ولايت مطلقه فقيه از نظر قرآن و روايات؟

دلائل ولايت مطلقه از نظر قرآن دلائل ولايت مطلقه كه از نظر نهج البلاغه مدارك ولايت رسول الله در زمان غيبت كبري بعهده كيست؟

با سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز
مقدمه :
اولين و مهم ترين اصل در پرسشگري ، تبيين دقيق محل ابهام و توضيح مطلب مجهول مي باشد. بديهي است مادامي كه نكته ي اصلي محل سوال به صورت دقيق روشن نشده باشد نمي توان پاسخي قطعي و جامع به پرسش را ارائه نمود. به عبارت ديگر واضح بودن پرسش و تعيين دقيق مورد سوال ، اصلي ترين ركن پرسش مي باشد. و آسيب هر پرسشي، داشتن ضعف در ارائه ي دقيق مورد سوال مي باشد.
به نظر مي رسد پرسش شما نيز از اين آسيب روش شناختي رنج مي برد زيرا اولا در دو بخش نخستين پرسش ، مقصودتان از ولايت مطلقه را روشن ننموده ايد كه آيا مقصودتان ولايت مطلقه ي فقيه به صورت خاص است يا اينكه مقصودتان ولايت مطلقه به معناي عام مي باشد و ثانيا در بخش سوم و انتهايي پرسشتان نيز متوجه مقصودتان از مدارك ولايت رسول الله در زمان غيبت كبري نشديم. به همين جهت در پاسخ به دو پرسش اول و دوم ، نكاتي را پيرامون ادله ي ولايت مطلقه فقيه از قرآن و نهج البلاغه را خدمتتان ارائه كرده و در ارتباط با بخش سوم پرسش نيز خواهشمنديم مقصود دقيقتان از «مدارك ولايت رسول الله در زمان غيبت كبري بعهده كيست» را در پرسشي جداگانه برايمان ارسال نماييد تا نسبت به پاسخگويي اقدام گردد. حال به بررسي پرسش و ارائه ي پاسخ مي پردازيم.
گام نخست . در اولين گام و قبل از بيان پاسخ به دو بخش ابتدايي سوال لازم است نكته ي نسبتا مهمي در ارتباط با مورد سوال را خدمتتان ارائه نماييم :
گاهى گمان مى‏شود تنها مدرك اسلامى بودن يك مسأله، اين است كه: در قرآن كريم مطرح شود و چگونگى طرح آن كاملاً شفاف، روشن و بى نياز از ژرف‏نگرى و تأملات اجتهادى باشد. در حالى كه:
يكم. عقل و سنت نيز هر يك منبع و مدرك معتبرى در اسلام است و آموزه‏هاى اسلامى را مى‏توان و بلكه بايد از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.
دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه‏هاى مختلفى دارد و در بسيارى از موارد استنباط يك مسأله از قرآن مجيد، بدون آشنايى با متدلوژى فهم دين و فرايند استنباط امكان‏پذير نيست.
گام دوم . دلايل قرآني ولايت مطلقه فقيه
با عطف نظر به مطلب تذكر داده شده در گام نخست، لازم است در پاسخ به دلايل ولايت مطلقه فقيه از منظر قرآن خدمتتان عرض نماييم : اگر چه كلمه ولايت فقيه -كه يك اصطلاح فقهى است در قرآن به كار نرفته است؛ ولى مفهوم و معناى آن، از مجموعه آيات قرآن كريم، به روشنى به دست مى‏آيد. مرورى بر آيات كلام الله مجيد نشان مى‏دهد كه لااقل حدود 200 آيه شريفه از قرآن كريم -مستقيم و غيرمستقيم خطوط كلى حكومت و ولايت در جامعه را نشان مى‏دهد. نتيجه‏اى كه از بررسى و دقت در اين آيات به دست مى‏آيد، اين است كه: مسلمانان، تنها بايد از انسان‏هاى دانشمند و عالم به احكام دين -كه علاوه بر همه توانايى‏ها و شرايط عقلى و عرفى حكومت، داراى حد نصاب تقوا و عدالت هم باشند پيروى و اطاعت كنند. بنابراين از نظر اسلام فاقد چنين شرايط و ويژگى‏هايى حق حاكميت و صلاحيت قرار گرفتن در منصب حكومت را ندارد و اين همان روح و محتواى اساسى «ولايت فقيه» است.(جهت اطلاع بيشتر در اين زمينه ر.ك: ذوعلم، على، نگاهى به مبانى قرآنى ولايت فقيه.)
براي اثبات ولايت مطلقه فقيه از قرآن بايد مسائل زير را از قرآن به دست آورد:
1 -اصل حكومت و ولايت در اسلام . 2- اطلاق ولايت . 3- شرايط حاكم يعني اسلام و ايمان , عدالت آگاهي به اسلام (فقاهت ), كفايت .
مساله اول , اصل حكومت در اسلام :
لزوم حكومت در هر جامعه اي از بديهيات و نيازي به دليل ندارد در اينجا فقط به آياتي كه ولايت پيامبر اكرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) را ثابت مي كند اشاره مي كنيم .(النبي اولي بالموئمنين من انفسهم ); (احزاب آيه 6) پيامبر نسبت به مردم از خود آنان سزاوارتر است پس اگر تصميمي درباره آنان گرفت اطاعت از آن بر مردم لازم است (و ماكان لموئمن و لا مومنه اذ اقضي الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم );(احزاب آيه 36) هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارند هنگامي كه خدا و پيامبرش مطلبي را لازم بدانند اختياري از خود در برابر خدا داشته باشند و مجموع آياتي كه امر به اطاعت از پيامبركرده است (آل عمران آيه 32 و132) (مائده آيه 92) (انفال آيه 20) (نور آيه 54 و 56) (محمد آيه 33) (مجادله آيه 13) (تغابن آيه 12) و درباره ولايت امامان معصوم (ع ) نيز فرمود: (انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوئتون الزكاه و هم راكعون );(مائده آيه 55)همانا ولي شما خداوند است و پيامبر او و موئمناني كه نماز را بر پا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند اين آيه به اتفاق همه مفسراني كه (شيعه و سني ) براي آن شائن نزول ذكر كرده اند در حق علي بن ابيطالب (ع ) نازل شده است(اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم );(نسائ آيه 59) از خداوند و پيامبر و اولو الامرتان اطاعت كنيد .
مساله دوم : اطلاق ولايت :
آياتي كه در مسائله قبل ذكر شد هيچ يك اطاعت از پيامبر و اولواالامر را مقيد به مورد خاص يا موضوع خاص نكرده است و آن را به صورت مطلق بيان فرموده است . در آيه دوم اطاعت هر حكمي كه خدا و رسول كردند بر مردم لازم شمرده شده است . در آياتي كه امر به اطاعت از پيامبر و اولواالامر شده است نيز هيچ قيدي براي آن ذكر نشده است پس از اين آيات اطلاق در ولايت ثابت مي شود. از آن جا كه حكومت در جامعه اسلامي از ضروريات است و اختصاص به زمان رسول الله يا زمان حضور معصوم ندارد از اين آيات مي توان اطلاق ولايت را براي حاكم اسلامي در هر دوره اي ثابت كرد.
مساله سوم؛ شرايط حاكم و ولي :
شرط اول : اسلام و ايمان . خداوند مي فرمايد:(لن يجعل الله للكافرين علي الموئمنين سبيلا; خداوند هرگز كافران را بر موئمنان سلطه نمي دهد), (نسائ آيه 141) و (لايتخذ الموئمنون الكافرين اوليائ من دون الموئمنين و من يفعل ذالك فليس من الله في شي ئ; موئمنان نبايد كافران را به جاي موئمنان دوست و ولي خود بگيرند و هر كس چنين كند از لطف و ولايت خدا بي بهره است ), (آل عمران آيه 28).
شرط دوم : عدالت در مقابل ظلم است . خداوند حكومت و ولايت ظالمين را نمي پذيرد پس حاكم و ولي بايد عادل باشد. فرمود:(ولاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار; به ستم پيشگان گرايش نيابيد كه آتش دوزخ به شما خواهد رسيد), (هود آيه 113) و اين ركون در روايات به ركون دوستي و اطاعت تفسير شده است , (تفسير علي بن ابراهيم ج , 1 ص , 338) و در شرط امامت به حضرت ابراهيم فرمود: (قال اني جاعلك للناس اماما قال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين );(بقره آيه 124)خدا فرمود: من تو را پيشواي مردم گماردم گفت : و از فرزندان من ؟ فرمود: عهد من به ستمكاران نمي رسد .
شرط سوم : فقاهت . حاكم اسلامي بايد عالم به احكام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا كند در زمان پيامبر(ص ) و امام معصوم (ع ) اين علم از سوي خداوند به آنان داده شده است و در زمان غيبت امام معصوم (ع ) داناترين مردم به احكام يعني فقها اين علم را دارند قرآن درباره شرط علم مي فرمايد:(افمن يهدي الي الحق احق ان يتبع امن لايهدي الا ان يهدي فمالكم كيف تحكمون ; آيا كسي كه به راه حق هدايت مي كند سزاوارتر است ك از او پيروي شود يا كسي كه راه نمي يابد مگر آن كه راه برده شود شما را چه مي شود؟ چگونه داوري مي كنيد؟), (يونس , آيه 35). فقيه كسي است كه با تخصصي كه سالها در تحصيل آن كوشش كرده خودش مي توان احكام اسلام را از قرآن و سنت و عقل و اجماع به دست آورد و غير فقيه كسي است كه اين تخصص را ندارد و بايد احكام اسلام را از فقيه بياموزد. اشكال : غير فقيه مي تواند احكام اسلام را از فقيه بگيرد و حكومت كند پس لازم نيست خودش فقيه باشد.
پاسخ : اولا, آگاهي هاي لازم از اسلام براي حكومت اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود غير فقيه از فقيه تقليد مي كند بلكه در بسياري از موارد فقيه بايد با توجه به ملاك هاي ترجيح در تزاحم احكام و يا تشخيص موارد مصلحت به حكم حكومتي صادر كند و حكم حكومتي خارج از دايره فتوا و تقليد است . صدور حكم حكومتي در تخصص فقيه است . ثانيا آيا غير فقيه اطاعت از فقيه را در همه موارد بر خود لازم مي داند؟ يا فقط در مواردي كه خود تشخيص مي دهد از فقيه اطاعت مي كند در صورت دوم هيچ ضمانت بر اطاعت از فقيه وجود ندارد و در صورت اول در واقع آن فقيه ولايت دارد و اين شخص مجري از سوي او به شمار مي آيد اين با ولايت فقيه منافاتي ندارد.
اشكال : در اين آيه اطاعت از(من يهدي الي الحق ) سزاوارتر از (من لايهدي الايهدي )معرفي شده است و در تطبيق آن بر مورد ما اطاعت از فقيه را سزاواتر از اطاعت غير فقيه مي داند. اين است كه پس اطاعت غير فقيه نيز با وجود فقيه مقبول است گرچه اطاعت از فقيه بهتر است (مانند اين سخن را ابن ابن الحديد در شرح خود بر نهج البلاغه ج , 9 ص , 328 نسبت به مقايسه امام علي (ع و خلفاي پيش از او مي گويد)
پاسخ : اين سزاواتر بودن سزاواري در حد الزام است يعني فقط بايد از او پيروي كرد به قرينه اينكه در ذيل آيه مردم را توبيخ مي كند كه چرا از(من يهدي الي الحق ) پيروي نمي كنيد (فما لكم كيف تحكمون ) اين سزاواري در حد الزام در واقع معناي صفت تفصيلي را ساقط مي كند مانند آيه (واولوا الارحام بعضهم اولي ببعض );(احزاب آيه 6) كه در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم مي شود. آيات بيشمار ديگري نيز وجود دارد كه فضيلت عالمان را بر غير عالمان بيان كرده است , (زمر, آيه 9).
شرط چهارم : كفايت : يعني توانايي شايستگي در اداره امور جامعه كه از آن به مدير و مدبر بودن نيز تعبير مي شود. حضرت يوسف فرمود:(قال اجعلني علي خزائن الارض اني حفيظ عليم ; گفت مرا بر خزائن اين سرزمين بگمار كه من نگهبان امين و كاردانم ), (يوسف , آيه 55). درباره داستان حضرت موسي و دختر شعيب نيز فرمود:(ان خير من استئجرت القوي الامين ; بهترين كسي كه مي تواند به كارگيري (اوست كه ) تواناي دستكار است ), (قصص , آيه 26). در داستان عفريت جني و حضرت سليمان (ع ) نيز از قول آن عفريت فرمود:(و اني عليه لقوي امين ; من بر اين كار تواناي درستكارم ), (نمل آيه 39). از مجموع اين آيات به دست مي آيد اگر كسي كاري و پستي را به عهده مي گيرد بايد توانايي و صلاحيت لازم براي آن را داشته باشد. از مجموع آياتي كه در اين موضوعات ذكر شد مي توان تصويري كلي از سيماي حاكم از ديدگاه قرآن به دست آورد در منطق قرآن حكومت و زمامداري تنها شايسته كساني است كه از صلاحيتهاي علمي و اخلاقي و توانمندي هاي لازم برخودار باشند. به دست آوردن اين تصوير در زمان غيبت امام معصوم (ع ) بر ولايت مطلقه فقيه تطبيق مي كند.
از طرف ديگر حكومت اسلامي حكومت قانون خداست (و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ; و آن بدون حاكميت دين شناسي و متخصص مستعد در اجراي احكام الهي ( فقيه عادل و جامع الشرايط) امكان پذير نيست ), (مائده , آيه 44).
(براي مطالعه بيشتر مستندات قرآني ولايت مطلقه فقيه و حكومت اسلامي به منابع زير رجوع كنيد: 1- نگاهي به مباني قرآن ولايت فقيه علي ذوعلم موئسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر پاييز 79. 2- پيام قرآن ج 10 قرآن مجيد و حكومت اسلامي آيت الله مكارم شيرازي مدرسه امام علي بن ابي طالب قم 1374.)
گام سوم . دلايل ولايت مطلقه فقيه از منظر نهج البلاغه
در اين بخش به بيان يكي از دلايلي كه برخي از علما براي اثبات ولايت فقيه از نهج البلاغه به آن استناد نموده اند، اكتفا مي كنيم. امام علي عليه السلام در نهج البلاغه در خطبه شقشقيه درباره ي علت و فلسفه ي قبول حكومت از سوي ايشان مي فرمايند:
لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر. و ما أخذ اللّه على العلماء ألّا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب ‏مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها، و لألفيتم‏ دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز( صبحى صالح، نهج البلاغه، 1جلد، ص 128، دار الكتب العلمية - تهران، چاپ: اول، 1375.)
اگر حضور يافتن بيعت كنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدي من با وجود يافتن نيروي مددكار تمام نمي شد و اگر نبود كه خدا از علماي اسلام پيمان گرفته كه در برابر شكم بارگي ستمگر و گرسنگي مظلوم ، سكوت نكنند ، زمام حكومت را رها مي ساختم و از پي آن نمي گشتم و ميديديد كه دنياي شما در نزد من از عطسه ماده بزي هم كم ارزش تر است.
آيت الله مومن در ذيل اين فراز از نهج البلاغه مي نويسند : « بر طبق محتواي اين خطبه ، فقيه بايد پذيرش حكومت را عهده دار شود زيرا در ذيل خطبه راز و سر پذيرش را حضرت بيان مي كند كه آمدن مردم بعلاوه پيمان الاهي از علما، عامل پذيرش حكومت توسط اينجانب بود. بر اين اساس عالمان اسلامي در صورت قدرت بايد حكومت را بپذيرند و در جهت اين كار هر گونه قدرت و اختياراتي كه براي معصوم وجود دارد از حيث ولايت ، براي فقيه هم به عنوان ولي امر وجود دارد . زيرا هرچه مقتضاي ولايت و حاكميت حاكم بوده و براي پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (س) ثابت است، براي ولي امر فقيه هم مطرح است هم از جهت گستردگي مكاني و هم از جهت شمول اختيارات » (بررسي وظايف و حدود اختيارات ولايت فقيه، آيت الله محمد مومن قمي، مركز نشر صبح ميثاق، 1384، ص 23-24)
در پايان مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم.
منتظر سوالات بعدي شما هستيم.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .