اختلافات را تطهیر کند. هدف مقام معظم رهبری و حضرت امام این است که ما امروز دشمن مشترک داریم و نباید بر اساس خواست دشمن اختلافات میان خودمان را تقویت کنیم و باید اختلافات تاریخی، مسلکی، فلسفی و کلامی موجود در محافل علمی مرتفع شوند.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند هر کس (نه فقط شیعیان یا مسلمانان) حاضر باشد با رژیم صهیونیستی بجنگد، ما به هر طریق ممکن به او کمک می‌کنیم. این مسئله به این دلیل است که ایشان می‌دانند تا زمانی که این غده‌ی سرطانی وجود دارد، جهان اسلام همچنان رنجور خواهد بود. انقلاب اسلامی هرچند تا امروز اسرائیل را نابود نکرده، ولی رشد این غده‌ی سرطانی را متوقف نموده است.
چندی پیش یک روحانی‌نما به نام شیخ یاسر الحبیب (صاحب شبکه‌ی دینی فدک که از انگلستان پخش می‌شود) به عایشه اهانت کرد و لحن بسیار رکیکی به کار برد. او در واقع از موضع یک شیعه این الفاظ را به کار برد، ولی خوشبختانه مقام معظم رهبری بلافاصله عکس‌العمل نشان دادند و گفتند این کار خطاست، نباید به نمادها و مقدسات آن‌ها اهانت شود، همان طور که آن‌ها نباید اهانت کنند. این کار آب در آسیاب دشمن می‌ریزد. همین چند سطری که مقام معظم رهبری فرمودند به شدت مورد استقبال علمای الازهر، شخص آقای طیب و رهبران و علمای حوزه‌ی علمیه‌ی اهل سنت قرار گرفت.

بنابراین اختلاف‌افکنی بین مسلمانان یکی از حربه‌های قدیمی دشمن و یکی از دکترین‌های محاصره‌ی انقلاب اسلامی و تفکر اسلام‌خواهی به شمار می‌رود. آثار و عواقب این بحث‌های طایفه‌ای و مذهبی را امروز در پاکستان، کویت، هندوستان، افغانستان، عراق، لبنان و سوریه مشاهده می‌کنیم. امروز برخی از این افراد جشن شیعه‌کشان می‌گیرند تا شیعیان را وادار کنند عکس‌العمل نشان دهد. دشمن همین را می‌خواهد، اما خوشبختانه تا کنون علی‌رغم وجود حملات سنگین و دردناک بر پیکره‌ی برادران شیعه در سراسر جهان، به هیچ وجه نه مقام معظم رهبری و نه مراجع اعظام نجف، قم و... اجازه نداده‌اند شیعیان عکس‌العمل نشان دهند. هرچند حرکات خودسرانه‌ای بعضاً صورت می‌گیرد، ولی این مسئله عمومیت ندارد.

چندین بار سلفی‌ها در لبنان خواستند جنگ طایفه‌ای راه بیندازند، اما موفق نشدند. شیخ احمد الاسیر بارها شیعیان را تهدید به مرگ کرده است، اما ما اجازه نمی‌دهیم جنگ استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی با خط مقاومت، تبدیل به جنگ طایفه‌ای شود. هر بار که ممکن است جنگی طایفه‌ای در لبنان اتفاق بیفتد، سید حسن نصر‌الله با ظرافت، دلسوزی و خلوص، هشدار می‌دهند، نصیحت می‌کنند و آن تهدید خنثی می‌‌شود.

وحدت دیگری وجود دارد که باید بین ملت‌های مستضعف جهان علیه استکبار خودکامه به وجود آید. از همین حیث مقام معظم رهبری جمله‌ی بسیار رازآلودی فرمودند و آن این بود که به زودی شاهد اشاعه‌ی فرآیند بیداری به قلب اروپا خواهیم بود. این بیداری، مفهومی در ساحت وحدت دارد؛ یعنی قیامی که به دنبال تحقق عدالت و مقابله با سرمایه‌داری متوحش است به زودی به اروپا نیز خواهد رسید.

یک نوع سرمایه‌داری ملی داریم که در آن عده‌ای سرمایه‌دار، فعالیت‌های سالم اقتصادی می‌کنند و برای توسعه، عمران و آبادانی کشورشان خدمت می‌کنند و خودشان هم سود می‌برند. در سویی دیگر، یک نوع سرمایه‌داری متوحش مهارناپذیر و خودکامه وجود دارد که بر دنیا مسلط است. نمونه‌ی عیانی که نشان‌دهنده‌ی شکست این نوع سرمایه‌داری است، همین بحران منطقه‌ی یوروست. قیام مردم که بعضاً در لندن، رم ، پاریس، استکهلم، پراگ و... دیده می‌شود، نشان‌دهنده‌ی این است که مردم اروپا نیز بیدار شده‌اند. بارزترین این قیام‌ها، قیام وال‌استریت بود.

ما با این افراد یک مساحت مشترک داریم و دلیل اینکه مقام معظم رهبری فرمودند این بیداری به زودی به قلب اروپا سرایت خواهد کرد این است که این منطقه و مساحت، وحدت‌گرا و هم‌افزاست. در واقع ما با یکدیگر هم‌درد هستیم و باید با یکدیگر متحد شویم و این سرمایه‌داری متوحش و استکبار جهانی را از بین ببریم.

پس وحدت از دو منظر مد نظر مقام معظم رهبری است: وحدت در جهان اسلام و وحدت بین ملت‌های مستضعف در مقابل ملت‌های مستکبر.

اگر نکته‌ای در این زمینه باقی مانده است، بفرمایید.

همان طور که عرض کردم سخن گفتن پیرامون شخصیت این بزرگوار، به عنوان امام مسلمین، کاری بسیار دشوار است. بد نیست به این نکته اشاره کنم که جایگاه رهبری انقلاب اسلامی، همانند انقلاب‌های دیگر، یک جایگاه کاریزماتیک صرف نیست، گرچه ایشان کاریزمای بسیار بالایی دارند. از سویی دیگر، هرچند ایشان به نوعی انتخاب می‌شوند، ولی فقط جایگاه انتخابی ندارند. جایگاه ایشان همان جایگاه نایب امام زمان است، چون فرآیند انتخاب مراجع در مجلس خبرگان به نوعی حالت برگزیدگی و سنتی دارد و ما جمع این سه وجه را در شخصیت ایشان می‌بینیم.

در واقع اگر بخواهیم از منظر سنتی به رهبری نگاه کنیم، ایشان مرجع تقلید هستند. اگر بخواهیم از طریق قانونی به مسئله نگاه کنیم، ایشان توسط مجلس خبرگان انتخاب شده‌اند که اعضای این مجلس نیز به وسیله‌ی مردم انتخاب می‌شوند. اگر بخواهیم از منظر کاریزماتیک به ایشان نگاه کنیم، واقعاً بالاترین کاریزما را در شخصیت ایشان می‌توان دید. این موضوع به خوبی در سفرهای استانی مقام معظم رهبری و ملاقات مردم با ایشان مشاهده می‌شود. رابطه‌ی مردم با ایشان چیزی جز دلدادگی و سرسپردگی به این بزرگوار نیست.

با تشکر از فرصتی که در اختیار «برهان» قرار دادید.
برهان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .