نقش انتظارات تورمی در گرانی‌های اخیر

اغلب اندیشمندان، رسانه‌ها و مردم به جای پرداختن به این مسئله که راه‌حل اصلی کنترل تورم چیست؟ به بیان سخنان تکراری و کلی می‌پردازند. مسئله این است که آیا دولت تنها مقصر گرانی‌های اخیر است؟

امروزه گرانی، تورم و افزایش افسار گسیخته‌ی قیمت مرغ، زمین و اجاره‌بها بحث اصلی رسانه‌های اقتصادی و غیراقتصادی است. در این میان کمتر نهاد و رسانه‌ای است که به نحوی به این موضوع نپردازد. این عده مقصر اصلی این تلاطم‌ها را دولت و نهادهای رسمی معرفی می‌کنند.

به عبارت دیگر نوک پیکان این اتهام‌ها به سوی نهادهایی است که در نگاه اول و شاید با دیدی علمی و اقتصادی در این تلاطم‌ها مؤثر بوده‌اند. اما مسئله‌ای که در این میان مغفول واقع شده و کمتر کسی به آن پرداخته است، این است که هیچ‌گاه نباید اتفاق‌ها و رویدادهای انسانی را تک عاملی تفسیر کرد. سیاست‌های نامتوازن دولت، دید کوتاه مدت مسئولین، ضعف‌های ساختاری اقتصاد ایران شاید یکی از عوامل مهم در این میان باشد اما ریشه‌یابی مشکلات، به این موارد ختم نمی‌شود.

تورم روانی رسانه‌ها

از دیدگاه اقتصاددانان، تورم دو منشأ دارد. تورم واقعی و تورم روانی و یا انتظارات تورمی. به طور حتم دولت در ایجاد تورم واقعی و ساختاری در کشور مؤثر بوده و هست اما باید مدنظر داشت که دامن زدن به مسئله‌ی تورم و ایجاد این فضا که در کشور تورم وجود دارد خود می‌تواند ایجاد تورم کند. به بیان دیگر زمانی که در رسانه‌ها و بسیاری از محافل کشور، مسئله‌ی تورم نقل مجالس می‌شود و مردم خود را برای فضایی که تورم بیشتر و در ساختارهای دیگر ایجاد کند، آماده می‌کنند این خود تورم‌زاست، یعنی تورم روانی و انتظارات تورمی را به طور حتم افزایش می‌دهد.

این اندیشه که «آینده چه خواهد شد؟» با این وضع موجود دیگر چه اجناسی گران خواهد شد؟ و ... یعنی اینکه انتظارات تورمی بسیار بالا رفته است و مردم توقع تورم‌های بالاتری را دارند. در ساختار غیرشفاف و دلال گونه‌ی کشور، ظهور چنین فضایی راه را برای سوء استفاده کنندگان هموار می‌کند.

بدون شک عامل این نوع انتظارات، دولت نیست. متأسفانه اکنون در اغلب رسانه‌ها به جای پرداختن به حل موضوع تورم و پیگیری دقیق مسائل، التهاب‌آفرینی، تلقین فضای تحریم و تورم در کنار یک‌دیگر و اعتراف دو پهلو به این مطلب که شرایط اقتصادی و جهانی برای کشور ما مناسب نیست، به مسئله‌ی تورم دامن می‌زند. می‌توان گفت که اغلب اندیشمندان، رسانه‌ها و مردم به جای پرداختن به این مسئله که راه‌حل اصلی کنترل تورم چیست؟ به بیان سخنان تکراری و کلی می‌پردازند.

نبود فهم صحیح اقتصاد ایران

مطلب دیگر اینکه مشکل اصلی که در نگاه اهل رسانه و اقتصاد خوانده‌های ایرانی وجود دارد این است که این دو طیف با واقعیت اقتصاد ایران روبه‌رو نیستند. به بیان دیگر تفکر اقتصادی حاکم بر متولیان امور اقتصادی کشور، به‌خصوص در میان اهل رسانه و اقتصاد خوانده‌ها این است که مسائل اقتصادی را بر اساس مدل‌های موجود حل‌وفصل کنند. بیشتر این گروه‌ها با مراجعه به کتب اصلی خود برای اقتصاد ملی نسخه می‌پیچند. می‌توان ادعا کرد که بهترین این گروه‌ها کسانی هستند که اقتصاد غربی را به خوبی درک کرده‌اند و حداقل به نظر غربی و تئوری‌های مکتوب غربی آشنایی خوبی دارند.

بنابراین برای حل این مسائل باید نوع نگاه به اقتصاد را تغییر داد. نگاه‌های کهنه و پوسیده‌ی کلاسیک، کینزی و نئوکلاسیک دیگر رنگ باخته و راهگشا نبوده‌اند. از این رو ارائه‌ی چارچوب جدید اقتصاد ایران بسیار مهم است. این چارچوب باید برگرفته از تمامی مسائل حاضر در اقتصاد باشد و تمامی ملاحظه‌های اجرایی، فرهنگی و ملی را در بر بگیرید.
نکته‌ی اصلی در هر اقتصاد این است که مؤلفه‌های حاکم بر ساختار اقتصادی هر کشور و جامعه‌ای، تا حد زیادی مختص به آن کشور است. به بیان دیگر اگر چه شاید بتوان ادعا کرد که اقتصادهای مختلف در بسیاری از موارد شبیه هم هستند اما تفاوت‌های ساختاری و بنیادین موجود سبب می‌شود که نظام حاکم بر هر ساختاری نیز تفاوت کند. از این رو به نظر می‌رسد که فهم تورم و مشکلات ساختاری اقتصاد ایران باید از این الگوهای حاکم خارج باشد. چراکه در بسیاری از کشورها اصلاحات ساختاری سازمان‌های بین‌المللی نظیر صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و ... اجرا شده اما در بسیاری از موارد با شکست مواجه شده است. عامل اصلی این شکست‌ها نیز همین عدم فهم صحیج از ابعاد اقتصاد آن کشورها بوده است.

بنابراین برای حل این مسائل باید نوع نگاه به اقتصاد را تغییر داد. نگاه‌های کهنه و پوسیده‌ی کلاسیک، کینزی و نئوکلاسیک دیگر رنگ باخته و راهگشا نبوده‌اند. از این رو ارائه‌ی چارچوب جدید اقتصاد ایران بسیار مهم است. این چارچوب باید برگرفته از تمامی مسائل حاضر در اقتصاد باشد و تمامی ملاحظه‌های اجرایی، فرهنگی و ملی را در بر بگیرید. علم اقتصاد کنونی برگرفته از فرهنگ و آموزه‌های غربی و برای آن جغرافیا نوشته شده است. از این رو باید ملاحظه‌های منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرد.

در ایران مسائل سیاسی و اقتصادی عمده‌ای به خصوص در مسئله‌ی تورم حاکم است که ریشه در فرهنگ ملی ما و سبک زندگی ایرانی دارد و با تحلیل‌های وابسته همخوانی ندارد. به عنوان مثال پیروی مردم ما از فرامین رهبری و نگاه ولایت‌مدارانه‌ی مردم به مسئله‌ی حکومت اسلامی، امری است که در تحلیل‌های اقتصادی مغفول واقع می‌شود. تحلیل رفتار سیاستمداران و فهم مشکلات اجرایی آن‌ها، مسئله‌ای است که در تحلیل‌ها به آن‌ها توجه نمی‌شود.

امروزه در ادبیات غربی مکتب انتخاب عمومی به عنوان یک مکتب نئوکلاسیک، از جمله مکاتبی است که به این بحث در قالب تحلیل‌های اقتصادی می‌پردازد. این مکتب با توجه به نگاه به دولت و سیاستمداران در سالیان اخیر در کشورمان بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این توجه بدان حد بوده است که در بسیاری از دانشگاه‌های کشور در مقطع کارشناسی ارشد و دکترای گرایش بخش عمومی اقتصاد، به تدریس آن پرداخته می‌شود. از طرف دیگر در نهادهایی همچون مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و برخی از نشریات معتبر کشور نیز توجه به این مکتب بسیار بوده است.

با توجه به اینکه نوع تحلیل این مکتب و نوع نگاه آن به اقتصاد بسیار با فضای اقتصاد سیاسی کشور همخوانی دارد، موجب شده است که بعضاً بدون توجه به مبانی آن و همچنین ایرادهای حاکم بر این نوع نگاه در تحلیل مسائل اقتصادی و سیاسی استفاده شود. از این رو وابستگی شدید به این تحلیل‌ها و قرار گرفتن در دام تحلیل‌های چنین مکاتبی نیز از جمله مسائلی است که موجب می‌شود که ما تحلیل‌های سایر اقتصادها را بدون شناخت شرایط خاص کشور خودمان به اقتصاد کشور تحمیل کنیم.

در چنین شرایطی از اندیشمندانی که وابستگی تمام عیاری از نظر تئوریک به اقتصاد غربی دارند چگونه می‌توان توقع داشت که اقتصاد کشور را فهم کرده و پیشنهادهایی را ارائه کنند که راهگشا باشد. بسیاری از تحلیل‌های اخیر اقتصاددانان همان مطالبی است که در نسخه‌های قدیمی صندوق بین‌المللی پول وجود داشته و در گذشته اجرایی شده و چون پاسخگو نبوده، اجرایی نشده و باز ما از انبان قدیمی خود پیشنهادهایی را به روز می‌کنیم و به کشور ارائه می‌دهیم.

در مجموع می‌توان ادعا کرد نبود فهم صحیح اقتصاد ایران توسط اقتصادخوانده‌ها، مهم‌ترین مشکل اقتصاد ایران به خصوص در دوران اخیر است. در این دوران با تنگ‌تر شدن دامنه‌ی تحریم‌ها و اجرایی شدن هدفمندی یارانه‌ها لازم است به جای برخی ادراک‌های ناصحیح در بررسی علل تورم و گرانی‌های اخیر، اقتصاد مقاومتی به عنوان الگوی اقتصاد ایران پیگیری شود.(*)

*مرتضی غضنفرنژاد؛ کارشناس ارشد اقتصاد/برهان/۱۳۹۱/۵/۱۱

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .