مهار استراتژیک، هدف اصلی آمریکا از تشدید تحریم‌هاست

ما کره‌ی شمالی نیستیم. ایران کشوری قدرتمند در موقعیتی استراتژیک است. چگونه می‌توانند کشوری را که سرشار از طلای سیاه است تحریم کنند؟ آن‌ها بیشتر به نفت احتیاج دارند تا ما به پول نفت. بنابراین، اول تحریم می‌کنند و بعد بعضی کشورها را استثنا می‌کنند. آن‌ها فقط جنگ روانی به راه انداخته‌اند.
گروه تاریخ برهان؛ «ناصر نوبری» از سیاستمدارن و دیپلمات‌های با سابقه است؛ فردی که سال‌ها سابقه‌ی حضور در سفارت ایران در شوروی را در کارنامه ‌دارد. نوع نگاه استراتژیک نوبری به مسائل سیاست خارجی تلفیقی از تجربه و علم است؛ البته او در سال‌های اول انقلاب روزنامه‌نگار بود و از همین رو با جنگ روانی و بازی‌های رسانه‌ای به خوبی آشناست. تحریم‌های جدید غرب علیه ایران، ما را بر آن داشت که در این خصوص با وی به گفت‌و‌گو بنشینیم. آنچه در ادامه می‌آید، متن این گفت‌و‌گو است.

در رابطه با تحریم‌ها مباحث بسیاری مطرح است، اما ما می‌خواهیم به سراغ بُعد تاریخی این موضوع برویم. عده‌ای معتقدند در زمان جنگ تحریم‌ها اوج گرفت. با توجه به اینکه شما در آن زمان نقش پررنگی در فضای سیاست خارجی ایفا می‌کردید، به نظرتان تحریم‌ها در آن مقطع تا چه حد جدّی بود؟

با توجه به اینکه جناب‌عالی از جنبه‌ی تاریخی به این مسئله پرداختید، می‌خواهم به چند خاطره اشاره کنم. در نیمه‌ی اول جنگ، ایران مقداری سیم‌خاردار از شمال شرق اروپا خریداری کرده بود و می‌خواست آن‌ها را از خاک شوروی وارد کشور کند. جالب اینجاست که روس‌ها اجازه‌ی عبور آن محموله را نمی‌دادند. در آن ایام بنده مسئول اداره‌ی دوم سیاسی بودم و این اداره مسئولیت کل بلوک شرق را بر عهده داشت.

سفیر وقت شوروی در تهران «بولدیرف» بود که فارسی را به خوبی صحبت می‌کرد. وقتی از او دلیل توقیف محموله‌ی سیم‌‌خاردار را پرسیدم، او گفت از آنجا که ممکن است شما سیم‌خاردارها را در جنگ استفاده کنید، ما به موجب تحریم‌ها نمی‌توانیم اجازه‌ی عبور این محموله را به شما بدهیم.

این واقعه‌ی تاریخی نمونه‌ای از سابقه‌ی مقاومت و ایستادگی ملت ایران است که با وجود شدت تحریم‌های همه‌جانبه در زمان جنگ ایستادگی کرد و در شرایطی که حتی سیم‌خاردار هم به ما نمی‌دادند، توانستیم با موفقیت دشمن را از خاک خود بیرون کنیم.

شهید «رجایی» اوایل جنگ می‌گفت دشمن بداند جنگ ما زمانی شروع می‌شود که گلوله‌های ما تمام بشود. البته نکته‌ی دیگر این است که در آن زمان بنیه‌ی کشور به معنای واقعی ضعیف بود و ما حتی سیم‌خاردار را هم باید وارد می‌کردیم. در آن شرایط ضعف ملت توانست بحران را اداره کند و قهرمانانه جنگ را به پایان برساند. حال باید شرایط امروز را با آن ایام مقایسه کرد.

توان صنعتی، اقتصادی و حتی دفاعی ما تا چه حد پیشرفت کرده است؟ امروز ما پیچیده‌ترین محصولات را به دست توانمند جوانان و متخصصین ایرانی می‌سازیم و حتی خودمان اورانیوم را غنی می‌کنیم، در حالی که دیروز باید حتی سیم‌خاردار را هم وارد می‌کردیم. بنابراین با توجه به اینکه در شرایط جنگی قرار نداریم، تجربه‌نشان داده است که تحریم‌ها نمی‌تواند تأثیر مهمی داشته باشد.

مشاهدات حضرت عالی در رابطه با ابعاد تحریم‌ها بعد از پایان جنگ به چه شکل و سیاقی بود؟

هنگامی که تحریم‌های آمریکا به صورت یک‌جانبه به کشورمان تحمیل شد، عراق به موجب جنگ اول خلیج‌فارس به شدت تضعیف شده بود. بنابراین توازن قدرت به نفع ایران تغییر یافته بود و آمریکایی‌ها برای جلوگیری از پیشرفت و قدرتمندتر شدن ایران تحریم‌هایی برضد ما اعمال کردند. این در حالی بود که در آن ایام ما نه پرونده‌ی هسته‌ای داشتیم و نه هیچ بهانه‌ی دیگری برای تحریم ما وجود داشت. در واقع ایران هیچ پرونده و تخلفی نداشت و بدون هیچ گونه بهانه‌ای ایران به صورت یک‌طرفه تحریم شد. آمریکایی‌ها نام این استراتژی را مهار دوگانه گذاشتند و آشکارا اعلام کردند حال که عراق تضعیف شده است، باید ایران نیز تضعیف شود.

این اتفاق زمانی رخ داد که دموکرات‌ها در آمریکا قدرت داشتند و این تحریم‌ها به امضای کلینتون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، رسید. بنده در آن زمان مدتی بود که قسمت سخنگویی وزارت خارجه را راه‌اندازی کرده بودم. قبل از آن وزارت خارجه به هیچ وجه سخنگویی نداشت. البته به خاطر اینکه شائبه‌ی کسب شهرت از سوی بنده مطرح نشود، معاون خود، یعنی دکتر «محمدی» را به عنوان سخنگو معرفی کردم.

این اداره توانسته بود ارتباط بسیار خوبی با خبرنگاران داخلی و خارجی برقرار کند و به صورت فعال در معادلات جهانی خودنمایی کند. معتقد بودم که جنگ روانی گسترده‌ای برضد جمهوری اسلامی ایران برقرار است و بخشی حرفه‌ای برای مقابله با این جنگ روانی وجود ندارد. در نتیجه این بخش را راه‌اندازی کردم.

همان طور که گفتم، روابط خوبی با خبرنگاران داخلی و خارجی داشتیم. «کریستین امانپور»، خبرنگار وقت شبکه‌ی «سی.ان.ان»، ساعت حدود 3 نیمه شب با ایران تماس گرفت و گفت هم‌اکنون «سی.ان.ان» دستور آقای کلینتون را در رابطه با تحریم ایران دریافت کرده است و می‌خواهد آن را پخش کند. از این رو اگر شما بتوانید ظرف تنها 3 دقیقه پاسخ ایران را ارسال کنید، ما می‌توانیم هم‌زمان با پخش دستور کلینتون موضع ایران را نیز منعکس کنیم.

کار برایم خیلی سخت شد. بنده به عنوان مسئول طبیعتاً اختیارات محدودی داشتم و برای مسائل حساس به طور حتم باید با وزیر امور خارجه هماهنگی صورت می‌گرفت و برای مسائل خیلی مهم باید با شخص رئیس‌جمهور هماهنگی صورت می‌گرفت. ظرف مدت 3 دقیقه آن هم در نیمه شب چه باید می‌کردیم؟

هنگامی که تحریم‌های آمریکا به صورت یک‌جانبه به کشورمان تحمیل شد، عراق به موجب جنگ اول خلیج‌فارس به شدت تضعیف شده بود. بنابراین توازن قدرت به نفع ایران تغییر یافته بود و آمریکایی‌ها برای جلوگیری از پیشرفت و قدرتمندتر شدن ایران تحریم‌هایی برضد ما اعمال کردند. این در حالی بود که در آن ایام ما نه پرونده‌ی هسته‌ای داشتیم و نه هیچ بهانه‌ی دیگری برای تحریم ما وجود داشت.

بنده بلافاصله با منزل وزیر تماس گرفتم و ایشان خواب بودند. فرصت محدود بود. پاسخ هم‌زمان به حمله‌ی دشمن می‌توانست اقدام‌های آمریکا را خنثی کند، اما اگر فاصله‌ی پاسخ ما زیاد می‌شد، حمله‌ی روانی دشمن تأثیر خودش را می‌گذاشت و شانس خنثی کردن حمله‌ی دشمن از دست می‌رفت. بنابراین دل را به دریا زدم و حاضر نشدم تا صبح صبر کنم. به سرعت متنی را در 4 محور با همکاری دکتر محمدی تنظیم کردیم و ایشان بلافاصله متن را برای امانپور خواند.

به این ترتیب، موفق شدیم هم‌زمان با اولین اعلامیه‌ی تحریم ایران توسط آمریکا، موضع رسمی جمهوری اسلامی را نیز از شبکه‌های جهانی پخش کنیم. خبر «سی.ان.ان» در حالی پخش شد که در نیمه‌ی چپ تصویر پرچم آمریکا و دستور کلینتون قرار داشت و در نیمه‌ی راست پرچم ایران و محورهای بیانیه‌ی ایران خودنمایی می‌کرد.

محورهای بیانیه‌ای که در نیمه‌های شب تنظیم شد، عبارت بود از:

1. این تحریم ایران را به سمت استقلال و خودکفایی بیشتر سوق می‌دهد؛

2. این تحریم‌ها در واقع نه تحریم ایران، بلکه تحریم شرکت‌های آمریکایی در زمینه‌ی استفاده از امکانات فراوان ایران است؛

3. ایران به سرعت این تحریم‌ها را دور می‌زند و شرکای جدیدی را جایگزین خواهد کرد؛

4. آمریکا با این اقدام غیرقانونی به موقعیت خود نزد افکار عمومی جهان خدشه‌ای جدّی وارد خواهد کرد.

با این اقدام جنگ روانی آمریکا در نطفه خفه شد. صبح آن روز آقای وزیر زنگ زدند و گفتند آقای رئیس‌جمهور از موضع‌گیری وزارت خارجه تشکر کردند. برای ایشان شرایط را توضیح دادم و قانع شدند.

این تحریم‌ها چه سرنوشت و نتیجه‌ای داشت؟

فردای آن روز به علت موضع‌گیری هم‌زمان ما دلار حتی یک ریال هم افزایش پیدا نکرد، در حالی که جنگ روانی می‌توانست اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار دهد. به واقع آنچه ما در آن چند بند پیش‌بینی کرده بودیم محقق شد و ایران به خودکفایی خوبی رسید و شرکای جدیدی جایگزین شدند. برای مثال، شرکت نفتی «کنگوی» آمریکا از امکانات ایران محروم شد و به جای آن «توتال» فرانسه و بعدها ژاپن، چین و کشورهای دیگر با ما وارد معامله شدند، به نحوی که در واقع آمریکایی‌ها منزوی شدند.

دور جدید تحریم‌ها، به مدد قطعنامه‌های شورای امنیت، گویا از نفوذ و گستردگی بیشتری برخوردار است.

بله؛ آمریکا در طول 20 سال گذشته توانسته است به بهانه‌ی پیشرفت هسته‌ای به ابعاد تحریم بیفزاید، ولی ایران هم در طول این 20 سال توانسته امکانات زیادی را برای خود مهیا سازد. آن زمان ایران اصلاً توان هسته‌ای نداشت، اما امروز این گونه نیست. ایران در طول این 20 سال بیکار نبوده و توان خود را چندین برابر افزایش داده است. بحران‌های اقتصادی موجود به نحوه‌ی مقابله‌ی ما باز می‌گردد، وگرنه توان ما چندین برابر افزایش یافته است.

دور جدید تحریم‌ها و نحوه‌ی مقابله با آن‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر این بار هم به خوبی با تحریم‌ها مقابله می‌کردیم، با هیچ بحرانی مواجه نمی‌شدیم و قیمت دلار به هیچ عنوان افزایش پیدا نمی‌کرد. امروز توانمندی کشور بسیار بالا رفته است و ما هم از شدت گرفتن تحریم‌ها اطلاع کافی داشتیم. بنابراین می‌بایست با آماده‌سازی، ساماندهی و البته جنگ روانی نمی‌گذاشتیم دشمن به موفقیت برسد. اما آنچه امروز در حال وقوع می‌باشد نوعی جنگ روانی است، وگرنه حتی دشمنان ما معترف هستند که ما ذخایر عظیمی از ثروت داریم و اگر قرار باشد تحریم‌ها تأثیر بگذارد، تازه یک سال بعد باید نتیجه‌ی آن‌ها مشاهده شود، نه در روزهای اولیه‌ی اعمال تحریم. در واقع شرایط موجود متأثر از جنگ روانی است.

ایران از کدام معادلات اصلی غفلت کرده است؟

مجموعه‌ی اهرم‌های فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی باید توازن داشته باشد تا در مذاکره‌ها بتوانیم به موفقیت برسیم. موفقیت یک مذاکره و جلسه تنها به همان مذاکره باز نمی‌گردد و حرف اصلی را اهرم‌های طرفین می‌زند. اگر در مذاکره‌ای اهرم‌های فشار طرف مقابل فعال و اهرم طرف داخلی غیرفعال باشد، این پیام را طرف مقابل می‌گیرد که دست برتر را دارد و به دادن امتیاز تن نمی‌دهد. امروز آن‌ها فکر می‌کنند اهرم فشاری به نام «تحریم‌ها» مؤثر است و با فشار و تحریم بیشتر امتیاز بیشتری دریافت می‌کنند.

در نیمه‌ی اول جنگ، ایران مقداری سیم‌خاردار از شمال شرق اروپا خریداری کرده بود و می‌خواست آن‌ها را از خاک شوروی وارد کشور کند. جالب اینجاست که روس‌ها اجازه‌ی عبور آن محموله را نمی‌دادند. سفیر وقت شوروی در تهران «بولدیرف» بود که فارسی را به خوبی صحبت می‌کرد. وقتی از او دلیل توقیف محموله‌ی سیم‌‌خاردار را پرسیدم، او گفت از آنجا که ممکن است شما سیم‌خاردارها را در جنگ استفاده کنید، ما به موجب تحریم‌ها نمی‌توانیم اجازه‌ی عبور این محموله را به شما بدهیم.
آمریکا بعد از 20 سال به بهانه‌ی موضوع هسته‌ای توانسته است ‌بعضی از کشورها را با خود همراه کند و دست برتر را داشته باشد. در نتیجه حاضر به دادن امتیاز نیست. به هیچ وجه بحث هسته‌ای مطرح نیست. همان طور که گفتم، آن‌ها فقط به فکر مهار استراتژیک ایران هستند. اگر یادتان باشد، با همه‌ی انعطاف‌ها و سازش‌هایی که در دولت اصلاحات وجود داشت، باز هم آمریکایی‌ها با کارشکنی نگذاشتند مصالحه‌ای رخ دهد.

آیا ریشه‌ی این کارشکنی‌ها به آمریکا باز می‌گردد یا اینکه اروپا هم در این امر دخیل است؟

کارشکن اصلی آمریکاست. حدود یک یا دو سال پیش «رابرت گیس»، رئیس سابق «سیا» و وزیر دفاع آمریکا، جمله‌ای گفت که کلید همه‌ی مسائل است. جمله‌ی او این بود: «مشکل آمریکا در قبال ایران این است که ایران هیچ درخواستی از آمریکا ندارد و همیشه این آمریکایی‌ها هستند که در مسائل منطقه‌ای به ایران نیازمند هستند و تا زمانی که تنها ما درخواست‌کننده هستیم نمی‌توانیم ایران را مهار کنیم.» اما امروز آمریکایی‌ها احساس می‌کنند ایران درخواست رفع تحریم‌ها را دارد.

نتیجه‌ی منفی بی‌تابی‌های ایران اکنون روشن می‌شود، خوش‌باوری ما در رفع تحریم‌ها موجب اشتباه محاسباتی طرف مقابل شده است و آن‌ها احساس می‌کنند دست برتر را دارند. در دوره‌ی آقای خاتمی به هر شکلی مصالحه انجام شد و همه‌ی امتیازها داده شد، ولی باز هم آمریکا کارشکنی کرد. امروز هم اگر انعطاف داشته باشیم، آمریکایی‌ها از هدف اصلی خود، یعنی مهار استراتژیک ایران، دست برنمی‌دارند.

با این شرایط سخن از مذاکره با آمریکا آیا به نفع منافع ملی ماست؟

بنده متخصص مذاکره با ابرقدرت‌ها هستم و ملاحظه‌ای برای مذاکره با هیچ ابرقدرتی ندارم و به تابوی مذاکره نکردن با آمریکا معتقد نیستم، اما به لحاظ حرفه‌ای و نه احساسی تأکید می‌کنم در شرایطی که آمریکایی‌ها احساس برتری می‌کنند باید از هر گونه مذاکره پرهیز کرد. نخست باید تمام اهرم‌های فشار خود را فعال کنیم و در میدان جنگ روانی و دیپلماسی علنی مجدد تعادل را به وجود آوریم، چرا که در شرایط فعلی مذاکره با آمریکا نتیجه‌ی معکوس می‌دهد و حتی منجر به افزایش فشار خواهد شد.

عبدالله نوری به تازگی بحثی را با عنوان رفراندوم هسته‌ای مطرح کرده است. نظر شما به عنوان یک دیپلمات در این رابطه چیست؟

به لحاظ اصولی رفراندوم زمانی نیاز است که اختلاف‌های اساسی وجود داشته باشد و خطر بروز شکاف در جامعه احساس شود. در حالی که در رابطه با مسئله‌ی هسته‌ای اختلاف دیدگاهی وجود ندارد. اصول‌گراها که به جای خود مدافع حقوق هسته‌ای کشور هستند و اصلاح‌طلب‌ها هم در دوره‌ی آقای خاتمی نشان دادند که به دنبال این حق هستند، به نحوی که تحریم‌ها از دوره‌ی اصلاحات به ما ارث رسیده است، چراکه آن‌ها رفع تعلیق را پذیرفتند و پلمپ‌ها را شکستند.

با توجه به این موارد می‌توان گفت هیچ اختلافی در این زمینه در داخل کشور وجود ندارد و دستیابی به انرژی هسته‌ای یک درخواست ملی به حساب می‌آید، نه خواست یک گروه یا فرد. در این بین رفراندوم بی‌معناست.بر فرض محال که چنین رفراندومی به این نتیجه رسید که ما این حق را نمی‌خواهیم. در چنین شرایط آیا طرف مقابل حاضر است کوچک‌ترین امتیازی به ما بدهد؟بنابراین طرح این موضوع به معنای واقعی کلمه اشتباه است.

حتی اگر قرار باشد ما از این حق بگذریم، باید چنان نمایش دهیم که همه‌ی مردم مخالف این تصمیم هستند تا با دست پر از آن‌ها امتیاز بگیریم. طرح این موضوع نشان‌دهنده‌ی آن است که در خوش‌بینانه‌ترین حالت مطرح‌کنندگان آن هیچ اطلاعی از دیپلماسی و منافع ملی ندارند.

شما اشاره کردید که بحث هسته‌ای فقط بهانه‌ای برای اعمال تحریم است، هدف اصلی آمریکا از اعمال تحریم چیست؟

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا استقلال و هویت جدید ما را به رسمیت نشناخت و همچنان دنبال ایرانِ تابع آمریکا بود. آن‌ها به دنبال مهار ایران هستند و طرح مسائل دیگر فقط بهانه است.

به عبارت دیگر، اگر ما فرضاً از حق هسته‌ای‌ خودمان هم بگذریم، با بهانه‌ای دیگر تحریم‌ها اعمال می‌شود؟

تا ما هویت مستقل داشته باشیم تحت فشار هستیم. مگر کلینتون بهانه‌ای برای اعمال تحریم داشت؟ ساده بگویم آمریکا می‌خواهد ایران غلام حلقه به گوش آن‌ها باشد و ما زیر بار چنین چیزی نمی‌رویم. اینکه آمریکا کارشکنی می‌کند به این دلیل است که سرش بی‌کلاه مانده است و دوست ندارد ایران بدون دغدغه پیشرفت کند.

در خاطرات محمد البرادعی اشاره شده است که کشورهای حاشیه‌ی خلیج‌فارس فشار مضاعفی به آمریکا و آژانس وارد می‌کردند تا برخورد تندتری با ایران انجام شود و حتی می‌گفتند حاضرند هزینه‌های این برخورد را بپردازند. نقش کشورهای حاشیه‌ی خلیج‌فارس را در موضوع هسته‌ای ایران چه می‌دانید؟

در رأس هرم مخالفان ایران آمریکا قرار دارد. بعد از آن، اسراییل، انگلیس و همین طور در رده‌های پایین‌تر کشورهای عربی منقطه هستند، چرا که احساس می‌کنند ایران خطر بالقوه‌ای برای آن‌هاست و فکر می‌کنند اگر ما با همین سرعت پیشرفت کنیم، باید تابع و مستعمره‌ی ایران ‌شوند. از این رو در وحشت کاذب خود دست به چنین اقدام‌هایی می‌زنند.

طبیعتاً دیپلماسی ما ضعیف برخورد کرده است، چرا که اگر دیپلماسی قوی داشتیم، باید هراس از ایران که اسراییلی‌ها به آن دامن زده‌اند از بین می‌رفت. باید اثبات می‌کردیم که نه تنها توانمندی ما برضد آن‌ها نیست، بلکه حمایت از استقلال آن‌ها است. این سوءتفاهم متأسفانه موجب شده است آن‌ها در جبهه‌ی مقابل ما قرار بگیرند.

آیا به‌واقع سوءتفاهم است یا اینکه حکومت‌های مرتجع آن‌ها می‌ترسند مردم کشورشان از ملت ایران الگوبرداری کنند؟

به هر حال ایران‌هراسی وجود دارد. دستگاه دیپلماسی ما هم همین فکر را می‌کرد و هیچ کاری انجام نداد. دیپلمات‌ها باید طبیعت‌ها را عوض کنند و این هنر دیپلماسی است. دشمن استقلال کشورهای عربی اسراییل است، نه ما. سال‌ها ما همسایه‌ی این کشورها بوده‌ایم و هرگز تجاوزی به آن‌ها نکرده‌ایم. عراق به عنوان یک کشور عربی به آن‌ها تجاوز کرده، ولی تا امروز ایران هرگز استقلال این کشورها را تهدید نکرده است. ما به دنبال ایجاد اعتماد در جهان هستیم. پس چطور نمی‌توانیم اعتماد کشورهای منطقه را جلب کنیم؟

تئوری بنده این است که در سطح منطقه باید دیپلماسی سران را فعال کنیم، چرا که دیپلماسی در سطح پایین‌تر جواب نمی‌دهد، کارشکنی و فعالیت ایذایی غرب آن قدر زیاد است که نتیجه‌ی مؤثری حاصل نمی‌شود.

شرکت‌های خصوصی زیادی در دنیا هستند که فقط پول را می‌شناسند. با وجود این دلال‌ها، چقدر تحریم‌ها می‌تواند یک کشور ثروتمند را به بحران بکشاند؟

برای کشور ثروتمندی مثل ایران تحریم بی‌معناست. فقط باید برنامه‌ریزی کنیم.

به یاد دارم مسئولی می‌گفت اگر پول داشته باشید، می‌توانید پیشرفته‌ترین سلاح‌ها را از خود آمریکایی‌ها بخرید.

دقیقاً این را تجربه کرده‌ایم. ما کره شمالی نیستیم. ایران کشوری قدرتمند در موقعیتی استراتژیک است، چهار راه دنیا به حساب می‌آید و با آب‌های آزاد مرتبط است. چگونه می‌توانند کشوری را که سرشار از طلای سیاه و ذخایر عظیم طلا و ارز است تحریم کنند؟ آن‌ها بیشتر به نفت احتیاج دارند تا ما به پول نفت. به همین دلیل، اول تحریم می‌کنند و بعد بعضی از کشورها را استثنا می‌کنند.

آن‌ها فقط جنگ روانی به راه انداخته‌اند. باور کنید با توانی که ایران دارد، نه این تحریم‌ها، بلکه چندین برابر این‌ها هم نمی‌تواند ما را تکان دهد و مثلاً روی قیمت دلار تأثیر بگذارد. ما از 6 ماه پیش می‌دانستیم تحریم می‌شویم، اما بازی رسانه‌ای دشمن ما را فریب داد و نه تنها فعالیت مؤثری به لحاظ روانی انجام ندادیم، بلکه با جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن همراهی کردیم.

بستن تنگه‌ی هرمز بحثی است که این روزها توسط بعضی از محافل دنبال می‌شود. آیا این طرح در شرایط فعلی بحثی حرفه‌ای است؟

نخست به لحاظ فنی و توان نظامی و سوق‌الجیشی به طور قطع توان بستن تنگه‌ی هرمز را داریم. این منطقه در شرایطی است که با غرق شدن یک کشتی تنگه بسته می‌شود، چه رسد به اینکه بحرانی در آن منطقه ایجاد شود. بستن تنگه‌ی هرمز برای ایران بسیار آسان است و هیچ کس شکی در این موضوع ندارد، اما این حربه‌ی امروز ما نیست.

ما آن قدر توان اقتصادی و تجربه‌ی دور زدن تحریم‌ها را داریم که نیازی به این کار نداشته باشیم. روش بهتر این است که ما خیلی طبیعی برخورد کنیم و نشان دهیم که تحریم‌ها هیچ تأثیری بر ما ندارد، نه آنکه با عصبانیت برگ آخر را رو کنیم. بستن تنگه‌ی هرمز برگ برنده‌ی ماست و نباید خیلی ساده آن را خرج کنیم.

با تشکر از این‌که وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید /http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3794

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .