کنکاشی در مفهوم مصرف‌گرایی

تبیین و تحلیل هر موضوع و پدیده‌ای نیازمند شناخت مفهوم و مصادیق آن است. این شناخت باید به گونه‌ای باشد که بتوان با تکیه بر آن به راهکارهای منع یا گسترش آن امر دست یافت. پدیده‌ی مصرف‌گرایی نیز از این امر مستثنا نبوده و برداشت و تلقی اولیه برای شناخت دقیق این مسئله کافی نیست؛ بلکه نیازمند شناخت مفهوم و مصادیق ریشه‌ها و زمینه‌های آن است. از این رو در این فرصت به علل و ریشه‌های مصرف‌گرایی غربی به اختصار پرداخته می‌شود.

«شوماخر»، اقتصاددان معروف انگلیسی و مشاور اقتصادی ریاست جمهوری آمریکا می‌نویسد: «مبالغه نیست که بگوییم اقتصاد با نفوذ فزاینده‌ی خود در نقطه‌ی مرکزی توجه عمومی قرار دارد و عملکرد اقتصادی، رشد اقتصادی، توسعه‌ی اقتصادی و غیره به صورت علاقه‌ی پایدار اگر نگوییم وسواسِ همه‌ی جوامع نوین درآمده‌ است... در صورتی که یک طرح یا فعالیت غیراقتصادی محک خورد، نه تنها حق موجودیت آن مورد سؤال قرار می‌گیرد بلکه قویاً انکار می‌شود.

هر آنچه مانعی بر سر راه رشد اقتصادی برشمرده شود یک چیز ننگین است و اگر مردم به آن بچسبند، یا خراب‌کار پنداشته می‌شوند و یا احمق. اگر چیزی غیراخلاقی یا زشت، مخرب روح یا نزول‌دهنده‌ی شأن آدمی، مخاطره‌ای برای صلح جهان یا رفاه نسل‌های آینده به شمار آید، تا زمانی که آن را غیر اقتصادی نشان نداده‌اید، حقیقتاً نمی‌توانید حق موجودیت، رشد و رونق آن را مورد سؤال قرار دهید.»[1]

1. ریشه‌های مصرف‌گرایی در غرب

مطالب بیان شده نشان از واقعیتی تلخ در اقتصاد سرمایه‌داری دارد که مسئله‌ی مصرف‌گرایی یکی از نمودهای قابل توجه آن است. پس از انقلاب صنعتی، علمی و تکنولوژیک در دنیای غرب و شکل‌گیری علم اقتصاد متعارف، روند تولید سیر شتابنده و بی‌سابقه‌ای به خود گرفت.

1-1. تولید حداکثر و مصرف انبوه، کلید توسعه‌ی غرب؛

در این مسیر یکی از الزامات رسیدن به حجم عظیم تولید، مصرف انبوه و فراگیر است. به همین خاطر مصرف در غرب از حیث کمّی و کیفی دست‌خوش تغییرات فراوانی شد. تحلیل‌گر معروف «ویکتور لُبو» به روشنی راه حلی را شرح داد که هم اکنون به صورت یک ارزش در تمام سیستم سرمایه‌داری درآمده است. او معتقد است: «اقتصاد با بهره‌وری بالای ما نیاز دارد که مصرف را به عنوان روش زندگی‌مان قرار دهیم و خرید و مصرف کالا را به شعایر و مناسک تبدیل کنیم یعنی رضایت‌مندی روحی و نفسانی را در مصرف جست‌وجو کنیم.

یا اینکه شهید «سیدمرتضی آوینی» در مقاله‌ی دیکتاتوری اقتصاد با بیان اینکه یکی از مصادیق بارز دیکتاتوری اقتصاد، مسئله‌ی مصرف‌گرایی است به نقل از «روژه گارودی» می‌نویسد: «مصرف بیشتر برای تولید بیشتر، ضرورت حتمی اقتصاد امروز است، چرا که اگر کالاهای تولید شده مصرف نشود امکان توسعه‌ی تولید، یعنی امکان توسعه‌ی اقتصادی، وجود نخواهد داشت. بنابراین، برای تولید بیشتر که ضرورت توسعه‌ی اقتصادی است باید مردم را به مصرف هر چه بیشتر ترغیب کرد.» ما نیاز داریم، اشیا مصرف شوند، مستهلک شوند، جایگزین شوند و با نرخ فزاینده دور انداخته شوند.»

همچنین «باکاک» در کتاب مصرف خود می‌نویسد: «مصرف برای تداوم سرمایه‌داری، مؤلفه‌ای حیاتی است به این دلیل ساده‌ی آشکار، سودی وجود نخواهد داشت مگر اینکه بتوان محصول را در عوض پول فروخت. این نظام، نوعی «سرمایه‌داری مصرفی» است.»[2]ممکن است به تصور برخی این نوع مصرف‌گرایی ناشی از سرمایه‌ی اجتماعی حاکم بر رفتار اقتصادی مردم باشد، اما سؤال اصلی این است که بهره‌برداری از این منابع خدادادی به چه قیمتی انجام می‌پذیرد و توسط چه کسانی رهبری می‌شود و برای چه کسانی منفعت دارد؟ در جواب باید گفت که سرمایه‌های متراکم در نظام سرمایه‌داری، آزادی بی‌مرز اقتصادی و استفاده از آزادی و سرمایه در جهت سودجویی حداکثری، مجوزی برای این امر شده‌ است.

در کنار این استثمار نوین غربی، سهم جوامع فقیر چیزی جز فقر، محرومیت و گرسنگی و فقدان حداقل‌های زندگی انسانی نبوده است. این در حالی است که بر طبق آمار سازمان ملل، سالانه مردمان زیادی فقط به خاطر نبود مواد غذایی و امکانات درمانی جان خود را از دست می‌دهند و در عین حال در کشورهای توسعه یافته تشویق هرچه بیشتر به مصرف بالاتر صورت می‌گیرد آن چنان که روژه گارودی در کتاب خود می‌نویسد: «... اقتصاد آزاد «به شیوه‌ی غربی» برای رفع احتیاج بازار نیست بلکه برای ایجاد بازار احتیاج است!»

کشورهای فقیر حتی منابع ارزشمند خود را با قیمت پایین در اختیار این ثروتمندان و سرمایه‌گذاران نهاده و موتور محرک اقتصاد آنان می‌شوند. از این روست که می‌توان گفت پدیده‌ی مصرف‌گرایی مختص عصر معاصر است و در نهایت می‌توان آن را به دوره‌ی انقلاب صنعتی تا کنون نسبت داد.
کشورهای فقیر حتی منابع ارزشمند خود را با قیمت پایین در اختیار ثروتمندان و سرمایه‌گذاران نهاده و موتور محرک اقتصاد آنان می‌شوند. از این روست که می‌توان گفت پدیده‌ی مصرف‌گرایی مختص عصر معاصر است و در نهایت می‌توان آن را به دوره‌ی انقلاب صنعتی تا کنون نسبت داد.

1-2. اصالت مطلوبیت و لذت در کنار تبلیغات رسانه‌ها؛

واکنش جامعه‌ی غربی به حجم عظیم تولیدی برای جبران مازاد تولید جامعه یکی از ریشه‌های مصرف‌گرایی غربی می‌باشد. شکل‌گیری فرهنگ غربی مبنی بر اصالت مطلوبیت ‌و لذت‌ در کنار این برداشت جدید که مصرف کالا برابر با مطلوبیت است، موجب شد که اشتها و طمع بشر برای مصرف به اوج خود برسد. در کنار این عوامل، تلاش عظیم شبکه‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی و بازاریابی برای ایجاد حس لذت و آرامش از مصرف هرچه بیشتر عامل دیگری در رشد مصرف‌گرایی در زندگی غربی شد.

به عنوان مثال در مقاله‌ای در مجله‌ی «فورچون» چنین بیان شده است:

«شهروند آمریکایی از دمیدن روز تا لحظه‌ای که به بستر می‌رود، در یک حالت محاصره به سر می‌برد. عملاً همه‌ی آنچه او می‌بیند، می‌شنود، لمس می‌کند، می‌چشد یا احساس می‌کند مجسم کننده‌ی کوششی است که بدو چیزی فروخته شود ... تبلیغات، برای آن که به درون غشاءِ استحفاظی او رخنه کند، بایستی مدام بر او ضربه‌های ناگهانی بزند، آزارش دهد، اعصابش را مسخر سازد، گمراهش کند یا آن که به وسیله‌ی روش‌شکنجه با قطره‌های آب چینی، یعنی از راه تکرار بی‌انقطاع، مقاومتش را درهم شکند.» [3]

2. شاخصه‌های مصرف‌گرایی در غرب

ابعاد این نوع از مصرف به قدری عظیم و بی‌سابقه است که این معضل بیش از اینکه یک معضل اقتصادی باشد یک معضل فرهنگی با ابعاد مختلف است.

در زیر شاخصه‌هایی از این نوع از مصرف کردن در جوامع سرمایه‌داری غرب، ارائه می‌شود:

1. تبلیغات شدید تجاری؛

2. مدگرایی و شهوت شدید برای به‌روز و جدید شدن؛

3. گرایش تولیدات به سمت زود فرسوده‌ شدن و از کارایی افتادن؛

4. مصرف بیش از درآمد (مقروض شدن)؛

5. مصرف شدید کالاهای خارجی و وارداتی (وابستگی اقتصادی)؛

6. مصرف متظاهرانه (چشم و هم‌چشمی)؛

7. مصرف مبتنی بر ایجاد نیازهای کاذب؛

8. مصرف هویت‌ساز (مصرفی که بیان‌گر شخصیت و هویت فرد است به جای هزاران فضایل اخلاقی و انسانی)؛

9. مصرف طبقه‌ای (برای اینکه بگوید من از فلان طبقه و کلاس اجتماعی‌ام)؛

10. مصرف غیرقابل اشباع؛

11. مصرف منفعلانه (همچون تورهای مسافرتی به جای مسافرت با وسیله‌ی شخصی خود، غذاهای آماده و سریع، وسایل و لوازم ورزشی داخل منزل، انواع ظرفشویی‌ها و...)؛

12. مصرف شخصی (صرفاً برای خود)؛

13. مصرف نمادین و نشانه‌ای؛

14. مصرف تنوعی (به‌جای مصرف معقول)؛

15. مصرف کالاهای لوکس و تجملاتی؛

16. مصرف بیش از شأن (منزلت و جایگاه شخصی، خانوادگی و اجتماعی)؛

17. مصرف همراه با اسراف و تبذیر (ریخت و پاش).

همه‌ی این موارد و مانند آن را می‌توان در زمره‌ی مصادیق بارز مصرف‌گرایی دانست که هر کدام از آن‌ها نیازمند بحثی است که در این مجال نمی‌گنجد. اما متفکرینی همچون «باکاک، وبلن، روژه گارودی، استرنز، شوماخر، بوردیو، بودریار و آلن درنینگ» و سایرین مطالب گسترده‌ای در این زمینه نگاشته‌اند. البته باید توجه داشت که ثمره‌ی مصرف‌گرایی غربی تضییع حق سایر ملت‌ها و نسل‌های آینده به ازای رشد و توسعه‌ی ساختار اقتصادی خود است. با این رویکرد، تنها ره‌آورد غرب برای سایر ملت‌ها آلودگی‌ناشی از پسماندهای صنایع غول‌پیکر و بروز بیماری‌های ناعلاج و ناگوار است. [4]

3. مصرف‌گرایی در جامعه‌ی اسلامی

امروزه مصرف‌گرایی از مرزهای غربی فراتر رفته و حتی در جوامع اسلامی با وجود تأکید اسلام بر مصرف صحیح به یک معضل اساسی تبدیل شده است. نکته‌ی قابل توجه در مصرف‌گرایی غربی و مصرف‌گرایی ایرانی این است که یکی از زمینه‌های شکل‌گیری مصرف غربی حجم عظیم تولید بوده است و حال آن که جامعه‌ی ایرانی به این مرحله از تولید نرسیده ‌است و در بحث تکنولوژی‌های تولیدی و رشد اقتصادی و درآمد ملی به مراتب از کشورهای سرمایه‌داری غرب جایگاه پایین‌تری دارد.

نفت بلای خانمان سوز جهان سومی‌ها

یکی از دلایل اصلی مصرف‌گرایی در جوامع اسلامی به خصوص کشور ما تکیه‌ی درآمدهای کشور به منابع نفتی است. فروش نفت خام جهت تأمین نیازهای اساسی و مصرفی کشور و استفاده از تولیدات کشورهای دیگر موجب اتکای فکری و مصرفی کشور به غرب شده است حال آن که امتیاز غربی‌ها این است که آنچه را خود تولید کرده‌اند به مصرف می‌رسانند. «توانایان فرد» در همین زمینه می ‌نویسد: «در کشورهای سرمایه‌داری صنعتی غربی، مردم از چیزی که خود تولید کرده‌اند مصرف می‌کنند ولی در ایران به علت مشخصه‌ی اقتصادی شبه سرمایه‌داری نفتی مردم چیزی را که غربیان تولید کرده‌اند وارد کرده مصرف می‌کنند.»[5]

متأسفانه با وجود تأکیدهای بسیار رهبری معظم انقلاب برای اصلاح این روند مصرف در جامعه‌ی اسلامی ایران هنوز هیچ کار درخور و شایسته‌ای برای مقابله با آن صورت نپذیرفته و به ذکر کلیاتی اکتفا شده است که به هیچ وجه کارگشا نیست. در کنکاشی سطحی و گذرا که البته به شکل دقیق و ظریفی قابل اثبات و پیگیری است می‌توان گفت بسیاری از مشکلات کنونی جامعه‌ی ما ناشی از نوع مصرف و نگرش مصرفی است. پدیده‌هایی همچون طلاق، اعتیاد، بیکاری، احساس محرومیت، خودباختگی و عدم اعتماد به نفس، عقب‌ماندگی اقتصادی و علمی همگی یک ارتباط کاملاً دقیقی با پدیده‌ی مصرف‌گرایی دارند.

مصرف در نگاه مقام معظم رهبری و امام خمینی

تأکیدهای رهبران بصیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای، بر مسأله‌ی اصلاح الگوی مصرف به خاطر تمام این ابعاد و پیامدهاست که می‌تواند اعتقادات دینی و اسلامی را در بین افراد جامعه تضعیف و نابود کند. امام خمینی(ره) در همین زمینه بیان می‌کند: «مصرفى بار آوردن ملت در تبلیغ کالاهاى مصرفى خارجى، همه‌ی این‌ها و بسیارى از چیزهاى دیگر که در خدمت غرب و شرق بود، از راه تلویزیون و رادیو، یکى از راه‌هاى بزرگشان براى تبلیغ این امور این بود و اگر- خداى نخواسته- این تا چندین سال دیگر دوام پیدا مى‏کرد، ما باید فاتحه‌ی ایران را بخوانیم.» [6]

ایشان همچنین در تبیین یک اقتصاد پویا و مطلوب این‌گونه می‌فرماید: «اقتصاد ما یک اقتصاد مستقل و سالم و ملى است، بر اساس تأمین اساسى‏ترین نیازهاى مردم محروم و ستمدیده‌ی ایران، نه فقط یک اقتصاد مصرفى.»[7] در نوشتار بعدی پیامدهای این شیوه از مصرف‌در جوامع غربی را به اختصار بیان خواهیم کرد و سپس در مورد گسترش این پدیده‌ در جامعه‌ی اسلامی ایران و آثار و پیامدهای آن مطالبی ارائه خواهد شد.(*)

ادامه دارد...

پی‌نوشت‌ها:

[1] . شوماخر، کوچک زیباست، اقتصاد با ابعاد انسانی، ترجمه‌ی علی رامین، 1365، چاپ دوم، انتشارات سروش، تهران، ص32

[2] . باکاک، رابرت، 1381، مصرف، ترجمه‌ی خسرو صبری، تهران، شیرازه، ص52

[3] . ارنست ماندل، علم اقتصاد، هوشنگ وزیری، خوارزمی، تهران، ١٣٥٩، ص ٢٢2

[4] . روژه گارودی، هشدار به زندگان، ترجمه‌ی علی‌اکبر کسمایی، 1363، انتشارات هاشمی، صص34-37

[5] . توانایان فرد، حسن، صرفه‌جویی همراه با پیشنهادهای کاربردی، 1379، ناشر: مؤلف

[6]. صحیفه‌ی امام، ج‏ 16، اصلاح کشور به واسطه‌ی اصلاح صداوسیما، ص117

[7]. صحیفه‌ی امام، ج‏5، ص471 در مصاحبه با روزنامه‌ی «استریت تایمز»(اوضاع ایران قبل و بعد از پیروزى انقلاب)

* علی‌اکبر کریمی؛ مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد اقتصاد/
http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3443

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .