پل کریگ رابرتز؛ کشورهای جهان مخالف هژمونی امریکا هستند

ایالات متحده‌ی امریکا سعی در القای نگاه سلطه‌جویانه‌ی خود در تمامی جهان است که این امر با مخالفت‌های بیشتر کشورهای جهان رو‌به‌روست. در این عرصه، کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، نقشی بسزا در این رویارویی دارند.
گروه بین‌الملل برهان؛ «پل کریگ رابرتز» (متولد 3 آوریل، 1939) اقتصاددان آمریکایی و مقاله نویس است. او فارغ التحصیل موسسه تکنولوژی جورجیا و دارای دکترای از دانشگاه ویرجینیا است. او معاون وزیر خزانه‌داری در دولت «رونالد ریگان» بوده و همچنین به عنوان یکی از پایه‌گذاران بنیاد ریگان کسب شهرت نمود. وی سردبیر سابق «وال استریت ژورنال» و مقاله‌نویس نشریاتی مانند «بیزنس ویک»، و «اسکریپس هوارد نیوز سرویس» است.

علاوه برآن، رابتز در کمیته‌های کنگره درباره مسائل مربوط به سیاست های اقتصادی حضور داشته است. «برهان» در آستانه‌ی برگزاری شانزدهمین اجلاس سران عدم تعهد، مصاحبه‌ای را با این شخصیت مطرح سیاسی و اقتصادی ترتیب داده است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید.

نظر به تحولات چند دهه‌ی اخیر جهان از جمله پایان جنگ سرد، حادثه‌ی 11 سپتامبر و بحران کنونی اقتصاد جهانی، شما توزیع قدرت بین‌المللی را در شرایط حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

توزیع قدرت جهانی اساساً از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دچار دگرگونی شده است؛ زمانی که نه تنها امپراتوری شوروی با اضمحلال روبه‌رو شد بلکه امپراتوری روسیه نیز در هم شکست. روسیه امروز کشوری است بسیار محدود که از نظر وسعت و جمعیت تنها با روسیه‌ی دوره‌ی تزاری قابل مقایسه است. از سوی دیگر فروپاشی شوروی یک ایدئولوژی خطرناک را در ایالات متحده تولید کرد که ایدئولوژی نئومحافظه کار نامیده می‌شود. نئومحافظه کاران بر این باورند که ایالات متحده برای دنیا یک «کشور ضروری» است و از این رو این حق و مسئولیت را برای خود قائل‌اند تا هژمونی خود را در جهان توسعه دهند.

محصول این تفکر ماجراجویانه‌ی خطرناک و تهاجمی در بخشی از هیئت حاکمه‌ی ایالات متحده قابل مشاهده است. روسیه و چین اما همواره اقدام‌های یکجانبه‌ی آمریکا را رصد و کنترل کرده‌اند، البته تنها زمانی که واشنگتن وارد حوزه‌ی نفوذ و خطوط قرمز آن‌ها شده است در فوریه‌ی سال 2007م. بود که «ولادیمیر پوتین» در چهل و سومین کنفرانس مونیخ پیرامون سیاست امنیتی واشنگتن اظهار داشت ایالات متحده به دنبال ایجاد یک جهان تک قطبی است که در آن تنها یک رئیس و یک فرمانروا حکمرانی کند. روسیه نیز تاکنون با ارتقای نیروهای ترمو- هسته‌ای خود به تهدیدهای واشنگتن پاسخ گفته است.

رشد سریع اقتصادی چین یکی از ابزارهای رصد و کنترل سلطه‌ی هژمونیک واشنگتن بوده است. چین بزرگ‌ترین طلبکار آمریکاست و در 2 یا 3 سال آینده اقتصاد چین در حد و اندازه‌های اقتصاد ایالات متحده ظاهر خواهد شد. چین همچنین دارای سیستم‌های مدرن تسلیحاتی است که قادر است ضربات سهمگین و ویرانگری به ایالات متحده وارد کند.

در عصر حاضر تنها ایالات متحده است که به دنبال گسترش هژمونی جهانی خود می‌باشد و به نظر بنده می‌توان جنبش فعلی عدم تعهد را در میان کشورهایی غیر از ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو و دست نشانده‌های آمریکا یعنی ژاپن، کانادا و استرالیا دانست، چرا که منطقاً تمامی کشورهای جهان امروز مخالف هژمونی ایالات متحده هستند.
نگاه شما به شرایط فعلی جهان که قدرتی تلاش دارد در ظاهر بر خلاف گذشته بر اساس چندجانبه‌گرایی عمل کند، اما در عمل همان سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایی را در عرصه‌ی بین‌المللی دنبال می‌نماید، چگونه است؟

واشنگتن قصد ندارد تا از هدف استراتژیک خود برای دست‌یابی به سلطه‌ی جهانی دست بردارد. تا زمانی که واشنگتن می‌تواند همکاری سایر کشورها از جمله کشورهای عضو جنبش عدم تعهد را به همراه داشته باشد، این امکان برای هیئت حاکمه‌ی ایالات متحده فراهم است تا به سیاست خود در به حاشیه راندن کشورهایی که بر مدار مراد آن‌ها نمی‌چرخند، ادامه دهد. نفس واشنگتن با غرور بی‌دلیل متورم شده است، مگر اینکه سایر کشورهای جهان با یک‌دیگر متحد شده و ایالات متحده را در انزوا قرار دهند که در این صورت احتمالاً واشنگتن جهان را به سمت یک نبرد هسته‌ای پیش خواهد برد.

جنبش عدم تعهد در شرایط فعلی توزیع قدرت جهانی، چه نقشی می‌تواند به منظور تعدیل خواست‌های توسعه طلبانه‌ی برخی قدرت‌های بزرگ ایفا نماید؟

اینکه نقش و جایگاه جنبش عدم تعهد را در روزگار کنونی چگونه تعریف کنیم، موضوعی است که تا حدودی مختصات و مرزهای آن نامعلوم به نظر می‌رسد. جنبش عدم تعهد در عصر جنگ سرد زمینه‌ای را ایجاد کرد تا کشورهای عضو آن با حفظ فاصله از دو بلوک شرق و غرب از منافع دو سوی قدرت حاکم در آن روزگار بهره‌مند شوند.

در واقع مدل بازی جنبش عدم تعهد در دوران جنگ سرد این گونه بود که اعضای این جنبش با نشان دادن تمایل خود برای لغزش به سمت بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی می‌توانستند از امتیازاتی که سمت دیگر قدرت یعنی ایالات متحده به آن‌ها واگذار می‌کرد تا از چنین اقدامی صرف‌نظر کنند، بهره‌مند شوند و همچنین اگر کشوری برای پیوستن به اردوگاه غرب و ایالات متحده ابراز تمایل می‌کرد این بلوک دیگر قدرت یعنی اتحاد جماهیر شوروی بود که امتیازها و سودها را به سمت آن کشور روانه می‌نمود.

چه عواملی می‌تواند به کشورهای عدم تعهد کمک نماید تا اثرگذاری آن‌ها بر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی به عنوان وزنه‌ای قابل اتکا عمل نماید و نقش مؤثرتری در توزیع قدرت بین‌المللی داشته باشند؟

در عصر حاضر تنها ایالات متحده است که به دنبال گسترش هژمونی جهانی خود می‌باشد و به نظر بنده می‌توان جنبش فعلی عدم تعهد را در میان کشورهایی غیر از ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو و دست نشانده‌های آمریکا یعنی ژاپن، کانادا و استرالیا دانست، چرا که منطقاً تمامی کشورهای جهان امروز مخالف هژمونی ایالات متحده هستند.

با این حال به نظر می‌رسد این مسئله را نمی‌توان به همه جا تعمیم داد. برای نمونه شما مشاهده می‌کنید که جنبش عدم تعهد برای سرنگونی دولت لیبی در کنار ایالات متحده ایستاد و به قطعنامه‌ی سازمان ملل رأی مثبت داد. در مسئله‌ی سوریه ایالات متحده باز هم سعی کرد تا از همین حربه استفاده کند که این بار روسیه و چین در برابر آن ایستادند ولی جنبش عدم تعهد در این مسئله نیز تمام قد در کنار آمریکا قرار گرفت. در واقع در این مسئله جهان غیر متعهدها وجود خارجی نداشت و تنها 12 کشور که سوریه را نیز شامل می‌شد، به قطعنامه رأی منفی دادند.

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید/۱۳۹۱/۶/۵

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .