مقايسه آزادي خبرنگاران در ايران و غرب؟ آزادي تظاهرات در ايران و غرب؟

سلام مي گوييم كه غرب مثل ما ازادي ندارد پس چرا ما در غرب و امريكا خبرنگار داريم و اگر زماني در انجا تظاهراتي عليه سياست هاي كشورشان انجام شود ما مي توانيم با انها مصاحبه كنيم يا اينكه در چنين شرايطي براي انها اعلام موضع كردند معنا ومفهومي ندارد در حالي كه اگر چنين شرايطي در كشور ما رخ دهد هيچ پايگاه اطلاعاتي خارجي نمي تواند با تظاهرات كنندگان مصاحبه اي انجام دهد و يا تظاهرات كنندگان بايد بيايند و اعلام موضع كنند؟ به لحاظ قانوني چه زماني تجمع و تظاهرات عليه رژيم مجاز است؟اگر جواب هرگز است لطفا توضيح دهيد ايا در تمام دنيا به اين نحو مي باشد كه مخالفان نظام هرگز حق تجمع و اعتراضي ندارند؟

سلام دانشجوي گرامي ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز ، پرسش شما در واقع مشتمل بر دو سوال مي باشد كه اولي در مورد مقايسه آزادي بيان خبرنگاران ايراني و غربي مي باشد و دومي در باره وضعيت آزادي تظاهرات در جمهوري اسلامي ايران مي باشد .
مقايسه آزادي بيان خبرنگاران ايراني و غربي :
پيش از اينكه به سوال اول شما بپردازيم با توجه به اينكه اين سوال ارتباط مستقيمي با موضوع آزادي بيان دارد ابتدا به اين موضوع مي پردازيم :
شرايط آزادي بيان گفتني است در هيچ نظامي، آزادي بيان به صورت مطلق و بدون حد و مرز وجود ندارد؛ بلكه آزادي ، محدود و در چهارچوب ارزش‏هاي پذيرفته شده در هر جامعه است. اين چهارچوب‏ها از هر نظام و جامعه‏اي تا نظام و جامعه ديگر، متفاوت است و مبتني بر جهان‏بيني و نظام فكري آن جامعه است. «موريس دوورژه» دربارة چهارچوب «آزادي» در دموكراسي مي‏نويسد: «آيا با اعطاي آزادي به دشمنان آزادي، به آنها اجازه داده نمي‏شود كه آزادي را در هم بكوبند... دموكراسي به مخالفان خود اجازه بيان عقايدشان را مي‏دهد؛ ولي تا وقتي كه اين كار را در چارچوب روش‏هاي دموكراتيك انجام دهند». جامعه‏شناسي سياسي، ص 343 در متن اعلاميه «حقوق بشر فرانسه»، آزادي از اطلاق افتاده و مقيّد به حدود قانوني شده است: «آزادي آگاهي از افكار و عقايد از گران‏بهاترين حقوق بشر است. بنابراين هر يك از افراد كشور، مي‏توانند آزادانه هر چه مي‏خواهند بگويند، بنويسد و به چاپ برسانند؛ مگر مواردي كه قانون معين كرده باشد. در آن صورت تجاوز از آزادي مزبور، مستلزم مسئوليت خواهد بود». مادة يازده قانون مزبور؛ حقوق اساسي در جمهوري اسلامي ايران، ج 7، ص 30 آزادي بي حدّ و حصر و بدون كنترل، آسيب‏ها و تباهي‏هاي گوناگوني را متوجه جامعه مي‏كند؛ مانند: 1. تحريك و تهييج عموم به اعمال و افعال و يا خودداري‏هايي كه مضرّ به حال جامعه و دولت است (نظير آنارشيسم)؛ 2. هتّاكي و فحّاشي به مقامات مذهبي، ملّي و سياسي و افراد مردم؛ 3. افشاگري و انتشار اسرار خصوصي افراد و مقامات و نيز اسرار نظامي و سياسي كشور؛ 4. انتشار و القاي اخبار نادرست و شايعه پراكني و ايجاد اختلال در امنيت فكري جامعه. حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج 2، ص 455 بنابراين هيچ منطقي، آزادي لجام‏گسيخته و بدون حد و مرز را در هيچ عرصه‏اي ـ از جمله در عرصه «بيان» و امثال آن ـ تأييد نمي‏كند؛ ليكن آنچه در اينجا مهم است اصول و ارزش‏هايي است كه مي‏تواند دايرة آزادي‏ها را محدود كند و در اين عرصه, بين انديشة اسلامي و تفكر ليبرالي تفاوت بسيار است. در ديدگاه ديني، گرچه آزادي بيان جايگاه مهمي دارد؛ اما با توجّه به احكامي ـ چون حرمت غيبت, تهمت و دروغ ـ اين نكته روشن مي‏شود كه آزادي مطلق در گفتن وجود ندارد؛ بلكه گفتار بايد صادق باشد و موجبات اذيت و آزار ديگران و تضييع حقوق عمومي را فراهم نسازد. از ديدگاه اسلام آزادي بيان, مقيّد به مصالح شخصي و جامعة اسلامي و مصالح عالي ديني است. ازاين‏رو در مواردي كه احتمال فساد در كار است، يا آزادي بيان انحراف عقيدتي و اخلاقي و امثال آنها را پديد مي‏آورد، جايي براي آن وجود ندارد. از منظر حضرت امام(ره)، مهم‏ترين قيود آزادي بيان عبارت است از: 1. آزادي تا مرز فساد؛ يعني, آنجا كه از آزادي فساد خيزد، دايرة آن محدود به حدي مي‏شود كه سلامت معنوي جامعه حفظ شود. 2. آزادي در چارچوب اسلام و قوانين كشوري؛ 3. آزادي تا مرز اضرار مردم؛ 4. آزادي تا مرز توطئه بر ضد نظام اسلامي. صحيفة نور، ج 7، ص 232؛ ج 22، ص 283؛ و ج 6، ص 270؛ و ج 22، ص 169 { بر اين اساس در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، انواع آزادي‏ها به رسميت شناخته شده و دولت نيز موظف به تهيه و تدارك تمامي زمينه‏هاي لازم براي تحقق اين نعمت الهي است؛ مشروط به آنكه مخلّ به مباني اسلام يا حقوق عمومي نباشد: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند؛ مگر آنكه مخلّ به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد...». اصل 24 قانون اساسي جهت آگاهي بيشتر توصيه مي نمائيم به «مقاله عنوان آزادي بيان، عليرضا محمدي , سايت پرسمان http://www.porseman.org/» مراجعه نمائيد . افزون بر موراد فوق در انديشه سياسي اسلام مهمترين محدوديت هايي كه در جهت صيانت از آزادي بيان در نظر گرفته شده , عبارتند از : ممنوعيت توهين به مقدسات اسلامي و هتك حرمت افراد ، ممنوعيت توطئه و براندازي ؛ لزوم حفظ اصول و ارزشهاي ديني و موازين اخلاقي ؛ ضرورت حفظ نظام جامعه و پايبندي به ضوابط قانوني ؛ پرهيز از دامن زدن اختلافات قومي و مذهبي ؛ رعايت امنيت ، استقلال كشور ، منافع ملي و مصالح جامعه ؛ واجديت اطلاعات كافي و توان علمي بيان كننده و اهليت مخاطب ؛ طرح نظرات مخالفين در مراكزعلمي و تخصصي ؛ و بالآخره اينكه در مواجهه با سوء استفاده هايي كه از آزادي بيان مي شود ؛ هم افراد و هم مسئولين اجتماع موظف بوده و بايد كنترل و مراقبت به عمل آورند.
بنابر اين هيچ كس نمي تو اند ادعا كند كه مراد از آزادي و انواع مختلف آن ، آزادي مطلق مي باشد بلكه آزادي در هر كشور و در هر فرهنگي به تناسب آن كشور و فرهنگ داراي محدوده هايي مي باشد كه در كشور ما نيز به همين نسبت محدوده هايي را دارد و در نتيجه نمي توان محدود كردن برخي آزادي ها را به راحتي مغاير با آزادي دانست .
بر اين اساس در كشور ما نيز آزادي چارچوب هايي داردكه بايد مورداحترام قرار گيرد كه از جمله آنها آزادي بيان و مطبوعات مي باشد كه كاملا به رسميت شناخته شده است .به عنوان مثال در اصل 24 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه چنين آمده است : « نشريات‏ و مطبوعات‏ در بيان‏ مطالب‏ آزادند مگر آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ يا حقوق‏ عمومي‏ باشد تفصيل‏ آن‏ را قانون‏ معين‏ مي‏ كند.» و از آنجايي كه حرفه خبرنگاري نيز ارتباط مستقيمي با آزادي بيان نشريات و مطبوعات دارد مي توان دريافت كه خبرنگاران نيز با رعايت اصول و حريم هاي قانوني پذيرفته شده نظام جمهوري اسلامي در نشر مطالب و ديدگاه هاي خويش آزاد هستند و تاكنون هيچ خبرنگاري صرفا به جرم خبرنگاري دستگير و يا محاكمه نشده است مگر اينكه به بهانه خبرنگاري و آزادي بيان محدوده هاي قانوني و پذيرفته شده را زير پا گذاشته باشد همچون خبرنگاري كه با دروغ پردازي با آبروي مردم بازي كند و يا به تشويش اذهان عمومي بپردازد و عقل و منطق نيز حكم مي كند كه در هر موردي كه خبرنگاري مورد بازخواست قرار گرفته است علت باز خواست وي دقيقا مورد بررسي قرار گيرد نه اينكه خبرنگار را انسان معصومي تلقي كنيم كه هيچ كس حق بازخواست نسبت به تخلفات احتمالي او را نداشته باشد .
در مورد خبرنگاران خارجي نيز بايد بگوييم كه فعاليت اين خبرنگاران در قالب قوانين و پروتكل هاي بين المللي و با ملاحظه قوانين داخلي در ايران آزاد است و امروزه شاهد حضور و فعاليت دهها خبرنگار از اكثريت قريب به اتفاق رسانه هاي صاحب نام ايران در ايران هستيم كه آزادانه در گوشه و كنار كشور ما به فعاليت مشغول بوده و به تهيه گزارش مي پردازند و نكته جالب اينجاست در شرايطي جمهوري اسلامي ايران به عنوان زندان خبرنگاران متهم مي گردد كه خبرنگاران معاندترين رسانه ها از جانب دشمن ترين كشورها هر روزه در ايران درحال فعاليت بوده و حتي برخي از آنها از اين فرصت آزادي سوء استفاده كرده و به ارائه تصويري منفي و تاريك از داخل ايران به رسانه هاي متبوع خويش مي پردازند . به عنوان مثال يكي از مشهورترين و جنجالي ترين خبرنگاران غربي فردي ايراني الاصل به نام كريستين امانپور مي باشد كه عناد ويژه اي با نظام جمهوري اسلامي داشته و به لحاظ خانوادگي نيز سابقه خوشنامي ندارد . با اين حال همين خبرنگار آزادانه در كشور رفت و آمد كرده ، با روساي جمهور فعلي ، سابق و اسبق كشورمان و نيز مقامات و مسئولان مهم كشوري آزادانه مصاحبه مي كند و تاكنون چندين مستند در باره ايران ساخته است كه در همه آنها بلااستثناء تصويري منفي از ايران به جهانيان ارائه داده است و يا فردي همچون صادق صبا كه مدير بي بي سي فارسي بوده و در كارنامه خويش مشاركت فعالانه در تحريك اغتشاشگران در جريان اغتشاشات دوران اصلاحات از طريق شبكه هاي ضد انقلابي مختلف را دارد به راحتي چندين بار به ايران سفر كرده و مستندها و گزارشات مختلفي در باره ايران تهيه كرده است كه ازجمله آنها مستندي با عنوان «طعم ايران» را مي توان نام برد كه در آن از گيلان تا جنوبي ترين شهرهاي كشورمان سفر كرده و به تهيه گزارش از ايران پرداخته است كه فارغ از محتويات آنها ، صرف حضور آزادانه چنين فردي به خودي خود ميزان نادرستي ادعاي خود اين افراد در مورد آزادي خبرنگاران در ايران را نشان ميدهد . علاوه بر اين دو نمونه همانگونه كه گفته شد دهها خبرنگار خارجي ديگر نيز در حال حاضر فعاليت دارند كه آزادانه به گوشه و كنار كشورمان سفر كرده و به تهيه گزارش هاي خبري خويش مشغول هستند . با اين وجود در مقام مقايسه آزادي خبرنگاران ايراني و خارجي با يكديگر بايد اشاره داشته باشيم به اينكه خبرنگاران ايراني مقيم كشورهاي غربي مدعي آزادي بيان تحت شديدترين فشارها قرار دارند به گونه اي كه برخي از آنها همچون خبرنگاران مقيم آمريكا از شعاع خاصي از شهر نيويورك نمي توانند فراتر بروند و يا برخي از آنها همچون خبرنگار ايراني مقيم ايتاليا به بهانه هاي واهي مدت ها دستگير شده بود و همينطور مشكلات ديگري كه خبرنگاران با آنها مواجه هستند كه در پايان اين بخش به برخي از آنها از زبان مرتضي غرقي خبرنگارواحد مركزي خبر در نيويورك كه در جريان مصاحبه با خبرگزاري فارس بيان شده است مي پردازيم :
مرتضي غرقي، خبرنگار واحد مركزي خبر در نيويورك(مقر سازمان ملل) كه درباره محدوديت‌هاي موجود براي فعاليت خبرنگاران ايراني در آمريكا با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس گفت‌وگو مي‌كرد ،يادآور شد: دفتر خبري صدا و سيما حدود شش سال قبل در نيويورك با اجازه و اطلاع مقام‌هاي آمريكايي در مقر سازمان ملل فعاليت خود را آغاز كرد. متأسفانه نوع ويزايي كه آمريكايي‌ها به ما يعني هم بنده و هم خبرنگار قبلي ما آقاي بيژن نوباوه داده‌اند، ويزاي «C2 » است كه به گروه‌هاي ‌هواپيمايي يا كشتي‌راني و يا گروه‌هايي كه قصد حضور كوتاه مدت يا ترانزيت و عبوري از خاك آمريكا را دارند، داده مي‌شود؛ در حالي كه دولت آمريكا بايد ويزاي « I »كه ويزاي خبرنگاري است ،به ما مي‌داد. وي با بيان اينكه وقتي خبرنگاران آمريكايي وارد ايران مي‌شوند ما به آنها ويزاي « I »-كه ويزاي خبرنگاري است- مي‌دهيم، اظهار داشت: خبرنگاران آمريكايي قادر هستند با اين ويزا به هر جاي ايران كه بخواهند بروند و با هر مقامي كه خواستند ملاقات و گفت‌وگو كنند ؛در حالي كه ما با توجه به ويزايي كه داريم در روي پاسپورت ما قيد شده است كه بيشتر از 25 مايل نمي‌توانيم از محل اقامت خود دور شويم. اين فعال رسانه‌اي ضمن بيان اينكه ما در همين محدوده با شعاع 25 مايل هم به دليل عدم برخورداري از كارت خبرنگاري و مجوز نمي‌توانيم به درستي كار خبري انجام دهيم، تصريح كرد: وقتي ما براي دريافت كارت خبرنگاري به مراجع مربوطه مراجعه مي‌كنيم ،هم به ما مي‌گويند چون نوع ويزاي شما « C2 » است و نه « I‌ » كه مخصوص خبرنگاري است لذا شما نمي‌توانيد كارت خبرنگاري دريافت كنيد. غرقي با بيان اين كه ما حتي وقتي مي‌خواهيم در خيابان مجاور محل استقرارمان تصويربرداري كنيم، معمولاً پليس مزاحم ما مي‌شود و از ما كارت خبرنگاري طلب مي‌كند، بيان داشت: چون ما كارت خبرنگاري نداريم، چند بار پليس با ما درگير شده و به خصوص در زمان آقاي نوباوه حتي ايشان را بازداشت كرده و به اداره پليس برده بودند. در اينجا شرايط به گونه‌اي نيست كه ما حتي در محدوده مجاز تردد خود بتوانيم تصويربرداري كرده و خبر تهيه كنيم. وي در توضيح مشكلات ديگري كه از ناحيه صدور نوع خاصي از ويزا براي گروه خبري صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پيش آمده است، خاطرنشان ساخت: به واسطه اين ويزا ما از كد يا شماره امنيت اجتماعي يا ملي برخوردار نيستيم.هر فردي كه در آمريكا زندگي مي‌كند، بايد اين كد امنيتي - اجتماعي را داشته باشد؛ چرا كه يك شهروند آمريكايي براي هر كاري از خريد روزانه گرفته تا انجام ملاقات‌هاي مهم با مقام‌هاي دولتي بايد اين كد را داشته باشد. خبرنگار واحد مركزي خبر در نيويورك اضافه كرد: ما وقتي براي دريافت اين كد اجتماعي - امنيتي هم به وزارت كشور آمريكا مراجعه كرديم ،باز به ما گفتند كه چون ويزاي شما « C2 » است اين كد به شما تعلق نمي‌گيرد و به خاطر اينكه ما اين كد را نداريم، خيلي از كارها را نمي‌توانيم انجام دهيم؛مثلاً نمي‌توانيم خانه اجاره كنيم، نمي‌توانيم ماشين بخريم و آن را بيمه كنيم، نمي‌توانيم از فروشگاه‌هاي بزرگ خريد كنيم و در كشوري مثل آمريكا كه عمده كارها با وسائل الكترونيكي انجام مي‌شود، ما بدون كد اجتماعي - امنيتي خيلي كارها را نمي‌توانيم انجام دهيم. غرقي درباره اينكه پس شما چگونه كارهاي روزمره و ضروري خود را انجام مي‌دهيد؟ گفت: خانه‌اي كه ما اجاره كرده‌ايم هنوز به نام آقاي نوباوه است و قبض آب و برق آن هنوز به نام وي صادر مي‌شود، بيمه ماشين من به نام يكي از كاركنان محلي دفتر است و تنها چيزي كه اينجا به نام من است، يك گواهينامه بين‌المللي است كه من در آلمان گرفته بودم و اينجا كنسولگري آلمان در نيويورك آن را تائيد كرده كه توسط همان من رانندگي مي‌كنم. وي با اشاره به اينكه خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف آمريكايي در هر سال بيش از 200 مرتبه از طريق وزارتخانه‌هاي ارشاد و امور خارجه به ايران مي‌آيند و آخرين، بدترين و منفي‌ترين گزارش‌ها عليه ايران و نظام حاكم بر آن را منتشر مي‌كنند، افزود: عموم خبرنگاراني كه در رسانه‌هاي آمريكايي كار مي‌كنند، به ايران سفر كرده‌اند و از نزديك مسائل ايران را رصد كرده و مي‌دانند چه كار دارند مي‌كنند و چه چيزهايي درباره ايران به صورت كاملاً مغرضانه بنويسند. خبرنگار واحد مركزي خبر در نيويورك اظهار داشت: مشكل ديگري كه از عدم اعطاي مجوز كار خبري به خبرنگاران ايراني ناشي مي‌شود ،اين است كه در كنفرانس‌هاي خبري كه ما حضور نداريم، خبرنگاران رسانه‌هاي آمريكايي و اروپايي كه زير سلطه خبري صهيونيسم هستند، عليه ما جوسازي مي‌كنند و ما هم براي دفاع و بيان واقعيات حضور نداريم و آنها هر طور كه دوست دارند ،عليه ما جوسازي مي‌كنند. غرقي در توصيف فضاي رسانه‌اي منفي عليه ايران كه ناشي از سيطره صهيونيست‌ها بر رسانه‌هاي غربي است، تصريح كرد: يهودي‌ها، اسرائيل و صهيونيست‌ها در آمريكا خيلي حضور و نفوذ دارند و مي‌شود گفت كه آمريكا را اسرائيلي‌ها اداره مي‌كنند. وي اضافه كرد: 70 درصد رسانه‌هاي بزرگ و قدرتمند جهان در اختيار صهيونيست‌هاست و خبرنگاران اين رسانه‌ها در كنفرانس‌ها و برنامه‌هاي خبري حضور يافته و عمدتاً سؤال‌هاي منفي و تخريبي عليه ايران مثل اينكه چه زماني به ايران حمله خواهد شد؟ يا نظاير آن را كه فقط در حد شايعه است ،طرح مي‌كنند و مقام آمريكايي حاضر در كنفرانس هم براي اينكه از جو و فضاي ايجاد شده عقب نماند، بيشتر موضع منفي مي‌گيرد كه البته اين رسانه‌ها در فضاي رسانه‌اي آمريكا چنان جو منفي ساخته‌اند كه هيچ كس جرأت نمي‌كند،موضع مثبت بگيرد. اين فعال رسانه‌اي خاطر نشان ساخت: چندين بار ما با مسئولان امور رسانه‌اي و مطبوعاتي آمريكا در نيويورك تماس گرفته و از آنها در خواست صدور مجوز براي كار خبري و حضور ما در برنامه‌هاي خبري را كرده‌ايم اما آنها به درخواست‌هاي ما پاسخي نداده‌اند. غرقي با اشاره مجدد به اينكه وزارت ارشاد جمهوري اسلامي ايران ساليانه به بيش از 200 خبرنگار از رسانه‌هاي مختلف آمريكايي رواديد خبرنگاري مي‌دهد، خاطرنشان ساخت: واقعاً مي‌خواهم اين سؤال را از مقام‌هاي وزارت ارشاد بپرسم كه كي مي‌خواهند در اين زمينه جلوي آمريكا بايستند. فكر مي‌كنم مسئولان وزارت ارشاد از اين بابت نگران هستند كه اگر ما اين خبرنگاران را به كشورمان راه ندهيم،آنها ما را بايكوت خبري كرده و ديدگاه‌هاي ما در جهان منتشر نمي‌شود، اما واقعاً وضعيت اينگونه نيست ؛چرا كه رقابت‌ها در عرصه خبري امروز جهان آنقدر زياد است كه اگر ما فشار بياوريم و اجازه ندهيم يك خبرنگار به كشورمان بيايد، خبرنگاران ديگري هستند كه جاي آنها را مي‌گيرند و آن وقت آنها مجبور هستند از خبرهاي دست دومي كه به اندازه دلخواه آنها هم منفي نيست، استفاده كنند. وي اضافه كرد: آن جريان آزاد اطلاعات مورد ادعاي آمريكا يك دروغ بزرگ است كه متأسفانه در داخل ايران هم بعضي‌ها فريب آن را خورده‌اند.آمريكاي تحت سيطره صهيونيسم، به مدد سيطره رسانه‌اي كه در جهان دارد، روي مسائل مختلف جهاني چنبره زده‌اند و همه خبرهايي را كه به نفع خودشان باشد با جهت‌دهي مطلوب خود پخش مي‌كنند و هيچ خبري خارج از چارچوبي كه آنها ايجاد كرده‌اند، منتشر نمي‌شود و اين چارچوب در مورد همه اخبار داخلي و خارجي آمريكا اعمال مي‌شود تا آنجا كه رسماً اعلام مي‌كنند اخبار عراق را سانسور مي‌كنند. خبرنگار واحد مركزي خبر صدا و سيما در نيويورك تصريح كرد: به خصوص بعد از 11 سپتامبر فشارها در آمريكا آن قدر زياد شده كه حتي بعضي از خبرنگاران آمريكايي هم كه با ما صحبت مي‌كنند، اين فشار را غيرقابل تحمل توصيف مي‌نمايند و همين بحث استراق سمع كه خود جرج بوش بعد از 11 سپتامبر اعمال كرده است، داد مردم آمريكا را در آورده اما كسي جرأت نمي‌كند، اعتراض كند ؛چرا كه هر كس اعتراض كند با هزار و يك اتهام به راحتي دستگير مي‌شود. غرقي با بيان اينكه آمريكايي‌ها هر چند روز يكبار بحث بن لادن و القاعده را بزرگ كرده و به بهانه آن ديدگاه‌هاي خودشان در مورد مسائل امنيتي را اعمال مي‌كنند، اضافه كرد: امروز آمريكا يك كشور كاملاً امنيتي شده است و تمام ساكنان اين كشور به نوعي گرفتار اين وضعيت هستند. وي در پاسخ به اين سؤال كه خبرنگاران ديگر كشورها به غير از ايران در آمريكا چه وضعيتي دارند، بيان داشت: هر قدر آمريكايي‌ها با يك كشوري ارتباطات غير حسنه داشته باشند، به همان نسبت رسانه‌ها و خبرنگاران آن كشور در آمريكا تحت فشار هستند. خبرنگار واحد مركزي خبر تاكيد كرد: در سيستمي كه در حال حاضر در فضاي خبري و رسانه‌اي جهان وجود دارد، اينگونه نيست كه به عنوان مثال خبرگزاري كويت هم در عرصه رسانه‌اي بين‌المللي جايگاهي داشته باشد و همه موقعيت‌ها در دست رسانه‌هاي صهيونيستي - آمريكايي قرار دارد. وي ادامه داد: اگر خبرنگار خبرگزاري كويت هم در يك برنامه خبري در آمريكا حضور يابد، كار چنداني نمي‌تواند بكند و اين در حالي است كه اگر چه ما هم جايگاه مناسبي در عرصه خبررساني جهاني نداريم، اما چنانچه در برنامه‌هاي خبري آمريكايي‌ها شركت كنيم ،حداقل مي‌توانيم از ديدگاه‌هاي ملت و كشور خودمان دفاع كنيم؛ ضمن اينكه خبرنگاران مثلاً همان خبرگزاري كويت خيلي هم دربند ديدگاه‌هاي ضد آمريكايي نبوده و با سياست‌هاي آمريكا همخواني هم دارند. غرقي در پاسخ به اين سؤال كه آيا لازم نبود ما براي صدور دوباره اجازه كار CNN در ايران حداقل درخواست برقراري شرايط برابر براي خبرنگاران ايراني حاضر در آمريكا را مي‌كرديم، گفت: به نظر من اولاً با توجه به سابقه‌اي كه CNN دارد ،ما بايد مطمئن باشيم كه تحريف سخنان رئيس جمهور از طرف آنها عمدي بوده است و ثانياً اينكه در هيچ كجاي دنيا رئيس جمهور كشور را وارد اين بازي‌ها نمي‌كنند؛ ولي ما در اينجا رئيس‌جمهور خودمان را خرج مي‌كنيم و من اين انتقاد را دارم كه رئيس‌جمهور و اعتبار او متعلق به همه مردم است و رئيس جمهور نبايد خرج يك خبرنگار خارجي شود و موضع‌گيري در اين قضيه ميبايست در حد يك مديركل ارشاد باشد. وي افزود: همچنين اين موقعيتي بود كه ما مي‌توانستيم در آن از طرف مقابل خود امتياز بگيريم و حداقل امكانات مشابه را براي خبرنگار خودمان درخواست كنيم. اين فعال رسانه‌اي اظهار داشت: در زمان انتخابات رياست جمهوري آمريكا ما به كنسولگري آمريكا در دوبي درخواست داديم كه اجازه اعزام يك تيم خبري به آمريكا را به ما بدهند، ولي واشنگتن زماني به ما پاسخ داد كه انتخابات در آمريكا تمام شده بود و تازه آن زمان هم فقط به تصوير بردار و صدابردار ما اجازه ورود دادند و اجازه ورود من هم يك ماه بعد صادر شد. من فكر مي‌كنم ما اين فرصت اخير را خيلي راحت از دست داديم . غرقي با بيان اين كه در بررسي عملكرد 27 سال گذشته رسانه‌هاي آمريكايي و از جمله CNN حتي يك نكته مثبت درباره ايران وجود ندارد، تصريح كرد: رسانه‌هاي آمريكايي در اين سال‌ها درباره ايران فقط سياه‌نمايي كرده‌اند و مگر مي‌شود كه در كشوري در طول 27 سال هيچ نكته مثبتي وجود نداشته باشد و همين نكته مي‌رساند كه CNN از تحريف سخنان آقاي احمدي‌نژاد چه غرض و مرضي داشته است. وي با اشاره به اينكه اين رسانه‌ها تحت تسلط نظام سلطه خبري اخبار خود را منتشر مي‌كنند، خاطرنشان ساخت: رسانه‌هايي چون CNN اخبار خود را چنان با دقت بررسي مي‌كنند كه هيچ نكته مهم آن از زير دست آنها رد نشود؛ پس چطور ممكن است كه يك مترجم در ترجمه يك خبر چنين اشتباهي مرتكب شود و آنها متوجه آن نشوند؛ ضمن اينكه خانم امانپور كه به دو زبان انگليسي و فارسي تسلط دارد، خود در كنفرانس مطبوعاتي رئيس‌جمهور ايران شركت داشت و هم در جريان كنفرانس حرف‌هاي آقاي احمدي‌نژاد را فهميده بود و هم وقتي خبر پخش مي‌شد ،مي‌فهيمد كه گوينده چه مطالبي را مي‌خواند و مي‌توانست جلوي ادامه پخش خبر را بگيرد و يا همانجا از اشتباه پيش آمده عذرخواهي كند. خبرنگار واحد مركزي خبر در نيويورك ضمن بيان اينكه هميشه اولين خبر تأثير بسيار بيشتري از اخبار تكميلي يا تصحيحي دارد، بيان داشت: اگر كسي كاري به اين مهمي را خراب مي‌كند بايد چند برابر تاوان بدهد ؛در حالي كهCNN و آمريكايي‌ها حتي تاوان برابر هم براي اين خطاي خود ندادند و اين سؤال وجود دارد كه مقام‌هاي ايراني چرا اينقدر راحت از اين خطاي آمريكايي‌ها گذشته و حداقل ،برخوردي با آنها نكردند كه براي چند وقت حواس آمريكايي‌ها جمع كارشان شود. غرقي گفت: ما بايد يك جايي اين وضعيت را پايان دهيم. ما يا در آمريكا خبرنگار داريم و يا نداريم كه اگر خبرنگار داريم، بايد امكانات لازم براي كار او فراهم شود و اگر هم خبرنگار نداريم كه اين دفتر را هم تعطيل كنيم . نمي‌شود كه سالانه بيش از 200 خبرنگار آمريكايي به راحتي به ايران بيايند و هر طوري كه مي‌خواهند از ايران خبر بفرستند، اما ما از حداقل امكانات انجام كار خبري در آمريكا محروم باشيم. وي افزود: آمريكايي‌ها در 27 سال گذشته چنان مغز شهروندان خود را شستشو داده‌اند كه وقتي ما با يك آمريكايي درباره ايران صحبت مي‌كنيم ،ناخودآگاه بحث تروريسم و بنيادگرايي در ذهن آنها مي‌آيد. اين فعال رسانه‌اي در پاسخ به اين سؤال كه آيا براي شما اين امكان وجود ندارد كه با ايرانيان ساكن در آمريكا ارتباط برقرار كرده و شرايط خودتان را براي آنها شرح داده و به واسطه آنها -كه بخشي از جامعه آمريكايي هستند -يك فضاسازي در آمريكا انجام دهيد؟ گفت: ما وقتي در زمان صدام به عراق مي‌رفتيم و مي‌خواستيم با يك شهروند عراقي صحبت كنيم ،از ترس حكومت بعث جرأت نمي‌كرد با ما صحبت كند و شايد باور نكنيد، اما دقيقاً همان شرايط در آمريكا براي بعضي از ايراني‌ها وجود دارد و آنها از ترس اينكه مبادا امكان ادامه اقامت آنها در آمريكا از بين برود و يا اينكه مخاطرات ديگري براي آنها پيش بيايد، مي‌ترسند با ما صحبت كنند تا مبادا اسم آنها در ليست سياه برود. غرقي افزود: جامعه آمريكا در عين حال كه يك جامعه باز معرفي مي‌شود، يك جامعه كاملاً بسته و محدود است كه كاملاً حساب شده به آنها خوراك فكري داده مي‌شود و گاهاً بعضي‌ مردم آمريكا فرق بين ايران و عراق را نمي‌دانند و همه كشورهاي عربي را يكي مي‌بينند، اما در آمريكا به يكباره همه رسانه‌ها چنان جوي عليه كشوري نظير ايران، كره شمالي، يا عراق راه مي‌اندازند كه انگار همين فردا اين كشورها مي‌خواهند با سلاح‌هاي مرگبار به آنها حمله كنند. وي با اشاره به پخش چند فيلم تهديد‌آميز از بن‌لادن در ايام انتخاباتي در آمريكا اظهار داشت: پخش اين فيلم‌ها تا حدود 20 درصد آرا را بين كانديداها جابجا كرد و وقتي در جامعه‌اي چنين اتفاقي مي‌افتد، نشانده بي‌اطلاعي مردم است كه متأسفانه اگر اين مسائل را در داخل ايران بيان كنيم، كسي باور نخواهد كرد. غرقي همچنين تصريح كرد: از حدود 4 ماه پيش حساب بانكي دفتر صدا و سيماي ايران در نيويورك بسته شده و ما وقتي جوياي علت آن شديم، به ما گفتند كه سازمان حساب‌‌هاي كشورهاي خارجي اين حساب را مسدود كرده است و آن سازمان هم در پاسخ پيگيري‌هاي ما از ما خواست توضيح دهيم كه چه زماني به آمريكا آمده‌ايم؟ در اينجا چه كار مي‌كنيم؟چند نفر كارمند داريم و اينگونه سؤال‌ها كه ما در زمان آقاي نوباوه هم به اين سؤال‌ها پاسخ داده بوديم، اما باز هم بعد از چهار ماه هنوز حساب بانكي ما بسته است و در كشوري مثل آمريكا كه عمده كارها الكترونيكي است ،شما تصور كنيد ما با پرداخت‌هاي دستي با چه مشكلاتي روبرو خواهيم بود.(خبرگزاري فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8411090421 )
بررسي آزادي تظاهرات در ايران :
با توجه به توضيح مقدماتي مشخص مي شود كه اولا آزادي نامحدود اساسا امكان ندارد و ثانيا هر گونه آزادي منوط به قيودي است كه از يك فرهنگ به فرهنگي ديگي مي تواند متفاوت باشد و آزادي تظاهرات به عنوان يكي از محصولات آزادي دقيقا وضعيت مشابه با آزادي بيان پيدا كرده و همانگونه كه آزادي بيان به صورت مطلق را هيچ قانون و عقلي بر نمي تابد آزادي تظاهرات را هم هيچ قانوني بر نمي تابد و در تمامي جوامع به منظور جلوگيري از هرج ومرج و پايمال شدن حقوق شهروندان و به ويژه حقوق معترضاني كه دست به تظاهرات زده اند و نيز به منظور رسيدگي سريع تر به خواست هاي مشروع معترضان قوانيني وضع شده است تا در عين انجام تظاهرات و رساندن خواسته هاي مشروع معترضان به گوش مسئولان نظم و امنيت شهروندان معترض و غير معترض نيز حفظ شود .
در كشور ما نيز بر اساس همين مساله از سويي اصل 27 قانون اساسي ، تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها را در صورتي كه بدون سلاح بوده و به شرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد دانسته است (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران )و از سويي ديگر به منظور حفظ نظم و امنيت شهروندان و جلوگيري از هرج و مرج قوانين خاصي وجود دارد كه باعث مشخص شدن چارچوب اين آزادي ها و مسئوليت هر يك از افراد دخيل در تظاهرات نسبت به اقداماتي كه انجام مي دهند مي باشد . به عنوان مثال ماده 31 آيين‌نامه قانون احزاب, مصوب دولت آقاي ميرحسين موسوي ، برگزاري اجتماعات را منوط به دادن تعهد مبني بر عدم حمل سلاح يا عدم اخلال نسبت به مباني اسلام و امنيت دانسته و در اصلاحيه ماده 35 همان آيين‌نامه كه در هيات وزيران دولت اصلاحات به تصويب رسيده است : صدور اجازه كتبي تشكيل اجتماعات به عهده وزارت كشور است و برگزاري راهپيمايي منوط به اطلاع وزارت كشور و تشخيص كميسيون ماده 10 ، مي‌باشد. لذا مي‌توان نتيجه گرفت كه برگزاري راهپيمايي در كشور مبتني بر اجازه قبلي است.( پاسخ يك حقوقدان به ادعاي نقض اصل 27 قانون اساسي , خبرگزاري جمهوري اسلامي , 7/4/1388 )
بنابر اين با توجه به مطالب بالا مشاهده مي نماييم در كشور ما آزادي تظاهرات و تجمعات وجوددارد اما براي آن ضوابط خاصي در نظر گرفته شده و از طريق رسانه ها به اطلاع عموم رسيده شده است و صد البته هر كشوري حتي كشورهاي مدعي آزادي بيان و تظاهرات از جمله كشورهاي غربي براي برگزاري تظاهرات و تجمعات خود ضوابط خاصي در اين زمينه دارند كه در اجراي آن هم هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند .
2 – در برخي موارد مشاهده مي شود كه عده اي كشورها را به كشورهايي كه در آنها اجازه تظاهرات آزاد وجود دارد و يا ندارد تقسيم بندي كرده و نام جمهوري اسلامي ايران را در ميان كشورهايي كه اجازه تظاهرات در آن وجود ندارد قرار مي دهند كه البته اين كار به صورت كاملا سياسي انجام مي پذيرد چرا كه اولا بر طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران برگزاري تظاهرات و تجمعات با رعايت شرايطي آزادي بوده و تجربه جمهوري اسلامي ايران هم نشان داده است در صورتي كه ضوابط و مقررات مربوط به برگزاري راهپيمايي ها از سوي تشكل هاو اصناف درخواست كننده تظاهرات و تجمعات رعايت شود و آن گروه و تشكل مسئوليت كليه اقدامات انجام شده در مراسم را بر عهده گيرد و از طرفي ديگر نيز برگزاري تجمعات در راستاي اقدامات ضد امنيتي بر عليه نظام اسلامي نباشد قطعا وزارت كشور نيز با آن موافقت مي كند همچون دهها تظاهرات و تجمع اعتراض آميزي كه در گوشه وكنار به صورت قانوني در موارد مختلف انجام مي شود كه بسياري از آنها به دليل غير سياسي بودن كمتر مورد توجه محافل تبليغاتي قرار مي گيرد كه يكي از نمونه هاي قابل توجه اين قبيل تجمعات ، تجمعات اعتراضي جريانات دانشجويي مي باشد كه يكي از آخرين موارد آن تجمع دانشجويان در برابر مجلس شوراي اسلامي در اعتراض به تصويب قانوني توسط مجلس عمدتا اصولگرا بود كه طي آن وقف دانشگاه آزاد مجاز مي شد . همچنين تجربه تاريخي نشان داده است كه حتي اگر تظاهراتي برگزار شود كه درمسير مغاير با اهداف و چارچوبهاي نظام اسلامي بوده اما حركت ها به طور مسالمت آميز برقرار شده و اقدامات خرابكارانه اي صورت نگيرد باز هم نظام اسلامي عليرغم غير قانوني بودن حركت ، ممكن است با آن مماشات نموده و برخوردي صورت ندهد كه نمونه بارز چنين حركتي ، تجمع غير قانوني روز 25 خرداد سال 1388 يعني آغازين روزهاي فتنه 88 بود كه طي آن دهها نفر از معترضان به نتايج انتخابات به همراه بخشهايي از گروههاي فرصت طلب به خيابان هاي تهران آمده و سران فتنه نيز در ميان آنها حضور يافتند اما در بخش اصلي ومركزي تجمع كه در خيابانهاي مركزي تهران جريان داشت به دليل اينكه حركت بدون هيچ گونه اقدام خشونت آميز انجام شد عليرغم برخي شعارهاي هنجارشكن ، نيروهاي نظامي و انتظامي هيچ برخوردي با آن نكرده و تظاهرات در اين بخش از شهر با مسالمت تمام برگزار شده و رو به اتمام بود و تنها درانتهاي مراسم كه برخي افراد فرصت طلب تلاش نمودند تا يكي از پايگاه هاي بسيج را كه مملو از اسلحه بود تصرف نمايند درگيري رخ داده و باعث كشته شدن عده اي از شهروندان گرديد كه طبيعتا اگر چنين اقدام خطرناكي از سوي مهاجمين به پايگاه بسيج انجام نمي شد تظاهرات آن روز همانگونه كه با مماشات نظام به صورت مسالمت آميز آغاز و تقريبا به انتها رسيده بود به صورت مسالمت آميز به پايان خود مي رسيد و هيچ تلفاتي هم بر جا نمي گذاشت .
ثانيا بر خلاف تبليغات پر دامنه اي كه در بسياري از كشورهاي غربي در مورد آزادي تظاهرات و تجمعات صورت مي گيرد واقعيات موجود چيزي خلاف اين مساله را نشان ميدهد به عبارتي واقعيت اينست كه در كشورهاي غربي عليرغم ادعاهاي فراوان در باره وجود آزادي بيان ، آزادي نقد و انتقاد ، آزادي تجمعات ، آزادي تظاهرات و ... شاهد كمترين و بي ثمر ترين آزادي ها هستيم چرا كه اين كشورها تنها زماني به مخالفان و منتقدان خويش اجازه ابراز وجود مي دهند كه با سياستهاي كلي دولتمردان در تعارض نباشد به عنوان مثال پس از حادثه 11 سپتامبر كه دولت ايالات متحده به بهانه مبارزه با بن لادن و گروه طالبان به عراق و افغانستان لشكر كشي كرد دهها هزار نفر از مردم اين كشور به خيابانها ريخته وعليه سياستهاي جنگ طلبانه آمريكا دست به تظاهرات زدند اما نتيجه اين تظاهراتها دستگيري فعالان ضد جنگ و زدن برچسب تروريست به اين افراد بود كه يكي از مهمترين آنها زني به نام شيهان بود كه فرزندش را در جنگ عراق از دست داده بود و بارها توسط پليس اين كشور دستگير و روانه زندان شد و يا بارزترين نوع برخوردها را در كشور فرانسه شاهد هستيم ؛ جايي كه مدعي صدور دمكراسي و آزادي به تمام دنيا مي باشد به عنوان مثال اگر در جريان اعتراضات خياباني سال هاي اخير فرانسه سري به رسانه ها بزنيم شاهد انتشار اخبار مربوط به خشونت و سركوب معترضين به سياستهاي دولت فرانسه توسط پليس اين كشور و با دستور مستقيم رئيس جمهور اين كشور خواهيم بود و مي توان ادعا نمود كه همين روند به صورت سالانه در جريان اعتراض هاي مختلفي كه به سياستهاي ضدبشري و تبعيض آميز دولتمردان فرانسه انجام مي شود وجود دارد و يا جديدترين نمونه اين قبيل ممنوعيت تظاهرات ها را در ممنوعيت تظاهرات اعتراض آميز مسلمانان بر عليه فيلم موهن بر عليه پيامبر اسلام از سوي وزارت كشور فرانسه مي توانيم مشاهده كنيم كما اينكه در سالهاي گذشته نيز شاهد برخوردهاي خشونت آميز پليس انگليس با معترضان در جريان سركوب تظاهرات و اعتراضات دانشجويي نسبت به چند برابر شدن شهريه دانشگاهها و نيز افزايش ماليات ها بوديم كه طي آن با وجود سانسور شديد خبري نسبت به اعلام ميزان تلفات اخباري دال بر حداقل كشته شدن يك نفر و زخمي شدن دهها نفر ديگر پخش شده و پس از آن نيز پليس انگليس با پخش تصاوير معترضان دررسانه ها به منظور شناسايي و دستگيري آنها ميزان وفاداري خود به شعار آزادي تظاهرات را نشان داده و تصاوير مربوط به ضرب و شتم جوان معلول توسط پليس اين كشور نيز قلب ميليونها انسان را جريحه دار نمود . همچنين مشابه همين برخورد را در جريان سركوب اعتراض مردم ايالتهاي مختلف از جمله اوكلند نسبت به قتل يك جوان سياهپوست در امريكا توسط پليس اين كشور شاهد هستيم . نمونه ديگر برخورد مستمر همين كشورهاي به اصطلاح آزاد را نيز مي توان در جريان اجلاسهاي سالانه جهاني سازي و يا مجمع جهاني اقتصاد و يا اجلاس گروه هشت كشور صنعتي و يا برخورد با معترضان جنبش موسوم به وال استريت ... ديد كه معمولا با تظاهراتهاي متعدد بر عليه تصميمات متخذه در اين اجلاس و مواضع كشورهاي شركت كننده همراه مي شود و معمولا نيز با واكنش خشونت بار پليس همراه مي شود كه به دليل وجود جو سانسور خبري در باره سرنوشت بازداشت شدگان حوادثي از اين دست اخباري ارائه نمي شود . از سويي در مواردي كه به مردم اجازه اعتراض به تصميمات دولتمردان داده مي شود اين تظاهراتها و اعتراضات هيچ گونه ثمري ندارد چرا كه اساسا ساختار كشورهاي غربي به گونه اي طراحي شده است كه مي توان در آن ژست آزادي بيان و آزادي تظاهرات گرفت اما بدون هيچ واهمه اي هيچ گونه ترتيب اثري به اين اعتراضات نداد همچون وضعيت انتخابات در اين كشورها كه از سويي ادعا مي شود آزاد ترين انتخابات در سطح جهان مي باشد و از سويي ديگر با توجه به ساختارهايي كه در اين كشورها تعريف شده است اساسا انتخاباتي كه بتواند به نتيجه اي خلاف سياستهاي كلي اين كشورها بيانجامد و يا اهدافي مغاير اهداف از پيش برنامه ريزي شده دنبال كند امكان تحقق عيني ندارد همين وضعيت را در باره تظاهراتهاي صورت گرفته بر عليه تصميمات مسئولين اين كشورها شاهد هستيم كه به دليل ساختار موجود در اين كشورها اجازه برگزاري اين تظاهراتها از سويي به ژست آزادي طلبي اين كشورها كمك مي كند و از سويي با توجه به اين كه تصميمات متخذه مسئولين عمدتا در پس پرده و طبق سياستهاي كلي منطبق با منافع بنگاههاي عمدتا اقتصادي يا سياسي گروههايي همچون سرمايه داران ، صهيونيستها ، احزاب كهنه كار و ... انجام مي شود هيچ ترتيب اثري به اين تظاهرات ها صورت نمي گيرد چنانكه در حال حاضر در آمريكا در طي چند سالي كه بحران اقتصادي گريبان مردم اين كشور را گرفته و باعث بيكاري فراوان مردم و از دست رفتن خانه هاي تعداد بي شماري از آنان شده تظاهراتهاي متعدد مردم در اعتراض به سياستهاي اقتصادي دولتمردان تنها در برخي رسانه ها نمايش داده مي شود تا نمادي از وجود آزادي تظاهرات در اين كشورها باشد اما هيچ گونه ترتيب اثري به اين قبيل تظاهراتها داده نشده و همانگونه كه چندي قبل ديديم كمك هايي هم كه دولت به نام مردم به بخش خصوصي داد صرف جلوگيري از ورشكستگي برخي بانكها و شركت هاي بزرگ حامي دولت گرديد كه خود اين مساله نيز پس از خبر ساز شدن باعث انتقادات مردمي شد اما تا كنون هيچ اقدامي در اين راستا انجام نشده است . با اين حال همان طور كه در بالا نيز متذكر شديم حتي اين آزادي ها نيز تا جايي وجود دارد كه با منافع سياسي دولتمردان اين كشورها در تعارض نباشد وگرنه حتي در اين حد نيز اجازه اعتراض به مردم داده نمي شود به ويژه كه در كشورهاي غربي با نام گذاري بر روي جريانهاي اعتراضي با عناويني همچون تروريست ، حامي فاشيسم و ... به راحتي ماهيت معترضين را به گونه اي منفي جلوه گر نموده و در اين راه بيشترين بهره را از تبليغات پر حجم غولهاي رسانه اي در اين كشورها مي برند .
نتيجه اينكه اولا آزادي مطلق درهيچ كجا و در هيچ زمينه اي وجود ندارد و قطعا هر نوع آزادي قيودي هم دارد ثانيا آزادي تظاهرات و تجمعات نيز با سه هدف حفظ نظم و امنيت ، جلوگيري از هرج ومرج و حصول راحت تر خواسته هاي معترضان نيازمند ضابطه و قوانين خاصي مي باشد كه در كشورهاي مختلف متفاوت مي باشد . ثالثا با توجه به مقدمات قبلي بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ، تشكيل اجتماعات و راهپيمايي ها آزاد بوده و البته قوانيني هم به منظور حصول اهداف سه گانه مذكور پيش بيني شده است . رابعا قرار دادن نام كشور ما در ميان كشورهايي كه در آنها آزادي تظاهرات وجود ندارد در برابر كشورهاي غربي اقدامي است كاملا سياسي كه با غرض ورزي و نه با در نظر گرفتن واقعيت ها صورت مي پذيرد و اگر واقعيت ها خوب نگريسته شود، كشورهاي غربي فاقد آزادي واقعي و مؤثر مي باشند .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .