چگونه می‌توان دغدغه‌ی حمایت از تولید ملی را ایجاد کرد؟

«تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» شعاری است که اگر از حالت شعاری و ویترینی بیرون آید، شاه کلید باز شدن گره تاریخی در سرزمین ایران به شمار می‌رود و گامی بلند برای حرکت در مسیر توسعه است. با این وجود اما حمایت از تولید ملی نیازمند شکل‌گیری «فرهنگ مصرف کالاهای داخلی» است که این موضوع نیازمند برنامه‌ریزی‌های دقیق و ظریفی است و نمی‌توان انتظار داشت در کوتاه مدت، به ثمر برسد. تحقق این امر اما در پرتو شکل‌گیری «شخصیت» و «منش ملی» امکان‌پذیر خواهد شد و این شخصیت ملی، با صداقت، شفافیت و اعتماد سازی به وجود می‌آید.

اضلاع «منش ملی» را فرهنگ، اجتماع و دین شکل می‌دهد و هر کدام از این سه ضلع، نقش مهمی در شکل‌گیری شاکله‌ی شخصی ملی دارند؛ منشی که می‌تواند با فراهم آمدن زمینه‌های مشارکت، حمایت از تولید کالای ایرانی را به دغدغه‌ی یکایک شهروندان ایرانی مبدل سازد و از این مسیر، پیشرفت و حرکت در مسیر تعالی را رقم زند. این راه اما پیچ و خم‌های بسیاری دارد و برای دست‌یابی به فرهنگ، منش و شخصیت حمایت از تولید ملی با چالش‌هایی مواجه‌ایم که کار کارشناسی و بهره‌گیری از نظرهای خبرگان امر را می‌طلبد.

در این زمینه به سراغ دکتر «اصغر مهاجری»، جامعه شناس و استاد دانشگاه رفته‌ایم تا شعار امسال را از منظر جامعه شناختی مورد واکاوی قرار دهیم. وی عضویت در هیأت علمی دانشگاه و تدریس در مقاطع دکترا و کارشناسی ارشد دانشگاه‌های تهران (دانشگاه تهران، شهید رجایی، علوم و تحقیقات، تهران مرکز، امام حسین(علیه‌السلام) و...) را تجربه کرده است.

«تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» شعاری است که مقام معظم رهبری با بیان آن محور و جهت‌گیری تمامی حرکت‌های امسال را معین فرموده‌اند. از نگاه شما، شعار امسال از چه زوایایی دارای اهمیت کاربردی است؟

ایران در 100 سال اخیر تلاش کرده است تا از روش‌های مختلف فرآیند توسعه را به سرانجام برساند. اما این حرکت‌ها چون با گام‌های بلند همراه نبوده، توفیق چندانی نداشته است. شاید شاه کلید این چالش در شعاری باشد که مقام معظم رهبری امسال فرمودند. به تعبیر دیگر جامعه‌ای که قادر به تولید ملی نباشد و نتواند بر اساس منش ملی و نقش ملی خود، فضا و سپهر دارای خلاقیت تولید کند، قادر نخواهد بود مسیر فرآیند توسعه را به سلامت طی کند.

آقای دکتر، حمایت از تولید ملی چگونه محقق می‌گردد؟

عبارت به ظاهر ساده‌ی «تولید ملی» نیازمند حمایتی به نام «فرهنگ مصرف کالاهای داخلی» است. این فرهنگ، قائم به شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای است و در واقع مصرف کالاهای داخلی نیازمند جمع شدن مجموعه مفاهیم و مبانی برای به وجود آمدن نظامی است که یکی از کارکردهای این نظام و نتیجه‌ی آن هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی درست و برنامه‌ی راهبردی کوتاه مدت آن، فرهنگ مصرف تولیدات ملی است.

پس چگونه می‌توان به فرهنگ حمایت از تولید ملی با مصرف کالای داخلی، دست یافت؟

توجه به برخی از تجربه‌های بین المللی می‌تواند ما را به هدف نزدیک‌تر سازد. زمانی که غرب در خواب بود، پروتستانتیسم با دمیدن روح سرمایه‌داری در غرب، کار بیش‌تر و مصرف کم‌تر، پس انداز و گناه بودن راکد ماندن سرمایه و واجب بودن گردش مالی منجر به ایجاد یک نظام مالی پویا شد. در اسلام و بر اساس ادبیات قرآنی نیز، اسراف تقبیح شده و با مصرف مناسب می‌توان پس انداز و سرمایه‌ها را مدیریت کرد. توجه به این مسائل یک «منش و شخصیت ملی» را ایجاد می‌کند که این منش ملی به نوبه‌ی خود، تولید ملی را ایجاد و هدایت می‌کند.

یک بخش از تولید ملی، اعتماد به نفس، اعتماد، شفافیت و اقتدار است که موجب ترویج و توسعه‌ی فرهنگ مصرف کالاهای ملی می‌شود. به دیگر بیان اگر افراد جامعه به شخصیت و منش ملی برسند، همین شخصیت و منش آنان را به مصرف کالای ملی می‌رساند چرا که در سایه‌ی منش ملی، کالاهای تولید داخل، از شفافیت و صداقت برخوردار است و برند پیدا می‌کند و منش ملی به درجه‌ای از اطمینان رسیده است که مردم می‌توانند به کالای تولید داخل اعتماد کنند چرا که دیگر نگران نیستند و می‌دانند کالای داخلی از توان و ظرفیت مصرفی خوبی برخوردار است.

بنابراین به زعم شما اگرچه ظاهر این شعار اقتصادی است اما زیر بنای تحقق آن فرهنگی است و تولید ملی ابتدا باید در ذهن و باور مردم ما تغییر کند.

کاملاً درست است نه فقط در حوزه‌ی فرهنگی بلکه مثلثی مرکب از فرهنگ، اجتماع و دین همان گونه که زیر بنای شخصیتی ما را می سازد، می‌تواند منش ملی را نیز در ما به وجود آورد. در آن صورت است که مصرف ملی هم با اقتدار و افتخار اتفاق می‌افتد. در واقع می‌توان گفت یک جز از منش و شخصیت ملی، تولید ملی و جزءِ دیگر، مصرف ملی است.

شما از شکل‌گیری شخصیت و منش ملی سخن می‌گویید. این دو عامل مهم برای طی مسیر توسعه و تحقق حمایت از تولید ملی چگونه شکل می‌گیرد؟

پایه‌های شخصیت و منش ملی اعتماد و اطمینان است که این اعتماد هم در سایه‌ی شفاف سازی و صداقت به وجود می‌آید. یگانه سازی شخصیتی و قرار دادن اطلاعات در ظروف شیشه‌ای، اصلی‌ترین شرط برای شکل‌گیری شخصیت و منش ملی است. البته در این جا می‌خواهم از نگاه جامعه شناسانه نقدی به فضای موجود در جامعه وارد کنم؛ این که ما در بسیاری از موارد از این فضای شفافیت و اعتماد فاصله‌ی زیادی گرفته‌ایم و حتی قدرت نقد کردن و نقد پذیری را هم نداریم.

و شاید بتوان ریشه‌ی بی‌اعتمادی مردم به کالای ایرانی را در همین مسأله جست‌وجو کرد؛ درست است؟

بله دقیقاً؛ تا زمانی که مردم جامعه شخصیت و منش ملی را پیدا نکنند، نیازی به دفاع از تولید ملی ندارند. اما اگر منش ملی در یکایک افراد ایرانی درونی شود و جامعه‌پذیری این موضوع را شاهد باشیم، تک تک کنش‌گران و شهروندان ایرانی در دفاع از شخصیت و حصارشان وارد میدان می‌شوند که در ادبیات دینی از این موضوع به امر به معروف و نهی از منکر تعبیر و بر اساس نگرش جامعه شناختی پویایی گروه پیدا می‌شود.

به طوری که کارکنان یک تولیدی که محصولاتش به سطح برند رسیده است، خود را از تولید کننده جدا نمی‌بینند و برای آن که برندشان در سطح جامعه خراب نشود، حاضراند اگر اشکالی به وجود بیاید بدون آن که جبری در کار باشد، به شکل داوطلبانه مشکل را برطرف سازند. چنین فضایی باید بر اساس یک فرآیند جامعه پذیری در بین مردم کشورمان نهادینه و درونی شود و هر کدام از ما سربازی باشیم که برای دفاع از کیان شخصیت ملی خودمان دفاع کنیم و این کار بسیار ظریف، عمیق و مدبرانه‌ای را می‌طلبد که نخستین مورد آن این است که از فضای شعار و ویترینی بودن مسائل بیرون بیاییم.

آیا می‌توان برای بی‌توجهی به مصرف کالای ایرانی و اسطوره شدن اجناس خارجی در نزد مصرف کننده‌ی ایرانی ریشه‌ها و شاهد مثال‌های تاریخی نیز ارایه کرد؟

بله، به طور قطع؛ جامعه‌ی ایرانی بنا به دلایل جغرافیایی و تاریخی که چند هزار سال هم سابقه دارد، جامعه‌ای نا امن است و این نا امنی سبب شده تا ما در رفتارهایمان جوری باشیم که به قول «کافمن» پشت صحنه و روی صحنه‌ی رفتارهایمان یکی نباشد. دوگانه شدن شخصیت، ظاهر سازی و بزک کردن رفتاری و تفاوت درون و بیرون، در حوزه‌ی اقتصاد و تولید کالا حتی عملیاتی شده است. بزک کردن کالاها آن قدر تکرار شده که مصرف کننده‌ی ایرانی به راحتی به آن اعتماد نمی‌کند مگر این که موجی از هیجان و یک عزم و بسیج ملی اتفاق بیفتد و ما هم متعهد شویم از این حالت دوگانگی بیرون بیاییم. در این صورت به دلیل عرق ملی بالای ایرانی‌ها، حمایت از کالاهای داخلی را شاهد خواهیم بود. چرا که خرید کالای داخلی یعنی تولید ملی، پیشرفت و پشتیبانی از خلاقیت.

آقای دکتر! آیا تمام مهجوریت تولید ملی به بی‌اقبالی مردم نسبت به کالای ایرانی باز می‌گردد یا در این میان می‌توان سهمی هم برای دولت قائل شد؟

به طور یقین بخشی از این مشکل به دولت بر می‌گردد. ما چون نفت داریم و دولت وابسته به نفت، متکبر، غافل از بخش‌های دیگر و نسبت به شهروندان و تولید کنندگان بی‌توجه است. بنابراین تولید کننده به دلیل آن که صادرات ندارد و سرمایه‌اش باز نمی‌گردد، قادر به تجربه‌ی روش‌های جدید نیست. از سوی دیگر نیز این فضا به بازار دلالی در کشور دامن می‌زند و افراد با میان بر دلالی، ره صد ساله را یک شبه می‌پیمایند.

شما گفتید فرهنگ، اجتماع و دین سه ضلع مثلثی هستند که شخصیت ملی را می‌سازند. بنابراین می‌توان مطابق فرمایشات رهبر فرزانه‌ی انقلاب، مصرف کالای داخلی را برای مردم به یک فریضه تبدیل کرد، درست است؟

بله؛ دین اسلام دین مقتضیات زمان و یکی از پویاترین دین‌هاست که با جامعه همراه می‌شود و انسان‌ها را بالا می‌کشد تا به خدا برسند. مبانی این دین آن چنان به روز می‌شود که فرد مسلمان حس می‌کند از لحاظ رفاهی، اقتصادی، نشاط و همه زمینه‌ها با دین‌داری به زندگی خود رونق می‌بخشد اما اغلب با این دین به صورت کلیشه‌ای برخورد می‌شود و این یک عادت شده است. ما دین را در بخش‌های تکراری مشاهده می‌کنیم و این سبب می‌شود تا دین نتواند خود را به روز کند. در حالی که دین به دلیل نفوذ بالایش می‌تواند حتی به مصرف کالا ورود پیدا کند و با درک هوشمندانه، جامعه شناسی اقتصادی و روان‌شناسی، ذائقه ساز باشد.

آقای دکتر! چگونه می‌توان از دین برای فرهنگ سازی مصرف کالای داخلی کمک گرفت؟

در واقع می‌تواند بخش اعظم سخنرانی‌هایی که در مجالس و منابر صورت می‌گیرد به این موضوع اختصاص پیدا کند و بنابراین بر عهده‌ی سخنرانان و متولیان دینی کشور است تا مسائل دینی و منبری را با مسائل روزمره‌ی مردم و تقویت شعار امسال در هم آمیزند. دین اسلام، دین بسیار کاملی است که بر فرهنگ کار و تلاش تکیه‌ی ویژه‌ای دارد. اما تغییر یک رفتار و یک فرهنگ، نیازمند آن است که نظام‌های آموزشی و فرهنگ ساز نظیر آموزش و پرورش، نظام رسانه‌ی ملی و نظام اجتماعی کننده‌ی خانواده باید به صورت هماهنگ و رصد شده بر یک خط درست و دقیق و نه به صورت جزیره‌ای درگیر کار شده و به سمت و سوی مصرف کالای داخلی و بالا بردن عزت نفس ملی و اعتماد ملی حرکت کنند. این در حالی است که در شرایط کنونی، مدرسه، خانواده و رسانه‌ی ملی الگوهای مصرفی متفاوت و گاه متضادی ارایه می‌دهند که این عدم وحدت نگرشی و بینشی در حوزه‌ی فرهنگ آفتی بزرگ است که موجب می‌شود هر آنچه رشته‌ایم، پنبه شود.

به نظر می‌رسد بعضی از اقشار جامعه مانند زنان یا جوانان نقش مؤثرتری در تحقق حمایت از تولید ملی ایفا می‌نمایند. نظر شما در این باره چیست؟

بله؛ زنان نقش بسیار مهم و برجسته‌ای در عرصه‌های اقتصادی دارند. اگر ما بتوانیم از ظرفیت‌های آن‌ها بر اساس محله محوری در شهرها استفاده کنیم، بخش اعظمی از اصلاح فرهنگ مصرف اتفاق می‌افتد. اما ما هنوز مصرف کردن را بلد نیستیم و این موضوع در تمام بخش‌ها از مصرف دارو گرفته تا تلویزیون خودنمایی می‌کند. کسی که مصرف کردن بلد نیست، پس به مصرف تولید داخلی هم نمی‌تواند توجه و الزامی داشته باشد. بحث اساسی در فرهنگ این است که ما شیوه‌ی مصرف را یاد بگیریم و اصلاح الگوی مصرف داشته باشیم.

در حوزه‌ی اجتماعی، انسجام میان گروه‌های مختلف جامعه از جمله زنان و جوانان به شکل‌گیری منش ملی در راستای تحقق شعار حمایت از تولید ملی مؤثر است. به عبارت عامیانه باید برای بخش‌های پژوهشی و اجتماعی هزینه کنیم و همه را به کمک بطلبیم. در این راه ثمن‌ها و نهادهای مردم نهاد نقش مؤثری دارند و می‌توان از ظرفیت آن‌ها برای تولید ملی بهره برد. به عبارت دیگر تولید ملی از انحراف‌های اجتماعی پیشگیری می‌کند و به نوعی سوپاپ اطمینان جامعه است.

اگر دکتر مهاجری به عنوان یک جامعه شناس بخواهد برای تولید ملی راهکاری علمی و عملی ارایه کند، آن راهکار چیست؟

مهم‌ترین راهکار عملی و گام نخست دست یافتن به تولید ملی و حمایت از آن، ایجاد «نظام خبره‌ی تولید ملی» است. چنین نظامی وقتی به لحاظ نرم افزاری طراحی و اجرا شود، وضعیت لحظه‌ای ما را نشان می‌دهد و با به تصویر کشیدن نقاط ضعف، زمینه‌ی برطرف شدن عیوب را فراهم می‌آورد و در این صورت می‌توان برای ادامه‌ی کار، برنامه‌ریزی داشت. اساس نظام خبره‌ی تولید ملی، پژوهش‌های مداوم است. پژوهش‌های بین رشته‌ای و تحقیقات پیرامون ترکیب رشته‌های مختلف، گام بعدی برای شکستن دیوار بی‌اعتمادی بین نظام اجرایی و نظام پژوهشی دانشگاهی است.

پس از طراحی یک نظام خبره برای تولید ملی، مهم‌ترین رسالت بر عهده‌ی رسانه‌ها و به طور ویژه‌تر، رسانه‌ی ملی است که گام سوم را برای ایجاد یک فرماندهی منسجم برای فرهنگ سازی در راستای تولید و مصرف ملی بردارد. هم‌چنان که بخش عظیمی از شکل‌گیری فرهنگ مصرف کالاهای بیگانه نیز در همین رسانه‌ها شکل گرفته است. به دیگر بیان، اگر بحث تولید ملی با تمام الزاماتش به دغدغه‌ی تک تک شهروندان ایرانی بدل شود، ما یکی از بهترین ورق‌های تاریخ ایران در مسیر توسعه را رقم خواهیم زد.

از دغدغه گفتید و این که امروز دغدغه‌ی حمایت از تولید ملی در ذهن مردم ما جا ندارد، این دغدغه چگونه در ذهن شهروند ایرانی ایجاد می‌شود؟

کلید ایجاد دغدغه، مشارکت است. اگر ما بتوانیم فرآیند مشارکت را وارد تمامی صحنه‌های جامعه کنیم، غرور ملی و وجاهت تاریخی ملی موجود در نزد ما ایرانیان می‌تواند سبب شود ما کارهای نشدنی را شدنی کنیم. بنابراین حمایت از تولید ملی هم قابلیت این را دارد که تبدیل به دغدغه‌ی ملی شود. به این منظور اما باید دروازه را بر روی مشارکت‌های ملی باز کرد. تا زمانی که دولت برای مشارکت عمومی فیلترهای سخت در نظر می‌گیرد و بر سر راه سازمان‌های مردم نهاد سد می‌گذارد، این امر محقق نخواهد شد.

از سوی دیگر نیز باید توجه داشت شعار امسال، یک شعار کاملاً ملی است که در صورت بستر سازی مناسب از سوی دولت با دست‌یابی به تولید ملی و حمایت از این تولید، گره تاریخی سرزمین ما باز خواهد شد و ما به سلامت از مسیر توسعه عبور خواهیم کرد. اما متأسفانه در بسیاری از موارد ما حساسیت‌ها و هوشمندی مقام معظم رهبری را می‌بینیم اما درک نمی‌کنیم و این حساسیت‌ها تنها تبدیل به یک شعار و ویترین می‌شود و در قالب همایش‌ها و موارد این چنینی تلاش می‌شود تا بودجه‌هایی ردیف و این گونه وانمود شود که اقدامی صورت گرفته است.

با تشکر از این که وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید./برهان/۱۳۹۱/۲/۱۱ .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .