هرمز؛ تنگه ثبات و امنیت اقتصادی ايران

تنگه هرمز آبراهی بین‌المللی است که آب‌های آزاد اقیانوس هند و دریای عمان را به منطقه انحصاری و اقتصادی خلیج‌فارس متصل می‌کند. این تنگه در مجاورت دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عمان قرار دارد. تنگه هرمز هلالی شکل و به طول 104 مایل و عرض بین 21 تا 5/52 مایل و عمق بین 36 تا 144 متر است. به اذعان استراتژیست‌های نظامی، تنگه هرمز بی‌تردید راهبردی‌ترین و تأثیرگذارترین گذرگاه آبی جهان بر اقتصاد بین‌الملل است. از این آبراه روزانه حدود 40درصد کل نفت حمل‌شده توسط نفت‌کش‌ها و نزدیک به 25 درصد کل عرضه جهانی نفت، عبور می‌کند که این امر نشان‌دهنده اهمیت راهبردی تنگه هرمز در تأمین انرژی و اقتصاد جهانی است.

از طریق تنگه هرمز روزانه حدود 15 تا 17 میلیون بشکه نفت عبور می‌کند. حدود 20 درصد این نفت عبوری به اروپا و 70 درصد به کره جنوبی، ژاپن، چین و هند منتقل می‌شود. فقط 13 تا 14 درصد نفت کشورهای خلیج‌فارس از طریق لوله صادر می‌شود و همچنین مسیر عبوری بیش از 70 درصد واردات کشورهای حوزه خلیج‌فارس مانند ایران از تنگه هرمز است. نکته قابل توجه دیگر، این است که حدود 65 درصد ذخایر شناخته‌‌شده نفت دنیا در خلیج‌فارس قرار دارد و این گذرگاه آبی راهبردی، تنها راه ورود و خروج انحصاری است.

در ماه‌های اخیر «تنگه هرمز»‌ شاه‌کلید روابط خصمانه ایران و آمریکا بوده است. از زمانی که آمریکایی‌ها بحث حمله یا تحریم نفتی ایران را مطرح کردند، تهران نیز این پیام را علنی کرد:‌ «اگر نفت ما صادر نشود، نفت کس دیگری هم از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.»

جمهوری اسلامی ایران که تمام سواحل شمالی خلیج‌فارس را در اختیار دارد. به لحاظ توانمندی نظامی و موقعیت ژئوپلیتیک قادر به کنترل کامل تنگه هرمز است. برگزاری رزمایش‌هایی نظیر ولایت 90 نیز حکایت از آن دارد که ایران هم به دلیل برخورداری از توان دفاعی مناسب در عرصه دریا و هم به دلیل بهره‌مندی از وسعت ساحلی بالا در طول تنگه هرمز، دست‌بالا را در کنترل این آبراه برای خود قائل است.

برگزاری رزمایش ده روزه ولایت که توسط نیروی دریایی ارتش در دی‌ماه سال 90 در منطقه‌ای به وسعت دو هزار کیلومتر مربع در منطقه شرق تنگه هرمز، دریای عمان، خلیج عدن و شمال اقیانوس هند برگزار شد، پیام قدرت و توان دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را به همگان رساند. افزایش محسوس قیمت جهانی نفت از آغاز رزمایش از مسائلی بود که با وجود تأکید ایران بر اینکه رزمایش شامل بستن تنگه هرمز نمی‌شود، رخ داد. این در حالی است که ماه‌ها پیش از آغاز این رزمایش، تنها خبر انجام احتمالی آن نیز موجب افزایش قیمت جهانی نفت شد.

در عالم سیاست، صرفا این مهم نیست که چه کاری انجام دادی بلکه این نیز مهم و گاه مهم‌تر است که چه کاری می‌توانی انجام دهی. همین که طرف‌های مقابل جمهوری اسلامی ایران به این باور برسند که ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد، خود عامل بازدارنده و اهرم فشار و چانه‌زنی است. کشورهای مختلف به‌ویژه آنهایی که در موضع تخاصم با جمهوری اسلامی ایران هستند، امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به کنترل تنگه هرمز از سوی ایران نگرانند. این نگرانی‌ها عملا اثبات می‌کند که آنها نه‌تنها به توانمندی ایران در دریا به‌ویژه در تنگه هرمز واقف هستند بلکه به‌وجود این توانایی اذعان دارند.

اذعان به این توانایی‌ها قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی ایران است. در این رابطه دریادار «جاناتان گرینرت»رئیس عملیات‌های نیروی دریایی آمریکا پس از سخنرانی خود در «مرکز امنیت آمریکای نو» (New American Security Center) در واشنگتن در ژانویه سال 2012 گفت: «اگر بپرسید که چه چیزی من را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد، می‌گویم مسائلی است که در تنگه هرمز وجود دارد.»

واقعیت این است که شرایط مطلوب از نظر جمهوری اسلامی ایران، باز بودن تنگه هرمز، انجام تردد بدون اختلال در این تنگه و امن بودن این گذرگاه راهبردی است و بارها هم بر این مسأله تأکید شده که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس می‌توانند بدون دخالت نیروهای فرامنطقه‌ای، امنیت خلیج‌فارس و تنگه هرمز را تأمین کنند اما جمهوری اسلامی ایران از این حق برخوردار است که در صورت بروز هرگونه تهدید در این تنگه از حقوق قانونی خود استفاده کند.
در این رابطه یک نکته حائزاهمیت است. جمهوری اسلامی ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاهای سال 1982 نیست بلکه عضو کنوانسیون حقوق دریاهای سال 1958 است. مطابق کنوانسیون 1982 حق عبور ترانزیت برای تنگه‌های بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است. در حق عبور ترانزیت اولا کشورهای ساحلی حق مسدود کردن و ممانعت از عبور و مرور کشتی‌ها را از تنگه ندارند. ثانیا نیاز نیست زیردریایی‌ها برای عبور به سطح آب بیایند و پرچم خود را نشان دهند و ثالثا عبور هواپیماها از فضای مافوق این تنگه‌ها آزاد است.

جمهوری اسلامی ایران کنوانسیون 1982 را نپذیرفته است. مطابق کنوانسیون 1958 که جمهوری اسلامی ایران نیز عضو آن است. حق عبور بی‌ضرر در تنگه‌های بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است. در عبور بی‌ضرر اولا دولت ساحلی حق دارد در صورت لزوم تنگه را ببندد ثانیا زیردریایی‌ها برای عبور باید در سطح آب حرکت کنند و پرچم خود را نشان دهند. ثالثا هواپیماها از آزادی عبور برای گذر از فضای مافوق تنگه برخوردار نیستند. از آنجا که مطابق قواعد حقوق بین‌الملل کنوانسیون 1958 حقوق دریاها برای جمهوری اسلامی ایران قابلیت اجرایی دارد، بنابراین مسدود کردن تنگه هرمز برخلاف حقوق بین‌الملل دریاها نیست.

واقعیت این است که منافع همه کشورها و ازجمله جمهوری اسلامی ایران در حفظ ثبات و امنیت است زیرا بی‌ثباتی، منافع ملی همگان را تهدید خواهد کرد پس بستن تنگه هرمز گزینه نخست جمهوری اسلامی ایران در صورت ماجراجویی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نخواهد بود ولی گزینه‌ای است که همواره روی میز قرار خواهد داشت. اجرایی شدن این گزینه، پیامدهای جبران‌ناپذیری را بر اقتصاد کشورهای منطقه و تمام اقتصاد بحران‌زده جهانی خواهد داشت.

دکتر مجید عباسی اشلقی/عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی/ گروه مجلات همشهري/به نقل از :http://shafaf.ir/fa/news/105181/هرمز-تنگه-ثبات-و-امنیت-اقتصادی-ايران)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .