نگاهی به عملکرد 60 ساله‌ی عدم تعهد؛ مقابله با نظام دو قطبی؛ پیروزی ماندگار جنبش

جنبش عدم تعهد که در دوران جنگ سرد شکل گرفت، در طول تاریخ شصت ساله‌ی خود سعی نموده است، علی‌رغم تمام مشکلات موجود، نظیر سنگ‌اندازی و ایجاد مشکل از سوی قدرت‌های بزرگ، در حل و فصل بحران‌های بین‌المللی نقشی مؤثر ایفا نماید.

جنبش عدم تعهد، نهادی است که نظم حاکم بر جهان قبل و پس از جنگ جهانی دوم را برنتابید و در پی ارائه‌ی الگوی نوینی بود که در آن حقوق تمامی کشورها لحاظ شود. در واقع جنبش در پی به چالش‌کشیدن مقتضیات تحمیلی از سوی ابرقدرت‌ها و حامیانشان بود. به همین علت بنیان‌گذاران آن به دنبال ایجاد فصل نوینی در جامعه‌ی جهانی بوده‌اند. بعدها نیز جنبش ماهیتی اقتصادی پیدا کرد تا با ترکیب ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم بتواند منافع اعضا را تأمین کند. بنابراین بررسی عملکرد این جنبش در دوران نظام دو قطبی و پس از آن بسیار حائز اهمیت است.

نگاهی به علل ناآشکار شکل‌گیری جنبش عدم تعهد

جنگ جهانی دوم و قطب‌بندی دنیا زیر سایه‌ی ابرقدرت‌ها، گزاره‌ای را به برخی کشورها یادآوری کرد که بر اساس آن باید برای جلوگیری از فجایع گذشته‌ی تاریخی که قدرت‌های بزرگ بر سر سایر کشورها و ملت‌ها آورده‌اند، هر چه سریع‌تر فکری کرد.

مهم‌ترین علل پنهانی که در شکل‌گیری جنبش به آن توجه نشده یا کمتر توجه شده به قرار زیر می‌باشد:

1. استقلال بسیاری از کشورها از یوغ استعمارگران: در دوران پس از جنگ جهانی دوم موج جهانی استقلال، بسیاری از کشورها را فرا گرفت. کشورهایی که سال‌ها زیر ستم کشورهای استعماری قرار داشتند با به دست آوردن استقلال، می‌خواستند حس مستقل بودن و آزاد بودن را فارغ از دو قطب شرق و غرب تجربه نمایند. به همین علت جنبش عدم تعهد به مأمنی برای آمال و آرزوهای آنان بدل شد.

2. رفتار و عملکرد برخی قدرت‌های بزرگ: نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری از جمله مهم‌ترین اهداف تشکیل جنبش عدم تعهد می‌باشد. این در حالی است که در دوران شکل‌گیری جنبش، قدرت‌های بزرگ همچنان از رویه‌ی سابق خود مبنی بر سلطه گری استفاده می‌نمودند.

3. اراده‌ی رهبران با اراده‌ی برخی کشورها: بنیان‌گذاران جنبش عدم تعهد با فهم و درک ضرورت‌های زمانه گام برداشتند و برای جلوگیری از تکرار فجایع استعماری و استثماری سابق به فکر ایجاد جنبشی به دور از صف‌بندی‌های سیاسی دوران خود افتادند.

4. میل به روابط اقتصادی میان کشورهای در حال توسعه و نبود وابستگی اقتصادی به قدرت‌ها: هم‌زمان با شکل‌گیری جنبش عدم تعهد، در زمینه‌ی علل عقب‌ماندگی کشورهای جهان سوم، در اوایل دهه‌ی 1960م. نظریه‌هایی تحت عنوان «نظریه‌ی وابستگی» نیز در حال شکل‌گیری بود. از گزاره‌های اصلی نظریه‌ی وابستگی که از جمله علل شکل‌گیری و یا تثبیت اهداف جنبش نیز محسوب می‌شود این است که، وابستگی و توسعه‌یافتگی دو امر متضاد هستند که با وجود یکی، دیگری امکان‌پذیر نیست. به عبارتی کشورهای جهان سوم برای توسعه نیازمند قطع کامل وابستگی‌شان به کشورهای توسعه یافته هستند.

نقش و عملکرد جنبش عدم تعهد در بحران جنگ ایران و عراق

در حالی که عراق سال‌ها پیش‌تر از ایران عضوی از جنبش عدم تعهد بوده است، با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357ه.ش و به دنبال آن، خارج شدن ایران از پیمان‌های غربی‌ای که در آن‌ها عضویت داشت از جمله پیمان سنتو، ایران بر یکی از مسائلی که همواره مانع از ورودش به عضویت جنبش می‌شد غلبه نمود و عضوی از این سازمان شد. عضویت ایران ابتدا در نشست دفتر هماهنگی جنبش عدم تعهد در کلمبو به تصویب اولیه رسید و سپس در کنفرانس ششم در هاوانا پایتخت کوبا در سال 1979م. به عنوان هشتادوهشتمین عضو به تصویب نهایی رسید.

بنابراین هنگام حمله‌ی عراق به ایران هر دو کشور عضو این جنبش بوده‌اند و انتظار از جنبش این بود که تمامی توان خود را برای خاموش شدن شعله‌های جنگ به کار گیرد.

اما برخی از مسائل مانع از به ثمر نشستن تلاش‌های این نهاد شد. مهم‌ترین این مسائل به قرار زیر می‌باشد:

الف) ساختار نظام بین‌الملل؛

ساختار دو قطبی نظام بین‌الملل الزاماً شرایطی را بر جنبش تحمیل نمود که مانع از عملکرد صحیح این جنبش در جنگ ایران و عراق شد. دورانی که ابرقدرت‌ها تعیین کننده بودند دشواری‌های مسیر رسیدن به صلح و پیشرفت برای کشورهای جنبش سخت‌تر از همیشه بوده است؛ بنابراین تنها میل و اراده‌ی اعضای جنبش برای خواباندن آتش جنگ کافی نبود.

ب) منافع ابرقدرت‌ها؛

ابرقدرت‌ها به ویژه ایالات متحده، آشکارا و تلویحاً نگرانی خود را از پیروز شدن یک طرف جنگ اعلام کرده بودند. بنابراین منافع آن‌ها اقتضا می‌کرد که جنگ تا زمان ضعیف شدن ایران و عراق ادامه پیدا کند. به همین علت با سنگ اندازی‌های بسیار سعی در بی نتیجه کردن اقدام‌های نهادهای مختلف بین‌المللی از جمله جنبش عدم تعهد داشتند. از طرفی برای ابرقدرت‌ها بسیار گران تمام می‌شد که نهادی که در آن عضو نیستند این بحران بین‌المللی را مدیریت کند.

ج) سنگ اندازی برخی اعضای جنبش؛

برخی اعضای جنبش عدم تعهد به ویژه کشورهای طرفدار عراق با سنگ اندازی‌های متوالی در متجاوز اعلام شدن عراق در نشست‌های مختلف این جنبش، مانع از برقراری صلح و آتش بس میان ایران و عراق می‌شدند. بدین ترتیب با دورافتادن جنبش از آرمان‌های بنیان‌گذاران و اصول و اهداف جنبش مانند احترام به حاکمیت کشورها، اعضای جنبش از اتخاذ موضع‌گیری شفاف در قبال جنگ ایران و عراق باز ماندند.

د) سنگ اندازی‌های عراق؛

مخالفت‌های عراق که در سال‌های اول جنگ در موضع برتری قرار داشت، کار کمیته حسن نیت که تمایل باطنی اعضای جنبش عدم تعهد برای فیصله یافتن جنگ نشان می‌داد را بی‌نتیجه گذاشت و سبب ساز طولانی شدن جنگ و دشوار شدن مسیر دست‌یابی به صلح شد. بعدها نیز قطع‌نامه‌های جنبش عمدتاً به علت نداشتن صراحت لازم در محکومیت عراق به عنوان متجاوز، نه تنها از سوی ایران با استقبال مواجه نشد بلکه نسبت به حسن نیت کمیته تردیدهایی نیز به وجود آمد.

هـ) طولانی شدن زمان جنگ.

با طولانی شدن زمان جنگ و پیش آمدن سایر مسائل مهم بین‌المللی و همچنین تغییر کشورهایی که ریاست جنبش را بر عهده داشتند، مانعی دیگر بر تلاش‌های جنبش عدم تعهد در رسیدن به راه حلی عادلانه برای رسیدن به صلح بین دو کشور بود.

یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های جنبش، همانا شکل‌گیری آن در دوران دوقطبی نظام جهانی است. زمانی که ابرقدرت‌ها جهان را بین خود تقسیم نمودند کمتر کسی فکر می‌کرد که نهادی به دور از قطب‌بندی‌ها به دنبال مبارزه با سلطه و استعمار شکل بگیرد. شکستن هیمنه‌ی قدرت و زورگویی ابرقدرت‌ها بی‌شک موفقیتی بود که تا کنون ادامه دارد.
با تمام موانعی که ذکر شد جنبش عدم متعهد اقدام‌هایی را بر حل‌وفصل جنگ میان ایران و عراق انجام داد.

خلاصه‌ی مهم‌ترین این اقدام‌ها عبارت‌اند از:

الف) قرار دادن جنگ ایران و عراق در محور اصلی موضوعات مورد بحث کنفرانس‌های مختلف (به ویژه در کمیته‌ی سیاسی) جنبش در دوران جنگ؛

ب) خواست و تمایل برخی سیاست‌مداران آزاداندیش جنبش از جمله «ایندیرا گاندی» برای ایجاد صلح میان ایران و عراق؛

ج) محکوم‌کردن هر نوع جنگ و تأکید بر اصول جنبش عدم تعهد مبنی بر تجاوز نکردن، به کار نبردن زور، حفظ تمامیت ارضی کشورهای عضو؛

د) رایزنی‌های گسترده‌ی کمیته‌ی حسن نیت جنبش برای توقف جنگ؛

هـ) مساعی جنبش عدم تعهد از راه برخی دولت‌مردان (به ویژه وزرای امور خارجه) کشورهای عضو جهت کمک به اجرای اصول و آرمان‌های اولیه‌ی جنبش؛

و) با خواست ایران و سوریه، سران جنبش عدم تعهد با تغییر محل کنفرانس هفتم سران از بغداد به دهلی‌نو موافقت نمودند؛

ز) محکومیت ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران در تیر ماه 1367ه.ش. و حمایت از اجرای قطع‌نامه‌ی 598.

در برابر تمامی این اقدام‌ها (البته ناقص) که جنبش در قبال جنگ تحمیلی‌ای که عراق برضد ایران آغاز نموده بود، انجام داد، جمهوری اسلامی ایران همواره خواستار موضع روشن و قطعی در برابر این تجاوز و محکوم کردن متجاوز و تعلیق عضویت عراق به عنوان کشوری متجاوز را خواستار بود.

در این راستا، «علی‌اکبر ولایتی»، وزیر امور خارجه‌ی وقت ایران، در اجلاس دفتر هماهنگی غیر متعهدها در دهلی‌نو (شانزدهم تا نوزدهم آوریل 1986م.) اظهار داشته بود:

«5 سال پس از تجاوز رژیم بعث عراق به قلمرو جمهوری اسلامی ایران، نهضت عدم تعهد هنوز نتوانسته است موضع صحیح و عادلانه‌ای در قبال این تجاوز اتخاذ نماید. برای مردم ایران عجیب نبود که سازمان ملل متحد با نفوذی که کشورهای قدرتمند در آن دارند، دست به موضع‌گیری یک‌طرفه و کاملاً غیرمنطقی و غیرعادلانه بزند ولی در مورد نهضت عدم تعهد انتظارات به نحو دیگری بود.» [1]

با وجود مسائل ذکر شده از جنبش عدم تعهد با داشتن پتانسل‌های فراوان انتظار می‌رفت که اقدام‌های جدّی‌تری برای ترک عادلانه‌ی مخاصمه میان طرفین انجام دهد.

عملکرد جنبش در دوران نظام دوقطبی و پتانسیل‌های جنبش عدم تعهد در دوران پس از جنگ سرد

پنجاشیلا که بر 5 اصل مسالمت‌آمیز تأکید دارد مبنا و سنگ محک واقعی تشکیل و حیات جنبش عدم تعهد بوده است. حال سؤال این است که آیا جنبش عدم تعهد در دست‌یابی به اهداف و اصول خود موفق بوده است؟

در پاسخ باید گفت، مفاهیم موفقیت و شکست جزو مفاهیم نسبی هستند و در شرایط و مقتضیات مختلف و در رابطه با سایر مفاهیم سنجیده می‏شوند. شکست یک سازمان به طور عام با توجه به اهدافی که عملاً امکان دست‌یابی به آن وجود دارد باید ارزیابی شود و نه اهدافی که به صورتی آرمانی در نظر گرفته می‏شوند. [2]

واقعیت این است که محاسبه‌ی شکست‌ها و عملکرد ضعیف جنبش عدم تعهد از محاسبه‌ی پیروزی‌های آن آسان‌تر می‌باشد. اینکه جنبش مانع از شکل‌گیری چند بحران در جهان شد کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و در تاریخ به عنوان بخشی از پیروزی‌های جنبش کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های جنبش، همانا شکل‌گیری آن در دوران دوقطبی نظام جهانی است.

زمانی که ابرقدرت‌ها جهان را بین خود تقسیم نمودند کمتر کسی فکر می‌کرد که نهادی به دور از قطب‌بندی‌ها به دنبال مبارزه با سلطه و استعمار شکل بگیرد. شکستن هیمنه‌ی قدرت و زورگویی ابرقدرت‌ها بی‌شک موفقیتی بود که تا کنون ادامه دارد. درست است که جنبش عدم تعهد به تمامی اصول و اهداف خود در نظام جهانی دست پیدا نکرد اما باید این را هم در نظر داشت که این جنبش در بسیاری از اقدام‌های خود در مواجهه با بحران‌های بین‌المللی با سنگ‌اندازی قدرت‌های بزرگ مواجه بود.

به اجمال علل ناکامی جنبش در دوران نظام دوقطبی عبارت بودند از:

- سنگ‌اندازی و ایجاد مشکل از سوی قدرت‌های بزرگ در ایجاد وحدت کامل میان اعضا؛

- بی‌عدالتی در نهادهای سیاسی و اقتصادی مهم بین‌المللی؛

- نبود اعتماد به نفس اعضای عمده‌ی جنبش؛

- ترکیب ناهمگون کشورهای عضو؛

- حس ناسیونالیستی اعضا؛

- اختلاف و تشتت آرا در مسائل مهم میان اعضای جنبش؛

- نبود درک صحیح اعضا از توانمندی‌های سیاسی ـ اقتصادی جنبش و برداشتن گام عملی در بهره‌برداری از آن.

با فروپاشی بلوک شرق و از بین رفتن نظام دوقطبی، به باور برخی، جنبش که تنها برای عدم تعهد به دوقطب شکل گرفته بود فلسفه‌ی وجودی خود را از دست داده و دیگر محلی از اعراب نداشت و باید از بین می‌رفت. در مقابل نیز بسیاری معتقد بودند که جنبش عدم تعهد باید با قدرت بیشتری جهت وحدت کشورهای عضو و عمدتاً جهان سوم گام بردارد.

اما پس از جنگ سرد و نبود رقیبی قدرتمند در برابر غرب و به خصوص آمریکا، امروز این جنبش در حوزه‌ی سیاسی این توانایی را دارد که با اتخاذ مواضع مستقل و با قدرت از حقوق اعضای خویش حمایت نماید. در حوزه‌ی اقتصادی نیز به قدری پتانسیل‌های اعضای جنبش بالاست که اگر بهینه از آن‌ها بهره‌برداری شود بدون تردید در آینده‌ی اقتصاد جهان می‌تواند در دست این سازمان قرار گیرد.

کوتاه سخن، اینکه جنبش در نظام دوقطبی توانست نهادی شود که بر خلاف میل و خواست ابرقدرت‌ها شکل گرفت و امروز نزدیک به 120 عضو دارد، موفقیت اصلی و پیروزی ماندگار جنبش است. جنبش عدم تعهد به عنوان یک تشکل سیاسی‌ـ اقتصادی بزرگ که بعد از سازمان ملل بزرگ‌ترین تشکل سیاسی بین دولتی بین‌المللی محسوب می‌شود و از نظر تعداد اعضا، قریب به دو سوم اعضای سازمان ملل و جامعه‌ی بین‌المللی را تشکیل می‌دهد. این موضوع نشان می‌دهد که جنبش چه قدرتی در پیاده‌سازی میل و اراده‌ی خود دارد. نمونه‌ای از این اراده در صدور بیانیه‌ی حمایت از برنامه‌ی صلح‌آمیز هسته‌ای بود که از سوی وزرای 118 کشور صادر گردید.

پی‌نوشت‌ها:

[1] . مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، (1378)، در تدارک عملیات سرنوشت‌ساز، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 612.

[2] . صراف یزدی، غلام‌رضا و محسن صبری، (1391)، سازمان‌های بین‌المللی و نظریه‌های روابط بین‌الملل، تهران: انتشارات قومس، صص 144-143.

*محسن صبری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل/ برهان/۱۳۹۱/۶/۱۰

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
11 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .