نقش غرب در انقلاب اسلامي؟

ايا مي دانيد كه دو فروند بويينگ 747-200 مسافر بري خطوط هواپيمايي فرانسه ،به طور همزمان دو پرواز چارتر (دروبست) را از ترمينال c فرودگاه شارل دوگل در پاريس به تهران اغاز كردن و به منظور رعايت مسايل حفاظتي مشخص نبود روح الله خميني در كدام هواپيما حضور دارن ؟ ايا ميدانيد كه در اين پرواز چهار مامور ارشد سازمان اطلاعات مركزي ايالات متحده امريكا (c I a ) ،سه مامور ارشد سرويس اطلاعات و امنيت انگليس (mi6 ) ،يازده نفر نيروي ويژه ي هوابرد ارتش فرانسه حضور داشتند و ماموريت اجراي عمليات و محافظت جان خميني دست نشانده غرب را بر عهده داشتند كه تلوزيون از داخل هواپيما تنها خود خميني را نشان مي دهد، ايا ميدانيد كه يك هواپيماي نظامي رادار پيش اخطار اواكس نيروي هوايي امريكا و شش هواپيماي جنگنده نيروي هوايي فرانسه و انگليس هواپيماي خميني را تا فرودگاه مهراباد اسكورت كردن تا مبادا نيروي هايي شاهنشاهي ايران اقدام پيشگيرانه و دفاعي انجام دهد ،ايا ميدانيد كه يك مامور ارشد اطلاعاتي امريكا در هر كدام از پايگاههاي هوايي ايران مستقر شده بود و تحركات نيروي هوايي ايران را لحظه به لحظه به هواپيماي اواكس محافظ پرواز خميني مخابره ميكرد؟ ايا ميدانيد كه اين هفت هواپيماي امريكايي انگليسي و فرانسوي با نقض قوانين بين المللي از مرزهاي ايران عبور كردن و تا بالاي اسمان تهران امدن ؟ ايا ميدانيد تمامي مهمانداران پرواز اير فرانس نيروهاي ورزيده ي سازمان اطلاعات فرانسه بودن ؟ و ....؟

دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس شما با اين مركز ، مطالبي كه شما در نامه خود بيان كرده ايد مطالبي است كه در فضاي مجازي و به ويژه شبكه هاي اجتماعي و با اهداف مغرضانه اي همچون وابسته نشان دادن امام خميني و كل انقلاب اسلامي به غرب منتشر شده است بدون اينكه حتي دليل و مستندي براي اين ادعاها بيان شود و اين در حالي است كه حتي اگر اين اطلاعات واقعي باشد نهايت چيزي را كه مي تواند اثبات كند اين است كه دستگاه هاي اطلاعاتي فرانسه ، انگليس و آمريكا بخشي از حفاظت از جان امام خميني را بر عهده گرفته بودند كه اين مساله هرگز به معناي وابسته بودن آمريكا به اين كشورها تلقي نخواهد شد كما اينكه در داخل ايران نيز ارتش شاهنشاهي مسئوليت حفاظت از جان امام خميني ره را بر عهده گرفته و حتي بر اساس برخي شواهد شخص ربيعي ، فرمانده نيروي هوايي ارتش ، هلي كوپتري را براي انتقال حضرت امام خميني از فرودگاه به بهشت زهرا در اختيار امام قرار داده بود ولي با اين حال هيچ كس تا كنون ادعا نكرده است كه اين اقدام ارتش ، به معناي وابسته بودن رهبر انقلاب به رژيم شاهنشاهي مي باشد و اساسا طرح چنين ادعاهايي و نتيجه گيري هاي عجيب و غريبي كه از آن به دست مي آيد همچون وابسته بودن امام خميني به آمريكا ، انگليس و يا فرانسه ، با توجه به واقعيات و شواهد خارجي جز سردرگمي استدلال كنندگان اينچنيني ، نتيجه ديگري به همراه نخواهد داشت ، چرا كه چنين افرادي پس از اين ماجرا قطعا در برابر اين سوال نخواهند توانست جوابي ارائه دهند كه «اگر امام خميني ره مهره آمريكا و انگليس است پس راز اين همه دشمني آمريكا و انگليس با ملت و انقلاب ايران و جنايت هايي كه در حق انقلاب اسلامي ايران روا داشته مي شود از جمله ترور ، تحريم ، تحريك صدام به جنگ ، ممانعت از پيشرفت هاي علمي ، فتنه انگيزي ها و حمايت از فتنه گران و ... چه مي باشد؟» با تمام اين احوال ، در مورد اين مطالب لازم است چند نكته را متذكر شويم : 1 – كليه شواهد و اسناد موجود حاكي از اين است كه دولت آمريكا به عنوان اصلي ترين پشتيبان رژيم شاهنشاهي همه تلاش خويش را به كار بسته بود تا از ورود امام خميني به ايران ممانعت به عمل آورد ، از طرفي دولت فرانسه نيز در مدت اقامت امام خميني در پاريس ، از هيچ اقدامي بر عليه ايشان مضايقه نكرده بود به طوري كه بر خلاف تصوري كه در زمينه آزادي عمل دادن دولت فرانسه نسبت به حضرت امام خميني ره معمولا وجود دارد اولا چنين آزادي عملي وجود نداشته و دولت فرانسه محدوديتهاي فراواني براي ايشان ايجاد كرده بود ، ثانيا بر اساس اسنادي كه به دست آمده است دولت اين كشور تلاش داشت تا ايشان را ترور نمايد كه نخستين طرح ترور رهبر كبير انقلاب اسلامي مي باشد . ثالثا بر اساس اسناد بر جاي مانده ، دولت اين كشور ، از همان روزهاي نخستين ورود حضرت امام به فرانسه و به دنبال عملي نشدن توطئه براي ممنوعيت فعاليت سياسي حضرت امام ، قصد اخراج ايشان از اين كشور را داشت كه به دليل مخالفت هايي كه سفير شاه در اين زمينه داشت مجبور شد تن به اقامت اجباري حضرت امام بدهد . بنابر اين دولت فرانسه در طول تاريخ اقامت حضرت امام از هيچ توطئه اي بر عليه حضرت امام در فرانسه كوتاهي نكرد . با اين حال و عليرغم تمامي تضييقاتي كه دولت اين كشور براي حضرت امام ره ايجاد كرده بود ايشان در هنگام خروج از كشور فرانسه در پيامي از دولت و ملت فرانسه تشكر كردند (رك : صحيفه امام ، ج6 ، ص 6) كه نشان از اخلاق و گذشت اسلامي ايشان داشت . همچنين دولت فرانسه پس از قصد امام خميني براي بازگشت به ايران نيز اقدامات گسترده اي براي ممانعت از اين تصميم امام خميني ره انجام داد و در واپسين روزهاي حضور ايشان در فرانسه و صرفا با هدف مصلحت رژيم شاهنشاهي و ايجاد فرصت براي ايجاد كودتا تلاشهاي فراواني براي ممانعت از ورود امام خميني به ايران انجام داد كه باشكست مواجه شد و چون قانونا نمي توانست هيچ اقدام ديگري در ممانعت از حضرت امام انجام دهد لذا مجبور شد اجازه بازگشت حضرت امام خميني به ايران را صادر نمايد . ضمن اينكه دو نكته را نيز نبايد فراموش كرد . نخست اينكه دولت فرانسه عليرغم اجازه دادن به هواپيماي حضرت امام براي بازگشت به ايران ، همزمان برخي اقدامات از جمله اخلال در صدور گذرنامه هاي همراهان حضرت امام و يا بيمه نكردن هواپيماي حامل ايشان و ... را نيز انجام داد . همچنين در اين زمان به منظور سرنگوني انقلاب اسلامي ايران طرح هاي خطرناكي در ايران پي ريزي شده بود كه قطعا مقامات فرانسوي نيز از آن آگاه بوده و شايد بتوان اجازه دادن براي پرواز هواپيماي حامل امام را با دلخوش بودن آنان به اجراي اين طرح ها نيز مرتبط دانست . چنانكه فردوست دركتاب خاطراتش از طرح انفجار هواپيماي امام توسط كميسيوني نام مي برد كه متشكل از بختيار ، نماينده ساواك ، سران نيروهاي نظامي و انتظامي و ... بود .(رك : حسين فردوست ، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي ، اطلاعات ، تهران ، 1381 ، صفحه 607 و 608) و يا توطئه ربودن و انتقال هواپيماي حامل امام به يكي از جزاير خليج فارس به منظور ممانعت از ورود حضرت امام تا زماني كه بتوانند توطئه هاي خود را عملي نمايند . (رك : دكتر صادق طباطبايي ، همان ، ص 178) و يا حداقل اجراي زود هنگام كودتاي آمريكايي ارتش به فرماندهي ژنرال هايزر كه همه اين اقدامات خوشبختانه ناكام ماند و انقلاب اسلامي ايران به لطف خداوند به پيروزي رسيد . 2 – همانگونه كه از خلال مطالب بالا نيز مي توان به دست آورد اجازه يافتن هواپيماي حامل حضرت امام براي پرواز به سمت ايران ، برخلاف خواست همه قدرتهاي غربي بود و همه شواهد نيز حاكي از اين است كه همه اين كشورها تلاش هاي خود را در راستاي ممانعت از عملي شدن اين اقدام حضرت امام راحل ره به كار بستند اما چاره اي جز تسليم شدن نداشتند ، از طرفي ديگر فضاي انقلابي و شور و حرارت ملت به پا خاسته ايران به گونه اي بود كه عملا قدرت هر گونه اقدام خطرناكي را بر عليه امام خميني ره از هر كسي حتي ارتش شاهنشاهي سلب مي كرد و همانگونه كه اشاره شد ارتش مجبور شد تا مسئوليت تامين امنيت امام خميني ره را در بخش عمده اي از مسير بر عهده بگيرد و اين مساله اي بود كه حتي فرماندهان ارشد ارتش هم آن را قبول داشتند و به همين دليل در طرح هايي كه قبل از ورود امام خميني به ايران مي ريختند هر گزينه اي وجود داشت غير از تعرض به جان امام ره . به عنوان مثال ژنرال هايزر در كتاب خاطرات خود مي نويسد : «آنها موافقت كرده بودند كه اگر [امام] خميني با پرواز ايرفرانس وارد شد و فرودگاه بسته بود هواپيما به جزيره كيش هدايت شود . به او هم توضيح داده شود كه اين كار ، به خاطر حفظ جان او بوده است . دريافته بودند كه اگر براي او اتفاقي رخ دهد جنگ داخلي رخ خواهد داد و لذا قرار بود او را براي مدت نامحدودي در جزيره ي كيش تحت الحفظ نگهدارند.»(ماموريت در تهران ، خاطرات ژنرال هايزر ، ترجمه علي اكبر عبدالرشيدي ، انتشارات اطلاعات ، ص210) شايان ذكر است چنين واكنش هاي منفعلانه اي داراي سابقه هم بوده است چنانكه پس از قيام 15 خرداد سال 42 وقتي شاه تصميم گرفت تا امام خميني را محاكمه و اعدام نمايد ، با مطرح شدن مرجعيت ايشان و ترس از واكنش مردم و حتي شيعيان جهان نسبت به اين اقدام ، از اين تصميم منصرف شد . نظير چنين ترسي را بايد در باره جنايتكار ديگري همچون صدام كه دستش به خون هزاران عراقي و حتي علماي اين كشور آلوده بود جستجو كرد ، چنانكه در جريان انتفاضه شعبانيه عراق كه به رهبري آيت الله العظمي خوئي صورت گرفت و طي آن صدام غير انساني ترين اقدامات را بر عليه مخالفان خود انجام داد و حتي دهها تن از علما و مجتهدان به نام از خاندان حكيم و صدر و شاهرودي و خويي را نيز به شهادت رساند و ميزان سبعيت خود را اثبات كرد اما از ترس واكنش ها نتوانست آيت الله خويي را اعدام نمايد ، با اينكه همان زمان بحثي در مورد اعدام آن مرحوم مطرح شده بود . از طرفي دولت آمريكا نيز همانگونه كه اشاره شد همه تلاش خويش را به كار بسته بود تا از ورود امام خميني ره به ميهن ممانعت به عمل آورد . در اين راستا در دي ماه سال 57 (17-11 دي 57) ، كنفرانسي به نام گوادلوپ با حضور سران چهار كشور فرانسه ، انگليس ، آمريكا و آلمان برگزار شد كه در آن موضوعات مختلفي از جمله وضعيت ايران مطرح شده و با توجه به افزايش يافتن شعله هاي انقلاب در آن جلسه مقرر شد تا شاه از ايران برود و زمام امور را به بختيار بسپارد تا ايشان امور را سامان ببخشد . به دنبال اين تصميم گيري مقرر شد تا دولت فرانسه به نمايندگي از آمريكا پيامي را به امام خميني بفرستد تا ضمن دعوت حضرت امام به حمايت از دولت بختيار ، ايشان اقداماتي را به منظور جلوگيري از بروز هر گونه كودتا در ارتش شاهنشاهي انجام دهند . اين پيشنهادات كه ظاهري معقول داشت در واقع فريبي بود كه از آن طريق آمريكا تلاش داشت تا برنامه احتمالي كودتا را به ارتش شاهنشاهي و بدون دخالت خود معرفي نموده و با ايجاد ترس ، امام را از پيگيري اهداف انقلابي خود منصرف سازد . اما امام خميني ره با درايتي بي نظير در پاسخ به دولت فرانسه كه واسطه ابلاغ پيام كارتر بود چنين فرمودند : «پيام آقاى كارتر، دو جهت در آن بود؛ يكى راجع به موافقت كردن با حكومت فعلى، كه دولت بختيار باشد؛ يا حداقل سكوت در اين شرايط، و حفظ آرامش در اين فترت؛ و يكى هم راجع به احتمال كودتاى نظامى و يا پيش بينى كودتاى نظامى، پيش بينى كشتار وسيع مردم، كه ما را از آن مى‏ترسانيد. اما راجع به دولت بختيار؛ شما سفارش مى‏كنيد كه ما برخلاف قوانين خود عمل كنيم. بر فرض آنكه من چنين خطايى بكنم، ملت ما حاضر نخواهد بود. ملت ما اين همه مصيبت كشيد و اين همه خون داد، براى آن است كه از زير بار رژيم سلطنتى و سلسله پهلوى خارج بشود. ملت ما حاضر نيست كه تمام خونها هدر برود و شاه به سلطنت باقى باشد، يا برود و بدتر از اول برگردد؛ و نه حاضر است كه شوراى سلطنت را قبول كند؛ و آن هم برخلاف قانون اساسى است، كه من مكرر تشريح كرده‏ام. ...و اما قضيه كودتا. ... من كودتا را نه به صلاح ملت مى‏دانم،و نه به صلاح امريكا؛ اگر (كودتا) بشود از چشم شما مى‏دانيم. من نمى‏دانم ملت امريكا بعدها چه خواهد كرد؛ و من به حكم اينكه يك شخص روحانى هستم، و مصلحت بشر را هميشه در نظر دارم و مصلحت ملت خودم را در نظر دارم، به شما توصيه مى‏كنم كه جلوى اين خونريزيها را بگيريد و نگذاريد اين خونريزيها تحقق پيدا كند؛ و ايران را به حال خود واگذاريد؛ كه اگر بكنيد، نه گرايش كمونيستى خواهد داشت و نه ساير مكاتب انحرافى؛ نه تسليم شرق و نه تسليم غرب خواهد شد. تأكيد مى‏كنم كه اگر بخواهيد آرامش در ايران حاصل شود راهى جز اين نيست كه نظام شاهنشاهى- كه قانونى نيست- كنار برود، و ملت را به حال خود باقى بگذارند، تا من يك شوراى انقلاب تأسيس كنم از اشخاص پاكدامن، براى نقل قدرت؛ تا امكانات مناسب جهت حكومت مبعوث ملت انجام گيرد. و در غير اين صورت اميد آرامش نيست؛ و خوف آن دارم كه اگر كودتاى نظامى بشود، انفجارى بشود در ايران، كه كسى نتواند جلوى آن را بگيرد. و ملت ايران از كودتاى نظامى نمى‏ترسد؛ براى آنكه ماههاست كه با قدرت نظامى- هر چه سخت تر- با مردم معامله شده است و نتوانسته‏اند آرامش برقرار سازند. و الآن نظام و ارتش كه از چند ماه قبل، سست تر و ضعيف تر است، براى آنكه در باطن ارتش اختلافات ايجاد شده است و بسيارى به ما مى‏پيوندند و كودتا را خفه مى‏كنند؛ لكن با كشتارى، كه من ميل ندارم واقع شود. من به شما توصيه مى‏كنم، از كودتا جلوگيرى كنيد كه اگر بشود ملت ايران از شما مى‏دانند، و براى شما ضرر دارد. اين تمام پيغام من است به كارتر.»( صحيفه امام، ج‏5، ص: 377) در اين بيانات نكته ظريفي وجود دارد و آن اينكه در شرايطي كه آمريكا با پيام هاي خود تلاش دارد تا امام خميني را از كودتاي احتمالي نظاميان ارتش بترساند امام با درايتي عجيب منشا اين كودتا را خود آمريكا مي داند و حال آنكه سفر ازهاري به ايران جهت انجام كودتا كه از 14 دي ماه آغاز شده بود امري كاملا محرمانه بود و آمريكا تلاش داشت تا با متقاعد كردن امام براي حمايت از بختيار زمينه لازم براي انجام كودتاي نظامي و به دست گرفتن زمام امور را فراهم كند . اما پس از به سنگ خوردن تير آنان و اعلام نظر امام مبني بر تصميمشان براي ايجاد يك شوراي انقلاب كه در واقع به منزله نابودي نظام وابسته شاهنشاهي تلقي مي شد تلاش هاي جديدي براي باقي ماندن حضرت امام در فرانسه و جلوگيري از ورود ايشان به ايران آغاز شد و هدف اصلي و عمده نيز اين بود كه تا پيش از ورود امام به ايران ، ارتش كودتاي نظامي را انجام داده و انقلاب اسلامي مردم ايران با ايجاد فضاي رعب و وحشت نظامي خفه شود . در حالي كه ورود حضرت امام خميني به ايران همه اين برنامه ها را مي توانست بر هم بريزد . ژنرال هايزر مجري كودتا نيز در كتاب خاطرات خود به اين مساله اشاره كرده و بر لزوم جلوگيري از ورود امام تا زمان تكميل آمادگي براي كودتا كه نيازمند زماني حدودا 10 الي 20 روز پس از خروج از شاه از كشور بود تاكيد دارد . وي در كتاب خاطرات خود چنين مي نويسد : «اگر چه هنوز كار خود را كامل نكرده ايم اما فكر مي كنم ظرف چند روز به آنجايي كه مي خواهيم مي رسيم . به همين دليل است كه اگر بتوانيم چند روز مراجعت [آيت الله] خميني را به تاخير اندازيم براي ما واقعا فرق مي كند . اگر شاه فردا برود و [آيت الله] خميني روز بعد بيايد همه برنامه هاي ما نقش بر آب مي شود»(خاطرات ژنرال هايزر ، ص 208 به نقل از خاطرات سياسي اجتماعي دكتر صادق طباطبايي ، ج3 ، ص 166) به دنبال اين توطئه ها ، امام خميني نيز ساكت ننشسته و اقدامات انقلابي خود را تشديد كردند . ايشان در 22 دي ماه 57 ودر شرايطي كه از سويي هايزر در تدارك آماده سازي براي كودتا بود و از سويي ديگر هنوز شاه كشور راترك نكرده بود با صدور بيانيه اي رسما شوراي انقلاب را تشكيل داد و بلافاصله پس از فرار شاه از ايران ، اعلام كرد كه به زودي به ايران بازخواهد گشت كه اين امر باعث تشديد فعاليتها براي ممانعت از ورود امام به ايران شد كه در اين ميان دولت هاي آمريكا و فرانسه تلاشهاي زيادي براي اين كار نمود . در اين زمينه دكتر صادق طباطبايي از همراهان حضرت امام در فرانسه كه از نزديك شاهد اين تلاش ها بودچنين مي نويسد : «با اعلام بازگشت امام به ايران پيغامها و توصيه هاي فراواني به ايشان مي شد كه حالا به ايران نرويد يا سفر را به تعويق بياندازيد و اين دلسوزي ها هم از جانب دوستان و هم از طرف دشمنان صورت مي گرفت . جالب اينكه كارتر هم پيام دادكه براي حفظ جان خودتان بهتر است سفر را به مدتي بعد موكول كنيد . مقامات فرانسوي از طريق دوستان و آشنايان همين پيغام را مي دادند . بعدها معلوم شد كه ژنرال هايزر و نيز شاپور بختيار از طريق سفير فرانسه در تهران درخواست كرده بودند كه مقامات فرانسوي به هر نحو ممكن بازگشت امام را به تعويق بياندازد .»(خاطرات سياسي اجتماعي دكتر صادق طباطبايي ، ج3 ، ص 203) بختيار نيز در اظهارات خود به تلاشهايي كه براي جلوگيري از ورود حضرت امام به ايران و اقداماتي كه در اين راستا به واسطه دولت فرانسه انجام دادند اشاره كرده و چنين مي گويد : «من مي خواستم يك كاري بكنم كه آيت الله خميني نيايد مانور مي دادم . اينها در تاريخ ضبط است . گاهي مي گفتم تامين جانش را نمي توانم بكنم و گاهي مي گفتم اگر كشته بشود چنين و چنان مي شود ... روي اين مبنا بود كه سعي كردم كه آمدنشان را به تعويق بياندازم . يك روز سفير فرانسه را هم خواستم . به او گفتم شما مي توانيد اين پيغام مرا به پرزيدنت ژيسكاردستن ، همين امروز برسانيد ... مستقيما شما به او (ژيسكاردستن) بگوييد كه بختيار از شما خواهش مي كند كه به هر تقدير و وسيله اي كه ميدانيد آمدن آيت الله خميني را به ايران به تعويق بياندازيد . ديگر چگونگي اش را من از اينجا نمي توانم بگويم . مي دانم شما در يك مملكتي هستيد كه قانوني نمي توانيد او را حبس كنيد و چه بكنيد ولي اگر بتوانيد من خيلي خوشحال مي شوم . من مي دانم كه اين سفير اين اقدام را كرد و فرداي آن روز آمد و به من گفت كه ما اقدام كرديم . او گفت كه ايشان (آيت الله خميني) مي گويد كه من قانع نشدم كه به ايران نروم .... »(لاجوردي ، شاپور بختيار نخست وزير ايران ، دانشگاه هاروارد ، تهران ، زيبا 1380 ، صص 129 و 130 به نقل از هاشمي رفسنجاني ، انقلاب و پيروزي ، كارنامه و خاطرات سالهاي 1358و 1357 ، دفتر نشر معارف انقلاب ، ص 159) نتيجه اينكه شواهد تاريخي حاكي از اين است كه همه قدرتهاي غربي از جمله آمريكا ، انگليس و فرانسه و نيز كليت نظام شاهنشاهي و دولت بختيار عزم خود را جزم كرده بودند تا مانع از ورود امام خميني ره به ايران گردند اما عزم واراده پولادين امام خميني در كنار شرايط انقلابي آن مقطع به مثابه سيل بنيان كن و ظالم سوزي بود كه هيچ ترفند و توطئه اي را ياراي مقابله با آن نبود و به همين دليل امام خميني عليرغم همه مخالفت ها و مخاطراتي كه جان ايشان را تهديد مي كرد وارد ايران شد و البته به دليل تبعات هر گونه تعرضي به جان امام خميني در آن مقطع ، هم دولت فرانسه و هم ارتش شاهنشاهي و هم دولت بختيار مجبور شدند تا بخشي از مسئوليت حفاظت از جان ايشان را بر عهده بگيرند و هيچ كدام از اين مسائل حاكي از وابسته بودن امام خميني ره به غرب ، شاه يا دولت بختيار تلقي نمي شود .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .