مقايسه جمهوري اسلامي با پهلوي؟

سلام . لطفا از برتري هاي اين حكومت نسبه به حكومت فاسد شاه را نام ببريد.ممنون

دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس شما با اين مركز ، پاسخ به سوال شما مستلزم مقايسه ميان دو حكومت اسلامي و نظام شاهنشاهي مي باشد ، بر اين اساس مهم ترين و اصلي ترين مزيت حكومت اسلامي نسبت به حكومت شاهنشاهي نوع مشروعيت حكومت است كه در اولي مبتني بر مشروعيت الهي است كه در آن افراد صرفا بر اساس داشتن ويژگي ها و لياقت هاي خاصي به حكومت مي رسند ، اما دومي فاقد مشروعيت و يا حداكثر داراي مشروعيت مبتني بر زور ، غلبه و وراثت مي باشد ، چنانكه به عنوان مثال محمد رضا پهلوي صرفا به اين دليل خود را مستحق پادشاهي مي دانست كه پدر او شاه بوده است بدون اينكه نيازي به داشتن لياقت حكومت و مديريت كشور و يا صفات مورد نياز براي اداره كشور باشد . به عبارت ديگر نظام اسلامي مشروعيت خويش را بنا به ادله عقلي و نقلي متعددي كه در جاي خود از آن بحث شده است از جانب پروردگار متعال كسب مي كند و با پشتيباني و حمايت مردمي جنبه خارجي پيدا مي كند ؛ حكومتي كه در آن مردم ، نقش آفرين بوده و بر امور حكومت نظارت مي كنند و حقوقشان از جانب شرع مقدس اسلام كاملا به رسميت شناخته مي شود ، از اين رو گفته مي شود اساس شكل گيري اين نظام ، مشروعيت الهي حكومت با ضميمه شدن به مقبوليت مردمي است . در چنين نظامي حاكم كه اصطلاحا ولي فقيه خوانده مي شد با توجه به داشتن ويژگي ها و شرايطي همچون تقوا ، عدالت ،علم ، فقاهت ، مديريت و كارداني تصدي اين مسئوليت را بر عهده مي گيرد و به همين دليل علاوه بر ابزارهاي كنترل و نظارت بيروني ، ابزارهاي كنترل دروني وي را از هر گونه تمايل به سمت استبداد و ديكتاتوري و تعهداتي كه در قبال خدا و ملت دارد باز مي دارد به گونه اي كه در صورت انحراف از اين شرايط ، خود به خود از اين سمت عزل مي شود كه از آن به عنوان «انعزال» ياد مي شود . علاوه بر اين در اين نظام ، ولي فقيه علاوه بر استعداد و توان مديريتي شخصي، از اصل مشورت نيز در جهت مديريت كلان نظام بهره مي گيرد و با در اختيار داشتن مشاوران لايق و كارآزموده و امين ، تلاش مي كند تا بهترين تصميم گيري را در اداره امور داشته باشد . اين در حالي است كه نظام سلطنت فاقد هر گونه توجيه عقلاني است و صرفا بر اساس زور و ديكتاتوري بنيان نهاده مي شود . در چنين نظامي سر سلسله حكومت صرفا به دليل در اختيار داشتن زور و قدرت بيشتر و عمدتا با خونريزي هاي فراوان و ايجاد جو ارعاب و وحشت زمام امور را بر عهده گرفته و سلطنت را موروثي مي نمايد و اعقاب وي نيز صرفا به دليل اينكه فرزندان و نوادگان وي هستند استحقاق بر عهده گرفتن منصب سلطنت را پيدا مي كنند و لو اينكه از كوچكترين شايستگي در اين زمينه بهره مند نباشند . از اين روي در چنين نظام هايي مردم هيچ نقشي نه در پيدايش و نه در تداوم نظام ندارند و همه چيز بر مبناي ديكتاتوري و استبداد اداره مي شود و به همين دليل گفته مي شود منشا مشروعيت چنين نظام هايي زور و غلبه مي باشد . در چنين نظامي هيچ ابزاري در جهت كنترل حكومت وجود ندارد و قانون يعني فرمان شاه و حتي گاه گفته مي شود كه فرمان شاه ، يعني حكم خدا ، چنانكه در گذشته اين شعار مشهور بود كه «چه فرمان يزدان چه فرمان شاه» و جالب تر اينكه هيچ مبنا و دليلي هم براي انتساب چنين مسائلي به خداوند وجود نداشت چنانكه گاه گفته مي شد كه «شاه سايه خدا بر زمين است» و از اين جهت شاهان خود را ظل الله مي ناميدند و حال آنكه چنين شعارهايي ، جز نقل هاي عده اي از چاپلوسان و اطرافيان كه هدفي جز توجيه و مشروعيت بخشي به نظام نامشروع سلطنت نداشتند ، هيچ مبنا و دليل عقلي يا نقلي ديگري نداشت . علاوه بر مزيت هاي مشروعيت حكومت در نظام اسلامي نسبت به نظام شاهنشاهي ، در زمينه هاي مختلفي مي توان دو نظام مورد نظر را مورد مقايسه قرار داد از جمله در زمينه آزادي ، استقلال ، اقتصاد ، پيشرفت كشور و ... كه بررسي همه آنها در اين مختصر نمي گنجد و صرفا به منظور آشنايي به برخي از آنها به صورت مختصر مي پردازيم : مقايسه استقلال دوران پس از انقلاب اسلامي با دوران شاه : به نظر ما در هر زمينه اي ميان دوران انقلاب اسلامي با شاه ، مقايسه اوليه به منظور قضاوت در مورد نحوه آن شاخص ها در دو دوره صورت گيرد ، در زمينه استقلال ، حتي نبايد مقايسه اوليه صورت گيرد ، چرا كه استقلال در دوران شاهنشاهي ، گوهر گمشده اي بود كه هيچ كس در نبودش شكي نداشت كما اينكه همين موضوع در دوران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به گوهري پيدا شده تبديل شد كه به خاطر آن ، سالهاست انواع فشارها را از سوي دشمنان در حال تحمل كردن هستيم و اين موضوع به اندازه اي عيان است كه كمتر كسي در آن شك مي كند . اساسا سخن گفتن از استقلال در اركان رژيم پهلوي ، سخني مضحك است چرا كه هيچ كسي در اين موضوع شك ندارد كه رژيم پهلوي ، ذاتا وابسته به بيگانگان بود و در طول دوران عمر ننگين اين رژيم جز وابستگي به بيگانه ، چيزي به نام استقلال در هيچ بخش آن ديده نمي شد . به عبارتي رژيم پهلوي در انديشه و عمل غربزده و سرسپرده در برابر انگليس و آمريكا بود؛ محمد رضا شاه همانند پدرش رضا شاه به قدرت رسيدن و بقاي حكومت خويش را مديون بيگانگان مي دانست ؛ روزنامه نيويورك تايمز مي نويسد : « پس از كودتا ، شاه گيلاس خود را با تعارف به روزولت رئيس بخش سيا در خاورميانه برداشت و گفت : من تاج و تخت خود را به خدا ، مردم كشورم ، ارتشم و به شما مديونم .»( گازيوروسكي ، سياست خارجي آمريكا و شاه ، ص 28) در حقيقت كشور در دوره پهلوي ،حيات خلوت و منطقه نفوذ قدرت هاي جهاني بود ، آنها در همه امور كشور ، عزل و نصب مقامات ارشد ، نمايندگان مجلس ، تصويب يا رد لوايح و قوانين ، امضاي قراردادها و پروتكل ها ، سياست گذاريها و...، نقشي آشكارو پنهان داشتند.( ماروين زونيس ، شكست شاهانه ، ترجمه باس مخبر ، تهران : طرح نو ، 1370 ، ص 305) و ايران به تمام معنا فاقد استقلال سياسي بود ؛ انتخاب نخست وزير و وزيران عمدتاً از بين افراد وابسته به سازمانهاي جاسوسي ، آمريكا و فراماسونري صورت مي‏گرفت ؛ «آماري كه از وابستگي‏هاي افراد شناخته شده هيئت وزيران هويدا، آموزگار، شريف‏امامي، و ازهاري به دست آمده حكايت از آن دارد كه 38% فراماسون، 24%عضو سيا و 21%عضو ساواك بوده‏اند.»( سيروس پرهام، انقلاب ايران و مبانى رهبرى امام خمينى ، تهران: انتشارات امير كبير، 1357 ، ص 26) رژيم شاه در جنبه‏هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي ، امنيتي و نظامي به آمريكا و غرب پيوند خورده بود و در راستاي تأمين منافع بيگانگان بدون توجه به فرهنگ، نيازها و شرايط موجود در داخل كشور، تنها مجري سياستهايي بود كه بيگانگان به اسم مدرنيزاسيون براي تحقق اهداف و منافع خود به او ديكته مي‌كردند. و به صورت طبيعي اجراي اين برنامه ها نه تنها نتوانست كشور را به سوي پيشرفت و خودكفائي سوق دهد بلكه با ايجاد مشكلات در ابعاد مختلف باعث عقب ماندگي هرچه بيشتر آن گرديد ؛ نداشتن برنامه مشخص اقتصادى، تك محصولي شدن اقتصاد و وابستگي به صادرات نفتي ، رشد سرمايه داري در دامان امپرياليسم ، نابودي كشاورزي ، افزايش وابستگي در بخش صنعت گسترش صنايع مصرفي ،سطح بالاي بيكاري و كم كاري ،سطح نازل درآمد سرانه ، سطح پايين بهره وري ، وضع بد بهداشت همگاني ، بي اعتنايي به علم ، مراكز علمي و تحقيقاتي ، بي توجهي به بازسازي زيرساخت‌هاي اقتصادي و رشد و توسعه كشور ، ايجاد تأسيسات نظامي وابسته ، اجراى سياست ريخت و پاش و ولخرجى هاى سرسام آور شاهانه در امور مبتذل، توزيع ناعادلانه درآمدهاى ملى ، تشديد فاصله طبقاتى ، هجوم بي رويه روستائيان به شهرها و گسترش شهرنشيني ، گسترش فرهنگ مصرفي ، حاكميت بي‌چون و چراي انگليسي‌ها و امريكايي‌ها در چرخه‌ي فعال و مفيد اقتصادي ، از پيامدهاي برجسته مديريت فاسد ، بي كفايت و ناكارآمد اين دوران و برنامه هاي مدرنيزاسيون غربي مي باشد. به عنوان نمونه ؛ نتايج سياست هاي اقتصادي زمان شاه به گونه اي شد كه ايران با اينكه تا آن زمان در بسياري از مواد غذايي خود كفا بود، به عنوان يكي از وارد كنندگان مواد غذايي تبديل شد و نيروهاي كار فراواني به صورت بيكار به شهرهاي بزرگ مهاجرت نمودند. و يا اينكه جنون مفرط نظامي گري شاه به گونه‌اي بود كه بودجه‌ نظامي ايران كه در سال 1350 در حدود صد ميليارد ريال بود، در سال 1355 به 8/566 ميليارد ريال افزايش پيدا كرد. اين رقم بيانگر رشد سرسام آور نظامي‌گري براي ايفاي نقش ژاندارمي ايران براي امريكا در منطقه و نشان دهنده‌ نابودي درآمدهاي ملي در بيماري قدرت طلبي شاه است.( ر.ك : حجت سليمان دارابي ، انقلاب اسلامي براي ايران چه كرد؟ ، مجله 15 خرداد ، شماره 2) در زمينه فرهنگي نيز با به كارگيري نيروهاي بهايي، صهيونيستي و افراد لائيك در مصادر قدرت ترويج ارزشهاي منحط غربي در زمينه فساد و بي بندباري تحت عنوان آزادي زنان، ترويج پوشاك ، موسيقي و هنر غربي سبك غربي ، تغيير در الگوي مصرفي ، تضعيف ارزشهاي مذهبي و ملي ، بها ندادن به شخصيت و كرامت والاي انسان و مبارزه با آزاديهاي انساني ، سياسي ، توهين به اعتقادات مذهبي مردم و مخالفت با دين و شعائر مذهبي مثل حجاب ، روحانيت ، عزاداري و...، عرصه فرهنگي كشور صحنه تاخت و تاز بيگانگان و عوامل غربزده قرار مي گيرد.( نگاهي به پديده نوسازي در عصر پهلوي ، محبوبه صديقي ، مجله الكترونيكي دوران ، شماره 34 – شهريورماه1387 ؛ محمد باقر حشمت زاده ، چارچوبي براي تحليل و شناخت انقلاب اسلامي در ايران ، ص 343) اين در حالي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، مردم كشور ما به سرعت قيد و بندهاي وابستگي را از خود جدا كرده و قدم در مسير استقلال همه جانبه گذاشتند و همين موضوع باعث واكنش منفي ابرقدرتها گرديد . چرا كه روحيه استقلال طلبي ملت ايران ، باعث تبديل شدن آن به يك الگو در ميان جهانيان شده و همين موضوع باعث بيداري آنان و در نهايت مانع از تحقق اهداف استعماري دولت ها و قدرتهاي غربي مي شد و راز دشمني هاي 34 ساله غربي ها با انقلاب اسلامي همين روحيه استقلال طلبانه ملت ايران مي باشد . در حال حاضر بر خلاف دولت پهلوي ، مسئولان كشور بر اساس اصول مردمسالاري ديني و همگي به صورت مستقيم و غير مستقيم با انتخاب مردم بر سر كار مي آيند و هيچ گونه وابستگي از اين جهت به بيگانگان ندارند ، از نظر اقتصادي ، اگر چه هنوز وابستگي هاي فراواني را شاهد هستيم اما قدم در مسير استقلال و خودكفايي هر چه بيشتر گذاشته ايم و تلاش مي كنيم تا رابطه خود را با عوامل مخل استقلال اقتصادي ، به حداقل برسانيم . علاوه بر اين دو بعد ، در ساير ابعاد نيز تلاش ها براي تحقق استقلال هر چه بيشتر صورت مي گيرد و در مجموع بايد گفت كه با وجود تمام ضعف ها و موانعي كه در راه رسيدن به استقلال وجود داشته است اما ، استقلال درختي است كه در فضاي نظام جمهوري اسلامي ايران ، رشد و گسترش يافته است و اگر چه چشم طمع استعمارگران نو و فرانو ، همچنان به قطع ريشه هاي آن دوخته شده است اما به بركت بصيرت ملت و رهبري هاي رهبران انقلاب اسلامي ، همچنان يكي از اصلي ترين اهداف تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي تلقي مي شود . مقايسه وضعيت آزادي در ايران قبل وبعد از انقلاب : قبل از پرداختن به موضوع آزادي بايد به اين نكته توجه داشت كه نبايد بين عملكرد افراد و آرمان‌هاي برخاسته از انقلاب اسلامي كه آزادي نيز يكي از آن‌ها بوده است، خلط مبحث نمود. بي‌شك با وقوع انقلاب اسلامي يكي از مسائل مهمي كه در جامعه ما اتفاق افتاد آزاد شدن مردم از مسائلي بود كه در رژيم گذشته به شدت ترويج مي‌شد. فساد و فحشاء قانوني در سطح گسترده كه نمونه‌ي آن بيشتر بودن تعداد مشروب‌فروشي‌ها از تعداد كتابفروشي‌ها در كشور بود، نمونه‌اي از اين امر است. وقوع انقلاب اسلامي باعث شد كه جوانان و روشنفكران كشور اجازه پيدا كنند تا در مسائل مختلف اظهار نظر نموده و عمده‌ترين مسائل را كه پيش از آن حتي اجازه صحبت درباره آن‌ها داده نمي‌شد، مورد كنكاش و بررسي قرار دهند و اساساً توجه جوانان اين كشور را از مسائلي چون سكس و لذت‌جويي به سوي مسائل فرهنگي، سياسي، اقتصادي و پيشرفت‌هاي علمي كشور و... گردانيد، اين امور از نشانه‌هاي همين آزادي مي‌باشد. بي‌شك موضوع اخلاق و مباني اخلاقي يك جامعه نيز زماني مورد پرسش قرارخواهدگرفت كه يك نحوه آزادي بيان در جامعه وجود داشته باشد تا بتوان در پرتو آن به نقد و انتقاد اجتماعي پرداخت. پس به تعبيري مي‌توان پرسشگري را از نمودهاي آزادي برشمرد. در نظام اسلامى و قانون اساسي برآمده از آن، آزادى تا آن‌جا كه مخل به ضوابط و ارزش‏هاى دينى و مصالح اجتماعى و حقوق ديگران نباشد مورد حمايت است. ازاين‏رو آزادى‏هاى اساسى در گسترده‏ترين شكل آن در نظام جمهورى اسلامى ايران به رسميت شناخته شده است: در اصل 24 قانون اساسى آمده است: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن كه مخل به مبانى اسلام يا حقوق عمومى باشد...». در اصل 26 آمده است: «احزاب، جمعيت‏ها، انجمن‏هاى سياسى و صنفى و انجمن‏هاى اسلامى يا اقليت‏هاى دينى شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نكنند». هيچ كس را نمى‏توان از شركت در آن‌ها منع كرد يا به شركت در يكى از آن‌ها مجبور ساخت. در تمامى نظام‏هاى مدعى آزادى و دموكراسى، براى آزادى حد و مرزى وجود دارد؛ مثلاً توهين به مقدسات و يا نشر اكاذيب و توطئه براى براندازى، ممنوع و خلاف قانون است. ترويج فساد نيز از جمله موارد ممنوع در قوانين است؛ ولى هر نظامى با توجه به مبانى فكرى و اجتماعى خود، تعريفى از فساد دارد. در بينش اسلام، «فساد» تعريف شده است و مبانى آن نيز از وحى سرچشمه مى‏گيرد. بر اين اساس هيچ كس مجاز به ترويج فساد نيست. از همين‏رو اسلام، راه‏هاى گسترش فساد را بسته و اجازه ترويج آنان را به كسى نمى‏دهد. البته موضوع بيان و طرح مناسب عقايد و افكار، موضوع ديگرى است كه در اين مورد اسلام منعى براى آن قرار نداده است. در زمان پيامبر اسلام(ص) نيز طرح افكار منعى نداشته است؛ بلكه خود قرآن مجيد نيز سخنان مخالفان را نقل و به بررسى و ابطال آن‌ها پرداخته است. در زمان ائمه(ع) نيز، افراد بسيارى شبهات خود را نزد آنان مطرح مى‏كردند و پاسخ‏هاى لازم را دريافت مى‏نمودند. بنابراين، طرح افكار در جاى خود اشكالى ندارد؛ ولى نبايد اجازه داد كه از طرح انديشه‏ها سوءاستفاده شود و اذهان مردم، دست‌خوش آسيب‏هاى مختلف گردد. آزادى بيان در جمهورى اسلامى ايران در حد متناسبي وجود دارد به گونه‏اى كه در تاريخ اين كشور بي‌سابقه است و حتي در بسيارى از مناطق جهان نيز هم اكنون تا اين اندازه وجود ندارد. يكى از آرمان‏هاى بلند نظام مقدس جمهورى اسلامى آن است كه فضايى سالم براى عرضه انديشه‏هاى مختلف به وجود آيد. البته به شرط آن كه در اين فضا عقيده‏ها و افكار به ميدان آيند نه عقده‏ها و انگيزه‏هاى سوء. ليكن متأسفانه برخى مواقع از اين فضاى آزادى كه در پناه جمهورى اسلامى به دست آورده‏اند بر عليه آن استفاده شده شعار خفقان و استبداد توسط بنگاه‌هاي خبرپراكني به جامعه ايران نسبت داده مي‌شود. اين امر را مي‌توان يكى از شيوه‏هاى تبليغاتى كه متأسفانه از غرب به داخل ايران سرايت كرده است، دانست. اين كه اخبار مشتمل بر اكاذيب و تحريفات چنان گسترده و با تب و تاب نقل شود كه اگر همه آن هم جا نمى‏افتد، لااقل بخشى از آن‌ها مورد قبول واقع شود و يا افراد را در ترديد افكند. اين وضعيت در حال حاضر در كشور ما در جريان است و رويارويى با اين موج كار ساده‏اى نيست. به نظر مى‏رسد در اين شرايط تكيه اساسى را بايد بر كاوش و تحقيق در ريشه‏ها و مسائل پشت پرده اين جنجال‏ها معطوف داشت. به هيچ وجه ادعا نمي كنيم كه جامعه و نظام سياسي ايران، از همه نظر از جمله وجود انواع آزادي‌ها، جامعه‌اي ايده‌آل و كاملا مطلوب است، اما نگاهي منصفانه به وضعيت موجود و مقايسه با دوران قبل از انقلاب و نيز وضعيت ساير كشورهاي جهان حتي كشورهاي مدعي ليبراليسم و آزادي، به خوبي بيانگر اين واقعيت است كه بسياري از وجوه آزادي در حد نسبتاً مطلوبي در كشور ما وجود دارد. هر چند تحقق كامل آن‌ها منوط به فرهنگ‌سازي عميق و ريشه‌اي در كل جامعه و سيستم سياسي است كه در آن بايستي نسبت به استفاده صحيح از آزادي‌ها و نحوه به كارگيري آن از يك سو و بالا رفتن سطح تحمل و انتقادپذيري از سوي ديگر در تمامي بخش هاي جامعه و نظام توجه جدي صورت گيرد، كه به بركت وجود انقلاب اسلامي گام‌هاي مؤثري در اين زمينه برداشته شده و به پيش مي‌رود. در كشورهاي غربي و مدعي ليبراليسم علي‌رقم شعارهاي گوش پركن آزادي، نمي‌توان آزادي را در حد اعلاي آن يافت، بلكه به كمترين حد آن و آن هم آزادي فردي، نه آزادي بيان، قناعت شده است. در بسياري از اين كشورها امكاني براي اعتراضات منطقي و بيان آزادانه عقايد و نظرات كمتر وجود دارد. كافي است حوادث مربوط به اشغال عراق و بازتاب آن را در جامعه آمريكا بررسي نماييد، آيا مطبوعات كه نماد آزادي در يك جامعه هستند، توانايي انتشار واقعيات را در اين زمينه دارند؟ آيا به اين همه تظاهرات مخالف جنگ و اشغال عراق، اعتنايي شد؟ و يا در حوادث ديگر چه قدر از سياست‌مداران يا انديشمندان و متفكران به دليل تلاش براي كشف حقايق، جان خود را از دست دادند و يا در محدوديت‌هاي زيادي قرار گرفتند؟ آيا جرم روژه گارودي دانشمند فرانسوي، غير از پرده برداشتن از واقعيات تاريخي بود؟ و... . بي جهت نيست كه براساس آمار، مردم كشورهاي غربي از بي خبرترين كشورهاي جهان نسبت به واقعيات جهان و عملكردهاي نظام سياسي خود مي باشند. آيا تا به حال در مورد قضيه فرقه ديويديه در آمريكا سخني شنيده‌ايد، كه چگونه به خاطر مخالفت سياسي، زن و مرد و بچه و همه زنده زنده در آتش سوزانده شدند. بالاخره بايد اين واقعيت را نيز در نظر داشت كه جامعه ما تا قبل از پيروزي انقلاب جامعه اي كاملا بسته بوده كه به هيچ وجه سابقه كار مردم سالاري و آزادي و... را نداشته و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي گام‌هاي بسيار مهمي برداشته شده است و البته طبيعي است كه نهادينه شدن و قانون‌مند شدن چنين موضوعاتي نيازمند تمرين مستمر و البته گذشت زمان مي‌باشد تا به صورت يك فرهنگ در آمده و مخالفين داخلي و خارجي نتوانند از وجود چنين حقوقي، سوءاستفاده كرده و هرگونه اعتراض صنفي يا موردي را به كل نظام و سيستم مرتبط نمايند. مقايسه وضعيت زندگي رهبران انقلاب و مسئولان زمان شاه در زمينه مقايسه مسئولان نظام شاهنشاهي و مسئولان جمهوري اسلامي نيز بايد بگوييم كه اكثريت قريب به اتفاق مسئولان نظام جمهوري اسلامي ، مردماني ساده زيست هستند كه زندگي هايي در حد افراد متوسط جامعه دارند كه در راس آنها بايد از امام خميني ره و مقام معظم رهبري ياد كرد كه زندگي ساده آنها واقعا بي نظير است و همگان از آن اطلاع دارند و در همين جا ما به شما توصيه مي كنيم كه به كاخ سعد آباد سري بزنيد و زندگي شاهانه محمد رضاشاه را با در نظر گرفتن شرايط آن روزگار و زاغه نشيني هاي آن دوران كاملا به خاطر بياوريد و آنگاه چند كيلومتر آن سو تر ، به جماران ، محل زندگي امام خميني ره سري بزنيد و خانه كوچك و محقر ايشان را ملاحظه نماييد و اتاق كوچكي كه هيات دولت ، مسئولان ارشد نظام ، فرستادگان كشورهاي خارجي و حتي نماينده ويژه رهبر اتحاد جماهير شوروي سابق كه نماينده بلوك شرق به حساب مي آمد نيز در آنجا با ايشان ملاقات مي كردند را با سالن مهماني و ملاقات شاه و تزئينات بي نظير آن و فرش هايي كه به اندازه اتاق ها و سالن ها بافته شده اند مقايسه كنيد و آنگاه منصفانه قضاوت نماييد كه آيا رهبر انقلاب اسلامي نيز همچون شاه سابق زندگي شاهانه داشته است؟ همچنين شما مي توانيد به دهها شاهدي كه بر ساده زيستي رهبر معظم انقلاب اسلامي دلالت دارد نيز مراجعه نماييد و آنگاه خود ميان ايشان با مسئولان نظام شاهنشاهي مقايسه كنيد كه به منظور آشنايي هر چه بيشتر يك مورد از ساده زيستي هاي ايشان را به نقل از يادگار گرانقدر حضرت امام خميني ره ، مرحوم حاج سيد احمد خميني ره در اينجا نقل مي نماييم : «وظيفه خود مي‌دانم اين مهم را به مردم مسلمان و انقلابي ايران بگويم كه من از وضع منزل حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مطلع هستم. در خانه مقام معظم رهبري هرگز بيش از يك نوع غذا بر سر سفره نيست. خانواده ايشان روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس و پوسيده زير پاهايم پهن بود كه من از زبري و خشني آن فرش- كه ظاهراً جهيزيه همسر ايشان بود- اذيت مي‌شدم از آنجا برخاستم و به موكت پناه بردم. منبع: http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100944852935 » البته اين قبيل اعترافات علاوه بر شخصيت هايي كه منتسب به انقلاب هستند همچون شخصيت هاي بزرگوار فوق الذكر از جانب دشمنان و معاندان نظام اسلامي نيز شنيده شده است و طبق قاعده عقلي اي كه بر طبق آن قضاوت منفي دشمن به دليل احتمال مغرضانه بودن آن بيشتر بايد بررسي شود ولي قضاوت مثبت او به دليل عدم چنين احتمالي مي تواند مورد استناد قرار گيرد ما نيز سخن يكي از همين اشخاص معاندي كه در جريان فتنه اخير نيز فعالانه به عنوان يكي از اعضاي اتاق فكر لندن خود را معرفي كرده و خدمات شاياني به دشمنان نظام اسلامي نموده است را در مورد مقام معظم رهبري ذكر مي كنيم كه اخيرا و در طي جلسه اي با حضور ضد انقلاب در مورد عدم امكان مشابهت سازي ميان رهبر انقلاب اسلامي با رهبران فاسد مصر و تونس چنين گفته بودند : «لااقل خود من كه از آغاز در مجلس و دولت بودم و آيت الله خامنه اي را مي شناسم اقرار مي كنم كه يك نقطه خاكستري و نه حتي تاريك در زندگي اقتصادي وي و خاندانش نمي شود پيدا كرد » (نقل از بخشهاي پخش شده از سخنراني مهاجراني در برنامه ديروز ، امروز ، فردا) مقايسه وضعيت اقتصادي قبل و بعد از انقلاب اسلامي اما در مورد مقايسه كلي وضعيت اقتصادي مردم ايران در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نسبت به زمان شاه و به منظور آشنايي هر چه بيشتر با وضعيت آن زمان ، مطالبي به نقل از چند مقاله خدمت شما تقديم مي گردد كه اميد است راهگشا باشد : در يك مقايسه دقيق و علمي لازم است در موارد متعدد و با استفاده از آمارها و شاخص هاي صحيح و با در نظر گرفتن الگوي علمي سنجش موفقيت يك نظام (كارآمدي نظام = اهداف + امكانات + موانع ) ، به تحليل و ارزيابي پرداخته شود ، در ادامه تلاش مي نمائيم تا برخي از مهمترين اين شاخص ها را مورد تحليل و ارزيابي قرار دهيم : يكي از نكاتي كه در قضاوت افراد نسبت به وضع موجود تاثير منفي بر جاي گذاشته ، ارزاني قبل از انقلاب و گراني بعد از انقلاب است . اين مسئله از دو جهت بايد مورد توجه قرار گيرد . الف)از جهت سياست هاي اقتصادي توسعه اي كشور ، اين سوال مطرح مي شود كه چرا قبل از انقلاب ، قيمت كالاها ارزان بوده و بعد انقلاب گران شده است ؟ بررسي ها نشان مي دهد يكي از عمده ترين دلايل اين امر ، اعمال تعرفه هاي گمركي پايين از سوي دولت نسبت به كالاهاي وارداتي خارجي در قبل از انقلاب و افزايش اين تعرفه ها بعداز انقلاب بوده است . به عبارت ديگر در نتيجه اعمال تعرفه هاي گمركي پايين ، كالاهاي خارجي به وفور و با قيمت بسيار نازل در بازار يافت مي شد اين سياست اقتصادي نامناسب ، در جهت تضعيف توليدات داخلي ، افزايش وابستگي اقتصادي كشور به قدرت هاي صنعتي و تامين بازار براي آنان بوده است زيرا در چنين شرايطي توليد كننده نوپا و كم تجربه داخلي امكان رقابت با توليد كننده توانمند و مجرب خارجي را نمي يابد و به سهولت از صحنه رقابت خارج مي شود و حضور در عرصه توليد را مقرون به صرف نمي يابد . به همين جهت است كه ارزاني كالاها (به معناي عرفي آن ) يكي از بزرگ ترين موانع رشد و توسعه اقتصادي در جوامع ، به خصوص در جوامع در حال در حال توسعه تلقي مي شود ؛ ارزاني غير معقول ، موجب تضعيف موقعيت توليد كننده و در نهايت ، تضعيف توليدات داخلي مي شود . از همين رو در اكثر كشورهاي پيشرفته اقتصادي ،گراني وجود دارد . براي مثال ،بانك جهاني براي چندمين بار ، توكيو پايتخت ژاپن را به عنوان گران ترين شهر جهان اعلام كرده است حتي در اين كشورها گاه با ارزاني مبارزه نيز مي شود ، زيرا با واقعي شدن قيمتها ست كه مي توان از توليد كننده داخلي حمايت كرد و حمايت از توليدكننده داخلي نيز در نهايت تامين منافع مصرف كننده داخلي را به همراه دارد . ب) اين مسئله از جهت قدرت خريد اكثريت افراد جامعه نيز قابل تامل و توجه است . بسيار مي شنويم كه گفته مي شود در گذشته مثلا قيمت گوشت فلان مقدار بوده با قيمت تخم مرغ چنان بود و درمقايسه با قيمت هاي كنوني كه بسيار افزايش ياقته در اين گونه نتيجه گيري مي شود كه چون قدرت خريد مردم كاهش يافته ، وضعيت معيشت مردم بدتر شده است ؛ در پاسخ بايد توجه كرد كه هم ،مشاهده عيني وضعيت جامعه و هم آمارها ، نشان از بهتر شدن نسبي وضعيت معيشت اكثريت افراد جامعه دارد . به عبارت ديگر ، درست است كه در گذشته قيمتها پايين بوده ولي قدرت خريد مردم بسيار پايين تر از آن بوده است آمارها و بررسي هاي رسمي و غير رسمي گوياي آن است كه به غير برخي اقشار جامعه ؛اكثر مردم به خصوص صاحبان مشاغل آزاد از وضعيت معيشتي مناسب تري نسبت به قبل از انقلاب برخودار مي باشند . لكن به دلايل متعددي همچون تغيير الگوي زندگي (الگوي مسكن ، خوالك ، پوشاك و لوازم منزل ) و به تبع آن ،افزايش سطح انتظار آنها از زندگي ،ابراز نارضايتي و احساس محروميت در آنان افزايش يافته است . به عنوان مثال امروزه الگوي مسكن عموم مردم نسبت به قبل از انقلاب و سال هاي اول انقلاب تغيير يافته است . در گذشته اكثر خانواده ها گسترده بودند ، اما اكنون هسته اي شده اند . مثلا در گذشته اگر عروس يا دامادي به خانواده اضافه مي شد ، در يكي از اتاقهاي همان خانه جاي ميگرفت ؛ اما اكنون عموما زوجهاي جوان به زندگي در مسكن مستقل روي مي آورند . در خصوص الگوي خوراك نيز شاهد تغييرات اساسي در جامعه خودمان در سال هاي اخير هستيم. در حدود 30 سال پيش، قوت غالب خانوادههاي ايراني نان بوده و برنج غذاي اعياني محسوب ميشده در حالي كه امروز الگوي خوراك اكثريت جامعه تغيير يافته و عموما برنج در غذاي روزانه آنان جايگاه خاصي پيدا كرده است. آمارهاي جهاني نيز گوياي بهتر شدن وضعيت رفاه مردم ما در سالهاي پس از انقلاب است. بر اساس آمار بانك جهاني، 46 درصد مردم ايران در سال 1356 زير خط فقر بودند؛ اما اين رقم در سال 1378 به 16 درصد كاهش يافته يعني بيش از 8/2 برابر وضعيت رفاه جامعه بهتر شده است؛ البته در اين خصوص مباحث فراوان ديگري قابل طرح است كه پرداختن به آنها در اين مجال نمي گنجد. 5. عوامل دخيل در قضاوت منفي افراد نسبت به وضع موجود سوالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه چرا با وجود اين دستاوردها و تلاشهاي غيرقابل انكار از سوي كارگزاران نظام جمهوري اسلامي، عده اي از مردم و حتي نخبگان از وضعيت موجود اظهار نارضايتي ميكنند؟ در پاسخ بايد گفت كه عوامل متعددي در اين قضاوت منفي دخيل بوده است. از جمله: 1. تغيير الگوي مصرف جامعه و بهتر شدن نسبي سطح زندگي مردم، به خصوص از دهه دوم انقلاب به بعد، كه به تدريج باعث افزايش سطح انتظارات آنان از زندگي شده است. 2. افزايش چشمگير سطح آگاهيهاي اجتماعي و اقتصادي افراد جامعه پس از انقلاب و در نتيجه، آرمانگرايي و توجه بيشتر آنان به نقاط ضعف و نارساييهاي وضع موجود به جاي توجه به نقاط قوت آن. 3. ترويج و حاكميت فرهنگ نادرست اجتماعي در جامعه در سالهاي اخير، به صورتي كه افراد، رفع تمامي مشكلات را تنها از حكومت و دولت- آن هم در كوتاه مدت- انتظار دارند. 4. انعكاس نيافتن مناسب دستاوردها و عدم ارائه آمارهاي دقيق، شفاف و تطبيقي از ابعاد اقدامات و تلاشهاي صورت پذيرفته از سوي كارگزاران نظام جمهوري اسلامي، به خصوص در مقايسه با قبل از انقلاب و كشورهاي منطقه. 5. عدم اطلاع رساني مناسب به مردم در خصوص مشكلات موجود از جمله كاهش شديد درآمد سرانه نفتي كشور و ورود خسارتهاي هنگفت به دليل جنگ تحميلي كه در كاهش توان و عملكرد كارگزاران نظام و كارآمدي آنان بسيار موثر بوده است. 6. توجيه نكردن مردم در خصوص سياستهاي اقتصادي دولت (همچون واقعي كردن قيمتها) كه در نگاه آنان، بي توجهي دولت به مشكلات مردم، تداعي شده است. (كه البته اين سه عامل اخير به تنهايي بيانگر ابعادي از ناكارآمدي كارگزاران نظام – در تبيين عملكرد و توجيه وضعيت فراروي نظام- ميباشد) 7. فضاسازي و فعاليت گسترده تبليغاتي مخالفان داخلي و خارجي نظام در سياه نمايي وضع موجود و بزرگنمايي مشكلات. 8. افزايش سطح توقعات و مطالبات جمعيت روستايي كشور تحت تاثير رسانه ها و برنامه هاي تلويزيوني و بالا رفتن سطح معلومات و ارتباطات فراگير آنان با شهرها. 9. جوان بودن جمعيت كشور- 60 درصد جمعيت زير 30 سال- كه ايجاد نياز روزافزون جهت تخصيص بودجه و امكانات در حوزه هاي آموزشي و تحصيلي- تفريحي و رفاهي، مسكن و به ويژه اشتغال و ازدواج را به دنبال دارد. آنچه باعث تاسف ميشود اين است كه امروزه به هنگام اظهارنظر درباره وضع موجود كشور، جدا از برخي تحليلهاي مغرضانه و جهت دار دشمنان، بخشي از تحليلها و قضاوتهاي دوستان نيز منصفانه و واقع بينانه ارائه نميشود. موارد منفي بزرگنمايي شده و بسياري از اقدامات و دستاوردهاي مثبت ناديده گرفته ميشود؛ حتي تلاش جهتدار و معني داري در خصوص القاي اين نكته به مردم و بخش بزرگي از فرهيختگان و خواص جامعه صورت ميگيرد تا وضعيت اقتصادي و درجه توسعه يافتگي كشور حتي در مقايسه با قبل از انقلاب نيز بدتر نشان داده شود ولي تامل واقع بينانه و تحليل علمي تحولات پس از انقلاب، به وضوح نشان ميدهد كه با توجه به شرايط و محدوديتهاي موجود، جمهوري اسلامي در مدت عمر خود توانسته ضمن مقاومت در برابر فشارها و تجاوزات بيگانگان، در اصلاح و بهبود وضعيت معيشتي و اجتماعي مردم خود نيز توفيقات فراواني به دست آورد. و البته پرداختن به اقدامات مثبت نظام، به معني نفي يا ناديده گرفتن معضلات و نواقص موجود نيز نميباشد. مشكلات موجود، اكثرا محسوس و مشهود براي عموم مردم است اما ممكن است نگاه و ذهنيت آنها تنها از زاويه كمبودها و نواقص شكل گرفته باشد، بنابراين، در اين بحث، سعي گرديد به منظور تعديل و تصحيح نگرش افراد نسبت به وضع موجود، تلاشها و اقدامات انجام گرفته، مدنظر قرار گيرد و مواردي كه لازم است جهت قضاوت منصفانه لحاظ گردد، بيان شود. در عين حال بايد اذعان كرد كه اگر مقصود و تعريف ما از كارآمدي، «تخصيص بهينه امكانات در جهت دستيابي به اهداف تعيين شده از سوي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي براي تحقق الگوي مطلوب از يك جامعه ديني، انقلابي و انساني برخوردار از حداكثر مواهب مادي و معنوي» باشد، در اين صورت، قطعا تا تحقق آن آرمان مطلوب و مدينه فاضله، فاصلهاي بسيار داريم و ضروري است براي رسيدن به آن وضعيت، ضمن نقد وضع موجود به علتيابي مشكلات و بررسي دلايل عدم تحقق برخي از اهداف و آرمانها بپردازيم و با ارائه راهكارها و پيشنهادها جهت رفع آنها اقدام كنيم.(http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=2338) خدمات و فعاليت هاي نظام جمهوري اسلامي در ابعاد داخلي، گستره بسيار وسيعي دارد و مي توان آنها را به چند حوزه تقسيم كرد كه عبارت اند از: 1_ خدمات نظام در حوزه اقتصادي 2_ خدمات و دستاوردهاي نظام در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي 3_ خدمات و دستاوردهاي نظام در حوزه سياسي به گوشه اي از اين خدمات بي شمار اشاره ميكنيم : 1_ دستاوردها و خدمات اقتصادي با اينكه ملموس ترين و گسترده ترين فعاليت هاي نظارت جمهوري اسلامي در حوزه اقتصادي است، امّا نظام تبليغاتي كشور نتوانسته است آن را به طور شايسته اي به افكار عمومي منعكس كند. مطالعه آمار و ارقام اين فعاليت ها مؤيد اين نكته است: 1_1_ نفت صنعت نفت ايران نسبت به پيش از پيروزي انقلاب اسلامي با تحول عظيمي همراه بوده است؛ زيرا اكنون ايران اسلامي مالك منابع نفتي خود است و كارشناسان ايراني مديريت اجرايي عمليات صنعت نفت را در همه بخش ها اعم از: اكتشاف، حفاري، بهره برداري، ‌صادرات، پالايش و انتقال بر عهده دارند؛ اين امر در حالي است كه اين صنعت پيش از انقلاب به طور كامل وابسته بود. از طرف ديگر، فعاليت هاي اكتشافي صنعت نفت پس از پيروزي انقلاب با جهش چشمگيري همراه بوده است. 2_1_ گاز حجم ذخاير گاز طبيعي شناسايي شده ايران در آغاز سال 1385 حدود 6/26 تريليون متر برآورد شد كه اين ميزان معادل 17% از كل ذخاير جهان و 7/47% از ذخاير منطقه خاورميانه است. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي تنها پنج شهر، نعمت گاز داشتند؛ در حالي كه اكنون نه تنها بيشتر مناطق شهري كشور از اين نعمت بهره مندند، بلكه در مناطق روستايي نيز از اين نعمت خدادادي به كشور استفاده مي گردد. طبق آخرين آمار مركز آمار كشور در پايان سال 1385، ميزان استخراج گاز معادل 464 ميليون مترمكعب در روز بوده است. همچنين تا پايان آن سال، از مجموع 1016 شهر كشور، ‌615 شهر (61%) گازرساني شد و 82 شهر در حال گازرساني بوده است. 3_1_ پتروشيمي ميزان توليدات پتروشيمي در سال 1357، 7/4 ميليون تن بود كه با وجود تخريب آن به دست رژيم بعثي عراق در جنگ تحميلي، طبق آمارهاي موثق درآمد كشور از اين راه، از صادرات گاز به بيش از 7 ميليارد دلار در سال 84 ‌رسيده است. 4_1_ فناوري هسته اي و انرژي هسته اي جمهوري اسلامي به رغم تحريم هاي شديد امريكا و فشار به كشورهاي ديگر براي نداشتن همكاري در طرح هسته اي ايران، توانست چرخه سوخت هسته اي را با دستان دانشمندان داخلي به صورت چشمگيري افزايش دهد تا جايي كه تعجب جهانيان را برانگيزد. در اين خصوص، نظام جمهوري اسلامي توانست با كشف و استخراج اورانيوم طبيعي در يزد و فناوري آن در اردكان يزد و سپس تبديل آن به سه ماده: «هگزا فلورايد اورانيوم، «اكسيد اورانيوم» و «تترا فلورايد اورانيوم» را در «پايگاه هسته‌اي اصفهان»، بزرگترين گام هاي چرخه سوخت هسته اي بردارد و سپس با تأسيس پايگاه در «نطنز» با استفاده از دستگاههاي سانتريفوژ به غني سازي اورانيوم دست يابد. اين امر، ايران را به رديف دهمين كشور با فناوري هسته اي ارتقا داده است. همچنين، طراحي رئاكتور آب سنگين در اراك و به مرحله نهايي رسيدن نيروگاه اتمي در بوشهر، گام هاي ديگري بود كه نشان داد مديريت انقلابي نظام جمهوري اسلامي را به كشوري پيشرفته تبديل مي كند. 5_1_ برق برق رساني را مي توان يكي از افتخارآميزترين فعاليت هاي اقتصادي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي قلمداد كرد. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و در اوج فعاليت هاي رژيم طاغوت، تنها 1/3 ميليون مشترك برق - اعم از خانگي، عمومي، صنعتي و كشاورزي - وجود داشت؛ اين در حالي است كه هم اكنون حتي بسياري از روستاهاي كشور و دورترين مناطق از نعمت برق است. ميزان توليد ناخالص برق كشور در پايان سال 1385، بيش از 192 ميليارد كيلووات ساعت بود و تاكنون بيش از 50 هزار روستا در كشور از نعمت برق برخوردار شدند. همچنين، تعداد مشتركان برق مؤسسه هاي تابع وزارت نيرو در اين سال، حدود 20624 هزار مشترك بوده است. 1-6-صنايع نظامي ايران كه قبل از انقلاب تقريبا تمام تسليحات نظامي خود را از خارج وارد ميكرده در زمره يكي از كشورهاي توليد كننده تسليحات پيشرفته نظامي در جهان قرار گرفته و در كنار كشورهايي چون هند، برزيل و يوگسلاوي مطرح شده است و توليدات خود را به بيش از 30 كشور جهان صادر ميكند. توليد محصولات الكترونيكي و راداري، ادوات و تجهيزات خاص از اين جمله است. اكنون ايران در زمينه صنايع زرهي و ساخت انواع نفربر در بين ده كشور برتر دنيا قرار گرفته است. به برخي از اقدامات انجام شده در صنايع نظامي اشاره ميكنيم: ساخت هواپيماي جنگنده آذرخش، طراحي و ساخت لانچر (پرتابكننده) چهار موشكي با قابليت شليك همزمان و تكتك، ساخت چرخبال آموزشي و چرخبال دو موتوره، طراحي و ساخت تانك پيشرفته ذوالفقار و راهاندازي خط توليد انبوه آن، ساخت تانك مدرن ، طراحي و ساخت خودرو تانكبر (ببر 400)، ساخت انواع شناورها و يدككشها، ساخت زيردريايي و اسكله شناور، ساخت موشك فاتح 110 (از موفقترين موشكهاي زمين به زمين در جهان) و موشكهاي دوربر شهاب (با سرعتي سه برابر موشك اسراييلي)، راهاندازي خطوط تعميرات اساسي و بازسازي هواپيماي نظامي و خودكفايي در زمينههاي ساخت و يا تعمير بسياري از تجهيزات و قطعات نظامي كه در جنگ الكترونيكي كاربرد دارد. 1-7- صنايع در بخش صنعت، كشوري كه قبل از انقلاب تقريبا تمام كالاهاي صنعتي خود را از خارج وارد ميكرده و معدود كالاهاي ساخت داخلش نيز عموما از كيفيت و مرغوبيت پاييني برخوردار بوده، هم اكنون در بسياري از زمينه ها به توليدكننده تبديل شده و توليداتش نيز در بسياري از موارد، از جهت كيفيت و استاندارد، قابل رقابت با مشابه خارجي ميباشد و در برخي از صنايع- همچون صنايع ساختماني- سالهاست كه به مرز خودكفايي رسيده است. جمهوري اسلامي وارث صنعتي است كه ميزان وابستگي آن به خارج بسيار زياد بوده به همين سبب، صنايع كشور پس از انقلاب، به دليل محاصره اقتصادي و تامين نشدن مواد اوليه و واسطه اي، دچار ركود شديد شد. از سوي ديگر، صاحبان و مالكان اين صنايع كه آنها را با استفاده از اعتبارات بانكي تاسيس كرده بودند، از كشور گريختند. دولت توانست پس از انقلاب در زمينه كاهش وابستگي شديد به مواد اوليه وارداتي، كالاهاي سرمايهاي خارجي، تخصصهاي فني و اطلاعات و دانش فني خارجي- كه تهديدي براي صنعت به شمار ميرود- اقدامات در خور توجهي انجام دهد. به همين علت پس از انقلاب اسلامي، ظرفيتهاي وسيعي در كشور پديد آمد و توليد مواد اوليه، ايجاد صنايع تبديلي، صنايع تكميلي و پر كردن حلقههاي مفقوده صنعت جدي گرفته و گامهاي بلندي در اين راه برداشته شد. تقويت و گسترش صنايع پتروشيمي را ميتوان در همين ارتباط ارزيابي كرد. ميزان توليدات پتروشيمي كشور كه در سال 1357 حداكثر 7/4 ميليون تن بوده در سال 1381 به 5/12 ميليون تن افزايش يافته است. امروزه ايران در عرصه صنايع موشكي و مخابراتي به درجهاي از پيشرفت رسيده كه به توان ساخت ماهواره دست يافته و وارد باشگاه چند كشور محدود پرتاب كننده ماهواره گرديده است. اين موفقيت در حالي به دست آمده كه ما در زمينه محصولاتي كه قابليت استفاده در صنايع موشكي و الكترونيك نظامي دارند، در تحريم به سر مي بريم تا جايي كه حتي در برخي مواقع از يا چيپ ساده الكترونيكي به ما ممانعت به عمل ميآيد. در زمينه سدسازي امروزه در بين 3 كشور برتر دنيا قرار داريم؛ به طوري كه پس از پيروزي انقلاب حدود 130 سد ساخته شده و يا در حال ساخت است. در صنايع كشاورزي، هماكنون، تراكتورهاي ساخت ايران به بيش از 30 كشور جهان صادر ميشود. در صنايع نفت و گاز، پروژه صددرصد ايراني فاز يك منطقه عسلويه به عنوان بزرگترين پروژه نفت و گاز كشور در آبان 83 به بهره برداري رسيد كه با بهره برداري فازهاي ديگر آن سالانه حدود يك ميليارد دلار درآمد نصيب كشور خواهد كرد 1-8-وضعيت روستاها فقر و نابساماني جوامع روستايي از مسائل و معضلات مهم و اساسي كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه به شمار ميرود. به همين جهت برخلاف رژيم گذشته كه تنها به توسعه و آباداني تهران و شهرهاي بزرگ اكتفا ميكرد، بعد از پيروزي انقلاب، توجه به روستاها و مناطق محروم كشور براي دولت و برنامهريزان از اولويت خاصي برخوردار شد. در اينجا به بخشي از شاخصهاي برخورداري روستاها در سالهاي پس از انقلاب اسلامي اشاره ميكنيم: تعداد مراكز بهداشتي و درماني روستايي در سال 357، 1500 واحد بوده كه در سال 1381 به 7345 واحد رسيده تعداد خانههاي بهداشت از 2500 واحد در سال 1357 به 16561 واحد در سال 1381 افزايش يافته است. برقرساني به روستاها و مناطق محروم و ايجاد تاسيسات زيربنايي از قبيل توسعه شبكه راههاي روستايي، مخابرات و... در اين مناطق از اقدامات موفقيتآميز پس از انقلاب به شمار ميرود. تعداد روستاهاي برخوردار از برق از 4327 روستا در سال 1357 به 45359 روستا- بيش از 10 برابر – در سال 1380 افزايش يافته است. همچنين طي دوره 1357- 1317 تنها 8000 كيلومتر راه روستايي كشيده شده بود. اما اين رقم بعد از انقلاب به 86000 كيلومتر رسيده است (بيش از 10 برابر در مدتي تقريبا 10 ساله). تعداد روستاهاي بهرهمند از شبكه مخابرات از 312 روستا در سال 1357 به 10429 روستا در سال 1374- بيش از 30 برابر- افزايش يافته. تعداد واحدهاي پستي روستايي هم از 180 واحد در سال 1357 به 4912 واحد در سال 1374- بيش از 25 برابر- رسيده است. 1-9-2- كشاورزي و دامداري بخش كشاورزي از مهمترين و استراتژيكترين بخشهاي اقتصادي كشور است. در حيطه كشاورزي و دامداري، طبق آمار رسمي دولت در سال 1356، دولت فقط توانايي تامين مواد غذايي مردم خود براي 33 روز در سال را داشت و مجبور بود باقي مواد غذايي را از خارج وارد كند. براي مثال مرغ را از فرانسه، تخممرغ را از اسرائيل، سيب را از لبنان، پنير را از دانمارك و... وارد ميكرد؛ هماكنون كشورمان به رغم دو برابر شدن جمعيت، به مرز خودكفايي رسيده است؛ به گونهاي كه با توجه به اينكه توليد گندم در سال 1356، 1/5 ميليون تن بوده و كشور ما سالها از بزرگترين واردكنندههاي گندم در دنيا محسوب ميشده در سال 83 با توليد بيش از 14 ميليون تن- بعد از چهل و اندي سال- توانست به خودكفايي در عرصه اين محصول استراتژيك دست يابد. ميزان توليد شلتوك برنج در سال 1356، معادل 1/1 ميليون تن بود. اين رقم در سال 1379 به 7/2 ميليون تن افزايش يافت. توليد جو از 900 هزار تن به 3/3 ميليون تن و سبزيجات و محصولات جاليزي از 7/2 ميليون تن به 15 ميليون تن رسيد. در بخش دام نيز رشد قابل توجهي در توليد پديد آمده است؛ به گونهاي كه توليد تخممرغ از 215 هزار تن به در سال 1356 به 555 هزار تن در سال 1381 افزايش يافته است. توليد گوشت مرغ، از 63 هزار تن به 724 هزار تن، گوشت قرمز از 587 هزار تن به 947 هزار تن، عسل از 6 هزار تن به 28 هزار تن و شير خام از 620/2 ميليون تن به 877/5 ميليون تن رسيده است. براساس گزارش سازمان خواروبار كشاورزي سازمان ملل متحد،- فائو- ايران در سال 2004 رتبه نخست صادرات كشاورزي را در ميان كشورهاي خاورميانه كسب كرده است. 1-10-آب در سال 1357 ميزان توليد آب 5/1 ميليارد مترمكعب و تعداد انشعاب 7/2 ميليون بود، امّا اين رقم در سال 1377 به 976/3 ميليارد مترمكعب و 7 ميليون فقره انشعاب افزايش يافت. آمارها در پايان سال نشان مي دهد كه انشعاب آب 650 شهر را در پوشش قرار داده است؛ يعني 43 ميليون نفر در پوشش مصرف آب شهري و روستايي قرار گرفته اند. در سال 1385، بيش از 5 ميليارد و 94 ميليون مترمكعب آب در مناطق شهري شركت هاي آب و فاضلاب شهري و بيش از يك ميليارد مترمكعب آب در مناطق روستايي شركت هاي آب و فاضلاب روستايي توليد شده است. در مناطق شهري، طول شبكه هاي توزيع آب، حدود 120 هزار كيلومتر و تعداد انشعاب آب، بيش از 10 ميليون فقره بوده است. در مناطق روستايي،‌ طول شبكه هاي توزيع آب، حدود 120 هزار كيلومتر و تعداد انشعاب آب، بيش از 3 ميليون فقره بوده است. 1-11- توسعه مخابرات و تلفن آمار دقيق تلفن هاي كشور در سال 1357، 850 هزار شماره بود؛ در حالي كه اين رقم در مرداد ماه سال 82 بالغ بر 599/13 ميليون شماره رسيد و تا آخر تابستان امسال بالغ بر 23419586 شماره بوده است. توليد تجهيزات مخابراتي تا پيش از انقلاب، تنها به توليد سوئيچ هاي الكترونيكي EMD و دستگاههاي مخابراتي روميزي و برخي از دستگاههاي مخابراتي محدود بود، امّا پس از انقلاب - بخصوص پس از سال 68 - تغييرات شگرفي در فناوري توليد تجهيزات مخابراتي صورت گرفت. شبكه فيبر نوري يكي از مهمترين تحولات است. در كنار توسعه و گسترش تلفن هاي واگذارشده تلفن همراه تا مرداد سال 1382 به 2521649 خط رسيد. اين تعداد تا پايان تابستان سال جاري به 20786880 خط رسيد كه انتظار مي رود تا پايان سال به 26000000 برسد. همچنين، راه اندازي شبكه هاي اطلاع رساني و اتصال به بزرگراههاي اطلاعاتي – همچون: اينترنت - نيز از خدمات انقلاب در بخش مخابرات كشور است. 1-12-تحولات در بخش راه و ترابري به اعتقاد كارشناسان، پيشرفت در صنعت حمل و نقل كشور، انقلابي در اين بخش محسوب مي شود؛ زيرا در 25 سال پيش از پيروزي انقلاب 90 هزار كيلومتر راه آسفالتي و شوسه روستايي و 76 هزار كيلومتر جاده و راه اصلي و فرعي در شهرهاي گوناگون احداث شد؛ در حالي كه در سال 57 مجموع راههاي اصلي و فرعي كشور حدود 36 هزار كيلومتر بود. حال آنكه در پايان سال 1385 مجموع راههاي اصلي و فرعي كشور حدود 1007198 كيلومتر بوده است. در شبكه ريلي كشور نيز در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راه آهن وجود دارد و در واقع به همت متخصصان داخلي سالانه 600 كيلومتر راه آهن احداث مي شود كه در آينده نزديك به 1000 كيلومتر امكان افزايش دارد و در بخش حمل و نقل هوايي نيز توسعه چشمگيري صورت گرفت. در سال 81 بالغ بر 20 ميليون و 200 هزار نفر از طريق فرودگاههاي كشور جا به جا شده اند؛ اين رقم در سال 1385 به 26111920 نفر رسيده است. دستيابي متخصصان داخلي به توانايي پيشرفته ترين سطح تعمير اساسي (اورهال) هواپيماهاي پهن پيكر يكي از موارد پيشرفت در صنعت هواپيمايي است. ساخت هواپيماهاي ايران 140 با هزينه هر فروند 5/8 ميليون دلار و توانايي ساخت 12 فروند در هر سال، نمونه چشمگيري از پيشرفت هايي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي صورت گرفته است. ساخت هواپيماهاي آموزشي، بالگرد و هواپيماهاي بدون سرنشين از هواپيماهاي 4 نفره «فجر-3» از ديگر عملكردهاي سازمان صنايع هواپيمايي است. تأسيس فرودگاهها در مناطق دورافتاده و محروم كشور از امتيازهاي كشور پس از پيروزي انقلاب است. 1-13-ميانگين رشد اقتصادي دستيابي به ميانگين رشد اقتصادي بيش از 4% در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با وجود فشارهاي خارجي، تحريم، جنگ تحميلي، تنش هاي منطقه اي و بين المللي و ...، موفقيت چشمگيري است. با آنكه برخي از كارشناسان براي كشور در حال توسعه اي همچون ايران، تحصيل رشد اقتصادي سالانه بيش از 6% براي يك دوره 20 ساله را ضروري قلمداد مي كنند تا آثار عقب افتادگي هاي گذشته جبران شود و مسير توسعه هموار گردد. رشد اقتصادي ايران در نخستين برنامه پنج ساله توسعه اقتصادي به حدود 8% و در برنامه دوم به 5% رسيد. انتظار مي‌رود در چارچوب چشم انداز 20 ساله مقام معظم رهبري، ميانگين رشد اقتصادي شش درصدي تحقق يابد؛ البته بايد توجه داشت كه با وجود پيشرفت هاي حاصل شده در عرصه هاي گوناگون علوم و فناوري، كشاورزي، صنعت، خدمات و ... برنامه اصلاح ساختار اقتصادي كشور - كه از اواسط دهه 70 به بعد به آن بيش از گذشته توجه شده است - همچنان با موانع جدي رو به روست كه بايد با تدبيري كارشناسانه به رفع آنها همت گمارد. يكي از آنها، وابستگي شديد اقتصادي ملي به نفت و صادرات آن و ديگري در بخشهاي مديريتي و تصحيح زيرساخت هاي كلان اقتصادي است كه بايد بيش از پيش در اين زمينه كوشا بود. دستيابي به آرمان هاي انقلاب بويژه در بخش اقتصادي، تنها در سايه عزم و بسيج ملي براي جهش صادرات غيرنفتي تحقق مي يابد كه تضمين كننده توسعه پايدار و حيات اقتصادي و عدالت اجتماعي است. 1-14-جمعيت جمعيت ايران در سال 1356 بالغ بر 7/34 ميليون نفر بود. اين رقم در سال 1385 به 70495782 ميليون نفر رسيده است و نظام جمهوري اسلامي توانسته است پاسخگوي اين افزايش جمعيت باشد. اگر تنها به ميزان خوراك، پوشاك، مسكن، مدرسه، بيمارستان و حمل و نقل آنها توجه كنيم، درمي يابيم كه چه خدمات گسترده اي انجام شده است. 1-15-توزيع درآمد مطابق آخرين آمارهاي مربوط به توزيع درآمد در سالهاي 1357-1356، ميزان 10% از ثروتمندترين مردم ايران نسبت به 10% فقيرترين آنها به ترتيب 16/32 برابر و 60/24 برابر اختلاف درآمد داشتند كه شكاف آن بسيار است، امّا اين رقم با اقدام هايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي صورت گرفت، به 60/20 برابر در سال كاهش يافته است. با اينكه پس از انقلاب شكاف درآمدي ثروتمندترين فرد با فقيرترين، 5/11 برابر كمتر شده است و البته اين موضوع توفيقي براي انقلاب محسوب مي شود، امّا از سوي ديگر، بيانگر اين است كه هنوز هم شكاف طبقاتي و درآمدي وجود دارد و متأسفانه پس از گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب اسلامي به دليل وجود مشكلات متعدد، هنوز وضعيت توزيع درآمد در كشور مناسب نيست و فشار اصلي اين توزيع ناعادلانه درآمد در قالب فقر ـ كه بارها مقام معظم رهبري مسئولان را به مبارزه با آن فراخوانده اند ـ به قشر حقوق بگير و مستضعف جامعه وارد مي شود. 2_ خدمات و دستاوردهاي نظام در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي به موازات توسعه در بخش هاي اقتصادي، در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي نيز اقدام هاي شايسته اي پس از پيروزي انقلاب صورت گرفته است كه در اين مقاله با رعايت اختصار مهمترين آنها را شرح مي دهيم:/ 1_2_ ميزان سواد ميزان باسواد جمعيت 6 ساله و بالاتر كشور، از 7/28% در سال 1355 به 5/79% در سال 1375 و به بيش از 80% در سال 1380 رسيده است. بر اساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1385، از ميان حدود 64 ميليون نفر جمعيت 6 ساله و بالاتر كشور، بيش از 54 ميليون نفر باسواد بودند؛ به اين ترتيب، ميزان باسوادي در كشور بيش از 84%است. از مجموع باسوادان كشور، 28 ميليون و 835 هزار نفر را مردان (7/88%) و 25 ميليون و 247 هزار نفر را زنان (3/80%) تشكيل داده اند. همچنين، در آن سال، حدود 1 ميليون و 347 هزار سوادآموز در دوره هاي مختلف سازمان نهضت سوادآموزي مشغول به تحصيل بوده اند. همچنين، پيش از پيروزي انقلاب اسلامي (سال تحصيلي 1357-1356) در كل كشور 7745825 نفر دانش آموز وجود داشت كه اين رقم در سال تحصيلي 1380-1379 به بالغ بر 18314 ميليون نفر افزايش يافته است. در سال تحصيلي 1386-1385، حدود 15 ميليون نفر دانش آموز در كشور وجود داشت كه بيشترين تعداد دانش آموزان، مربوط به دوره ابتدايي با 5 ميليون و 827 هزار نفر دانش‌آموز است. در اين سال تحصيلي، تعداد پذيرفته‌ شدگان مراكز آموزش عالي و دانشگاه آزاد حدود 610 هزار نفر بودند كه از اين تعداد، حدود 287 هزار نفر مرد و 322 هزار نفر زن بوده اند. در سال تحصيلي 1386-1385، حدود 2829 هزار نفر در مراكز آموزش عالي، دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه پيام نور در حال تحصيل بوده اند كه نسبت به سال تحصيلي گدشته 4/18% افزايش داشتند. همچنين، از اين تعداد، 52% را زنان و 48% را مردان تشكيل داده اند. با بررسي اين سال تحصيلي، 737 هزار نفر (1/26%) در مقطع كارداني، 1911 هزار نفر (6/67%) در مقطع كارشناسي، 118 هزار نفر (1/4%) در مقطع كارشناسي ارشد و 63 هزار نفر (2/2%) در مقطع دكتراي حرفه اي و تخصصي مشغول به تحصيل بوده اند. جدول آمار دانش آموزان اعزامي به المپيادهاي بين‌المللي و مدال‌هاي به دست آمده توسط آن‌ها تعداد افراد اعزامي به المپيادهاتعداد مدال‌هاي كسب شده رياضي فيزيك كامپيوتر شيمي زيست طلا نقره برنز 2-2-مبارزه با مواد مخدر از ديگر موارد قابل اشاره موفقيت بسيار چشمگير نظام جمهوري اسلامي در مبارزه با مواد مخدر و سوداگران مرگ ميباشد. طبق آمارهاي بينالمللي بيش از 80 درصد مواد مخدر مكشوفه در سطح جهان در مرزهاي ايران كشف و منهدم ميشود كه به همين جهت نيز ايران بارها از سوي مجامع جهاني مورد تقدير قرار گرفته است و كميته مبارزه با مواد مخدر سازمان بهداشت جهاني، مركز آموزش منطقهاي خود را ايران قرار داده است. البته بايد بالا بودن و بالا رفتن آمار معتادان كشور را يكي از نقاط ضعف عملكرد كارگزاران نظام محسوب كرد. 2-3-فرهنگ و هنر در حوزه هنري و فرهنگي يكي از موارد قابل اشاره، سينماي ايران است كه قبل از انقلاب به اعتراف تمام صاحبنظران، به هيچ وجه در دنيا مطرح نبوده و به حساب نميآمده لكن امروزه، به عنوان سينمايي صاحب سبك و جذاب، در بين 10 سينماي برتر جهان مطرح ميباشد. در صنعت دوبلاژ نيز ايران جزء سه كشور برتر دنياست. همچنين در اين حوزه ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد: 1. رونق چشمگير صنعت چاپ و نشر و انتشار گسترده مطبوعات و كتب؛ 2. توسعه گسترده شبكه هاي صدا و سيما و توليد وسيع برنامه ها خصوصا از سال 73 به بعد به گونه اي كه از دو شبكه سيما و چند شبكه صدا با ساعات محدود هم اكنون به ده ها شبكه داخلي و خارجي به صورت تمام وقت و شبكه هاي استاني گسترش يافته است. 3. توسعه و گسترش چشمگير شبكه هاي خبررساني و خبرگزاري داخلي و بينالمللي به گونهاي كه امروزه ديگر ما مجبور نيستيم براي كسب خبر- همانند گذشته- متكي به خبرگزاريهاي خارجي همچون: آسوشيتدپرس، رويترز، دويچله وله و امثال آن باشيم 2-4-بهداشت و سلامت يكي از شاخصهاي متعارف توسعه يافتگي، كاهش نرخ مرگ و مير كودكان است. طي سالهاي اخير سازمان بهداشت جهاني دو بار ايران را به عنوان موفقترين كشور جهان در كاهش نرخ مرگ و مير كودكان مورد تقدير قرار داده است. به گونهاي كه مرگ و مير كودكان زير يك سال از 111 مورد در هر هزار تولد زنده در سال 1356 به 6/28 مورد از هر هزار تولد)( زنده در سال 1381 رسيده به عبارت ديگر بيش از چهار برابر كاهش يافته است. از 237 نفر در هر 100 هزار (همچنين كاهش مرگ مادران ناشي از عوارض باروري تولد زنده در سال 1355 به حدود 37 نفر در سال 1380 رسيده يعني 5/6 برابر كاهش يافته است. از ديگر شاخصها، افزايش سن اميد به زندگي است. در نتيجه اقدامات و آموزشهاي بهداشتي، اصليترين شاخص سلامت (سن اميد به زندگي) كه قبل از انقلاب در حدود 55 سال بوده و در سال 82 به مرز 4/71 رسيده است براساس آمار ديگري سن اميد به زندگي طي 20 سال (1360 تا 1380) 10 سال افزايش يافته، يعني در مورد مردان از سال 58 به 68 سال و در مورد زنان از 60 سال به 70 سال ارتقا يافته است. همچنين سازمان بهداشت جهاني، ايران را در سال 2004 به عنوان موفقترين كشور آسيايي در كنترل و مقابله با ايدز معرفي كرد. 2-5-ساير موارد _ پيشرفت كمي و كيفي شبكه هاي راديويي و تلويزيوني و تأسيس و راه اندازي شبكه هاي برون مرزي مانند: شبكه سحر، جام جم و صبا و پرسtv و العالم و... _ گسترش مراكز هنري و فرهنگي _ توسعه و رشد علمي مانند فناوري هسته اي، سلولهاي بنيادي جنيني و ... _ گسترش تأمين اجتماعي و انواع بيمه هاي حمايتي 3_ دستاوردهاي سياسي انقلاب اسلامي در حوزه سياسي تأثير و تحولات بسيار مثبتي را بر جاي گذاشته است؛ اگر چه اين آثار و نتايج مثبت در پشت ابرهاي جنجال هاي سياسي و تبليغات رسانه هاي بيگانه پنهان مانده است، امّا نمي توان آنها را رد و نفي كرد. انسانها همواره قدر نعمت را در هنگام نبودن آن بيشتر درك مي كنند، امّا در عين حال يادآوري و تذكر آن ممكن است همان نتيجه را به ارمغان آورد. امام عظيم الشأن و به تبع ايشان، مقام معظم رهبري همواره چنين خط مشي هايي داشته اند. در اين خصوص نتايج، پيامدها و آثار انقلاب را همانا تحول در نهادهاي سياسي-اجتماعي، آزادي، استقلال، گسترش مشاركت سياسي و جايگزيني ارزشهاي اسلامي و ... مي‌دانستند. 3-1-استقلال سياسي يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي، استقلال سياسي آن است؛ در حالي كه رژيم طاغوت به هيچ وجه از استقلال در همه سطوح برخوردار نبود. همچنين، نظام جمهوري اسلامي در مقايسه با كشورهاي منطقه و بسياري از كشورهاي دنيا مستقل‌ترين كشور محسوب مي‌شود. سياست «نه شرقي، نه غربي»، ايران اسلامي را كه در دوران معاصر همواره در نفوذ قدرت هاي استعماري و بيگانه بود، به كشوري نفوذناپذير و كاملا مستقل تبديل كرده است. 2_3_ قانون اساسي «قانون اساسي» يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي به شمار مي آيد. اهميت اين دستاورد از اين نظر است كه نحوه تعامل مردم و دولت، حقوق شهروندي و نقش مؤثر مردم در اداره حكومت در آن به طور واضح و كامل ديده شده است. 3_3_ تحول در نهادهاي سياسي-اجتماعي در خصوص تحول در نهادهاي سياسي-اجتماعي، حضرت امام بيشترين تأكيد را بر پيدايش دولت خدمتگزار به صورت دستاورد عمده انقلاب اسلامي داشتند. به نظر امام، ايجاد دولتي مردمي - كه مظهر اتحاد و همدلي و ملت به شمار مي آيد - از بركات انقلاب محسوب مي شود. 4_3_ ولايت فقيه از آن جايي كه اساس نظام بر مبناي ولايت فقيه استوار شده است و با توجه به ويژگي ها و مختصات ولي فقيه، نظام جمهوري اسلامي امكانت خاصي دارد كه آن را ساير نظامهاي سياسي ندارند. از همين رو، امام راحل همواره تأكيد مي كردند كه از ولايت فقيه پشتيباني كنيد تا به نظام آسيبي نرسد. 5_3_ آزادي امام راحل، آزادي بيان، قلم، فكر و انديشه را از دستاوردهاي مهم انقلاب مي دانستند؛ در حقيقت نيز در هر قضاوت منصفانه در مقايسه با بسياري از كشورهاي دنيا، آزادي در ابعاد گوناگون، از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي است. 6_3_ مشاركت سياسي يكي ديگر از نتايج انقلاب، مشاركت سياسي آحاد ملت در همه مسائل كشور است. مردم ايران پس از انقلاب، همه نهادهاي سياسي را به طور مستقيم تعيين مي كنند و شركت آزادانه مردم در انتخابات و ميزان مشاركت آنان - كه مردم در انتخابات مختلف داشته اند - بيانگر اهميت و جايگاه اين مسئله در نظام جمهوري اسلامي و شناسايي نقش مردم به صورت سرچشمه قدرت است. 7_3_ ساير موارد _ ايجاد نظام مردم سالاري ديني _ گسترش گروهها و احزاب سياسي _ انتقادپذيري _ تفكيك قوا _ رشد سياسي و آگاهي هاي عمومي و حضور آنها در صحنه هاي مختلف _ برابري همه آحاد ملت (مسئول و غيرمسئول) در برابر قانون _ گسترش كمي و كيفي حوزه هاي علميه و مراكز ديني _گسترش نشريات و كتب ديني منابع جهت تحقيق و مطالعه ي بيشتر 1-www.aapp2006.com 2-روزنامه كيهان سه شنبه 16 بهمن 1386--فرصت ظهور علم ايراني در عرصه جهاني پيروزي انقلاب اسلامي؛ آغاز تحول در علم و دانش بخش نخست /ايرج نظافتي 3- سايت www.aftab.ir مقاله دست آوردهاي انقلاب نوشته ي : عليرضا تاجريان 4- www.teletext.irib.ir مقاله دستاورد هاي انقلاب 5- /www.15khordad.com _ مقاله ي انقلاب اسلامي براي ايران چه كرد؟

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
16 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .