پيشرفت ايران و تعامل با غرب؟

نظرتان در مورد نظريه آقاي سريع القلم مشار رئيس جمهور كه در كتاب ايران و جهاني شدن گفته اند كه راه پيشرفت ايران تعامل با غرب است چيست؟؟؟مگر اين خلاف سخنان و رهنمودهاي امام راحل و امام خامنه اي نيست؟؟؟؟

2961868964948520656.jpgبا سلام و احترام،آقاي محمود سريع القلم از جمله نظريه پردازاني است كه در حوزه توسعه قلم مي زند.مي توان گفت دلبستگي نظري ايشان به مباني مكتب نوسازي امري است روشن كه از ابتدا تاكنون بر همان اصرار داشته و همين نسخه را براي درمان عقب ماندگي ايران موثر و شفا بخش مي دانند.سريع القلم معتقد است مباني مشترك توسعه يافتگي در مناطق مختلف جهان، به رغم تفاوت هاي فرهنگي، اقليمي، نژادي و … كشورها يكي است و اصولي مانند ضرورت توليد ثروت، رقابت پذيري در عرصه اقتصاد و بين المللي شدن اصول ثابت توسعه هستند. از نظر وي، راه پيشرفت و توسعه كشور ايران، ملحق شدن به روند جهاني شدن يعني نظم جهاني جديدي كه توسط قدرت‌هاي بزرگ جهان مانند آمريكا، آلمان و فرانسه طراحي شده است، مي باشد، به ديگر سخن، وقتي ايران پيشرفت مي كند كه سياستمداران ما انعطاف داشته و در درون شبكه غرب و قواعد طراحي شده آمريكا قرار گيرند. از سوي ديگر، سياستمداران ما در اين امر نبايد ميان اقتصاد، سياست و فرهنگ تفكيك كنند، بلكه در تمام ابعاد سه‌گانه فوق بايد، سياست طراحي شده از سوي آمريكا را بپذيرند، در غير اين صورت، ايران نمي‌تواند توسعه يافته و پيشرفت كند. تلاش براي استقلال در حوزه‌هاي ياد شده يعني استقلال اقتصادي و استقلال سياسي و نيز اعتراض و نقد و تقابل با غرب در ابعاد گوناگون فلسفي، فرهنگي و ... عواملي هستند كه مانع پيشرفت كشور – يعني موجب عقب‌ماندگي كشور ايران- مي‌شوند. اما روشن است كه چنين ادعاهايي از يك سو با دين مبين اسلام – به خصوص انديشه شيعي- و از سوي ديگر، با قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه خواهان استقلال مردم عزيز ايران است- و از سوي سوم، با اساس و ماهيت جمهوري اسلامي در تضاد است، از اين رو، آقاي سريع‌القلم معتقد است اگر مردم و كشور ايران بخواهند پيشرفت كنند، بايد سياست‌هاي گوناگون اقتصادي، فرهنگي و سياسي آمريكا و ساير كشورهاي استكباري را بپذيرند و در تمام موارد تعارض، از اسلام، قانون اساسي و ماهيت جمهوري اسلامي دست بكشند. از يك طرف، بدون دست برداشتن از ادعاهاي اسلام- كه كاملا مخالف با سرمايه‌داري حاكم بر جهان است- و نيز اصول قانون اساسي و از سوي ديگر، قبول قواعد مطرح شده كشورهاي استكباري مانند آمريكا در ابعاد گوناگون يادشده و مورد سوال قرار ندادن مباني غرب، نمي‌توان به پيشرفت رسيد. اين نكته كاملا براي وي روشن است كه چنين ديدگاهي كاملا در تضاد با ماهيت جمهوري اسلامي و ايدئولوژي انقلاب اسلامي است، از اين رو، توصيه مي‌كند بايد در ماهيت جمهوري اسلامي و ايدئولوژي آن تجديد نظر كرد. خط فكري سريع القلم در ربع قرن گذشته همين بوده است. در نقد ديدگاههاي آقاي سريع القلم نكات زير قابل توجه مي باشد: 1) سريع القلم با وجود همه تناقض ها و نوسانات مختلف در نظريات و ديدگاه هايش در يك موضوع همواره ثابت قدم مانده و آن اينكه اصول توسعه ثابت و جهانشمول اند. اين رويكرد ثابت را مي توان در كتاب هاي عقل و توسعه يافتگي(1372)، عقل و توسعه يافتگي (مباني ثابت پارادايم توسعه)(1376)، عقلانيت و آينده ي توسعه يافتگي ايران(1380)، ايران و جهاني شدن: چالش ها و راه حل ها( 1384)، فرهنگ سياسي ايران(1386) و اقتدارگرايي ايراني در عهد قاجار(1390) به خوبي مشاهده كرد. جالب اينكه عناوين برخي از اين كتب چندان با هم تفاوت ندارند. در اينجا مجالي براي نقد مباني اين ديدگاه نيست. ديدگاه هاي ايشان هم از منظر مباني اسلامي قابل نقد و رد جدي است و هم در چارچوب نظريات مرسوم توسعه و هم از جهت روش توصيف، تعليل و تبيين گزاره ها و شرايط. اساساً بيشترين نقدها بر همين رويكرد توسط صاحبنظران مكاتب مختلف ارائه شده است. در صدر اين منتقدان، نظريه پردازان مكتب وابستگي قرار دارند. جان كلام انتقادات اين مكتب در اين است كه توسعه يافتگي و توسعه نيافتگي دو روي يك سكه اند و ملل و صاحبنظران توسعه و از جمله ايده پردازان مكتب نوسازي يكي از عوامل اصلي توسعه نيافتگي و عقب ماندگي كشورهاي «عقب نگهداشته شده» مي باشند. يكي از داروهاي اصلي اين نسخه ي شفابخش براي كشورهاي ثروتمند و مرگبار براي ملل فقير ايده ي «اصول ثابت و جهان شمول توسعه» است. علاقمندان و صاحبنظران به راحتي مي توانند به متون مربوطه مراجعه كنند و انتقادات بنيان كن وارد بر اين ادعا را ببينند. 2)يكي از ايرادات جدي در نظريات سريع القلم، كه در كتب مورد اشاره به خوبي مشهود است مشخص نكردن نسبت بين اقتصاد، سياست، فرهنگ و جامعه است. ايشان غالبا و با قاطعيت مبناي اصلي تحول و زيربناي تحرك جامعه را اقتصاد و توليد ثروت مي دانند و بر همين اساس معتقدند كه ساير بخش هاي نظام اجتماعي را بايستي با توجه به منافع اقتصادي تنظيم كرد و هر جا لازم باشد بايد از فرهنگ و سياست به نفع اقتصاد چشم پوشي كرد. اما در بسياري از موارد همين ادعا را مورد نقض قرار مي دهند و نسخه هائي ارائه مي كنند كه با اين رويكرد منافات دارد. در اصل اين ايده اشكالي نيست كه يك صاحبنظر، بين اجزاء مختلف جامعه نوعي تعامل و تعاطي ببيند و معتقد باشد عناصر مختلف در هم تنيده هستند و نمي توان آنها را از هم جدا كرد. اتفاقاً غالب ديدگاه هاي متاخر و متعادل توسعه به سمت همين رويكرد حركت كرده اند اما سريع القلم در مبناي تفكرشان در اين چارچوب جاي نمي گيرند. ايشان را مي توان صاحبنظري اقتصادگرا دانست كه گاه بر اهميت ساير بخش ها هم تاكيد دارند. 3) مسئله بسيار مهم تر و محوري تر در اين است كه سريع القلم نكاتي را مكتوم و مستور گذاشته كه مبناي تفكر ايشان است. در بيان ايشان مسئله ي اخلاق و فرهنگ و معنويت هيچ جايگاهي ندارد. يعني اساساً مشخص نمي كنند در صورت تعارض بين منافع اقتصادي و مسائل اخلاقي و معنوي در عرصه ي بين الملل كدام يك را بايد معطل گذاشت. اخلاقي هم كه ايشان بر آن تاكيد دارند اخلاقي است سكولار و مبتني بر تجارب فردي و برداشت شخصي كه البته گاه مويدات تجربي هم دارد و حاوي نكات خوب و راهگشائي هم هست مثل «سي ويژگي انسان عقلاني»، «سي ويژگي انسان مدني» و «سي ويژگي انسان سياست مدار». اين ويژگي ها علي الظاهر گزاره هاي علمي و عقلاني هستند اما جنس هنجاري و تجويزي آنها نوعي اخلاق هنجاري را سفارش مي كند. خواهيم ديد كه در همين گفتار كوتاه نيز اين رويكرد ويرانگر و متعارض با مباني اسلامي، روحي حاكم دارد و پيشنهاد اصلي و راهكار مبنائي ايشان براي پيشرفت ايران بر همين مبنا مي چرخد. 4) از نظر سريع القلم، «راه پيشرفت و توسعه كشور ايران، ملحق شدن به روند جهاني شدن يعني نظم جهاني جديدي كه توسط قدرت‌هاي بزرگ جهان مانند آمريكا، آلمان و فرانسه طراحي شده است، مي باشد، به ديگر سخن، وقتي ايران پيشرفت مي كند كه سياستمداران ما انعطاف داشته و در درون شبكه غرب و قواعد طراحي شده آمريكا قرار گيرند. از سوي ديگر، سياستمداران ما در اين امر نبايد ميان اقتصاد، سياست و فرهنگ تفكيك كنند، بلكه در تمام ابعاد سه‌گانه فوق بايد، سياست طراحي شده از سوي آمريكا را بپذيرند، در غير اين صورت، ايران نمي‌تواند توسعه يافته و پيشرفت كند. تلاش براي استقلال در حوزه‌هاي ياد شده يعني استقلال اقتصادي و استقلال سياسي و نيز اعتراض و نقد و تقابل با غرب در ابعاد گوناگون فلسفي، فرهنگي و ... عواملي هستند كه مانع پيشرفت كشور – يعني موجب عقب‌ماندگي كشور ايران- مي‌شوند.» روشن است كه چنين ادعاهايي از يك سو با دين مبين اسلام – به خصوص انديشه شيعي- و از سوي ديگر، با قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه خواهان استقلال مردم عزيز ايران است- و از سوي سوم، با اساس و ماهيت جمهوري اسلامي در تضاد است، از اين رو، آقاي سريع‌القلم معتقد است اگر مردم و كشور ايران بخواهند پيشرفت كنند، بايد سياست‌هاي گوناگون اقتصادي، فرهنگي و سياسي آمريكا و ساير كشورهاي استكباري را بپذيرند و در تمام موارد تعارض، از اسلام، قانون اساسي و ماهيت جمهوري اسلامي دست بكشند. از يك طرف، بدون دست برداشتن از ادعاهاي اسلام- كه كاملا مخالف با سرمايه‌داري حاكم بر جهان است- و نيز اصول قانون اساسي و از سوي ديگر، قبول قواعد مطرح شده كشورهاي استكباري مانند آمريكا در ابعاد گوناگون يادشده و مورد سوال قرار ندادن مباني غرب، نمي‌توان به پيشرفت رسيد. اين نكته كاملا براي وي روشن است كه چنين ديدگاهي كاملا در تضاد با ماهيت جمهوري اسلامي و ايدئولوژي انقلاب اسلامي است، از اين رو، توصيه مي‌كند بايد در ماهيت جمهوري اسلامي و ايدئولوژي آن تجديد نظر كرد. خط فكري سريع القلم در ربع قرن گذشته همين بوده است. (منبع: نقدي بر ديدگاه دكتر محمود سريع القلم در باب توسعه، فصلنامه صدرا شماره 10، امير سياهپوش و يادداشت سيدمحمود نبويان، با اعنوان افكار سريع‌القلم را بهتر بشناسيم، خبرگزاري فارس)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .