چرا نظام سیاسی عربستان پابرجا نخواهد ماند؟

جامعه عربستان در شرایط فعلی دوران خاص و متفاوتی را سپری می كند. افزایش موج اعتراضات در روزهای اخیر نوید تحولات شگرفی را در آینده نه چندان دور می دهد. علاوه بر گسترش اعتراضات داخلی در نواحی شرقی و شیعه نشین شبه جزیره و تداوم آن در نواحی دیگری چون مدینه و ربیعه، موقعیت خاص درونی نظام سیاسی عربستان و نیز اوضاع نابسمان منطقه ای و بین المللی شرایط تغییرات بنیادین در این كشور را كه به جهات مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از ویژگی خاص بودن برخودار است را مهیا ساخته است. با اینحال ارائه تحلیلی واقعگرایانه از وقایع كنونی شبه جزیره تنها با عنایت به هر سه سطح تحلیل داخلی(ملی)، منطقه ای و بین المللی ممكن خواهد شد.

نظام سیاسی عربستان در شرایط فعلی دوران خاص و متفاوتی را سپری می كند. افزایش موج اعتراضات در روزهای اخیر نوید تحولات شگرفی را در آینده نه چندان دور می دهد. علاوه بر گسترش آشوبها و اعتراضات داخلی در نواحی شرقی و شیعه نشین شبه جزیره و تداوم آن در نواحی دیگری چون مدینه و ربیعه، موقعیت خاص درونی نظام سیاسی عربستان و نیز اوضاع نابسمان منطقه ای و بین المللی شرایط تغییرات بنیادین در این كشور را كه به جهات مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از ویژگی خاص بودن برخودار است را مهیا ساخته است. با اینحال ارائه تحلیلی واقعگرایانه از وقایع كنونی شبه جزیره تنها با عنایت به هر سه سطح تحلیل داخلی(ملی)، منطقه ای و بین المللی ممكن خواهد شد.

باتوجه به نوع "جامعه عربستان" و "ساختار خاص سیاسی" آن تحلیل وقایع فعلی و آینده نظام سیاسی عربستان از دریچه سطح تحلیل ملی از اهمیت مضاعفی در قیاس با دو سطح تحلیل دیگر برخوردار است. جامعه عربستان و نظام سیاسی آن امروز با دو موضوع اساسی رو به روست. اول؛ جامعه به شدت به شرایط موجود معترض است. دوم؛ نظام سیاسی عربستان با شرایط بحرانی خاصی رو به رو شده است كه این موضوع در بحث بحران جانشینی به وضوح دیده می شود.

اعتراضات مردمی در عربستان همزمان با آغاز موج اول بیداری اسلامی در اكثر كشورهای اسلامی از حالت منفعل به وضعیت رادیكال درآمد. این امر هرچند در نواحی شیعه نشین از شدت بیشتر ی برخوردار است، با اینحال شواهد و قرائن متعدد خبر از گسترده شدن این اعتراضات در دیگر نواحی شبه جزیره را می دهند. نوع نظام سیاسی حاكم بر عربستان و عملكرد آن سالهاست كه بسترهای نارضایتی مردم شبه جزیره و به ویژه شیعیان را به ارمغان آورده است. از سال ۱۹۳۲ كه پادشاهی سعودی بنیان نهاده شد، این كشور پادشاهی مطلقه را به عنوان الگوی سیاسی خود برگزیده است. در این كشور حزب سیاسی، پارلمان و انتخابات وجود ندارد. خانواده‌ پادشاهی آل سعود همواره سلطه‌ كامل سیاسی بر عربستان را برعهده داشته اند به گونه ای كه در راس هركدام از ۱۳ ایالت یكی از شاهزادگان سعودی قرار گرفته است. در این كشور فعالیت سیاسی مخالفان به شدت سركوب می گردد. مطبوعات در این كشور به طور كامل زیر نظر دولت است و در حقیقت، مطبوعات خط مشی دولت را تبلیغ می‌كنند. در عربستان 7 هزار عضو از دودمان سلطنتی آل‌سعود، به تمامی كشور و بیش از 22 میلیون ساكن آن حكم‌رانی می‌كنند. این گروه علاوه بر در دست‌داشتن تمامی امور حساس كشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و تمامی امور كشور را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته‌اند. این موارد تنها بخشی از وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه عربستان است. امروز و به تبع وضعیت جهانی شدن وضعیتی را مشاهده می كنیم كه مردم این كشور چه شیعه و چه سنی همصدا با دیگر ملل عرب بسیاری از حقوق اولیه اجتماعی و پایمال شده خود را طلب می كنند. به تمام این موارد باید وضعیت خاصتر شیعیان عربستان را كه به ویژه در نواحی شرقی شبه جزیره سكنی گزیده اند اضافه كرد. شیعیانی كه تحت ستم مضاعف علاوه بر تمام ظلمهایی كه بدان اشاره شد از ستمهای متعدد دیگر نیز به دلیل عدم تطابق مذهبی رنج می برند.

كل جمعیت عربستان بر اساس آخرین سرشماری ها نزدیك به 22 میلیون نفر است. شصت درصد جمعیت ۲۲ میلیونی عربستان را عرب‌های بومی تشكیل می دهند و بیش از چهار میلیون نفر از جمعیت این كشور را شیعیان تشكیل می دهند(این آمار براساس آمارهای اعلامی دولت سعودی لحاظ شده كه چندان موثق نیست و به نظر بسیاری از محققین جمعیت شیعیان عربستان بسیار بیشتر از این رقم است). با اینحال همین جمعیت شیعه بیشتر از جمعیت شیعی كشورهای كویت، قطر، یمن، عمان و امارت متحده‌ عربی است. شیعیان شرق حجاز ظرفیتهای شگرفی را برای هرگونه تحرك سیاسی و حتی نظامی علیه سردمدار ارتجاع عرب مهیا ساخته اند. علاوه بر این با وجود اقلیت بودن شیعیان در عربستان، سكونت آنها در ناحیه استراتژیك و میادین نفتی قوار، قطیف و احساء جایگاه برتری به آنان داده‌است. تمام این مشخصه ها گویای آنست كه حتی به رغم سكوت باقیمانده جمعیت عربستان و رضایت اهل تسنن از دولت سعودی ظرفیتهای بی بدیلی در جمعیت شیعیان این كشور برای هرگونه اقدام برای تغییرات اساسی وجود دارد این موضوع با عنایت به آنكه از جمعیت حدود 22 میلیونی عربستان حدود 8 میلیون نفر از اتباع خارجی هستند، از اهمیت دوچندانی برخوردار می گردد.

علاوه بر وضعیت خاص و انقلابی جامعه عربستان باید به دیگر عنصر فعال داخلی عربستان نیز اشاره كرد. شرایط خاص نظام سیاسی عربستان و ورود ساختار سیاسی خاص این كشور به مرحله پیری دیگر عنصر داخلیست كه باید مورد توجه جدی قرار گیرد. مكانیسم انتخاب شاه و ولیعهد در ساختار سیاسی عربستان به گونه ایست كه بعد از مرگ ملك عبدالعزیز تا به امروز پنج تن از فرزندان وی كه از مادر ناتنی بوده اند به پادشاهی رسیده و مقام ولیعهدی نیز به همین روال منتقل گردیده و می گردد. اختلاف میان برادران برای كسب مقام ولیعهدی به ویژه همزمان با مرگ ولیعهد نایف بن عبدالعزیز دومین ولیعهد عبدالله بن عبدالعزیز و انتخاب سلمان بن عبدالعزیز شدت گرفت. این امر و انتشار خبر مرگ ملك عبدالله شرایط خاص امنیتی را در جامعه اشوب زده عربستان حاكم كرده است. خلاصه كلام آنكه؛ جامعه و نظام سیاسی عربستان در شرایط كنونی بحرانی ترین دوران خود را سپری می نماید.

در سطح منطقه نیز اوضاع خاورمیانه و شمال آفریقا آنقدر واضح و آشكار است كه دقت خاصی را طلب نمی كند. موج بیداری اسلامی و خواست ملل مسلمان منطقه برای رهایی از چنگال زمامداران مرتجع و سرسپردگان امپریالیسم هر روز بیشتر از دیروز در سپهر جهان اسلام نورافشانی می كند. خواست فراگیر جهان اسلام برای تغییرات رادیكال در ساختارهای سیاسی موجود و تلاش برای كسب حقوق مدنی و سیاسی پایمال شده به خصوص در جامعه ای چون عربستان ناظر به چنین ادعائیست. منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا امروز بیش از هر زمان دیگر با احساس ناامنی هستی شناختی و نیز هنجاری مواجه شده و تمام تلاش خود برای احیای هویت اسلامی خود را به كار گرفته است. یقیناً ملت عربستان از چنین موضوعی مستثنی نیستند.

در سطح بین الملل نیز اوضاع چندان بر وفق مراد حاكمان سعودی نیست. بحران اقتصادی موجود كه گریبان بسیاری از اقتصادهای غربی و به تبع سرمایه های سعودی را گرفته است شرایط نامطمئنی را برای حاكمان شبه جزیره به ارمغان آورده است. تحقق خواسته های مردمی برخلاف تمایل قدرتهای بزرگ در كشورهای اسلامی نظیر مصر به خوبی گویای نگرانی غرب و اقمارش از ادامه چنین روندی است. نبرد آشكار ایالات متحده با چین و روسیه بر سر موضوعات متعدد جهانی به ویژه مسئله سوریه را نیز باید ازجمله پارامترهای اساسی خاص بودن شرایط فعلی بین الملل به شمار آورد. تمام انگاره های تجویزی از سوی غرب كه در قالب شعارهای دموكراسی خواهی، آزادی بیان، حقوق مدنی و سیاسی و . . . ، و برای كسب منافع خاص دولتها و شركتهای چندملیتی در جهان اسلام به نمایش درآمده بود امروز آنچیزی را كه برخلاف منافع ملی قدرتهای بزرگ و به ویژه ایالات متحده و صهیونیسم بین الملل می باشد محقق كرده است. تلاش برای تحقق موج سوم جهانی شدن و عالمگیر شدن ایدئولوژی منحوس نئولیبرال با شاخص اساسی دموكراسی و آزادی، خواستی بین المللی را در میان سیاستمداران و حتی افكار عمومی دنیا برای حذف دولتهای ضددموكراتیك و متحجری چون عربستان سعودی ایجاد كرده است.

درمجموع شرایط خاص داخلی، منطقه ای و بین المللی خبر از تحولات گسترده در عربستان را می دهد. اعتراضات داخلی به ویژه در نواحی شیعه نشین كه از لحاظ استراتژیك راهبردی ترین نقطه سرزمینی شبه جزیره را به خود اختصاص داده است خواب راحت را از چشمان آل سعود ربوده است. بی تردید آتش روشن شده در نواحی شرقی عربستان كه با هجوم وحشیانه به آیت الله نمر شعله ورتر از قبل شده است به دیگر نواحی شبه جزیره نیز گسترش خواهد یافت. این طغیان داخلی در پیوند با طغیان ملل مسلمان منطقه و نیز خیزش جهانی(چه مصنوعی و چه طبیعی) امكان استمرار رژیم سعودی را دور از انتظار ساخته است.

چرا نظام سیاسی عربستان پابرجا نخواهد ماند؟
جواد حق گو

http://www.irdc.ir/fa/content/20677/default.aspx

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .