نگاهی به اقدامات دولت شهید رجایی در جنگ تحمیلی

هفته‌‌ی دفاع مقدس زمان مناسبی برای یادآوری حوادث، وقایع و رشادت‌های دوران جنگ تحمیلی است. این به طور ویژه به آن دلیل است که اهمیت دفاع مقدس در برابر شرق و غرب و نه تنها رژیم بعث عراق، فراموش نشود. از آنجا که جنگ تحمیلی در زمان نخست‌وزیری شهید رجایی آغاز شد، لازم دیدیم اقدامات اولیه‌ی این دولت در برابر حمله‌ی ناگهانی صدام را مرور کنیم. آنچه در ادامه می‌آید قسمت اول این مطلب است.

تولد دولت رجایی هم‌‌زمان با آغاز رسمی جنگ تحمیلی

جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران هم‌‌زمان با نخستین هفته‌‌ی شروع به کار دولت رجایی به صورت رسمی و همه‏‌جانبه آغاز شد. بنابراین دولت شهید رجایی با جنگ متولد شد. دولت شرایط دوران گذار و مسائل گوناگون ناشی از آن را سپری می‏‌کرد و به لحاظ داخلی و سیاست خارجی تمهیداتی برای مواجهه با چنان جنگ گسترده‏‌ای تدارک ندیده بود. لذا به ناچار دولت با شرایط انفعالی با جنگ مواجه شد و مجبور گردید مواضع دفاعی و انفعالی به خود بگیرد.

در این زمان، ابوالحسن بنی‌‏صدر رئیس‌‏جمهور بود و فرماندهی کل قوا و ریاست شورای عالی دفاع را نیز در اختیار داشت. وی نسبت به نخست‏‌‌وزیر (رجایی) در مرتبه‌‌ی بالاتر و مؤثرتری در رابطه با جنگ قرار داشت. نکته‌‌ی مهم و قابل تأمل این بود که در درون قوه‌‌ی مجریه، رئیس‌‏جمهور و نخست‌‏‌وزیر از 2 جناح سیاسی و فکری متفاوت بودند و دیدگاه‏‌ها، اندیشه‌‏ها و نگرش‌‌های متفاوت و گاه مغایر نسبت به جنگ و دفاع و سایر مسائل مرتبط با جنگ داشتند و در مجموع در مهم‌‏ترین مسئله‌‌ی کشور وحدت نظر و رویه نداشتند.

به هر حال، وظایف و حوزه‌‌ی تصمیم‌‏گیری و عملکرد دولت رجایی در ارتباط با جنگ بیشتر متوجه تدارکات و پشتیبانی، اقدامات ستادی، بودجه‌‌ی نظامی، تأمین اعتبارات و هزینه‌‏ها، مقابله و رفع عوارض و پیامد‌های منفی جنگ مثل بیکاری، اسکان آوارگان و مهاجرین و رسیدگی به مشکلات و مسائل گوناگون آن‌‌ها، جمع‏‌آوری و ارسال کمک‌‏های مردمی به جبهه‏‌های جنگ، مسائل مربوط به بازسازی و نو‌سازی مناطق جنگ‏‌زده، سیاست خارجی جنگ و امور مشابه مرتبط بود.[1]

نگرش شهید رجایی به جنگ تحمیلی و دفاع مقدس

رجایی به جنگ تحمیلی و دفاع مقدس از دریچه‌‌ی منظومه‌‌ی فکری ایدئولوژیک توحید‌محور خود می‌‏نگریست و بر اساس آن معتقد بود که بایستی همه‌‌ی اعمالمان تبیین اعتقادی داشته باشد.[2] او جنگ تحمیلی را تداوم سیاست آمریکا در مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران و برای نابودی آن و خاموش ‌کردن نور خدا می‏‌دانست که به ایران تابیده است.[3]

رجایی به بُعد عقیدتی جنگ اهمیت بیشتری می‌‏داد و معتقد بود که با توسعه‌‌ی دایره‌‌ی عقیدتی‌‌ـ‌‌سیاسی در بین نیروهای نظامی و در نهایت ایجاد ارتش مردمی و مکتبی، می‌‏توان دشمن را شکست داد. از نظر رجایی، جنگ تحمیلی جنگ کشور با کشور نبود، بلکه جنگ عقیده با عقیده بود.
او معتقد بود که دولت عراق با برخورداری از حمایت‏‌های سیاسی و نظامی آمریکا، همراه با بسترسازی‌‏های پردامنه و محاسبات و تحلیل‌‏های رایج نظامی و سیاسی، جنگ را علیه کشورمان آغاز کرده است، اما از یک نکته و اصل مهم غافل است و‌ توان درک و تحلیل آن را ندارد و آن گفتمان عقیدتی ارزش‌‏محور حاکم بر جنگ و نقش نیروهای مردمی در تعیین سرنوشت جنگ است.

بدین ترتیب، رجایی به بُعد عقیدتی جنگ اهمیت بیشتری می‌‏داد و معتقد بود که با توسعه‌‌ی دایره‌‌ی عقیدتی‌‌ـ‌‌سیاسی در بین نیروهای نظامی و در نهایت ایجاد ارتش مردمی و مکتبی، می‏‌توان دشمن را شکست داد.[4]از نظر رجایی، جنگ تحمیلی جنگ کشور با کشور نبود، بلکه جنگ عقیده با عقیده بود.[5]

بر این مبنا، او سپاهیان ایرانی را در برابر نیروهای متجاوز عراقی «لشکریان اسلام» می‌‏نامید که هدف آن‌‌ها از جنگ تحقق اسلام و آرمان‌‏های اسلام و انسان‏‌سازی بود.[6] او معتقد بود قدرت ایمان بیشتر از توان سلاح‌‏های متعارف نظامی است و ایرانیان، با مجهز ‌بودن به سلاح برنده‌‌ی ایمان، آمریکا و صدام را‌ شکست خواهند‌ داد.[7] در مجموع، دیدگاه‏ها‌، مواضع و سیاست رجایی و دولتش در قبال جنگ تحمیلی آرمان‌‏گرا، مردمی، ایدئولوژیک و توحید‌محور بود.

ابعاد ارتباط و نقش‌‏آفرینی دولت شهید رجایی در رابطه با جنگ تحمیلی

جنگ عراق با ایران دارای ابعاد و زوایای گوناگونی بود که تنها بخشی از آن به دولت و قوه‌‌ی مجریه ارتباط داشت.

مهم‌‏ترین بخش مرتبط با حوزه‌‌ی تصمیم‌‏گیری و عملکرد دولت، اقتصاد و تدارکات جنگ بود که به مواردی از آن به طور مختصر می‏‌پردازیم:

الف‌)‌ بودجه‌‌ی نظامی؛

جنگ در زمانی از سال شروع شد که بودجه‌‌‌‌بندی و تصویب بودجه سپری شده بود و امکان بازبینی و بازنگری در آن نیز میسر نبود. این وضعیت در حالی بود که وقوع جنگ تمام پیش‌‏بینی‌‏ها‌ی دولت در مورد بودجه و نحوه‌‌ی استفاده از آن را به شدت تحت تأثیر قرار داده بود و دولت بایست در موارد مربوط به حوزه‌‌ی خود اقداماتی انجام می‌‌داد. بودجه‌‌‌ی جنگ از بودجه‌‌ی عمومی دولت تأمین می‌‏شد و در اولویت قرار داشت. نکته‌‌ی دیگر این بود که دولت ‌حتی ‌قبل از آغاز جنگ با کمبود منابع مالی مواجه بود و کار خود را با 420 میلیارد ریال کسر بودجه شروع کرده بود،[8]

اما با همه‌‌ی مشکلات و تنگناهای موجود، همه‌‌ی امکانات در حوزه‌‌ی اختیارات نخست‌‏وزیر و دولت در خدمت جنگ قرار داشت.[9] در بودجه‌‌ی سال 1360 بیشترین اولویت‌‏ها مربوط به جنگ یا امور مربوط به آن بود، مانند بازسازی مناطق جنگ‏‌زده، ترمیم خسارات وارده به تأسیسات اقتصادی و زیر‌‌بنایی کشور، اسکان مهاجرین و آوارگان جنگ و سایر نیازمندی‌‌‏های آن‌‌‌ها و مواردی از این قبیل.

ب) حساب 888 دولت برای کمک به جنگ‏‌‌زدگان؛

این حساب به منظور کمک به جنگ‌‌‏زدگان جنوب و غرب کشور در یکی از شعبه‌‏‌های بانک ملی ایران افتتاح شده بود و ابتدا در اختیار رئیس‌‌‌جمهور (‌بنی‌‏صدر‌) بود، ولی بعد از مدتی در تاریخ 16 آبان 1359 بخشی از اختیارات استفاده از آن به رجایی واگذار شد. بنا به تقاضای رجایی، در اواخر آبان ‌1359، برای وحدت رویه ‌و هماهنگی‌ و جلوگیری از تداخل‌ ‌وظایف در استفاده از این‌ حساب، همه‌‌‌ی اختیارات در این زمینه به نخست‌‌‏وزیر واگذار گردید.

پ) تهیه‌‌‌‌ی لایحه‌‌‌‌‌ی مجازات غایبین نظام وظیفه و افزایش مدت خدمت سربازی؛

ت) تشکیل ستاد بسیج اقتصادی کشور؛

یکی از اقدامات مهم دولت رجایی برای مقابله با عوارض ناشی از محاصره‌‌‌ی اقتصادی و اختلال در صادرات و واردات و پیامد‌‌‌های اقتصادی و اجتماعی جنگ تحمیلی و تأمین حداقل نیاز‌های مردم در شرایط جنگی کشور، تشکیل ستاد بسیج اقتصادی کشور بود. این ستاد بر اساس مصوبه‌‌‌ی مورخ 5 مهر 1359 هیئت‌ وزیران به وجود آمد. بر اساس این مصوبه، اعضای ستاد مرکب از وزیران نفت، صنایع و معادن، کار و امور اجتماعی، کشاورزی، کشور، نیرو، امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی، دفاع، سازمان برنامه‌‌ و بودجه و رئیس‌‌‌کل بانک مرکزی ایران یا نمایندگان تام‌‌‏‌الاختیار آنان به ریاست نخست‌‏‌وزیر بود.[10]

بر اساس مصوبه‌‌‌ی مورخ 1 آبان 1359، هیئت‌‌ وزیران جهاد سازندگی و بر اساس مصوبه‌‌‌ی مورخ 7 آبان 1359، وزارت راه و ترابری نیز به عضویت ستاد در‌‌آمدند.[11] بنا به تقاضای دولت و اهمیت تصمیمات ستاد، عده‏‌‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در آن شرکت می‌‏‌کردند. این ستاد دارای کمیته‌‏‌های فرعی نیز بود، از جمله کمیته‌‌‌ی تولید و تدارک کالاهای اساسی، کمیته‌‌‌ی سوخت و انرژی، کمیته‌‌‌ی هماهنگی حمل‌ ‌و نقل، کمیته‌‌‌ی توزیع کالاهای اساسی و کمیته‌‌‌ی کالا‌‌رسانی به مناطق روستایی و عشایری.[12]

از نخستین اقدامات ستاد می‌‌‏توان به سهمیه‌‌‏بندی نفت، گاز و بنزین و ایجاد تسهیلاتی برای تخلیه و بارگیری کشتی‌‌‏ها در بنادر بمبئی (هند) و کراچی (پاکستان) و بنادر امن ایران، به دلیل نا‌‌امنی و در معرض تهدید بودن بنادر ایران در سواحل خلیج‌فارس، اشاره کرد. ستاد از 19 آبان 1359 به سهمیه‌‌‏بندی برخی از کالاهای اساسی نیز اقدام کرد.[13]

هدف‌ دولت، علاوه بر تهیه و توزیع عادلانه‌‌ی کالاها، مبارزه با گرانی و تورم نیز بود. رجایی در مورد هدف دولت از تأسیس ستاد بسیج اقتصادی می‌‏گوید:

«از نظر کمیت، در رابطه با جنگ ما در بنادر با مشکلاتی روبه‌‌رو هستیم و از نظر واردات، در یک محدودیت قرار گرفته‏‌ایم، ولی از نظر کیفیت، ما از آن ابتدای انقلاب برنامه‌‏ای داشتیم که این زندگی مصرفی شدید‌ی را که غرب بر ما تحمیل کرده به تدریج به یک زندگی متعادل تبدیل کنیم و حال یک توفیق اجباری است که برای ما پیش آمده است.»[14]

یکی از نخستین اقدامات دولت رجایی در رابطه با جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، از نظر تدارکات و پشتیبانی جنگ، تأسیس دفتر پشتیبانی استان خوزستان بود. اقدام دیگر او تشکیل ستاد هماهنگی کمک‏‌رسانی به مناطق جنگ‌‌زده در اوایل آبان 1359 بود. هدف از تشکیل این ستاد ایجاد هماهنگی بین نهادهای انقلابی و ارگان‌‏های دولتی مشغول کمک‌‏رسانی به مناطق جنگ‌‏زده در نخست‏‌وزیری بود.
ث) تدارکات و پشتیبانی جنگ؛

یکی از نخستین اقدامات دولت رجایی در رابطه با جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، از نظر تدارکات و پشتیبانی جنگ، تأسیس دفتر پشتیبانی استان خوزستان بود.[15] اقدام دیگر تشکیل ستاد هماهنگی کمک‌‏رسانی به مناطق جنگ‌‌زده در اوایل آبان 1359 بود. هدف از تشکیل این ستاد ایجاد هماهنگی بین نهادهای انقلابی و ارگان‌‏های دولتی مشغول کمک‌‏رسانی به مناطق جنگ‌‏زده در نخست‌‏وزیری بود. با روحیه‌‏ای که مردم در بسیج کمک‌‏رسانی از خود نشان دادند، به دلیل عدم هماهنگی و نداشتن سیستم صحیح در توزیع کمک‌‏ها و مهم‏‌تر و قبل از آن، نبود شناخت دقیق از مناطق مختلف و تراکم کمک‌‌ها در برخی مناطق و نقصان کمک‌‌ها در مناطقی دیگر، این ستاد شکل گرفت.

رفع این نقیصه فقط از دولت بر‏می‌‏آمد که به دلیل مرکزیت و بهره‌‏مندی از امکانات لازم می‌‏توانست کمک‌‏های مردمی و سازمان‏‌های دولتی و نهاد‌های انقلابی را سامان‌‌دهی کند و در اختیار جنگ‌‏زدگان نیازمند قرار دهد. در طرح اولیه‌‌ی تشکیل این ستاد، عنوان آن «ستاد هماهنگی اسکان جنگ‌‏زدگان و باز‌سازی مناطق جنگی» بود که بخش بازسازی و‌ نوسازی از آن جدا شد و از سال 1361 با عنوان «ستاد بازسازی و نو‌سازی مناطق جنگ‌‏زده» ارائه‌‌ی خدمت کرد.

ج) اسکان آوارگان و مهاجرین جنگ؛

در اثر جنگ نزدیک به 2 میلیون نفر از هم‌‌میهنان ما به اجبار محل سکونت و اشتغال خود را رها و به مناطق امن‌‌تر مهاجرت نمودند. دولت شهید رجایی در برخورد با پدیده‌‌ی «جنگ‌‏زدگان» ستادها و نهادها‌یی را برای رسیدگی به این مسئله تشکیل داد. «ستاد رسیدگی به امور آوارگان استان خوزستان» اولین ستاد بود.[16]سپس به تمامی استانداران دستور داده شد که امکانات خود را برای اسکان آوارگان جنگ بسیج کنند.[17]

همچنین «بنیاد امور جنگ‌‌زدگان» در آذرماه 1359 تأسیس شد و پس از فعالیت‌‏هایی تحت عنوان «ستادهای همیاری مردم با جنگ‌‌زدگان»، در 21 اردیبهشت 1360، تأسیس آن رسماً در مجلس شواری اسلامی تصویب شد. در مجموع، هدف بنیاد مذکور رسیدگی به وضع مناطق جنگ‌‌زده و جنگ‌‌زدگان از نظر مادی و معنوی و حل مشکلات اقتصادی، بهداشتی، اجتماعی، اسکان، فرهنگی، سیاسی و سایر امور مربوط به آنان بود.[18]

از دیگر اقدامات دولت در رابطه با مسائل جنگ‌‏زدگان و مهاجرین جنگ مصوبه‌‌ی هیئت ‌دولت در مورد منع بانک‌‏ها از کسر یا دریافت مطالبات اقساط بدهی وام مسکن جنگ‌‏زدگان و عدم اقدام قانونی برای وصول مطالبات از آنان تا رفع شرایط اضطراری پیش‌آمده بود.

ح) سامان‌‌دهی و ارسال کمک‌‏های مردمی به جبهه‌‏های جنگ؛

نقش رجایی در جلسات شورای عالی دفاع

رجایی به عنوان نخست‌‏وزیر عضو شورای عالی دفاع بود و از این طریق با سیاست‌‏گذاری و امور گوناگون جنگ که بر عهده آن شورا بود ارتباط پیدا می‌‏کرد. وظیفه‌‌ی شورا رسیدگی به امور جنگ، ایجاد هماهنگی میان نیروهای مسلح در جنگ، نظارت بر تبلیغات و اخبار جنگ و تعیین سیاست خارجی جنگ بود.

رجایی به علت دیدگاه ویژه‏‌ای که داشت در مباحث، بررسی‌ها‏ و تصمیم‌‏گیری‌‏ها‌ی شورا نقش مؤثری داشت. هاشمی رفسنجانی در این باره می‌‏گوید:

«[رجایی] به طور مرتب در جلسات شورای‌ عالی دفاع شرکت می‌‌کرد و همان روحیه‌‌ی مقاومت و صلابت ایشان در کارها مؤثر بود. ایشان اصرار داشت که با کارهایی که خیلی مهم بود، ما بیشتر متکی باشیم به نیروهای مردمی در جنگ. بیش از آن که روش کلاسیک مورد نظر ما باشد، باید نیروهای داوطلب مورد توجه قرار گیرند. به این حرف واقعاً معتقد بود که می‏زد و طرح‏‌هایی که در زمان ایشان ریخته شد، طرح‏‌هایی بر این اساس بود... اولین طرح پیروز ما که آقای رجایی در آن خیلی مؤثر بود، یعنی در بنیاد فکری‏اش، طرح عملیات شرق کارون بود که نیروهای عراقی را در شمال آبادان به طور فاحشی شکست دادیم و آن شروع کار ما بود... در این شیوه‌ی جنگ، مرحوم آقای رجایی حق و سهم دارد و در جا انداختن این طرح در شورای عالی دفاع و سپس به میدان کشیدن این شیوه.»[19] (*)

پی‌‌نوشت‌‌ها:

[1]سجاد راعی‌گلوجه، دولت‌‏‌های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‏الله مهدوی کنی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، صص 165 تا 167.

[2]سجاد راعی‌‌گلوجه، زندگی‌‏نامه‌‌ی سیاسی شهید رجایی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، صص 215 تا 218.

[3]شهید رجایی اسوه‌‌‌ی صبر و استقامت، جلد 1، به کوشش هیئت تحریریه‌‌ی واحد فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، تهران، واحد فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، 1362، صص 172 تا 174.

[4]فرزند ملت در آیینه‌‌ی انقلاب اسلامی، جلد 1، به کوشش مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات شرکت سهامی چاپخانه‌‌ی وزارت ارشاد اسلامی، 1361، صص91 تا 94.

[5]«شهید رجایی و جنگ تحمیلی»، پیام انقلاب، ش 67 (27 شهریور 1361)، صص 12 و 13.

[6]فرزند ملت در آیینه‌‌ی انقلاب اسلامی، جلد 1، همان، صص 208 تا 212.

[7]مهدی انصاری، روزشمار جنگ ایران و عراق (کتاب چهارم: هجوم سراسری)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1372،ص 393.

[8]هفته‌‏نامه‌ی پیام انقلاب (مصاحبه با رجایی)، ش 25 (11 بهمن 1359)، ص 18.

[9]غلامعلی رجایی، سیره‌‌ی شهید رجایی، تهران، نشر شاهد، 1377، ص 687.

[10]مجموعه‌‌ی تصویب‌‌نامه‌‏ها، آیین‌‏نامه‌‏ها و اساس‌‌نامه‌‏های مصوب دولت جمهوری اسلامی، سال 1359، تهران، اداره‌‌ی کل تنقیح و تدوین قوانین و مقررات کشور، 1368، ص 171.

[11]همان، صص 228 و 278.

[12]سجاد راعی گلوجه، دولت‌‏های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‌‏الله مهدوی‌ کنی، همان، ص 173.

[13]«ستاد بسیج اقتصادی کشور چه می‌‏کند و چه مشکلاتی دارد؟»، روزنامه‌‌ی کیهان، ش 11211 (11 بهمن 1359)، ص 8.

[14]شهید رجایی اسوه‌‌ی صبر و استقامت، جلد 1، همان، صص 332 تا 334.

[15]غلامعلی رجایی، همان، ص 694.

[16]همان، ص 639.

[17]شهید رجایی اسوه‌‌ی صبر و استقامت، جلد 1، همان، ص 333.

[18]خلاصه‌‌ی عملکرد بنیاد امور جنگ‌‌زدگان از بدو تأسیس تا کنون، تهران، بنیاد امور جنگ‌‌زدگان، 1360، صص 1 و 2.

[19]سجاد راعی گلوجه، «دولت رجایی و جنگ ایران و عراق»، همان، صص 68 و 69.

*سجاد راعی‌گلوجه/ کارشناس اسناد و دانشجوی دوره‌ی دکترای دانشگاه تهران/برهان/۱۳۹۱/۷/۲

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .