مفهوم نفوذ در انديشه امام خامنه اي؟

با سلام طراحي الگوي نفوذ در اراء و انديشه امام خامنه اي چيست ؟لطفا حداقل در 4 صفحه تشريح نماييد با محور هاي نفوذ و ....

با سلام و احترام، پرسشگر گرامي ضمن تشكر از تماس شما با اين مركز، تذكرا بايد بگوييم كه وظيفه اصلي اين مركز پاسخگويي به سوالات و شبهات دانشگاهيان محترم در زمينه هاي مرتبط با معارف ديني مي باشد و اموري همچون تحقيقات كلاسي و پايان نامه اي و يا حتي كمك به اين تحقيقات خارج از وظايف اين مركز مي باشد . با اين حال با توجه به اينكه قبول زحمت كرده و با اين مركز تماس گرفته ايد، مقاله اي در زمينه موضوع مورد نظر شما، خدمتتان ارائه مي گردد كه اميد است راهگشا باشد: مقاله «واكاوي مفهوم «نفوذ» از منظر مقام معظم رهبري دام‌ظله‌العالي» منتشره در پايگاه تحليلي برهان نفوذ به‌دليل ايجاد تغييرات ثابت و بادوام، از اهميت زيادي برخوردار است. به همين دليل، مقام معظم رهبري به مسئله‌ي نفوذ توجه نموده و آن را در زمانه‌ي كنوني، تبيين مي‌‌كنند در دوران كنوني دشمن با نااميدي از به ثمر رسيدن راهبرد نظامي، به دنبال راه‌هاي نفوذ و استفاده از ابزارهاي ديگري بوده كه به‌جاي جسم، ذهن و روح و مباني عقيدتي و فكري و فرهنگي مردم مسلمان ايران بخصوص نسل جوان و فرهيخته را هدف قرار داده تا بتواند با صرف هزينه‌هاي كمتر، بهتر و سهل‌تر به اهداف خود نائل شود و خاك‌ريزهاي اعتقادي را به‌مرور فتح نموده و بدون خون‌ريزي فاتح ميدان مبارزه شود. در ادبيات سياسي امروز و مطابق با تعريف قدرت نرم به «توانايي شكل‌دهي ترجيحات ديگران» و «قدرت براي جذب»[1]و يا «قدرت در حال گذار از غنايثروت به غناي اطلاعات»[2]، جنگيكه با اين اهداف و راهبردها انجام مي‌شود «جنگ نرم[3]»ناميده مي‌شود. با نگاهي به مفهوم و تعريف جنگ نرم، درمي‌يابيم كه اين جنگ از اين ويژگي برخوردار است كه مي‌تواند با استفاده از راهبرد «نفوذ»، باورها، اعتقادات و فرهنگ يك ملت را به نفع منافع و برنامه‌هاي خود تغيير دهد. ازاين‌رو اين راهبرد از قدرت زيادي براي رسيدن به اهداف در جنگ نرم برخوردار است. راهبرد نفوذ اولين مرحله در تحقق جنگ نرم محسوب مي‌شود كه مي‌تواند لايه‌هاي مختلف هر جامعه، به‌ويژه نخبگان و فرهيختگان و حتي مدافعان اصلي يك جامعه و حتي تمدن را تحت تأثير قرار دهد و منجر به تخريب و يا تغيير باورهاي ديني و اعتقادي و يا انقلابي آنان گردد؛ چراكه نفوذ در جنگ نرم، به‌دليل ماهيت تهديد نرم، ماهوي، ذهني، تدريجي و نرم‌افزارانه است. ازاين‌رو نفوذ به‌دليل اينكه از پايداري و دوام بالايي برخوردار است، مي‌تواند در نسل‌هاي بعدي يك جامعه نيز تداوم يابد و يك حركت و يا يك جريان فكري پايدار را به جرياني مرده و خاموش شده تبديل نمايد. چراكه تداوم هر جرياني بسته به ثبات و تداوم آن در طي نسل‌هاي متمادي دارد تا بتواند به‌عنوان انديشه و حتي تمدني ثابت پذيرفته شود. به همين دليل شناخت راهبرد نفوذ در جنگ و شناسايي ابعاد گوناگون آن، از اهميت بالايي برخوردار است. اهميت اين راهبرد با نگاهي به تحولات و جنگ‌هاي واقع شده متمركز بر آن، بيشتر روشن مي‌گردد. در طول تاريخ جنگ‌ها، شاهد آن هستيم كه طرف‌هاي مخاصمه همواره براي دستيابي به پيروزي و برتري بر طرف مقابل، از اين راهبرد بهره مي‌برده‌اند و ثمرات آن را نيز بسيار برتر و نيرومندتر از راهبرد نظامي مي‌دانسته‌اند. در نبردهاي تاريخي كه بر پايه راهبرد نفوذ دنبال شده‌اند، تغييرات بزرگ و عظيمي رخ داد و دشمن به‌وسيله اين شيوه توانسته است، به‌خوبي به اهداف خود دست يابد و تحولات پايداري را به وجود آورد. در اين زمينه مي‌توان به تجربه جنگ غرب با مسلمانان در اندلس اشاره نمود. اين جنگ، نبرد دنياي مسيحي با دنياي اسلام بود. اسلامي كه تا قلب اروپا پيش رفته و توانسته بود تمدن مسيحي غرب را تحت تأثير قرار دهد و در حقيقت علاوه بر پيروزي در جنگ سخت، از راهبرد نفوذ بهره برده و باورهاي مسيحي را به باورها اسلامي تغيير دهد. مسيحيت غرب كه اين هجمه و خطر آن را احساس كرده بود، با طراحي نقشه‌اي پيچيده توانست اسلام و حتي آثار علمي، فرهنگي و هنري را از اين سرزمين بعد از پايداري حكومتي طولاني‌مدت كه در تقريباً تا هفت قرن نيز به ادامه داشت (از قرن 8 تا 15 ميلادي)، به‌كلي بزدايد و محو نمايد. به مروري بر تاريخ تحولات اندلس مي‌توان نقشه و راهبرد نفوذ دشمن را در اين كشور به‌خوبي شناسايي كرد. سرزميني كه تأثيرات آشكار اسلام در آن، به ثمر رساندن دانشمندان بزرگي همچون «ابن رشد»، «ابن عربي» بود. تحليل گران در علت اين واقعه تاريخي مهم و انحلال اين تمدن عظيم و قدرتمند با سابقه طولاني را، تغيير باورها و ارزش‌هاي اسلامي در ميان حكمرانان و مردم آن زمان اعلام مي‌نمايند كه دشمن با صبر و حوصله زياد و با برنامه‌ريزي‌اي پيچيده آن را اجرا نمود. «براق بن عمار»، يكي از سرداران مسلمان اندلس، به سرداران مسيحي و مقامات كليسا توصيه نمود كه به جاي دنبال نمودن جنگ نظامي، با بستن پيمان‌ها و توافقات دوجانبه در زمينه‌هاي آزادي تبليغات ديني، فعاليت‌هاي آموزشي و تجاري و اقتصادي، مي‌توانند در قلب و ذهن مسلمانان نفوذ كنند. در پي اين توافق‌نامه‌ها، اروپا شراب خود را به اندلس صادر كرد و جامعه مسلمان در فساد غوطه‌ور كرد. به‌نحوي‌كه رفتن به مجالس لهو و لعب و باده‌گساري از مصاديق روشنفكري به شمار آمد و پاي بندي به موازين ديني از مصاديق تعصب و فرومايگي انسان. روابط تجاري و فرهنگي با اين كشور سهل و آسان شد و در پي آن معلمان و مربيان مسيحي با ظواهري جذاب و فريبنده به نشانه تمدن فخيم مسيحي براي برگزاري دوره‌ها آموزشي به اين كشور آمدند و افراد فرهيخته و جوانان را به خود جذب كردند و در حقيقت در افكار و اذهان و باورهاي آنان نفوذ كردند. با دنبال ابن گونه اقدامات و نيز اقدامات فرهنگي ديگر، مسيحيان به‌راحتي توانستند شهر والانس را تصرف كنند و افراد زيادي را به قتل برسانند و جنايات زيادي انجام دهند و بعد از آن نيز با شكنجه و ارعاب و تهديد مسلمانان را از دين خود بازگردانند. آنان علاوه بر نابودي مظاهر اسلامي، حتي كتب تاريخي ناظر بر اين دوران و وقايع تاريخي آن را نيز نابود كردند. به‌نحوي‌كه تا زمان حال نيز هنوز هيچ اثري از اسلام در اين سرزمين نمي‌توان يافت.[4] با توجه به اين تجربيات تاريخي و مواردي از اين قبيل كه غرب و نظام سلطه در موارد زيادي در طول تاريخ از آن بهره برده و تجربه موفقي داشته است، در زمان كنوني نيز كه جمهوري اسلامي ايران و انديشه‌هاي اسلامي و انقلابي آن را در تقابل مستقيم با مباني و انديشه‌ها و افزايش نفوذ خود مي‌بيند، از راهبرد نفوذ و استحاله بهره برده و آن را دستور كار خود قرار داده است. آنان همواره به اين دشمني ايران با خود به‌عنوان «خطرناك‌ترين دشمن تمدن غرب در سرتاسر تاريخ» اذعان نموده‌اند. ريچارد نيكسون[5]در كتاب «پيروزي بدون جنگ» مي‌نويسد: «اسلام خميني و بنيادگرايي اسلامي براي ما، خطرناك‌تر از تهديد كمونيسم وشوروي است».[6] به همين دليل و با توجه به دشمني هميشگي غرب به رهبري آمريكا با ايران، اهميت شناسايي و تبيين جنبه‌هاي «نفوذ» و سلطه دشمن در كلام و بيانات مقام معظم رهبري به‌خوبي قابل فهم است. مقام معظم رهبري در تكميل نظام فكري خود و به دنبال تبيين جنبه‌هاي گوناگون طرح نظام سلطه در مقابله با انديشه انقلاب اسلامي ايران، به اين مسئله پرداخته و آن را توصيف مي‌نمايند. ايشان در سخنراني‌ها و بيانات خود به مسئله نفوذ و تحليل و توصيف آن، بيشتر در ماه‌هاي بعد از توافق هسته‌اي پرداخته‌اند كه علت اين اقدام ايشان خود نيز حائز بررسي و دقت است. دليل تأكيد مقام معظم رهبري بر مسئله نفوذ بعد از جريان برجام و توافق هسته‌اي را مي‌توان، بااهميت بودن دستاوردهاي ايران در رسيدن به فناوري‌هاي پيشرفته و علمي بسيار مبنايي براي كشورهاي غربي و تقابل با سلطه گرايي آنان دانست. چراكه ايران با دستيابي به اين دستاوردهاي علمي آينده اقتصادي و سياسي غرب را مورد تهديد قرار داده است. اين تقابل به‌دليل ورود ايران به حوزه انحصاري غرب است كه با استفاده از آن مي‌توانست سلطه خود را بر كشورهاي جهان حفظ نمايد. به همين دليل به مبارزه و مقابله در عرصه سياسي و اقتصادي با فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران پرداخت و با «نفوذ» در افكار عمومي و حتي سطح نخبگاني اين باور را ترويج نمود كه دستيابي به اين فناوري نه‌تنها براي ايران مفيد فايده نبوده، بلكه حتي مضر و مانعي براي توسعه اقتصادي و سياسي كشور محسوب گردد. بروز اين جريان نفوذ را مي‌توان در نامه برخي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در مجلس ششم با هدف دست برداشتن از برنامه هسته‌اي به‌دليل مانع بودن براي فعاليت‌هاي اقتصادي و سياسي مشاهده نمود. ضرورت مقابله با برنامه هسته‌اي ايران و برخورد با آن از طريق نفوذ را مي‌توان در تحليل‌هاي استراتژيست‌هاي غربي مشاهده نمود. تعامل‌گرايان[7]غرب معتقدند كه براي مقابله باايران و ممانعت از فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران لازم است دولت آمريكا به تعامل مستقيمبا ايران اقدام نمايد. مركز نيكسون در كتاب «ايالات‌متحده و ايران: معماي هسته‌اي؛گام‌هاي بعدي»، اين نكته را مطرح مي‌كند كه تعامل ايالات‌متحده با جمهوري اسلامي،تنها راه بازداشتن ايران از تحقيقات هسته‌اي‌اي و توليد سوخت هسته‌اي است. آن‌ها براين باورند كه با ارائه مشوق‌هايي همچون لغو تحريم‌ها، همكاري در توسعه منابع انرژيو زيرساخت‌هاي مربوط به انتقال نفت، و نيز با به رسميت شناختن حكومت جمهوري اسلامي،ايران را مجبور به توقف تحقيقات و فعاليت‌هاي هسته‌اي خود نمايد.[8] تقابل‌گراياني همچون ريچار پرل، مايكلروبين، مارتين كرامر، داگلاس فيث كه وابسته به نو محافظه كران و مؤسسات آنان بوده وبه لابي صهيونيستي تعلق دارند، نيز معتقدند كه براي بازداشتن ايران از فعاليت‌هايهسته‌اي ضروري است كه به تقابل و رويارويي جدي با ايران بپردازيم.[9] در مقابل اين رويكرد كه همواره دشمني‌هاي غرب و راهبردهاي آنان در اين خصومت را به‌خوبي تشخيص داده و به مقابله با آن پرداخته‌اند، ايده «شكستن مرزهاي دانش بشري» و دستيابي به قطب علمي دانش و فناوري منطقه را مطرح نمودند، تا از سوي به دانشمندان جوان كشور اميد دهند و از سوي با تأكيد بر علم و فناوري، روحيه خودباوري را ترويج نموده و راهبرد دشمن در نفوذ بر اعتقاد و ايمان آنان را با شكست مواجه نمايد. چراكه ايشان به‌خوبي اين مسئله واقف‌اند كه در دنياي كنوني براي موفقيت در عرصه‌هاي گوناگون سياسي و اقتصادي و فرهنگي، بهترين و مهم‌ترين عامل پيشرفت در زمينه علم و فناوري و بدل شدن به الگويي اسلامي براي تمام كشورهاي مسلمان جهان با تكيه‌بر ارزش‌هاي اسلامي است. ارزش‌هايي كه آمريكا و نظام سلطه به‌شدت با آن مخالف است. در حقيقت دشمني آنان با جمهوري اسلامي، دشمني با ارزش‌ها و مباني حقه اسلامي است و به‌خوبي هم از اين موضوع آگاه است كه با «نفوذ» و تغيير در اين باورها و ارزش‌ها است كه مي‌تواند در ساحت‌هاي ديگر نيز به پيروزي دست يابد. آنان به‌خوبي بر اين موضوع اطلاع دارند كه «تا زماني كه اسلام، اسلام باشد و تا زماني كه غرب، غرب بماند، اين درگيري بنيادي ميان دو تمدن بزرگ و شيوه‌هاي زندگي، تعيين‌كننده رابطه آن‌ها در آينده است، و اين همان چيزي است كه در چهارده قرن گذشته جريان داشته است».[10]پس بهترين راهبراي پيروزي در اين جنگ دائمي پس از نااميدي از تغيير بنيادي، نفوذ در انديشه و ذهنافراد و تغيير باورمندان به اين ارزش‌ها و تخريب مدافعان و تضعيف حاميان آن است. چنانكه رهبر كبير انقلاب امام خميني نيز به‌خوبي به اين مسئله اشاره مي‌نمايند كه: «... آنان [دشمنان] تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به‌يقين آنانمرزي جز عدول از همه هويت‌ها و ارزش‌هاي معنوي و الهي‌مان نمي‌شناسند. به گفته قرآنكريم هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي‌دارند، مگر اينكه شما را از دينتانبرگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست‌ها و آمريكا و شوروي در تعقيبمانخواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبي‌مان را لكه‌دار نمايند... آري اگر ملت ايراناز همه اصول و موازين اسلامي و انقلابي خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پيامبر وائمه معصومين (ع) را با دست‌هاي خود ويران نمايد، آن‌وقت است كه جهان‌خواران او رابه‌عنوان يك ملت ضعيف و فقير و بي‌فرهنگ به رسميت بشناسند؛ ولي در همان حدي كهآن‌ها آقا باشند و ما نوكر، آن‌ها ابرقدرت باشند و ما ضعيف، آن‌ها ولي و قيم باشندما جيره‌خوار و حافظ منافع آن‌ها، نه يك ايران با هويت ايراني- اسلامي، بلكه ايرانيكه شناسنامه‌اش را امريكا و شوروي صادر كند، ايراني كه ارابه سياست آمريكا يا شورويرا بكشد.»[11] با توجه به اين مسائل در زمان حال حاضر نيز رهبر معظم انقلاب حضرت آيت اله خامنه‌اي نيز با ژرف‌انديشي بالايي كه دارند و نيز با وقوف بر برنامه‌هاي دشمن، در اين برهه زماني حساس به تبيين مسئله نفوذ مي‌پردازند. ازاين‌رو براي شناخت چيستي و ماهيت و ابعاد نفوذ به بيانات و تحليل‌هاي ايشان از اين موضوع مي‌پردازيم. ابعاد گوناگون نفوذ پنهاني دشمن در حيطه‌هاي اقتصادي، امنيت، فرهنگي، اعتقادي و سياسي و ايجاد خلل در باورهاي انقلابي و ديني: ايشان در اين خصوص مي‌فرمايند: «ما مواجهيم با يك حمله‌ي همه‌جانبه‌ي فرهنگي و اعتقادي و سياسيِ اعلام نشده؛ يعني شما حالا كه من دارم ميگويم، قاعدتاً از من قبول مي‌كنيد لكن اطلاع نداريد از آنچه دارد اتفاق مي‌افتد؛ بنده اطلاع دارم از آنچه دارد اتفاق مي‌افتد؛ من دارم مي‌بينم چه دارد اتفاق مي‌افتد؛ لشكر فرهنگي دشمن و لشكر سياسي دشمن با همه‌ي ابزارهايي كه برايشان ممكن بوده، حمله كرده‌اند به ما براي سست كردن اعتقادات ديني ما، سست كردن اعتقادات سياسي ما، تقويت نارضايي‌ها در داخل كشور، جذب جوان‌ها بخصوص جوان‌هاي فعال و اثرگذار در سطوح مختلف براي مقاصد خودشان؛ دارند كار مي‌كنند.»[12]اما ايشان نفوذ فكري، سياسي وفرهنگي را از اهميت بالاتري نسبت به نفوذ اقتصادي و امنيتي مي‌دانند و معتقدند: «...نفوذ اقتصادي ممكن است، كه البته كم‌اهميت‌ترين آن نفوذ اقتصادي است؛ و ممكناست كه جزو كم‌اهميت‌ترين [هم] نفوذ امنيتي باشد. نفوذ امنيتي چيز كوچكي نيست امادر مقابل نفوذ فكري و فرهنگي و سياسي، كم‌اهميت است. ... و از همه مهم‌تر، نفوذسياسي و نفوذ فرهنگي است. دشمن سعي مي‌كند در زمينه‌ي فرهنگي، باورهاي جامعه رادگرگون كند؛ و آن باورهايي را كه توانسته اين جامعه را سرِپا نگه دارد جابه‌جا كند،خدشه در آن‌ها وارد كند، اختلال و رخنه در آن‌ها به وجود بياورد. خرج‌ها مي‌كنند؛ميلياردها خرج مي‌كنند براي اين مقصود؛ اين رخنه و نفوذ فرهنگي است. نفوذ سياسي هماين است كه در مراكز تصميم‌گيري، و اگر نشد تصميم‌سازي، نفوذ بكنند. وقتيدستگاه‌هاي سياسي و دستگاه‌هاي مديريتي يك كشور تحت‌تأثير دشمنان مستكبر قرار گرفت،آن‌وقت همه‌ي تصميم‌گيري‌ها در اين كشور بر طبقِ خواست و ميل و اراده‌ي مستكبرينانجام خواهد گرفت؛ يعني مجبور مي‌شوند. وقتي يك كشوري تحت نفوذ سياسي قرار گرفت،حركت آن كشور، جهت‌گيري آن كشور در دستگاه‌هاي مديريتي، بر طبق اراده‌ي آن‌ها است؛آن‌ها هم همين را مي‌خواهند. آن‌ها دوست نمي‌دارند كه يك نفر از خودشان را بر يككشوري مسلط بكنند، مثل آن چيزي كه در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 در هند اين كاررا كردند؛ از خودشان آنجا مأمور داشتند؛ يك نفر از انگليس رئيس هند بود. امروز اينامكان‌پذير نيست؛ براي آن‌ها بهتر اين است كه از خود آن ملت كساني در رأس آن كشورباشند كه مثل آن‌ها فكر كنند، مثل آن‌ها اراده كنند، مثل آن‌ها و بر طبق مصالحآن‌ها تصميم بگيرند؛ اين نفوذ سياسي است. [هدف اين است كه] در مراكز تصميم‌گيرينفوذ كنند، اگر نتوانستند در مراكز تصميم‌سازي [نفوذ كنند]؛ زيرا جاهايي هست كهتصميم‌سازي مي‌كند. اين‌ها كارهايي است كه دشمن انجام مي‌دهد.»[13] به همين دليل ايشان بر تغيير درباورها و خلل در آن در زمينه‌هاي فرهنگي و فكري و سياسي بر اثر جنگ نرم تأكيدمي‌نمايند: «... ما همين‌طور مدام درباره‌ي نفوذ دشمن تكرار مي‌كنيم، تأكيدمي‌كنيم- ايجاد خلل در باورها است؛ باور انقلابي، باور ديني. در معرفت‌هاي انقلابيو ديني اختلال ايجاد مي‌كنند؛ رخنه كردن در اين‌ها است.»[14]دشمن براي تغيير باورهاي ديني نيز ازروش‌هاي مختلفي نيز استفاده مي‌نمايند به‌عنوان مثال: «...سال‌هاي اول پيروزيانقلاب اسلامي بود كه ما اطلاع پيدا كرديم رژيم صهيونيستي يك جمعيتي را معين كردهاست و پول به اين‌ها داده كه بنشينند راجع به اسلام و راجع به شيعه فكر كنند،مطالعه كنند، بررسي كنند؛ خب، اين مطالعه براي چيست؟ اين مطالعه براي اين است كهببينند چه‌جور مي‌شود اين عامل عظيم را، اين بيداري را، اين يقظه اسلامي را خنثيكرد؛ [اينكه] چطور مي‌شود به ملت‌هاي مسلمان كه بيدار شده‌اند، فهميده‌اند كه قدرتدارند، فهميده‌اند مي‌توانند كار كنند ضربه زد. نشستند پول‌ها خرج كردند. اينكهگفتم، يكي‌اش بود؛ ده‌ها مركز و كانون -كه بعضي را خبر داريم، بعضي را هم حدسمي‌زنيم- در اروپا، در آمريكا، در رژيم صهيونيستي، در بعضي از كشورهاي وابسته و تحتفرمان اين‌ها به وجود آمد، براي اينكه ببينند راه‌ها چيست. آن‌وقت شما مي‌بينيدايجاد اختلاف را، ايجاد خشونت را، بدنام كردن اسلام را، تجزيه كردن كشورهاي اسلاميرا، به جان هم انداختن ملت‌هاي مسلمان را و به جان هم انداختن آحاد يك ملت را جزوكارهاي لازم خودشان مي‌دانند.»[15] ازاين‌رو نيروي بسيار مقاوم در مقابل نفوذ و تغيير باورها، دين اسلام و باورهاي اعتقادي مردم است و به همين دليل با آن مخالف است: «... دشمن مي‌خواهد برگردد به دوران سلطه‌ي بي‌قيدوشرط خود بر اين كشور؛ چون اسلام با اين برگشت به‌شدت مخالف است و نيروي مقاوم در مقابل اين توطئه‌ي دشمن «اسلام» است، با اسلام مخالف‌اند. مخالفت دشمن با اسلام به‌خاطر اين است كه مي‌دانند معارف اسلامي، احكام اسلامي در مقابل آن‌ها سد مستحكمي درست كرده است. با ملت ما مخالف‌اند، چون ملت در مقابل آن‌ها مثل كوهي ايستاده است. با هركسي در ميان ملت كه در مقابل دشمن ايستادگي بيشتري داشته باشد، بيشتر مخالف‌اند. با عناصر مؤمن بيشتر مخالف‌اند، با سازمان‌ها و نهادهاي انقلابي بيشتر مخالف‌اند، با عناصر حزب‌اللهي بيشتر مخالف‌اند؛ چون مي‌دانند اين‌ها سدهاي محكم و مستحكم در مقابل نفوذ دشمنان هستند.»[16] ابزار نفوذ؛ بهره‌گيري از افراد فرهيخته و متخصص در حوزه‌هاي گوناگون: ايشان مي‌فرمايند در جريان نفوذ، دشمن در موضوعات مختلف افراد و نيروهاي متخصص خود را به كار مي‌گيرد: «...از همه‌ي طرق هم استفاده مي‌كنند و آدم‌هاي گوناگوني هم دارند؛ استاد دانشگاه هم دارند، فعال دانشجويي هم دارند، نخبه‌ي فكري و علمي هم دارند؛ همه‌جور آدمي براي ايجاد اين رخنه‌ها هستند. برادران در سطوح مختلف سپاه بايستي اين آمادگي را و اين اقتدار منطقي را داشته باشند.»[17] نقشه دشمن در نفوذ: «نقشه‌ي اين دشمن در اين منطقه عمدتاً بر دو پايه استوار است -البته شعب زيادي دارد لكن عمده اين دوتا است- يكي عبارت است از ايجاد اختلاف، دومي عبارت است از نفوذ. اين، اساس نقشه‌ي دشمن در اين منطقه است: ايجاد اختلاف؛ اختلاف بين دولت‌ها و بعد اختلاف بين ملت‌ها، كه خطرناك‌تر از اختلاف دولت‌ها، اختلاف ملت‌ها است؛ يعني دل‌هاي ملت‌ها را نسبت به يكديگر چركين كنند و عصبيت بيافرينند؛ با نام‌هاي مختلف؛ حالا يك‌وقت مسئله‌ي پان‌ايرانيسم و پان‌عربيسم و پان‌تركيسم و اين حرف‌ها بود، يك روز هم مسئله‌ي سني و شيعه و تكفير و مانند اين‌ها است؛ به هر عنواني كه بتوانند، ايجاد اختلاف كنند. اين يك قلم از كارهاي اين‌ها است كه به‌شدت دارند روي اين كار مي‌كنند.»[18]به همين دليل دشمن سعي در ايجاداختلاف عقيدتي و فرقه‌اي در ميان كشورهاي منطقه خاورميانه است و با استفاده از ايننقشه نفوذ، كشورهاي منطقه را دچار اختلاف و تجزيه داخل نمايد و تماميت ارضي كشورهايمنطقه را به خطر بيندازيد. راهبردي كه جمهوري اسلامي ايران با به رسميت شناختنتماميت ارضي كشورهاي عراق و سوريه با جديت با آن مقابله مي‌نمايد: «در منطقه همهمين‌جور؛ در منطقه هم آن‌ها مي‌خواهند نفوذ ايجاد كنند؛ ... ما تماميت ارضيكشورهاي منطقه برايمان بسيار مهم [است]؛ تماميت ارضي عراق و تماميت ارضي سوريه،براي ما كاملاً مهم [است]؛ آن‌ها دنبال تجزيه‌اند. بنده از قبل گفتم كه آمريكايي‌هادنبال تجزيه‌ي عراق‌اند..»[19]. راهبرد مقابله با نفوذ دشمن: در راهبرد مقابله با دشمن، گام اول شناخت مناسب از دشمن و راه‌ها و نقشه‌هاي او در نفوذ بر ملت‌ها و ايجاد اختلاف در آنان است: «امروز تبليغات استكبار جهاني از جمله‌ي چيزهايي كه بر آن تمركز مي‌كند، همين وجود اختلافات در داخل كشور است. يك عده‌اي پيش خدا بايد جواب بدهند؛ پيش خدا جواب بدهند كه كاري بكنند كه دشمن از او برداشت تفرق بكند در داخل كشور و جري بشود. مسئله اين است كه دشمن را بشناسيم؛ ترفند دشمن را بفهميم؛ بدانيم كه چه داريم مي‌گوييم و دشمن چگونه ممكن است از هر كلمه‌ي ما استفاده بكند و جري بشود، تشويق بشود، روحيه پيدا كند و راه‌ها را براي دخالت خود، نفوذ خود، باز كند.»[20]به همين دليل بايد در مقابل دشمنمقاومت كرد: «...در همه حال بايد در مقابل دشمن سرسخت بود. خاك‌ريزتان بايد درمقابل دشمن نرم نباشد؛ دشمن نتواند نفوذ كند؛ نتواند تأثير بگذارد؛ اين در مقابلدشمن...»[21] به همين دليل ازراهكارهاي مقابله با نفوذ دشمن از ديد مقام معظم رهبري «ترويج هنجارها، ارزش‌ها وسبك زندگي اسلامي ايراني و ممانعت از رخنه‌ها و آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي در اينعرصه و مقابله مؤثر با تهاجم همه‌جانبه فرهنگي و نيز ارتقاي فرهنگ كاربري و سوادفضاي مجازي جامعه»[22]است. همچنين حمايت و دفاع از ساخت حقيقي و واقعي و دروني نظام جمهوري اسلامي ايران ازاهميت بالاي برخوردار است چراكه: «... در حكم روح اين جسم است. آن ساخت دروني چيست؟همان آرمان‌هاي جمهوري اسلامي است: عدالت، كرامت انسان، حفظ ارزش‌ها، سعي برايايجاد برادري و برابري، اخلاق، ايستادگي در مقابل نفوذ دشمن؛ اين‌ها آن اجزاء ساختحقيقي و باطني و دروني نظام جمهوري اسلامي است.»[23] در مجموع با توجه به بيانات رهبري، اهداف نفوذ دشمن را مي‌توان در مراتب ذيل تقسيم‌بندي و خلاصه نمود: 1. نفوذ قدرت‌هاي استكباري و صهيونيستي به مراكز تصميم‌گيري و تصميم‌سازي دنيا به‌ويژه كشورهاي اروپايي براي بسط قدرت‌هاي اقتصادي و سياسي خود و تحقق وابستگي هر چه بيشتر كشورهاي به آنان 2. نفوذ استكبار جهاني و نظام سلطه براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي در عرصه‌هاي گوناگون فكري، فرهنگي سياسي و تغيير و تضعيف باورهاي بنيادين نسل‌هاي مختلف جامعه در جهت تضعيف پايبندي آنان به نظام مقدس جمهوري اسلامي 3. نفوذ استكبار جهاني براي ضربه زدن به وحدت مسلمانان و اقتدار و عظمت اسلام، به دنبال بسط شعار اصلي انقلاب اسلامي يعني مبارزه با نظام سلطه و ترويج عدالت‌خواهي و ظلم‌ستيزي بنابراين با توجه به تحولات مختلفي كه در منطقه خاورميانه و نيز در عرصه بين‌الملل در حال وقوع است به‌خوبي مي‌توان دريافت كه دشمن براي تحقق اين اهداف خود، راهبرد نفوذ را در دستور كار خود قرار داده است. آنچه از طريق ايجاد درگيري‌هاي داخلي در كشورهاي منطقه به‌ويژه سوريه و عراق و يمن دنبال مي‌شود، گام‌هايي براي ايجاد اختلافات ديني و بين‌فرقه‌اي از طريق نفوذ در ميان مسلمانان و گسست اتحاد آنان است. همچنين هجمه عظيمي كه دشمن از طريق جنگ رسانه‌اي عليه جمهوري اسلامي به راه انداخته، به‌نحوي‌كه بتواند ايران را در زمينه‌هاي گوناگون در موضع ضعف قرار دهد شكلي ديگر از اقدامات دشمن در جنگ است. دشمن اميد دارد كه بتواند از طريق پياده‌سازي و اجراي راهبردها و نقشه‌هاي گوناگون خود، در افكار و باورهاي ملت ايران نفوذ كند و آن را مطابق خواست و نقشه خود تغيير دهد. چراكه به‌خوبي بر اين موضع واقف است، كه زمينه هر تغيير بنياديني، نفوذ و تغيير باورها و افكار اساسي پيروان يك جامعه و يا انقلاب است. اما آنچه دشمن را در رسيدن به اين هدف خود ناكام خواهد گذاشت، آموزه‌ها و فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص) است كه در طي نسل‌هاي متمادي، پشتوانه باورهاي مردم مسلمان ايران بوده و با خون مجاهدان اسلام و قلم علماي مجاهد آن حفظ شده و اكنون نيز در سايه آموزه‌ها و رهبري ولايت‌فقيه همواره بالنده‌تر خواهد شد و دشمن را در رسيدن به اهداف خود ناكام خواهد گذاشت.* پي نوشت ها [1]. جوزف ناي؛ «قدرت نرم و رهبري»، ترجمه عسگر قهرمان پور، فصلنامه عمليات رواني، بهار 1388، شماره 21، ص 128. [2]. جوز، ناي؛ قدرت نرم، فصلنامه راهبرد، تهران، شماره 29، پائيز 1382، ص 149. [3] soft war [4]. ر.ك: سيد محمد طهطاوي، غروب آفتاب در اندلس: علل انحطاط حكومت مسلمانان در اسپانيا، ص 16-22. [5]. رئيس‌جمهور آمريكا از سال 1968-1974 [6]. به نقل از: حسن واعظي، استعمار فرانو، جهاني‌سازي و انقلاب اسلامي، ص 348-349. [7]. افرادي همچون: برژينسكي، كسينجر، ريچارد هاس، جفري كمپ و جورج پركوويچ از تعامل‌گرايان هستند. [8]. ر.ك: مركز نيكسون، ايالات‌متحده و ايران: معماي هسته‌اي، گام‌هاي بعدي، تهران: نشر ابرار معاصر، 1383، ص 53. [9]. ر.ك: علي عبداله خاني، رويكردهاي و طرح‌هاي آمريكايي درباره ايران، ص 181-131. (به نقل از: جنگ نرم، احمد حسين شريفي، ص 46). [10]. ساموئل پي. هانتينگتون، برخورد تمدن‌ها و بازسازي نظم جهاني، ترجمه محمدعلي حميد رفيعي، ص 338. [11]. پيام به مناسبت سالگرد كشتار خونين حجاج در مكه و قبول قطعنامه 598 در تاريخ 20/4/1367 [12]. بيانات در ديدار اعضاي ستاد كنگره شهداي استان چهارمحال و بختياري. 13/7/94 [13]. بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي. 1394/06/25 [14]. بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي. 1394/06/25 [15] بيانات در ديدار مسئولان و دست‌اندركاران حج. 1394/05/31 [16] بيانات در مراسم بيست و ششمين سالروز رحلت حضرت امام خميني رحمه‌الله. 1394/03/14 [17]. بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي. 1394/06/25 [18]. بيانات در ديدار اعضاي مجمع جهاني اهل‌بيت عليهم‌السلام و اتحاديه‌ي راديو و تلويزيون‌هاي اسلامي. 1394/05/26 [19] بيانات در ديدار اعضاي مجمع جهاني اهل‌بيت عليهم‌السلام و اتحاديه‌ي راديو و تلويزيون‌هاي اسلامي 1394/05/26 [20] بيانات در ديدار مردم به مناسبت عيد غدير. 1388/09/15 [21] بيانات در جمع قاريان قرآن در روز اول ماه رمضان. 1388/05/31 [22]. حكم انتصاب اعضاي شوراي عالي فضاي مجازي. 1394/06/14 [23]. بيانات در ديدار اساتيد و دانشجويان در دانشگاه علم و صنعت. 1387/09/24

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .