چرا جیلیان برنز؟

هم‌زمان با آغاز تحریم‌های جدید اتحادیه‌ی اروپا و آمریکا، ابعاد راهبرد آمریکا علیه امنیت ملی ایران که احتمالاً تا انتهای تابستان به اوج خواهد رسید در حال آشکار شدن است. این سناریو در اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا طراحی شده و «جیلیان برنز» مسئول تازه منصوب شده‌ی میز ایران، متولی نظارت بر اجرای آن است.
فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به مهم‌ترین دغدغه‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا تبدیل شده است. آمریکا مدعی است «تهران در پوشش فعالیت‌های هسته‌ای به‌دنبال ساخت جنگ افزار اتمی» است. با این حال، شورای اطلاعات ملی آمریکا در دسامبر سال 2007م. در گزارشی اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران فعالیتی در زمینه‌ی ساخت بمب اتمی نداشته است. انتشار این گزارش با انتقادهای دستگاه‌های اطلاعاتی سایر کشورهای غربی و اسراییل روبه‌رو شد.

اما رفتارشناسی دولت آمریکا در سال‌های اخیر نشان می‌دهد بار دیگر سیاست تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران از سر گرفته شده و با انتساب یکی از افسران امنیتی متبحر در سمت مسئول میز امور ایران در شورای اطلاعات ملی آمریکا، قصد دارد طرح 7 محوری پیشنهاد شده از سوی اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا را اجرایی کند. طرحی که بنیان آن بر اساس دکترین عملیات روانی طرح‌ریزی شده و هدف اصلی آن دامن زدن به نارضایتی‌های داخلی با هدف فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران از درون است.

موضوعی که بی‌ارتباط با تحریم‌های اعمال شده از سوی غرب برضد ایران نیست. به نحوی که گفته می‌شود، هدف اصلی از در پیش گرفتن چنین سیاستی، گسترش اعتراض‌های داخلی در ایران نسبت به سیاست‌های دولت در زمینه‌ی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای است.

جیلیان برنز کیست؟

«جیلیان برنز»، سومین مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه‌ی آمریکاست که با عنوان برنز (پس از نیکولاس برنز معاون کاندولیزا رایس و ویلیام برنز معاون هیلاری کلینتون) به این سمت گمارده شده است.

اما فارغ از تشابه نام خانوادگی مسئول جدید میز ایران در وزارت خارجه‌ی آمریکا با دو دیپلمات پیشین این کشور، وی سه تفاوت عمده نسبت به همکاران سلفش دارد:

- جیلیان برنز متخصص عملیات روانی است.

- خانم برنز سابقه‌ی عملیاتی در اروپا (انقلاب رنگین لهستان) و ارتباط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران در ایام فتنه‌ی 88 (مسئول دفتر منطقه‌ای آمریکا در امور ایران در دبی) را در کارنامه‌ی خود دارد.

- تجربه‌ی برنز در حوزه‌های امنیتی و اطلاعاتی بر سابقه‌ی دیپلماتیک وی می‌چربد.

البته خانم برنز از ویژگی‌های دیگری نیز برخوردار است. به عنوان مثال وی اولین افسر اداره‌ی امنیت ملی آمریکا (NIC) در امور ایران است که در راستای تشدید فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی به ایران، اخیراً به عنوان مسئول اتاق برنامه‌ریزی سیاست خارجی، از سوی وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده معرفی شده است. در ضمن ناگفته نماند که تجربه‌ی خانم برنز در یک دهه‌ی گذشته نظیر کار خود در دفتر خدمات خارجی وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و مسئولیت میز تحلیل و برنامه‌ریزی سوریه، اردن و لهستان در انتخاب وی به این سمت، بی‌تأثیر نبوده است.

امیدهای کاخ سفید به برنز

وجود چنین خصیصه‌هایی باعث شده تا بارقه‌ی امید مقام‌های کاخ سفید به دستاوردهای خانم برنز بیش از همکاران سلفش باشد.

چراکه وی را برای نظارت بر حسن اجرای طرح 7 محوری عملیات روانی اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا که مبتنی است بر:

1. کاهش درآمد و افزایش هزینه‌های ایران؛

2. آغاز نارضایتی‌های نقطه‌ای (با تأکید بر مسائل معیشتی و کارگری)؛

3. به انفعال کشاندن دستگاه اجرایی؛

4. فعال شدن زیر ساخت‌های جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی؛

5. فراگیر نشان دادن فساد اقتصادی؛

6. بالا گرفتن اختلاف‌ها، درون خانواده‌ی نظام؛

7. بی‌نتیجه گذاشتن مذاکره‌های هسته‌ای.

انتخاب کرده‌اند. آنان به خوبی می‌دانند که آخرین حربه‌ی غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی بحث تحریم‌های اقتصادی گسترده به‌خصوص در حوزه‌ی نفت و بانک است. چنانچه این پروژه نیز با شکست مواجه شود، غرب می‌باید یکی از دو گزینه‌ی تسلیم در برابر ایران و یا ورود به مرحله‌ی خطرناک و پرهزینه‌ی نظامی را انتخاب کند که در شرایط فعلی به نظر نمی‌رسد هیچ‌کدام از آن‌ها قابلیت اجرایی شدن را داشته باشند.

از این رو تمام وجه همت خود را بر تحقق اهداف تحریم‌ها متمرکز نموده‌اند و برای نیل به آن، حساب ویژه‌ای بر روی مدیریت و توان اثرگذاری بر افکار عمومی ایران باز کرده‌اند. چرا که راز موفقیت و ثمربخشی تحریم‌ها، تشدید نارضایتی‌های داخلی در ایران است. موضوعی که در مقوله‌ی قدرت نرم و قالب واره‌های عملیات روانی قابل پیگیری و تحقق است و جیلیان برنز بیش از هر گزینه‌ی دیگری می‌تواند برای طرح‌ریزی و اجرای چنین مأموریتی، شایستگی داشته باشد.

آخرین حربه‌ی غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی، تحریم‌های اقتصادی گسترده است که تمام وجه همت خود را بر تحقق اهداف تحریم‌ها متمرکز نموده‌اند و برای نیل به آن، حساب ویژه‌ای بر روی مدیریت و توان اثرگذاری بر افکار عمومی و تشدید نارضایتی‌های داخلی در ایران باز کرده‌اند و جیلیان برنز بیش از هر گزینه‌ی دیگری شایستگی طراحی‌ و اجرای چنین مأموریتی را دارد.

رد پای جین شارپ؛ از فتنه‌ی 88 تا تحریم‌های نفتی

نام «جین شارپ» برای مردم ایران نامی آشناست. مردی که بسیاری معتقدند نظرهای وی، زیرساخت تئوریک انقلاب‌های رنگین اروپای شرقی و ناآرامی‌های سال 88 ایران است. وی در آخرین اثر خود که در ماه ژوئن 2005م. با عنوان «کاربرد کنش بی‌خشونتی: تمرین قرن بیستم و پتانسیل آن در قرن بیست و یک» منتشر شد، مثال‌هایی برای طرح‌ریزی و اجرای برنامه‌های براندازانه به کار برده که به نظر می‌رسد با توجه به تخصص خانم برنز در زمینه‌ی عملیات روانی می‌تواند در سبد سیاستی وی در خصوص برخورد با ایران مورد استفاده قرار بگیرد.

چرا که به اعتقاد شارپ «قدرت یک پدیده‌ی یک‌پارچه، یکجا و برگرفته از ذات کسانی که خود را صاحب قدرت می‌دانند نیست. بلکه قدرت سیاسی و یا قدرت در هر منطقه صرف‌نظر از ساختار سازمانی، به مردم آن منطقه مربوط می‌شود. لذا ساختار قدرت، تکیه بر فرمانبرداران قدرت دارد. اگر مردم از صاحبان قدرت اطاعت نکنند آن‌ها دیگر هیچ قدرتی ندارند.»

او معتقد است تمامی ساختارهای مؤثر قدرت دارای «سیستم‌های تقویت کننده و یا تهییج کننده‌ی فرمانبرداران» هستند. حال اگر بتوان در فرآیندی میان مدت این ساختارها را با بحران کارآمدی و یا خلأ مشروعیت مواجه کرد، می‌توان انتظار داشت که «ساختارهای پنهان قدرت» نیز انسجام بیابند. به نحوی که «پنجره‌ای» باشند برای اعمال تغییرات مؤثر در دولت‌ها؛ از این رو انتصاب جیلیان برنز می‌تواند فرصت مناسبی برای پیاده‌سازی آموزه‌های جین شارپ در ایجاد و تعمیق شکاف‌های دولت – ملت در ایران باشد. موضوعی که جیلیان برنز پیش‌تر آن را در حوادث فتن تهییج 88 یک‌بار تجربه کرده است.

تجربه‌ی حضور برنز در دبی و اجرای پروژه‌ی (EXCHANGE) «تبادل افراد و گروه‌ها»

در زمان حضور برنز در دفتر امور ایرانیان در دبی، ایده‌ی جدیدی تحت عنوان «پروژه‌ی» (EXCHANGE) «تبادل افراد و گروه‌ها» اجرایی شد که در چارچوب آن اعزام افراد و گروه‌ها به آمریکا با صرف هزینه‌های گزاف از راه پایگاه‌های ایجاد شده برضد ایران (دبی، استانبول، باکو، لندن و فرانکفورت) با محوریت دبی صورت می‌گرفت.

از جمله اهداف این طرح، آموزش خبرنگاران با هدف جمع‌آوری اطلاعات،‌ ایجاد وب‌سایت‌ و آموزش درباره‌ی نحوه‌ی برگزاری انتخابات،‌ اعزام هنرمندان و مشاغل حرفه‌ای با هدف کادرسازی و ارائه‌ی کمک به سازمان‌های غیردولتی برای اجرای پروژه‌ی براندازی نرم در ایران بوده است. این ایده منحصر به فرد که در پی تأسیس دفتر امور ایران در دبی (مستقر در کنسولگری آمریکا) از سوی وزارت امور خارجه‌ی این کشور که مشابه پایگاه «ریگا» در لتونی در زمان جنگ سرد بود، باعث گردید تا جیلیان برنز به عنوان کارشناس عملیات روانی بتواند از راه این دفتر فعالیت‌هایی در خصوص جذب نخبگان ایرانی و تأثیرگذاری بر اندیشه‌ها و برداشت‌های آنان به منظور ترغیب آن‌ها به اقدام برضد منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار دهد.

موضوعی که سخنگوی وقت وزارت امور خارجه‌ی آمریکا در خصوص آن می‌گوید: «دولت آمریکا از طریق سفارتخانه‌های خود در کشورهای حاشیه‌ی خلیج‌فارس و سایر کشورهای همسایه‌ی ایران، با سازمان‌های غیردولتی و رسانه‌های ایران همکاری و تعامل خواهد داشت. آژانس‌های مسافرتی بین ایران و آمریکا را افزایش خواهیم داد و مبلغ 5میلیون دلار برای بازدید استادان و معلمان و حرفه‌های دیگر از آمریکا پرداخت خواهیم کرد.»

بر همین اساس دفتر امور ایران در دبی طی سال‌های حضور برنز در آنجا توانسته بود در قالب برگزاری دوره‌های آموزشی و اعزام گروه‌های متعدد از اقشار مختلف به آمریکا؛ مبادرت به ایجاد زمینه‌های لازم جهت برقراری ارتباط با لایه‌های مختلف اجتماعی و نخبگان جامعه کرده و دعوت شوندگان بدون طی مراحل معمول اخذ ویزا و با مساعدت مستقیم مسئول امور ایران در کنسولگری آمریکا، خانم جیلیان برنز (و آقایان رامین عسگرد و تیموتی‌ریچاردسون) به آمریکا مسافرت می‌کردند که عمدتاً تحت تأثیر قرار گرفته و پس از بازگشت نیز به عنوان مسئول تشکیل گروه‌های جدید و اعزام آن‌ها به آمریکا فعال می‌شدند.

البته در آن زمان خانم برنز شاخص‌هایی را برای جلب نخبگان ایرانی از لایه‌های مختلف اجتماعی طراحی کرده بود که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از: «جوان بودن»، «مؤثر بودن»، «بازگشت حتمی به ایران»، «تحصیلات عالی»، «ارتباط با نهادها و مراکز دولتی» و «افراد دارای عدم سوءسابقه‌ی سیاسی.» این در حالی است که خانم برنز در دوره‌ی حضور خود در دبی علاوه بر اجرای موفق پروژه‌ی (EXCHANGE) مبادلات دوجانبه، توانست اجرای طرح ابتکار منطقه‌ای بنیاد «سوروس» را نیز به عرصه‌ی عمل درآورد.

در زمان حضور برنز در دفتر امور ایرانیان در دبی، ایده‌ی جدیدی تحت عنوان «پروژه‌ی» (EXCHANGE) «تبادل افراد و گروه‌ها» اجرایی شد. براساس آن جیلیان برنز به عنوان کارشناس عملیات روانی توانست فعالیت‌هایی برای جذب نخبگان ایرانی و تأثیرگذاری بر اندیشه‌های آنان به منظور ترغیب آن‌ها به اقدام برضد منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داد.

برنز و ضربه‌ی سهمگین دستگاه امنیتی ایران

برآوردهای وزارت امور خارجه و نحوه‌ی ترقی شغلی برنز حکایت از رضایت دولت‌مردان آمریکا از وی در دوران حضورش در دفتر دبی دارد چرا که به اعتقاد مقام‌های کاخ سفید، آنچه که باعث شده تلاش‌های جیلیان برنز در منطقه به نتیجه نرسد، اشراف اطلاعاتی – امنیتی ایران بر تحرکات عناصر امنیتی غرب در منطقه بوده است.

به عبارت دیگر برنز در حالی که از پوشش مؤسسه‌هایی نظیر «مریدین، صلح، آسپن و ...» برای اجرای موفق پروژه‌ی (EXCHANGE) استفاده می‌کرد، نتوانسته بود از تور اطلاعاتی وزارت اطلاعات ایران بگریزد و در نتیجه ضربه‌ی اطلاعاتی – امنیتی وزارت اطلاعات ایران به عناصر این شبکه در داخل و خارج از کشور در سال 87، پروژه را با شکست مواجه کرده بود.

این تجربه‌ی زور آزمایی با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران باعث شده تا در دور جدید عملیات روانی آمریکا برضد ایران که هم‌زمان شده با اعمال تحریم‌های نفتی و بانکی، جیلیان برنز این بار در نقطه‌ای دورتر از جغرافیای سرزمینی ایران اما اثرگذارتر از دفتر دبی به طرح‌ریزی عملیات روانی برضد جمهوری اسلامی ایران بپردازد.

سیاستی که به نظر محور اصلی آن بر بزرگ‌نمایی تأثیر تحریم‌های اعمالی غرب برضد ایران استوار شده و انتظار می‌رود در یک همگرایی گسترده میان اپوزیسیون داخل، خارج و بیگانگان پیگیری شود تا رد پای جیلیان برنز در پیاده‌سازی این سیاست‌ها کم‌رنگ‌تر شود. از این رو شاهد آن هستیم که علاوه بر تریبون‌های بین‌المللی آمریکا و بخش‌های رسانه‌ای فارسی زبان وابسته به این کشور، سایر رسانه‌های ضدانقلاب نیز در اقدامی منسجم به زیر چتر فرماندهی میز امور ایران در وزارت امور خارجه‌ی آمریکا درآمده‌اند تا طرح‌های جدید خانم برنز با موفقیت دنبال شود.

یکی از این رسانه‌ها، «بی.بی.سی» فارسی است. رسانه‌ای که از قضا در جریان فتنه‌ی 88 نیز نقشی مؤثر بر عهده داشت و امروز نیز در بزرگ‌نمایی تحریم‌های غرب بر ضد ایران بسیار پر کار است. از این رو در ادامه، نگاهی مصداقی به گوشه‌ای از مطالب «بی.بی.سی» فارسی در دوره‌ی زمانی انتصاب جیلیان برنز و ابلاغ سیاست‌های 7 محوری اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا در قبال ایران تا به امروز خواهیم داشت.

بی.بی.سی بازوی عملیاتی برنز در پیاده‌سازی طرح 7 محوری اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا

در تحلیل محورهای هفت‌گانه‌ی اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا برای تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران که بناست تا «انتهای تابستان» امسال ادامه پیدا کند، می‌توان به وضوح، الهام‌گیری این طرح از آموزه‌های جین شارپ را مشاهده کرد و تأثیرات حضور جیلیان برنز در اتاق فکر وزارت امور خارجه‌ی آمریکا را در پیاده‌سازی طرح‌های عملیات روانی برضد ایران به منظور بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌های نفتی و بانکی غرب، ملاحظه نمود.

بر این اساس برنز با همکاری بخش فارسی شبکه‌ی «بی.بی.سی»، برنامه‌ی مفصلی را برای القای ناآرامی‌های اجتماعی و اقتصادی به بهانه‌ی تحریم‌های نفتی و بانکی تعبیه کرده که بخشی از آن در ادامه مورد اشاره قرار گرفته است:

الف) بر اساس بند دوم محورهای هفت‌گانه (آغاز نارضایتی‌های نقطه‌ای)، دامن زدن به نارضایتی‌های داخلی در حوزه‌ی معیشتی به عنوان راهکاری اثرگذار بر مواضع ایران اعلام شده و به همین منظور به برخی از رابط‌های جریان فتنه مأموریت داده شده تا بر روی موضوع بحران‌های کارگری و وضع معیشتی مردم تمرکز کنند.

موضوعی که رسانه‌های خبری کلید اجرای آن را از روز جهانی کارگر در سال جاری زدند. «بی.بی.سی» فارسی در گزارشی با عنوان «انباشت مطالبات کارگری در آستانه‌ی روز کارگر در ایران» ضمن بزرگ‌نمایی از اعتراض‌های کارگری در ایران می‌نویسد: «در آستانه‌ی روز جهانی کارگر، اول ماه مه (12 اردیبهشت)، اعتراض‌های کارگران ایران نسبت به حقوق معوقه، عدم امنیت شغلی و گرانی در گوشه و کنار این کشور بالا گرفته است. فعالان کارگری ایران معتقدند که این روز فرصتی مناسب برای بیان خواسته‌هایشان است و مطابق اصل 27 قانون اساسی، حق برگزاری راهپیمایی و تجمع دارند. اما به باور آنان دولت ایران در این زمینه همکاری نمی‌کند.»

ب) در بند سوم این طرح به انفعال کشاندن دستگاه اجرایی با هدف القای انفعال و در ادامه، مطالبه برای تغییر راهبردهای سیاست خارجی به‌ویژه در بحث هسته‌ای آن هم از درون دولت مورد توجه قرار گرفته است.

در این زمینه نیز شاهد آن هستیم که «بی.بی.سی» گزارش‌های مفصلی را در خصوص اثرگذاری مخرب تحریم‌ها بر اقتصاد ایران منتشر کرده است. به عنوان مثال در گزارشی با عنوان «اثرگذاری تحریم‌های بین‌المللی بر رفتار کشورهای تحریم شده» مسئله‌ی اثرات مخرب تحریم‌ها بر اقتصاد ایران مورد بررسی قرار گرفته و آورده شده «جملگی رهبران ایران ظاهراً بر این نظر استوارند که تحریم‌ها هیچ تأثیری بر این کشور نداشته‌ا‌ند.

گرچه بالا بودن نرخ بیکاری، تورم روزافزون، سقوط ارزش‌ها، شکاف عمیق طبقاتی و بسیاری از سختی‌های دیگر می‌توانند علل مختلف و متعدد، نظیر ناکارآمدی دولت و سوءمدیریت داشته باشند، تحریم‌ها بی‌‌شک سهم بزرگی‌ در خرابی‌ اوضاع ایران دارند. بسیاری از رهبران ایران در عین حال دولت را مسئول گرانی آذوقه، مسکن، بیکاری و انواع ناهنجاری‌های اجتماعی می‌دانند.

دلیل هرچه باشد، ایران ناچار است مایحتاج خود را با واسطه و به قیمت بالاتری بخرد، فربهی واسطه‌ها از این اختلاف قیمت می‌‌آید. تأثیر تحریم را همچنین می‌توان در کیفیت و کارآمدی ناوگان هوایی کشور یافت. در این زمینه نظیر مسائل دیگر، دو برداشت غالب یافت می‌‌شود: آنکه تحریم‌ها را ناکارآمد می‌داند و دیگری که تحریم را جایگزین جنگ می‌‌بیند برای فراهم شدن شرایط برای تغییر رژیم.

نظر نخستین به تأثیر تحریم در کوتاه‌مدت می‌‌نگرد، دومی‌ بر حوصله و افزایش تحریم در میان‌مدت و بلندمدت عنایت دارد. رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، 14 سال در برابر تحریم مقاومت کرد تا آنکه آخر، در هم شکست. به نظر می‌رسد که تحریم‌های آمریکا و اروپا که در راه هستند، قادر خواهند بود مشکلی جدّی برای سیستم بانکی‌ و بخش درآمدزای انرژی ایران به وجود آورند، خاصه اینکه کشورهای عربی‌ آماده‌اند تا کمبود نفت ایران در بازار جهانی‌ را تأمین کنند.»

نویسنده‌ی این گزارش در پایان نوشتار خود به منظور ایجاد انفعال در مدیران و مسئولان ایرانی که به‌دنبال راهکارهایی برای عبور از سد تحریم‌ها هستند، پیشنهاد می‌کند ایران از حقوق هسته‌ای خود عقب‌نشینی کند: «راه ساده‌تر برای دور زدن تحریم‌ها نه در مسکو و نه در پکن یافت می‌شود. این راه در تهران است و بازگشت به واقع‌گرایی سیاسی در جهت منافع ملی‌ با نیت خروج از بن‌بست کنونی‌ و گریز از جنگی که آغازش آسان، ولی اداره و پایانش غیرقابل پیش‌بینی‌است.»

ج) در بند چهارم طرح یاد شده: «فعال شدن زیر ساخت‌های جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی» توصیه شده و در بند 5 به نظریه‌ی جین شارپ در خصوص تصویرسازی منفی از حاکمیت تحت عنوان «فراگیر نشان دادن فساد اقتصادی» پرداخته شده است.

د) در بند پنجم بالا گرفتن اختلاف‌های درون نظام، ششمین توصیه‌ی راهبردی اداره‌ی اطلاعات ملی آمریکا به دولت‌مردان این کشور در مقابله با ایران است که می‌تواند به سرخوردگی و گسترش یأس در جامعه منجر شود.

هـ) بی‌نتیجه گذاشتن مذاکره‌های هسته‌ای نیز آخرین گام این راهبرد است. بر اساس این رویکرد تأثیر بی‌نتیجه ماندن مذاکره‌ها در فضای داخلی ایران به‌ویژه بخش‌های اقتصادی شوک‌های پی در پی وارد می‌کند و امکان مدیریت فضا را از نظام می‌گیرد.

«بی.بی.سی» در گزارش خود در خصوص گرانی‌های اخیر ایران همین موضوع را بهانه قرار داده و می‌نویسد: «یکی از دلایل عمده‌ی افزایش قیمت کنجاله علاوه بر مشکلات ناشی از نقل و انتقال پول، به نوسانات قیمت ارز به ویژه دلار در ایران مربوط می‌شود که بعد از مذاکره‌های بی‌نتیجه‌ی مسکو در مورد برنامه‌ی جنجال‌برانگیز اتمی ایران روند صعودی به خود گرفت.»

این شبکه‌ی خبری در یادداشتی با عنوان «بگذارید اقتصاد راه خود را برود»، از پیگیری نتایج مذاکره‌ها توسط مردم ایران خبر داده و می‌نویسد: «مردم قبل و بعد از مذاکره‌های هسته‌ای، در انتظار نتیجه‌ی آن بوده‌اند و از نزدیک خبرها را دنبال کرده‌اند... اما مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر گرانی‌های اخیر و آشفتگی بازارهای ارز، سکه و طلا را باید تشدید تحریم‌ها و مذاکره‌های هسته‌ای دانست.»

نتیجه‌گیری

واقعیت‌های سیاسی ایران نشان می‌دهد که پیاده‌سازی طرح‌های مربوط به عملیات روانی در ایران با موانع گسترده‌ای مواجه است. به طوری که برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته‌ی دشمنان انقلاب در خصوص فتنه‌ی 88 که موضوعی سیاسی و داخلی بود، نتوانست خللی در اراده‌ی راسخ ملت ایران ایجاد کند چه رسد به مسئله‌ای نظیر پرونده‌ی هسته‌ای که مقوله‌ای ملی و خدشه ناپذیر برای مردم ایران است.(*)

*سجاد سلامی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل/برهان/۱۳۹۱/۴/۲۲.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .