نوشيدن جام زهر

چرا ايران پس از فتح عراق به تصرف بقيه قسمتاي عراق نپرداخت؟ومنظور امام از نوشيدن جام زهر چه بود؟

جنگ تحميلي از ابعاد گوناگون قابل تحليل و بررسي است . در مورد پذيرش قطعنامه 598 و جمله حضرت امام(ره) گفتني است:
مسلماْ حضرت امام(ره) و ساير مسئولين كشور در طول جنگ تحميلي جملات مشابهي در مورد استقامت و ايستادگي در جنگ تا نابودي و تنبيه كامل متجاوزين ايراد مي فرمودند وچنين خط و مشي اي علاوه بر ان كه مورد تاييد آموزه هاي ديني وسيره بزرگان اسلام است ؛ همواره از سوي ملت غيور ايران حمايت وتعقيب مي شد.اما اينكه چرا علي رغم چنين سياستي، پذيرش قطعنامه و آتش بس با عراق در دستور كار قرار گرفت ؛نيازمند شناخت دقيق اهداف و انتظارات نظام اسلامي و حضرت امام(ره) از دفاع مقدس در مقابل تهاجم نظامي دشمن و موضع گيري هاي كلان و بلند مدت ايشان درباره جنگ تحميلي و بالاخره شرايطي كه منجر به پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران شد، مي باشد. از اين رو به اختصار مطالبي را بيان مي نماييم:
الف. اهداف نظام اسلامي از دفاع مقدس
الف. هر چند شروع جنگ تحميل به هيچ وجه با خواست و ارادهء نظام اسلامي ايران نبود، اما بعد از آغاز آن وضعيتي به وجود آمد كه نظام انقلابي ايران به عنوان كانون و منادي اسلام ناب محمدي(ص) و تنها سنگر پيكار در مقابل امپرياليسم و استبكار جهاني و اميد بخش مستضعفان جهان و نهضت هاي آزاديبخش، بايد مردانه و با تمام قوا در مقابل اين تهاجم نظامي ايستادگي مي نمود و با دادن درس سختي به متجاوزين و حاميان آنها و احقاق كامل حقوق ايران، درس ايستادگي و مقاومت تا پيروزي را به تمامي ملتهاي مورد ستم و نهضت هاي آزادي بخش جهان، مي آموخت.
در واقع نظام اسلامي علاوه بر مقاصد مادي مانند بيرون راندن متجاوزين از خاك ايران، محكوميت متجاوز و پرداخت غرامت و ...، اهداف معنوي بسيار بالاتري از تداوم دفاع مقدس تعقيب مي كرد كه اين اهداف برگرفته از اصول و مباني اسلامي بود؛ از اين رو دفاع مقدس نه يك جنگ معمولي بين دو دولت بلكه جنگي سرنوشت ساز بين جهان كفر با جهان اسلام بود كه مي بايست تا پيروزي قاطع جبهه اسلام و تسليم استكبار جهاني و رفع فتنه تداوم مي يافت. بر اين اساس حضرت امام(ره) به صورت مرتب بر تداوم جنگ تا تأمين اهداف مشروع نظام اسلامي تأكيد داشتند و مي فرمودند: «اگر اين جنگ بيست سال هم طول بكشد ما همچنان ايستاده ايم»
ب. شرايط و اوضاع پذيرش قطعنامه 598
مقاومت، ايستادگي و پيروزي هاي مكرر ايران در جبهه هاي نبرد در طول سالهاي جنگ به هيچ وجه خوشايند استكبار جهاني نبود از اين رو در ماههاي آخر جنگ، حمايت جهاني از عراق به اوج رسيد و آمريكايي ها عملا و به طور مستقيم وارد صحنه شدند. سكوهاي نفتي ما را بمباران مي كردند و با هدايت هواپيماهاي عراقي بمباران نفت كش ها را تسهيل مي كردند. هواپيماي مسافربري ايران را مستقيما منهدم كردند. فرانسوي ها هواپيماهاي پيشرفته سوپر اتاندارد و ميراژ 2000 در اختيار آنها گذاشتند، روسها مدرنترين هواپيماهاي جنگنده و دورپرداز و بلند پرواز و ... را به عراق ارسال كردند. كويت و عربستان سيل دلارهاي خود را به عراق روانه ساختند. آلمانيها مواد لازم براي سلاح شيميايي در اخيتار آنها مي گذاشتند. عراق به طور وسيع مناطق مسكوني و جبهه ها را بمباران شيميايي مي كرد و مجامع بين المللي با سكوت خود اين جنايات را تأييد مي كردند.
در نتيجه جنگ از حالت طبيعي خود خارج و به يك نسل كشي گسترده و بدون هيچ گونه ملاحظات اخلاقي، انساني، حقوقي و ... تبديل شده بود. (امام خميني(ره)، دفاع مقدس، سيد علي نبي لوحي، ص 408) و از سوي ديگر تحريم هاي همه جانبه و شديد بين المللي، فشارهاي بسيار زيادي در زمينه اقتصادي، نظامي و ... بر مردم و مسؤولين ايران به وجود آورده بود.
ج. پذيرش قطعنامه 598 به مثابه جام زهر
در چنين شرايطي حضرت امام(ره) با مشورت مسؤولين نظام و كارشناسان، مصلحت نظام اسلامي را در پذيرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس ديدند و لذا بايد از آن همه آرمانها و اهداف كلان و بلند مدتي كه از تداوم دفاع مقدس انتظار داشتند چشم پوشي مي نمودند اما اين موضوع گيري جديد به هيچ وجه با روحيات و انتظارات مردم ايران و خصوصا رزمندگان و خانواده هاي شهدا و ايثارگران هماهنگي نداشت و آنان پذيرش چنين چرخش ناگهاني را نداشتند. افزون بر اين، اين موضع گيري مي توانست تأثير منفي بر حركت هاي انقلابي و نهضت هاي آزادي بخش جهان نيز داشته باشد.
طبيعي است در چنين شرايطي پذيرش قطعنامه و آتش بس، به مثابه كشيدن جام زهري براي حضرت امام(ره) بود كه تنها به خاطر رضاي خداوند و حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامي آن را با جان و دل پذيرا شدند. و لذا در پيام تاريخي خود در مورد پذيرش قطعنامه مي فرمايند:
«... قبول اين مسأله براي من از زهر كشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم ، در شرايط كنوني آنچه موجب اين امر شد، تكليف الهي ام بود. شما مي دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم، اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرويي داشتم با خدا معامله كرده ام».
البته اقدام خالصانهء حضرت امام(ره) هم در كوتاه مدت و هم در دراز مدت شرايط را به نفع نظام اسلامي رقم زد؛ زيرا اين موضوع ناگهاني كه به هيچ مورد انتظار دشمنان نبود، يكباره دشمن را به موضع انفعالي كشاند و در حاليكه از «ماشين جنگي» برتر و حمايت همه جانبه بين المللي برخوردار بود، با قبول قطعنامه از سوي ايران و حضور گسترده و بي نظير مردم در جبهه ها، پس از نبردي يك ماهه شكست را پذيرفت و به قبول قطعنامه گردن نهاد و از سوي ديگر باعث شد تا شعار صلح طلبي را از دست دشمنان بگيرد و آنان را كاملا خلع سلاح نمايد.
و با حمله عراق به كويت و شكل گيري ائتلاف بين المللي عليه عراق، حقانيت ايران در جنگ تحميلي براي همگان آشكار و دولت عراق به عنوان متجاوز شناخته شد.
در ادامه جهت آشنايي بيشتر با ساير موضوعات مطرح در باره جنگ تحميلي مطالبي آورده مي شود:
جنگ تحميلى زمانى شروع شد كه ايران اسلامى به دليل وقوع انقلاب، حوادث و مشكلات داخلى و بين‏المللى، به هيچ وجه آماده‏ى درگير شدن در اين هجوم گسترده نبود. در اين صورت تنها راه منطقى، دفاع با قدرت عليه متجاوز و بيرون راندن و تنبيه آن و حصول اطمينان از عدم تجاوز ديگر بود. اين مبناى استراتژى ايران در طول جنگ تحميلى بود و به رغم هزينه‏هاى زياد جنگ، تا آخرين روز آن تعقيب مى‏شود.
درباره‏ى به طول انجاميدن جنگ، دو سؤال مطرح مى‏شود:
1. آيا امكان نداشت جنگ تحميلى، در مدت زمان كوتاه‏ترى خاتمه يابد؟ به عبارت ديگر در بعضى از زمان‏ها كه موازنه‏ى نظامى و سياسى به نفع ايران بود، چرا دولت ايران اقدام به پايان دادن جنگ نكرد؟
2. چه مؤلفه‏هاى جديدى در پايان هشتمين سال جنگ وارد معادلات سياسى و نظامى شد كه منجر به آتش‏بس رسمى شد؟
گفتنى است كه از ديدگاه كارشناسان و صاحب‏نظران، تنها مقطعى كه مى‏توانست جنگ به پايان برسد، بعد از فتح خرمشهر بود. اما به دلايل ذيل اين امر محقق نشد و جنگ تا سال 1367 (زمان پذيرش قطعنامه‏ى 598 شوراى امنيت) ادامه يافت.
الف. بررسى چرايى تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر اگر صلح را مجموعه‏اى از آتش‏بس، عقب‏نشينى، تعيين متجاوز، تأمين خسارت‏هاى وارده و... بدانيم، بايد بگوييم كه در آن زمان، هيچ گونه پيشنهاد صلحى ارائه نشد و شوراى امنيت و ديگران، تنها آتش بس ـ و در واقع حالت نه جنگ نه صلح ـ را توصيه مى‏كردند. در آن زمان طرحى كه متضمن صلح واقعى باشد و شناسايى متجاوز و پرداخت غرامت را نيز شامل شود و تضمين براى عدم تعرض مجدد داشته باشد وجود نداشت و پيشنهادهاى ارائه شده، تنها در حد آتش بس و مذاكره طرفين بود. اين امر با توجه به پشتيبانى يك طرفه و آشكار دولت‏هاى بزرگ و نهادهاى بين المللى از عراق، هيچ گاه نمى‏توانست شرايط ايران را براى يك صلح واقعى و شرافت‏مندانه محقق سازد. به اين ترتيب ايران، دلايل منطقى و عقلانى براى ادامه جنگ داشت. اين دلايل عبارت بود از:
1. شرايط ايران براى صلح (شناسايى و تنبيه متجاوز، پرداخت غرامت از سوى عراق)؛
2. مرزهاى ايران تأمين نداشت. نقاطى در شلمچه، طلائيه، فكه و قصر شيرين در اشغال عراق بود. شهرهاى سومار، نفت‏شهر و مهران عملاً در اشغال دشمن بود و امكان آزادسازى اين نقاط از راه مذكور، غيرمعقول به نظر مى‏رسيد و راهى جز ادامه جنگ وجود نداشت.
3. در حالى كه نيروهاى خودى، پيروزى‏هاى زيادى كسب مى‏كردند، توقف در جنگ و چانه‏زنى در پشت ميز مذاكره، براى آزادى نقاط مرزى آزاد شده صحيح نبود.
4. شهرهاى آزاد شده (همچون خرمشهر) به علت حضور دشمن در شلمچه، همچنان مورد تهديد بود.
5. توانايى كمي ارتش عراق ترميم شده و با كمك‏هاى همه جانبه دول بزرگ افزايش هم يافته بود.
6. تنها چيزى كه ارتش عراق از دست داده بود، روحيه بود كه با توجه به روحيه فرماندهى آن (شخص صدام)، اين مسأله نيز پس از مدتى قابل ترميم بود.
7. در حالى كه نيروهاى جمهورى اسلامى در نوار پيروزى قرار داشتند، توقف ناپايا در فراز قدرت و دادن فرصت مجدد به عراق، زيان‏هايى به بار مى‏آورد. اگر آن روز جنگ متوقف مى‏شد و تجربه‏اى چون مذاكرات سوريه و اسرائيل، بر سر ارتفاعات جولان، فراروى ما قرار مى‏گرفت و ما ناچار مى‏شديم بر سر ساير مناطق تحت اشغال، پشت ميز مذاكره با عراق چانه‏زنى بى‏حاصل كنيم؛ امروز جامعه، مسؤولان وقت را شماتت مى‏كرد.
8. عراق در نظر داشت با برگزارى اجلاسى سران جنبش غير متعهد در بغداد و كسب رياست دوره‏اى اين جنبش، براى تحقق خواسته‏هاى نامشروع خود، به ايران فشار آورد؛ ولى ايران با حمله به داخل خاك عراق در عمليات رمضان، اين امتياز مهم و حياتى را از عراق گرفت.
9. به همين منظور در مورخ 20 خرداد 1361 جلسه‏اى در حضور امام خمينى در جماران تشكيل گرديد و موضوع به شور گذاشته شد. از نظر نظاميان شركت كننده در آن جلسه، امكان پدافند با توقف روى خط مرزى وجود نداشت، زيرا در اغلب نقاط مرزى هيچ گونه مانع طبيعى وجود نداشت و ايجاد استحكامات جديد نيز يكسال به طول مى‏انجاميد و طى اين مدت احتمال حمله مجدد عراق جدى بود. مهم‏تر اينكه با تكيه بر اصل متعارف نظامى «تعقيب دشمن» هرگونه توقف پس از فتح خرمشهر يك حركت غيراصولى بود. به همين دليل امام خمينى پس از ترديد اوليه در مورد تداوم جنگ در خاك عراق با استماع دلايل نظاميان و نا اميدى از پذيرش شرايط ايران توسط دولت عراق، به ادامه جنگ و ورود نيروهاى ايران به خاك عراق موافقت نمودند.
دكتر ولايتي به عنوان وزير امور خارجه حوادث آن زمان را اين گونه توضيح مي دهد: در نيمه سال 1361، شرايط خوبي در جبهه‌ها حاكم بود، پيروزي‌هاي نظامي ايران كه از شكست حصر آبادان در مهر ماه سال قبل آن شروع شده بود، با فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 1361 به اوج رسيد و در مقايسه با قبل كه عراقي‌ها مناطق زيادي را اشغال كرده و از شمال تا جنوب، مناطق گسترده‌اي را به تصرف خود درآورده بودند، تلاش چندماهه ايران براي بازپس‌گيري مناطق اشغال‌شده به دستاوردهاي خوبي منجر شده و در مناطق استراتژيكي چون آبادان و خرمشهر به نتيجه رسيده بود. اما هنوز مناطق گسترده‌اي در طول نوار 1200 كيلومتري مرزي وجود داشت كه تحت اشغال عراقي‌ها بود و اين اشغال، حتي تا پايان جنگ و آتش‌بس هم ادامه داشت.
در آن مقطع، اين ايده در شوراي عالي دفاع مطرح شد كه اگر نقاطي را در داخل خاك تصرف تعريف كنيم، ابزار لازم براي وارد كردن فشار به عراقي‌ها براي عقب‌نشيني آنان به مرزها و محكوميت متجاوز و دريافت غرامت از عراق به دست مي‌آيد.
از اين مقطع به بعد و با طرح اين ايده، تعدادي از كشورها و سازمان‌هاي بين‌المللي براي پايان دادن به جنگ و آتش‌‌بس، تلاش‌هاي خود را تشديد كردند، اين تلاش‌ها كه با محوريت سازمان كنفرانس اسلامي، جنبش عدم تعهد، سازمان ملل و تعدادي از كشورهاي عربي صورت مي‌گرفت، پس از فتح خرمشهر جدي‌تر شد.
از سوي سازمان ملل متحد، «اولاف پالمه»، نخست‌وزير پيشين سوئد و «يان الياسن» قائم‌مقام وزارت خارجه اين كشور و از سوي كنفرانس اسلامي، كميته‌اي متشكل از«ضياء الحق» رئيس‌جمهور پاكستان، «ضياء الرحمن» رئيس‌جمهور پاكستان، «احمد سكوتوره» رئيس‌جمهور گينه، «داود جاوارا»‌ رئيس‌جمهور گامبيا، «بلند اولسو» نخست‌وزير تركيه و «ياسر عرفات» رئيس سازمان آزادي‌بخش فلسطين به تهران سفر كردند. از سوي جنبش عدم تعهد هم وزراي خارجه چند كشور مأمور به رايزني شده بودند كه شامل وزراي خارجه كوبا و مالبير، وزير خارجه زامبيا، «ناراسيمها رائو» وزير خارجه هند و «فاروق قدومي» وزير خارجه فلسطين به تهران سفر مي‌كردند و طي رايزني‌هاي آنان هم هيچ پيشنهاد مشخصي كه تأمين‌كننده خواسته‌هاي ما مبني بر عقب‌نشيني به مرزها و دريافت غرامت بود، ارائه نشد.
پس از فتح خرمشهر، جرياني آغاز شد كه شامل ابتكار برخي از كشورها براي پايان جنگ بود. در اين ابتكارها براي اولين بار، مسئله دريافت غرامت و عقب‌نشيني تا مرزها كه خواسته‌هاي اصلي ما بود، مطرح شد. عقب‌نشيني به مرزها و پايان اشغال ايران، براي ما اولويت نخست را داشت. چراكه حتي تا پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598، حدود بيست هزار كيلومتر مربع از خاك ما در اشغال ارتش عراق بود و اگر ما بلافاصله پس از بازپس‌گيري خرمشهر صلح را مي‌پذيرفتيم، عملا با اين سؤال مهم روبه‌رو مي‌شديم كه چه تضميني وجود دارد كه ما بقيه خاك ايران را پس بگيريم. اين سؤال وقتي اهميت پيدا مي‌كند كه توجه كنيم پس از پذيرش صلح، عملا نيروهاي نظامي ما كه عمدتا غيرحرفه‌اي و بسيجي بودند، به شهرها بازمي‌گشتند و مشغول زندگي عادي خود مي‌شدند، اما نيروهاي عراق كه نظاميان حرفه‌اي و كلاسيك بودند، در مواضع خود باقي مي‌ماندند. اگر ما در اين مقطع، صلح را مي‌پذيرفتيم، فاجعه‌اي كه در جنگ‌هاي دوم ايران و روس اتفاق افتاد و منجر به از دست رفتن بخشي از خاك ايران شد، تكرار مي‌شد. در جنگ‌هاي دوم ايران و روس در ابتداي تابستان 1826 ميلادي، عباس ميرزا با اتكا به نيروهاي مردمي كه به خاطر فتواي علما به جبهه آمده بودند، به نيروهاي روسيه حمله كرد و نيروهاي «پاپكويچ» سردار برجسته روسيه را تا تفليس عقب نشاند اما در پاييز نيروهاي داوطلب ايراني به محل‌هاي زندگي خود بازگشتند و پاپكويچ با استفاده از اين فرصت، حمله كرد و تا زنجان و نزديكي قزوين پيش‌روي كرد.
اگر ما پس از فتح خرمشهر، صلح را مي‌پذيرفتيم، با توجه به وضعيت قطعنامه‌هاي سازمان ملل كه طي آنها تنها از آتش‌بس صحبت شده و بر عقب‌نشيني تأكيد نشده بود، عملا هيچ تضميني ـ حتي صوري ـ براي عقب‌نشيني نداشتيم و طبيعتا نيروهاي داوطلب جبهه را ترك مي‌كردند و نظاميان حرفه‌اي ما از نظر تعداد، قابل مقايسه با ارتش عراق كه سه برابر شده بود، نبود و شرايط براي از دست رفتن خاك اشغال شده و حتي تهديد براي ادامه حمله نظامي مجدد عراق به ايران وجود داشت. بنابراين تعيين شرط عقب‌نشيني و دريافت غرامت، مهم‌ترين خواسته‌هاي ما براي پذيرش آتش‌بس بود. اولين پيشنهاد مشخص به ما درباره آتش‌بس و دريافت غرامت از طرف حبيب شطي، دبيركل وقت كنفرانس اسلامي داده شد.
شطي به تهران آمد و به ما پيشنهاد كرد كه مي‌تواند با مذاكره با دولت‌هاي ثروتمند عربي حامي عراق در جنگ براي ما غرامت بگيرد.
رقم پيشنهادي شطي ده ميليارد دلار بود كه در مقابل ما گفتيم، اصل بحث را قبول داريم، اما اين رقم مورد پذيرش ما نيست و بايد درباره مبلغ آن مذاكره كنيم.
در همين دوره آقاي بندري، معاون وزير خارجه هند هم مذاكرات مشابهي به عنوان ميانجي براي تعيين غرامت داشت و غرامت مورد مذاكره با وي حدود سي تا پنجاه ميليارد دلار بود. اما نه آقاي شطي به ما پاسخ مشخصي داد و نه آقاي بندري در واقع هيچ مقام مسئولي به ما هيچ پيشنهاد مشخصي نداد و بحث‌ها بيشتر در حد مذاكرات اوليه باقي ماند. خود آقاي شطي هم از نظر حقوقي نمي‌توانست هيچ تعهدي به ما بدهد. او گرچه دبيركل سازمان كنفران اسلامي بود، اما نه وزير خارجه بود، نه معاون وزير خارجه. بنابراين نمي‌توانست از طرف دولت‌هاي عربي حتي همان مبلغ ناچيز ده ميليارد دلار را كه يك‌دهم برآورد آقاي ابوفرج كارشناس سوماليايي سازمان ملل است، تضمين كند. اين كارشناس خسارت ايران در جنگ را صد ميليارد دلار برآورد كرده بود هر چند جمهوري اسلامي معتقد است اين رقم نيز واقعي نيست و خسارت ايران در جنگ بالغ بر هزار ميليارد دلار است.
در حقيقت هيچ مقام مسئولي از عربستان، كويت يا دولت‌هاي عربي كه قرار بود اين غرامت را به ما پرداخت كنند، با ما مذاكره جدي و متعهدانه‌اي نكرد تا ما درباره عقب‌نشيني و غرامت مذاكره كنيم و ما كه تجربه خاورميانه و جنگ‌هاي كشورهاي عربي با اسرائيل را داشتيم، ديده بوديم پس از برقراري آتش‌بس، اسرائيل از مناطق اشغال‌شده عقب‌نشيني نمي‌كرد و با فرو نشستن حرارت كشورهاي عربي، زمين‌هاي آنان به تملك اسرائيل درمي‌آمد. اين شرايط درباره جنگ ما حادتر بود، چرا كه عملا دنيا از اشغالگر حمايت مي‌كرد و امكان اين جدي بود كه عراق متناوبا به جنگ و صلح بپردازد تا سراسر ايران را اشغال كند، بنابراين تا زمان تصويب اولين قطعنامه‌اي كه دو خواسته اصلي ما يعني عقب‌نشيني به مرزهاي بين‌المللي و تعيين متجاوز را تأمين مي‌كرد، يعني قطعنامه 598 در سال 1366، ما هيچ بستري براي آتش‌بس و صلح در اختيار نداشتيم.(مصاحبه «بازتاب» با دكتر ولايتي ـ 2 - ناگفته‌هاي ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر )
در هر صورت علاوه بر مطالب فوق، توجه شما را به نكاتى در اين زمينه جلب مى‏نماييم.
يكم: از همان آغاز كه جنگ تحميلى بر عليه ايران شروع شد تنها راه منطقى دفاع با قدرت عليه متجاوز و بيرون راندن و تنبيه متجاوز و حصول اطمينان از عدم تجاوز مجدد او بود با فتح خرمشهر ما توانستيم قسمت‏هاى عمده‏اى از خاك كشور عزيزمان را از دست عراق پس بگيريم، اما شرايط بين‏المللى و منطقه‏اى و كشور عراق حاكى از اين بود كه تمام علل و عوامل كه در شروع جنگ توسط عراق نقش داشتند هنوز به قدرت باقى باشند و مطرح نمودن صلح توسط عراق و فشار عليه ايران براى پذيرش آن صرفا يك نوع تاكتيك براى خروج عراق از وضعيت پيش آمده مى‏باشد. عوامل شروع جنگ توسط عراق عبارت بود از:
الف» سيستم بين‏الملل: در سطح ابرقدرت‏ها ايالات متحده آمريكا كه بر اثر پيروزى انقلاب اسلامى و به دنبال آن جريان گروگان‏گيرى و شكست مفتضحانه عمليات طبس ضربات پياپى و سختى از ايران خورده بود نه تنها از هر حركتى كه متضمن ضربه زدن به ايران مى‏بود استقبال مى‏كرد، بلكه خود در صدد چاره‏جويى براى انتقام و جبران شكست‏هاى قبلى بود. شواهد و دلايل بسيارى وجود دارد كه آمريكا مشوق و ترغيب كننده رژيم عراق در آغاز جنگ بوده است. در سطح قدرت‏هاى بزرگ مانند فرانسه و انگليس كه روابط عميق و منافع قابل توجهى در عراق داشتند و از وقوع انقلاب اسلامى نيز شديدا ضرر خورده بودند. بنيه نظامى عراق را تقويت نمودند. دولت‏هاى منطقه خاورميانه (دولت‏هاى عربى به استثناء سوريه، ليبى و الجزاير) نه تنها به نفع عراق موضع‏گيرى كرده بلكه از هر نوع كمك ممكن به عراق خوددارى نكردند. آنها وجود انقلاب اسلامى در ايران را خطر بزرگى براى ادامه حكومت نامشروع خود
مى‏دانستند.
ب ) شخصيت تصميم‏گيرنده صدام كه در آغاز تجاوز به ايران داراى سه انگيزه عمده شخصى بود:
1- تلاش براى كسب رهبرى جهان عرب.
2- با استفاه از سقوط شاه كه براساس دكتر ين نيكسون به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب شده بود، بتواند با شكست ايران، خلأ سقوط شاه را پرنموده و نقش ژاندارم منطقه را در حفظ منافع غرب بازى كند.
3- جبران تحقيرى بود كه شخصا در امضاى قرارداد 1975 الجزاير شده بود.
ج ) عامل اجتماعى بافت اجتماعى و جمعيتى عراق به گونه‏اى است كه همواره حكومت را دچار بى‏ثباتى و بحران نموده است. پيروزى انقلاب اسلامى ايران موج جديدى از ناآرامى‏هاى شيعيان را در عراق به وجود آورد كه شامل اكثريت مردم عراق مى‏باشند و خواستار حكومت اسلامى در عراق بودند. نگرانى‏هايى كه دولت صدام از بازتاب انقلاب اسلامى به عراق داشت عامل مهمى در آغاز جنگ بود.
در زمان فتح خرمشهر نه تنها اين عوامل از بين نرفته بود بلكه به خاطر پيروزى‏هاى چشمگير ايران در جبهه‏ها، شدت نيز بخشيده شده بود. قدرت‏هاى بزرگ و عراق در مقابل خود انقلاب اسلامى را شاهد بودند كه توانسته بود در بدترين شرايط بحران داخلى در جبهه‏ها نيز به پيروزى برسد.
دوم: بعد از فتح خرمشهر تلاش‏هاى زيادى بين مجامع بين‏المللى و برخى كشورهاى همسايه براى متوقف نمودن پيشروى ايران به داخل خاك عراق و جلوگيرى از شكست كامل ارتش متلاشى شده رژيم بعث صورت گرفت ولى همچنان كه گفته شد اين تلاش‏ها صرفا براى خروج از بن‏بست پيش‏آمده بود، زيرا هيچ‏گونه مكانيزم حقوقى مطمئن براى دستيابى به صلحى همه‏جانبه را ارائه ندادند.
قطعنامه 514 شوراى امنيت جورى طراحى شده بود كه خواسته‏هاى مشروع ايران را در بر نداشت. به عبارت ديگر شوراى امنيت نشان داد كه آنها در صدد مديريت بحران مى‏باشد نه حل آن ولى در پايان جنگ مجامع بين‏المللى با مشاهده قدرت اعجازآميز رزمندگان اسلام در گرفتن دژ تسخيرناپذير «فاو» عزم راسخ بر اتمام جنگ نموده و به ناچار قطعنامه 598 را به نحوى تدوين كردند كه دربرگيرنده برخى از خواسته‏هاى مشروع ايران بود. بنابراين مجاهدت‏هاى رزمندگان پس از فتح خرمشهر تا ورود به «فاو» تنها عامل به رسميت شناخت حقوق ايران و صدور قطعنامه 598 است.
سوم: از آنجا كه بعد از فتح خرمشهر هنوز بخش‏هايى از خاك ايران دست عراق بود لازم بود ما نيز بخش‏هايى از عراق را در دست داشته باشيم تا در موقع مذاكره با دست پر حاضر باشيم.
چهارم: از دلايل ديگر داخل شدن نيروهاى ايران به خاك عراق، خارج ساختن شهرهاى آبادان و خرمشهر از برد توپخانه عراق و فراهم كردن زمينه بازگشت مردم به اين شهرها بود.
پنجم: جلوگيرى از استمرار استراتژى هجومى عراق در دريا و هوا، زيرا گرچه نيروى زمينى عراق در زمين متوقف و به عقب رانده شده بود ولى حملات عراق در دريا و هوا ادامه داشت.
ششم: قوى بودن اين احتمال كه با فشار به صدام، زمينه سرنگونى او و نجات مردم عراق و ايران از اين حكومت تبهكار فراهم گردد.
هفتم: عدم اطمينان به حكومت بعث عراق و شخص صدام. همچنان كه اين موضوع در آخر جنگ هم ثابت شد زمانى كه ايران آتش‏بس و قطعنامه 598 را پذيرفت عراق به دليل قدرت گرفتن نيروهاى نظاميش دوباره بخش‏هايى از سرزمين ايران را به اشغال خود درآورد.
در پايان مى‏توان گفت كه پس از فتح خرمشهر شرايط براى اتمام جنگ مهيا نبود. بعد از بازپس‏گيرى خرمشهر، منطقه با حمله اسرائيل به جنوب لبنان روبرو شد و وقفه‏اى در ادامه جنگ پيش آمد و نيروى ايران متوجه جنوب لبنان بود، اما زمانى كه احساس شد فتح خرمشهر به تنهايى براى ريشه‏كن كردن تجاوز و به دست آوردن حقوق ايران كافى نيست. شعار ادامه «عمليات و دفاع» تا تنبيه متجاوز و ريشه كردن تجاوز مطرح شد.
ب) بررسى علل و عوامل پايان جنگ در پايان جنگ هر چند ويژگى‏هاى روانى و شخصيتى صدام هنوز موجود بود، چنان كه در حمله به كويت دوباره بروز كرد ولى شرايط بين‏المللى و منطقه‏اى ديگر به هيچ وجه موافق ادامه جنگ نبودند، بنابراين در قطع‏نامه 598 شوراى امنيت بسيارى از خواسته‏هاى مشروع و بر حق جمهورى اسلامى ايران را لحاظ كرده و عزم خود را بر پايان يافتن جنگ نمايان ساختند.
در اين جا به صورت اختصار به بعضى از مهم‏ترين زمينه‏هاى آن اشاره مى‏شود:
در سال‏هاى پايانى جنگ، جهان از پيروزى‏هاى نظامى ايران احساس خطر و نگرانى مى‏كرد. شرايط نظامى و سياسى، به نفع جمهورى اسلامى ايران تغيير كرده بود و اينك در كارنامه‏ى نظامى ايران، نقاط درخشانى (همچون بازپس‏گيرى) خرمشهر، تصرف جزاير مجنون، فتح فاو، و نقاطى در كردستان عراق) به چشم مى‏خورد. در عرصه سياسى نيز جمهورى اسلامى ايران، تقريبا يكه و تنها موفق شده بود، دوبار تلاش عراق براى رياست بر جنبش غيرمتعهدها را، خنثى سازد و با برنامه‏ها و اقدامات تبليغى ـ سياسى خود، حقيقت متجاوز بودن عراق و واقعيت تساهل و تسامح جهانى را نشان دهد. از اين رو ادامه‏ى جنگ و منازعه به خصوص به شكلى كه در ماه‏هاى آخر (حمله به نفتكش‏ها و مختل شدن امنيت خليج فارس و...) به ضرر برخى قدرت‏هاى بزرگ بود. از سوى ديگر پيروزى‏هاى نهايى ايران در جنگ و محقق شدن شعارها و آرمان‏هاى ايران در مورد عراق، نشانه‏ى شكست كامل سياست‏هاى غرب در حمايت از عراق به شمار مى‏آمد. كشورهاى حامى عراق به وحشت افتاده بودند. و خود عراق نيز، بعد از سالها جنگ و متحمل شدن شكست‏هاى پى در پى، دريافته بود كه در آن شرايط نه تنها امكان پيروزى بر ايران را ندارد؛ بلكه بايد به هر ترتيب ممكن و با تمسك به هر وسيله‏اى، از شكست خود جلوگيرى كند و به جنگ اشغالگرانه پايان دهد.
در چنين فضايى و پس از يأس قدرت‏هاى بزرگ از شكست ايران، باعث شد آنان قطعنامه‏ى 598 را ـ كه بر خلاف قطعنامه‏هاى پيشين تا اندازه متضمن نظريات و حقوق مسلّم ايران بود ـ به تصويب برسانند. اما اين قطعنامه به رغم نقاط مثبت خود، داراى نقاط ضعف و ابهامات زيادى بود، (ر.ك: على‏اكبر ولايتى، تاريخ سياسى جنگ تحميلى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ اول، 1376، ص 243). و ترديدهايى را در پذيرش اين قطعنامه از سوى ايران به وجود آورده بود. لذا قدرت‏هاى بزرگ ـ كه مصمم بر پايان جنگ بودند ـ فشارهاى نظامى و سياسى زيادى را براى قبول قطعنامه، به ايران وارد آوردند. اين فشارها، عبارت بود از، دخالت مستقيم آمريكا در جنگ و حمله به هواپيماى مسافربرى ايران، تشديد حملات و حضور آمريكا در خليج فارس، بمباران سكوهاى نفتى ايران، بمباران شيميايى مناطق مسكونى و جبهه‏ها از سوى عراق و... و سرانجام بر اثر اين عوامل، ايران تصميم به پذيرش قطعنامه‏ى 598 و قبول آتش بس گرفت. البته قبول آن در چنين شرايطى، به فرموده امام(ره) به منزله نوشيدن جام زهر بود.
مقاومت دفاع بى‏نظير ايران در طول هشت سال جنگ تحميلى، در مقابل هجوم قدرت‏هاى بزرگ ـ به رغم همه‏ى مشكلات و ناملايمات ـ انقلاب نوپاى اسلامى را بيمه و بسيارى از حقوق مسلّم ايران را تأمين نمود. هم چنين استقلال و تماميت ارضى كشور را تضمين كرد و به مظلومان و مستضعفان جهان، درس مقاومت در مقابل استكبار جهانى داد. جهت مطالعه بيشتر ر.ك:
1- جنگ تحميلى (مجموعه مقالات، ص 51 و 232 )
2- تاريخ سياسى جنگ تحميلى، ص 137، على‏اكبر ولايتى
3- آغاز تا پايان، سيرى در جنگ ايران و عراق، محمد دروديان، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه
4- پس از بحران، هاشمى رفسنجانى كارنامه و خاطرات، 1361
5. عليرضا لطف الله زادگان، پاسخ به ابهامات، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1379

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .