پيشرفت علمي از منظر رهبر فرزانه انقلاب؟

لطفا راجع به كارها و فعاليتهاي علمي دانشجويي و جهت دهي آنها طبق بيانات آقا راهنمايي نماييد؟

پرسشگر محترم رهبر معظم انقلاب بارها مواضع خود را درباره تبيين جهتگيري فعاليت هاي علمي دانشجويي بيان نموده اند كه اهم اين موارد عبارتند از:
1. توليد علم و لزوم تلاش براي عبور از مرزهاي دانش: « خوشبختانه من مى‌بينم در دانشگاه‌ها توليد علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به يك گفتمان عمومى تبديل شده. اين خيلى براى من خرسند كننده و نويدبخش است. بايد اجرائى كنيد. اين پيشنهادهائى كه اين عزيزان من در زمينه‌هاى دانش و تحقيق و پژوهش و ايجاد مراكز و نخبه‌پرورى و ارتباطات و غيره گفتند، همه در جهت همين مسئله‌ى توليد علم است. اين بسيار باارزش است. اين راه را بايد دنبال كرد.»[1]
2. استفاده از راه هاي ميان بر براي شتاب بيشتر در مسير علم آموزي و خط شكني در مرزهاي علم و دانش: « امروز سرعت پيشرفت ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‌ماندگى‌هاى گذشته كه كشور ما دارد، هر چه سرعت‌مان بيشتر باشد باز هم زيادى نيست. ما بايد خيلى پيش برويم؛ از راههاى ميان‌بر استفاده كنيم؛ از شتابِ فراوان بهره ببريم؛ ما بايد در همه‌ى علوم توليد داشته باشيم.»، «البته منظورم فقط هم علوم طبيعى نيست؛ اهميت علوم انسانى كمتر از آن نيست: جامعه‌شناسى، روانشناسى، فلسفه. نظريه‌هاى جامعه‌شناسى غرب، مثل قرآن براى بعضى‌ها معتبر است؛ از قرآن هم معتبرتر! فلان جامعه‌شناس اين جورى گفته؛ اين ديگر برو برگرد ندارد! چرا؟! بنشينيد فكر كنيد؛ نظريه‌پردازى كنيد؛ از موجودى اين دانشها در دنيا استفاده كنيم؛ بر آن چيزى بيفزاييم و نقاط غلط آن را برملا كنيم. اين از جمله‌ى كارهائى است كه جزو الزامات حتمى پيشرفت است»[2]؛ « ما يك نكته را بايد بگوييم: خط‌شكنى علمى و عبور از مرزهاى علم همچنان در كشور ما، جدى نشده است. ما ميخواهيم علما و دانشمندان ما، راههاى ميانبر را پيدا كنند؛ راههاى كشف نشده را از اين بينهايت مسيرهايى كه در عالم طبيعت وجود دارد و بشر بايد يكى پس از ديگرى كشف بكند. ما ميخواهيم راههاى كشف نشده را كشف بكنيم. اينى كه ميتوانيم فلان ابزارِ فناورى را، فرض كنيد سانتريفيوژرا براى كار هسته‏اى، كه ديگران قبل از ما، سالها پيش، پيدا كردند و توليد كردند و استفاده و بهره‏بردارى كردند، خودمان بسازيم، البته كار بزرگى است كه بدون كمك ديگران توانسته‏ايم انجام بدهيم و نسلهاى جديد آن را توليد كنيم، در اين شكى نيست؛ اما اين يك كار بكر نيست؛ اين كار انجام شده و راه رفته‏اى است كه ديگران رفته‏اند و ما هم كه بنا بوده تا پنجاه سال ديگر، تا صد سال ديگر محروم بمانيم – بنا نبود اين فناورى و اين دانش به كشورى مثل كشور ما و ملت ما داده بشود – جوانها، دانشمندان و پژوهشگران ما توانسته‏اند با پيگيرى و تلاش خودشان به دست آورند و اين چيز باارزشى است؛ اما من ميگويم در زمينه‏ى علم و فناورى، آن كارى را كه ذهن بشر به آن دست نيافته است، آن را وجهه‏ى همت قرار بدهيد و دنبال بكنيد؛ اين طورى است كه ما خط مقدم علم را شكسته‏ايم و يك قدم به جلو برداشته‏ايم.
آن وقت ميتوانيم اين را ادعا بكنيم؛ و اين ممكن است. البته برداشتن قدمهاى جديد، مستلزم پيمودن راههاى رفته‏شده و طى‏شده‏ى به وسيله‏ى ديگران است؛ در اين شكى نيست. اما هيچ‏وقت نبايد ذهن را از كاوش و جستجو براى يافتن راههاى ميانبر محروم و ممنوع كرد. ما اين را در كشور لازم داريم.[3] »
3. لزوم توجه به رابطه سود و زيان در واردات و صادرات علم: «رابطه‌ى بين كشورها در زمينه‌ى علم بايد رابطه‌ى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‌كه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى ميشود و احساس غبن ميكند، در زمينه‌ى علم هم بايد همين جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه كه وارد ميكنيد – يا بيشتر – صادر كنيد. بايد جريان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ريزه‌خوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرا بگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اين جا هم منفى نباشد. متأسفانه در اين يكى دو قرن شكوفائى علم در دنيا، تراز ما تراز منفى بوده».[4]
4. پرهيز از غرب محوري: « از بيراهه‌ها بايد ترسيد. گاهى اوقات يك چيزها و راه‌هائى را براى پيشرفت پيشنهاد ميكنند كه بيراهه است. يك نمونه‌اش را گفتم؛ مثل پيشرفتهاى دوره‌ى پهلوى كه حقيقتاً بعضى‌اش توقف و بعضى‌اش پسرفت و سقوط بود – كه حالا جاى تفاصيلش در اين جلسه نيست؛ چون وقت نيست – آن يك الگو بود كه واقعاً بيراهه بود؛ به ظواهر دلخوش كردن، غربى‌ها را معيار و ملاك قرار دادن و دنبال آنها حركت كردن كه نتيجه‌اش همين ميشود كه در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سياه در دوران پهلوى مشاهده شد.»[5]
5. پرهيز از يأس و نا اميدي و اطمينان و اعتماد به توانايي بومي: «يك نمونه‌ى ديگر از اين بيراهه‌ها، نمونه‌هائى است كه گاهى ممكن است در زمان ما هم پيدا بشود؛ بايد توجه داشت. در اين نمونه‌ى دوم، اسمى از ظواهر آورده نميشود، هويت ايرانى و اسلامى هم مثل آنچه كه در آن شكل اول ديده ميشد، نفى نميشود؛ ليكن يك حالت نوميدىِ از تحرك و پيشرفت در اين مسابقه در سياستگذاران و سررشته‌داران امور و سخنگويان جامعه مشاهده ميشود. يعنى نگاهى كه به غرب ميكنند، يك نگاه به يك نقطه‌ى والا و دست‌نيافتنى است، اسمش را هم ميگذارند واقع‌بينى! ميگويند آقا واقع قضيه چيست؛ امروز اينها از لحاظ علمى اينقدر جلويند، در زمينه‌هاى گوناگون اين همه پيشرفت كرده‌اند؛ اين همه نظريات مختلف در علوم انسانى، در زمينه‌هاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى؛ اين همه نظر، اين همه فكر، اين همه نظريه‌ى نو، ابتكارى ارائه داده‌اند؛ ما كِى ميتوانيم به گرد اينها برسيم؟ يعنى يك چنين روحيه‌اى در آنها وجود دارد. بارها در طول اين سى سال، بنده خودم با افرادى از اين قبيل مواجه بودم كه چه با زبان صريح يا نيمه صريح يا با زبان حال، همين معنا را بيان ميكردند كه «آقا ما البته بايد پيشرفت كنيم، اما دنبال اينها بايد حركت كنيم! ما كه نميتوانيم به گرد اينها برسيم، چه برسد به اينكه از اينها جلو بزنيم؛ چرا بيخود زحمت ميدهيد خودتان را؟». اين هم يك بيراهه است»[6]
6. لزوم استقلال در تعيين راه كار هاي علمي با مجاهدت علمي جوانانه و پيگير و عدم اعتماد به نسخه هاي غربي و شرقي آن:«مسيرِ پيشرفت، مسير غربى نيست، مسير منسوخ و برافتاده‌ى اردوگاه شرقِ قديم هم نيست. بحرانهائى كه در غرب اتفاق افتاده است، همه پيش روى ماست، ميدانيم كه اين بحرانها گريبانگير هر كشورى خواهد شد كه از آن مسير حركت كند. پس ما بايستى مسيرِ مشخصِ ايرانى – اسلامى خودمان را در پيش بگيريم و اين را با سرعت حركت كنيم؛ با سرعت مناسب. راه حلى كه بر اساس اين مقدمات وجود دارد، اين راه حل را شما بايد پيدا كنيد. شما بايد به نتيجه برسيد، به اين استنتاج برسيد، اما آنچه كه من ميتوانم به عنوان راهنمائى و راهبرد كلى به شما عرض كنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پيگير است. شما كه در دانشگاهيد، فعاليت شما فعاليت دانشگاهى است؛ بايد درس بخوانيد، تحقيق كنيد، به فكر نظريه‌سازى باشيد. الگو گرفتن بى قيد و شرط از نظريه‌پردازهاى غربى و شيوه‌ى ترجمه‌گرائى را غلط و خطرناك بدانيد. »[7]

[1] بيانات در ديدار استادان و دانشجويان كردستان 27/ 2/ 1388
[2] همان
[3] بيانات در ديدار استادان و اعضاى هيئت علمى دانشگاه‌ها 13/7/1385
[4] همان
[5] بيانات در ديدار دانشجويان 7/7/1387
[6] همان
[7] بيانات‌ در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز 14/2/1387

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .