چرا دولت ها بحران می سازند؟

دولت فارغ از اینکه به چه جغرافیایی تعلق داشته باشد همیشه در پی فروکش و کنترل بحران ها نیست. تجربه سیاسی در دهه های گذشته نشان داده است دولت ها گاهی برای به دست آوردن امتیازات مختلف دست به "بحران سازی" می زنند. این نوشتار در صدد است منافع دولت ها از ایجاد بحران را شناسایی کند. گفتنی است این گزارش برای انتشار در 11 سپتامبر مهیا گشته بود.
به طور معمول ايجاد ثبات را يكي از كار ويژه‌هاي دولت‌ها مي‌انگارند و چنين تصور مي‌شود كه از جمله اهدف دولت‌ها ايجاد ثبات در داخل مرزهاي خود و در منطقه‌اي است كه در آن قرار گرفته است. تا حدي كه گاه ايجاد ثبات را در تعريف دولت و سياست داخل مي‌كنند. اين بدان معني است كه به طور معمول چنين تصور مي‌شود كه دولت‌ها در داخل و خارج خود خواهان ثبات هستند. البته اين ثبات خارجي تا جايي است كه وجود آن به ثبات در داخل منجر شود.
برای دانلود بولتن چرا {گاهی} دولت ها بحران می سازند؟
کلیک کنید

اما بر خلاف اين تصور اوليه گاه شاهد آن هستيم كه دولت‌ها بحران مي‌سازند. بحران سازي دولت‌ها هنگامي كه در عرصه جغرافيايي و با هدف ايجاد بي‌ثباتي در كشورهاي رقيب باشد چندان تعجب آور نيست؛ بلكه به صورت طبيعي مي‌توان آن را يكي از راه‌هاي كسب قدرت و تضعيف رقيب دانست، اما هنگامي كه مشاهده مي‌كنيم كه يك دولت مستقر و تثبيت شده در درون خويش و براي خود بحران مي‌سازد، نيازمند نگاهي دوباره به مفهوم بحران و علل بحران سازي دولت‌ها هستيم.
پيش از اين كه بخواهيم به بررسي هدف اصلي متن حاضر كه همان بررسي علل بحران سازي دولت‌هاست بپردازيم شايسته است كه توجه كنيم كه بحران‌ها انواع و اقسامي دارند. انواع بحران‌ها را مي‌توان متناظر با همه عرصه‌هاي مطالعات انساني و اجتماعي دانست و علاوه بر تقسيم بحران‌ها بر اساس اين رشته‌ها مثل اقتصادي و سياسي و امنيتي و ... بحران‌ها را بر اساس جغرافياي سياسي به دسته‌هاي داخلي و خارجي، بر اساس وسعت به منطقه‌اي و جهاني و ... و بر اساس ماندگاري به كوتاه مدت و بلند و مدت و ... تقسيم كرد. مساله بررسي و مطالعه بحران‌ها و بحران سازي‌ها اكنون به حدي جدي شده است كه از «مطالعات بحران» به عنوان يك حيطه پژوهشي سخن به ميان مي‌آيد.
اما به راستي چرا {گاهي} دولت‌ها بحران مي‌سازند؟ در پاسخ به اين سوال بايد خاطر نشان ساخت كه علي رغم تصور اوليه، علل فراواني باعث مي‌شود كه دولت‌ها دست به بحران سازي بزنند:

- مظلوم نمايي

يكي از اولين عللي كه باعث مي‌شود يك دولت دست به ايجاد بحران بزند ايجاد حس مظلوميت و بهره بردن از مواهب مظلوم‌نمايي است. به طور معمول انسان‌ها گرايش دلسوزانه و حاميانه‌اي نسبت به كسي كه او را مظلوم بپندارند دارند و همين باعث مي‌شود كه بسياري از سياسيون تلاش كنند كه در اذهان عمومي حالت مظلوم به خود بگيرند. نكته قابل توجه آن است كه بحران‌ها به طور معمول و يا لااقل در برخي از موارد آن فضايي احساسي ايجاد مي‌كنند. (شايد از همين روست كه در تعريف لفظ crisis در بسياري از لغت‌نامه‌هاي معتبر غربي به معني «حادثه يا تغيير احساسي قابل توجه» اشاره مي‌كنند. اگر دولتي بتواند با ايجاد بحران‌ها به نوعي جلوه دهد كه دست تنها مانده است و مخالفان و دشمنان و معاندان و ... همه با هم عليه او بحران سازي مي‌كنند مي‌تواند حالت مظلومي را به خود بگيرد كه در كسب حمايت افكار عمومي و جلب ترحم آنها موفق عمل نمايد.
ماجراي المپيك 1972 مونيخ و كشته شدن تعدادي از ورزشكاران رژيم صهيونيستي نمونه‌اي از مظلوم نمايي اين رژيم در عرصه بين‌الملل بود كه بعد از اين حادثه، رژيم صهيونيستي ترورهاي بيشماري را با نام "عمليات خشم خدا" (Operation Wrath of God) و با توجيه انتقام المپيك مونيخ عليه فعالان فلسطيني به راه انداخت، حال آنكه بعد از مدتي مشخص شد كه موساد پشت اين گروگانگيري بوده و به دنبال دستاويزي براي توجيه ترورها و اقدامات بعدي خود بوده است.

تصويري از گروگان‌گيرها در المپيك مونيخ

• صنعت هولوکاست دستاویزی برای مظلوم نمایی یهود در گذشته، حال و آينده

یکی از نمونه های مظلوم نمایی در عرصه بین الملل که توسط یهودیان مورد حمایت قرار گرفته و تبعات آن در حال حاضر نیز به چشم می خورد، صنعت هولوکاست است.
ادعا و مظلوم نمایی که بدون اثبات سبب اشغال، نسل کشی، آوارگی و مهاجرت میلیون ها نفر از ساکنان اصلی سرزمین اشغالی شده است.
"هولوكاست" يك واژه‌ي مركب يوناني و به معناي «همه‌سوزي» در ادبيات فارسي، و معادل آن «شوآ» در زبان عبري رايج امروز است.

اين واژه‌ پس از جنگ جهاني دوم، از سوي اشخاص و كانون‌هاي يهودي وارد فرهنگ سياسي و تاريخي جهان شد. ادعاي آن‌ها بر اين فرضيه استوار بود كه شش ميليون يهودي در اردوگاه‌هاي اسيران جنگي در آلمان نازي به وسيله "اتاق‌هاي گاز" خفه شده و سپس در "كوره‌هاي آدم‌سوزي" سوزانده و به خاكستر تبديل شده‌اند.
تبليغ گسترده و تكرار پيوسته‌ي اين موضوع از سوي گروه‌ها وسازمان‌هاي يهودي در فيلم‌ها، نمايش‌نامه‌ها، سريال‌هاي تلويزيوني و انبوه رمان‌هاي پس از جنگ و حتي مطالعه آن در مدارس ، موجب شد تا اين عبارت كاربرد انحصاري يابد؛ به طوري كه امروز بنا به تأكيد سازمان‌هاي صهيونيستي، هيچ قوم و ملتي حق استفاده از اين واژه را براي هيچ واقعه‌اي ندارد.

لوگوي فيلم هولوكاست

آن‌ها همچنين اصرار دارند كه هولوكاست در زبان لاتين، همانند اسامي خاص، با حروف ”H" بزرگ نوشته شود و به علاوه، هيچ رويدادي، هر چند بزرگ، نبايد با آن قياس، يا در يادكرد آن، از اين عبارت استفاده شود.
براي مثال، اگر مورخ يا نويسنده‌اي، از قتل عام وحشيانه و مشهور صدها هزار انسان بي‌دفاع دو شهر ژاپني "هيروشيما" و "ناكازاكي" كه بر اثر بمباران اتمي آمريكا در روزهاي پاياني جنگ جهاني دوم به خاكستر تبديل شدند و يا موارد مشابه‌ ديگر در ويتنام، بوسني، فلسطين، عراق، افغانستان و ... به عنوان هولوكاست ياد كند، بلافاصله از سوي كانون‌هاي صهيوني مورد مؤاخذه و نكوهش قرار مي‌گيرد و متهم به سوء استفاده از اين واژه‌ي انحصاري متعلق به يك قوم! مي‌شود.

اوباما در موزه هولوكاست در واشنگتن

فارق از تمام حواشی افسانه هولوکاست، نتیجه ای که در اثر این ادعا و مظلوم نمایی یهود دیده می شود، قابل توجه است و آن چیزی نیست جز اشغال فلسطین به دلیل ظلم نازی به یهودیان!!! آنچنان که "اسرائیل شامیر" نویسنده یهودی می گوید: کسی که بیش از همه از صنعت هولوکاست و نتایج آن سود می برد، آمریکا و اسرائیل است، آمریکا برای پیگری اهداف خود در منطقه و اسرائیل برای داشتن پایگاهی در مهم ترین منطقه جهان برای سیاست های خود.

- براندازي

يك هدف ديگر كه مي‌توان براي بحران سازي دولتي در نظر گرفت ايجاد حالت سرنگوني براي آن نظام مستقر و خاتمه دادن به حيات سياسي آن است. به عبارت بهتر يكي از علل بحران سازي دولتي مي‌تواند آن باشد كه دولت مستقر خواهان پايان دادن به آن نظام سياسي است و از اين جهت دست به ايجاد بحران مي‌زند. چرا كه بحران‌ها مي‌توانند پايه‌هاي نظام‌ مستقر و حاكم را كه دولت نيز يكي از بخش‌هاي آن است تضعيف و زمينه از ميان رفتن آن را فراهم سازد. به عنوان مثالي در اين زمينه گاه به بحران‌سازي‌هاي سياسي گورباچف در شوروي سابق اشاره مي‌كنند كه او با ايجاد طرح‌هايي مانند پروستريكا و گلاسنوست در حقيقت زمينه براندازي و سرنگوني نظام شوروي را فراهم آورد. در اين تحليل‌ها طرح‌هاي اصلاحي گورباچف، بحران‌سازي‌هايي در جهت سرنگوني نظام شوروي شناخته مي‌شوند.

• حادثه کوی دانشگاه تهران (18 تیر 78)، تلاش اقليت براي سرنگوني نظام

در دهه دوم پس از پيروزي انقلاب اسلامي اگر بخواهيم حادثه اي را به عنوان نماد بيروني و بارز «توطئه پنهان» و دست هاي منافقين داخلي و خارجي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي نام ببريم، شايد مهمترين حادثه، واقعه 18 تير 78 باشد.
غائله 18 تیر؛ واقعه اي که اگرچه به نظر در مدت کوتاه چند روزه اتفاق افتاد و خاتمه يافت، اما در تحليل آن نقش عناصر داخلی برای براندازی کلیت نظام غیر قابل انکار است.
بعد از عزم مجلس پنجم برای اصلاح قانون مطبوعات 1364، مهاجرانی به عنوان وزیر فرهنگ اصلاحات عملا به بهانه تحدید آزادی مطبوعات با این اقدام مجلس مخالفت کرد؛ در همین راستا، مطبوعات زنجيره اي نيز با به راه انداختن هياهو و جنجال، سعي در وادار نمودن مجلس به عقب نشيني از تصميم خود داشتند و روزنامه سلام در اقدامي غیرقانونی به انتشار يك خبر كاملاً سري به نقل از یکی از مقامات ارشد وزارت اطلاعات مبادرت نمود كه اين امر بر شدت التهابات سياسي در كشور افزود.
در پي اين اقدام، وزارت اطلاعات دولت اصلاحات شكايتي را عليه روزنامه اصلاح طلب سلام تنظيم و آن را تسليم قوه قضاييه نمود، تا قوه قضاييه عاملين اين اقدام غير قانوني را مورد پيگرد و مجازات قرار دهد.

تيتر روزنامه سلام

دادگاه ويژه روحانيت نيز در پي اين شكايت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه بندي شده توقيف نمود. البته در همان روز وزارت اطلاعات در پي فشارهاي سياسي تعدادی از اصلاح طلبان تندروی وابسته به حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب، ناچار به پس گرفتن شكايت خود شد ولی هيچگاه محرمانه بودن اين نامه را انكار نكرد، بلكه يونسي وزیر اطلاعات وقت، بارها پس از آن ماجرا بر محرمانه بودن نامه تأكيد كرد. وي چند ماه پس از انتشار نامه و توقيف روزنامه سلام، در مصاحبه اي تصريح كرد: " نامه، مربوط به سعيد امامي نبوده بلكه از حوزه‌ مشاورين وزير، خطاب به وزير ارسال شده و موضوع نامه نيز مربوط به اصلاح قانون مطبوعات نيست" بنا به گفته‌ وزير اطلاعات روزنامه‌ سلام با حذف صدر و ذيل نامه صرفاً استفاده‌ جناحي و سياسي نموده است. (1)

تيتر روزنامه امروز در حمايت از روزنامه سلام

اما همه خرابکاری ها، اعتراضات غیر قانونی و موج تخریبی روزنامه های زنجیره ای همچون صبح امروز، نشاط و... از 17 تا 23 تیر 78 در حالی بود که شواهد فروانی حتی قبل از آغاز تشنجات وجود داشت که غائله 18 تیر، برنامه ای حساب شده جهت بحران سازی ومظلوم نمایی افراطیون است؛ پنج روز قبل از سناريوي كوي دانشگاه، روزنامه‌ صبح امروز، وابسته به حزب مشاركت، پا را از تهديدات تلويحي فراتر گذاشته بود و در يادداشت روز 13 تير 1378 خود، مسئولان را به ايجاد شورش و آشوب تهديد كرده و یادآور شده بود كه "اگر طرح تصويب گردد، اغتشاش ايجاد مي‌شود" و روزنامه‌ نشاط، جريده‌ ديگر حزب مشاركت نيز به اين شكل تهديد به خشونت کرده بود: "صاحب‌نظران بر اين باورند كه ورود به قلعه‌ فتح شده‌ چپ‌گرايان، يك ريسك خطرناك براي محافظه‌كاران است... ناظران پيش‌بيني مي‌كنند كه طي روزهاي آينده‌ دفتر تحكيم وحدت و بدنه‌ اجتماعي مدافع جناح چپ وارد صحنه شوند " (2)

- متهم کردن رقبا

يكي از اهداف رايج بحران سازي دولتي، متهم كردن رقباي سياسي و بي اعتبار كردن آنهاست. منظور از اين بحران‌سازي‌ها آن است كه رقباي دولت مستقر به عنوان عاملان آن بحران شناخته شوند و از اين رو در عرصه سياسي بي اعتبار شوند. از چنين روشي غالبا در بحران‌هاي ساخته شده‌ي ناگهاني مانند قتل‌هاي مهم و ... استفاده مي‌شود. به عنوان مثال در پي كشته شدن خانم بي‌نظير بوتو در پاكستان انگشت اتهام به سرعت به سوي مخالفان او نشانه رفت و از اين جهت اعتبار و اقبال سياسي قابل توجهي براي حزب او به وجود آمد. (البته مي‌توان گفت كه اين مثال خوبي براي بحران سازي دولتي نيست اما مثال خوبي براي متهم كردن رقباست.)، ترور سعيد حجاريان عضو شوراي شهر تهران و يا ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان نمونه‌‌اي از بحران‌هاي ايجاد شده براي متهم كردن رقبا بوده است.

• ترور بی نظیر بوتو، عاملي براي متهم كردن رقبا

بی‌نظیر بوتو نخست وزیر سابق پاکستان و رهبر حزب اپوزیسیون مردم پاکستان در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ و در شهر راولپندی به وسیله یک مرد تیرانداز و در یک عملیات انتحاری، ترور و کشته شد.

فارق از نحوه کشته شدن رهبر حزب مردم پاکستان، تحلیل ها و دلایلی که درباره ترور وی وجود دارد و اتهاماتی که متوجه دیگران می شود قابل توجه است؛ در اولین تحلیل ها و مصاحبه های انجام گرفته، انگشت اتهام به سوی پرویز مشرف رئیس جمهور سابق پاکستان می رود زیر بوتو پس از ورود به خاک پاکستان به شدت از سیاست های مشرف و قدرت دیکتاتوری وی انتقاد می کند و رقیب اصلی وی برای گرفتن سمت نخست وزیر تلقی می شود.

ناراحتي مردم پاكستان پس از ترور بوتو

دیگر متهمین این پرونده، گروه های سلفی همچون طالبان و القاعده محسوب می شوند که بنابر نامه بوتو به پرويز مشرف، اين دو گروه، بارها بي‌نظير را تهديد به مرگ كرده بودند؛ متهم بعدی قتل بوتو، سازمان اطلاعاتی پاکستان است که با حمایت مشرف و سرویس های اطلاعاتی غربی برای منافع سازمانی اقدام به ترور بوتو کرده است .
به دنبال ترور بوتو، بعضی از شهرها و ایالت های پاکستان در حالت فوق العاده قرار گرفت و جمعیت کثیری از مردم و حامیان بوتو اقدام به تظاهرات علیه دولت وقت کردند و همه منتظر تصمیم بعدی حزب مردم بودند.

اجساد کشته های به جامانده در حادثه ترور بوتو

- مشغول کردن مخالفين

هدف ديگري كه به طور معمول از بحران سازي دولتي دنبال مي‌شود مشغول كردن مخالفين است. در اين شيوه دولت مستقر با ايجاد بحران و مشغول كردن افكار عمومي و مخالفان خود به آن بحران در واقع اهداف و برنامه‌هاي خود را پيش مي‌برد. به طول معمول در اين شيوه نوعي از تقسيم كار در دولت مستقر صورت مي‌گيرد. در اين تقسيم كار بخشي از دولت يا عناصري از آن به بحران سازي و مشغول كردن ديگران مي‌پردازند و بخشي ديگر با جديت و برنامه‌ريزي دو چندان به دنبال تحقق اهداف خويش خواهند بود.

• اظهار نظر "دوست داشتن مردم اسرائيل"، دستاويزي براي مشغول كردن رقبا و منتقدين

يكي ديگر از نمونه‌هاي بحران سازي توسط دولت مستقر در مشغول كردن مخالفين از منظر داخلي، ماجراي اظهارات يكي از مديران ارشد دولت نهم مبني بر دوست بودن ملت ايران با مردم اسرائيل و آمريكا است.
اسفنديار مشايي در همايش نوآوري و شكوفايي در صنعت گردشگري عنوان كرد: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است ..." به دنبال اين اظهار نظر موج جديدي از مخالفت‌ها عليه دولت و شخص مشايي بوجود آمد به گونه‌اي كه كشور از از مسير اصلي خود در راستاي پيشرفت منحرف شده و اغلب اظهار نظرها و تحليل‌ها در جوامع سياسي و مذهبي حول اين اظهار نظر مي‌چرخيد.

رئيس جمهور و رئيس دفتر وي

در كنار انحراف كشور از موضوع اصلي نظام و پرداختن به موضع فرعي، اعلام موضع رسمي دولت نيز بر آتش اين انحراف افزود، به گونه‌اي كه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور دولت نهم در كنفرانس
خبري گفت: در ماجراي اخير ضمن احترام به تمام كساني كه اظهار نظر كردند، بخصوص نمايندگان مجلس تشكر مي‌كنم كه حساسيت نشان دادند؛ اما مي‌گويم كه آقاي مشايي مظلوم واقع شد. وي هيچ‌گاه نگفته ملت اسرائيل. مشايي از 18 سالگي در صحنه‌هاي انقلاب بوده است موضع وي موضع دولت است.
به دنبال اين اظهار نظر بار ديگر تمام توجه كشور به اين اظهار نظر منعطف شد لكن مقام معظم رهبري در خطبه دوم خود در نماز جمعه با غلط خواندن و پوچ دانستن اين اظهار نظر فرمودند: يك نفر پيدا مي‌شود درباره ى مردمى كه در اسرائيل زندگى ميكنند، اظهار نظرى ميكند. البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقى‌اى است ... حالا كسى حرف اشتباهى ميزند، عكس العملهائى هم در مقابل آن نشان داده مي‌شود. خوب، مسئله را بايد تمام كرد. اين كه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكى از آن طرف بگويد، يكى اينجور استدلال كند، يكى از آن طرف حرف بزند، درست نيست. اين التهاب آفرينى است. حرفى بود، گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع دولت جمهورى اسلامى هم اين نيست... اين حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. اين را نبايد وسيله التهاب قرار داد. من خواهش مي‌كنم از همه، اينجور مسائل كوچك و مسائل جزئى را - حرفى كه بر زبان كسى جارى مي‌شود؛ مطلبى گفته مي‌شود – وسيله‌اى قرار ندهند براى اينكه مدتى جريان سازى و مسئله آفرينى در سرتاسر كشور بشود؛ يك عده مخالف، يك عده موافق، سر قضيه‌اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.

- انصراف ايجاد کردن در اذهان عمومي نسبت به مسائلي خاص (انحراف افکار عمومي)

يكي ديگر از علل بحران سازي دولتي، منحرف كردن افكار عمومي است. در اين شيوه تلاش مي‌شود كه در حالي كه دولت در حال انجام اقدامات در عرصه‌هاي مهم ديگري است، با ايجاد بحران‌هاي ساختگي در يك عرصه ديگر اذهان عمومي از اقدامات اصلي منصرف گردد و افكار عمومي دچار انحراف از اصل موضوع شود. در چنين مواردي به طور معمول بحران ساخته شده جدي و واقعي نيست بلكه نوعي جنگ زرگري و بحران ساختگي در ميان خواهد بود كه هدف از آن صرفا مشغول كردن اذهان و جلوگيري از توجه آنها به مساله اصلي است. به عنوان مثال گاه مشاهده مي‌شود كه دولت‌هايي كه در حال انجام اقداماتي بر خلاف اصول و مباني و ارزش‌ها يا خواست مردم هستند در همان زمان دست به بحران سازي‌هايي در عرصه‌هاي ديگر مي‌زنند.
به عنوان مثال زلزله هاييتي را مي‌توان به عنوان نمونه‌اي از انحراف افكار عمومي آمريكا نسبت به ركود اقتصادي در اين كشور دانست و يا اظهارات رئيس دفتر رئيس جمهور ايران درباره مكتب ايراني نيز مثالي براي انحراف افكار عمومي نسبت به اصول كشور بوده است

• مخالفت ظاهري سران تركيه با رژيم صهيونيستي، عاملي براي انحراف افكار عمومي

يكي از نمونه‌هاي بارز در انحراف افكار عمومي، مخالفت ظاهري، منقطع و متناقض سران تركيه با رژيم صهيونيستي است به گونه‌اي كه رجب طيب اردوغان در حاشيه اجلاس داووس به شکل قابل توجهی با "شیمون پرز" رئیس رژیم صهیونیستی مخالفت کرد و حتی اجلاس داووس را به دلیل حضور پرز ترک کرد و نتیجه این اقدام وی، تحسین سرارسری از سوی اکثریت کشورهای اسلامی بود، لکن بعد از این اقدام هیچ اقدامی در کاهش روابط میان ترکیه و رژیم صهیونیستی دیده نشد و حتی بعد از تماس تلفنی میان اردوغان و پرز، توافق¬های نظامی میان دو طرف امضا شد.

مشاجره ميان اردغان و پرز در اجلاس داووس

از سوی دیگر، همزمان با موج بیداری اسلامی در منطقه ترکیه آن روی خود را هم نشان داد و در رفتار و اظهار نظرهایی نشان دادند که مسئولین ترک به دنبال مسائلی دیگر هستند و چیزی دیگر را دنبال می کنند.
به نظر می رسد دولت ترکیه برای تبدیل شدن به قطب اقتصادی، نظامی و سیاسی منطقه و همچنین برای تحت فشار قرار دادن غرب از یکسو قدرت خود را به رخ غرب و رژیم صهیونیستی می کشد و از سوی دیگر، در راستای منافع غرب حرکت می کند که موضع گیری اخیر ترکیه در موضوع سوریه و حمایت همه جانبه از مخالفان دولت سوریه از این منظر قابل بررسی است.

ديدار اردوغان با هيلاري كلينتون در حاشيه كنفرانس ضد سوري (دوستان سوريه)

- امتياز گرفتن

بحران سازي گاه ابزاري براي امتيازگيري داخلي است؛ دولت براي امتياز گرفتن از مابقي اركان يك نظام مثل مجلس، قواي انتظامي و نظامي يا قضايي و ... و تحت فشار قرار دادن آنها گاه دست به بحران سازي مي‌زند.
چنين حالتي گاه باعث مي‌شود كه ديگر مراكز و نهادهاي يك نظام مستقر در برابر دولتي كه توان بحران‌سازي قابل توجهي دارد خلع سلاح شده و دست از مخالفت بردارند. در شيوه امتيازگيري از طريق بحران سازي آنچه مهم است آن است كه كدام يك از دو طرف توان بحران پذيري و تحمل بالاتري نسبت به بحران‌ها دارند. (مثال خوب اين زمينه مثال مسابقه رانندگان در نظريه‌ي بازي‌هاست.)
به عنوان مثال ماجراي جمهوريت رضاخان و كناره‌گيري ظاهري وي از نخست وزيري و رفتن به رودهن يكي از نمونه‌هاي امتيازگيري وي از مجلس ملي پنجم بود، به گونه‌اي كه بعد از استعفاي وي و عمليات رواني حاميان رضا شاه، اكثريت مجلس پنجم به دليل امنيت كشور و ترس از شورش‌هاي بر خلاف رأي شهيد مدرس به نخست وزيري رضاشاه تن دادند.

• رسوايي مونيكا، امتيازي در جهت منافع رژيم صهيونيستي

ماجراي رسوايي مونيكا (رسوايي جنسي بيل كلينتون) يكي از نمونه‌هاي بحران‌سازي در عرصه بين‌الملل براي امتيازگيري از حريف است.
رسوایی جنسی بیل کلینتون واقعه‌ای است که در جریان آن مونیکا لوینسکی کارآموز جوان کاخ سفید که از سال ۱۹۹۴ به تدریج با بیل کلینتون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا رابطه نزدیکی برقرار کرده بود، اقدام به برقراری رابطه جنسی پنهانی می‌کند. جمهوری‌خواهان از طریق کنت استار دادستان ویژه، بیل کلینتون را تحت تعقیب قرار دادند. وی در ابتدا منکر هرگونه رابطه نامشروع با لویینسکی شد اما در پی افشای مدارک غیر قابل انکار، سرانجام در مقابل دوربین‌های تلویزیون به گناه خود اعتراف و از مردم ایالات متحده آمریکا عذرخواهی کرد.

كلينتون و لوینسکی

در سال ۱۹۹۹ مجلس سنای ایالات متحده آمریکا کلینتون را به اتهام ادای شهادت دروغ و تلاش برای جلوگیری از اجرای عدالت محاکمه کرد؛ اما وی با یک رای اضافی توانست از برکناری رهایی یابد.
برخی از منابع خاورمیانه‌ای اصل ماجرا را اگر نه توطئه‌ای از سوی اسرائیل، حداقل در جهت منافع اسرائیل می‌دانند. همزمانی اعترافات مونیکا با کنفرانس سه جانبه صلح خاورمیانه، یهودی بودن مونیکا و فشارهای کلینتون بر اسرائیل برای توقف شهرک‌سازی، دلایل این گروه را تشکیل می‌دهد . (همچنین اینجا را ببینید)

- سرکوب مخالفين

يكي ديگر از علل بحران سازي ايجاد بهانه براي سركوب مخالفان است. در اين شيوه دولت مستقر بحراني ساختگي ايجاد مي‌نمايد و از طريق متهم كردن مخالفين به ايجاد اين بحران آنها را در معرض سركوب قرار مي‌دهد. در اين شيوه تلاش مي‌شود تا بحران به صورتي ايجاد شود كه گناه و اتهام آن به گروه مخالفين نسبت داده شود و آنگاه بهانه و توجيه لازم جهت سركوب آنها فراهم مي‌شود.

• ترور رفيق حريري

يكي از نمونه هاي قابل توجه براي متهم كردن رقبا در عرصه بين‌الملل توطئه ترور "رفيق حريري" نخست وزير اسبق لبنان بود كه با توجه به مقبوليت وي در ميان گروه ها و مردم لبنان، متهم كردن حزب‌الله و سوريه به ترور رفيق حريري پيروزي بزرگي براي گروه‌هاي مخالف مقاومت به خصوص آمريكا و رژيم صهيونيستي محسوب مي‌شود.

تأثير انفجار بعد از كشته شدن رفيق حريري

از اثرات متهم كردن سوريه در ترور رفيق حريري، تحت فشار قرار گرفتن سوريه در داخل و خارج از لبنان براي خروج نيروها و سازمان هاي سوري از داخل لبنان بود كه با توجه به فشارهاي داخلي و بين المللي سوريه مجبور به عقب نشيني از لبنان شد؛ چندي پيش سعد الحريري نخست وزير سابق و فرزند رفيق حريري در مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط اعلام كرد كه متهم كردن سوريه در ترور پدرم، كاملا اشتباه و سياسي بوده است و سوريه هيچ نقشي در اين بين ندارد.

سعد الحريري در كنار بشار اسد

از سوي ديگر، متهم كردن حزب‌الله لبنان بعد از مقبوليت حزب الله در جنگ 33 روزه يكي ديگر از اهداف متهم كردن رقبا امريكا و اسرائيل در لبنان بودف لكن با توجه به هوشياري سيد حسن نصرالله و ارائه شواهد متقن ايشان مبني بر دخالت رژيم صهيونيستي، فرانسه و گروه‌هاي سلفي در ترور رفيق حريري، در حد وسيعي از فشارهاي داخلي و خارجي عليه حزب الله لبنان كاسته شد.

- بقاء‌ در قدرت

يكي ديگر از علل بحران سازي،‌ زمينه‌سازي براي باقي ماندن در قدرت و تداوم حاكميت خويش است. به طور معمول جابجايي در قدرت و گردش آن نيازمند ميزاني از ثبات و آرامش است. ايجاد بحران توسط يك دولت در صورتي كه به خوبي مديريت شود مي‌تواند در شرايط خاص آن و با تمهيداتي به جلوگيري از چرخش و تغيير در قدرت منجر شود. به عبارت بهتر گاه شرايط بحراني توجيهي براي باقي ماندن دولت در قدرت ايجاد مي‌كند.
بحران سازي آمريكا در عراق و گسترش انفجارها و ناامني‌هاي وسيع در اين كشور نمونه‌اي از اقدامات ارتش آمريكا براي باقي ماندن در صحنه سياسي نظامي عراق است.

نيروهاي آمريكايي در عراق
• افشای سندی مبنی بر بازگشت طالبان به عرصه قدرت در افغانستان

یکی از مصداق های عملیات روانی آمریکا برای باقی ماندن در قدرت بین المللی، ایجاد بحران و عدم امنیت در مناطق مختلف جهان است، به عنوان مثال آمریکا با خطرناک جلوه دادن ایران و مسئله هسته ای، نه تنها حضور خود در خلیج فارس را استحکام می بخشد بلکه با ترفندهای بسیاری تسلیحات ساخته شده خود را با در سطح وسیعی به کشورهای حاشیه خلیج فارس می فروشد.
یکی از بحران های ایجاد شده توسط آمریکا در افغانستان، افشای سند خیلی سری ارتش آمریکا مبنی بر بازگشت دوباره طالبان به عرصه قدرت در افغانستان بود.

آموزش نيروهاي افغاني توسط نظاميان آمريكا

در این سند با اشاره به نقش دولت، ارتش و سازمان اطلاعاتی پاکستان مبنی بر حمایت همه جانبه از احیای مجدد طالبان، نسبت به تخلیه همه جانبه نیروهای آمریکایی از افغانستان هشدار داده است.

نیروهای طالبان در کنار ارتش آمریکا

بنابر نظر کارشناسان، یکی از دلایل اصلی افشای این سند، نیاز آمریکا به دستاویزی برای حضور خود در افغانستان است به صورتی که برای استمرار حضور نظامیان آمریکایی در منطقه به خصوص افغانستان، نیاز به بزرگ جلوه دادن و حتی بزرگ کردن عمدی طالبان در افغانستان وجود دارد.

- توجيه ضعف‌هاي خود

يكي ديگر از علل بحران سازي دولت‌ها توجيه ضعف‌هاي خود است. در صورتي كه دولتي كارنامه موفقي در يك زمينه خاص نداشته باشد، با ايجاد بحران و چالش در آن زمينه مي‌تواند مدعي شود كه كارشكني مخالفان و وجود بحران‌هاي حاصل از اين كارشكني باعث شده است كه كارنامه دولت در آن عرصه چندان درخشان نباشد. به عبارت بهتر بحران سازي زمينه‌اي براي توجيه عملكرد نامناسب به كار گرفته مي‌شود.
به عنوان مثال بزرگنمايي خطر القاعده در جهان توسط رسانه‌هاي آمريكايي نمونه‌اي از توجيه ضعف آمريكا براي مقابله با اين گروهك سلفي است.

• ماجراي لوايح دوگانه خاتمي، دليلي بر توجيه ضعف دولت اصلاحات

لايحه هاي افزايش اختيارات رئيس جمهور و حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان که از سوي دولت سيد محمد خاتمي به مجلس ششم ارائه شد به لوايح دوقلو معروف شده اند. در تاريخ 8/6/1381 آقاي سيد محمد خاتمي، رئيسجمهور وقت، به مناسبت هفته دولت در مصاحبهاي با خبرنگاران داخلي و خارجي، خبر از لايحه "اصلاح قانون انتخابات مجلس" از سوي دولت داد.
خاتمي همچنين در آن مصاحبه، از ارائه لايحه اي كه "تبيين حدود وظايف و اختيارات رئيسجمهور" ميناميد، سخن گفت. در آن زمان يكي از مباحث مسئلهساز درخصوص اين لايحه، كه مشاركتي ها آن را طراحي کردند، جايگزيني واژه"افزايش اختيارات" بود.

مجلس ششم

در ارائه لايحه اصلاح قانون انتخابات، حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان يكي از اصول اصلي اين لايحه قلمداد مي‌شد كه اصلاح‌طلبان و اكثريت نمايندگان مجلس ششم به دنبال تصويب اين اصل لايحه بودند.
در حالي كه لوايح دوگانه هنوز به تصويب مجلس اصلاحات نرسيده بود، نيروهاي حزب دولت ساخته مشاركت که اکثر بدنه مديريتي دولت سيد محمد خاتمي را تشکيل مي‌دادند چون رد شدن لوايح از سوي شوراي نگهبان به دليل تناقضات مختلف لوايح با قانون اساسي را حتمي مي‌دانستند، دست به حركات جنجالي زدند و رد لوايح از سوي شوراي نگهبان را مسبب بحران در نظام و استعفاي خاتمي دانستند.

در همين راستا عباس عبدي، مشاور خاتمي و از توابين فاتح لانه جاسوسي آمريکا، رد لوايح دوگانه توسط شوراي نگهبان را عامل فروپاشي نظام جمهوري اسلامي دانست و تهديد كرد كه: "بقاي نظام در گرو تصويب و تأييد لايحه تبيين اختيارات رئيس جمهوري و اصلاح قانون انتخابات است... جز تصويب و تأييد اين لوايح، هر برخورد ديگري كه با آنها صورت گيرد، نه تنها مشكلات نظام را حل نخواهد كرد بلكه ممكن است به فروپاشي نيز منجر شود".

عباس عبدي در كنار تاج زاده

وي همچنين "تز خروج از حاكميت" مشاركتي ها را افشا نمود: "در صورت تأييد نشدن كامل اين دو لايحه، اصلاحطلبان از حاكميت خارج خواهند شد؛ زيرا عملاً كاري از دست آنها برنخواهد آمد تا به مطالبات مردم پاسخ دهند. خروج از حاكميت هم شامل استعفاي دسته جمعي رئيس جمهوري و نمايندگان مجلس ششم است"
سعید حجاريان يكي از تئوريسين‌هاي جريان اصلاحات، دو ماه بعد درباره لوايح دوگانه و خطوط قرمز خاتمي گفت: "اگر خط قرمزش [خاتمي] را بشكنند، ادامه نخواهد داد و با رد لوايح دوگانه، خاتمي از رئيس‌جمهوري كناره‌گيري خواهد كرد" .

- تصفيه حساب

گاه بحران سازي صرفا براي تصفيه حساب و صدمه زدن به يك گروه خاص است. ايجاد بحران‌هاي موضعي و كوتاه مدت در يك عرصه خاص براي زمين زدن و به خاك سياه نشاندن يك فرد يا گروه امر متعارفي در عرصه سياست غير اخلاقي است. از اين شيوه براي مقاصد سياسي و ... استفاده مي‌شود و با ايجاد بحران در يك عرصه خاص اعتبار، وجهه‌ي سياسي و ... يك فرد يا گروه و ... از ميان مي‌رود. از نمونه‌هاي قابل توجه در اين مسئله مي‌توانيم به موضوع دشمني غرب نسبت به سوريه و شخص بشار اسد اشاره كنيم، به نحوي كه تمام دشمني غرب و اعراب منطقه و حتي سوريه، براي خارج كردن بشار اسد از چرخه قدرت سوريه است تا خط مقاومت در خاورميانه عليه رژيم صهيونيستي دچار ضعف و ناكارامدي شود.

• مرگ ياسر عرفات، تصفيه حساب رژيم صهيونيستي و رقباي عرفات

عرفات در 11 نوامبر 2004 در سن 75 سالگي، پس از تحمل 3 سال محاصره صهيونيست‌ها در "المقاطعه" مقر تشكيلات خودگردان فلسطين در رام‌الله به يك بيماري مشكوك مبتلا شد و به بيمارستان نظامي "پرسي" در پاريس انتقال يافت و در آنجا درگذشت.

5 سال بعد از مرگ مشكوك عرفات، نقل قول‌هايي و شواهدي مبني بر قتل عرفات توسط سم ناشناسي در رسانه‌ها مطرح شد و انگشت اشاره به سمت رژيم صهيونيستي و رقباي عرفات نشانه رفت.
ناصر القدوه”، رئيس کميته اداره موسسه ياسر عرفات، از کوتاهي اين موسسه از شناخت دلايل واقعي مرگ ياسر عرفات در 11 نوامبر 2004 سخن گفت. القدوه بار ديگر تاکيد کرد که فلسطينيان بر اين باور خود تاکيد مي‌کنند که اسرائيل مسئول مستقيم مسموميت ياسر عرفات است .

عرفات در دوران بيماري

با اين که در آغاز سال 2007 ميلادي”فهمي شبانه”، افسر سابق سرويس اطلاعات تشکيلات خود گردان اعلام کرد که شواهد به دست آمده حکايت از آن دارد که ياسر عرفات توسط سمي به نام”ثولونيوم” و توسط مخالفان فلسطيني‌اش مسموم شده بود. اين درحالي است که فاروق القدومي، دبيرکل کميته مرکزي جنبش فتح”محمود عباس را به همکاري با رژيم صهيونيستي جهت ترور ياسر عرفات متهم کرد و در همين راستا”رافي ايتان”، از وزراي سابق حزب عمل و از مسئولان سابق موساد احتمال دست داشتن”محمد دحلان” و”محمود عباس” در اين توطئه را رد نکرد .

مقبره عرفات در رام‌الله

از سوي ديگر، روزنامه اسپانيايي "الموندو" به نقل از "سعيد العساف " يكي از پزشكان معالج عرفات نوشت: به نفع اسرائيل و رهبران تشكيلات خودگردان است كه دلايل مرگ عرفات را پيگيري نكنند و اكنون 5 سال از مرگ عرفات مي‌گذرد اما هنوز مرگ وي بعنوان يك راز باقي مانده است؛ اين روزنامه در ادامه مي‌افزايد: بعد از تخريب وجهه عرفات در جهان عرب، به وي ويروس ايدز تزريق شده است و عرفات بر اثر آلوده شدن به اين ويروس از دنيا رفته است.

- بحران درماني

اصولا لفظ بحران در ادبيات انگليسي از ريشه پزشكي گرفته شده است و به نقطه عطف بيماري و شدت يافتن آن اطلاق مي‌شود. در عمل نيز در برخي موارد از بحران سازي براي درماني يك مساله يا حالت كه در شرايط عادي قابل حل نيست استفاده مي‌شود. در اين شيوه وقتي كه يك مساله در حالت عادي قابل حل نيست به صورت يك بحران جلوه مي‌كند امكان حل آن ايجاد مي‌شود. به عنوان مثال دولتي كه در شرايط عادي حق انجام يك عمل خاص را ندارد در شرايط بحراني (هر چند كه خود آن دولت ايجاد كننده آن بحران باشد) امكان انجام آن عمل را مي‌يابد.
بحران درماني به طور معمول روشي براي افزايش اختيارات دولت است. به عنوان مثال در فرانسه دولت مستقر در شرايط بحراني قانونا اجازه دخالت در اختيارات ساير قوا را دارد، نمونه ديگر بحران درماني را در 11 سپتامبر مشاهده کردیم که دولت آمریکا با استفاده از بمب خبری این واقعه توانست با نقاب مظلوم نمایی تهاجم گسترده‌ای را علیه افغانستان و عراق با توجيه مبارزه با تروريزم و سلاح‌هاي كشتار جمعي به را بياندازد

• افشاي ويكي‌ليكس، بحراني براي مشروع كردن قوانين خاص سايبري

ويكي‌ليكس يك ”مؤسسه غيرانتفاعي رسانه‌اي" است كه از همان آغاز فعاليت اعلام كرد كه آمادگي دارد هر مدركي را با ذكر يا بدون ذكر منبع ارائه دهنده مدرک، روي سايت بگذارد. البته این سایت برای جلب توجه عمومی و در واقع بی طرف بودن خودن به نقض حقوق بشر در عراق و افغانستان پرداخت.فیلم معروفی که در فروردین ماه 89 به صورت گسترده منتشر شد و در آن افراد غير‌نظامي و از جمله چند روزنامه‌نگار توسط نظامیان آمریکایی در عراق مورد هدف قرار گرفته و كشته ‌شدند؛ نشانه ای بر صداقت این سایت بود که اندک اندک قصد داشت تا اذهان عمومی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

جولين آسانژ مدير ويكي‌ليكس

لكن چند ماه پس از انتشار اسنادي درباره وزارت خارجه آمريكا و مذاكرات ميان ديپلمات‌هاي آمريكايي با رهبران ديگر كشورها ، "جولین آسانژ" مدير ويكي ليكس به اتهام فساد اخلاقي در لندن بازداشت مي‌شود و بعد از مدت كوتاهي بدون اثبات جرم آزاد مي‌شود .

بازداشت آسانژ به اتهام فساد اخلاقي

لكن نكته قابل توجهي كه بعد از افشاگري‌هاي ويكي ليكس در آمريكا اتفاق افتاد، سخت‌گيري‌ها و تصويب لوايحي بود كه به دولت آمريكا اجازه مي‌دهد جاسوسي همه جانبه و نسبت به همه شهروندان آمريكايي و غير آمريكايي در فضاي سايبر داشته باشند.
تلاش دولت آمريكا براي تصويب دو قانون سيسپا (CISPA ) و سوپا (SOPA) نمونه‌اي از اين لوايحي است كه بعد از ماجراي ويكي‌ليكس در امريكا اتفاق افتاده است .

- ايجاد دسته‌بندي‌هاي جديد قدرت "آغاز دوران جديد قدرت" (order out of chaos)

اين علت بحران سازي علتي بسيار مهم و قابل توجه و در عين حال پيچيده است. در اين شيوه دولت با ايجاد بحران تلاش مي‌كند تا ساختار و چارچوب‌بندي‌هاي رسمي يا غير رسمي گذشته را بر هم زده و دوره جديد و نويي را از دسته بندي هاي قدرت ايجاد نمايد. از اين شيوه گاه به «نظم برخاسته از بحران» تعبير مي‌شود. مثال مشهور اين زمينه نظم‌هاي نويني است كه در دنيا با بحران سازي به وجود آمده‌اند. مثلا اقدامات هيتلر، حركت ناپلئون بناپارت و .... نمونه‌اي از اين بحران سازي‌هاست؛ البته بايد توجه داشت كه اين شيوه فقط مصرف خارجي و بين المللي ندارد و گاه در درون كشورها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

• حادثه یازده سپتامبر، بحرانی برای تغییر نظم بین المللی

حادثه يازده سپتامبر عامل اساسي و قطعي سياست‌هاي تهاجم گرايانه و توسعه طلبانه آمريكا نيست بلكه مستمسك و بهانه لازم در توجيه اقدامات بعدي آمريكا به دست تصميم سازان و گروه‌هاي فكري سياست خارجي آمريكا است. در حقيقت اين حادثه به مثابه كاتاليزوري در سياست خارجي آمريكا بود كه به بهانه مبارزه با تروريسم جهاني موجب لشكركشي آمريكا به كشورهاي اسلامي منطقه خاورميانه گرديد.

حادثه يازده سپتامبر

پس از حوادث 11 سپتامبر، بسياري از مسلمانان تحت تعقيب قرار گرفتند و صرفا به بهانه داشتن نام اسلامي يا پوشش اسلامي در آمريكا و ساير كشورهاي متاثر از سياست‌هاي نظام بين الملل بازداشت مي‌شدند، آمار اسلام هراسي در كشورهاي غربي به خصوص آمريكا افزايش يافت و آمريكا توانست با توجيه مبارزه با تروريسم بين‌المللي به صورت گسترده‌اي وارد خاورميانه بشود .

اعتراض عليه ساخت مسجد در نيويورك بعد از يازده سپتامبر
- حماقت و بي‌تدبيري

گاه نبايد براي بحران‌سازي يك دولت مستقر علت پيچيده و پشت پرده‌اي را در نظر گرفت. علت برخي از بحران سازي‌هاي دولتي به سادگي حماقت يا بي‌تدبيري افراد و يا تصميم‌گيرندگاني در آن دولت هستند. چنين حماقت‌ها و بي‌تدبيري‌هايي در عرصه سياست بي‌سابقه نيست و گاه شاهد آن هستيم كه يك دولت مستقر با حماقت و بي‌تدبيري خويش بحران مي‌سازد و يا يك بحران موجود را چندين برابر مي‌كند؛ به عنوان مثال، مقاله رشیدی مطلق قبل از انقلاب، به کاتالیزوری برای تسریع پیروزی انقلاب اسلامی تبدیل شد.

• برگزاری مسابقات فرمول یک در بحرین، وسیله ای برای شنیدن صدای ملت مظلوم بحرین

یکی از بی تدبیری های حکومت آل خلیفه برگزاری مسابقات فرمول 1 بحرین است تا بتواند این مسئله را اثبات کند که این کشور هیچ بحرانی ندارد و اوضاع این کشور تحت کنترل است تا بتواند مشروعيت آسيب ديده خود را ترميم كند .

اعتراض مردم بحرین با استفاده از مسابقات فرمول 1

از سوي ديگر، در كنار اعتراض مردم بحرين به برگزاري مسابقات فرمول 1، انقلابيون با استفاده از كمترين امكانات موجود توانستند از برگزاري مسابقات به نحو احسن استفاده كرده و صداي خود را به خارج از بحرين برسانند.

اعتراض به برگزاري مسابقات فرمول 1 در بحرين

لکن به دنبال برگزاری مسابقات فرمول 1 و دعوت شرکت کنندگان از سراسر جهان به این مسابقه، عملا این مسابقه به رسانه ای برای شنیده شدن و دیده شدن مردم مظلوم بحرین در روند بیداری اسلامی منطقه تبدیل شد تا جایی که گروه هندی "فورس ایندیا" محل مسابقات را به دلیل عدم امنیت لازم در بحرین ترک کرد.

اعتراض مردم بحرین با استفاده از مسابقات فرمول 1

- منافع اقتصادي بحران

بحران‌ها علي رغم ظاهر پرهزينه‌اي كه دارند گاه بسيار پرمنفعت هستند. لااقل مي‌توان گفت كه بحران‌ها به همان ميزان كه براي برخي پرهزينه و مخرب است براي ديگران پرمنفعت و درآمدزاست. گاه درآمدهاي يك بحران براي برخي كه از وقوع و برنامه ريزي شده بودن آن بحران با خبرند به حدي است كه كسي از خارج آن حلقه بحران ساز نمي‌تواند جوانب آن را حدس بزند. به عنوان مثال فكر كنيد كه كساني كه در بحران اقتصادي سال 2008 ميلادي برخي از بزرگترين شركت‌هاي مالي و اقتصادي شرق آسيا را در پائين‌ترين قيمت‌هاي باورنكردني آن خريداري كردند، چه سودي بردند؟

• آنفلوآنزای خوکی بحرانی برای منافع اقتصادی

ماجراي شيوع آنفلوآنزاي خوكي مدتي بود که عناوين مطبوعات و رسانه‌هاي مهم جهان را به خود اختصاص داده و توجه آنها را به خود جلب كرده بود به گونه‌اي كه با مراجعه به شبكه‌هاي خبري تلويزيوني و روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها غربي در آن زمان دست‌كم يك یا دو خبر درباره اين آنفلوآنزا مشاهده می کنیم؛ انتشار اينگونه اخبار در سطح جهان، سطوحي مختلف از هراس را در جوامع مختلف ايجاد می کند به گونه ای که اکثریت مردم جهان برای خلاصی از مشکلات به تکاپو می افتند؛ فارق از مسائل پزشکی و حواشی آن، منابع خبری، گزارشی مبنی بر سیاسی و اقتصادی بودن آنفلوآنزای خوکی ارائه کردند.

واکسیناسیون گسترده برای آنفلوآنزای خوکی

"پائول واتسون" ، يك تحليلگر سياسي در مقاله‌اي كه در پايگاه خبري پريزن پلنت (PrisonPlanet) به چاپ رسانده است، با اشاره به آنفلوآنزاي خوكي در جهان نوشت: شواهدي وجود دارد مبني بر اينكه آنفلونزاي خوكي مكزيك نوعي سلاح بيولوژيك است؛ وي افزود: شواهدي وجود دارد مبني بر اينكه آنفلوآنزاي خوكي مكزيك نوعي سلاح بيولوژيك است .
بنابر اعلام كارشناسان اقتصادي، آنفلوآنزاي خوكي سهام شركت‌هاي بيوتكنولوژيكي را كه با مراكز سياسي در ارتباط هستند، افزايش چشمگيري داده است. "دونالد رامسفلد"، وزير دفاع پيشين آمريكا، يكي از سهامداران و عضو هيات مديره شركت "گيلعاد ساينس" كه عمده‌ترين تامين كننده داروهاي اين بيماري است، به شمار مي‌رود.

كپسول تامي‌فلو براي درمان آنفلوآنزاي مرغي (توليد انحصاري گيلعاد ساينس)

"مايكل چسودوفسكي" تحليلگر آمريكايي در گزارشي در "گلوبال ريسرچ" نوشت: آنفلوآنزاي خوكي باعث شده است كه ارزش سهام شركت "بيگ فارما " افزايش چشمگيري يابد. بعد از انتشار گزارش‌هاي اوليه مبني بر شيوع آنفلوآنزا در مكزيك، تقاضاي داروهاي ضد آنفلوآنزا سر به فلك كشيد.

شرکت گیلعاد ساینس

- نفوذي داشتن

يك علت ديگر بحران سازي دولت‌ها آن است كه گاه دولت‌ها به صورتي دچار نفوذ مخالفين و دشمنان يك نظام مستقر شده‌اند. به عبارت بهتر در مواقعي كه يك دولت مستقر دچار نفوذ عوامل دشمن خود شده است شاهد آن هستيم كه دولت مورد نظر دست به بحران‌سازي‌هايي مي‌زند كه خود آن دولت را نيز دچار مشكل مي‌كند.

• الهاشمی و انفجارهای منسوب به وی در عراق

یکی از نمونه های ورود نفوذی در دولت مستقر، ماجرای بمب گذاری توسط مزدوران منسوب به "طارق الهاشمی" معاون رئیس جمهور عراق است.
بعد از روشن شدن نقش الهاشمی در انفجارهای بغداد به خصوص بمب‌گذاری بر سر راه حرکت "نوری المالکی" نخست وزیر عراق، وی به کردستان عراق فرار کرد و سران کرد عراق نیز از تحویل وی به مقامات قضایی عراق ممانعت کردند.

طارق الهاشمی متهم فراری عراق

وی همچنین بعد از ورود به داخل ترکیه تحت حمایت مقامات ترکی قرار گرفت و حکومت ترکیه نیز از تحویل وی به عراق خودداری کرد .

اردوغان و طارق الهاشمي

- ايجاد سردرگمي (اطلاعاتي قتل كندي و قتل‌هاي اطلاعاتي)

علت ديگري كه گاه باعث مي‌شود كه دولتي دست به بحران سازي بزند آن است كه دولت وقت يا بحران سازان آن نيازمند حالتي از سردرگمي يا مخفي كردن چيزي هستند كه به واسطه ايجاد يك بحران مي‌توانند به آن اقدام كنند. اين علت شبيه به علت ايجاد انحراف در افكار عمومي است با اين تفاوت كه به طور معمول در قتل‌هاي اطلاعاتي و سردرگم كردن مخاطب در تحليل آنها چنين شيوه‌اي به كار گرفته مي‌شود، به عنوان مثال قتل كندي، قتل‌هاي زنجيره‌اي در ايران را مي‌توانيم نمونه‌اي از اين نوع بحران سازي‌ها است.

• مرگ ادواردو (مهدي) آنيلي، قتلي براي آينده ايتاليا

ادواردو (مهدي) آنيلي يكي از شخصيت‌هاي بنام ايتاليا و به عنوان تنها فرزند پسر جيوواني آنيلي مالك 7 كارخانه اتومبيل‌سازي ايتاليا همچون فيات، فراري، لامبورگيني و آلفارومئو، مالك باشگاه ورزشي يونتوس و صاحب چند بانك و شركت‌هاي بزرگ بود كه درآمد سالانه آن‌ها به 60 ميليارد دلار مي‌رسيد و اگر روال طبيعي طي مي‌شد ادواردوي مسلمان شيعه، وارث اصلي و مدير اين مجموعه مي‌شد و كسي كه مديريت اين مجموعه را به دست مي‌گيرد، در حقيقت در همه اركان دولتي و غيردولتي، احزاب و رسانه‌هاي ايتاليا صاحب نفوذ خواهد بود.

فارغ از نحوه آشنايي ادواردو با دين اسلام و بعد از آن با مذهب شيعه، ماجراي مرگ وي هنوز در هاله‌اي از ابهام قرار دارد، لكن با توجه به آينده پيش روي ادواردو و مخالفت خانواده به خصوص پدرش با مسلمان شدن ادواردو، خيلي دور از ذهن نيست كه مرگ ادواردو بدون هماهنگي با سرويس‌هاي اطلاعاتي اتفاق افتاده باشد.

ادواردو در كنار خانواده

مرگ شخصي كه نه تنها شيعه شده است بلكه با سران ايران به خصوص حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري ديدار داشته و در صورت جانشيني پدر، قدرتمندترين شخص ايتاليا محسوب مي‌شود!!!

ادواردو در نماز جمعه تهران

به طور کل دلايل بحران سازي دولت‌ها در مصادیق زیر خلاصه می شود

1- مظلوم نمايي هولوكاست- كشتار المپيك مونيخ 1972
2- براندازي طرح‌هاي پروستريكا و گلاسنوست گورباچف در اتحاديه جماهير شوروي- حادثه كوي دانشگاه (18 تير 78)
3- متهم كردن رقبا ترور رفيق حريري- ترور بي نظير بوتو- ترور سعيد حجاريان
4- مشغول كردن مخالفين اظهارات رحيم مشايي درباره دوستي با مردم رژيم صهيونيستي
5- انصراف ايجاد کردن در اذهان عمومي نسبت به مسائلي خاص بزرگ كردن ماجراي زلزله هاييتي توسط آمريكا براي فرار از بحران اقتصادي- تنش فصلي ميان تركيه و رژيم صهيونيستي
6- امتياز گرفتن ماجراي جمهوريت رضاخان- رسوايي مونيكا
7- سركوب مخالفين ترور رفيق حريري
8- بقا در قدرت افشای سندی مبنی بر بازگشت طالبان به عرصه قدرت در افغانستان، بحران ايجاد شده در عراق توسط ارتش آمريكا
9- توجيه ضعف‌هاي خود ماجراي لوايح دوگانه خاتمي- بزرگنمايي خطر القاعده توسط رسانه‌هاي آمريكايي
10- تصفيه حساب مرگ ياسر عرفات – دشمني غرب با بشار اسد
11- بحران درماني ماجراي ويكي ليكس، دروغ امريكا درباره وجود سلاح‌هاي شيميايي در عراق، حادثه يازده سپتامبر
12- ايجاد دسته‌بندي‌هاي جديد قدرت اقدامات هيتلر، اقدامات ناپلئون بناپارت، حادثه يازده سپتامبر
13- حماقت و بي تدبيري مقاله رشيدي مطلق عليه امام خميني (ره)- برگزاري مسابقات فرمول يك در بحرين توسط آل خليفه
14- منافع اقتصادي بحران آنفلوآنزای خوکی بحرانی برای منافع اقتصادی
15- نفوذي داشتن ماجراي انفجارهاي منسوب به الهاشمي در عراق
17- ايجاد سر درگمي اطلاعاتي (قتل‌هاي اطلاعاتي) قتل كندي- قتل ادواردو (مهدي) آنيلي

منبع: دیدبان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 16 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .