گزارشى از اجلاس جهانى جوانان و بيدارى اسلامى

تحقق بسيج جهاني اسلام با محوريت جوانان طلبه و دانشجو
دختر شهيد مغنيه هم مردانه سخن گفت! خودش را دختر آقا معرفي كرد، وقتي گفت از سرزمين سيدالمقاومه سيدحسن نصرالله آمده ام، همه فرياد زدند: «لبيك نصرالله»آقا كه شروع به سخن كرد، صحبت هاي ايشان را با دقت گوش مي دادند. با اينكه بايد ترجمه مي شد و به نظر زبان اصلي با فضاي زبان ترجمه فرق دارد؛ اما شعارها و تكبيرها به موقع بود!

اختصاصی بصیرت:آن زمان كه امام خميني(ره) مي فرمود: «بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است، چراكه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست، بايد هسته هاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.» و يا دردمندانه در اواخر عمر شريفش بيان مي كرد: «راستي اگر بسيج جهاني مسلمين تشكيل شده بود، كسي جرئت اين همه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوي رسول الله- صلي الله عليه و آله و سلم- داشت؟» شايد عده اي اين حرف ها را آرماني دست نيافتني مي دانستند؛ اما آنان كه به امام اعتقاد قلبي داشتند، اين را هم مانند پيش بيني ديگر امام كه اوايل شروع نهضت بيداري اسلامي مردم ايران گفته بود «سربازان من در گهواره اند» مي دانستند كه همگان ديدند در سال هاي بعد تحقق پيدا كرد! اجلاس جوانان و بيداري اسلامي را در اين راستا بايد تحليل كرد. آنچه امام گفت، امروز در حال ظاهر شدن است به نظر، اينجا مي توان به اين فرمايش امام خامنه اي(مدظله العالي) هم تمسك كرد: «و من اقرار كنم، اعتراف كنم؛ اول كسي كه اين نقش را فهميد، امام بزرگوار ما بود - مثل خيلي چيزهاي ديگري كه اول او فهميد، در حالي كه هيچ كدام از ماها نمي فهميديم.» (14/10/1390)

به گفته دكتر ولايتي چنين اجتماعي در طول تاريخ اسلام از نظر جمعيت و جغرافيا تاكنون سابقه نداشته است.لباس ها، زبان ها، لهجه ها، حتي رنگ پوست ها با هم فرق داشت، جواناني از 73 كشور دور هم جمع شده بودند... اما مشتركاتي هم داشتند كه همه اين تفاوت ها را تحت الشعاع قرار مي داد؛ همه مسلمان بودند، همه هنگام شنيدن نام حضرت رسول(ص) صلوات مي فرستادند. هنگام شروع سخن بسم الله گفته و بر پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) او درود مي فرستادند. با شنيدن صداي اذان، آستين ها را بالا زده، آماده وضو شدند. موقع نماز همه دنبال يك قبله مي گشتند و همه به همان سو اقامه نماز كردند.همه جوان بودند، اهل بحث، آرمان گرا، منتقد، صريح، فعال، پرشور و... همه انقلابي بودند؛ مخالف استبداد و ديكتاتوري، مخالف آمريكا و رژيم صهيونيستي، شعارشان الله اكبر، حامي فلسطين، عاشق امام خميني و انقلاب ايران، مشتاق زيارت مقام معظم رهبري. اين مشتركات سبب شده بود، دو روز دوستانه در كنار هم با همه آن تفاوت ها با هم بگويند، نقد كنند، و براي آينده جهان اسلام برنامه ريزي كنند.

قبل از ورود به همايش، امتداد برج ميلاد را با نگاهت دنبال مي كني و لاجرم به آسمان مي رسي! تقريباً همه اين تجربه را داشتند و آفتاب بي رمق بهمن ماه چشم همه را يك باري نوازش داده بود!اجلاس جهاني جوانان و بيداري اسلامي در حال شروع شدن بود؛ اما دوربين هاي صداوسيما ديرتر از ميهمان ها رسيده بودند! نصب دوربين ها و آماده كردن سن، در حضور ميهمان ها انجام شد !صحن اصلي سالن در اختيار ميهمانان خارجي بود و 170 جوان ايراني، اجلاس را از بالكن سالن دنبال مي كردند.. رسم ميهمان نوازي همين است.

كم كم همه آمدند 1330 جوان پرشور انقلابي از سرتاسر عالم... تونس، سيبري، پرو، لبنان، موريتاني، فلسطين، مالي، آرژانتين، پاكستان و... جوانان مسلمان به خصوص اعراب، گويا بغض فروخفته اي داشتند، تا فضا ساكت مي شد، فرياد شعارشان بلند مي شد، هر كسي به زباني نفرت خود از آمريكا و اسرائيل را بروز مي داد. «الشعب يريد...» شعار مشترك همه بود كه با اين جملات تكميل مي شد؛ تحرير فلسطين، تحرير بحرين، وحدت الاسلاميه، ...

وقتي «رمضان عبدالله» در سخنراني خود اعلام كرد ان شاءالله سال بعد اجلاس دوم جوانان و بيداري اسلامي در غزه برگزار شود، همه با شور وصف ناپذيري در حمايت از اين سخن دست زدند و تكبير گفتند. احمدي نژاد كه آمد، استقبال پرشوري از او انجام شد. جلسه هيئت رئيسه و سخنراني ها تا ظهر طول كشيد.بعد از نماز و ناهار، كميسيون هاي شش گانه تشكيل شد، موضوعات اصلي اين شش كميسيون به اين شرح بود؛

1- مباني نظري، فكري و عوامل پيشرفت و گسترش بيداري اسلامي 2- حاكميت اسلام، الگوها، دستاوردها وجوانان

3 -استكبار جهاني آمريكا و صهيونيسم در مواجهه با موج بيداري اسلامي 4- جوانان، مقاومت، فلسطين و بيداري اسلامي

5- آسيب شناسي فرصت ها و تهديدات بيداري اسلامي

6- چشم انداز و افق هاي آينده بيداري اسلامي. در كميسيون آفاق و چشم انداز از سنگال و اتريش و عراق و ليبي و .. سخنراني كردند همه از امام خميني(ره) مي گفتند و در مقالات خود سخني از ايشان را آورده بودند.. تجليل از امام راحل، ترجيع بند همه سخنراني ها بود. كم و بيش در ساير كميسيون ها نيز همين گونه بود.در راهروي همايش، گروه هاي مختلف با هم در گروه هاي دو و چندنفري مشغول صحبت كردن بودند و در مورد كشورها و جغرافياي خود تبادل نظر مي كردند. جوانان ايراني هم در اين ميان بسيار فعال بودند و افراد، علاقه خاصي به بحث با ايراني ها داشتند. سوالات گوناگوني در ذهن آنها پيرامون انقلاب ايران وجود داشت. بسيار برايشان جذاب بود كه جواب هاي تازه مي شنيدند، چراكه به هر حال، سيطره رسانه اي غرب سبب شده خيلي از واقعيت ها و حقايق از چشم اينها مخفي بماند. به گفته دو جوان تونسي، آنها اخبار را بيشتر از يوتيوب و فيس بوك دنبال مي كردند!

جواني از تونس در مورد رنگ عمامه هاي علماي شيعه پرسيد. مي پنداشت هر كه عمامه سياه بر سر دارد، نشانه عظمت علمي اوست. وقتي برايش توضيح داديم كه عمامه مشكي و يا به قول او سوداء مخصوص سادات و اولاد رسول خدا(ص) و حضرت فاطمه(س) است با خنده اي گفت: امروز تازه اين مطالب را فهميدم! و پرسيد: يعني سيد قائد از اولاد رسول الله است؟ در كافي نتي كه كنار سالن ايجاد شده بود برخي به سرعت اخبار را در وبلاگ شان مي گذاشتند!بعد از كميسيون ها، نشست هاي تخصصي منطقه اي مصر، تونس، ليبي، پاكستان و ... برگزار شد و اوضاع هر كشور در آنجا مورد بحث و بررسي قرار مي گرفت. بعضاً در اين جلسات، بحث هاي جنجالي نيز در مي گرفت و اختلاف نظراتي بروز مي كرد؛ مثلاً در نشست مصر، دو مصري در مورد مسئله اي با هم بحث مي كردند و معلوم بود دو نظر مقابل هم هستند؛ اما اين بحث ها قلب ها را از هم دور نكرد. اوج اين بحث ها در لابي هتل ها بود، هتل استقلال و آزادي كه پذيراي اين جوانان بود، تا نيمه هاي شب شاهد بحث هاي مختلف جوانان در مورد جهان اسلام بودند. بحث هايي كه در آخر با عكس هاي يادگاري و رد و بدل كرن ايميل و شماره تلفن و شعار عليه آمريكا و اسرائيل پايان مي گرفت.

يكشنبه شب، وقتي گفته شد احتمالاً ايراني ها به ملاقات آقا نمي روند، غوغايي به پا شد! ناراحتي و اعتراض جوانان ايراني در جاي جاي همايش مشهود بود. بالاخره اين شكوه ها جواب داد و حوالي نيمه شب دوشنبه، خبر خوش ديدار همه ميهمانان، هم ايراني و هم خارجي با آقا، گرد ناراحتي را از قلب جوانان ايراني شست.روز ديدار با آقا از روزهاي باشكوه اين همايش بود. ايراني ها كه شب گذشته، محروميت از زيارت آقا به شدت آنها را ناراحت كرده بود، از هشت صبح در مقابل بيت بودند!پس از ورود به بيت، اعلام شد ميهمانان ايراني بايد عقب بنشينند. اين را هم گذاشتيم به حساب ميهمان نوازي. خوب راست مي گفتند، اين جوانان از جاي جاي دنيا آمده بودند امروز آنها بيشتر حق داشتند براي ديدن آقا! روز قبل كلي در مورد ولايت فقيه و شيوه انتخاب او و مجلس خبرگان و ... با برخي ميهمانان خارجي بحث شده بود! اما حسينيه امام خميني(ره) به تنهايي از ساعت ها بحث براي اين جماعت گوياتر بود. خانه اي در مركز شهر بين مردم بين بازار شلوغ جمهوري و ولي عصر! شايد اين جوانان منتظر ديدن كاخ بودند!

اينجا هم هر كه مي رسيد، سر به آسمان بلند مي كرد، شايد كاخ رهبر ايران را ببيند! اما خبري از كاخ و ساختمان مجلل نبود! اما نگاهشان دوخته مي شد به آسمان... اينجا زمين را هم كه نگاه مي كردند ياد آسمان مي افتادند! زيلوهاي آبي و رنگ ورو رفته بيت! اينجا همانجايي است كه آمريكا و اسرائيل بارها از همين جا تودهني خورده اند. ولايت فقيه، يعني همين، يعني اتصال از زمين به آسمان! هيبت اينجا به خاطر سادگي اش است.همه كه آمدند، بازهم شور و حرارت خاصي بر پا شد. باز هم شعار باز هم فريادهاي مكرر! ميدان التحرير و ميدان لولو را به يادت مي آورد!

وقتي گروه سرود لبناني شعرش را مي خواند و به اين مصراع مي رسيد «هل من ناصر فدايي» همه با هم به لهجه عربي مي گفتند «لبيك خامنائي!» برخي روي كاغذهايي كه در اختيار داشتند، اسم كشورشان را نوشته بودند. برخي هم جملاتي براي عرض ارادت به قائدشان! زياد فرقي با ديدارهاي داخلي آقا با بسيجي ها نداشت! چرا يك فرق داشت! شعارهاي شان فرق داشت «صل علي محمد بوي خميني آمد» نمي گفتند، فرياد مي زدند «بالروح بالدم نفديك يا امام» «لبيك خامنه اي» «الموت لامريكا» «كلا كلا آمريكا» و «هيهات من الذله» و .. روح همان روح بسيج بود. دوست داشتند با امام حرف بزنند، وقتي مجري برنامه خواست جوانان آرام باشند و مراعات وقت را بكنند، آقا با دست اشاره كرد، يعني بگذاريد حرف بزنند، جوانان پرشور را مي توان مگر ساكت كرد! آن هم جواني كه عمري آرزوي ديدار با آقا را داشته است. قرائت قرآن توانست سكوت را بر جلسه حاكم كند. اما پس از آن، مجدداً از جاي جاي مختلف براي ابراز ارادت به آقا بلند مي شدند و شعار مي دادند!

جوان بحريني كوتاه حرف زد؛ اما اشك همه را در آورد؛ «سلام بر تو اي پسر رسول الله (صلي الله عليه و آله)به فداي تو جان من و جان هاي اين جوانان مقاوم. هنگامي كه شهداي ما يكي پس از ديگري به زمين مي افتادند ما رايحه كرامت را از بوستان امام خميني(ره) استشمام مي كرديم و همه سخنان مبارك شما را به ياد مي آورديم. بعد گفت مي خواهم شكايت كنم، شكايت حبيب به حبيبش! و گفت هل تعلمون ... آيا مي دانيد كه ما در كشوري هستيم كه فرزندانش در سرزمين شان غريب هستند؟ و ...

دختر شهيد مغنيه هم مردانه سخن گفت! خودش را دختر آقا معرفي كرد، وقتي گفت از سرزمين سيدالمقاومه سيدحسن نصرالله آمده ام، همه فرياد زدند: «لبيك نصرالله»آقا كه شروع به سخن كرد، صحبت هاي ايشان را با دقت گوش مي دادند. با اينكه بايد ترجمه مي شد و به نظر زبان اصلي با فضاي زبان ترجمه فرق دارد؛ اما شعارها و تكبيرها به موقع بود!

سخنراني كه تمام شد، آقا از مقابل جمع رد شدند، اين رفتار آقا احساسات خيلي ها را برانگيخت، ايراني ها كه عقب بودند براي ديدن آقا همه دويدند جلو! دو جوان لبناني همديگر را در آغوش گرفته بودند و چنان گريه مي كردند گويا مادري بعد از ده ها سال به فرزندش رسيده است و از شوق وصال فقط مي تواند گريه كند! جواني از كشور مالي، مكرراً از ته دل فرياد مي زد: لبيك يا خامنه اي ... به شانه اش زدم گفتم ماشاءالله. با زبان عربي گفت: ايشان رهبر ماست مولاي ماست روي كاغذي هم نوشته بود: «افتخارنا قائدنا!» با دست روي قلبش مي كوبيد و مي گفت: افتخارنا قائدنا مي گفت: تا آخرين قطره خون با ايشان هستيم، از خدا مي خواهم مرا با ايشان و اجدادش محشور كند و باز فرياد مي زد لبيك يا خامنه اي.

اختتاميه جلسه در برج ميلاد برگزار شد. حالا رفاقت ها بيشتر شده، همديگر را مي شناسيم، چهره ها آشناترند از قبل.

پرچم رژيم صهيونيستي را روي زمين كه گذاشتند، اعضاي شركت كننده آن را لگدمال مي كردند، همان گونه كه حيثيت اين رژيم را در منطقه لگدمال كردند. آن طرف تر، يك نقشه فلسطين پهن شده بود به طول شايد 10 متر روي آن نوشته بود: «فلسطين من البحر الي النهر» نوشته هاي جالبي با زبان هاي مختلف، عربي، فرانسه، انگليسي، فارسي و اردو روي آن نوشته بود.يك طومار با 10 هزار امضا هم از طلاب قم آمده بود. عكس هاي امام خامنه اي را كه توزيع مي كردند، جوانان كشورهاي مختلف با اشتياق و چندتا چندتا مي گرفتند. كتاب هاي امام و آقا نيز پرمشتري بود. در حاشيه سالن نيز نمايشگاهي از دستاوردهاي علمي انقلاب اسلامي برپا شده بود كه نشان مي داد عليرغم همه مشكلات و تهديدات و تحريم ها عليه ايران، انقلاب اسلامي تا چه حد پيشرفت داشته است.

حوالي ساعت هشت، همه منتظر مراسم اختتاميه بودند، دكتر ولايتي آيه «و واعدنا» را خواند، با اين استدلال كه «فاتممناها بعشر» جلسه ادامه يافت و تا 10 شب طول كشيد! قرائت آيات پاياني سوره بقره و سوره حمد توسط قاري ايراني آقاي «شاكري» حسن ختام جلسه بود. باز هم اعضاي شركت كننده به هتل ها بازگشتند و باز هم رفاقت ها و بحث ها... قرار بود براي ديدن كارخانه فولاد به اصفهان بروند... همايش تمام شد، حالا جوانان مسلمان به كشور هاي خود بازگشته اند و به نظر، هسته هاي مقاومت براي تشكيل حكومت جهاني اسلام شكل گرفته است.(تحقق بسيج جهاني اسلام با محوريت جوانان طلبه و دانشجو /احسان آيتى، بصيرت)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .