نيچه و ابر انسان؟

منظور نيچه از ابر انسان يعني چه؟

دانشجوي محترم ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب كرده ايد از شما سپاسگذاريم . براي تبيين درست مفهوم «ابر انسان» از منظر نيچه به نظر مي رسد مطالعه مقاله اي كه در اين زمينه در سايت همايش بين المللي دكترين مهدويت منتشر شده و طي آن به مقايسه مفهوم ابرمرد نتچه با انسان كامل در عرفان اسلامي مي پردازد بسيار مناسب باشد كه به همين منظور ما بخش هايي از آن را خدمت شما تقديم مي كنيم : فردريش نيچه (1844ـ1900 ميلادي) از مهم‌ترين متفكران جهان در 150 سال اخير است كه بي‌گمان از پيشوايان انديشه‌ورزي امروزه به شمار مي‌روند.[ . ج.پ. استرن، نيچه، ترجمه عزت‌الله فولادوند، ص25، چاپ چهارم: انتشارات طرح نو، تهران1380. ] تأثيرگذاري شخصيت نيچه تقريباً بر تمامي ارزش‌ها (يا ضد ارزش‌ها!)ي آدمي امروز در جوامع متمدن، چه موافق و چه مخالف، پيداست. بي‌گمان، متفكران مشهوري چون فرويد، ياسپرس، هيدگر، آندره ژيد، كامو و سارتر از نيچه تأثير مستقيم پذيرفته‌اند. فردريش نيچه، نياي همه جنبش‌هاي فلسفي قرن بيستم به شمار مي‌رود، حتي برخي پست‌مدرنسيم را نيز وام‌دار او دانسته‌اند.[ . پل استراترن، آشنايي با نيچه، ترجمه مهرداد جامعي ندوشن، ص42، چاپ اول: نشر مركز، تهران 1378 ؛ ديو رابينسن، نيچه و مكتب پست‌مدرن، ترجمه ابوتراب سهراب/ فروزان نيكوكار، ص47، چاپ دوم: نشر و پژوهش فرزان‌روز، تهران 1383. ] روي‌كرد به «ابر انسان» از اساسي‌ترين راهكارهاي نيچه براي خروج از بن‌بست نيست‌انگاري قرون جديد، است. او در چنين گفت زرتشت، مشهور‌ترين اثر خود، به ترسيم شخصيت «ابر انسان» مي‌پردازد. «ابرانسان» واژه‌اي است كه نيچه در چنين گفت زرتشت به كار مي‌برد. گفتني است كه زرتشت در سي سالگي، هم‌چون مسيح، خانه و كاشانه خويش را ترك ‌كرد و همراه عقاب و مارش به مدت ده سال در تنهايي برفراز كوهي مسكن ‌گزيد. در هنگام بازگشت به شهر در آغاز با پيرمردي قديس در جنگل روبه‌رو ‌شد و در ‌يافت كه او نمي‌داند«خدا مرده است» و هنوز مشغول نيايش است. اما زرتشت ارمغاني شگفت‌انگيز براي مردمان خويش آورد؛ انسانيت غايت و فرجام هستي نيست بلكه پلي است كه بايد از روي آن گذشت و به مرحله‌اي والاتر دست يافت. او اين مرحله را شأن ابرانسان مي‌داند و مي‌گويد انسان‌هاي معاصر بايد معناي زندگي را در اين جايگاه جست و جو كنند. به اين مرتبه تنها از طريق چيرگي بر وضع كنوني و در گذشتن از آن، يعني در گذشتن از وضعيت انساني، مي‌توان دست يافت.[ . محمد ضيمران، نيچه پس از هيدگر، دريدا و دلوز، ص 24، چاپ اول: انتشارات هرمس، تهران 1382.] زرتشت نيچه در ابتداي راه پر فراز و نشيب خود قصد دارد «ابرانسان را بياموزد»، اما ابرانسان نيچه كيست، چه خصوصياتي دارد و در سير تفكر او، چه ضرورتي بر عهده وجود ابرانسان است؟ كيستي ابرانسان واژه «Uber- Mensch» (ئوبِر منش)تركيبي است از «Uber» به معناي اَبَر يا زبر و «Mensch» به معناي انسان. اين واژه در فارسي «ابرانسان»، «ما فوق بشر»، «از ما بهتران»، «ابر مرد»، «فرا انسان»، «زبر مرد» يا «مرد برتر» ترجمه مي‌شود. ايده «ابرانسان» در تفكر نيچه معماگونه است؛ بنابر بعضي از عبارات نيچه، ابرانسان كسي است كه در زمان آينده مي‌آيد. آيا ابرانسان نيچه تحت شرايطي، همانند«سوشيانس»] آن مصلح بزرگ جهاني آيين زرتشت، خروج خواهد كرد؟ يا اين‌كه تنها انسان در تحت فرآيند تكامل دارويني مي‌تواند به ابرانسان تبديل گردد؟ مفسران فلسفه نيچه در اين‌باره ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند: پير ابر سوفرن مي‌گويد: ابرانسان در نزد نيچه يك نوع جديد نيست كه مخلوق انتخاب طبيعي باشد و مثلاً همان طور كه انسان انديشه‌ورز جانشين انواع پيشين نوع ميمون شده است، ابرانسان نيز جانشين انواع انسان فعلي شود. ابرانسان به يك نژاد جديد تعلق ندارد. اما آن‌چه الزام و ضرورت دارد، اين است كه اگر ابرانسان چيزي است كه خود انسان مي‌تواند روزي به آن تبديل شود، پس در همين معنا‌ انسان بايد پس از مرگ خدا بتواند به ابرانسان تبديل شود.[ زرتشت نيچه، ترجمه بهروز صفدري، ص33 ـ 35، چاپ اول: انتشارات فكر روز، تهران 1376، ص58] فردريش كاپلستون در باب ابرانسان نيچه مي‌گويد: نيچه اسطوره ابرانسان را هم‌چون مهميزي به انسان بالقوه والاتر و هم‌چون هدفي براي او پيش مي‌كشد. «هدف» نه انسانيت كه ابرانسان است. انسان چيزي است كه بر او چيره بايد شد، انسان پلي است نه هدفي. اما اين بدان معنا نيست كه انسان با فرآيندي ناگزير به ابرانسان بدل خواهد شد. ابرانسان يك اسطوره است. هدفي است براي اراده ابرانسان معناي زمين است... اين‌جا مسئله بدل شدن انسان به ابرانسان از راه يك فرآيند گزينش طبيعي در ميان نيست؛ زيرا در اين صورت، رشته چه بسا در مغاك فروافتد. ابرانسان پديد نخواهد آمد، مگر آن‌كه افراد برتر دليري كنند و همه ارزش‌ها را باژگون كنند و لوح‌هاي كهن ارزش‌ها را بشكنند. به ويژه لوح‌هاي مسيحي را و از درون زندگاني و قدرت سرشار خود، ارزش‌هاي تازه بيافرينند. ارزش‌هاي تازه به انسان والاتر جهت و هدفي خواهد بخشيد كه ابرانسان مظهر شخصي آن است. اگر گريبان نيچه را بگيرند كه چرا نتوانسته است ابرانسان را به‌روشني وصف كند، او چه بسا پاسخ دهد كه چون ابرانسان هنوز در ميان ما نيست.[ فردريش كاپلستون، تاريخ فلسفه، ج7، ص403.] مارتين هيدگر نيز كيستي ابرانسان را شرح مي‌دهد: نيچه با نام ابرانسان به هيچ وجه به انساني مافوق تصور، از نوعي كه تاكنون شايع شده، اشاره نمي‌كند. به گونه‌اي از انسان كه عاري از همه صفات انساني باشد و اراده محض را قانون خويش و خشم ديو آسا را فرمان‌رواي خويش ساخته باشد نيز اشاره نمي‌كند. بل، ابرانسان، آن انساني است كه از انسانيت پيشين خود فراتر مي‌رود تا فقط چنين انسانيتي را نخستين بار به ذاتش هدايت كند، ذاتي كه هنوز نامتحصّل است؛ و انسانيت را در آن ذات راسخ كند.[ مارتين هيدگر، زرتشت نيچه كيست، ص 12] هيدگر مي‌گويد كه نيچه نخستين انديش‌‌مندي است كه مي‌خواهد انسان را به فراتر از خويش رهنمون سازد، يعني از انسانيت پيشين و معاصر فراتر رود. در واقع، ابرانسان در حال گذار و فرا‌رفتن از خويش است. شايد بتوان گفت نيچه از«ابرانسان» انسان كامل را در نظر داشته، يعني انساني كه به راستي به قلمرو آزادي گام نهاده و از ترس، خرافه و پندارهايي كه تاكنون بر انديشه‌‌ بشر حكم‌روا بوده، رهايي يافته است، و نيز نوع والاتري‌ از انسان را از جهت معنوي در نظر داشته كه با «آري» گفتن به هستي، چنان‌كه هست، و روي گرداندن از هستي‌ها و جهان‌هاي خيالي، «عهد امانت» را از نو زنده مي‌كند و «معناي هستي» را در زمان غيبت خدا به گردن مي‌گيرد.[ فردريش نيچه، چنين گفت زرتشت، ص 354.] به نظر مي‌رسد كه نيچه به عمد تصوير ابرانسان را مبهم باقي مي‌گذارد. شايد بتوان گفت، ابرانسان گستره‌اي ايده‌آل و متعالي است كه در چنين گفت زرتشت غايت آرزوي بشر خوانده مي‌شود. چيستي ابرانسان نيچه و زرتشت خصوصيات ابرانسان را به درستي معلوم نمي‌دارند. ابرانسان غايت، فرجام و هدفي است كه در فاصله دوري از وجود انسان كنوني قرار مي‌گيرد.[محمد ضيمران، نيچه پس از هيدگر، دريدا و دلوز، ص109.] با جست و جو در آثار نيچه مي‌توان خصوصيات زير را براي ابرانسان او مطرح كرد: الف) مظهر ميل به قدرت ابرانسان نيچه هيچ‌گونه محدوديت اخلاقي ندارد. تنها اصول اخلاقي او «ميل به قدرت» است. نيچه انگيزه‌محوري بشر را همان ميل به قدرت مي‌پندارد و بر اين عقيده است كه انگيزه‌هاي بنيادين كه تمامي رفتارهاي ما را باعث مي‌شوند، از اين منبع تغذيه مي‌شوند. اگر چه پيكر چنين نيروي محركه‌اي در طي دوران متوالي با رنگ و لعاب‌هاي مختلفي تزيين شده است، هيچ‌گاه اين پوشش‌ها نتوانسته‌اند وجود آن را تحت‌الشعاع قرار دهند. از ديدگاه نيچه «ميل به قدرت» در انسان به صورت ارزش‌گذاري و كشش به سوي برترين ارزش‌ها نمايان مي‌شود، زيرا انسان به ذاتِ خود باشنده‌اي ارزش‌گذار است.[چنين گفت زرتشت، ص355.] ب) فرا خواننده ارزش‌هاي مادي ابرانسان، با انكار خدا، افزون بر بي‌اعتقادي به عالم عقبا اعتقادي ندارد، بلكه فقط و فقط به زمين معتقد است.[ . زرتشت نيچه، ص60. ] ابرانسان، انساني بس فرهيخته، با مهارت تمام در همه كارهاي بدني و بردبار به شمار مي‌رود كه از سر قدرت، هيچ چيز مگر ناتواني را ناروا نخواهد شمرد، خواه در زير صورت «فضيلت» باشد، يا «رذيلت»؛ انساني يك‌سره آزاد و مستقل كه به زندگي و جهان آري مي‌گويد. خلاصه، ابرانسان تمام آن چيزهايي است كه نيچه رنجور، تنها و فراموش شده، دوست دارد.[ تاريخ فلسفه، ج7، ص404. ] ج) جانشين خدا در تفكر نيچه، بعد از واقعه هولناك مرگ خدا، ابرانسان جاي‌گزين مي‌گردد. ابرانسان موجودي جديد و شخصيتي متعالي است كه خواهد توانست بر گرانش زندگي انسان فايق آيد. ابرمردان افرادي نيرومند، قوي و سالم هستند كه حياتي زميني را با برخورداري از لذات جسماني و فارغ از خطاي اعتقاد به هر گونه واقعيت ماورائي و محدوديت‌هاي اخلاقيات گوسفندوار، تجربه خواهند كرد.[ . نيچه و مكتب پست مدرن، ص26. ] منبع : دكترين ابر انسان در تفكر نيچه ، دكتر فرح رامين ، پايگاه اطلاع رساني همايش بين المللي دكترين مهدويت، http://www.mahdaviat-conference.com/prtjz.etuuqevffs.html

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .