نقس منفي نگري در انقلاب؟

سلام، برخي از طرفداران شاه، مي گويند كه انقلابيون در آن دوران به هر چيزي اعم از اينكه خوب بود يا بد بود، نه مي گفتند و لذا انقلاب ريشه در نوعي منفي نگري داشت، زيرا هيچ حسني را در مورد آن رژيم قبول نمي كردند. آيا اين درست است؟

با سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز در پاسخي نسبتا اجمالي در برابر اين شبهه ي بسيار سطحي بايد گفت: گام نخست : كساني كه چنين ادعايي مي نمايند مي بايست براي اثبات ادعاي خود استدلال نمايند. به عنوان مثال رژيم پهلوي واجد چه خوبي هايي بوده است كه انقلابيون آن خوبي ها را ناديده گرفته و به خاطر روحيه ي منفي نگري به اين خوبي هاي فرضي و خيالي پاسخ منفي ميدادند. ريخت و پاش هاي شديد در سطح مسوولان، عقب ماندگي كشور، نبود زيرساخت هاي لازم براي پيشرفت، وابستگي صد در صدي اقتصاد به نفت، وابستگي سياسي كشور به قدرت هاي غربي، نمايش مظاهر فساد در سطح جامعه- مشروب فروشي ها ، كاباره ها، فاحشه خانه هاو ...، زيرپا نهادن قوانين مترقي اسلام در اداره ي جامعه،‌ و ... آيا از منظر چنين افرادي در كنار اين نقاط بسيار تاريك ، نقطه ي مثبتي نيز ديده مي شود؟ در يك تحليل كلان از عملكرد رژيم طاغوت پهلوي بايد بگوييم : رژيم منحوس پهلوي با پايه گذاري دولتي شبه مدرن بدون توجه به تامين زير ساخت هاي بومي، به گونه اي به مديريت كلان كشور پرداخت كه نتيجه ي آن در دهه ي 50 تبديل ايران به كشوري عقب مانده از جهت اقتصادي، علمي، فن اوري و ... بود. انتخاب استراتژي غلط توسعه اي براي ايران در عصر پهلوي منجر به ايجاد پديده هايي گرديد كه همه و همه به مثابه ي موانعي براي پيشرفت يك كشور به شمار مي روند. توضيح بيشتر :منظور از استراتژى توسعه، انتخاب و تدوين اصول كلى حركت براى ايجاد تحولات در ساختارها، نهادها و اجراى طرحهاى بزرگ اقتصادى و اجتماعى به منظور تسريع در پيشرفت و سازندگى كشور است. اگر در روند سازندگى كشورهايى كه طى دو و سه دهه اخير خود را از مرز يك كشور عقب افتاده به كشورهاى توسعه يافته رسانده‏اند مطالعه‏اى صورت گيرد، الگويى از استراتژى آنها استخراج مى‏گردد كه كم و بيش مراحل زير را در بردارد:. 1 اصلاحات وسيع همراه با اولويت دادن در تخصيص منابع به نظامهاى آموزشى و تربيتى‏خود، كه از رهگذر آن تحولات زير را در نسل جديد خويش ايجاد كرده‏اند: ريشه كنى بى سوادى و افزايش معلومات عمومى جامعه، گسترش علم، پژوهش و تحقيق، خلاقيت و نو آورى، ايجاد همبستگى شديد ذهنى بين نسل جوان و منافع ملى كشور، ايجاد آمادگى براى كار و تلاش بيشتر همراه با كاهش توقع و انتظار، ايجاد آمادگى براى قانون پذيرى، نظم پذيرى، مشاركت جمعى در سازندگى كشور، ايجاد نگرش و رفتار اقتصادى مناسب براى توسعه، با كاهش مصرف و آمادگى ذهنى براى پس انداز و سرمايه گذارى براى ساختن آينده،. 2 تلاش سازمان يافته براى دستيابى به علم و تكنولوژى جديد و بومى سازى آن در چارچوب نيازهاى جامعه خودى،. 3 حركت در چارچوب برنامه‏اى منظم براى آماده سازى زير ساختها و زير بناهاى اقتصادى،. 4 قدرتمند ساختن دولت براى بازسازى بخش خصوصى فعال در فعاليتهاى اقتصادى در چارچوب مصالح ملى. در ارزيابى عمومى از اقدامات اين كشورها مشاهده مى‏گردد كه اولويتها و توجهات، عمدتا متوجه بهبود نقش انسانها در توسعه است و لذا شروع اصلاحات با نهادهاى آموزشى و فرهنگى است و به موازات آن، نهادها و ساختارهاى اجرايى را اصلاح كرده‏اند و به طور طبيعى از حاصل كيفيت بخشيدن به توانمندى انسانها و اصلاح ساختارها و نهادهاى اجتماعى زمينه براى تداوم توسعه اقتصادى فراهم شده و امكان كسب ماليات براى ساخت زير بناهاى جديد فراهم گرديده است. اما آنچه در طول حيات رژيم گذشته در ايران اتفاق افتاد، حركتى از انتها بود. بدين معنا كه منابع درآمدى نفت اين فرصت را فراهم ساخت كه از طريق دلارهاى نفتى اولويت اقدامات توسعه‏اى رژيم گذشته از طريق ساخت فيزيكى جامعه شروع شود، بدون آنكه توجه كافى به كار آمد سازى انسانها از طريق نظامهاى آموزشى و فرهنگى بشود و تلاش سازمان يافته و پيگيرى براى اصلاحات نهادى در ساختارهاى مختلف اجرايى صورت پذيرد. اين اتفاق از آنجا حادث مى‏گردد كه معمولا مسئولان حكومتى كشورهاى جهان سوم ابتدا باظاهر كشورهاى پيشرفته آشنا مى‏شوند و اگر منابع درآمدى برون زايى مثل نفت، الماس و غيره داشته باشند، امكان اين را مى‏يابند كه با اجراى طرحهاى عمدتا فيزيكى و به اصطلاح چشم پركن، ظاهر جامعه را تغيير دهند و احساس كاذب پيشرفت را از طريق دستگاههاى تبليغاتى در بين مردم خودشان القا نمايند. متأسفانه اين اتفاق تلخ در رژيم گذشته در ايران رخ داده و انواع مشكلات را براى جامعه ايران به يادگار گذاشته است. توجه شود كه اگر درآمد برون زايى مثل نفت نباشد، حتى حكومتهاى وابسته كشورهاى جهان سوم براى ادامه حيات خود ناچار مى‏شوند از طريق كارآمد كردن نظامهاى فرهنگى، آموزشى خود و اصلاح ساختارهاى اجرايى، امكان صنعتى شدن و به وجود آمدن بنگاههاى اقتصادى و خدماتى مدون را فراهم سازند تا زمينه دريافت ماليات براى ادامه حكومتشان فراهم گردد. به هر حال وجود درآمدهاي حاصل از صدور نعمت نفت خام در كنار وابستگى و فساد رژيم شاهنشاهى آثار نامطلوب زير را در جامعه ما به ارث گذاشته است:. 1. ايجاد يك نظام بزرگ دولتى مصرف كننده منابع و مخرب در سازندگى و توسعه كشور، 2. عدم انتقال علم و تكنولوژى مناسب به ساختارهاى مختلف: اقتصادى، سياسى، مديريتى‏و فرهنگى،. 3. عدم ايجاد نهادهاى تحقيقاتى و مطالعاتى مناسب براى شناخت واقعى مسائل جامعه،. 4. رشد نا متعادل و توسعه ناموزون مناطق مختلف كشور،. 5. ناشناخته ماندن بسيارى از خصوصيات فرهنگى، رفتارى اقشار مختلف جامعه براى مسئولين،. 13 ناشناخته ماندن بسيارى از منابع و مزيتهاى نسبى كشور،. 6. فيزيك گرايى و ظاهر بينى افراطى در مفهوم سازندگى در بين مسئولان و مردم،. 7. توسعه مصرف گرايى مبتنى بر واردات كالاهاى صنعتى و مصرفى خارجى،. 8. توزيع نامتعادل استعدادهاى درخشان بين علوم مختلف مورد نياز جامعه،. 9. عدم ايجاد يك نظام مالياتى كارآمد،. 10. عدم شكل گيرى ساختار نظارت عمومى مردم بر تصميم‏گيرى مديران اجرايى و دستگاههاى دولتى به دليل مشاركت نداشتن در تأمين هزينه‏هاى دولتى،. 11. از بين رفتن حساسيت در مورد مصرف بيت المال و اموال عمومى در فرهنگ رفتارى تصميم گيرندگان و مردم،. 12. تخريب نظام قضاوت جامعه نسبت به عناصر حكومت و دولت. گام دوم : انقلاب اسلامي ايران يك پديده ي مربوط به قرون ماقبل تاريخ نيست كه بتوان در برابر آن به تحليل هاي متضاد راه يافت، بلكه انقلاب اسلامي ايران پديده اي معاصر و مربوط به كمتر از چهار دهه ي قبل مي باشد و مبادي و ريشه ها و چگونگي مبارزات و روند پيروزي آن كاملا در دسترس بوده و قابل استناد و ارزيابي است. جالب اين كه هيچ كدام از نظريه پردازان علوم سياسي و جامعه شناسي اي كه پيرامون انقلاب اسلامي ايران نظريه پردازي نموده اند ،هيچ كدام به وجود چنين عاملي در تحقق انقلاب اسلامي اشاره ننموده اند. به نظر مي رسد بيان نكاتي پيرامون روند نهضت اسلامي به رهبري امام خميني كه منجر به پيروزي انقلاب اسلامي گرديد ، خالي از لطف نباشد. شايد در ميان پديده هاي اجتماعي سياسي، انقلاب پيچيده ترين پديده اي باشد كه توجه بسياري از عالمان اين رشته را به خود جلب كرده است. انقلاب همانند كلاف در هم تنيده اي است كه پيدا كردن سر نخ آن، به منظور درك ماهيتش، نيازمند تاملات نظري دقيق در كليت آن پديده است؛ اينكه انقلاب ها چگونه شكل مي گيرند و اساسا از چه علل و عواملي بر ميخيزند و در نهايت، چه پيامد هايي دارند، مهم ترين پرسش هايي است كه در اين باره مطرح است. ويژگي هاي يك انقلاب را مي توان در موارد هفت گانه ي زير دسته بندي نمود: 1. نارضايتي عميق از وضع موجود، 2. ظهور و گسترش ايدئولوژي هاي جايگزين، 3. گسترش روحيه انقلابي، 4 . وجود رهبري مقتدر و نهاد هاي بسيج گر، 5. شركت توده ها و مردمي بودن، 6. وجود عنصر خشونت، 7 .تغيير ساختار هاي سياسي – اجتماعي جامعه با توجه به اين مقدمه و در پاسخ به سوال شما بايد گفت چرايي وقوع انقلاب اسلامي در بهمن 57 و عدم وقوع آن در دوره هاي قبلي مطرح شده در سوال را بايد در تك تك ويژگي هاي هفت گانه ي انقلاب – كه در سطور بالا اشاره شد – جستجو نمود. و بررسي هر يك از اين موارد در زمان پيروزي انقلاب اسلامي و مقايسه آنها و بررسي وجود يا عدم وجودشان در مقاطع تاريخي مورد اشاره ، مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود كه از حوصله اين نوشتار بيرون است و لازم مي نمايد كه شما با مراجعه به منابعي كه در نهايت به شما معرفي خواهيم كرد جواب تفصيلي پاسخ خود را بيابيد. چرايي وقوع انقلاب اسلامي ايران را مي توان در موارد چهار گانه ذيل دسته بندي كرد: 1 . نارضايتي عميق از شرايط حاكم: نارضايتي عميق از سلطنت محمد رضا شاه بويژه بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 كه موجي از خفقان سياسي سراسر كشور را فراگرفت ، اولين زمينه وقوع انقلاب بود. نارضايتي از وضع موجود از زمان قاجاريه و ديكتاتوري رضاخان به صورت مستمر در سطح جامعه وجود داشته است اما اين نارضايتي در دوره محمد رضا به اوج خود رسيد. اين نارضايتي و تنفر در سال هاي پاياني حكومت پهلوي گسترش يافته و در آستانه وقوع انقلاب در بين همه اقشار جامعه فراگير و در عين حال عميق تر وشديدتر شد. ضعف و ناكارآمدي ساختار هاي سياسي ، اقتصادي، و فرهنگي رسمي و در نتيجه از دست رفتن مشروعيت حكومت را مي توان از عوامل ظهور و گسترش نارضايتي دانست. 2. پذيرش و گسترش ايدئولوژي اسلامي : تعاليم اسلامي به عنوان انديشه و آرمان جديد به تدريج توانست ايدئولوژي هاي رقيب يعني ماركسيسم و ناسيوناليسم را به حاشيه برده و در سطح گسترده اي بين نخبگان سياسي و توده هاي مردم نفوذ كند. و از سوي ديگر جمعيت پذيرنده ي آرمان هاي انقلاب اسلامي ، جمعيتي بسيار بود به گونه اي كه مي توان گفت بجز بخشي از روشنفكران – كه با عقايد ماركسيستي يا ليبرالي در انقلاب شركت داشتند – عموم مردم تابع آرمان هاي اسلامي بودند. 3. گسترش روحيه انقلابي: به هنگام وقوع انقلاب اسلامي روحيه انقلابي همگاني و عميقي در سطح جامعه مشاهده مي شد. بي توجهي انقلابيون به اقدامات رفرميستي شاه و نيز بي اعتنايي آنان به اقدامات سركوبگرانه حكومت از سويي و ظهور گسترده احساس شهادت طلبي و فداكاري در راه آرمان انقلاب از ديگر سو بيانگر وجود اين روحيه در ميان مردم بود. 4. نقش آفريني رهبري و نهاد هاي بسيج گر: در وقوع انقلاب اسلامي ، وجود نقش رهبري مقتدر و دانا همراه با نهاد هاي بسيج گري مانند نهاد روحانيت، شبكه مساجد و انجمن هاي اسلامي انكار ناپذير است. رهبري هوشمند، قاطع و بلامنازع امام خميني (قدس سره) ، اعتماد خاص مردم به وي و نيز پيوند ديني و تاريخي روحانيت و مردم روند انقلاب را سرعت بخشيد؛ بدين گونه كه باعث برانگيختن نارضايتي از وضع موجود، گسترش آرمان هاي انقلاب اسلامي ، ايجاد و گسترش روحيه انقلابي ، بسيج عمومي و نيز بنياد گذاري سامان سياسي جديد شد. در يك كلام اساسي ترين دليل پيروزي ملت ايران در انقلاب اسلامي سال 1357 را مي توان ، وجود رهبري مقتدر و نافذ الكلمه اي دانست كه ضمن آگاه سازي مردم از عمق فساد و ظلم و استبداد و استعمار ، روحيه انقلابي را در مردم تقويت نموده و ضمن ارائه و تدوين ايدئولوژي اسلامي براي حكومت ، توده هاي مردم را براي مبارزه با رژيم طاغوت به خيابان ها كشاند و در نهايت موفق شد با فرماندهي انقلاب آن را به پيروزي رسانده و پس از آن با مبنا قرار دادن ايدئولوژي اسلامي ، ساختار هاي سياسي و اجتماعي جامعه را تغيير داده و نظامي سياسي – اجتماعي بر طبق اصول و مولفه هاي اسلامي را معماري كرده و تاسيس نمايد. در پايان ضمن تشكر از مكاتبه شما با اين مركز، منتظر سوالات بعدي شما هستيم. براي كسب اطلاعات بيشتر و عمق بخشي به مطالعاتتان پيرامون انقلاب اسلامي توصيه مي كنيم حتما منابع ذيل را مورد مطالعه قرار دهيد. انقلاب اسلامي ايران(ويراست چهارم)، تاليف جمعي از نويسندگان، تدوين نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، نشر معارف، 1387 انقلاب اسلامي ؛ زمينه ها و پيامد ها، تاليف منوچهر محمدي، تدوين نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، نشر معارف، 1387 تاريخ تحولات سياسي ايران: بررسي مولفه هاي دين – حاكميت – مدنيت و تكوين دولت – ملت در گستره هويت ملي ايران، موسي نجفي و موسي فقيه حقاني، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، تهران، 1384

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .