ممنوعيت قيام و حکومت قبل از انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج)؟

احاديثي هر قيامي قبل از انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) را باطل و محكوم به شكست دانسته و از پيروان ائمه(عليهم السلام) خواسته كه با آن قيام‌ها همراهي نكنند؟

دانشجوي گرامي ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب نموده ايد از شما سپاسگذاريم .
اما در پاسخ به سوالتان لازم است مطالبي خدمت شما ارائه شود ضمن اينكه تلاش ما در اين پاسخ اين است كه تنها به روايت مذكور در متن سوال اكتفا نكرده و با توجه به مجموع رواياتي كه با اين مضمون كليه قيام هاي قبل از ظهور را رد مي كنند به اين سوال پاسخ دهيم :
1. همان گونه كه شما اشاره فرموده ايد احاديثي در مجامع روايي شيعه وجود دارد كه هر قيامي قبل از انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) را باطل و محكوم به شكست دانسته و از پيروان ائمه(عليهم السلام) خواسته كه با آن قيام‌ها همراهي نكنند و در خانه‌هاي خود بنشينند تا نشانه‌هاي ظهور نمايان شود.برخي با توجه به ظاهر اين روايات و بدون بررسي و تحليل آنها، زمينه‌سازي را نفي كرده‌اند و معتقد شده‌اند كه در عصر غيبت نبايد عليه ظلم و طاغوت قيام كرد و بايد درون خانه منتظر نشست تا هنگامي كه خداوند متعال ظهور را محقق بدارد. حتي برخي از فرقه هاي انحرافي با تمسك به روايت معروف به روايت رايت معتقد بودند قبل از امام زمان، هر پرچمي كه بلند شود در ضلالت است و به شكست مي‌انجامد. همچنين با تمسك به روايتي از امام صادق تشكيل حكومت خالص را تنها در زمان امام مهدي مي دانستند «ما خرج و لا يخرج منا اهل البيت الي قيام قائمنا احد ليدفع ظلما او ينعش حقا الا اصطلمه البليه و كان قيامه زياده في مكروهنا و شيعتنا»(مقدمه صحيفه سجاديه) ترجمه:امام صادق فرمود: هيچيك از ما اهل البيت تا روز قيام قائم ما، براي جلوگيري از ستمي يا براي بپاداشتن حقي خروج نمي كند، مگر آنكه بلا و آفتي، او را از بيخ بركند و قيام او بر اندوه ما و شيعيانمان بيافزايد... حال ممكن است گفته شود: «ظاهر اين احاديث دلالت بر بطلان تمامي قيام‌هاي قبل از ظهور قائم(عج) دارد، يعني همة قيام‌ها باطل است، خواه دعوت به سوي خود يا به سوي اهل‌بيت(عليهم السلام) باشد، معنا و مفهوم اين روايت‌ها قيام قبل از نهضت جهاني امام عصر(عج) است و فرقي نمي‌كند دعوت آن قيام حق يا باطل باشد.»
2. براي اين سؤال پاسخ هايي مي‌توان ارائه كرد كه عبارت است از:
يكم. احتمال صدور روايت به موارد خاص؛
احتمالاً اين روايات ناظر به موارد خاص و به اصطلاح «قضية خارجيه» باشد، يعني در آن زمان پرچم‌هاي بخصوص و با ويژگي‌هاي خاص با عنوان امامت و يا مهدويت براي درگيري با حكومت وقت برافراشته مي‌شد كه ماهيت آنها براي مردم مورد سؤال بود و نمي‌دانستند در برابر آن شرايط خاص چه وظيفه‌اي دارند. لذا امام(ع) براي روشن نمودن وظايف آنان با توجه به موقعيت زمان و مكان اين احاديث را بيان فرموده‌اند و بسيار بعيد است كه امام(ع) بدون هيچ پيش‌زمينه‌اي و به صورت ناگهاني و ابتدايي اين گفتار را بيان كرده باشد. مرحوم نعماني(ره) كه به عصر معصومان(عليهم السلام) نيز نزديك است، اين روايات را در عنوان اين باب آورده است: «ما روي فيمن ادعى الإمامة و من زعم أنه إمام و ليس بإمام و أن كل راية ترفع قبل قيام القائم فصاحبها طاغوت».گويا ايشان اين روايات را از آن‌رو در كنار هم قرار داده، كه عقيده دارد پرچمي طاغوت است كه صاحب آن ادعاي امامت كند. در حقيقت، بنابر سياق و مفهوم روايات اين باب، پرچمي طاغوت است كه برافرازندة آن مردم را به سوي خود با عنوان امامت فرا‌خواند و هر پرچمي قبل از قيام قائم(عج) اين‌چنين باشد، قطعاً طاغوت است.

دوم. تعارض با روايات مؤيد قيام؛
اگر اين گونه احاديث را به صورت مطلق براي همة زمان‌ها بدانيم، با برخي از روايات معارض مي‌شود كه قيام‌ها را تأييد مي‌كنند. لذا بنابر احتمال بسيار اين روايت عموميت ندارد؛ زيرا بنابر برخي از روايات اهل‌بيت(عليهم السلام) دربارة برخي از قيام‌ها نظر مثبت داشته‌اند و علاوه بر تأييد از همگان خواسته‌اند كه آنها را دنبال كنند كه به نمونه‌هايي از اين روايات اشاره مي‌شود.
در روايتي طولاني دربارة علائم ظهور، ابوبصير از امام محمد باقر(ع) نقل مي‌كند:و ليس في الرايات راية أهدى من راية اليماني هي راية هدى لأنه يدعو إلى صاحبكم فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس و كل مسلم و إذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رأيته راية هدى و لا يحل لمسلم أن يلتوي عليه فمن فعل ذلك فهو من أهل النار لأنه يدعو إلى الحق و إلى طريق مستقيم؛ هيچ‌يك از پرچم‌هاي برافراشته شده [قبل از ظهور آن حضرت] هدايت يافته‌تر از پرچم يماني نيست. پرچم او پرچم هدايت است؛ چون كه مردم را به صاحبتان دعوت مي‌كند. پس هنگامي كه يماني خروج كرد، فروختن سلاح به مردم و به هر مسلمان حرام است. [بايد رايگان در اختيار آنها گذاشته شود يا به مردمي كه در مقابل او بايستند نبايد سلاح فروخت] پس از خروج او به ياري‌اش بشتاب؛ زيرا پرچم او پرچم هدايت است و بر هيچ مسلمان جايز نيست با او مخالفت نمايد و كارشكني كند و اقدام‌كننده بر اين كار، اهل آتش است؛ زيرا يماني به حق و صراط مستقيم دعوت مي‌نمايد.
از اين روايت استفاده مي‌شود كه قبل از قيام جهاني امام مهدي(عج) پرچم‌هاي حق نيز برافراشته مي‌شود كه ياري كردن دعوت آنان جزو وظايف مسلم است. هم‌چنين روايتي كه كشته‌هاي برخي از قيام‌هاي قبل از ظهور را شهيد ياد كرده‌اند، در تعارض با روايات طاغوت بودن پرچم‌هاي برافراشته است.
بنابر روايتي از ابوخالد كابلي، امام محمد باقر(ع) مي‌فرمايد:كأني بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحقّ فلا يعطونه ثم يطلبونه فلا يعطونه فإذا رأوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ما سألوه فلا يقبلونه حتّى يقوموا و لا يدفعونها إلّا إلى صاحبكم قتلاهم شهداء أمّا إنّي لو أدركت ذلك لاستبقيت نفسي لصاحب هذا الأمر؛ گويا از مشرق قومي مشاهده مي‌كنم كه براي به دست آوردن حق قيام مي‌نمايند، اما حق به آنها داده نمي‌شود. پس با جديت بيشتر به دنبال آن مي‌روند، باز هم به آنها داده نمي‌شود. پس هنگامي كه اين چنين ديدند، شمشيرهايشان را بر شانه‌هايشان مي‌گذارند. در آن صورت آن‌چه مي‌خواهند به آنها داده مي‌شود، اما آنها نمي‌پذيرند و قيام مي‌كنند و آن را تنها به صاحب شما امام زمان(عج) واگذار مي‌كنند. كشته‌هاي آنان شهيدند. اگر من چنين زماني را دريابم، جانم را در اختيار صاحب و رهبر اين قيام قرار خواهم داد.
سوم. تعارض با آيات و روايات جهاد و امر به معروف؛
آيات بسياري در قرآن كريم به‌گونة التزام بر جواز قيام بلكه وجوب آن دلالت دارد كه برخي از آن آيات در پي مي‌آيد:
وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّـهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهـُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّـهِ كَثِيراً وَلَيَنصُرَنَّ اللَّـهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِيٌ عَزِيزٌ * الَّذِينَ إِن مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ وَآتَوُا الزَّكَوةَ وَأَمَرُوا بِالْمـَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمـُنكَرِ ؛ و اگر خدا بعضى از مردم را با بعضي ديگر دفعFوَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ نمى‏كرد، صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مى‏شود، سخت ويران مى‏شد، و قطعاً خدا به كسى كه [دين] او را يارى مى‏كند، يارى مى‏دهد، چرا كه خدا سخت نيرومندِ شكست‏ناپذير است. همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند، و از كارهاى ناپسند بازمى‏دارند، و فرجام همة كارها از آنِ خداست. بنابر اين آيه، خداوند متعال، فساد و خرابي مساجد و معابد را دشمن مي‌دارد و دوست دارد افراد باصلاحيت كه اگر در زمين تمكّن يابند و فرمان‌رواي آن گردند، فرايض خدا را برپا مي‌دارند و با دفع اهل فساد و حفظ معابد و اقامة دعائم دين و انجام فرايض خدا را ياري مي‌دهند، حاكميت زمين را به عهده گيرند و روشن است كه دفع اهل فساد چه‌بسا جز قيام و مبارزه امكان‌پذير نيست.
4. خلاصه آن‌كه در معناي اين چند روايت بايد به مسلمات فقه اسلام و قرآن و روايات و ديگر قراين و شواهد توجه داشته باشيم و همان‌گونه كه ائمه(عليهم السلام) فرموده‌اند، بايد همه را با هم ملاحظه كرده و سپس نتيجه‌گيري كنيم. آيا با وجود احكام و مطالب ديگر اسلام و قرآن، مي‌توان روايات فوق را حمل بر معنايي كه مخالفين انقلاب اسلامي ما مي‌گويند نماييم و بگوييم در زمان غيبت امام زمان(عج) هيچ نوع حركت، قيام، مبارزه، دفاع، تشكيل حكومت و اجراي حدود جايز نيست و حتي قيام براي امر به معروف و نهي از منكر حرام است؟ آيا قرآن مجيد نمي‌فرمايد: وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمـُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى‏ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى‏ تَفِي‏ءَ إِلَى‏ أَمْرِ اللَّـهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمـُقْسِطِينَ با اين‌كه در اين آية شريفه امر به مبارزه باغي ‌شده است و اختصاص به زمان خاصي هم ندارد، چه‌طور مي‌توان گفت كه سكون و سكوت مسلمانان براي هميشه در زمان غيبت سفارش شده است؟ آيات متعددي در قرآن كريم، مربوط به وراثت زمين براي بندگان صالح خداوند متعال و به دست آمدن قدرت و تمكّن براي مستضعفين از براي اجراي احكام الهي و ذلت طواغيت و مستكبرين موجود است و انقلاب حضرت مهدي(عج) با گستردگي و عظمتي كه دارد از مصاديق مسلم و مورد توجه اين آيات به شمار مي‌رود و ائمة معصومين(عليهم السلام) هم آيات مذكور را همين‌گونه تفسير و تأويل فرموده‌اند.همين امر موجب شده است كه عده‌اي تصور كنند كه به‌طور كلّي انقلاب‌هاي قبل از قيام آن حضرت از سياق آن روايات خارج و اساساً آيات شريفه منحصراً مربوط به قيام خاص حضرت مهدي(عج) است، در حالي كه لفظ آنها عام و مورد آنها در قرآن، خاص آن قيام نيست، به‌طوري كه اختصاص آيات انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) مستلزم خروج مورد است، مثل آية شريفة وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِينَ * وَنُمَكِّنَ لَهـُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ
اين آيات در مورد بني‌اسرائيل كه فرعون آنان را به استضعاف كشيده بود، نازل شده است و اگر آية فوق بر بازوي حضرت مرقوم شده و يا در موقع ولادت آن را قرائت نموده، از باب جري و تطبيق بوده و مراد آن است كه مضمون اين آيه، سنت لايتغير ولايتبدل الهي است و اختصاص به قوم و كشوري ندارد گرچه تنها مورد و مصداق وحيد آيه بني‌اسرائيل و يا فرعون و هامان و سپاهيان آن دو باشد. پس تطبيق آية شريفه بر قيام جهاني آن حضرت توسط ائمة معصومين(عليهم السلام) نه‌تنها انحصار آن را اثبات نمي‌كند، بلكه دليل بر عدم اختصاص به بني‌اسرائيل و سرايت مضمون آن به ساير قيام‌ها و نهضت‌هاست.
بنابراين، انقلاب‌هاي قبل از قيام حضرت مهدي(عج) مشمول اين كليت و حتميت است و در فرض صدق عنوان و موضوع و شرايط آيه، حتماً به آثار و احكام پنج‌گانة موجود در آيه دست خواهند يافت. اثبات كليت آيه و اخبار و روايات درصدد رفع اين توهّم است كه حكم اين آيات، در مورد همة مستضعفين باشد، حتي اگر اعتقاد به خدا و قيامت و مكتب حيات بخش الهي نداشته باشند و امامت و پيشوايي رهبران الهي را نفي كنند يا در مقابل مستكبران و ستم‌كاران ساكت باشند. خلاصة استدلال به آية شريفه اين است كه هر قوم و كشوري اگر مورد ظلم و ستم قرار گيرند و به خداي واحد و مكتب حق ايمان داشته باشند و حكومت و رهبري حاكمان الهي را بپذيرند و در راه تحقق حكومت الهي و آزادي محرومين، جهاد كنند و از حق انساني خود دفاع نمايند و در مقابل فشار و ناملايمات صبر و استقامت لازم را به خرج دهند، قطعاً به پيروزي خواهند رسيد و دشمنان خود را هر چه قوي‌تر و نيرومند‌تر هم باشند شكست خواهند داد. البته اين امر بسته به همت مجاهدين و مبارزين خواهد داشت.
اين آيه و آيات مشابه ديگر، خبر از يك واقعة بخصوص، يعني قيام جهاني حضرت مهدي(عج) را نمي‌دهد، بلكه آن واقعه به عنوان يكي از مصاديق، بلكه مهم‌ترين مصداق آن است و اگر اين آيه، در روايات وارده از ائمه معصومين(عليهم السلام) به حكومت جهاني واحد تفسير شده، دليل بر انحصار آن نيست؛ زيرا اگر در موارد و مصاديق ديگر ترديد شود، در شمول آيه بر بني‌اسرائيل مستضعف و حضرت موسي(ع) نمي‌توان ترديد كرد. بنابراين، آيه وعده‌اي است كلي و شامل همة بندگان صالح و مؤمن، كه براي آزادي و حكومت الهي مبارزه كرده وليكن به استضعاف كشيده شده و مورد ظلم و تعدي قرار گرفته‌اند ولي اگر در راه حق و عمل به احكام الهي و حمايت از محرومين ثابت قدم بمانند سرانجام حكومت ايده‌آل‌شان را به دست خواهند آورد و حكومتشان هم ادامه خواهد يافت و الا متلاشي خواهند شد و انقلابي‌ها زمان غيبت امام عصر(عج) از اين قاعده و شرايط مستثنا نيستند.
دربارة امر به معروف و نهي از منكر نيز روايات فراواني در دست است. فقط شيخ حر عاملي(ره) در كتاب وسائل الشيعه بيش از هفتصد روايت را نقل كرده است. اين گنجينة ارزش‌مند در طول تاريخ براي علماي اسلام زواياي گوناگوني در فقه، اخلاق و تفسير گشوده است و دانش‌مندان بر اساس آنها حكم به وجوب امر به معروف به مفهوم وسيع آن با رعايت مراتب داده‌اند، يعني در صورتي كه نصيحت و ارشاد و تهديد و ارعاب نتيجه نداد، نوبت به قيام مي‌رسد. نمونه‌اي از اين روايات در پي مي‌آيد:
اميرمؤمنان حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: ِ أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ فَأَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ الْعُلْيَا وَ كَلِمَةُ الظَّالِمِينَ السُّفْلَى فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى وَ قَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِينُ ؛ اي مؤمنان! هركس مشاهده كند تجاوز و ستمي صورت مي‌گيرد و مردم به عمل ناشايستي دعوت مي‌شوند و او با قلب خويش، آن را ناخوشايند دارد، خود را سالم و دور از هر بدي نگاه داشته است و آن‌كس كه با زبان، آن را مورد اعتراض قرار دهد، پاداش مي‌برد و اين از رفيقش افضل است و اما آن‌كس كه با شمشير در برابر عمل ناشايسته قيام كند تا كلمة خدا برفراز و كلمة ستم‌گران در فرود قرار گيرد، اين همان كس است كه به راه هدايت دست يافته و به راه راست گام نهاده و نور يقين در دل وي درخشيده است.
امام حسين(ع) نيز انگيزة قيام خود را امر به معروف و نهي از منكر ذكر مي‌فرمايد:وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي(ص) أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمـَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمـُنْكَر؛ من از روي خودخواهي يا براي خوش‌گذراني يا براي فساد و ستم‌گري از مدينه خارج نشدم، بلكه طالب مصلحت امت جدم و خواستار انجام امر به معروف و نهي از منكر هستم.
امام محمد باقر(ع) دربارة كارهاي ناشايست حاكمان مي‌فرمايد:فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَ الْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ صُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَ لَا تَخَافُوا فِي اللَّـهِ لَوْمَةَ لَائِم‏؛ در دل زشت شماريد و با زبان ابراز ناراحتي كنيد و با سيلي به صورت آنان بنوازيد و در راه خدا از ملامت هيچ ملامت‌گري نهراسيد.
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: مَا جَعَلَ اللَّـهُ بَسْطَ اللِّسَانِ وَ كَفَّ الْيَدِ وَ لَكِنْ جَعَلَهُمَا يُبْسَطَانِ مَعاً وَ يُكَفَّانِ مَعا ؛ چنين نيست كه خداوند زبان را گشوده و دست را بسته باشد، بلكه هر دو را به گونه‌اي قرار داده كه باهم باز و باهم بسته مي‌گردند.
بنابر اين ظاهر اين گونه روايات با روايات جهاد و امربه معروف و نهي از منكر تعارض دارد و در مقام تعارض بايد از ظاهر اين روايات دست برداشت؛ زيرا قيام و حركت عليه نظام سلطه و جور و دفاع از كيان اسلام و مسلمانان بر همگان واجب است. هر كس با قرآن مأنوس باشد، مي‌داند كه منطق اسلام و خواستة خداي متعال، سازش و بي‌تفاوتي و سكوت در مقابل ستم‌كاران نيست و هم‌چنين عقل و فطرت سليم نيز مؤيد اين گفتار است. اگر ديده شد برخي روايات حاوي مطالب غيرقابل قبولي است، در صورتي كه از نظر سند قابل اعتماد باشد، بايد به توجيه آن بپردازيم و در صورتي كه غيرقابل توجيه باشد، به دستور خود ائمه معصومين(عليهم السلام) فهم معناي آن را به خودشان واگذار مي‌نماييم.
علامه طهراني دربارة اين حديث بعد از توضيح و تبيين مفهوم طاغوت مي‌نويسد:همان‌طور كه در قرآن و آيات محكمات و متشابهات وجود دارد و طبق نصّ قرآن بايد متشابهات را به محكمات برگرداند، در اخبار ائمه(عليهم السلام) نيز محكمات و متشابهات وجود دارد. طبق فرمايشات خود آن بزرگواران بايد متشابهات از احاديث را به محكمات از احاديث برگرداند و قاعدة مجمل و مبيّن و متشابه و محكم را همه‌جا جاري و ساري كرد و در محاورات عرفيه نيز مسئله همين‌طور است. مثلاً اگر خطابه‌اي را كه در يك سياق وارد شده است در نظر بگيريم، بايد صدر و ذيلش را با هم‌ديگر ملاحظه كنيم و بسنجيم اگر در يك جمله‌ اجمال بود، جملة ديگر بيان اوست و اگر در يك‌جا مطلب خفي بود، قرينة ديگر مبيّن اوست. دربارة اين روايت هم نمي‌توان گفت قيام اطلاقي طاغوت است و منع شده است؛ زيرا آيات قرآن و اخبار كثيرة مستفيضة متواتره (بالتواتر المعنوي) دلالت دارد بر اين‌كه انسان بايد از ظلم جلوگيري كند و زير بار ولايت كافر نباشد.
5.كوتاه‌سخن اين‌كه به فرض كه روايات فوق تصريح كند كه قبل از قيام مهدي(عج) هرگونه قيامي ماية گمراهي و بلا است، ما هرگز به خاطر خبر واحد يا چند خبر كه در حكم خبر واحد است، نمي‌توانيم اصول مسلّمة اسلام را كه در قرآن و كلمات معصومين(عليهم السلام) است، كنار بگذاريم. بنابراين، هر وقت مقدمات تشكيل حكومت اسلامي و برچيدن بساط ظلم و فساد و جنايت و بيدادگري فراهم گردد، نبايد در اقدام بر آن ترديدي به خود راه داد و ادلّة امر به معروف و نهي از منكر و اجراي حدود و اقامة عدل و داد را به عذر اين‌كه در چند خبر مشكوك از اين كار نهي شده است، نمي‌توان زير پا نهاد!
در برابر اين روايات، روايات ديگري داريم كه نشان مي‌دهد ائمة هدي(عليهم السلام) بعضي از قيام‌هايي را كه در عصر و زمان آنها روي داد، ستودند، هر چند اين قيام‌ها به نتيجة نهايي نرسيد. چگونه ممكن است اين قيام‌ها ممنوع باشد و باز آن را بستايند؟
از جمله در روايات اسلامي از قيام «زيد بن علي» به عنوان يك قيام مقدس ياد شده است: مرحوم شهيد در قواعد در بحث «امر به معروف و نهي از منكر» مي‌گويد: «خروجش به اذن امام(ع) بود» و شيخ مفيد در ارشاد مي‌گويد: «زيد بعد از امام باقر(ع) برترين فرزندان امام سجاد(ع) و عالم و عابد و پارسا و سخّي و شجاع بود، با شمشير قيام كرد تا امر به معروف و نهي از منكر كند و خون‌خواهي شهداي كربلا نمايد. حتي در حديثي از امام جواد(ع) نقل شده كه در باره حادثه شهيد حسين بن علي شهيد فخّ فرمود: «لَمْ يَكُنْ لَنَا بَعْدَ الْطَّفِّ مَصْرَعٌ أَعْظَمُ مِنْ فَخٍّ؛ بعد از ماجراي كربلا قتل‌گاهي براي ما مهم‌تر از قتل‌گاه فخّ نبود.»
مرحوم علامه مامقاني در پايان شرح حال او مي‌گويد:از آن‌چه كه گفتيم، روشن شد كه او از ثقات است؛ زيرا امام موسي بن جعفر(ع) در خبري به اين معنا گواهي داده و در حديث آمده: افرادي كه با او شهيد شدند پاداش دو شهيد دارند. و پيامبر(ص) در زمان خود بر او گريه كرد و امام صادق(ع) فرمود روح او پيش از جسدش به بهشت وارد شد!
از همه اينها گذشته در رواياتي آمده است كه قبل از قيام مهدي(عج) اقوامي قيام مي‌كنند و زمينه را براي قيام مهدي(عج) آماده مي‌سازند و از آنها در روايات به نيكي ياد شده است. اگر قيام‌هاي قبل از حضرت مهدي(عج) باطل و دعوت به طاغوت بود، اين روايات مفهوم صحيحي نداشت. براي نمونه، به دو روايت كه از طرق شيعه و اهل سنت رسيده، اشاره مي‌شود: امام كاظم(ع) فرمود: َ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُون وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏‏؛ مردي از اهل قم قيام مي‌كند و مردم را دعوت به حق مي‌نمايد. جمعيتي گرد او را مي‌گيرند كه مانند پاره‌هاي آهن (سخت و محكم) هستند، طوفان‌هاي سخت آنها را تكان نمي‌دهد و از جنگ خسته نمي‌شوند و ترس به خود راه نمي‌دهند و بر خدا توكّل مي‌كنند و عاقبت براي پرهيزكاران است!
بنابر تصريح بعضي از روايات كه به اين‌گونه قيام‌ها اشاره مي‌كنند، آنها زمينه‌ساز قيام حضرت مهدي(عج) هستند و به هر حال نشان مي‌دهد كه قيام‌هاي مشروعي قبل از قيام مهدي(عج) صورت مي‌گيرد؛ قيام‌هاي خونين و براي دعوت به سوي حق توأم با پيروزي.در حديثي از سنن ابن ماجه، از منابع معروف اهل سنت آمده است كه گروهي از جوانان بني‌هاشم خدمت پيامبر(ص) آمدند، هنگامي كه پيامبر(ص) آنها را ديد، چشمانش پر از اشك شد و رنگ مباركش دگرگون گشت. پرسيدند چرا در صورت مبارك شما آثار ناراحتي مي‌بينيم، فرمود:إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ اخْتَارَ اللَّـهُ لَنَا الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي سَيَلْقَوْنَ بَعْدِي بَلَاءً وَ تَشْرِيداً وَ تَطْرِيداً حَتَّى يَأْتِيَ قَوْمٌ مِنْ قِبَلِ الْمـَشْرِقِ وَ مَعَهُمْ رَايَاتٌ سُودٌ فَيَسْأَلُونَ الْحـَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَيُقَاتِلُونَ وَ يُنْصَرُونَ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا يَقْبَلُونَ حَتَّى يَدْفَعُوهُ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَيَمْلَؤُهَا قِسْطاً كَمَا مَلَئُوهَا جَوْراً فَمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَلْيَأْتِهِمْ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ؛
ما خانداني هستيم كه خداوند آخرت را براي ما بر دنيا برگزيده و خاندان من بعد از من با حوادث سخت و تبعيد و كنار زدن آنها (از مقام‌هايشان) روبه‌رو مي‌شوند تا اين‌كه گروهي از مشرق مي‌آيند كه با آنها پرچم‌هاي سياه است، مطالبة نيكي مي‌كنند (و خواهان حق و عدالت مي‌شوند) اما به آنها نمي‌دهند، پس پيكار مي‌كنند و ياري مي‌شوند و پيروز مي‌گردند و آن‌چه را مي‌خواهند به آنها مي‌دهند، ولي آنها پذيرا نمي‌شوند تا آن را به كسي از اهل‌بيت من بسپارند، پس زمين را از عدالت پر مي‌كند، آن‌گونه كه از ظلم پر شده است، هر كدام از شما آن زمان را درك كند، بايد به آنها بپيوندد، هر چند روي برف‌ها با سينه راه برود!از ذيل روايت به خوبي استفاده مي‌شود كه اين قيام در آستانة قيام مهدي(عج) و قبل از آن واقع مي‌شود و زمينه‌ساز قيام آن حضرت خواهد بود و قيامي مشروع است.
بنابراين، قبل از قيام مهدي(عج) قيام‌هاي ديگري صورت مي‌گيرد كه جنبة الهي دارد؛ بعضي به نتيجه مي‌رسد و بعضي به شكست مي‌انجامد و چنان نيست كه هر پرچمي كه قبل از حضرت مهدي(عج) برافراشته شود، پرچم طاغوت باشد، هر چند با اجازة اهل‌بيت(عليهم السلام) يا در مسير اهداف آنها قرار گيرد.
آخرين سخن اين‌كه رواياتي كه هر قيامي قبل از قيام مهدي(عج) را شرك‌آلود و در مسير طاغوت ياد كرده‌‌اند، بايد آن‌چنان تفسير شوند كه هم با مسلّمات فقهي و احكام امر به معروف و نهي از منكر (مبارزة با فساد) سازگار باشد و هم با قيام‌هاي متعددي كه در زمان معصومان(عليهم السلام) واقع شده و بر آن صحّه نهاده‌اند، هم‌آهنگ گردد .
براي تفسير اين روايات چند راه وجود دارد:
يكم. منظور از آن قيام‌هايي است كه بدون اذن و اجازة معصومان(عليهم السلام) يا حاكمان شرع و نايبان عام امام در عصر غيبت صورت بگيرد؛
دوم. منظور قيام‌هايي است كه به قصد دعوت به خويش و نه دعوت به سوي اهداف آل‌محمد(ص) انجام گيرد كه در روايات بارها به آن اشاره شده است؛
سوم. منظور قيام‌هايي است كه در مقاطع خاصي صورت مي‌گيرد كه هيچ‌گونه آمادگي براي اين‌گونه قيام‌ها نيست و ائمه(عليهم السلام) براي پيش‌گيري از اين قيام‌هاي زودرس و ناپخته آن جمله‌ها را فرموده‌اند و از آن نهي كرده‌اند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .