نفت و جامعه مصرفی/دكتر ابراهیم رزاقی عضو پیشین هیأت علمی دانشكده‌‌ی اقتصاد دانشگاه تهران

برای بررسی ابعاد اقتصادی در پرونده‌ی «كیفیت كالای ایرانی» با دكتر ابراهیم رزاقی، استاد اقتصاد و عضو بازنشسته‌ی هیأت علمی دانشكده‌ی اقتصاد دانشگاه تهران گفت‌وگو نمودیم. او در این گفت‌وگو علاوه بر تبیین سبقه‌ی اقتصادی این موضوع، نگره‌های تاریخی و فرهنگی مهمی را نیز مطرح كرد و از عوامل جزئی ولی مهی سخن گفت كه كیفیت كالای ایرانی را تحت‌الشعاع قرار داده است: از تأثیر فارغ‌التحصیلان غربی دوره‌ی قاجار و پهلوی گرفته تا تغییر منش كسب و كار.

موضوع این گفت‌وگو پرداختن به موضوع «تولید كالای ایرانی با كیفیت» از زاویه‌ی سبك زندگی است. دو نگاه به این مقوله می‌توان داشت؛ نگاه اقتصادی و نگاه فرهنگی. به‌عنوان اولین پرسش بفرمایید با نگاه اقتصادی، وابستگی و علاقه به كالای خارجی از كجا آغاز شده است؟
مبانی اقتصاد نوین مبتنی بر عبور از دین است. فلسفه‌ی این اقتصاد هم عیناً همان فلسفه‌ی یونان قدیم است. یك نفر بَرده است و یك نفر برده‌دار. این فلسفه بود كه برخوردهای غیر انسانی با سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها را رقم زد و روحیه‌ای را ایجاد كرد كه منجر به برده‌داری گسترده قبل از انقلاب صنعتی و به راه افتادن كشتارهای عظیم شد. در ایران ما هم این فرهنگ به زور پیاده شد. ابتدا به نظر می‌آمد كه موفق نمی‌شود، ولی آرام آرام با نفوذ سرمایه‌داری غربی در ایران این روند به فرهنگ ما هم سرایت كرد. اما تا دوره‌ی ملی شدن نفت ما می‌بینیم كه خیلی تغییری اتفاق نیفتاده و ایرانی‌ها به جز عده‌ای تحصیل‌كرده، هنوز آن فضای دینی را حفظ می‌كنند. هزینه‌های ارزی دوره‌ی رضاشاه تا زمان ملی شدن صنعت نفت ایران حدوداً سالانه ۱۰۰ میلیون دلار است. ما نیاز به خارج داریم، اما قالب اصلی تولید داخلی است. زندگی اجتماعی هم متناسب با همان قالب در جریان است. ولی در زمان محمدرضا شاه و بعد از كودتای ۲۸ مرداد، الگوی مصرف ایران به شدت تغییر كرد. اصلاحات ارضی یكی از عوامل مهم در این زمینه بود. بنیان روستاها را به هم ریخت و بازار داخلی را بی‌ضابطه به روی تولیدات خارجی باز كرد.
صوت: تولید ملی | كیفیت تولید

اما همان‌طور كه گفتید یك متغیر اصلی در ایران بحث دین بود. این عنصر مهم چه نقشی در بحث تولید و مصرف كالای ایرانی داشت؟
روحانیت در گذشته یكی از مدافعان تولید داخلی بوده؛ به‌خصوص كه قدرت روحانیت در بازار كاملاً مشخص بود. ولی در دوره‌ی رضاشاه ما صحنه‌ای را به وجود آوردیم كه ربطی به تولید داخلی نداشت و نخواستیم این‌ها را پیوند دهیم. كاری كه امیركبیر می‌خواست بكند را نكردیم. عیناً صنعت را از خارج آوردیم و پشت سرش فرهنگش را هم آوردیم. فرهنگ تولیدكنندگان به سوی غربی شدن تغییر كرد.

نكته‌ی دیگری كه خیلی مهم است این‌كه منافع بازاری‌های ما آرام آرام از منافع تولیدكننده‌ی ایرانی جدا شد و بازار مستقل عمل كرد. آرام آرام بازرگانان ما رفتند به طرف سود. خرده فرهنگی كه كاسبی در آن حبیب خدا بود ضعیف شد و كار به جایی رسید كه آن بازاری می‌گفت من سودم را می‌خواهم و اصلاً به این توجه نمی‌كند كه وقتی می‌خواهد سودش را دنبال كند، تولیدكننده له شود. كاسب حبیب خداست یعنی كالا را از تولیدكننده به قیمت می‌خرد، حق او را ضایع نمی‌كند و به مصرف‌كننده هم به قیمت می‌فروشد و انصاف را در هر دو طرف رعایت می‌كند. چون هدفش پول نیست، سود نیست. در گذشته اكثریت می‌گفتند ما می‌خواهیم نان حلال بخوریم و می‌خواهیم پیش خدای خودمان سرافراز باشیم. ولی بعدتر آرام آرام بازاری‌ها منافع‌شان از تولیدكنندگان جدا شد. تولیدكنندگان سنتی ما تحت فشار واردات از خارج و تغییر سبك زندگی كم‌كم ورشكست شدند. اگر یك آمار بدهم موضوع كاملاً مشخص می‌شود. وقتی انقلاب شد ۴۰۰ هزار مغازه‌دار در ایران ثبت شده بود. الان نزدیك چهار میلیون مغازه‌ داریم اما اشتغال مولد این‌قدر رشد پیدا نكرده. در كشورهای صنعتی در برابر هر مغازه‌دار ۵۰۰ نفر تغذیه می‌شوند، ولی در ایران تنها ۳۰ نفر! یكی از موانع بزرگ صنعتی شدن ایران و یكی از عوامل مهم در این زمینه تقویت واردات با دلار ارزان و رواج مصرف است؛ آن هم مصرف وابسته به كالایی كه از خارج می‌آید و عملاً شیوه‌ی زندگی جدیدی كه با مصرف جدید شكل گرفته را به وجود می‌آورد.

اصلاً چه اتفاقی افتاد كه ایرانی به جنس ایرانی بدبین شد؟
این مسأله به تدریج صورت گرفت. می‌شود گفت تا زمان ملی شدن نفت در ایران ما تولید خودمان را مصرف می‌كردیم. از زمان محمدرضا شاه به طرف مصرف كالای خارجی حركت كردیم. كسانی به‌عنوان معیار و الگو قرار گرفتند كه در خارج درس خوانده بودند یا در دانشگاه‌های ایران كه در زمان رضاشاه ایجاد شده بود دروس خارجی را خوانده بودند یا با غرب تماس داشتند. این افراد آرام‌آرام الگوی زندگی غربی را رواج دادند. شرایطی به وجود آمد كه یك عده‌ای با تولید خارجی مأنوس شدند و همان‌طور كه شما می‌دانید تولید، فرهنگ یك جامعه را انعكاس می‌دهد. خوب حالا كه ما شروع كردیم به استفاده از تولید خارجی، آرام‌آرام با فرهنگ آن‌ها هم مأنوس شدیم.
هیچ كدام از كشورهایی كه الان در سطح بین‌المللی رقابت می‌كنند از ابتدا بازارها را آزاد نگذاشته بودند؛ واردات را آزاد نگذاشته بودند. حتی خود انگلستان هم از اول با حمایت از تولید داخلی جلو رفت و بعدها به این نتیجه رسید كه می‌تواند رقابت كند با دیگران و به دنبال آزادی مبادلات تجاری رفت.
نكته‌ای كه مهم است ارزان بودن مصرف كالای وارداتی به دلیل وجود دلار ارزان برای واردات بود. مصرف هم به دنبال نیاز به وجود می‌آید. وقتی كه ما كالای خارجی را نمی‌شناختیم، نیازی هم به آن نداشتیم. نقل است كه در زمان كریم‌خان زند استعمارگران كالایی نداشتند كه به ایران و هند بفروشند. كالاهای دیگران را می‌آوردند و می‌فروختند. یعنی واسطه بودند. یك بازرگان انگلیسی می‌آید بشقاب‌های چینی به كریم‌خان می‌دهد و می‌گوید از این‌ها مصرف كنید. كریم‌خان دستور می‌دهد بشقاب‌هایی را كه ساخت كاشان است بیاورند. بعد این دو تا را می‌اندازد روی زمین. خب معلوم است كارهای چینی می‌شكند. بعد می‌گوید كدام آدم عاقلی چنین انتخابی می‌كند؟ او هر چه می‌گوید كار چینی قشنگ است، كریم‌خان قبول نمی‌كند. می‌گوید ببینید از ابتدا تا انتهای عمر ما این بشقاب‌ها كفایت می‌كنند؛ ولی آن بشقاب‌ها هر روز می‌شكنند. یعنی می‌خواهم بگویم كه كریم‌خان می‌دانست چكار می‌كند و منافع تولیدكننده را در نظر می‌گرفت. ولی در زمان محمدرضا شاه كه درآمد نفت به كشور سرازیر شد، این شد یكی از عوامل مهم واردات. درآمد نفت كه قبلاً چیزی در حدود ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون و یك میلیارد بود، از سال ۴۸ و ۴۹ می‌شود پنج میلیارد، شش میلیارد و تا ۲۰ میلیارد دلار هم می‌رسد. به همان نسبتی كه این درآمد ارزی می‌رود بالا، دلار ارزان داده می‌شود و واردات و مسافرت‌های خارجی و تغییر كسانی كه سنتی یا دینی فكر می‌كنند آغاز می‌شود.

دور باطل كیفیت كالا، انتظار خریدار و در مقابل، انتظار تولید كننده را چگونه باید رفع كرد؟
غرب برای سود بیشتر تمام تكنولوژی‌ها و فناوری‌هایش را رو نمی‌كند. ببینید استهلاك تكنولوژی و فناوری خیلی بالاست. بنابراین كشورهای در حال توسعه تكنولوژی و ماشین‌آلات آن را هم می‌خرند. ماشین‌آلاتی كه خریدند به سرعت كهنه می‌شود و از سودآوری می‌افتد. نتیجه‌اش مصرف‌زدگی است. برده‌ای را به وجود می‌آورند كه دائماً می‌خواهد چیز جدیدی داشته باشد. هیچ كدام از كشورهایی كه الان در سطح بین‌المللی رقابت می‌كنند از ابتدا بازارها را آزاد نگذاشته بودند؛ واردات را آزاد نگذاشته بودند. حتی خود انگلستان هم از اول با حمایت از تولید داخلی جلو رفت و بعدها به این نتیجه رسید كه می‌تواند رقابت كند با دیگران و به دنبال آزادی مبادلات تجاری رفت كه در دهه‌ی هفتاد میلادی انگلستان و آمریكا با هم توافق كردند تا مرزها را بردارند. آن‌ها این مراحل را طی كردند.
بخشی از وصیت‌نامه امام رحمه‌الله: بر دولت‌ها و دست‌اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده كه از متخصصین خود قدردانی كنند و آنان را با كمك‌های مادی و معنوی تشویق به كار نمایند و از ورود كالاهای مصرف‌ساز و خانه‌برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.
اما ما در ابتدای راه هستیم. بسیاری از مسئولین ایران بعد از دفاع ۸ ساله هم زیاد این نكته را می‌گفتند و همین الان هم می‌گویند كه ایرانی حق دارد كالای باكیفیت و ارزان بخرد. به همین دلیل برای واردات دلار ارزان می‌دادند. این یعنی چه؟ یعنی تولید نباید صورت بگیرد و اگر هم صورت بگیرد قطعات از خارج می‌آید و این‌جا مونتاژ می‌شود. این روند ادامه دارد تا این‌كه مدل جدید از خارج وارد شود. یعنی ما همیشه وابسته هستیم. هر وقت هم كه خواستند می‌توانند ما را تحریم كنند یا حذف كنند. امام رحمه‌الله در وصیت‌نامه‌شان یك نكته‌ی جالب دارند. ایشان می‌گویند: «بر دولتها و دست اندركاران است ... كه از متخصصین خود قدردانی كنند و آنان را با كمك‌های مادی و معنوی تشویق به كار نمایند و از ورود كالاهای مصرف‌ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.» ببینید چیزی را كه تولید می‌كنیم كیفیتش نسبت به مشابه خارجی چگونه است؟ خیلی پایین. اگر این كار را نكنیم باید تولیدات خارجی را مصرف كنیم. پس استقلال نخواهیم داشت، بیكاری زیاد خواهد بود، فقر زیاد خواهد بود، بعد دیگر ما هویتی نداریم.

الگوی كشورهای موفق در این زمینه چه بوده است؟
كشورهایی موفق شدند كه سه قطب را با هم متحد كردند: «تولیدكننده»، «كارگری كه خوب تولید كند» و «مصرف‌كننده». اگر بخواهیم قطب چهارمی را نام ببریم، «دولت حامی» این سه خواهد بود. ولی نگاه كنید ببینید در كشورهای جهان سوم چه چیزی اتفاق افتاده؟ تحت تأثیر آن شعار «ما كالای باكیفیت و ارزان می‌خواهیم!» بین مصرف‌كننده و تولیدكننده‌ی داخلی اختلاف افتاده، بین تولیدكننده و كارگرش هم اختلاف افتاده، چرا؟ چون تولیدكننده سود سرمایه‌داری را می‌خواهد ولی كارگر می‌خواهد زندگی كند. برای همین هم كارگرش را بیمه نمی‌كند. حالا كه بیمه نمی‌كند، كارگر می‌خواهد واكنش نشان دهد، در نتیجه خوب تولید نمی‌كند، از كار می‌زند، دولت هم كه درآمد نفت دستش است بیشتر به فكر مصرف است تا تولید. ای كاش دولت به فكر مصرف داخلی از تولید داخلی بود! اگر این بود ما تا حالا یك كشور صنعتی شده بودیم. مثل رویكردی كه درباره‌ی صنایع دفاع‌مان داشتیم. اما دولت نفت را می‌فروشد با دلار ارزان، از خارج كالا وارد می‌كند و مرتباً زیربناهای اقتصادی به وجود می‌آورد برای واردات و مصرف كالای خارجی!

http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=24441

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .