پاسخ آيت ا... سبحاني به برخي شبهات درباره حکم ارتداد

آيت ا... جعفر سبحاني از مراجع تقليد و مدرسان برجسته درس خارج حوزه علميه قم که به‌طور معمول در ماه شعبان به مشهدالرضا(ع) سفر مي کنند، امسال نيز با سفر به مشهد و برگزاري جلسات درس در مدرسه علميه نواب برخي شبهه‌هاي مطرح شده درباره حکم ارتداد را بررسي کردند و به آن ها پاسخ گفتند.

اشکال ديرينه

اين مرجع تقليد در سومين جلسه پاسخ گويي به شبهه هاي مطرح شده درباره ارتداد، اشکال تراشي عليه اسلام را امري ديرينه برشمرد و گفت: اشکال تراشي و شبهه ايجاد کردن از صدر اسلام مطرح بوده است و در هر زماني افرادي که به مباني اسلام معتقد نبوده اند، با اشکال تراشي احکام اسلام را مورد هجوم قرار مي‌داده‌اند.

چنان که در زمان پيامبر اکرم(ص) هنگامي که يهود از گسترش اسلام احساس خطر مي کرد، براي خدشه وارد کردن به آبروي اسلام به جوانان يهودي ياد مي داد که بروند مسجد پيامبر(ص) بنشينند و با گفتن لااله الاا... مسلمان شوند، چند روز نماز بخوانند و بعد از اسلام برگردند و بگويند دين يهود برتر و بالاتر از اسلام است و به اين گونه اسلام را بي ارزش جلوه دهند. قرآن کريم در آيه شريفه 72 سوره آل عمران به اين ترفند يهود اشاره مي کند و مي فرمايد:«و قالت طائفة من اهل الکتاب آمنوا بالذي انزل علي الذين آمنوا وجه النهار واکفروا آخره لعلهم يرجعون»حالا هم يهودي گونه ها اين کار را مي کنند و به قانون قصاص و حدود ايراد مي گيرند. اين مرجع تقليد با اشاره به اشکال ابوالعلاء معري شاعر معروف عرب به سيدمرتضي (متوفي ۴۳۶ هـ.ق) افزود: هميشه ملحدها به قانون قصاص (حدود) اعتراض مي کردند، ابوالعلاء معري هم با سرودن شعري خطاب به سيدمرتضي اعتراض خود را به يک حکم جزايي اسلام ابراز کرد و سيدمرتضي نيز با شعر پاسخ محکمي به اعتراض او داد.در اوايل انقلاب هم هنگامي که آيت ا... بهشتي قانون قصاص را تدوين کرد(اسمش قصاص بود ولي تمام حدود اسلامي در آن آمده بود) عده اي با آن مخالفت کردند اما حضرت امام(ره) آنان را تنبيه کردند و سر جايشان نشاندند.

ريشه شبهات

آيت ا...سبحاني ريشه اين شبهات را قبول نداشتن اصل تشريع و شريعت اسلامي دانست و اظهار داشت: کساني که در حکم قتل مرتد خدشه وارد مي کنند، در اصل تشريع را قبول ندارند ولي به جاي تشکيک در اصل تشريع حدود، در جزئياتي نظير قتل مرتد شبهه مي کنند، چون نمي توانند بگويند ما قانون قصاص را قبول نداريم.اين فقيه و اسلام شناس برجسته در ادامه سخنان خود به چند شبهه مطرح شده درباره حکم مرتد اشاره کرد و به آن ها پاسخ داد.

مي گويند قتل مرتد خلاف احتياط است

وي گفت: مي گويند حکم قتل مرتد خلاف رويه فقها مبني بر احتياط در «دماء» است.توضيح بيشتر آن که معمولا فقها در سه مورد احتياط مي کنند:۱-دماء۲-اعراض ۳-اموال. شيخ انصاري در فرائد الاصول فرموده است، در شبهات بدويه اصل برائت است مگر در سه مورد: اعراض، دماء و اموال که در اين ها فقها احتياط مي کنند. در حکم قتل مرتد هم چون مسئله ريختن خون يک انسان مطرح است نبايد حکم به جواز يا وجوب قتل داد بلکه بايد طبق رويه فقها احتياط کرد.پاسخ اين است که حکم قتل مرتد ارتباطي با بحث احتياط در «دماء» ندارد. زيرا فقها در شبهات بدويه مربوط به دماء و اعراض و اموال احتياط مي کنند و شبهه بدويه جايي است که دليل نباشد و تنها احتمال حرمت در ميان باشد. در اين جا مي گويند احتمال حرمت در دماء مساوي با برائت نيست. به عنوان مثال اگر احتمال حرمت قتل فردي را مي دهيم نمي توانيم براساس اصل برائت حکم به جواز قتل بدهيم. يا در مورد زني که احتمال محرميت و در نتيجه حرمت ازدواج مي دهيم نمي توانيم برائت جاري کنيم اما در بحث مرتد احتمال نيست يقين به جواز و بلکه وجوب قتل داريم. زيرا حکم مرتد با دليل ثابت شده است. ما روايت داريم که مي فرمايد:«من بدل دينه فاقتلوه؛ هر کس دينش را تغيير داد او را بکشيد» و شما جايي را که دليل قطعي بر حکم داريم به جايي که دليل نداريم قياس کرديد در حالي که اين قياس مع الفارق است.خلاصه شبهه آن است که اين ها مدعي اند، روايات قتل مرتد اندک است و بايد احتياط کرد. پاسخ داديم که حکم قتل با دليل ثابت شده است. هم شيعه و هم اهل سنت، روايات مربوط به آن را نقل کرده اند.

مرحوم کليني که محدث عالي مقام عصر غيبت صغري است، در کتاب «کافي»، ۲۳ روايت ذکر کرده است. مرحوم شيخ صدوق (متوفي ۳۸۱) در کتاب «من لا يحضره الفقيه»، ۱۱ روايت و شيخ توسي (متوفي ۴۶۰) در «تهذيب الاحکام»، ۳۰ روايت نقل کرده است. در مستدرک الوسائل هم رواياتي نقل شده است.آن چه اشاره شد، روايات مربوط به باب مرتد است. در ابواب ديگر فقهي هم به طور غيرمستقيم درباره حکم مرتد روايت آمده است. مجموع اين روايات به اندازه اي است که از حد تواتر بالاتر مي رود و موجب يقين به حکم به قتل مرتد مي شود.

ادعا مي کنند حکم مرتد موجب هرج و مرج و بي نظمي مي شود

شبهه ديگري که مطرح شده آن است که اگر بنا باشد آدم مرتد مهدورالدم تلقي و کشته شود، در جامعه هرج و مرج پديد مي آيد، زيرا هر کسي دشمن خود را متهم به ارتداد مي کند و او را مي کشد و اين موجب اخلال در جامعه و نظم عمومي مي شود.پاسخ اين است که شما يک قسمت را گرفتيد و بخش هاي ديگر را رها کرديد. شما متوجه شديد که در اسلام مرتد واجب القتل است اما رسيدن به اين مرحله مقدماتي دارد و به اين سادگي نيست. اولا بايد ارتداد در دادگاه و توسط حاکم اسلامي ثابت شود. چه بسا متهم به ارتداد در اصل شبهه اي داشته باشد و يا تازه مسلمان شده است و يا معتقد نيست که مثلا انکار يکي از ضروريات دين مستلزم انکار خدا يا پيامبر(ص) و يا معاد است. بنابراين اثبات ارتداد کاري است تخصصي و تنها از عهده متخصص بر مي آيد.ثانيا اجراي حد ارتداد هم بايد توسط حاکم و به دستور او انجام شود و کسي حق ندارد تحت عنوان ارتداد، ديگري را بکشد و اگر هم به ادعاي ارتداد کسي را کشت، اگر نتوانست ارتداد مقتول را نزد دادگاه ثابت کند، قصاص مي شود. برخي از فقها معتقدند، حتي اگر ارتداد مقتول ثابت شد باز هم قاتل قصاص مي شود چون اجراي حکم مرتد مربوط به حاکم و قاضي است نه کس ديگر و بنابر نظر فقهاي ديگر هم قاتل تعزير مي شود.

مي گويند قتل مرتد موجب بي آبرويي مي شود

شبهه ديگر آن است که مي گويند اگر قتل مرتد را جايز بدانيم، اسلام در جامعه بشري بي آبرو و بي حيثيت مي شود و در نتيجه کسي مسلمان نمي شود.پاسخ اين است که غربي ها اگر منصف باشند و مجموعه اسلام را مطالعه کنند به اسلام گرايش پيدا مي کنند، بله اگر کسي تنها همين يک حکم را دريابد ممکن است اسلام نياورد.شبهه کنندگان، احترام عظيمي را که اسلام براي بشر قائل شده است، ناديده مي گيرند و تنها اين قسمت را برجسته مي کنند. ما در کتاب «منشور جاويدان» جايگاه انسان را در قرآن و روايات بيان کرد ه ايم. اگر در آموزه هاي اسلامي دقت شود خواهيد ديد که اسلام چقدر براي انسان ارزش قائل است تا جايي که قرآن مي فرمايد: و لقد کرمنا بني آدم... نفرموده و لقد کرمنا المومن.حضرت امير(ع) هم در نامه خود به مالک اشتر مي فرمايد: الناس صنفان اما اخ لک في الدين و اما نظيرک في الخلق: مردم دو دسته اند: يا برادر ديني تو هستند و يا همنوع تو در آفرينش.علاوه بر اين قانون مرتد را فقط در جامعه اي مي توان اجرا کرد که مورد قبول باشد و مردم به اسلام راي داده باشند.هنگامي که مردم به نظام اسلامي راي داده باشند اگر کسي بيايد و در ديوار امنيت ديني جامعه خدشه وارد کند در صورتي که نظام اسلامي عکس العملي نشان دهد، انسان غربي هم راضي مي شود. اما چون از همه جا بي اطلاع است و دشمن طور ديگري موضوع را نشان مي دهد، ممکن است از اسلام زده شود.از اين رو اين که مي گويند حکم مرتد موجب بي آبرويي مي شود در يک فرض درست است اما اگر مجموعه اسلام را بيان کنند و بگويند حکم مرتد به دليل ايجاد خدشه در امنيت نظام است، حتي غربي هم حق مي دهد که نظام عکس العمل نشان دهد.در هر حال در غرب آدم هاي منصف و نانجيب هر دو وجود دارند و ما بايد در شعارها و رفتارمان نقطه ضعفي نشان ندهيم که آن ها آن را دستاويزي براي حمله به اسلام قرار دهند.

http://www.basirat.ir/news.aspx?newsid=243705

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .