نگاهی به استفاده‌ی ابزاری از«زنان» در نشریات زرد و عامه پسند؛ زن در قاب زرد

شیء انگاری یا استفاده‌ی ابزاری از زنان در رسانه، اتهامی است که متوجه رسانه‌های غربی بوده و هست. اما واقعیت این است که این معضل در کشور ما هم رو به گسترش است و مشکل زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم مهم‌ترین دست اندرکاران این بی‌اخلاقی، نشریات زرد و عامه‌پسندی هستند که اتفاقاً تحت لوای «نشریات زنان» و «نشریات خانوادگی» فعالیت می‌کنند. این رویکرد دوگانه و ماکیاولیستی که با هدف جذب مخاطب بیشتر و تبعاً سود بیشتر صورت می‌گیرد، آن چنان ابعادی یافته که نمی‌توان به سادگی از کنارش گذشت و از این رو می‌باید با شمشیر آخته‌ی نقد به سراغ آن دسته از نشریاتی رفت که رسالت فرهنگی و مطبوعاتی خود را قربانی منافع شخصی و اقتصادی کرده‌اند.

زن یا خانواده؟

در مواجهه با اصطلاح «نشریات خانوادگی» و در نگاه اول، دو مفهوم مشترک به ذهن متبادر می‌شود؛ اول واژه‌ی «خانواده» که یا در پسوند نام نشریه یا در پیشوند که مهم‎ترین وجه ظاهری آن است به چشم می‌خورد و بیانگر آن است که نشریه، نشریه‌ای خانوادگی است. اشتراک دوم، عکس‌های روی جلد است که شامل دختر بچه‌های بین 2 تا 9 سال با چهره‌ای آرایش کرده و عموماً موهای بلوند و روشن (ملاک‌های زیبایی اروپایی) است که به تعبیر دکتر «بروجردی» – استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری - این شاید نشان‎دهنده‌ی اشتیاق گردانندگان این نشریات مبنی بر استفاده از عکس زنان روی جلد است که در ایران با ممنوعیت مواجه هستند.

استفاده از تصویر زنان بر روی جلد نشریات، همیشه عاملی برای فروش بوده که با توجه به ممانعت‎هایی که در این زمینه در ایران وجود دارد، گردانندگان و صاحب امتیازان نشریات از تصاویر دختربچه‌ها که منع قانونی و شرعی هم نداشته باشد، استفاده می‌کنند.[1]

البته دیرزمانی نیست که نشریات زرد ایران هم، عکس‌های زنان را آشکارا روی جلد خود استفاده می‌کنند! پس در این جا ما با یک دوگانگی مواجه‌ایم. از یک سو سخن از خانواده و زن و اعاده‌ی حیثیت این دو است و از سوی دیگر همان نشریات مدعی، رویکرد سوء استفاده از زن را در پیش گرفته‌اند. این در حالی است که جدا از نشریات خانوداگی، نشریات مد هم رواج یافته‌اند و حتی نشریات جنسی و پورنو هم از 4 دهه قبل در آمریکا و سپس اروپا آغاز و در حال گسترش در تمامی کشورهای جهان هستند (به طوری که یک نشریه‌ی خاص آن در بسیاری از کشورها، نشریه‌ی ویژه‌ی آن کشور را منتشر می‌کند.)

طبیعتاً در چنین فضایی که جذابیت‌هابی جنسی در قالب آن نشریات به شکل بی‌حدوحصری عرضه می‌شوند، طبیعتاً نشریات خانوادگی باید در مقابل آنان موضع گرفته و کیان خانواده را مد نظر قرار دهند و اما چیزی که در عمل شاهد آن هستیم، آن است که حتی نشریات خانوادگی هم با درجات قلیل‌تری همان رویکردها را ادامه می‌دهند تا در رقابت جذب مخاطب عامه‌پسند عقب نمانند.

بدین ترتیب، نشریات خانوادگی نه تنها بازارشان را از دست نداده‌اند که همچنان در حال گسترش‌اند، از مهم‌ترین نشریات خانوادگی جهان، افزون بر مجله‌ی آمریکایی (Reader's Digest) با تیراژ 7.100.000 نسخه که از سال 1922م. منتشر می‌شود. نشریات زیر را می‌توان نام برد: نسخه‌ی کانادایی همان نشریه با تیراژ 762.000 نسخه از سال 1948م.، مجله‌ی آمریکایی (Better Homes and Gardens) تیراژ 7.600.000 نسخه از سال 1922م.، نشریه‌ی (Canadian Living) در کانادا از سال 1975م. با شمارگان 515.000 و مجله‌ی جدید انگلیسی (Tesco Magazine) که اگرچه از سال 2008م. کار خود را آغاز کرده، اما به تیراژ بالای 2.000.000 نسخه رسیده است.
نشریات خانوادگی، افزون ‎بر کارکرد سرگرم‌‌‌‏کننده و برخی مطالب آموزشی، نمایان‏گر تلقی غالب جامعه از تفکیک نقش اجتماعی هر کدام از اعضای خانواده در زندگی خانوادگی بوده و تأثیر قابل ملاحظه‏ای را در ایستارها و نگرش اعضا به نقش‏های خود در این نهاد دارند. مجلات خانوادگی با نحوه‌ی بازنمایی و شیوه‌هایی همانند طبیعی‌سازی، بخشی از رویکرد افراد به نقش‌های خود در خانواده و پذیرش ارزش‌های غالب را در ذهن آنان تشکیل می‌دهند.
البته برخی از نشریات خانوادگی هم هستند که مخاطب خود را به طور خاص، زنان قرار داده‌اند، از جمله مجلات استرالیایی (Australian Women's Weekly) با تیراژ 502.000 نسخه از سال 1933م.، (Woman’s Day)، 409.000نسخه از 1953م. و همچنین مجله‌ی (Her World) در سنگاپور که از سال 1960م. منتشر شده، اما به فراخور جمعیت کم این کشور، فقط 62.500 نسخه تیراژ دارد.

برخی مجلات هم هستند که اگرچه در تعریف مجلات خانوادگی نمی‌گنجند، اما کارکردهایی برای خانواده و به‌خصوص زنان دارند، به عنوان مثال مجله‌ی آشپزی (What's Cooking) با تیراژ 1.730.000نسخه که از سال 2000م. در کانادا منتشر می‌شود.[2] و اما در ایران هم همین رویکردها با درجات ضعیف‌تری دیده می‌شود. امری که در این مجال قصد نقد آن را داریم.

مخاطبان زن و تصویر وارونه

نشریات خانوادگی، افزون ‎بر کارکرد سرگرم‏‌‌کننده و برخی مطالب آموزشی، نمایان‏گر تلقی غالب جامعه از تفکیک نقش اجتماعی هر کدام از اعضای خانواده در زندگی خانوادگی بوده و تأثیر قابل ملاحظه‏ای را در ایستارها و نگرش اعضا به نقش‏های خود در این نهاد دارند. مجلات خانوادگی با نحوه‌ی بازنمایی و شیوه‌هایی همانند طبیعی‌سازی، بخشی از رویکرد افراد به نقش‌های خود در خانواده و پذیرش ارزش‌های غالب را در ذهن آنان تشکیل می‌دهند.

در جامعه‌ی سنتی ما، تقسیم کاری تخصصی در خانواده‌ها انجام شده و براساس آن، نقش «نان‌آور» و ابزاری را در خارج از خانه بر عهده‌ی مرد گذاشته و نقش عاطفی و احساسی در داخل خانه به زن محول شده است. نشریات خانوادگی در ایران با پذیرش این تقسیم کار، در حقیقت کلیشه‌ای از این هنجارهای استقرار یافته را برای شکل‌دهی و بازسازی هویت‌های جنسی ارائه می‌کنند. [3]

دکتر «مهدخت بروجردی»، درباره‌ی مخاطبان زن نشریات خانوادگی می‌گوید: «تقسیم‎بندی مخاطبان نشریات خانوادگی باید به‎گونه‌ای باشد که تمام اعضای خانواده، مخاطب آن قرار بگیرند.» اما بنا به تجربه‌ی فروشندگان جراید، این نشریات دو گروه مخاطب خاص دارند: اول زنان خانه‎داری که هیچ‎گونه فعالیت و اشتغال اجتماعی ندارند و دوم دخترانی که در سال‌های پایانی دوره‌ی راهنمایی و یا دوره‌ی دبیرستان و مرحله‌ی ورود به دانشگاه بوده و عموماً دارای رفتارهای احساسی و غلیان‌های عاطفی بدون خرد‎ورزی و عقلانیت مورد نیاز، با درجات متفاوت هستند. گردانندگان نشریات به‎اصطلاح خانوادگی، توجه خود را به همین بستر مخاطب معطوف کرده و شروع به قالب‎دهی و شکل‎دهی و ارضای نیازهای مخاطبان این‎گونه نشریات می‌کنند. [4]

بر اساس دسته‌بندی وی، اگر بخواهیم مخاطبان زن نشریات زرد و خوراک آنان در این نشریات را بررسی کنیم، باید به زنان خانه‌دار و دختران جوان بپرداریم:

1. زنان خانه‌دار؛

با توجه به اینکه زن به‎عنوان نقطه‌ی کانونی خانواده محسوب می‌شود، مطالب مجلات خانوادگی نیز عموماً بر نقش وی در خانواده تمرکز دارد. سوگیری این مجلات به اجزای هویت زنانه و نقش‌های مرتبط آن مانند آموزش‌های خانه‌داری، آشپزی و هنرهای دستی و در یک کلام کدبانوگری برای زنان، مؤید این رویکرد است. در شرایطی که شاهد روند رو به تزاید اشتغال زنان در خارج از کانون خانواده هستیم، این امر می‌تواند به «تعارض نقش‌ها» در حوزه‌ی خانواده و محل کار بینجامد. یکی از رسالت‌های نشریات خانوادگی می‌تواند پرداختن به این مسئله و تبیین ابعاد آن باشد. بررسی مجلات خانوادگی موجود در ایران نشان می‌دهد که این موضوع در آن‌ها مورد غفلت قرار گرفته است. [5]

اگر مردان، نشریات زرد ورزشی را ترجیح می‌دهند. در مقابل زنان خانه‌دار بیشتر به مطالعه‌ی نشریات خانودگی زرد و عامه‌پسند تمایل دارند، سبک نگارش هر دو مشابه است با این تفاوت که روزنامه‌ها فقط به چهره‌های ورزشی (و از آن میان هم فوتبالیست‌ها) را مد نظر دارند، اما نشریات خانوادگی به فوتبالیست‌ها به اندازه‌ی خواننده‌ها (ی پاپ) می‌پردازند و البته سهم بازیگران از هر دو گروه بیشتر است. با این حال علایق زنان خانه‌دار امروزی با علایق یک دهه قبل آن‌ها تفاوت بسیاری پیدا کرده، دیگر از مطلب روش و الگوهای دوخت خیاطی مانند گذشته خبری نیست (مگر نشریات تخصصص لباس و خیاطی) و هنر بازیگری به تنهایی بر تمامی هنرها غلبه کرده است.

2. دختران جوان؛

دختران جوان نه مانند بزرگترهای خود آشپزی را در نشریات جست‌وجو می‌کنند و نه مدل خیاطی. بلکه آن‌ها شیفته‌ی زندگی و حواشی بازیگران سینما، تلویزیون و همچنین خواننده‌های پاپ هستند. گاهاً فوتبالیست‌ها هم مورد توجه این قشر قرار می‌گیرند. طالع‌بینی هم از مطالب مورد نظر آن‌هاست.

اما آنچه که نمی‌توان از آن به سادگی گذشت، تصویر منفی است که این نشریات روی دختران جوان (و متقابلاً پسران جوان) می‌گذارد و از جمله توقع‌های آنان را در موضوع ازدواج بالا می‌برد. نشریات زرد – اعم از خانوادگی و زنان و...- چه در روی جلد و چه در صفحات داخلی پر از عکس‌ها و تیترهای بازیگران و فوتبالیست‌های زن و مرد هستند که بر مجرد بودن خود تأکید و ضمن رد شایعه‌های مربوط به ازدواجشان، توقع‌های بالایی از ملاک‌های مالی و... ازدواج را به جامعه غالب می‌کنند. اما معلوم نیست پسری یا دختری که قصد ازدواج ندارد، چه ربطی به زن شرقی و یا نهاد خانواده دارد؟ چرا این‌ها که خود بزرگترین آفت برای تحکیم نهاد خانواده و تشکیل آن هستند باید برای فرار از پذیرش صفت زرد بودن، خود را نشریات خانوادگی بنامند؟

به نام خانواده، به کام سرمایه

هیچ کدام از این نشریات، مشی شفاف فمینیستی – نظیر آنچه در «ماهنامه‌ی زنان» یا «روزنامه‌ی زن»[6]وجود داشت- ندارند، بلکه پرداختشان به زن، عطف به کسب سود اقتصادی است. سبک روزنامه نگاری فمینیستی که «شهلا شرکت»[7] در هفته نامه‌ی «زن روز» به مدت 10 سال روزبه‌روز آن را شفاف‌تر کرد و پس از اخراج از آنجا در «ماهنامه‌ی زنان» با قوت بیشتری پی گرفت، در هیچ کدام از این نشریات وجود ندارد، چراکه آنان تنها به مخاطب بیشتر و بالتبع سود بیشتر می‌اندیشند و برای کسب سود نیازی به ایجاد حاشیه‌های سیاسی برای خود نمی‌بینند. البته هنوز هم نشریاتی هستند که سبک و محتوایشان تا حدودی نزدیک به «زنان» است یا آن که گاه به گاه آن رویکردها را در کنار رویکردهای دیگر به کار می‌برند.

این کار به‌وسیله‌ی معرفی شخصیت‌های زن تاریخ معاصر ایران و جهان که رویکردهای فمینیستی داشته‌اند، یا آن که قابلیت مانور به عنوان یک زن برجسته را دارند، انجام می‌شود. در همین راستا، درج گزارش‌ها، اخبار هنری و ورزشی زنان در نشریات زرد همواره جزو اصلی این نشریات بوده است. این گزارش‌ها و اخبار حول سه هنر سینما، تلویزیون و موسیقی پاپ و یا ورزشکاران مشهور در رشته‌های مطرح‌اند. به هیچ وجه نمی‌توان گزارشی درباره‌ی یک هنرمند تئاتر یا موسیقی سنتی یا قهرمان دومیدانی در آن یافت، مگر آن که همسر یکی از آن سه رشته‌ی هنری اول یا یک قهرمان فوتبال یا معدود قهرمانان تکواندو و کشتی باشد که سوژه‌ی این نشریات می‌شوند.

شکل تنظیم مطالب هم در سه فرم زیر است:

- گزارش از متن و حاشیه‌ی زندگی خانوادگی، سوابق کاری و علایق شخصی آن‌ها؛

- مصاحبه‌ی حضوری (در جمع خانواده و با عکس‌های راحت و ترجیحاً نیمه عریان)؛

- گزارش خبری از فیلم‌ها، سریال‌ها و آلبوم‌های موسیقی (پاپ).

بدین ترتیب بررسی دقیق نشریات زرد و عامه‌پسند نشان می‌دهد که نگاه آنان به زن، نگاه سرمایه‌سالارانه و کالا انگارانه است. زن – لااقل در قالب تصاویر- به مثابه کالایی عرضه می‌شود و گاه نیز واسطه‌ی عرضه‌ی کالای دیگری است، آن کالا گاه لباس، مد پوشش و آرایش است؛ البته در تمام این روابط، شکی نیست که «تصویر زن» واسطه‌ی فروش خود نشریه هم هست.
در این میان نشریات، مطالب مربوط به سینمای ایران، سینمای هند (بالیوود) و سینمای آمریکا (هالیوود) را از هم تفکیک کرده و برای هر کدام صفحات خاصی را در نظر می‌گیرند.

بدیهی است که نه مخاطب از سینمای فرانسه، ایتالیا و... خبری می‌گیرد و نه مؤلفین این نشریات اطلاع درستی از سینماها و جشنواره‌های جهانی دیگر کشورها دارند. لابه‌لای بازیگران، مطالب مربوط به خواننده‌ها و مانکن‌ها(ی زن) هم گنجانده می‌شود که در اثر نبود نظارت درست و اصولی، به شدت هم جولان می‌دهند.

بدین ترتیب بررسی دقیق نشریات زرد و عامه‌پسند نشان می‌دهد که نگاه آنان به زن، نگاه سرمایه‌سالارانه و کالا انگارانه است. زن – لااقل در قالب تصاویر- به مثابه کالایی عرضه می‌شود و گاه نیز واسطه‌ی عرضه‌ی کالای دیگری است، آن کالا گاه لباس، مد پوشش و آرایش است؛ البته در تمام این روابط، شکی نیست که «تصویر زن» واسطه‌ی فروش خود نشریه هم هست. حال اگر به قانون مطبوعات ایران مراجعه کنیم، خواهیم دید که ماده‌ی 6 (فصل چهارم: حدود مطبوعات) آشکارا می‌گوید: «نشریات به جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی و خصوصی که در این فصل مشخص می‌شوند، آزادند» و در ادامه، 12 مورد اخلال را بر می‌شمرد که بند دوم آن؛ «اشاعه‌ی فحشا و منکرات و انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی» است.

بنابراین ساده‌ترین راه برخورد با نشریاتی از این دست آن است که چون تصاویر نامناسبی از زنان را روی جلد و صفحات داخلی درج می‌کنند، به بند 10 ماده‌ی 6 قانون مطبوعات متوسل شده و بگوییم که با توجه به حجم و نوع آن که استفاده‌ی ابزاری از تصویر زن محسوب می‌شود، متخلف به شمار می‌آیند. نیز می‌توان با استناد به بند 3 همان ماده که «تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر» است، این نشریات را به دلیل ترویج سبک زندگی غربی و ثصرف‌گرایی محکوم نماییم.[8] اما آیا این، تمام معضلات این نشریات است؟

کسب سود از راه سوء استفاده از زنان مهم‌ترین اصل در انتشار نشریات زرد است، حتی اگر عنوان نشریه‌ی «زنان» یا «خانوادگی» داشته باشند. مهم‌ترین تاکتیک معطوف به کسب سود، انتشار آگهی و رپرتاژ آگهی است، چه بسیاراند نشریاتی که از فروش روی دکه‌شان متضرر می‌شوند و فقط به واسطه‌ی آگهی‌های ریز و درشت، پنهان و آشکار خود ادامه‌ی حیات می‌دهند (و در واقع پول به جیب می‌زنند).

دکتر مهدخت بروجردی در این باره می‌گوید: «برجسته‌ترین ایراد این مجلات، داشتن نگاه تجاری به محتوا و فاصله گرفتن از فضای دینی و اجتماعی و حرکت به سمت و سوی زندگی غربی است؛ در حالی‌که می‌توانند برعکس این مسیر حرکت کنند. این مجلات در آگهی‌های خود به ارزش‌ها توجه نمی‌کنند و بدون هیچ خط قرمزی به چاپ آگهی‌هایی می‌پردازند که بسیاری ریشه در واقعیت ندارند و تنها مبتنی بر اغراق هستند. علاوه ‎بر این، در این مجلات جایی برای بحث و گفت‌وگو تعبیه نشده و ارتباط تقریباً یک‎طرفه است.

از سویی دیگر، خلأ نبود الگوهای خانواده‌های موفق در این مجلات بسیار احساس می‌شود. آن‎ها می‌توانند با معرفی خانواده‌های موفق و شیوه‌ی زندگی آن‎ها، گام مؤثری در جهت بهبود وضعیت خانوادگی جامعه بردارند. در قانون، رسانه‌ها از استفاده‌ی ابزاری کودکان برای تبلیغات منع شده‌اند، این در حالی‌است که چاپ تصاویر کودکان بر روی جلد این مجلات به یک روند عادی تبدیل شده است. به این موضوع بسیار انتقاد دارم، چون این کار به هیچ وجه با اصول اخلاقی سازگار نیست. من احساس می‎کنم فردی که عکس یک کودک زیبا را با آرایش روی جلد خود می‎گذارد، در تلاش است تا از آن محدودیتی که مانع استفاده از عکس زن بر روی جلد مجله است، عبور کرده و با چاپ عکس کودکان- آن هم با این شکل و شمایل – به خواسته خود دست پیدا کند.»[9]

البته نشریات تبلیغاتی و مبلغ مصرف‌گرایی مختص به ایران نبوده و بلکه تقلیدی از نشریات مشابه غربی هستند، نشریات پر زرق و برق و کم محتوایی که در انگلستان (Grassy Magazines) (مجلاتی که جلدهای گلاسه و براق و عکس‌های متعددی داشته باشند) نامیده می‌شوند. به عنوان مثال مجله‌ی انگلیسی (Harpers and Queen) که مخصوص افراد ثروتمند و به دنبال تجملات و مد است. در نشریات زرد کشور ما هم یکی از رویکردهای مهم که بیشترین منبع درآمد آن‌ها هم هست، انتشار رپرتاژ آگهی است. شو لباس فلان بازیگر زن، نمایشگاه و آتلیه‌ی عکس یک بازیگر مرد سینما و...

و اما چه باید کرد؟

در چنین فضایی به نظر می‌رسد که اقدام‌های نظارتی و سلبی نهادهای مسئول فرهنگی در مواجهه با این نشریات سودمحور لازم می‌نماید، در عین حال می‌بایست در مقام اقدام‌های ایجابی هم الگوی مناسبی از نشریات خانوادگی و زنان ارائه کرد تا ضمن جذب مخاطب برخاسته از جامعه‌ی دینی ایران، تصویر مناسبی از فرهنگ خانواده و شخصیت زن ایران اسلامی ارائه دهد. تصویری که مبتنی بر الگوهای غربی و نیز رویکرد کالاگونه از زن نباشد. این کار بر نمی‌آید مگر از اهالی متعهد فرهنگ و رسانه که به پشتوانه‌ی 3 دهه کار مطبوعاتی در نشریات انقلاب اسلامی، می‌توانند خلأ موجود را هم پر کنند.(*)

پی‌نوشت‌ها:

[1]. حرکت به سمت زندگی غربی، بررسی نشریات خانوادگی در گفت‎وگو با دکتر مهدخت بروجردی، هفته نامه‌ی پنجره، شماره‌ی 62

[2]. آمارهای تیراژ مربوط به سال 88 است.

[3]. حمیدرضا حسن‌پور، همان.

[4]. گفت‎وگو با دکتر مهدخت بروجردی، همان.

[5]. حمیدرضا حسن‌پور، همان.

[6]. روزنامه‌ی زن، روزنامه‌ای با مشی فمینیستی و اصلاح‌طلب بود که از 17 مرداد سال 1377 با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی فائزه هاشمی رفسنجانی و سردبیری ابراهیم نبوی و سپس مسعود بهنود منتشر گردید. خبر انتشار این روزنامه که در اولین شماره‌ی خود نوشته بود «روزنامه بنا دارد با نگاه زنانه و برای زنان بنویسد»، توسط خبرگزاری‌ رویترز مخابره شد. همچنین خبرگزاری فرانس پرس نوشت: «روزنامه‌ی زن در اولین شماره‌ی خود اذعان داشته که روزنامه‌ای فمینیستی نیست، بلکه در پی آن است که توازنی میان موقعیت مرد و زن ایجاد کند.روزنامه‌ی زن در نظر دارد با نگاهی به مشکلات زنان، حقوق اجتماعی آنان را به آن‌ها بشناساند و خلأ موجود را پر کند.» علی‌رغم ادعای فمینیستی نبودن، این روزنامه آشکارا مشی فمینیست داشت، چنان که در کنار مسائل سیاسی به طرح مسائل مربوط به حقوق زنان نظیر مهریه، نفقه، ازدواج مجدد، اجتهاد زنان، حضانت و طلاق می‌پرداخت. این روزنامه به دلیل درج اخبار سیاسی، نقد حجاب اسلامی، حمایت از فمینیسم، چاپ کاریکاتوری از آروین پیرامون دیه‌ی زنان و خبری درباره‌ی فرح پهلوی ابتدا در بهمن 1377 به مدت دو هفته و بار دیگر در 17 فروردین 1378 برای همیشه توقیف شد.

[7]. شهلا شرکت، متولد فروردین 1334 در اصفهان، روزنامه‌نگار فمینیست و مدیرمسئول و صاحب امتیاز ماهنامه‌ی زنان. او که در رشته‌ی مطالعات زنان از دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی ارشد گرفته‌ است. روزنامه‌نگاری را با مجله‌ی اطلاعات بانوان آغاز کرد و سپس به روزنامه‌ی کیهان رفت و سردبیری هفته‌نامه‌ی زن روز را به عهده گرفت. او که 10 سال سردبیر و مدیر مسئول مجله‌ی زن روز بود، تغییرات مهمی در آن داده و آن را به نشریه‌ای با مشی آشکار فمینیستی بدل کرد. ولی بعد از 10 سال کار به دلیل تأکیدی که روی مسائل فمینیستی و مسائل جامعه‌ی مدرن داشت از مجله‌ی زن روز اخراج شد. سپس بلافاصله در بهمن سال 1370 شروع به انتشار ماهنامه‌ی زنان کرد. به گفته‌ی خود وی، مجله‌ی زن روز گروه مخاطب وسیعی داشت ولی ماهنامه‌ی زنان برای مخاطبان خاص‌تری بود.خانم شرکت که در سال 79 به عنوان یک ژورنالیست فمینیست به کنفرانس برلین دعوت شده بود. در برلین حجاب در ایران را اجباری خواند و گفت: «من با حجاب اجباری مخالفم چون فکر می‌کنم اصلاً حجابی که با اجبار گذاشته یا برداشته شود نه ارزشی دارد و نه پایداری دارد.» وی در سال 2005م. جایزه‌ی «شهامت در خبرنگاری» را از «بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان» دریافت کرد. در داخل کشور هم، دوستان اپوزیسیون تحت عنوان «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران»، در روز جهانی مطبوعات سال 1385، شهلا شرکت را به عنوان یکی از 5 روزنامه‌نگار با تجربه و برتر سال معرفی و از او تقدیر کردند.

[8]. در این صورت، مجریان قانون می‌باید در اولین گام از اجرای قانون مطبوعات با روزنامه‌ی ایران برخورد جدّی کنند، کافی است به ضمایم رایگان این روزنامه نگاه کنید تا بفهمید در این روزنامه چه خبر است: ضمیمه‌ی رایگان آشپزخانه! ضمیمه‌ی رایگان دکوراسیون! ضمیمه‌ی رایگان ماشین! و... همه و همه مبلغ مصرف‌گرایی و فرهنگ اسراف و تبذیرند. چیزی که با نص صریح بیانات رهبر انقلاب و تأکیدهای دین مبین اسلام در تضاد است. حال معلوم نیست چرا رسانه‌ی رسمی دولتی که 2 سال قبل می‌بایست سال اصلاح الگوی مصرف را در عمل محقق می‌کرد و امسال هم موظف به ادای حق جهاد اقتصادی است، نماد فرهنگ و اقتصاد لیبرال سرمایه‌داری است؟ از طرف دیگر اگر ضمیمه‌ی شوک! را هم که در نظر بگیرید، خواهید فهمید که این نشریه حتی از نشریات مد و خانوادگی هم زردتر است!

[9]. گفت‎وگو با دکتر مهدخت بروجردی.

*رضا شهیدی؛ پژوهشگر/برهان/۱۳۹۱/۳/۳۱ .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .