چرا آمریكا به سوریه حمله نكرد؟

untitled_30.JPGچرا آمریكا به سوریه حمله نكرد؟در تمام فعالیت‌هایی كه در حوزه سیاسی خارجی صورت می‌گیرد معمولاً اگر دستاوردها و منافع بر هزینه‌ها و پیامدهای منفی غلبه داشته باشد اقدام در جهت تامین منافع ملی با هر دو رویكرد مذكور توجیه‌پذیر می‌باشد. اگر این روند بر عكس باشد یعنی هزینه‌ها و پیامدهای منفی بر دستاوردها و منافع غلبه پیدا كنند اقدام توجیهی ندارد و از دستور كار سیاست خارجی خارج می شود.
كسب منافع ملی از اهداف سیاسی خارجی هر كشوری است. دو رویكرد اصلی در زمینه كسب منافع ملی در سیاست خارجی كشور‌ها وجود دارد: یكی «رویكرد واقع‌گرایی» و دیگری «رویكرد آرمان‌گرایی». رویكرد واقع‌گرایی مبتنی است بر اهداف مادی و ملموس و رویكرد آرمان‌گرایی مبتنی بر اهداف معنوی و اخلاق‌گرایانه. البته در چند دهه اخیر تركیبی از هر دو رویكرد نیز مورد توجه سیاستمداران قرار گرفته است: «رویكرد آرمان‌گرایی واقع‌گرایانه» و یا «واقع‌گرایی آرمان‌خواهانه». به تعبیر صحیح در رویكرد تركیبی مبنای عمل این است كه به هر دو رویكرد نیم نگاهی صورت گیرد و در واقع این دو رویكرد هر دو در تامین اهداف و منافع ملی به كمك هم می‌آیند تا نتیجه مطلوب كسب شود.

آنچه كه در تاریخ سیاست خارجی آمریكا بسیار مشهود است عمل براساس رویكرد واقع‌گرایی است و هر از گاهی برای اقناع افكار عمومی و به خصوص افكار عمومی شهروندان آمریكایی در «سیاست اعلامی» از مبانی رویكرد آرمانگرایی هم استفاده شده است و در «سیاست اعمالی» همان چیزی به منصه ظهور رسیده كه مبنای واقع‌گرایی داشته است. اقدامات نظامی گسترده آمریكا در قرن اخیر، حمایت از كودتاهای مختلف نظامی در كشورهای مختلف، حمایت از دیكتاتورهای منطقه خاورمیانه، حضور نظامی در مناطق مختلف جهان، تصویب هزینه نظامی گسترده در كنگره آمریكا، حمایت از انقلاب‌های رنگی در كشورهای آسیایی و راه‌اندازی جنگ تمام عیار در عراق و افغانستان، حمایت از صدام علیه ایران و دهها اقدام دیگر همه نشان دهنده استفاده از رویكرد واقع‌گرایی در كسب منافع آمریكا در سیاست خارجی است. گر چه در تدارك این اقدامات همواره صحبت از اهداف آرمانی دموكراسی خواهی، مبارزه با تروریسم، دفاع از حقوق بشر و ... به میان آورده‌اند و از ابزار رسانه‌ای برای اقناع افكار عمومی استفاده كرده‌اند.

در تمام فعالیت‌هایی كه در حوزه سیاسی خارجی صورت می‌گیرد معمولاً اگر دستاوردها و منافع بر هزینه‌ها و پیامدهای منفی غلبه داشته باشد اقدام در جهت تامین منافع ملی با هر دو رویكرد مذكور توجیه‌پذیر می‌باشد. اگر این روند بر عكس باشد یعنی هزینه‌ها و پیامدهای منفی بر دستاوردها و منافع غلبه پیدا كنند اقدام توجیهی ندارد و از دستور كار سیاست خارجی خارج می شود. به تعبیر علمی این رابطه در روابط بین‌الملل با عنوان «نظریه بازی‌ها» كه نظریه‌ای مطرح و پراستفاده است به این صورت طرح می‌شود كه اگر در سیاست خارجی هر كشوری نتیجه بازی به صورت برد ـ باخت و یا برد ـ برد باشد، اقدام به حضور كشور در بازی توجیه‌پذیر است و اگر اقدام به حضور كشور در بازی به نتیجه ی باخت ـ برد یا باخت ـ باخت باشد قطعا اتخاذ سیاست خارجی با این نتیجه به ضرر كشور است و معمولاً از سوی سیاستگذاران مورد نقد قرار گرفته و از دستور كار خارج می‌گردد.

با این بیان باید دید كه اقدام نظامی احتمالی آمریكا علیه سوریه در شرایط حاضر تا چه حد توجیه پذیر است؟ منافعی كه جنگ علیه سوریه برای آمریكا دارد با كدام رویكرد (واقع‌گرایی ـ آرمانگرایی) تأمین می‌شود؟ آیا جنگ علیه سوریه (چه جنگ محدود، چه جنگ تمام عیار و چه جنگ نیابتی» نتایج برد ـ باخت، یا برد ـ برد برای آمریكا خواهد داشت یا باخت ـ برد و یا باخت ـ باخت؟ آیا آمریكا در سوریه دنبال اهداف مادی است یا حمله به سوریه تامین كننده اهداف معنوی آمریكاست؟ سوالاتی از این قبیل باعث می‌شود كه ذهن پژوهشگران حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل به این موضوعات معطوف شود كه دستاوردها و منافع آمریكا در جنگ علیه سوریه چیست و نیز هزینه‌ها و پیامدهای منفی جنگ علیه سوریه از طرف آمریكا چیست؟ در اینجا ابتدا به منافع و دستاوردها و سپس به پیامدها و هزینه‌های احتمالی اشاره می‌كنیم.

منافع و دستاوردهای آمریكا از حمله به سوریه:

1ـ پیدا كردن یك دولت مدافع در منطقه خاورمیانه: غالبا آمریكا در جنگ‌هایی كه علیه كشورها و حكومت‌های مختلف انجام داده ،تلاش كرده، رژیمی را بر سر كار آورد كه با سیاست‌های خودش هماهنگ باشد و اهداف آمریكا را تامین كند. مثلا با كودتا در شیلی، دولتی را بر سر كار آورد كه در راستای اهداف آمریكا بوده و اهداف آمریكا را تامین می‌كرد. سئوال اینجاست كه آیا با بركناری بشار اسد، رئیس جمهور سوریه و فروپاشی رژیم سوریه دولتی كه توسط معارضین بر سر كار بیاید در راستای منافع آمریكاست؟ به نظر می‌رسد در گروه‌های معارض و تروریست سوریه، جریانات، اشخاص و گروه‌هایی وجود دارند كه در تعارض با منافع آمریكا در منطقه شدیدتر از بشار اسد هستند. حضور گروه‌های سلفی، تكفیری، القاعده و ... در معارضین سوریه نشان دهنده آن است كه این گروه‌ها چنان كه تجربه دیگر كشورها نشان داده در تضاد صریح با منافع آمریكا هستند.بنابراین به نظر می‌رسد آمریكا با براندازی رژیم بشار اسد در سوریه، دولت مدافعی در سوریه نخواهد توانست بر سركار بیاورد.

2) تقویت جایگاه رژیم صهیونیستی: یكی دیگر از اهداف آمریكا از حمله به سوریه تقویت جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه است. آمریكا امید دارد كه با حمله به سوریه و ایجاد ترس در جبهه مقاومت، به تقویت جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه كمك كند. اما براساس ارزیابی و تحلیل صاحب‌نظران و كارشناسان روابط بین‌الملل، وضعیت پیش آمده در منطقه مانند بشكه باروتی است كه هر لحظه امكان انفجارش است و در صورت انفجار، اولین جایی كه درگیر مساله جنگ می‌شود، خود رژیم صهیونیستی است. گزارش‌ها از رژیم صهیونیستی حاكیست هم اكنون كه جنگی آغاز نشده، رعب و وحشت عجیبی سراسر رژیم صهیونیستی را فرا گرفته، به نحوی كه اكثر مردم اسرائیل به دنبال تهیه ارزاق و پناهگاه هستند تا در روزهای جنگ احتمالی بتوانند از آن‌ها استفاده كنند. به نظر می‌رسد حمله آمریكا به سوریه نه تنها به تقویت جایگاه اسرائیل در منطقه نمی‌انجامد بلكه بر عكس دامن جنگ، رژیم صهیونیستی را هم به خود می‌گیرد و شكست دوباره‌ای از نوع جنگ 22 و 33 روزه در تاریخ رژیم صهیونیستی رقم خواهد خورد.

3ـ تثبیت آرمان دموكراسی خواهی آمریكا: اگر چه یكی از سیاست‌های اعلامی آمریكا در جنگ‌های چند ساله اخیر، دفاع از حقوق بشر و تقویت جایگاه دموكراسی در كشورهای مورد هدف بوده است اما ایجاد دموكراسی با استفاده از ابزارهای نظامی و جنگ سخت خود یك پارادوكسی است كه در اذهان جهانیان رنگ باخته است. اكنون افكار عمومی جهانیان نمی پذیرد كه در كشوری بتوان به زور جنگ، دموكراسی برقرار كرد و بهانه ایجاد دموكراسی از طریق جنگ خود تبدیل به یك وسیله برای توجیه اقدامات نظامی شده است.

4ـ افزایش ابهت آمریكا: در دوران گذشته، كشورها با حضور نظامی می‌توانستند ابهت خود را افزایش دهند و به تعبیری قدرت خود را به رخ بكشانند. در دنیای جدید ضمن تغییر معادلات قدرت، به نظر می‌رسد عرصه‌های قدرت نرم در ایجاد ابهت بسیار كارا و موثر است و به تعبیر دیگر تغییر معادلات قدرت در جهان و پیدا شدن عرصه‌های جدید قدرت (مثل قدرت نرم و قدرت هوشمند) تغییر جدی در عرصه نمایش قدرت صورت گرفته است. در واقع استفاده از قدرت سخت (قدرت نظامی) عرصه‌ای قدیمی و كهنه در نشان دادن ابهت و میزان قدرت است و در واقع استفاده زیاد از قدرت نظامی، غیرمعقول بودن استفاده كننده قدرت سخت را به دیگران نشان می‌دهد. لذا استفاده آمریكا از قدرت نظامی برای كسب ابهت نه تنها ابهت و قدرتی به امریكا نمی‌دهد بلكه غیرمشروع بودن حضورش را هم پر رنگ‌تر می‌كند.

4ـ تضعیف جبهه مقاومت: یكی از اهداف آمریكا در حمله به سوریه تضعیف جبهه مقاومت است كه سوریه نقش اساسی در آن دارد. سوریه به دلیل هم مرز بودن با لبنان و سرزمین‌های اشغالی و نیز حمایت از حزب‌الله در مقابل رژیم صهیونیستی، نقش اساسی در جبهه مقاومت دارد. آمریكا تلاش دارد با حمله به سوریه این جبهه را تضعیف كند. اما به نظر می‌رسد با حمله آمریكا به سوریه ضمن انسجام بیشتر جبهه مقاومت، تهدیدات علیه اسرائیل نیز بیشتر می شود. چنانكه شاهد بودیم در چند روز اخیر جلوه های حمایت مردمی در سراسر دنیا از سوریه بیشتر هم شده است.

هزینه‌ها و پیامدهای منفی، حمله آمریكا به سوریه:

در شرایط حاضر حمله به سوریه هزینه‌ها و پیامدهای مختلفی برای آمریكا خواهد داشت كه عبارتند از:

1ـ هزینه‌های نظامی و غیرنظامی سنگین: به نظر كارشناسان استراتژیك اگر آمریكا بخواهد به سوریه حمله كند اولاً نمی‌تواند با جنگ محدود به اهداف نهایی خود دست پیدا كند. ثانیاً اگر وارد جنگ نامحدود شود هزینه بسیار بالایی را برای مردم آمریكا بدنیال خواهد داشت. هزینه بالای جنگ افغانستان و عراق از خاطره مردم آمریكا پاك نشده است. به نظر می‌رسد بخشی از بدهی های آمریكا در سال‌های اخیر و بحران‌ اخیر جهانی در حوزه‌ مالی تا حدود زیادی متاثر از این دو جنگ آمریكا علیه افغانستان و عراق بوده است. علاوه بر هزینه های نظامی، از دست دادن سربازان آمریكایی خود عاملی است كه افكار عمومی آمریكا را متقاعد كند از تصمیم جنگ طلبان حمایت نكنند.

2ـ عمل به غیر از شعار ضد جنگ اوباما: اوباما در شعارهای انتخاباتی كه در هر دو دوره انتخابات ریاست جمهوری طرح كرده و افكار عمومی و آرای مردم آمریكا را به سوی خودش كشانده، «شعار ضد جنگ» و انتقاد از سیاست‌های جنگ طلبانه بوش پسر بوده است. در واقع مردم آمریكا از درگیرشدن در جنگ طولانی مدت با هزینه‌های زیاد، خسته شده بودند و لذا به سیاست‌های ضد جنگ اوباما روی خوش نشان دادند. اكنون كه اوباما تلاش دارد آمریكا را وارد یك جنگ طولانی كند مردم آمریكا همراهی نمی‌كنند. حركت ها و راهپیمایی‌های خودش مردمی ضد جنگ در آمریكا نشان می‌دهد كه مردم از جنگ خسته هستند و دلیلی برای حضور نظامی آمریكا در سوریه نمی‌بینند.

3) انسجام جبهه مقاومت علیه آمریكا: از پیامدهای حمله آمریكا به سوریه، انسجام و قدرتگیری همه نیروهای مقاومت منطقه از قبیل ایران، حزب‌الله ، حركت‌های جهادی، عراق و دیگر نیروهای مردمی منطقه در مقابل آمریكاست. به نظر می‌رسد حمله آمریكا به سوریه همه كسانی كه در منطقه به هر شكلی نفرتی نسبت به سیاست‌های جنگ طلبانه آمریكا دارند و از حضور غیر مشروع بیگانگان در منطقه رنج برده‌اند انسجام پیدا می‌كنند و این فرصت جدیدی برای همگرایی منطقه‌ای در مقابل خطر حمله است.

4ـ شكستن هیمنه آمریكا در صورت عدم پیروزی: اگر به هر دلیل آمریكا به سوریه حمله كند و نتواند به پیروزی مورد نظر خود برسد مانند شكست رژیم صهیونیسیتی در جنگ 33 روزه علیه حزب‌الله و جنگ 22 روزه علیه حماس در غزه و ... همینه آمریكا در افكار عمومی به خصوص نزد مردم خاورمیانه شكسته خواهد شد. طبق برآورده‌های نظامی حمله محدود كه در دستور كار آمریكا علیه سوریه بود آمریكا را به اهداف مدنظرش نمی‌رساند و این شكستی در سیاستهای آمریكاست.

5) همراهی نكردن كشورهای دیگر: علیرغم اینكه چندین هفته آمریكا برای همراه كردن كشورهای اروپایی تلاش كرده اما بر خلاف وضعیت سال‌های گذشته كه كشورهای اروپایی در جنگ عراق و افغانستان با آمریكا همراهی كردند، در مورد سوریه كشورهای مختلف یا همراهی نكردند یا همراهی خود را منوط به تصویب در شورای امنیت سازمان ملل كردند كه تصمیمات آن هم با وتوی چین و روسیه همراه بود. به نظر می‌رسد آمریكا علیرغم تلاش زیاد نتوانست اجماع جهانی علیه سوریه ایجاد كند و این یك شكست دیپلماتیك در سیاست‌های منطقه ای آمریكا بود.

به نظر می‌رسد با بررسی وضعیت موجود در جهان به خصوص در منطفه خاورمیانه می توان به چند نكته اساسی پی برد كه 1ـ سوریه با عراق و افغانستان تفاوت اساسی دارد، 2ـ بشار اسد مانند صدام نیست و همراهی مردم سوریه و بخشی از مقاومت منطقه‌ای را بدنبال دارد. 3) سوریه ذخایر نفتی ندارد كه آمریكا برای كسب آن دست به هر كاری بزند. 4) معارضین سوریه یكدست نیستند و آمریكا نمی‌تواند روی آن‌ها برای آینده سوریه حساب ویژه باز كند. 5) روسیه و چین در معادلات منطقه‌ای خاورمیانه اهداف راهبردی ویژه‌ای دارند. 6) ایران محور مقاومت در منطقه است و در معادلات منطقه ای خاورمیانه جایگاه ویژه‌ای دارد. 7) سوریه جبهه مقاومت است و نیروهای مقاومت در منطقه برای سوریه هزینه می‌كنند. 8) حمله آمریكا سوریه برای رژیم صهیونیستی هزینه‌های سنگین به بار می‌آورد. 9) آمریكا با توجه به تجربه‌های یك دهه پیش در اقدام نظامی علیه سوریه ملاحظات متعددی باید مدنظر داشته باشد.

با توجه به پیامدها و هزینه‌های سنگین حمله نظامی علیه سوریه و نیز دستاوردهای نسبتا كم آمریكا در اقدام نظامی علیه سوریه، به نظر می‌رسد آمریكا در این بازی با نتیجه باخت براساس هر دو رویكرد واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی، اقدام نظامی را از دستور كار سیاست خارجی خود خارج كرد و این به معنی شكست سیاست خارجی آمریكا در رویارویی با مقاومت اسلامی.

منبع:

چرا آمریكا به سوریه حمله نكرد؟ رشید جعفرپور مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .