مهم ترين سناريوي دشمن با هدف تاثيرگذاري بر انتخابات پيش روي چيست؟

تحركات دشمن براي انتخابات رياست جمهوري ايران در خرداد 92 آغاز شده است و سؤال اصلي آن است كه مهم ترين سناريوي دشمن با هدف تاثيرگذاري بر انتخابات پيش روي چيست؟
البته از ماه ها قبل تحركات و دسيسه هاي دشمن قابل رصد بود و از همين روي قابل پيش بيني نيز بود كه با نزديك شدن به انتخابات خرداد 92، تاكتيك هاي رسانه اي، سياسي، اقتصادي و ترفندهاي حقوق بشري آنها به ميدان كشيده شود.
براي همين است كه به فاصله كمتر از 6 ماه به انتخابات در ايران، دشمن تمام توان و پتانسيل خود را به صحنه آورده تا هدف مدنظرش را عملياتي نمايد.
در همين راستا، مشاهده مي شود كه طي روزهاي اخير، بار ديگر بازار «تحريم»ها و صدور قطعنامه به اصطلاح حقوق بشري عليه ايران داغ شده است.
از يكسو بنابر اتهامات واهي پنج شنبه گذشته، قطعنامه اي در محكوميت آنچه كه نقض حقوق بشر در ايران ادعا شده صادر مي شود و در همين ايام آمريكا و اتحاديه اروپا نيز دور جديد تحريم ها عليه ايران را تصويب مي كنند و حتي مقارن با اين فضاي فشارها و تحريم ها، صدا و سيماي جمهوري اسلامي هم در ليست تحريم ها قرار مي گيرد.
بنابراين كمترين ترديدي وجود ندارد كه در فاصله نزديك به انتخابات، دشمن با اهرم فشارها و تحريم ها كه مستقيما زندگي مردم را نشانه رفته است قصد دارد تا سناريوي خود يعني «كاهش مشاركت در انتخابات» را دنبال و رهگيري كند.
در اين سناريو ارزيابي مي شود كه تحريم ها و فشارها بتواند مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم را مضاعف كند و اخلال در تامين پاره اي از اقلام ضروري، موج اعتراضي در جامعه ايجاد نمايد.
هرچند اين سناريو تلاش مي كند تا در نهايت حضور حداكثري مردم در پاي صندوق هاي رأي را كمرنگ كند ولي طراحان و اتاق فرمان آن مي دانند عملياتي كردن اين خواسته كار ساده اي نيست. از اين روي براي كاهش مشاركت در انتخابات، «پروژه» هايي را در دستور كار قرار داده تا ضريب اجرايي شدن آن را افزايش دهد. فهرستي كوتاه از اين پروژه ها بدين شرح است:
1- دميدن در «اختلاف» ميان مسئولان بخصوص در موضوعات چالش زا و پردامنه، تا اين اختلافات به «دعوا» و بگومگوهاي جنجالي و در عين حال بي حاصل منجر شود.
2- پروژه مشغول سازي مسئولان به كارهاي حاشيه اي و فرعي.
3- ترويج و برجسته سازي نااميدي و يأس.
4- القاء و پمپاژ اثرگذاري تحريم ها و ناتواني در عبور از تحريم هاي ضدايراني در پهنه افكار عمومي و...
به تعبير ساده، نتيجه و خروجي اين پروژه ها، انباشت مشكلات اقتصادي و نارضايتي عمومي است كه بي انگيزگي در جامعه را اشاعه مي دهد.
اما پيرامون «سناريو» و «پروژه» هاي دشمن براي انتخابات 92 نكاتي قابل اعتناست؛
يكم- اشتباه دشمن اين است كه مي خواهد مردم ايران را تنها در قاب مشكلات اقتصادي ببيند و ارزيابي كند.
اين نوشته در مقام نفي مشكلات روزمره مردم و به وجود آمدن پاره اي از سختي ها و مشكلات به خاطر تحريم هاي وحشي دشمن نيست، اما نكته اين است كه مردم ايران در ادوار مختلف طي سه دهه گذشته ثابت كرده اند كه از قدرت تشخيص بالايي برخوردارند و علي رغم مشكلات مختلف، در زمين دشمن بازي نمي كنند.
بهترين گواهي براي ادعاي پيشگفته، حضور حداكثري مردم ايران در تمامي انتخابات پس از انقلاب اسلامي است.
در شرايط كنوني نيز نكته كليدي اين است كه علي رغم فشارها و تحريم ها عليه ايران، مردم دليل و علت تحريم ها را يافته اند و باور دارند كه اين تحريم ها به بهانه برنامه هسته اي يك دروغ شاخدار است، چرا؟ چون حافظه جامعه ايراني و افكار عمومي فراموش نكرده است كه اگر مشكل برنامه هسته اي است، چرا قبل از آن، ايران مورد تحريم قرار مي گرفته است. صورت مسئله بسيار روشن و ساده است؛ عمر پرونده هسته اي ايران به يك دهه مي رسد ولي سابقه تحريم ها به سال 58 برمي گردد و اكنون 33 سال است كه ايران با تحريم هاي غيرقانوني و يكجانبه آمريكا و اروپا دست و پنجه نرم مي كند. بنابراين براي مردم ايران محرز شده كه علت اصلي تحريم ها و فشارها بر ضد جمهوري اسلامي، پيشرفت ها و استقلال اين نظام است.
امروز ايران يك قدرت منطقه اي و هسته اي است كه حتي رسانه ها و تحليلگران غربي به آن اذعان دارند. جان بولتون مقام آمريكايي كه مواضع راديكالي عليه ايران دارد چندي پيش به صراحت تأكيد كرد كه جمهوري اسلامي دست برتر را در تحولات منطقه دارد و بارها طي ماههاي اخير واشنگتن پست، وال استريت ژورنال و بسياري ديگر از رسانه هاي آمريكايي و اروپايي اذعان كرده اند كه تنها راه حل، كنار آمدن با «ايران هسته اي» است.
طرفه آنكه حتي سردبير نشريه فارين پاليسي به صراحت تأكيد مي كند مواجهه آمريكا با ايران بر سر برنامه هسته اي نيست و تحريم ها بدين بهانه جايگاهي ندارد و علت اصلي، «ايران مستقل» است و پيشرفت و نفوذ او مشكل اصلي است.
اين حقيقت همان نكته اي است كه كاندوليزا رايس چند سال پيش به زبان آورد و مي گويد خطر نفوذ ايران بيشتر از برنامه هسته اي آن است.
بنابراين مردم ايران بهتر از رسانه ها و تحليلگران غربي به اين نكته پي برده اند كه بايد جلوي باج خواهي و زورگويي كابوها ايستاد.
راز اينكه هر چقدر فشارها و تحريم ها بيشتر مي شود، طنين صداي ملت ايران در «انرژي هسته اي حق مسلم ماست» بيشتر و پژواك آن گسترده تر مي شود همين است.
دوم- تناقض رفتار دشمن، مردم را در مبارزه و ايستادگي مصمم تر كرده است و همين روحيه است كه سناريو و پروژه هاي دشمن را به شكست مي كشاند.
به عنوان نمونه طي روزهاي اخير، دشمنان جمهوري اسلامي تلاش كردند از اهرم حقوق بشر عليه ايران بهره گيري نمايند. اين تحركات به صدور قطعنامه حقوق بشري بر ضد كشورمان در پنج شنبه گذشته منجر شد و نكته اين است كه كارگردان و لابي كننده اين قطعنامه كانادا بود و طرفه آنكه همين كشور گروهك منافقين را از ليست گروه هاي تروريستي خارج مي سازد.
خب، ناگفته پيداست كه مردم ايران نمي توانند بپذيرند كشور مدافع تروريست ها ژست حقوق بشري بگيرد و با همكاري آمريكا به عنوان بزرگ ترين ناقض حقوق بشر مسبب صدور قطعنامه ضدايراني شود. يا رفتار تناقض آميز آمريكايي ها كه از يكسو طي هفته هاي اخير بارها از آمادگي براي مذاكره دم زدند ولي به موازات آن تحريم ها را بر ضد ايران شدت بخشيدند نمونه ديگري است كه مردم، انگيزه دو چندان دارند تا در مواجهه با سناريوهاي شيطاني آمريكا و چند كشور همسو با او تمام عيار مقاومت نمايند.
سوم- و بالاخره بايد گفت دشمنان نظام جمهوري اسلامي اكنون در شرايطي به سر مي برند كه توان اجرايي كردن آنچه كه در مخيله شان عليه ايران مي گذرد را ندارند و پيش از آنكه بخواهند با فراگير كردن «مشكلات اقتصادي» در ايران «نارضايتي اجتماعي» ايجاد نمايند، هم اكنون خود به بحران اقتصادي و مالي افسارگسيخته اي مبتلا شده اند و علاوه بر آن يك «تروريزم اجتماعي» در جامعه آمريكايي در حال رقم خوردن است.
پيامد آن بحران اقتصادي، شكاف طبقاتي عجيب و غريبي است كه طبق گزارش هاي منتشره پول و درآمد ميليون ها نفر برابر درآمد -تنها- صدها نفر در جامعه آمريكايي است.
به لحاظ اجتماعي نيز حادثه مدرسه سندي هوك در شهر نيوتاون كه چند روز پيش اتفاق افتاد و يك نفر، 26 كودك و معلم را به رگبار بست؛ نمونه اي است كه به وضوح نشان مي دهد «امنيت» به شدت متزلزل است تا جايي كه سي ان ان چند روز پيش و پس از اين حادثه گزارش مي دهد كه در آمريكا، 270 ميليون قبضه سلاح گرم در دست مردم است و سالانه 100 هزار نفر هدف گلوله قرار مي گيرند.
و به تعبير مايكل مور مستندساز مشهور آمريكايي، «آمريكايي ها ژنتيكي آدمكش شده اند».
گفتني هاي زيادي باقي مانده است تا نشان بدهد سناريو و پروژه هاي آمريكا عليه ايران با اشتباهات محاسباتي گره خورده است كه در آينده و تا انتخابات آن را پي خواهيم گرفت؛ اشتباهاتي كه گويا، از مختصات ژنتيكي آمريكايي ها در برابر ايران طي سه دهه گذشته است و بايد آن را اشتباهات ژنتيكي ناميد.
حسام الدين برومند، اشتباهات ژنتيكي !، کيهان5/10/91

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .