گفتمان‌سازی الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت؟

از منظر رهبر معظم انقلاب، آرمان‌های انقلاب اسلامی و اهداف کلان جمهوری اسلامی تنها از راه تبدیل شدن به «گفتمان» محقق می‌شوند.راهکارهای «گفتمان‌سازی الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت» چیست؟

olgo_0.jpgاگر مروری بر بیانات چندساله‌ی اخیر رهبر انقلاب داشته باشیم، متوجه می‌شویم که از منظر ایشان، آرمان‌های انقلاب اسلامی و اهداف کلان جمهوری اسلامی تنها از راه تبدیل شدن به «گفتمان» محقق می‌شوند. این تأکید معظم‌له را در آخرین دیدارشان با اعضای شورای عالی مرکز طراحی الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت و اندیشکده‌های مرتبط با آن نیز می‌توان درک کرد؛ آنجاهایی که به کرّات اشاره داشتند الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت باید گفتمان‌سازی شود.

اگر بخواهیم منظور رهبر انقلاب از گفتمان‌سازی را درک کنیم، با رجوع به مجموعه‌ی صحبت‌های ایشان در این خصوص می‌توانیم بیان کنیم که گفتمان‌سازی آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و جمهوری اسلامی به معنای «تبدیل شدن» آن‌ها به روح کلی اقشار مختلف جامعه و تبلور آن‌ها در شیوه‌ی زندگی، زیرساخت‌های اجتماعی و جریان یافتن آن در سراسر مویرگ‌های حیات اجتماعی‌ است. به طور مثال، ایشان در دیدار جمعی از طلاب و روحانیون در آذرماه سال 88، گفتمان را این گونه توضیح می‌دهند:

«تبلیغ باید جریان‌ساز باشد. تبلیغ باید گفتمان‌ساز باشد. تبلیغ باید فضا ایجاد کند، گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود، در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آن وقت، این می‌شود گفتمان جامعه. این با کارهاى جداجداى برنامه‌ریزى‌نشده حاصل نخواهد شد. این کار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و کار فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ در وسیله‌ى فشارى است که می‌‌تواند آب یا مایه‌ى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است برساند. باید دائم با این دم دمید تا این اشتعاله میشه باقى بماند. این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ریزى احتیاج دارد.»

البته بدیهی ا‌ست که گفتمان‌سازی، مثل هر امر دیگری، مختصاتی دارد. یکی از مهم‌ترین مختصات آن، دوری از رفتارهای دستوری و کنش‌های مبتنی بر اجبار است. همان ‌طور که در دیدار اخیر رهبر انقلاب نیز تأکید شد، نباید تصور کرد که با صدور چند بخشنامه می‌توان گفتمان‌سازی کرد. به عبارت دیگر، در انجام این مهم، باید مبتنی بر «اقناع فطری افراد» عمل کنیم و از اعمال‌نظر پرهیز نماییم. وجود روش‌ها و برخوردهای مدیریتی و سیاسی، به جای روش‌های فرهنگی در این امر، نشان‌دهنده‌ی عدم درک فعالان این حوزه از مقوله‌ای است که پیش‌رو دارند.

یکی دیگر از مختصات گفتمان‌سازی، رعایت اصل «مأمور به تکلیف» بودن به جای اصل «مأمور به نتیجه» بودن است. یعنی اگر تصور شود که در فرآیند گفتمان‌سازی می‌توان همواره با پیش‌بینی جلو رفت و توقع داشت که همه‌ی برنامه‌ها، به اهداف از پیش تعیین‌شده برسند، سرآخر به دام پراگماتیسم، دوری از کیفیت گفتمان‌سازی و تبدیل شدن این طرح به یک کلیشه‌ی از پیش شکست‌خورده خواهیم افتاد. «بیلان‌سالاری» و «توجه صرف به آمار» در فعالیت‌های فرهنگی ‌ـ‌به عنوان هسته‌ی اصلی گفتمان‌سازی‌ـ یکی از نشانه‌های نتیجه‌گرا بودن محسوب می‌شود که در دیدار هیئت دولت با رهبر انقلاب در سال 90، مورد انتقاد ایشان هم قرار گرفته بود.

بدیهی ا‌ست که گفتمان‌سازی، مثل هر امر دیگری، مختصاتی دارد. یکی از مهم‌ترین مختصات آن، دوری از رفتارهای دستوری و کنش‌های مبتنی بر اجبار است. همان ‌طور که در دیدار اخیر رهبر انقلاب نیز تأکید شد، نباید تصور کرد که با صدور چند بخشنامه می‌توان گفتمان‌سازی کرد.
اصل دیگری که در این بین مهم است، «پروسه‌محور» دانستن یا «فرآیندی بودن» امر گفتمان‌سازی‌ است؛ به این مراد که نباید تصور شود گفتمان‌سازی مثل ساخت یک بناست و هر چه تعداد کارگران و مقدار مصالح ساختمانی بیشتر باشد، پروژه‌ی مد نظر ما سریع‌تر جلو می‌رود و ما نتیجه‌ی کار را در بازه‌ی زمانی اندکی مشاهده خواهیم کرد. خیر، گفتمان‌سازی این گونه نیست. همان‌ طور که در بیانات رهبر انقلاب نیز مشهود است، فعالان طرح الگوی پیشرفت اسلامی‌ایرانی، نباید تصور کنند که گفتمان مد نظر در یک مقطع کوتاه و مشخص به اهدافش خواهد رسید؛ زیرا این امر مثل هر پدیده‌ی گفتمانی دیگری، زمان‌بر است و باید نگاه تاریخی به آن داشت.

هرچند می‌توان شاخص‌های دیگری را در این زمینه بیان کرد، اما لازم است تا به این سؤال پاسخ دهیم که چرا باید پیشرفت مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و ایرانی، گفتمان‌سازی شود؟ به عبارت دیگر، در گفتمان‌سازی چه نکته‌ای نهفته است که در سایر روش‌ها وجود ندارد؟ و علت تأکید رهبر انقلاب بر این مقوله چیست؟

برای پاسخ به سؤالات فوق، باید گفت در هر جامعه‌ای، می‌توان سه بخش مدیریتی، نخبگانی و توده‌ای را از هم تفکیک کرد. هرچند این سه بخش دارای اشتراکاتی هستند، اما تفاوت‌هایی هم دارند که همین تفاوت‌ها باعث تمایز ایشان از هم می‌شود. از مهم‌ترین تمایزات موجود در بین این سه قشر، تمایز در روش درک واقعیت‌ها و رفتار مبتنی بر آن‌هاست. با این توضیح که در بخش مدیریتی جامعه، مجموعه‌ای از سلسله‌‌مراتب و دستورالعمل‌ها وجود دارد و هر سطح مدیریتی، مبتنی بر قانون بالادستی (قانون بالادستی به مثابه‌ی الگوی رفتار منتج از واقعیت درک‌شده) عمل می‌کند؛ یعنی منطق درک واقعیت و رفتار مبتنی بر آن در نظام سیاسی و مدیریتی جامعه، مبتنی بر قوانین و دستورالعمل‌هاست.

از سوی دیگر، در بخش نخبگانی جامعه، شما با منطق دیگری روبه‌رو هستید؛ منطقی که مبتنی بر اقناع منطقی و استدلالی فرد نخبه است. به عبارت دیگر، در بخش نخبگانی جامعه، فرد نخبه با یک سلسله فعالیت‌های استدلالی و عقلی محض، دست به درک واقعیت‌های موجود می‌زند و مبتنی بر همین نوع از درک، رفتار می‌کند؛ یعنی بر خلاف منطق موجود در حوزه‌ی سیاسی و مدیریتی جامعه، شما با یک مسیر یک‌طرفه‌ و عمودی انتقال اطلاعات و ارزش‌ها روبه‌رو نیستید. در اینجا فرد نخبه، خودش دست به درک واقعیت می‌زند، اما بر اساس استدلال عقلی و نتایج منطقی.

اما اوضاع در بدنه‌ی جامعه که مخاطب اصلی گفتمان‌سازی‌ است کاملاً فرق دارد. البته عدم درک تمایز موجود است که برخی از فعالیت‌های این‌چنین را به بیراهه می‌کشاند و خطر بالقوه‌ی طرح پیشرفت اسلامی‌ایرانی محسوب می‌شود. همین عدم درک تمایز موجود است که باعث شده است برخی مدیران کشور، به خصوص برخی مدیران فرهنگی، فکر کنند که با یک سری دستورالعمل و بخشنامه می‌توانند در بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت دست به خلق و فراگیر کردن یک گفتمان بزنند و یا بعضی از نخبگان کشور توقع داشته باشند که با روش‌های استدلالی و فکری محض، رویکرد جامعه به سبک زندگی تغییر کند.

فرقی که منطق درک واقعیت و رفتار مبتنی بر آن، در حوزه‌ی عمومی جامعه با دو حوزه‌ی دیگر دارد این است که بر خلاف حوزه‌ی مدیریتی، نه مبتنی بر دستورالعمل و بخشنامه و اعمال‌نظر است و بر خلاف حوزه‌ی نخبگانی، نه بر اساس اقناع فکری و استدلالی‌ است؛ بلکه منطق موجود در این حوزه، مبتنی بر «اقناع فطری» انسان‌هاست؛ اقناعی که چندان وابسته به استدلال و سلسله‌مراتب عقلی نیست (البته در زیربنای خود کاملاً به آن وابسته است)، بلکه مبتنی بر برانگیختن حساسیت‌های فطری جامعه است و شدیداً به مقوله‌ی هنر پهلو می‌زند.

در گفتمان‌سازی، باید مبتنی بر «اقناع فطری افراد» عمل کنیم و از اعمال‌نظر پرهیز نماییم. وجود روش‌ها و برخوردهای مدیریتی و سیاسی، به جای روش‌های فرهنگی در این امر، نشان‌دهنده‌ی عدم درک فعالان این حوزه از مقوله‌ای است که پیش‌رو دارند.
به طور مثال، اگر نگاهی به گفتمان‌سازی اسلام نوپا توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) داشته باشیم، متوجه می‌شویم که ایشان برای ترویج و فراگیری معارف اسلامی، مانند نوع رفتار در حوزه‌ی سیاسی و مدیریتی، قائل به اعمال‌نظر و قبولاندن ارزش‌های جدید بر اساس قدرت سیاسی نبودند و مانند نوع رفتار در حوزه‌ی نخبگانی، شروع به استدلال عقلی وجود خدا و معاد و سایر معارف دینی برای تک‌تک مخاطبانشان نکردند؛ بلکه با گسترش رفتارهای جدید و روی‌ کار آوردن اخلاق نو در حوزه‌ی عمل و شیوه‌ی زندگی و برخوردهای بالینی مبتنی بر ارزش‌های وحیانی، محرک‌های فطری انسان‌های پیش‌روی‌شان را حساس می‌کردند و آن‌ها را حاضر به پذیرش خودخواسته و عمیق دین جدید در ناخودآگاهشان می‌نمودند.

حال، گفتمان‌سازی با تعاریفی که موجود است و طبق آنچه در بالا آمد، تا حد بسیاری با نوع منطق موجود در حوزه‌ی عمومی جامعه هم‌پوشانی دارد و به همین دلیل است که رهبر انقلاب، برای فراگیر شدن الگوی پیشرفت اسلامی‌ایرانی، تأکید ویژه‌ای بر گفتمان‌سازی دارند. به مراد دیگر، تنها راه فراگیر کردن ارزش‌ها و اهداف دینی و انقلابی مد نظر، استفاده از روشی است که با منطق موجود در حوزه‌ی عمومی تناسب داشته باشد و این روش، چیزی جز گفتمان‌سازی‌ نیست.

بر اساس روش گفتمان‌سازی ا‌ست که جزئیات موجود در سبک زندگی اسلامی و الگوی پیشرفت اسلامی‌ایرانی، به نقاط بعید و مویرگ‌های بسیار دور حیات اجتماعی‌مان می‌رسد و در یک بازه‌ی زمانی بلندمدت و با یک نگاه تاریخی، شاهد تغییر زیرساخت‌های اجتماعی و نتیجتاً نوع زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی خویش خواهیم بود؛ زیرا تنها در این روش است که بدنه‌ی جامعه‌ مخاطب قرار می‌گیرد و بدیهی‌ است که تا بدنه‌ی جامعه به یک ارزش یا رفتاری روی نیاورد، نمی‌توان ادعا کرد که آن جامعه دارای آن ارزش و رفتار است.

همان‌ طور که در بالا هم اشاره شد، هسته‌ی اصلی گفتمان‌سازی، فعالیت‌های فرهنگی بلندمدت و متنوع است. در قالب فعالیت‌های فرهنگی، به ویژه فعالیت‌های هنری، می‌توان با حجم انبوهی از مخاطب در ارتباط بود و روی آن‌ها تأثیرات تربیتی عمیقی گذاشت. به همین دلیل است که جایگاه فعالان فرهنگی و هنرمندان انقلاب اسلامی در تحقق گفتمان پیشرفت اسلامی‌ایرانی، جایگاه ویژه و ممتازی‌ است و صدالبته از همین منظر است که می‌توان توجه ویژه‌ی رهبر انقلاب به مقوله‌ی هنر و دیدارهای‌ مکررشان را با هنرمندان و نیروهای فرهنگی تحلیل نمود.

اما در این بین، باید توجه داشت که هنر مدرن غربی، به علت دوری از ارزش‌های فطری و با سوءاستفاده از «محرک‌های حسی و جنسی» به جای «ارزش‌های فطری»، در تلاش است تا روش اقناعی موجود در گفتمان‌سازی را قلب کند و با تأثیرات ناخواسته بر روی ناخودآگاه مخاطبان، ایشان را به سمت اهداف مد نظرش سوق دهد. در نتیجه لازم است تا هنرمندان و نیروهای فرهنگی انقلابی، غیریت‌سازی لازم را انجام دهند و به این نکته توجه کنند که برای تحقق گفتمان پیشرفت اسلامی‌ایرانی، مجاز به سوءاستفاده‌‌‌ای از جنس سوءاستفاده‌ی هنر مدرن غربی نیستند؛ زیرا طبق ارزش‌های اسلامی، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند.
(سید مجتبی نعیمی،دانشجوی ارشد علوم سیاسی، برهان،۱۳۹۱/۱۲/۲۰)

طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

مقدمه و طرح موضوع

انسان بر اساس فطرت الهی خویش همواره در آرزوی تکامل، پیشرفت، ترقی و بهبود اوضاع خود است، این خصیصه مشمول گذر زمان نشده، در همه عصرها و نسل‌ها دستیابی به وضع مطلوب و پیشرفت و توسعه مدنظر بوده است؛ اگر چه میزان و کیفیت پیشرفت، چشم انداز، راهکارها و اولویت‌های هریک متفاوت بوده است.

انقلاب اسلامی تحولی بنیادین بر‌ای تغییر و دگرگونی اوضاع در مسیر رساندن انسان به رشد و تکامل مطلوب خویش و هدایت جامعه درمسیر پیشرفت همه‌جانبه و شکوفایی استعدادها و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بالقوه و بالفعل جامعه محسوب می شود.

نظام مقدس جمهوری اسلامی در دهه نخست حیات پربرکت خویش به تثبیت نظام و استقرار امنیت، تامین استقلال و آرامش جامعه از طریق مرتفع ساختن چالش‌ها، مدیریت بحران‌ها و سرکوب عوامل نا‌امنی اهتمام ورزید. بدیهی است امنیت، مهمترین پیش نیاز هرگونه پیشرفت است؛ جوامع نا‌امن فرصت سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی پیدا نمی‌کنند؛ سرمایه‌گذاران نیز خطرها و ریسک سرمایه‌گذاری در نقاط ناامن و بی‌ثبات را به جان نمی‌خرند؛ ناامنی‌ها موجی از تخریب‌ها را به همراه دارند. ملت و مسؤولان کشورمان در دهه دوم و سوم انقلاب اسلامی نیز با چهار برنامه پنج ساله و چشم‌انداز بیست ساله مسیر پیشرفت همه جانبه را در پیش گرفتند؛ شتاب حرکت پیشرفت در ایران سریعتر از شتاب توسعه کشورهای پیشرفته در آغازین مراحل توسعه‌یافتگی آنها بوده است، لکن این تلاش‌ها و مجاهدت‌ها فاقد یک الگوی جامع و بومی و اسلامی پیشرفت بوده است. خلاء الگوی یادشده سبب شد تا مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۹ به مفهوم‌سازی، تشریح الزامات و شاخصه‌ها و تشکیل هیأتی از نخبگان کشور برای طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اقدام کردند و نوشتار حاضر به تبیین این مهم می‌پردازد.

مفهوم شناسی موضوع

در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چند مفهوم کلیدی به چشم می‌خورد که با تجزیه موضوع می‌توان مهمترین آنها را الگوی اسلامی، ایرانی، پیشرفت دانست.

۱٫ الگو: الگو چارچوب نظری و ذهنی است که پایه و معیار حرکت قرار می‌گیرد. الگو، نقشه راه است. رهبری معظم انقلاب اسلامی، الگو را نقشه جامع دانستند که به ما می‌گوید به کدام سمت و برای کدام هدف داریم حرکت می‌کنیم. بدون نقشه جامع، دچار سردرگمی خواهیم شد؛ همچنان که در طول این ۳۰ سال به حرکتهای هفت و هشتی، بی هدف و زیگزاگ مبتلا بودیم و به این در و آن در زدیم.(۱)

برای طراحی الگو باید نهضت نرم‌افزاری و جنبش تولید علم را جدی گرفت؛ گفتمان‌سازی، نظریه‌پردازی و تئوری‌پردازی لازم دارد؛ یک شأن نخبگانی است که باید در دراز مدت تحقق پیدا کند. اتاق‌های فکر راه انداخت؛ نشست‌های راهبردی و همایش‌های تخصصی برگزار کرد و با فراخوان مقالات و میزگردهای علمی و فعال کردن کمیته‌ها و کارگروه‌های کارشناسی به بررسی موضوع پرداخت و با تعریف و طراحی پروژه‌های پژوهشی و طرح‌های تحقیقاتی به بررسی‌های کارشناسی ابعاد،گستره و عمق بیشتری بخشید.

۲٫ اسلامی: اسلامی بودن الگو به معنای استخراج مبانی، چارچوب‌ها و الگوی پیشرفت از منابع و مبانی اسلامی است که مبتنی بر مبانی نظری و فلسفی اسلام باشد؛ تمامی مراحل و فرایند طراحی و اجرای الگو باید برخاسته از اسلام باشد. تقلید از اندیشه‌های غیر اسلامی و چارچوب‌های غربی و غیر‌بومی در این زمینه زیانبار است؛ اگر چه استفاده از نقاط مثبت دستاوردهای فرهنگ و تمدن بشری پس از بومی‌سازی مد‌نظر خواهد بود.

این الگو… اسلامی است، به خاطر این‌که غایات، اهداف، ارزش‌ها و شیوه‌های کار، همه از اسلام مایه خواهد گرفت، یعنی تکیه ما به مفاهیم اسلامی و معارف اسلامی است.(۲)

۳٫ ایرانی: ولی امر مسلمین به رغم پذیرفتن نگاه کارشناسان و نخبگان در خصوص منظور از ایرانی بودن الگو با شاخصه‌هایی همچون شرایط تاریخی، شرایط جغرافیایی، شرایط فرهنگی، شرایط اقلیمی، شرایط جغرافیای سیاسی ایرانی داشتن تأکید می‌کنند که: الگوی ایرانی طراحان آن متفکران ایرانی هستند. ما نمی‌خواهیم این الگو را از دیگران بگیریم، ما می‌خواهیم آنچه را که خودمان لازم می‌دانیم، مصلحت کشورمان می‌دانیم، آینده‌مان را می‌توانیم با آن تصویر و ترسیم کنیم، این را در یک قالبی بریزیم.(۳)

۴٫ پیشرفت: منظور از پیشرفت، وجود حرکت، تکاپو و جهش از وضع موجود به سمت رسیدن به وضع مطلوب یعنی چشم‌انداز یا اهداف بلند‌مدت و میان‌مدت است؛ در این الگو، ایستایی، رکود، توقف و تردید راه ندارد و این پیشرفت باید در مقایسه با رقبای ما مشهود و ملموس باشد و رشد و تعالی انسان محقق شود.

اهداف تشکیل نشست‌های اندیشه راهبردی

رهبر معظم انقلاب، سلسله نشست‌هایی را با این عنوان ترتیب دادند و از قاطبه صاحبنظران مربوط دعوت کردند و نظرات آنان را شنیدند و دیدگاه‌های برخی را نیز به طور مکتوب گرفتند و تأکیدکردند که طراحی الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت باید به گفتمان عمومی تبدیل شود؛ در عین حال ولی‌امر مسلمین سه هدف اصلی را برجسته دانستند:

۱- درگیر شدن متفکران و اندیشه ورزان در مسایل کلان کشور: مقصود ما … در درجه نخست این است که متفکران کشور، اندیشه‌ورزان کشور، خودشان را درگیر مسایل کلان کشور بکنند. (۱۰/۹/۸۹) بدیهی است تدوین الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت یکی از مسایل کلان کشور است.

۲- ایجاد یک فرهنگ و یک گفتمان در جامعه: هدف دوم این است که یک فرهنگ و یک گفتمان، نخست در میان نخبگان و به تبع آن در سطح عموم جامعه به وجود بیاید … متأسفانه جامعه نخبگانی ما هنوز در بخش‌های مهمی از این مسأله به یک نتیجه صحیح و درست نرسیده‌اند، که این باید اتفاق بیفتد و به حول و قوه الهی اتفاق خواهد افتاد. (همان)

۳- ریل‌گذاری و جاده‌سازی برای اداره کشور در ده‌ها سال آینده: این جلسات به ریل گذاری و جاده سازی منتهی خواهد شد. این کار متعلق به اشخاص و مقامات نیست؛ کار متعلق به بنده نیست؛ این کار همه است؛ همه ما در زمینه این کاری که دارد انجام می‌گیرد، مسؤولیت داریم؛ هرکدام به قدر توانایی‌های خودمان، ظرفیت‌های خودمان، سعه و شعاع قدرتی که در اختیار ما هست، در این زمینه مسؤولیم که باید انشاء الله دنبال کنیم.(همان)

پیش‌فرض‌ها

تهیه این الگوی جامع چند پیش‌فرض اساسی دارد. یکی اینکه محصول این کار، آنی و زود بازده نیست و نباید انتظار داشت در یک یا چند جلسه به نتیجه برسد بلکه یک کار بلند مدت است. دوم این‌که نتیجه این تلاش‌ها یک سند بالادستی برای نظام خواهد بود و نسبت به همه اسناد برنامه‌ای کشور و سند چشم انداز بیست‌ساله و سیاستگذاری‌های خرد و کلان کشور اولویت دارد. سوم این‌که این الگو منعطف است و جمود و توقف در آن راه ندارد و راهبردهای آن به حسب شرایط و اقتضائات زمان تغییر می‌کند و حک و اصلاح می‌شود.

عرصه‌های پیشرفت

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از جامعیت لازم برخوردار خواهد بود و تمامی ابعاد و عرصه‌های مورد نیاز کشور را شامل می‌شود. رهبر معظم انقلاب در بیانات خویش در نخستین جلسه نشست‌های راهبردی تدوین الگو، مهم‌ترین عرصه‌های پیشرفت را در چند محور اساسی دسته‌بندی نمودند:

۱- پیشرفت در عرصه تفکر، منطق و بصیرت: ما بایستی جامعه را به سمت یک جامعه متفکر حرکت دهیم، این هم درس قرآنی است؛ البته این از مجموعه نخبگان شروع خواهد شد و بعد سرریز خواهد شد به آحاد مردم.

۲- پیشرفت در عرصه علم: البته علم هم خود، محصول فکر است. خوشبختانه چندسالی است که این حرکت شروع شده؛ نوآوری علمی و حرکت علمی و به سمت استقلال علمی حرکت کردن.

۳- پیشرفت در عرصه زندگی و کارو تلاش: همه چیزهایی که در زندگی یک جامعه به عنوان مسائل اساسی و خطوط اساسی مطرح است، در همین عنوان می‌گنجد. مثل امنیت، عدالت، رفاه، استقلال، عزت ملی، آزادی، تعاون، حکومت، اینها همه زمینه‌های پیشرفت است، که باید به اینها پرداخته شود.

۴- پیشرفت در عرصه معنویت، ایمان و اخلاق: که از همه اینها مهمتر است و روح همه اینهاست. ما بایستی این الگو را جوری تنظیم کنیم که نتیجه آن این باشد که جامعه ایرانی ما به سمت معنویت بیشتر پیش برود… باید برای همه روشن شود که معنویت نه با علم، نه با سیاست، نه با آزادی، نه با عرصه‌های دیگر، هیچ منافاتی ندارد، بلکه معنویت، روح تمام اینهاست… البته نمونه کامل این دنیا در دوران ظهور حضرت بقیه الله (ارواحنافداه) اتفاق خواهد افتاد. (رهبرمعظم انقلاب،۱۰/۹/۸۹)الزامات طراحی الگوی پیشرفت اسلامی

اسلامی بودن الگوی پیشرفت مانند هر مقوله دیگر دارای شاخصه‌ها، و الزاماتی است که بدون مراعات دقیق آنها در فرایند طراحی و اجرا نمی‌توان مدعی اسلامی بودن شد. برخی از مهمترین این الزامات عبارتند از :

۱٫ اعتقاد به توحید و مبداء عالم: این تخستین مسأله است. مهمترین مشکل دنیایی که امروزه رنگین ترینش در غرب متجلی است، جدایی از خدا و اعتقاد به خدا و التزام به اعتقاد به خداست.(۴)

۲٫ توجه کامل به معاد، محاسبه و زندگی پس از مرگ: ملتی که به حساب و کتاب «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل ذره شرا یره » باور دارد و در برنامه عملی‌اش لحاظ کند در زندگی‌اش تحول اساسی پدید می‌آید.(۵) جهاد و ایثار بدون اعتقاد به معاد معنا پیدا نمی‌کند.

۳٫ نگاه اسلامی به رستگاری و محور بودن انسان: انسان‌، محور است. همه این مسایلی که ما داریم بحث می‌کنیم، مسأله عدالت، امنیت، رفاه، عبادت، برای این است که فرد انسان سعادتمند شود و اینها از مقدمات نجات و سعادت انسان هستند. و هدف نهایی عبارت است از رستگاری انسان.(۶)

۴٫ پیوستگی دنیا و آخرت: دنیا مزرعه آخرت است.(۷) دنیا و آخرت دوروی یک سکه هستند، کافر همین حالا توی جهنم است اما نمی‌فهمد.(۸)

۵٫ توجه به نگاه اسلام به امر حکومت: صلاح فردی در امر حکومت در اسلام، بسیار مهم و اساسی است، هرکس به هر اندازه‌ای از مدیریت که می‌خواهد مباشرت کند، بایستی صلاحیت آن را در خویش به وجود بیاورد یا در خودش ببیند و بپذیرد، بدون این، عمل نامشروعی انجام داده است. (دخان/۳۱) در امر حکومت‌، اسراف، علو و استعلاء و استئثار، دست به دست کردن بیت‌المال بین خودشان و… ممنوع و مردود است.

۶٫ نگاه اسلامی و نگاه غیر مادی به اقتصاد: بسیاری از این مشکلاتی که در دنیا پیش آمده، به خاطر نگاه مادی به مسأله اقتصاد و مسأله پول و مسأله ثروت است. اسلام برای ثروت اهمیت قائل است، اعتبار قائل است، تولید ثروت در اسلام مطلوب است، منتها با نگاه الهی و معنوی. نگاه الهی و معنوی این است که از این ثروت برای فساد، برای ایجاد سلطه، برای اسراف نباید استفاده کرد، از این ثروت بایستی برای سود جامعه بهره برد.

۷٫ عدالت محوری: یکی از ارکان اصلی این الگو باید حتما مسأله عدالت باشد. اصلاً عدالت معیار حق و باطل حکومت هاست. یعنی در اسلام اگر شاخص عدالت وجود نداشت حقانیت و مشروعیت زیر سوال است.(۹)

الزامات تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت:

۱٫ تحول در علوم اجتماعی و علوم انسانی مبتنی بر آموزه‌های وحیانی.

۲٫ شناسایی و سازماندهی صاحبنظران مسلمان.

۳٫ برنامه ریزی برای آموزش و ترویج الگوی طراحی شده.

۴٫ حفظ استقلال جمهوری اسلامی ایران.

۵٫ حفظ وحدت و استحکام اجتماعی اقشار مختلف و تمامی مسلمانان.

۶٫ تدریجی بودن تحقق آن.

۷٫ استفاده از تجارب موفق در جهان.

۸٫ مبارزه همه‌جانبه با نظام سلطه و افشای ماهیت آن.

۹٫ ایجاد امیدواری در مردم به ویژه جوانان.

۱۰٫ حمایت از محرومین و مستضعفان جهان.

۱۱٫ تقویت فرهنگ کار و تلاش وجهاد اقتصادی.

۱۲٫ تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی در همه ابعاد.

۱۳٫ حفظ و تحکیم بنیان خانواده و پایه‌ریزی نظام تعلیم و تربیت اسلامی.

۱۴٫ تاسیس حلقه‌های فکری و کرسی‌های نظریه‌پردازی و توسعه همه‌جانبه علم، فناوری و تفکر.(۱۰)

فرایند تاسیس مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

دردوم خرداد ۱۳۹۰ رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکمی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را تأسیس و آقای دکتر صادق واعظ زاده را به ریاست مرکز و رئیس شورای عالی آن مصوب کردند در این حکم اعضای شورای عالی مرکز نیز تعیین شدند که عبارتند از: حجج اسلام علی‌اکبر رشاد، احمد واعظی، سید‌حسین میر‌معزی، و آقایان دکتر پرویز داودی، سید‌منصور خلیلی عراقی، محمد‌هادی زاهدی وفا، هادی اکبر‌زاده، سعید جبل عاملی، سید‌حبیب‌الله میر‌غفوری.

در نخستین جلسه شورای عالی مرکز که در ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ برگزار شد، حدود و گستره الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و روش‌شناسی تحقیق و تدوین آن مورد بحث قرار گرفت و بر استفاده از ظرفیت‌های گسترده فکری و تخصصی کشور و توجه به کار‌های پژوهشی انجام شده و در دست انجام تاکید شد. همچنین آئین نامه داخلی شورای عالی مرکز نیز به تصویب رسید.

تاکنون چندین همایش موضوعی و تخصصی در این رابطه برگزار شده و صاحبنظران رشته‌های مختلف حوزوی و دانشگاهی نظرات و دیدگاههای خود را ارائه کرده‌اند.

پیش از تأسیس مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دو نشست صمیمی از سوی رهبر معظم انقلاب با عنوان نشست اندیشه‌های راهبردی در حضور معظم‌له و با شرکت نخبگان و کارشناسان رشته‌ها و عرصه‌های مرتبط اعم از حوزوی و دانشگاهی تشکیل شد؛ نشست اول در مورخ ۱۰/۹/۸۹ و نشست دوم در ۱/۳/۹۰ برگزار شدند که محتوای نشست اول در مباحث پیشین این نوشتار مورد بحث قرار گرفت و معظم له در نشست دوم به طور مبسوط به ضرورت توجه همه جانبه به مقوله عدالت و جایگاه آن در مکتب حیات‌بخش اسلام و معارف نورانی وجاودان قرآن کریم و ضرورت عنایت بدان در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تأکید و تصریح کردند.

نقاط افتراق و اشتراک توسعه و پیشرفت

در مباحث مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، پیشرفت غیر از توسعه قلمداد شد، در بیانات معظم‌له به نقاط افتراق و اشتراک دو مفهوم توسعه و پیشرفت اشاره شده است که اهم آن مطالب به اختصار ارائه می‌شود.

الف) مهمترین نقاط افتراق پیشرفت و توسعه عبارتند از :

۱٫ عدالت: پیشرفت همراه با عدالت است اما توسعه همواره منهای عدالت بوده است در غرب به عدالت توجه نمی‌شود و حتی عدالت اجتماعی را مانع توسعه می‌دانند.

۲٫ الگوی بومی یا غربی: در توسعه، منظور غربی‌ها از توسعه یافتگی مترادف با غربی شدن است، کشور توسعه یافته، کشوری است که کاملاً در تمامی ابعاد و عرصه‌ها، فرهنگ و هنجارهای غربی را پذیرفته و بکار بسته است و از نگاه آنان کشور در حال توسعه به کشوری اطلاق می‌شود که در حال پذیرش و تحقق و کاربست فرهنگ غرب است اما الگوی پیشرفت، خاستگاه بومی و اسلامی دارد؛ در آن استقلال همه‌جانبه محقق می‌شود.

۳٫ نگاه به انسان: در اسلام هدف از پیشرفت، رستگاری و رشد و تکامل و تعالی و آسایش انسان است و انسان را خلیفه و جانشین خداوند می‌داند و در قانونگذاری، برنامه‌ریزی و اجرا به نیازهای اساسی انسان توجه دارد. اما در توسعه غربی انسان جایگزین خدا قلمداد می‌شود و خواست انسان را معیار حق می‌دانند؛ نسبت به انسان تنها نگاه مادی و ابزاری و دنیوی دارند و به اخلاق و معنویت توجه ندارند.

ب) وجوه اشتراک پیشرفت و توسعه

۱٫ روح خطر پذیری

۲٫ روح ابتکار و خلاقیت

۳٫ اقدام و انضباط

این‌گونه امور در هر جامعه‌ای برای پیشرفت و توسعه لازم و ضروری هستند.

پیشنهاد کابردی

براساس تأکیدات مصرح رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر وظیفه همگانی در ایجاد فرهنگ و گفتمان پیشرفت اسلامی ایرانی در سراسر کشور و ضرورت تحقق مطالبات معظم‌له شایسته است مسؤولان، نخبگان، هادیان، مربیان و عناصر توانمند و دلسوز هر یک در سطح خویش نسبت به تشکیل اتاق‌های فکر، جلسات بحث و گفت وگو، همایش‌های موضوعی و فراخوان مقالات با محوریت این مهم اهتمام ورزند و با این وسیله به تکلیف دینی و انقلابی و ولایتمداری خود جامعه عمل بپوشانند.

پی نوشت‌ها:
۱٫ ۱۰/۹/۸۹ درنخستین نشست اندیشه‌های راهبردی
۲٫ همان
۳٫ همان
۴٫ بقره/۱۵۶، حشر/۲۴، فتح/۴، حشر/۲۴
۵٫ زلزال/۷و۸، عنکبوت/۶۴
۶٫ مائده/۲،حدید/۲۵، بلد۸-۱۰
۷٫ ارشاد القلوب، ج۱، ص۸۹
۸٫ توبه/۴۹
۹٫ رهبر معظم انقلاب اسلامی، ۱۰/۹/۸۹
۱۰٫ علی احمدی، علیرضا، پیش طرح الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، چاپ اول، ۱۳۹۰، نشر تولید دانش، ص۱۲۹

(طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، به قلم علی مرادزاده، پایگاه اطلاع رسانی عملیات روانی و جنگ نرم )

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
11 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .