نقدی بررمان «پنجره زودتر می‌‌­میرد»؛ سیاه‌­نمایی مطلق از وقوع انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس

نقدی بررمان «پنجره زودتر می‌‌­میرد»؛

سیاه‌­نمایی مطلق از وقوع انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس
آنچه از درون‌­مایه‌ی کتاب برمی‌‌آید این است که نویسنده از پیروزی انقلاب ، به خصوص از ویژگی اسلامی‌‌اش، ناراحت و عصبانی است و به اجبار می‌‌خواهد به خواننده القا کند که مردم قبل از انقلاب، امنیت بیشتری داشتند و سر‌زنده‌‌تر بودند. البته که تمام نا‌ملایمتی‌­های امروز هم نتیجه‌‌ی پدید آمدن انقلاب اسلامی است، حتی از دست دادن تازگی پوست صورت!
گروه فرهنگی - اجتماعی برهان؛ رمان «پنجره زودتر می­میرد» نوشته‌ی پوریا عالمی اثری است که در انتشارات «علم» به چاپ رسیده است. داستان این رمان درباره‌ی یک خانواده‌ی 4 نفری است. پدر خانواده از فعالین حزب توده و گروه‌های مارکسیستی در دوران قبل از پیروزی انقلاب است که بعد از پیروزی انقلاب دچار سرخوردگی شده و از گذشته خود پشیمان گشته است.

پسر خانواده، آرمان، از نظر فکری و عقیدتی راه پدر را ادامه می‌دهد و در دوران جوانی تبدیل به شاعری می‌شود که اشعارش از سوی حکومت (بخوانید نظام جمهوری اسلامی) ممنوع­‌الانتشار اعلام می‌گردد. در ادامه‌ی داستان، آرمان به مواد مخدر معتاد و در تیمارستان بستری می‌شود.

مهم­ترین محور القایی این اثر نگاه منفی و ناامید‌کننده‌ی این خانواده نسبت به وقوع انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس است که سیاه­نمایی مطلق بر آن حاکم است.

تلقین روحیه‌ی یأس و ناامیدی از وقوع انقلاب اسلامی

آنچه از درون­مایه کتاب «پنجره زودتر می­میرد» برمی‌آید این است که نویسنده از پیروزی انقلاب اسلامی، به خصوص از ویژگی اسلامی‌اش، ناراحت و عصبانی است و به اجبار می‌خواهد به خواننده القا کند که مردم قبل از انقلاب، امنیت بیشتری داشتند و سرزنده‌تر و بانشاط‌تر بودند. البته که تمام ناملایمتی­های امروز هم نتیجه‌ی پدید آمدن انقلاب اسلامی است، حتی از دست دادن تازگی پوست صورت! (صفحه‌ی 19 و صفحه‌ی 93)

تلاش برای القای مصادره‌ی انقلاب

فضاسازی نویسنده به گونه­ای است که گویی پیروزی انقلاب نتیجه‌ی مبارزات حزب توده و گروه­های مارکسیستی بوده است و بعد از پیروزی انقلاب، جریان اقتدارگرا و اسلامی، آن­ها را به حاشیه رانده­اند. (صفحه‌ی 19)

پیام مرگ و نیستی هم­زمان با وقوع انقلاب

از نکات جالب توجه وقوع مرگ مادر مرتضی (پدر خانواده) است که در بهار 1358 اتفاق می­افتد؛ یعنی دقیقاً زمانی که مردم به خاطر برقراری جمهوری اسلامی جشن گرفته‌اند، خانواده‌ی مرتضی در غم از دست دادن مادر خود در ماتم به سر می‌برند. در واقع استقرار نظام جمهوری اسلامی به نوعی با مرگ و نیستی برای خانواده‌ی مرتضی، که نمونه‌ای از یک خانواده ایرانی معرفی شده است، همراه و با تلخی و غم توصیف می‌شود. (صفحه‌ی 20)

سیاه‌نمایی مطلق از دوران دفاع مقدس

نویسنده به دنبال القای این است که دوران دفاع مقدس برای ملت ایران حاصلی نداشته است و تنها ثمره‌ی آن بیچارگی و بدبختی بوده است که نصیب مردم و کشور شده است. (صفحات 15 و 16)

آنچه مسلم است نویسنده، به سیاق دیگر هم­کیشان خود در جبهه‌ی ادبیات شبه­روشن‌فکری و سکولار، نگاه دینی به موضوع جهاد و فرهنگ شهادت در دفاع مقدس ندارد، این دوران را کاملاً عبث و بیهوده برداشت می‌کند و به دنبال القای آن است که حکومت، ارزشی برای جان انسان‌ها قائل نبوده و فقط به فکر قدرت‌طلبی و خودکامگی خود بوده است. (صفحه‌ی 103)

نویسنده به دنبال القای این است که دوران دفاع مقدس برای ملت ایران حاصلی نداشته است و تنها ثمره‌ی آن بیچارگی و بدبختی بوده است که نصیب مردم و کشور شده است.

پوریا عالمی به صریح‌ترین زبان ممکن! تأکید دارد که جنگیدن و دفاع در مقابل تجاوز دشمن به کشور امری پوچ و بی‌فایده است! (صفحات 108 و 109)

در بخش دیگر، او کمک‌های مردمی به جبهه‌ها را زیر سؤال می‌برد و بدون آنکه در نظر بگیرد کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، شروع به غر زدن‌های بی‌مورد و انتقادهای غیرمنصفانه می‌کند. (صفحه‌ی 50)

اهانت به شهدا، خانواده­های شهدا و فرهنگ جهاد و شهادت

به نمایش گذاشتن چهره‌ای از رزمندگان دفاع مقدس که از نظر فکری، انسان‌های عیاش و هوس‌بازی بودند و نسبت به مسائل دینی اعتقادی نداشتند و در خط مقدم جنگ، ذهنشان مشغول معشوقه‌های زمینی‌شان بوده است، یکی از مهم­ترین محورهای انحرافی کتاب «پنجره زودتر می­میرد» به شمار می‌رود. (صفحه‌ی 40)

پوریا عالمی، در بخشی دیگر از کتابش، خانواده‌ی شهدا را افرادی طرفدار رژیم طاغوت معرفی کرده است که از سر اجبار و بر خلاف میل باطنی، فرزندان خود را به جبهه‌ها فرستاده‌اند. (صفحه‌ی 52)

استفاده‌ی ابزاری از نمادها

استفاده از اسامی و عبارات ویژه‌ای مثل پنجره، آرمان، بهمن و پوکه به عنوان نمادی خاص، با هدف ایجاد بار معنایی خاص، یکی از مهم­ترین محورهایی است که نویسنده در جهت رسیدن به اهداف خود از آن‌ها سوء‌استفاده نموده است.

به نمایش گذاشتن چهره‌ای از رزمندگان دفاع مقدس که از نظر فکری، انسان‌های عیاش و هوس‌بازی بودند و نسبت به مسائل دینی اعتقادی نداشتند و در خط مقدم جنگ، ذهنشان مشغول معشوقه‌های زمینی‌شان بوده است، یکی از مهم­ترین محورهای انحرافی کتاب «پنجره زودتر می­میرد» به شمار می‌رود.
الف) پنجره؛

نخستین نمادی که نویسنده آن را به بازی گرفته «پنجره» است. پنجره از نظر بار معنایی در بر دارنده‌ی گشودن دنیای جدید و امید به زندگی است که در فواصل مختلف داستان از آن به عنوان یک شخصیت جاندار و زنده یاد می­شود. این عنصر در شرایط مختلف زمانی، همچون اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و یا دوران دفاع مقدس، عکس‌العمل‌های گوناگونی از خود بروز می‌دهد. (صفحات 12 تا 18)

پنجره، که نماد زندگی و امید است، وقتی انقلاب اسلامی پیروز می‌شود و نظام جمهوری اسلامی کار خود را آغاز می‌کند، دچار یک نوع مرگ تدریجی می‌شود. این نماد آن قدر برای نویسنده مهم است که عنوان کتاب را از آن گرفته است: «پنجره زودتر می‌میرد» گویا برای مخاطبش وعده‌ی نابودی قریب­الوقوع نظام جمهوری اسلامی را می­دهد! «پنجره» در صفحات پایانی کتاب چنین ناله می­کند:

«شیشه­های من را غبار گرفته و تمام تنم کوفته است. چند وقت است که کسی از من دنیا را تماشا نکرده است؟» (صفحه‌ی 119)

ب) آرمان؛

نام پسر خانواده «آرمان» است. آرمان از نظر فکری تحت تأثیر اندیشه‌های مارکسیستی پدر و جریان شبه‌روشن‌فکری قرار گرفته است. وی به نوعی نماینده‌ی نسل جوان است که با امید و آرزو و استفاده از انرژی جوانی قصد دارد جامعه را تغییر دهد. شاعری است که الگوهای زندگی‌اش افراد دین‌گریزی چون «احمد شاملو»، «صادق چوبک» و «صادق هدایت» هستند، اما در نهایت همچون پدرش دچار یأس و سرخوردگی می‌شود و سر از تیمارستان درمی‌آورد. (صفحه‌ی 73)

این اثر با هدف تضعیف و زیر سؤال بردن اصل انقلاب اسلامی و نیز دوران دفاع مقدس نوشته شده و نویسنده‌ی آن به دنبال القای یأس و ناامیدی از وقوع انقلاب اسلامی به مخاطب است و دائماً بر پوچی دوران دفاع مقدس تأکید می‌کند.
از نکات قابل توجه ارتباط نزدیک پنجره با شخصیت «آرمان» است! هر 2 دارای یک نقطه‌ی اشتراک هستند و آنکه هر 2 دچار مرگ شده‌اند و امید خود را از دست داده‌اند. (صفحه‌ی 139)

ج) بهمن؛

دایی خانواده به نام «بهمن» است. او بعد از آنکه برادرش رسول در جبهه شهید می‌شود، نقش برادر شهیدی را دارد با ویژگی­هایی چون ترسو، ریاکار و فرصت‌طلب همراه با رفتاری منافق‌گونه که خود را پشت نام برادر شهیدش مخفی می‌کند و از اسم او استفاده‌ی ابزاری می‌نماید. (صفحه 62)
این فرد باید نامش «بهمن» باشد! مطمئناً این نام­گذاری نمی‌تواند از روی اتفاق و تصادف باشد!

د) پوکه.

در تمام داستان شاهد القای یأس و ناامیدی از وقوع جمهوری اسلامی و بعد هم دوران دفاع مقدس هستیم. «رسول»، رزمنده‌ای که در خط مقدم جبهه است، نگاهی یأس‌آلود و پوچ‌گرایانه به دفاع مقدس دارد. از نظر او ـ‌در واقع از نظر نویسنده‌ـ جنگ هیچ گونه دستاوردی برای مردم و کشور ندارد، جز کشته شدن انسان‌ها که قربانی زیادی‌خواهی جمهوری اسلامی می‌شوند: «کم­کم همه چیز برایت می­شود پوکه. پوکه­های پوک. کم­کم پوک می­شوی اینجا. پوچ می­شوی اینجا.» (صفحه‌ی 107)
«داخل این نامه یک پوکه می­گذارم برای آرمان. اگر نامه به دستت رسید، پوکه را به آرمان بده. بگو از دایی رسول، از جنگ، آخرش همین می­ماند برای آدم­ها. دوستت دارم ژاله.» (صفحه‌ی 109)

کلام آخر

کتاب «پنجره زودتر می‌میرد»، از طنزنویس فعال مخالف نظام، با گرایشات سیاسی و فکری وی، بر اساس اندیشه‌های سکولار و محافل روشن‌فکری به رشته تحریر درآمده است.

این اثر با هدف تضعیف و زیر سؤال بردن اصل انقلاب اسلامی و نیز دوران دفاع مقدس نوشته شده و نویسنده‌ی آن به دنبال القای یأس و ناامیدی از وقوع انقلاب اسلامی به مخاطب است و دائماً بر پوچی دوران دفاع مقدس تأکید می‌کند. پوریا عالمی برای رسیدن به هدف خود از راهکارهای مختلفی استفاده کرده که از آن جمله استفاده از اسامی مختلف به عنوان نمادی خاص است و هر یک بار معنایی به خصوصی را در ذهن مخاطب تداعی می‌کند.
برهان/۱۳۹۱/۷/۶

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .