منافع سرمایه داری و پیوند لیبرالیسم با دموكراسی/ دست نامرئی آدام اسمیت در سیاست هم عمل می كند؛ اوباما یا رامنی؟

دقت در نام روسای جمهور ایالات متحده از ابتدا تا به انتها گویای نظام مندی معناداریست. اگر احزاب نه چندان ماندگار و تاثیرگذار ایالات متحده از بدو تاسیس سیستم حزبی در این كشور را نادیده انگاریم، تاریخ سیاسی ایالات متحده به گونه ای رقم خورده است كه روسای جمهور این كشور از یكی از دو حزب جمهوریخواه و یا دموكرات بوده اند. این تفكیك به گونه ایست كه دو حزب مطرح آمریكایی سهمی تقریبا برابر را در دست گرفتن قدرت سیاسی در این كشور داشته اند. دقت در این نظم روایت كننده وجود دستی پنهان و هماهنگ كننده در نظام سیاسی ایالات متحده است. این دست از لحاظ كاركردی دقیقاً مشابه دست پنهان مورد تاكید آدام اسمیت در اقتصاد لیبرال فعالیت می كند.

واژه تركیبی "لیبرال دموكراسی" واژه ایست كه به دفعات آن را شنیده ایم. شق اول این واژه ناظر به ابعاد اقتصادی(هرچند در معنای موسع ابعاد فرهنگی را نیز در بر می گیرد) نظام سرمایه داری و شق دوم آن ناظر به ابعاد سیاسی نظام سرمایه داریست. به عقیده بسیاری از اندیشمندان به ویژه اندیشمندان منتقد به نظام سرمایه داری تشكیل نظام سرمایه داری بساط بهره مندی حداكثری از مدلهای لیبرالیسم در اقتصاد و دموكراسی در سیاست را مهیا ساخته است. بر این اساس، استمرار چنین نظامی در گرو بهره مندی حداكثری از دو الگوی اقتصادی و سیاسی مطروحه در مراحل اولیه و میانی و الگوی فرهنگی در مراحل تكاملی این نظام می باشد. ایالات متحده به عنوان نماد و مدافع اصلی نظام سرمایه داری با بهره گیری از الگوهای سه گانه در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی توانسته است قدرت خود را به عنوان یك قدرت بزرگ تثبیت نماید. با عنایت به این موضوع كه؛ بسترهای اقتصادی شرایط اعمال مدلهای مطلوب سرمایه داری در ابعاد سیاسی و فرهنگی را نیز مهیا ساخته است می توان مناسبات فعلی در عرصه سیاسی ایالات متحده به ویژه رقابتهای انتخاباتی میان دو حزب دموكرات و جمهوریخواه را نیز تبیین نمود.

دقت در نام روسای جمهور ایالات متحده از ابتدا تا به انتها گویای نظام مندی معناداریست. اگر احزاب نه چندان ماندگار و تاثیرگذار ایالات متحده از بدو تاسیس سیستم حزبی در این كشور را نادیده انگاریم، تاریخ سیاسی ایالات متحده به گونه ای رقم خورده است كه روسای جمهور این كشور از یكی از دو حزب جمهوریخواه و یا دموكرات بوده اند. این تفكیك به گونه ایست كه دو حزب مطرح آمریكایی سهمی تقریبا برابر را در دست گرفتن قدرت سیاسی در این كشور داشته اند. دقت در این نظم روایت كننده وجود دستی پنهان و هماهنگ كننده در نظام سیاسی ایالات متحده است. این دست از لحاظ كاركردی دقیقاً مشابه دست پنهان مورد تاكید آدام اسمیت در اقتصاد لیبرال فعالیت می كند.

همانگونه كه دست نامرئی مورد تاكید آدام اسمیت وظیفه تنظیم مناسبات موجود در بازار اقتصاد سرمایه داری را داراست، دست نامرئی موجود در نظام سیاسی ایالات متحده نیز وظیفه تنظیم مناسبات سیاسی دموكراتیك را بر عهده دارد. دست نامرئی آدام اسمیت در شرایط و بسترهایی كه نظام سرمایه داری لیبرال ایجاد نموده است كار می كند. به عبارت دیگر در این بازار عرضه، تقاضا و قیمت همه و همه بر اساس بسترهایی خاص كه منافعی خاص را به دنبال دارد فعالیت می كند.

ذكر این نكته ضروریست كه نظریه آدام اسمیت در باب اقتصاد لیبرال و بازار ازاد دقیقاً در دوره ای مطرح گردید كه بریتانیا و بسیاری دیگر از دولتهای غربی با چپاول كشورهای جنوب و پیرامونی منافعشان در گسترش تجارت آزاد و به كارگیری مكانیسم بازار آزاد با محوریت دست نامرئی آدام اسمیت نهفته شده بود. تاكید بر اصل بازار آزاد یك نكته محوری را گوشزد می كند؛ " رقابت در شرایط نابرابر همواره پیروزی طرف قوی تر را بر عهده خواهد داشت". در نظام سیاسی ایالات متحده نیز دقیقاً اوضاع به همین منوال سامان داده شده است.

حذف بسیاری از مجموعه های اقلیت چه در قالب مجموعه های نژادی، چه صنفی، چه قومی و . . . .همه و همه نشان از وجود مكانیسمی كاملاً ناعادلانه در جولانگاه سیاسی ایالات متحده را دارد. در این عرصه، حاشیه ای ها تاثیرگذارترین پارامتری هستند كه به ویژه در دوران فعلی به ویژه در قالب حركتهایی چون وال استریت و . . . .بروز بیشتری از قبل یافته اند. دست نامرئی موجود وظیفه ای چون بده و بستان قدرت در میان طبقه آریستوكرات آمریكایی را برعهده ندارد و مردم نیز جز حق انتخاب در میان گزینه های فیلتر شده موجود حق انتخاب دیگری ندارند.

دست نامرئی اسمیت به مرور و به ویژه توسط نظریه پردازان نولیبرال مورد انتقادات جدی قرار گرفت. بر این اساس نظریه پردازان نولیرال بر این باور بودند كه منافع حداكثری طبقه فرادست جز با تنظیم برخی قواعد و هدایت دست نامرئی اسمیت تامین نخواهد شد. برهمین اساس بود كه شاهد شكل گیری نهادهای مالی و پولی در سراسر دنیا بودیم. فلسفه وجودی تمام این نهادها به عدم كاركرد مناسب دست نامرئی اسمیت باز می گردد. بارزترین نمونه نیز در بحران نفتی دهه 70 میلادی و تلاش نهادهای مالی دنیا برای مقابله با افزایش بی سابقه نفت باز می گردد. دقیقاً چنین رویدادی در نظام سیاسی آمریكا نیز به وقوع پیوست. ایجاد برخی ملاحظات و قواعد تنظیمی چون نوع رابطه و موضعگیری در قبال رژیم صهیونیستی و . . . وظیفه همان نهادهای موجود در اقتصاد سرمایه داری را برعهده گرفت.

هرچند به تصور بسیاری از ناظرین رقابت به ظاهر سخت موجود میان نمایندگان دموكرات و جمهوریخواه تاثیرات عمده ای را بر سیاستهای آتی داخلی و به ویژه خارجی دولت ایالات متحده خواهد گذارد اما نظم موجود در نظام سیاسی ایالات متحده و مشاهده تاریخی تطورات موجود در سپهر سیاسی این مجموعه نشان داده است كه تفاوت چندانی میان اوباما و رامنی نیست. قواعد ایجادی توسط نهادهای تقنینی و سنتی ایالات متحده به نحوی گذارده شده است كه هیچ نامزدی حتی با شعار تغییر نیز نخواهد توانست ذره ای در كاركرد استعمار و استثمارگراینه دولت آمریكا خللی ایجاد نماید. به عبارت ساده تر؛ دست نامرئی آدام اسمیت با گسترش حیطه اقدامات خود به حوزه های سیاسی و در راستای بقای نظام سرمایه داری با فعالیت در نظام سیاسی ایالات متحده جلوی هرگونه تخطی سیاسیون از قواعد گذارده شده را خواهند گرفت.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .