منشور سینمای انقلاب

IMAGE634973141218124119.jpgتبیین فرمایشات رهبر انقلاب در جمع مسئولین جشنواره‌ی عمار؛موضوعاتی که رهبر انقلاب بر آن‌ها تأکید دارند سال‌هاست که با برچسب سیاسی و شعاری بودن مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد، در صورتی که پرداختن به این موضوعات می‌تواند هویتی جهانی به سینمای ایران بدهد. دنباله‌روی از جریان سینمای هالیوود نه تنها نمی‌تواند موفقیت جهانی برای سینمای ایران به بار بیاورد، بلکه باعث نابودی آن نیز خواهد شد.
سال‌هاست که دعواهای فنی و تکنیکی بین دو طیف از سینماگران درباره‌ی سینمای قصه‌گو و سینمای غیر‌قصه‌گو جریان دارد. طیفی که عمدتاً روشن‌فکرنماهای سینما هستند، با پیروی از برخی پیشینیان قبل از انقلاب و دهه شصتی خود، مدعی نوعی سینمای بی‌دغدغه هستند که اصلی‌ترین شاخصه‌ی آن فرار از جذابیت در سینماست. این طیف از سینماگران به چند دلیل و ریشه‌ی تاریخی، گرایش به سینمای هنری اروپا و بیشتر اروپای شرقی دارند. شاید یکی از این دلایل حضور برخی فیلم‌سازان چپ در بین پیش‌قراولان این دسته باشد، اما دلیل دیگر کادرسازی جشنواره‌های سینمایی اروپایی است. جشنواره‌های اروپایی از چند دهه پیش با دادن جوایزی به کارگردان‌های روشن‌فکرنما، بخش عظیمی از سینماگران ایرانی را به سمت این سبک و سیاق از سینما کشیده‌اند؛ سینمایی که هر چه بیشتر از مردم فاصله گرفته و به سمت جشنواره‌های خارجی گرایش پیدا کرده است.

رهبر انقلاب در سخنان اخیرشان استفاده‌ی شایسته از ابزار هنر و بهره‌گیری از قصه و داستان و فیلم‌نامه‌ی قوی را یکی از ضروریات اساسی در فیلم‌سازی دانستند و تأکید کردند: «مقوله‌ی قصه‌نویسی و رمان در کشور با نقطه‌ی مطلوب فاصله زیادی دارد و باید این بخش تقویت شود.»

فاصله گرفتن از سینمای قصه‌گو باعث شده است فاصله‌ای بین سینما و ادبیات داستانی ایران رخ بدهد. ادبیات قدیم ایران سرشار از قصه‌ها، داستان‌ها و افسانه‌هایی است که از فرهنگ غنی ایرانی سرچشمه گرفته است؛ اما در عصر جدید، این سینماست که ارتباط بین ادبیات داستانی و مردم را برقرار می‌کند. وقتی سینما از مردم و ادبیات فاصله می‌گیرد، عرصه‌ی قصه و رمان نیز دچار رکود می‌شود. هر تولیدی می‌بایست انگیزه‌ای برای مصرف را مد نظر داشته باشد، اما وقتی بازاری برای قصه و رمان نباشد، بی‌شک اتفاقات جدیدی در این عرصه رخ نمی‌دهد. در سال‌های گذشته بهترین آثار داستانی جهان توسط صنعت سینمای هالیوود تبدیل به فیلم‌های موفق شده و توانسته است جریان‌ساز شود. رهبر انقلاب نیز از همین روی بر ضرورت تقویت عرصه‌ی قصه و رمان تأکید دارند، چرا که رونق این عرصه در صورتی که ارتباط خوبی با صنعت سینما داشته باشد به رونق سینما نیز منجر خواهد شد.

متأسفانه در سال‌های گذشته، به واسطه‌ی نیاز مخاطب به سینمای قصه‌گو و عدم جواب‌گویی ادبیات نمایشی کشور، اقتباس غیراصولی از آثار سینمایی هالیوود، رشد بی‌رویه‌ای داشته است؛ فیلم‌هایی که حتی در تیتراژشان هم ذکر نمی‌شود که از فلان فیلم هالیوودی اقتباس شده است. از طرف دیگر، این آثار اقتباسی، چون هیچ ارتباطی با فرهنگ و مردم ایران ندارند، هر چه بیشتر باعث رکود سینمای ایران می‌شوند.

رهبر انقلاب بر ضرورت تقویت عرصه‌ی قصه و رمان تأکید دارند، چرا که رونق این عرصه در صورتی که ارتباط خوبی با صنعت سینما داشته باشد به رونق سینما نیز منجر خواهد شد.
سبک زندگی‌ای که این فیلم‌های اقتباسی در جامعه ترویج می‌کنند همان سبک زندگی آمریکایی و اروپایی است. اقتباس کورکورانه و غیراصولی از فیلم‌های غربی، به واسطه‌ی کمبود منابع و قصه‌های ایرانی، باعث تولید انبوه آثار سینمایی مبتذلی شده است که اثری جز پوک کردن فرهنگ جامعه از درون ندارد و هرازچندگاهی در اعتراضات مردمی به برخی فیلم‌ها رخ می‌نماید.

همچنین رهبر انقلاب اسلامی موضوعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، فلسطین و بیداری اسلامی را از جمله موضوعات مهم و پرمایه برای استفاده در فیلم‌سازی برشمردند. ایشان به‌حق به یکی از نقطه‌ضعف‌های اصلی سینمای ایران پرداختند؛ چرا که جنگ‌ها، قهرمانی‌ها و نقاط عطف تاریخی همواره از موضوعات مهم در سینما و ادبیات نمایشی محسوب می‌شود، در حالی که دست‌اندرکاران سینمای ایران سینمای دفاع مقدس را به کنار رانده‌اند و به آن اَنگ بی‌مخاطبی می‌زنند.

رهبر انقلاب در سال‌های گذشته نیز تأکید کرده‌اند که بسیاری از آثار پرمخاطب سینمای ایران آثاری با مضامین دفاع مقدس بوده است، اما مدیریت سینمایی دوره‌ی اصلاحات و بعد از آن، برخی طیف‌های سینمایی سعی کردند تا فیلم‌های دفاع مقدس را به حاشیه برانند. این سال‌ها که بیداری اسلامی و انقلاب‌های منطقه بیشترین توجهات رسانه‌ای را به خود جلب کرده است، سینمای ایران متأسفانه به این موضوع رویکرد در خور توجهی نداشته است. ساخت فیلمی مانند «آرگو» که یکی از رخدادهای مهم تاریخ انقلاب را وارونه جلوه می‌دهد، خود گواه بر این است که سینمای ما زبان گویایی برای تاریخ انقلاب اسلامی نیز نبوده است؛ انقلابی که شگفتی‌های بسیاری را آفریده و در نوع خود بی‌نظیر بوده و می‌توانسته است باعث رونق سینمای ایران در فراتر از مرزها شود؛ چرا که در صورت پرداختن به انقلاب، سینمای کشور ما کالایی را به جهانیان عرضه می‌کرد که مشابهی در جهان ندارد.

طیف‌هایی از سینماگران و مسئولین سینمایی با خط‌کشی‌های نادرست، برخی موضوعات را در سینما با برچسب «سیاسی» به کناری نهاده‌اند و سینماگری که به سراغ این موضوعات برود متهم به سفارشی‌کاری و سیاسی‌کاری می‌شود. برای مثال، فیلمی مانند «قلاده‌های طلا»، که رویکرد بزرگ‌منشانه‌ی نظام در قبال رویدادهای فتنه‌ی 88 را به نمایش می‌گذاشت و حتی کسانی را که بسیاری از رخدادهای آن سال را رقم زدند تبرئه می‌کرد و بیگانگان و سرویس‌های جاسوسی خارجی را مقصر اصلی معرفی می‌نمود، فقط به جرم دفاع از انقلاب، متهم به سیاسی‌کاری شد و حاشیه‌های زیادی را برای عوامل این فیلم به وجود آوردند؛ تا جایی که به عوامل این فیلم در سطح شهرها حمله کردند. رهبر انقلاب با زیر سؤال بردن این برچسب‌زنی اشتباه، تأکید کردند:

«یکی از مسائل دروغی که در دنیا تبلیغ می‌شود این است که می‌گویند هنر نباید با سیاست آمیخته شود، در حالی که مجموعه‌های هنری غرب، از جمله هالیوود، کاملاً سیاسی هستند و اگر این گونه نبود، چرا به فیلم‌های ضدصهیونیستی ایران اجازه‌ی حضور در جشنواره‌های سینمایی را نمی‌دهند؟... ساخت فیلم‌های سیاسی برضد ایران و یا اعطای جایزه به فیلم‌های ضدایرانی نشانه‌های آشکار از آمیخته بودن سیاست و هنر در آمریکا و غرب است.»

طیف‌هایی از سینماگران و مسئولین سینمایی با خط‌کشی‌های نادرست، برخی موضوعات را در سینما با برچسب «سیاسی» به کناری نهاده‌اند و سینماگری که به سراغ این موضوعات برود متهم به سفارشی‌کاری و سیاسی‌کاری می‌شود.

بی‌شک در دنیای کنونی، که عصر جنگ نرم و قدرت نرم است، نه تنها سینما، بلکه هنر به عنوان ابزاری در دست دولت‌ها قرار دارد. همه‌ی کشورهای دنیا و همه‌ی دولت‌ها، بی‌واسطه و باواسطه، با استفاده از ابزار هنر، به ترویج افکار، عقاید و آرمان‌های سیاسی‌شان می‌پردازند و این رویکرد به حدی پررنگ شده است که رژیم اشغالگر قدس رسماً به استفاده از دیپلمات‌های سوپراستار روی می‌آورد و مانکن‌ها و ستاره‌های سینمایی را به عنوان سفیر به کشورهای مختلف اعزام می‌کند. حال آیا اجحاف در حق نظام جمهوری اسلامی نیست که فیلم‌سازانی که با امکانات بیت‌المال به فعالیت مشغول هستند، آرمان‌های نظام را در محاق قرار دهند و ساختن فیلم در این راستا را نکوهش کنند؟

نه تنها برخی فیلم‌سازان طیف روشن‌فکر فیلم‌های مطابق با ارزش‌های انقلاب را متهم به سیاسی بودن و شعاری بودن می‌کنند، بلکه جشنواره‌های سینمایی ما نیز خالی از هر گونه جهت‌گیری انقلابی هستند. بزرگ‌ترین جشنواره‌ی فیلم کشور که نام فجر را یدک می‌کشد، هر ساله فقط با معیارهای فنی و گاه روشن‌فکرانه جایزه‌هایش را به چهره‌هایی می‌دهد که هیچ نسبتی با اندیشه‌ی انقلاب اسلامی ندارند و حتی برخی سال‌ها جوایز خود را به فیلم‌هایی می‌دهد که نظام و حتی مردم را مورد اتهام قرار می‌دهند.
جشنواره‌های دیگر مانند جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران نیز به همین منوال است.

سال گذشته در جشنواره‌ی فجر، فیلمی با عنوان «فیلادلفی»، که با حداقل امکانات ساخته شده بود، اکران شد. درددل‌های کارگردان فیلم در نشست رسانه‌ای بسیار دردناک و تأسف‌انگیز بود. او در این نشست از نحوه‌ی برخورد تهیه‌کنندگان سینمای ایران گلایه کرد و گفت: تهیه‌کننده‌ها تا می‌فهمیدند موضوع فیلم فلسطین است، برخورد بدی با من می‌کردند. فیلم «فیلادلفی» حتی نتوانست حمایت نهادهای دولتی را نیز جلب کند و با بدترین کیفیت و کمترین هزینه تولید شد. متأسفانه موضوعاتی که رهبر انقلاب به آن‌ها تأکید دارند سال‌هاست که با برچسب سیاسی و شعاری بودن مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند، در صورتی که پرداختن به این موضوعات می‌تواند هویت و شخصیتی جهانی به سینمای ایران بدهد.

دنباله‌روی از جریان سینمای هالیوود و اروپا نه تنها نمی‌تواند موفقیت جهانی برای سینمای ایران به بار بیاورد، بلکه باعث نابودی صنعت سینمای ایران نیز خواهد شد. اگر چند فیلم خاص در جشنواره‌های سیاسی خارجی جایزه گرفته‌اند، نشانه‌ی جهانی شدن سینما نیست، بلکه نشانه‌ی این است که سینمای ایران با قاطبه‌ی ملت همراهی نمی‌کند؛ چرا که در آستانه‌ی تشدید تحریم‌ها که حتی موفقیت‌های علمی کشور نیز با نفی کشورهای غربی مواجه می‌شود، سینمای ایران از دست همین افراد جایزه می‌گیرد و در حقیقت خود را از بخش‌های دیگر جامعه جدا می‌کند و متأسفانه برخی مسئولین دولتی نیز به گمان خام خود به استقبال صاحبان این موفقیت می‌روند تا جایی که این جوایز در روند تولید سینمای ایران از جشنواره‌ی فجر و سیاست‌های دولتی مؤثرتر می‌شود.

امید است با حمایت از نسل جدید سینمای انقلاب توسط نهادهای فرهنگی و ارائه و اجرای برنامه‌های منسجم در جهت حمایت از سینمای ارزش‌گرا و بومی، بتوانیم سینمای ایران را به جایگاه جهانی و موفقیت در داخل کشور نائل کنیم و در این راستا، توجه به منشوری که رهبر انقلاب در چند سال اخیر در سخنرانی‌های مختلف در پیش روی سینماگران قرار داده‌اند، بی‌شک راهگشا خواهد بود.(*)

*حسین امیری؛‌کارشناس فرهنگی/برهان/ ۱۳۹۱/۱۲/۶

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .