نقش انگليس در انقلاب ايران ؟

نقش انگليس در انقلاب ايران چه بود..؟چرا آمريكا و انگليس و تعدادي از كشورهاي عربي از ادامه حكومت پهلوي ناراضي بودند و كمك به سرنگوني آن كردند؟

انگليس در انقلاب اسلامي ايران هيچ نقشي نداشته است. بلكه انقلاب اسلامي ملت ايران حاصل مجاهدات طولاني و نهضت اسلامي ملت ايران از 15 خرداد سال 1342 به رهبري امام خميني (ره) بوده است و نه تنها انگليس بلكه هيچ قدرت جهاني ديگري در بستر سازي و پيروزي انقلاب و معماري نظام سياسي بعد از انقلاب هيچ نقشي نداشته است. براي توضيح بيشتر مناسب مي بينيم نگاهي اجمالي به چرايي وقوع انقلاب اسلامي ايران داشته باشيم.
در اين راستا بايد بگوييم چرايي وقوع انقلاب اسلامي ايران را مي توان در موارد چهار گانه ذيل دسته بندي كرد:
1 . نارضايتي عميق از شرايط حاكم: نارضايتي عميق از سلطنت محمد رضا شاه بويژه بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 كه موجي از خفقان سياسي سراسر كشور را فراگرفت ، اولين زمينه وقوع انقلاب بود. نارضايتي از وضع موجود از زمان قاجاريه و ديكتاتوري رضاخان به صورت مستمر در سطح جامعه وجود داشته است اما اين نارضايتي در دوره محمد رضا به اوج خود رسيد. اين نارضايتي و تنفر در سال هاي پاياني حكومت پهلوي گسترش يافته و در آستانه وقوع انقلاب در بين همه اقشار جامعه فراگير و در عين حال عميق تر وشديدتر شد.
ضعف و ناكارآمدي ساختار هاي سياسي ، اقتصادي، و فرهنگي رسمي و در نتيجه از دست رفتن مشروعيت حكومت را مي توان از عوامل ظهور و گسترش نارضايتي دانست.
2. پذيرش و گسترش ايدئولوژي اسلامي : تعاليم اسلامي به عنوان انديشه و آرمان جديد به تدريج توانست ايدئولوژي هاي رقيب يعني ماركسيسم و ناسيوناليسم را به حاشيه برده و در سطح گسترده اي بين نخبگان سياسي و توده هاي مردم نفوذ كند. و از سوي ديگر جمعيت پذيرنده ي آرمان هاي انقلاب اسلامي ، جمعيتي بسيار بود به گونه اي كه مي توان گفت بجز بخشي از روشنفكران – كه با عقايد ماركسيستي يا ليبرالي در انقلاب شركت داشتند – عموم مردم تابع آرمان هاي اسلامي بودند.
3. گسترش روحيه انقلابي: به هنگام وقوع انقلاب اسلامي روحيه انقلابي همگاني و عميقي در سطح جامعه مشاهده مي شد. بي توجهي انقلابيون به اقدامات رفرميستي شاه و نيز بي اعتنايي آنان به اقدامات سركوبگرانه حكومت از سويي و ظهور گسترده احساس شهادت طلبي و فداكاري در راه آرمان انقلاب از ديگر سو بيانگر وجود اين روحيه در ميان مردم بود.
4. نقش آفريني رهبري و نهاد هاي بسيج گر: در وقوع انقلاب اسلامي ، وجود نقش رهبري مقتدر و دانا همراه با نهاد هاي بسيج گري مانند نهاد روحانيت، شبكه مساجد و انجمن هاي اسلامي انكار ناپذير است. رهبري هوشمند، قاطع و بلامنازع امام خميني (قدس سره) ، اعتماد خاص مردم به وي و نيز پيوند ديني و تاريخي روحانيت و مردم روند انقلاب را سرعت بخشيد؛ بدين گونه كه باعث برانگيختن نارضايتي از وضع موجود، گسترش آرمان هاي انقلاب اسلامي ، ايجاد و گسترش روحيه انقلابي ، بسيج عمومي و نيز بنياد گذاري سامان سياسي جديد شد. در يك كلام اساسي ترين دليل پيروزي ملت ايران در انقلاب اسلامي سال 1357 را مي توان ، وجود رهبري مقتدر و نافذ الكلمه اي دانست كه ضمن آگاه سازي مردم از عمق فساد و ظلم و استبداد و استعمار ، روحيه انقلابي را در مردم تقويت نموده و ضمن ارائه و تدوين ايدئولوژي اسلامي براي حكومت ، توده هاي مردم را براي مبارزه با رژيم طاغوت به خيابان ها كشاند و در نهايت موفق شد با فرماندهي انقلاب آن را به پيروزي رسانده و پس از آن با مبنا قرار دادن ايدئولوژي اسلامي ، ساختار هاي سياسي و اجتماعي جامعه را تغيير داده و نظامي سياسي – اجتماعي بر طبق اصول و مولفه هاي اسلامي را معماري كرده و تاسيس نمايد.
با اين توضيحات روشن مي گردد كه انگليس نميتوانسته هيچ نقشي در انقلاب اسلامي ايران داشته باشد و اساسا پيروزي انقلاب سالامي دقيقا در تضاد و تقابل با منافع انگليس در ايران و منطقه داشته و دارد. سطح روابط بسيار محدود و پايين جمهوري اسلامي ايران با انگليس، شاهد مستحكمي بر اين مطلب مي باشد .
گام دوم : كمك آمريكا و انگليس و تعدادي از كشورهاي عربي براي سرنگوني حكومت پهلوي
بخش دوم از پرسش شما بر پيش فرض نادرستي بنا شده است . چه منبع مستندي گفته است كه اين كشور ها از ادامه ي حكومت پهلوي ناراضي بوده و يا در سرنگوني رژيم پهلوي نقش داشته اند؟ با توجه به نكاتي كه در گام نخست گفته آمد نه تنها هيچ كدام از اين كشور ها در انقلاب اسلامي و سرنگوني طاغوت پهلوي نقشي نداشته اند بلكه انگليس و غرب براي حفظ حكومت پهلوي و جلوگيري از وقوع انقلاب اسلامي نهايت تلاش خود را انجام داده و اقدامات متعددي را انجام دادند ، ولي آنچه كه موجب ناكامي اين قدرت ها در جلوگيري از انقلاب اسلامي ايران گرديد، عدم پيش بيني انقلاب اسلامي و توجه ديرهنگام اين قدرت ها براي جلوگيري از سقوط پهلوي و پيروزي انقلاب اسلامي بوده است. با وجود نفوذ فوق العاده اي كه سازمان هاي بزرگ جاسوسي جهان در ايران داشتند هيچ كدام نتوانستند شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلامي را پيش بيني نمايند، و حتي بعضي از آنها معتقد بودند رژيم شاه تا ده سال آينده با استحكام بر اريكه ي قدرت باقي خواهد ماند(انقلاب اسلامي ؛ زمينه ها و پيامد ها، منوچهر محمدي، ص 16). سازمان سيا در اوايل اوت 1978 – 5 ماه پيش از وقوع انقلاب اسلامي – به اين جمع بندي رسيده بود كه ايران نه در يك موقعيت انقلابي و نه حتي در يك وضعيت پيش از انقلاب مي باشد، و در 28 سپتامبر يعني 8 شهريور 57 ، سازمان اطلاعاتي وزارت دفاع آمريكا پيش بيني كرد: «شاه فعالانه براي ده سال آينده در راس قدرت باقي خواهد ماند».(بنگريد به : Dilip. Hiro, Iran Under The Ayatollahs) و به محض احساس خطر براي رژيم پهلوي قدرت هاي غربي تمامي تلاش هاي خود را براي جلوگيري از سقوط رژيم و يا حداقل مديريت فضاي بعد از سقوط انجام دادند.
در ارتباط با اقداماتي كه قدرت هاي غربي از جمله انگليس براي حفظ و استمرار حكومت پهلوي انجام دادند مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1. كنفرانس گوآدلوپ :
كنفرانس گوآدلوپ از 4 تا 7 ژانويه 1979 -14 تا 17 دي ماه 1357- با حضور چهار قدرت غربي شامل ايالات متحده آمريكا ، انگليس ، فرانسه و آلمان غربي در مجمع الجزاير گوآدلوپ به ميزباني والري ژيسكاردستن ، رئيس جمهور فرانسه؛ و با حضور جيمي كارتر ، رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا؛ جيمز كالاهان ، نخست وزير بريتانيا؛ هلموت اشميت ، صدر اعظم جمهوري فدرال آلمان ، برگزار شد. مهمترين دستور جلسه اين كنفرانس بررسي راهكارهاي پايان بخشيدن به نا آرامي‌هاي سياسي ايران و ارزيابي امكان حفظ رژيم پهلوي و در صورت عدم امكان حفظ پهلوي، برنامه ريزي براي در دست گرفتن قدرت بعد از سقوط محمد رضا بود. اما علي رغم تمام تدابير انديشيده شده در اين كنفرانس، و علي رغم ميل قدرت هاي غربي كمتر از يك ماه بعد از اين كنفرانس انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد و بازهم علي رغم ميل صريح اين قدرت ها ، نظام سياسي جمهوري اسلامي بر ويرانه هاي رژيم منحوس و منحط شاهنشاهي پهلوي بنا گرديد. ( براي كسب اطلاعات بيشتر درباره ي كنفرانس فوق مي توانيد به مقاله ي كنفرانس گوادلوپ مندرج در پايگاه اطلاع رساني موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي به آدرس اينترنتي http://www.ir-psri.com مراجعه نماييد)
2. فشار به حكومت پهلوي براي تغيير پي در پي دولت ها جهت بهبود و برقراري نسبي آرامش
در ماه هاي آخر حكومت پهلوي قدرت هاي غربي تمامي تلاش خود را براي آرامش بخشيدن به اوضاع آشفته ي ايران به كار بستند يكي از اين كار ها ، تغيير پي در پي دولت ها جهت بهبود و برقراري نسبي آرامش بود. آموزگار در 5 شهريور جاي خود را به شريف‌امامي داده و او نيز در 14 آبان جاي خود را به دولت نظامي ازهاري سپرده و اين دولت نيز در 16 دي ماه همزمان با تشكيل اجلاس گوادلوپ سقوط كرده و شاه به عوامل جبهه ملي متوسل شده بود. مع‌الوصف غلامحسين صديقي از پذيرفتن دستور شاه براي تشكيل كابينه امتناع ورزيد و بختيار بار اين مسئوليت را در واپسين روزهاي حيات رژيم شاه برعهده گرفته بود.
3. تماس با امام و تهديد ايشان
پس از پايان اجلاس گوادلوپ، كارتر به توصيه ژيسكار دستن و همچنين همراهان خود از جمله ساير وس‌ونس وزير خارجه و برژينسكي مشاور امنيت ملي آمريكا، تصميم گرفت امام خميني را به وضعيتي ميان سقوط رژيم شاه و پيروزي انقلاب اسلامي متقاعد سازد. او اين وضع را در حفظ دولت بختيار جستجو مي‌كرد. به همين دليل يك روز پس از پايان اجلاس ـ 18 دي ـ پيغام خود را به‌طور غيرمستقيم و توسط دو تن از مقامات فرانسوي به اطلاع امام خميني رساند. او در پيام خود از امام خميني خواست تا تمام نيرو و اهتمام خويش را جهت جلوگيري از مخالفت مرد م عليه بختيار به كار بندد وي در اين پيام به قطعي بودن خروج شاه اشاره كرد و سپس تهديد كرد كه «تهاجم به بختيار به مثابه قماري است كه تلفات فراوان برجاي خواهد گذاشت و وخامت اوضاع به مداخله ارتش خواهد انجاميد.»
امام در پاسخ درخواست كارتر را قاطعانه رد كردند و فرمودند:
« ...پيام آقاي كارتر دو جهت داشت يكي موافقت با دولت بختيار يا دست كم سكوت در شرايط فترت موجود و دوم راجع به احتمال كودتاي نظامي يا پيش‌بيني وقوع‌ آن. در باب موضوع اول امام تأكيد كرد كه همه مصايب و خونهاي ريخته شده ملت براي رهايي از زير بارگران سلسله پهلوي است. ملت ما حاضر نيست با دولت بختيار به‌عنوان ميراث شاه و يا با تدابيري چون تشكيل شوراي سلطنت كه همه آنها غيرقانوني است، كنار آيد. اما درباره حفظ آرامش ما بارها تأكيد كرده‌ايم كه همواره خواهان مملكتي آرام و با ثبات بوده‌ايم. اما با وجود شاه آرامش هيچ‌گاه باز نخواهد گشت. آقاي كارتر اگر حسن نيت دارند مي‌بايست از پشتيباني كودتا يا دخالت در امور ايران دست بكشند، تا خواسته مشروع ملت محقق گردد و آرامش و ثبات دائمي برقرار شود. ملت ايران نيز از كودتاي نظامي هيج هراسي به خود راه نخواهد داد. زيرا چندين ماه است كه رژيم با خشونت و قهر و غلبه نظامي و با حادترين شكل آن با مردم رفتار كرده است.
مردم ايران براي من پيام فرستاده‌اند كه در صورت بروز كودتاي نظامي بايد حكم جهاد مقدس داد. من كودتا را نه به صلاح ملت ايران مي‌دانم و نه به صلاح ملت امريكا. اما اگر چنانچه كودتايي صورت پذيرد ملت ايران از چشم شما خواهد ديد. من به حكم اين كه يك روحاني هستم هميشه مصلحت بشر در نظر مي‌گيرم. لذا به شما توصيه مي‌كنم كه جلوي اين خون‌ريزي‌ها را بگيرند و ايران را به حال خود واگذاريد. در اين صورت است كه نه تسليم شرق خواهد شد و نه تسليم غرب.
ملت را به حال خود واگذاريد تا من از اشخاص پاكدامن براي انتقال قدرت، يك شوراي انقلاب تأسيس كنم تا امكانات مناسب جهت به ثمر نشستن حكومت مبعوث ملت انجام پذيرد، در غير اين صورت اميد به آرامش نيست. اكنون در سازمان نيروهاي مسلح ايران اختلاف عميق و اساسي بروز كرده است و در صورت كودتاي بسياري را ارتشييان كه به ما پيوسته‌اند اين تلاش را در نطفه خفه خواهند نمود... »( صحيفه امام، جلد 5، ص 376.)
4. كارشكني و تاخير در ورود امام خميني به ايران
بعد از عزم امام راحل براي بازگشت به ميهن اسلامي، دول غربي به ويژه فرانسه كه محل اقامت امام خميني (ره) بود، انواع كارشكني ها را براي تاخير در حركت ايشان به سمت ايران انجام دادند به نحوي كه چندين بار پرواز ايشان به تاخير افتاد. بديهي است كه تمام اين كارشكني ها براي تحصيل زمان جهت تدبير امور و حفظ پهلوي و جلوگيري از افتادن زمام امور به دست امام خميني و مذهبيون بوده است.
5. ماموريت هايزر در تهران
مصداق بارز تلاش قدرت هاي غربي براي حفظ پهلوي را مي توان در اعزام ژنرال هايزر توسط آمريكا به تهران در ماه هاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي مشاهده نمود. شرح تلاش هاي بي وقفه ي ژنرال هايزر در تهران براي جلوگيري از پيروزي انقلاب اسلامي را مي توانيد در كتاب ماموريت در تهران نوشته ي ژنرال هايزر منتشر شده توسط انتشارات روزنامه ي اطلاعات مطالعه نماييد.
علاوه بر تمام اين اقدامات ، عملكرد غرب و از جمله انگليس در سال هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تا كنون نشانگر نارضايتي آنان از سقوط پهلوي و نظام سياسي جمهوري اسلامي در ايران مي باشد. در تمام طول اين سال ها، دول غربي از تمامي ظرفيت هاي خود –پشتيباني از صدام در جنگ ايران و عراق تا انواع تحريم هاي اقتصادي و علمي – براي مقابله با نظام برآمده ي از خواست ملت ايران استفاده نموده است. غرب در طول اين سال ها انواع توطئه هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و حتي نظامي را براي برانداختن نظام سياسي جمهوري اسلامي امتحان نموده است و همين مطلب حاكي از نامطلوب بودن استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران ، از ديدگاه قدرت هاي غربي از جمله انگليس مي باشد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .