نقش آيت الله خامنه اي در بيداري اسلاامي؟

سلام ،مي خواستم در مورد نقش ولايت فقيه مقام معظم رهبري را در رهبري تحولات بيداري اسلامي بدانم؟

در زمينه نقش مقام معظم رهبري در بيداري اسلامي با توجه به سخنراني مقام معظم رهبري در اولين اجلاس بيداري اسلامي ، مي توان سه صورت را متصور شد: يك. نقش هدايت گري دو. نقش تبيين و تشريح مسائل سه. آسيب شناسي بيداري اسلامي در اين زمينه مقام معظم رهبري معتقدند: «بيداري اسلامي امروز، نيز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقيقي است كه يقيناً فصل مشبعي در تحليل و تاريخ‌نگاري وضعيت كنوني دنياي اسلام را به خود اختصاص خواهد داد. حاصل آنكه حقايق رو به افزايش كنوني در دنياي اسلام، حوادث بريده از ريشه‌هاي تاريخي و زمينه‌هاي اجتماعي و فكري نيستند تا دشمنان يا سطحي‌نگران بتوانند آن را موجي گذرا و حادثه‌ئي در سطح بيانگارند و با تحليلهاي انحرافي و غرض‌آلود، مشعل اميد را در دل ملتها خاموش سازند. من در اين گفتار برادرانه ميخواهم بر روي سه نقطه‌ي اساسي درنگ كنم: ١ ـ نگاهي اجمالي به هويت اين قيامها و انقلابها. ٢ ـ خطرات و آسيبهاي بزرگي كه بر سر راه آن قرار دارد. ٣ ـ پيشنهادهائي در علاج‌جوئي و پيش‌گيري از آسيبها و خطرها.»(بيانات در نخستين اجلاس بيداري اسلامي مورخه ۱۳۹۰/۰۶/۲۶) مقام معظم رهبري در توضيح قسمت اول چنين مي فرمايند: « ـ در موضوع اول، به نظر من مهمترين عنصر در اين انقلابها، حضور واقعي و عمومي مردم در ميدان عمل و صحنه‌ي مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ايمانشان، بلكه علاوه ‌بر آن، با جسم و تنشان. فاصله‌ي عميقي است ميان چنين حضوري با قيامي كه به وسيله‌ي يك جمع نظامي يا حتي يك گروه مبارز مسلّح در برابر چشمان بي‌تفاوت مردم يا حتي مورد رضايت آنان انجام ميگيرد. در حوادث دهه‌ي پنجاه و شصت در تعدادي از كشورهاي آفريقا، و آسيا، بار سنگين انقلاب را نه قشرهاي گوناگون مردم و جوانان از همه جاي كشورها، بلكه دستجات كودتاگر يا هسته‌هاي كوچك و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصميم گرفتند و عمل كردند و آنگاه كه خودشان يا نسل پس از آنها بر اثر انگيزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض كردند، انقلابها به ضد خود تبديل شد و دشمن بار ديگر بر آن كشورها تسلط يافت. اين بكلي متفاوت است با تحوّلي كه بر دوش توده‌ي مردم است و آنهايند كه جسم و جان خود را به ميدان ميآورند و با مجاهدت و فداكاري، دشمن را از صحنه بيرون ميرانند. در اينجا اين مردم‌اند كه شعارها را مي‌سازند، هدفها را معين ميكنند، دشمن را شناسائي و معرفي و تعقيب ميكنند، آينده‌ي مطلوب را ـ اگر چه به اجمال ـ ترسيم ميكنند، و در نتيجه اجازه‌ي انحراف و سازش با دشمن و تغيير مسير را به خواص سازشكار و آلوده و بطريق اولي به عوامل نفوذي دشمن نميدهند. در حركت مردمي ممكن است كار انقلاب با تأخير انجام گيرد، ولي از سطحي‌گري و ناپايداري به دور است، كلمه‌ي طيبه‌ئي است مصداق كلام خداوند كه فرمود: أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ (ابراهيم ـ ٢٤)...بي‌شك اين حقيقت كه انقلابهاي منطقه متكي به اين اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند امريكا و غرب و صهيونيسم نيست و آنها همه‌ي تلاش خود را به كار ميبرند تا آن را انكار كنند، ولي واقعيت با انكار آن دگرگون نميشود...مردمي بودن اين انقلابها مهمترين عنصر در تشكيل هويت آنها است. قدرتهاي خارجي كه با آخرين توانائيها و شگردهاي خود سعي ميكردند حكام مستبد و فاسد و وابسته را در اين كشورها حفظ كنند و تنها هنگامي از حمايت آنها دست برداشتند كه قيام و عزم مردم، هيچگونه اميدي براي آنها باقي نگذاشت، حق ندارند خود را در پيروزي اين انقلابها سهيم بدانند....مردم و نخبگان مردمي و كساني كه از مردم بر آمده‌اند، خود صاحبان اين انقلابها و متعهّد به حراست از آن و ترسيم‌كننده‌ي مسير آينده و رو به تكامل آن ميباشند...».)(همان ) «2 ـ در موضوع آسيب ها و خطرها .. نخست بايد تأكيد كنم كه خطر هست ولي راه مصونيت از آن نيز هست. توجه به خطر نبايد ملتها را بترساند. بگذاريد دشمنانتان از شما بترسند و بدانيد كه : انّ كيد الشيطان كان ضعيفا. خداوند درباره‌ي گروهي از مجاهدان صدر اسلام ميفرمايد: الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ. خطرها را بايد شناخت تا در مواجهه با آن حيرت و ترديد پيش نيايد و چاره و علاج، شناخته شده باشد. ما با اين خطرها پس از پيروزي انقلاب اسلامي روبرو شديم و آنها را شناختيم و تجربه كرديم و بخواست خدا و رهبري امام خميني و بصيرت و فداكاري مردممان از بيشتر آنها به سلامت گذشتيم، البته توطئه‌ها از سوي دشمن و عزم راسخ از سوي ملت، همچنان ادامه دارد. دسته‌ي اوّل، چيزهائي از اين قبيل است: احساس و گمان اينكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و ديكتاتور، كار تمام شد. راحتي‌ِ خيال ناشي از احساس پيروزي و به دنبال آن كم شدن انگيزه‌ها و سست شدن عزمها، نخستين خطر است، و آنگاه اين خطر مهيب تر ميشود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ويژه در غنيمتِ به دست آمده باشند.. ماجراي جنگ اُحُد و غنيمت‌جوئي مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجاميد و مجاهدان از سوي خداوند متعال سرزنش شدند، يك نمونه‌ي نمادين است كه هرگز نبايد از يادها برود. مرعوب شدن از هيمنه ظاهري مستكبران و احساس ترس از امريكا و ديگر قدرتهاي مداخله‌گر آسيب ديگري از اين دسته است كه بايد از آن پرهيز كرد. نخبگان شجاع و جوانها بايد اين ترس را از دلها بيرون كنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمايتهاي آنها افتادن نيز آسيب بزرگ ديگري است كه بطور ويژه بايد پيشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس بايد شناخت و از كيد او كه در مواردي در پس ظاهر دوستي و كمك پنهان ميشود بايد ملت و انقلاب را مصون ساخت. روي ديگر اين صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را بايد با تدبير و حزم در هم آميخت. در مقابل شيطان جنّ و انس، بايد همه‌ي ذخائر الهي در وجود خود را به كار گرفت. ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابيون و رخنه در پشت جبهه‌ي مبارزه، نيز آفتي بزرگ است كه با همه‌ي توان بايد از آن گريخت. آسيبهاي دسته‌ي دوم را غالباً ملتهاي اين منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند، نخستين آسيب، بر روي كار آوردن عناصري است كه خود را متعهد به امريكا و غرب ميدانند. غرب مي كوشد پس‌از سقوط ناگزير مهره‌هاي وابسته‌، اصل سيستم و اهرمهاي اصلي قدرت را حفظ كند و سر ديگري را بر روي اين بدن بگذارد و بدين وسيله سلطه‌ي خود را همچنان ادامه دهد. اين به معناي هدر رفتن همه‌ي تلاشها و مجاهدتها است. در اين مرحله اگر با مقاومت و هشياري مردم مواجه شوند، مي‌كوشند تا بديل‌هاي انحرافي گوناگون در پيش پاي نهضت و مردم بگذارند. اين سناريو ميتواند پيشنهاد مدلهاي حكومتي و قانون اساسي‌ها‌ئي باشد كه كشورهاي اسلامي را بار ديگر در دام وابستگي فرهنگي و سياسي و اقتصادي به غرب بيفكند،‌ و ميتواند نفوذ ميان انقلابيون و تقويت مالي و رسانه‌ئي يك جريانِ نامطمئن و به حاشيه راندن جريانهاي اصيل در انقلاب باشد. اين نيز به معني بازگرداندن سلطه‌‌ي غرب و تثبيت مدلهاي نوسازي شده‌ي غربي و بيگانه از اصول انقلاب و در نهايت، تسلط بر اوضاع است. اگر اين تاكتيك نيز به نتيجه نرسد، تجربه‌ها به ما ميگويد كه آنگاه روشهائي چون هرج و مرج و تروريزم و جنگ داخلي ميان پيروان اديان يا قوميتها يا قبائل و احزاب و يا حتي ميان ملتها و دولتهاي همسايه، و همراه با آن، حصر اقتصادي و تحريم و بلوكه كردن سرمايه‌هاي ملي و نيز هجوم همه جانبه‌ي تبليغاتي و رسانه‌ئي را در پيش خواهند گرفت. مقصود آنان از اين همه، خسته و نوميد كردن مردم و مرددّ و پشيمان كردن مبارزان است. كه ميدانند در اين صورت، شكست دادن انقلاب، ممكن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر يا بدنام كردن برخي از آنان و از سوئي خريدن كساني از سست عنصران، نيز در شمار روشهاي متداول قدرتهاي غربي و مدعيان تمدن و اخلاق است. در ايران اسلامي، اسناد لانه‌ي جاسوسي كه به دست انقلاب افتاد، نشان داد كه همه‌ي اين توطئه‌ها، بدقت از سوي رژيم ايالات متحده‌ي امريكا براي ملت ايران برنامه‌ريزي شده بود. براي آنان باز گرداندن ارتجاع و استبداد و حاكميت وابسته در كشورهاي انقلابي، اصلي است كه همه‌ي اين روشهاي كثيف را تجويز ميكند.»(همان ) «٣ ـ در آخرين بخشِ سخنانم، توصيه‌هائي را بر اساس تجربه‌ي عيني خودمان در ايران و آنچه از مطالعه‌ي دقيق ديگر كشورها به دست آمده است، در معرض ديد و تشخيص و انتخاب شما ميگذارم. شكّ‌ نيست كه شرائط ملتها و كشورها در همه چيز يكسان نيست ولي بيّناتي وجود دارد كه ميتواند براي همه مفيد باشد. اولين سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن‌ ظن به وعده‌هاي مؤكد نصرت الهي در قرآن و بكارگيري خرد و عزم و شجاعت، ميتوان بر همه‌ي اين موانع فائق آمد و پيروزمندانه از آنها عبور كرد. البته كاري كه شما بدان همت گماشته‌ايد بسي بزرگ و سرنوشت‌ساز است، پس بايد زحمات بزرگ را هم بخاطر آن تحمل كرد. اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام فرموده است: فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَقْصِمْ جَبَّارِي دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِيلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ يَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِي دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر.. توصيه‌ي مهم آن است كه خود را همواره در ميدان بدانيد: فاذا فَرغتَ فَانصَب، هميشه خداوند را حاضر و كمك‌كار خود بدانيد: و الي ربك فارغب، و پيروزيها ما را دچار غرور و غفلت نكند: اذا جاء نصرالله و الفتح و رأيت الناس يدخلون في دين الله افواجاً فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان تواباً اينها پشتوانه‌هاي حقيقي يك ملت مؤمن است. توصيه‌ي ديگر، بازخواني دائمي اصول انقلاب است. شعارها و اصول بايد تنقيح و با مباني و محكمات اسلام تطبيق داده شوند. استقلال،‌ آزادي،‌ عدالتخواهي، تسليم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفي تبعيضهاي قومي و نژادي و مذهبي، نفي صريح صهيونيزم. اينها اركان نهضت‌هاي امروز كشورهاي اسلامي است و‌ همه برگرفته از اسلام و قرآن است. اصولتان را روي كاغذ بنويسيد؛ اصالتهاي خود را با حساسيت بالا حفظ كنيد؛ نگذاريد اصول نظام آينده‌ي شما را دشمنان شما بنويسند؛ نگذاريد اصول اسلامي در پاي منافع زودگذر قرباني شود. انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها و هدفها، آغاز ميشود. هرگز به امريكا و ناتو و به رژيمهاي جنايتكاري چون انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زماني دراز سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند اعتماد نكنيد؛ به آنها سوء ظن داشته باشيد و لبخند آنها را باور نكنيد؛ پشت اين لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خيانت نهفته است. راه‌حل خود را خود با بهره‌گيري از سرچشمه‌ي فياض اسلام به دست آوريد و نسخه‌هاي بيگانه را به خودشان پس دهيد. توصيه‌ي مهم ديگر پرهيز از اختلافات مذهبي، قومي، نژادي، قبيله‌ئي و مرزي است. تفاوتها را به رسميت بشناسيد و آن را مديريت كنيد. تفاهم ميان مذاهب اسلامي كليد نجات است. آنها كه آتش تفرقه‌ي مذهبي را با تكفير اين و آن دامن ميزنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله‌ي شيطانند. نظام‌سازي كار بزرگ و اصلي شما است. اين كاري پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاي لائيك يا ليبراليسم غربي، يا ناسيوناليسم افراطي، يا گرايشهاي چپ ماركسيستي خود را بر شما تحميل كند. اردوگاه شرق چپ فرو ريخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خيري براي آن متصور نيست. گذشت زمان به زيان آنها و به سود جريان اسلام است. هدف نهائي را بايد امت واحده‌ي اسلامي و ايجاد تمدن اسلامي جديد بر پايه‌ي دين و عقلانيت و علم و اخلاق،‌ قرار داد....دو نكته‌ي مهم در اينجا وجود دارد: اوّل آنكه ملتهاي انقلاب كرده و آزاد شده يكي از مهمترين خواسته‌هايشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مديريت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان « نظام مردمسالاري اسلامي» است، يعني حاكمان با رأي مردم برگزيده ميشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتني بر معرفت و شريعت اسلامي است. اين خود ميتواند در كشورهاي گوناگون به اقتضاي شرائط، با شيوه‌ها و شكلهاي گوناگون تحقق يابد ولي با حساسيت كامل بايد مراقب بود كه اين با دموكراسي ليبرال غربي اشتباه نشود. دموكراسي لائيك و در مواردي ضد مذهب غربي با مردمسالاري اسلامي كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلي اسلامي در نظام كشور است، هيچ نسبتي ندارد. نكته‌ي دوم آن است كه اسلامگرائي نبايد با تحجّر و قشري‌گري و تعصّبهاي جاهلانه و افراطي مشتبه گردد. مرز ميان اين دو نيز بايد پر رنگ باشد. افراطهاي مذهبي كه غالباً با خشونت كور همراه است، عامل عقب‌ماندگي و دور شدن از هدفهاي والاي انقلاب است، و اين به نوبه‌ي خود مايه‌ي جدا شدن مردم و در نتيجه شكست انقلاب خواهد بود. خلاصه كنم: سخن از بيداري اسلامي، سخن از يك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأويل و تفسير نيست؛ سخن از يك واقعيت خارجي مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قيامها و انقلابهاي بزرگي را پديد آورده و مهره‌هاي خطرناكي از جبهه‌ي دشمن را ساقط كرده و از صحنه بيرون رانده است. با اينحال، صحنه همچنان سيّال و نيازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. آياتي كه در طليعه‌ي سخن تلاوت شد دستورالعمل كامل و كارسازي است؛ براي هميشه و بويژه در اين برهه‌ي حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پيامبراكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله است، ولي در واقع ما همگي بدان مخاطب و مكلّفيم. در اين آيات،‌ تقوا با همان معني بلند و گسترده‌اش، اوّلين توصيه است، و سپس سرپيچيدن از فرمانبري كافران و منافقان، و پيروي از وحي الهي، و سرانجام توكل و اعتماد به خداوند ...» بنابراين با توجه به بيانات مقام معظم رهبري، در اجلاس بيداري اسلامي مي توان نقش هدايتگري ولايت فقيه را فهميد از اينرو، نقش رهبري به سه صورت مطرح مي شود: يك. تبيين و تشريح هويت قيام و بيداري اسلامي دو. هشدار و آسيب شناسي بيداري اسلامي سه. ارائه راهكار و پيشنهادهايي در علاج آسيب ها ، كه متاسفانه مردم و مسئولين قبلي مصر(از جمله محمد مرسي) هشدارهاي مقام معظم رهبري را جدي نگرفتند و بيداري اسلامي در مصر دچار مخاطرات سهمگين شد. بيان اين مسائل از طرف مقام معظم رهبري نشانگر آينده نگري و تشخيص درست آسيب هاي بيداري اسلامي بود. (براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مي توانيد به سايت مقام معظم رهبري: (www.khamenei.ir)، مراجعه كنيد.)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .