مفهوم جنگ نرم-جنگ نرم عليه ايران -مقابله با جنگ نرم

برنامه هاي مهم فرهنگي كه مي توان براي مقابله با جنگ نرم در دانشگاهها تدوين نمود چيستند؟ به اعتقاد اينجانب منابع قدرت نرم در ايران ولايت فقيه اعتقاد به اسلام ناب محمدي و مكتب عاشورايي است ديگر منابع معنوي قدرت نرم در ايران چيستند؟سايت و يا منابع قوي معرفي فرماييد و يا راهكارهايي كه در منابع ديگر موجودند معرفي فرماييد. التماس دعاء

در بررسي اين موضوع به نظر می رسد ذکر مسائلی مرتبط با این موضوع که موجبات تبیین منطقی آن را فراهم خواهد نمود ضروری باشد.
مقدمه
جنگ نرم که در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف می باشد تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی تزریق کند از جمله مباحثی است که از دیر زمان،در دنیا شکل گرفته است. این موضوع ،علیه ایران از گستره و عملکرد وسیعی برخوردار می باشد چرا که دشمنان قسم خورده این آب وخاک که دست پلیدشان از منابع این مملکت بریده شده است می خواهند جامعه ما را به بن بست کشیده تا از این رهگذر به اهداف شوم خود دست یابند.
از آنجا که ایران امروزه به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و نظام بین‌الملل به قدرتی کم‌نظیر تبدیل شده است لذا از دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی،دیگر نمی‌توان با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی پیگیری مکانیسم‌های جنگ نرم و به کارگیری تکنیک‌های عملیات روانی با استفاده از سه راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و سامان‌دهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است.
راه‌اندازی پروژه جنگ نرم علیه ایران در مقطع کنونی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از امریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید،ایران مرکز اصلی ایجاد این تنفر و گسترش آن است. در امریکا برای مقابله با این موج، نیروی واکنش سریع تشکیل شد تا:
اولاً: در قالب پروژه دموکراتیزه کردن کشورها به خنثی‌سازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه خاورمیانه بپردازد.
و ثانیاً: با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان اذهان عمومی از اقدامات و نقشه‌های ایالات متحده منحرف شود.
تعریف جنگ نرم
جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه،گروه و یا گروههای هدف را نشانه می‌گیرد و بدون جنگ و درگیری نظامی و گشوده شدن آتش،رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد. جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از مصادیق جنگ نرم هستند. (به نقل از سایت تبیان )
رهبر فرزانه انقلاب مفهومی به نام جنگ نرم را مورد توجه قرار دادند و از ضرورت نقش آفرینی دانشجویان به عنوان افسران و اساتید به عنوان فرماندهان مقابله با جنگ نرم سخن گفتند.
جنگ نرم؛ استراتژی مقابله با جمهوری اسلامی ایران
پدیده جنگ نرم که هم‌اکنون به عنوان پروژه‌ای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین است در شاخص‌هایی ماننده ایجاد نابسامانی اقتصادی، شکل دادن به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمان‌های غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی برای ناکارامد جلوه دادن دستگاه اداری و اجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روش‌های مدنی و ایجاد ناتوی فرهنگی متبلور می‌شود.
در برایند جنگ نرم، عوامل براندازی یا از زمینه‌های موجود در جامعه برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برند یا به طور مجازی سعی در ایجاد نارضایتی در نزد افکارعمومی و سپس بهره‌برداری از آن دارند.
استفاده از مشکلات اقتصادی، تنوع کثرت قومی ایران، ایجاد و دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل‌های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی، تلاش در نزدیکی به مردم تحت پوشش حمایت از حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شبکه‌های متعدد رادیو تلویزیونی فارسی زبان حمایت از اپوزیسیون (سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد با امریکا به ایران تحت عناوین جهانگرد که در صورت نیاز، به جنبش‌های مدنی و نافرمانی‌ها بپیوندند)، تسهیل فعالیت ان.جی.اُ امریکایی در ایران، دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک (این افراد باید از سوی مقامات امریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی)، استفاده از سفارتخانه‌های کشورهای دیگر و به طور کلی تضعیف ستون‌های حمایتی حکومت ایران از جمله راهکارهای اجرای این استراتژی به شمار می‌آیند.
شاخصه های ناتوی فرهنگی از نظرگاه رهبری انقلاب
رهبر انقلاب در سفر به استان سمنان در تحلیلی جامع، شاخصه های ناتوی فرهنگی را به صورت ذیل بیان فرمودند:
1: ایجاد اختلاف وتفرقه در میان ملت ایران وجهان اسلام
2: جلوگیری از الگو شدن ایران در جهان اسلام ومنطقه
3: مرعوب ومنکوب کردن مسئولین ومقامات تصمیم گیرنده
4: دامن زدن به مسائل وحساسیت های قومی ومذهبی
5: القاء ناکارآمدی نظام
ایشان در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای این استان در این رابطه فرموده­اند : در مقابل پیمان ناتو كه آمریكاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یك مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند ( اما برای سركوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می كردند) حالا یك ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناكی است . البته حالا هم نیست ؛ سالهاست كه این اتفاق افتاده است .
راههای تحقق بخشی جنگ نرم
امریکا و جریان صهیونیسم بین‌الملل برای عملیاتی ساختن جنگ نرم در قالب ناتوی فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته و همچنین برای سال‌های آینده راهبردها و شیوه‌های زیر را طراحی کرده‌اند:
1: پیگیری پرونده هسته‌ای ایران و القای غیرصلح‌آمیز بودن این فناوری وتبلیغ اینکه ایرانی‌ها تلاش دارند بمب اتم بسازند که نه تنها برای امنیت و ثبات منطقه و جهان خطرناک است بلکه موجب تقویت جبهه تروریست‌ها و جریان بنیادگرایی افراطی در جهان خواهد شد.
2: سرمایه‌گذاری در رسانه‌های دیداری و شنیداری، سازمان‌های تبلیغاتی و خبری و کمپانی‌های فیلم‌سازی برای ارائه تصویری سیاه و خطرناک از جمهوری اسلامی ایران برای افکارعمومی جهان که آخرین نمونه آن ساخت و پخش فیلم ضدایرانی 300 بوده است.
3: ایجاد فضای رسانه‌ای درباره دخالت ایران در عراق، لبنان و … در نقش بزرگ‌ترین مدافع تروریسم که به عوامل ناامنی در این کشورها تسلیحات می‌رساند و آنها را آموزش نظامی می‌دهد.
4: تقویت و ایده جنبش دمکراسی به سبک امریکایی و مستمسک قراردادن مقوله حقوق بشر، حقوق زنان و دامن‌زدن به مطالبات صنفی و اجتماعی و همچنین سازمان‌دهی نارضایتی‌ها و نافرمانی به اصطلاح مدنی به وسیله مطبوعات خاکستری، احزاب و …
5: راه‌اندازی سایت‌های اینترنتی و ارائه نرم‌افزارهای جاسوسی به عوامل خود در داخل کشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانه‌ای به شکل اثربخش‌تر طراحی و اجرا شود.
6: تلاش برای تحلیل مغرضانه از اوضاع داخلی و ایجاد فضای وحشت‌زا و موهوم از احتمال بروز جنگ.
7: سوءاستفاده تبلیغاتی از اجرای طرح‌هایی چون طرح امنیت اجتماعی به عنوان محدودکننده آزادی و حقوق زنان و نقش‌ آزادی‌های مدنی و اجتماعی.
8: ایجاد تقابل‌های سیاسی بین سران ارشد نظام اسلامی و القای اینکه جنگ قدرت در جمهوری اسلامی بین چند طیف در جریان است و در نهایت فلان طیف یا فلان گروه پیروز و یا شکست می‌خورد.(به نقل از سایت عملیات روانی )
مقابله با جنگ نرم
یقینا نیل به اهدافی که می توان به تعبیر رهبری عزیز انقلاب، برای افسران جوان (دانشجویان) این میدان در نظر گرفت، بدون برنامه ریزی دقیق و مدبرانه ممکن نیست که در اینجا به برخی اشاره می شود و به نظر می رسد که دانشگاه ها نیز در این عرصه باید مرتبا در حال رصد کردن اوضاع فرهنگی بوده و در راستای بهبود برخی شاخص های این مقوله حساس،گام های بلندی بردارند.
1: تشکیل اتاق فکر
رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان طراحی نوع مبارزه را به خود دانشجویان واگذار کردند. ایشان فرمودند:« اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلى‏تان، فكرى‏تان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد»
لذاست که بررسی نوع مواجهه مطلوب با توجه به شرایط خاص هر دانشگاه می بایست از جانب فعالین آن دانشگاه هر چه سریع تر صورت پذیرد.
2: پرهیز از بسته شدن فضا
رهبر انقلاب در عین اینکه بر ضرورت مقابله با جنگ نرم تاکید دارند،درباره بحث کرسی های آزاد اندیشی
فرموده ان« د:نباید از اظهار نظر هیچ گاه بیمناک بود.این کرسی های آزاد اندیشی که ما گفتیم،در دانشگاه ها باید تحقق پیدا کند و باید تشکیل بشود»
به نظر می بایست از فضای تقابلی احراز کرد و محیط آکادمیک دانشگاه را حتی الامکان به دور از جنجال و هیجانات کاذب وارد موضوع بررسی مسائل روز کشور کرد.
3:کلان نگری در طراحی راهکارها
باید در نظر گرفت که تفوق مقطعی صرف، مد نظر نیست. می بایست اهداف مواجهه، هم ارز همدیگر و با نگاهی کلان نگر دیده شود. مثلا اگر صرفا مغلوب کردن حریف هدف قرار بگیرد و حفظ آرامش محیط دانشگاه لحاظ نشود، باید پذیرفت که راه به بیراهه سپره شده است.
4: ضرورت مخاطب شناسی
به نظر، مخاطب اصلی طرح ریزی های افسران مقابله با جنگ نرم، نه سردمداران جریان مقابل که افکار عمومی دانشجویی است. افکار عمومی ای که تحت القائات غلط ممکن است قضاوت های نادرستی در خصوص مسائل کشور داشته باشد و این قضاوت با تبیین درست مسائل به راحتی قابل تغییر است. نباید در برنامه ریزی مخاطب را به اشتباه چند فرد خاص یا یک تشکل خاص قرار داد.
آسیب های مقابله با جنگ نرم
طبیعتا می تواند آسیب هایی نیز متوجه طرح ریزی های جریانات دانشجویی برای مقابله با جنگ نرم باشد. که به برخی از این آسیب ها در سخنان رهبر انقلاب اشاره می کنیم.
1: احساسی عمل کردن
اولین آسیبی که رهبر انقلاب برشمردند، برخورد احساسی با موضوع است.ایشان فرمودند:« وقتى هيجانات كور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد كرد. بارها گفته‏ام، باز هم تكرار مى‏كنم؛ من معتقدم كه جوان مملكت بايستى در همه ميدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط.
2: برخورد سخت به جای برخورد نرم
در مقابله با جنگ نرم بیش از هر چیز باید قواعد مقابله را شناخت. قواعد مقابله نرم با قواعد مقابله سخت تفاوت دارد. مختصات مبارزه هم تفاوت دارد. در مواجهه نرم لزوما دشمن در طرف مقابل دشمن نایستاده است. ممکن است یک عنصر فریب خورده در طرف مقابل باشد. بین یک عنصر فریب خورده و دشمن تفاوت وجود دارد. از حیث نوع مقابله نیز باید راهکارهای نرم را مورد توجه قرار داد.
3: تندروی و تشدید فضای هیجانی و جنجالی
رهبر انقلاب در عین تاکید بر ضرورت برنامه ریزی و مقابله با جنگ نرم به یک مسئله مهم اشاره کردند و آن پرهیز از تندروی است. ایشان فرمودند:« شرط ديگر اين است كه در قضايا افراط وجود نداشته باشد»
د) ناامیدی و نگاه بدبینانه
مقام معظم رهبری به ضرورت پرهیز از یأس و ناامیدی هم اشاره کردند و اصالت نگاه خوشبینانه را نه از روی توهم که از روی بصیرت دانستند. ایشان فرمودند:« شرط اصلى فعاليت درست شما در اين جبهه‏ى جنگ نرم، يكى‏اش نگاه خوشبينانه و اميدوارانه است. نگاهتان خوشبينانه باشد»
اهداف مقابله با جنگ نرم
شاید در نگاه اول، سخن گفتن از اهداف بیهوده به نظر برسد، اما وقتی تبلور غفلت از این مقوله در عمل مشاهده شود،آنگاه است که اهمیت موضوع رخ نمایی می کند.حال در اینجا بر حسب مجال به برخی از این اهداف اشاره می شود.
الف:کاهش خسارات احتمالی
رهبر انقلاب در دیداری که با دانشجویان داشتند، فرجام طرح ریزی های دشمنان را شکست تلقی کردند و نقش نخبگان در این میدان را مورد توجه قرار دادند. ایشان فرمودند:« من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست مي خورند؛ اما درجه‏ى بيدارى و هوشيارى من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضررى كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نمي توانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتى بشويم، بى‏تدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اين جور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد»
در واقع شاید نتوان صد در صد بر طرح ریزی ها فائق آمد، اما هر میزان تلاش در مواجهه با این طرح ریزی ها ضروری است و در کاهش تبعات احتمالی موثر خواهد بود؛ لذاست که نباید از کوچکترین تلاشی مضایقه کرد.
ب: جلوگیری از متزلزل شدن کار علمی در دانشگاه ها
طبیعتا درگیر و دار دعواهای سیاسی در دانشگاه ها آنچه بیش ار همه آسیب جدی می بیند، برگزاری کلاس ها و برنامه های علمی دانشگاه است. افسران جوان باید مانع این آسیب شوند. این موضوعی است که رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار دادند:« همين جا به شما بگويم، مواظب باشيد توى اين قضاياى سياسى كوچك و حقير نبادا دانشگاه تحت تأثير قرار بگيرد؛ نبادا كار علمى دانشگاه متزلزل شود؛ نبادا آزمايشگاه‏هاى ما، كلاسهاى ما، مراكز تحقيقاتى ما دچار آسيب بشوند؛ حواستان باشد. يعنى يكى از مسائل مهم در پيش روى شما، حفظ حركت علمى در دانشگاه‏هاست. دشمنها خيلى دوست ميدارند كه دانشگاه ما يك مدتى لااقل دچار تعطيلى و تشنج و اختلالهاى گوناگونى باشد؛ اين برايشان يك نقطه‏ى مطلوب است؛ هم از لحاظ سياسى برايشان مطلوب است، هم از لحاظ بلندمدت؛ چون علم شما از لحاظ بلندمدت به ضرر آنهاست؛ لذا مطلوب اين است كه دنبال علم نباشيد»
به این ترتیب هر گونه نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که به ایجاد تزلزل در حرکت علمی دانشگاه بیانجامد، نقض غرض محسوب خواهد شد و این نکته مهمی است که می بایست مدنظر قرار گیرد.
ج: آرام و منطقی نگه داشتن فضای دانشگاه
ایجاد بلوا و ناآرامی در دانشگاه از اهدافی است که بانیان طراحی جنگ نرم قطعا به دنبال آن هستند. جریانات دانشجویی می بایست مراقب باشند پازل جنگ نرم را تکمیل نکنند. تمام تلاش طراحان جنگ نرم این است که به گونه ای عمل کنند تا شرایط دانشگاه های کشور از کنترل خارج شود.
بنابراین هر نوع نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که فضای دانشگاه را به سمت ناآرامی سوق دهد، قطعا و یقینا نوعی تکمیل پازل جبهه مقابل به شمار خواهد آمد به به اصطلاح،آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت.
برنامه های مراکز فرهنگی در این موضوع
بدون شک جنگ نرم از ابعادگوناگون و در قالب های مختلفی بر ما تحمیل می شود که ضرورت همکاری و برنامه ریزی تمام مراکز فرهنگی و علمی کشور بویژه حوزه های علمیه و دانشگاه ها را موجب شده است.
با توجه به آنچه مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها فرمودند، وزارت علوم در این راستا مسولیتی بس بزرگ داشته و می بایست مرتبا در حال برنامه ریزی در جهت مقابله با این جنگ ناپیدا بوده تا جامعه شاهد ثمرات پیروزی در این عرصه باشد.
توضيحات بيشتر پيرامون جنگ نرم:
براندازي نرم مقدمه سـخن از براندازى نرم سخنى تازه هست و نيست ! از روزگاران دور، هرگاه قدرتى قصد داشت حكومتى را براندازد، چنانچه توان نظامى اين كار را نداشت و يا هزينه آن را سنگين مـى ديـد، سـعـى مـى كـرد تـا بـا روش هـاى مـخـتـلفـى غير از حمله نظامى به هدف خويش نـائل آيـد. گـاه از روش هـاى امـنـيـتـى ، و گـاه از روش هـاى فـرهـنـگـى و تـبليغى در عين حـال ، امـروزه بـه دليـل پـيـشـرفـت هـاى شـگـرف بـشـرى در دانـش هـاى مختلف و پيدايش نـسـل جـديـدى از رسـانه ها و نيز گسترش جوامع آزاد و مردم سالار، همچنين افزايش قدرت دولت هـا در مـقـابـله بـا تـهـديـدات نـظـامـى و امـنـيـتـى ، رويكرد حكومت هاى استكبارى به براندازى نرم بيش از سابق شده است . استفاده از شيوه هاى نو در اين خصوص نيز كار را چـنـان جـلوه مـى دهـد كه گويى براندازى نرم ، روشى نو براى ساقط ساختن حكومت هاى مخالف قدرت هاى استكبارى است . در اهـمـيـت ايـن مطلب ، همين قدر بايد گفت كه امروزه خواسته مهم و راهبردى دشمنان انقلاب اسـلامـى ، تـحقق اين نوع از براندازى در ميهن عزيز ماست . براندازى نرم مانند موريانه هوشيارانه عمل مى كند، عجله نشان نمى دهد و از درون مى پوكاند. ملت ما كه براى موفقيت انـقـلاب اسـلامـى فداكارى هاى بسيار كرده است ، نمى تواند نظاره گر فعاليت دشمنان ديـن در تـخريب ارزش هايى باشد كه براى اعتلاى آنها صدها هزار شهيد و جانباز تقديم كرده است .
همه ما وظيفه شرعى و قانونى داريم تا با اين پديده مخرب برخورد كند و مـى دانـيم كه شرط اول قدم اين است كه چنين پديده اى را بشناسيم و بعد راه هاى مقابله بـا آن را دريـابـيـم . تـعـريـف مـفـاهـيـم ، تـاريـخـچـه ، راهـكـارهـاى بـرانـدازى نـرم ، مـراحـل ، ضـرورتها و خصوصيات براندازى نرم و چگونگى مقابله با آن مباحثى است كه با تاءكيد در خصوص حركات دشمن ضد ايران اسلامى ، در اين مقاله مطرح مى شوند. تعريف مفاهيم جنگ نرم اصطلاح جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود يکي از مفاهيم متداول در مکاتبات و مذاکرات استراتژيست ها، نظريه پردازان و کارشناسان علوم اجتماعي-سياسي است. اما با وجود آنکه از اين واژه در سطح گسترده و مقياس وسيعي بهره برداري مي شود، اتفاق نظري پيرامون آن وجود ندارد تا حدي که تلقي افراد، گروهها و دولت هاي مختلف از مفهوم جنگ رواني بسيار متفاوت است. ارتش آمريکا در مارس1955 در آيين نامه رزمي خود تعريف ويژه اي از جنگ نرم در عرصه بين المللي ارائه کرد. جنگ نرم در آيين نامه ياد شده اين گونه تعريف شده است: استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است که منظور اصلي آن تاثير گذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، (گروه بي طرف و يا گروه دوست) است به نحوي که پشتيباني براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي باشد. به اعتقاد ويليام داوتي جنگ نرم عبارت است از مجموع اقداماتي که از طرف يک کشور به منظور اثر گذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و ملتهاي ديگر در جهت مطلوب و با ابزارهايي غير از ابزار نظامي سياسي و اقتصادي انجام مي شود. اما به طور کلي مي توان گفت جنگ نرم عبارت است از طراحي و بهره گيري هدفمند از تبليغات و ساير اقدامات که هدف اصلي طراحانآن تاثير گذاري و نفوذ در باورها، اعتقادات، عواطف و احساسات، تمايلات و رفتار ملتها و دولتهاي متخاصم، بي طرف و همپيمان به منظور دستيابي به اهداف ايدئولوژيک و ملي مي باشد. عمليات رواني داراي دو بعد مي باشد: اول، ماهيت و منطق دروني که عبارت است از تلاش براي تاثيرگذاري بر افکار، احساسات تمايلات و نهايتا رفتار با استفاده از ارتباط اقناعي. دوم: منظور و کاربرد اين تاثير گذاري و تغيير رفتار با توجه به هر دسته از مخاطبان مي باشد. با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه «قدرت نرم» نسبت مي دهند.وي در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود. براندازي: بـراندازى (subversion) در اصل يك اصطلاح نظامى است كه در فرهنگ واژه هاى نظامى ، چنين تعريف شده است : كـليـه اعـمـال و فـعـاليت هاى غير قانونى كه بر ضد مصالح يك كشور انجام مى شود و هدف نهايى از آن واژگون كردن حكومت وقت مى باشد. به عبارت ديگر، عملياتى است كه بـه مـنـظـور كـاهـش مـى شـود تـا بـه تـدريـج يك رژيم براى سرنگون شدن آماده شود. براندازى يكى از شاخه هاى جنگ هاى نامنظم است . تـعـريـف اصطلاحى ديگرى از براندازى عبارت است از تغيير سيستم سياسى يك كشور و يـا ايـجـاد تـغـيـيـر و تـحول اساسى در ارزش هاى اساسى يك نظام . اين تغيير گاهى از طـريـق رفـتـارهـاى خـشـونـت آمـيـز مـثـل كـودتـا، تـرور، تـحـمـيـل جـنـگ و ... صورت مى گيرد و گاهى از طريق مسالمت آميز و با اجراى برنامه اى حـسـاب شـده و دراز مـدت بـراى نـفـوذ در اركـان سـيـاسـى يـك نـظـام قـابـل اجـراسـت . نـتـيـجـه هـر دو اقـدام منجر به تغيير سيستم و در نهايت براندازى خواهد شد. جـسـت و جـو در منابع مختلف ، تعريفى از براندازى نرم به دست نداد. اين مفهوم را با وام گيرى از تعريف بالا مى توان چنين تعريف كرد: بـرانـدازى نـرم در اصـطـلاح به معناى اجراى برنامه اى حساب شده ، مسالمت آميز و دراز مـدت بـراى نـفوذ در اركان سياسى يك نظام به منظور تغيير سيستم سياسى يك كشور و يا ايجاد تغيير و تحول اساسى درباورهاى اصلى آن مى باشد. امـروزه از بـرانـدازى نـرم ، تـعـابـيـر مـخـتـلفـى بـه عـمـل مـى آيـد كـه هـر چـند ممكن است تفاوت هاى ظريفى داشته باشند اما بايد دانست كه در نـهـايت ، ماهيت و محتوا يكى است . اين موارد عبارت اند از: براندازى در سكوت ، براندازى خـامـوش ، بـرانـدازى قـانـونـى ، فـروپـاشـى از درون ، انـقـلاب نـارنـجـى ، انـقـلاب گل سرخ، انقلاب رنگى ، انقلاب مخملى ، و... . هدف مشترك همه اينها، تغيير ارزش ها و در صـورت لزوم افـراد نـظـام حـاكـم با روش هاى بيش تر مسالمت آميز و با بهره گيرى از ظرفيت هاى قانونى موجود در قوانين نظام حاكم است . . مفهوم NONVIOLENT ACTION يا اقدام بدون خشونت، مبارزه بدون خشونت، توسعه دموکراسي، براندازي ديکتاتوري، مفاهيم مردم پسند و نوسازي شده جنگ نرم و براندازي محسوب مي گردد. تاريخچه جنگ رواني در اسلام با ظهور اسلام در مکه که مرکز جاهليت عرب محسوب مي‌شد، تقابلي نو در تاريخ شکل گرفت. تا زماني که دعوت پيامبر(ص) علني انجام نگرفته بود، جبهه کفر و شرک چندان توجهي به برنامه‌هاي ايشان نداشتند؛ ولي پس از دعوت آشکار، جنگ رواني نظام زر و زور نيز آغاز شد. جبهه شرک و کفر از همه ابزارها و شيوه‌هاي ممکن استفاده کرد تا شايد بتواند مانع پيشرفت اسلام شود. در اين نوشتار، به اختصار برخي از شيوه‌هاي جنگ رواني در صدر اسلام را بيان مي‌کنيم. 1- سحر بودن مشرکان براي بازداشتن مردم از روي آوردن به کتاب خدا، آيات قرآن را سحر مي‌ناميدند. 1 2- افسانه دانستن قرآن يکي ديگر از شيوه‌هاي جنگ رواني جبهه‌ کفر در مبارزه با جبهه حق، افسانه دانستن قرآن است. 2 ديگر شيوه‌هاي جنگ رواني دشمنان اسلام عبارتند از: سخن بشر دانستن قرآن، طرح جايگزيني براي قرآن، تلاش براي انزواي پيامبر(ص)، استهزاي ايشان(ص)، آزار و اذيت پيامبر(ص)، تهديد کردن ياران رسول خدا(ص) ايجاد محيط رعب و وحشت، فحاشي و هتک حرمت، تطميع پيامبر(ص)، محاصره و تحريم اقتصادي و اجتماعي. در مقابل، پيامبر گرامي(ص) نيز به بهره‌گيري از ابزار و شيوه‌هاي جنگ رواني با هدف هدايت انسان‌ها به سوي سعادت پرداخت که به چند مورد اشاره مي‌شود: استفاده از صداي دل‌نشين و صوت زيباي قرآن، به کار بردن اخلاق نيکو در برابر نامهرباني‌هاي مشرکان و کفار، بشارت‌هاي قرآني براي مومنان و زندگي سعادتمند آخرت، تحريک و تشجيح مومنان، تظاهر به قدرت سپاه اسلام به وسيله آتش روشن کردن در فتح مکه، تقويت روحيه مومنان با سخنراني، تضعيف روحيه دشمنان، دعوت به مباهله، پست خواندن اقدامات دشمنان، کوچک شمردن بت‌ها، تحقير دشمنان پيش‌گويي‌هاي قرآن، وعده عذاب براي دشمن، رجزخواني در جنگ، استفاده از اشعار حماسي، به کارگيري پرچم، تشکيل يگان‌هاي نظامي، رنگ کردن ريش مومنان فريب دشمن، اختلاف انداختن در صف دشمنان، فرستادن نامه به سران قبيله‌ها و کشورها، اعزام مبلغ و قاري و... . پيدايش جنگ نرم به نظر مي رسد جنگ نرم و مفاهيم همسان از قبيل عمليات رواني، جنگ رواني، قدرت نرم، جنگ سفيد و... قدمتي به اندازه حيات بشري دارد. نوع نگاه، زوايه ديد، ارتباطات چهره به چهره و غير كلامي ساده ترين والبته قديمي ترين روش هاي عمليات رواني و جنگ نرم است. برخي، قديمي ترين روايت پيرامون جنگ نرم را به نبرد كيدئون با ماد نسبت مي دهند كه در اين جنگ، كيدئون برخلاف رسوم نظامي زمان خود كه هر دسته ۱۰۰ نفره يك مشعل داشتند، به هر يك از سپاهيان مشعلي داد و اين توهم و ترس را در ذهن دشمن ايجاد كرد كه شمار افرادش، ۱۰۰ برابر ميزان واقعي است، در نتيجه توانست با فريب دادن آنها بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يابد. كميته خطر جاري عنوان كميته اي است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهي از سناتورهاي مسولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، موسسه مطالعاتي «امريكن اينترپرايز» و گروهي از مديران باسابقه سيا و پنتاگون تاسيس شد. هدف از تاسيس اين كميته، خروج از بن بستي بود كه در دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت آن زمان يعني ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي در توازن هسته اي به وجود آمده بود. به گونه اي كه كارشناسان ارشد نظامي به صراحت اعلام كرده بودند، در صورت وقوع جنگ هسته اي ميان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهايي خواهند بود، چرا كه تسليحات اتمي در اختيار دو قطب بلوك شرق و غرب براي نابودي كامل موجودات زنده كره زمين براي 250 بار كفايت مي كند. در ميان اعضاي اين كميته در دهه 70 ميلادي، اسامي افرادي چون «نييوت گينگريچ» رييس سابق مجلس نمايندگان « جورج شولتز» وزير خارجه دولت ريگان «جان ليبرمن» سناتور دموكرات «جان كيل» سناتور جمهوريخواه «جوزف شولتز» از سناتورهاي برجسته آمريكايي «جيمز وولوسي» رييس اسبق سازمان جاسوسي آمريكا «جرج تنت» از مديران برجسته سازمان سيا و مسؤول بخش خاورميانه «جوزف بايدن» و «مايكل لدين» از عناصر افراطي يهوديان آمريكا «مادلين آلبرايت» وزير خارجه آمريكا «كنت پولاك» مدير تحقيقات مركز سياست خاورميانه اي سابان در موسسه «بروكينگز» و همچنين مدير موسسه مطالعه خاور نزديك وابسته به يهوديان هوادار اسراييل «مارك پالمر» از استراتژيست هاي آمريكايي كه در كاخ سفيد از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي آمريكا نام مي برند و «كاندوليزا رايس» وزير خارجه كنوني آمريكا كه در آن زمان قائم مقام پنتاگون در حوزه آسياي قفقاز و اتحاد جماهير شوروي بود، ديده مي شود. اعضاي اين كميته با منتفي دانستن «جنگ سخت» بين دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقيب را در «جنگ نرم» و «فروپاشي از درون» طراحي و به مرحله اجرا درآوردند. براساس اين طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راه كارهاي «دكترين مهار»، «نبرد رسانه اي» و «ساماندهي نافرماني مدني» همراه گرديد كه اين استراتژي زودتر از آنچه كه تصور مي شد، به ثمر نشست. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، فعاليت اين كميته براي يك دهه به حالت تعليق درآمد و پس از وقايع 11 سپتامبر بار ديگر عناصري چون مارك پالمر، كنت پولاكف، مارتين اينديك، ريچارد پرل، داگلاس فيث، كاندوليزا رايس و مارگ گرچت در اين كميته گرد هم آمدند تا به تجزيه و تحليل فرصت ها و تهديدهاي فراروي دولت ايالات متحده آمريكا بپردازند.مارك پالمر از استراتژيست هاي معروف آمريكايي است كه در دستگاه ديپلماسي آمريكا از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي برند. پالمر كه امروزه رسانه ها از وي به عنوان چهره خبرساز ياد مي كنند، در دولت نيكسون، فورد، كارتر، ريگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول بكار بود و در دولت كلينتون و دوره اول بوش پدر در خارج از مجموعه دولت به طراحي ابتكارات جديد سياست خارجي مشغول بود. وي 11 سال در شوروي، يوگسلاوي و مجارستان به عنوان دانشجو و ديپلمات زندگي كرده و در زمره متخصصين ايران و آسياي قفقاز محسوب مي گرديد. پالمر سالها براي رؤساي جمهور و وزراي خارجه آمريكا نطق نوشته كه معروفترين آنها نطق هاي «هنري كسينجر» مي باشد. مديريت موسسه تحقيقاتي مركز سياست خاورميانه سابان در موسسه بروكينگز و نگارش دهها مقاله و همچنين كتاب پيرامون وضعيت خاورميانه از جمله نگارش كتاب طوفان تهديدزا كه تاثير انكار ناپذيري در جلب حمايت عده قابل توجهي از سياست گذاران دموكرات آمريكا در تهاجم نظامي به عراق، ايفا نمود، از ديگر بخشهاي عملكرد وي در دستگاه سياست خارجي آمريكاست. مباني نظري انقلاب رنگي انتشار مقاله مشهورجوزف ناي نظريه پرداز آمريکايي تحت عنوان قدرت نرم power Soft درفصلنامه آمريکايي foreign policy درسال 1990 ديدگاه جديدي را به مخاطبان ارائه کرد که بر اساس آن ايالات متحده به جاي آن‌که از طريق بکارگيري آنچه که قدرت سخت مي‌نامند به انجام کودتاي نظامي در کشورهاي رقيب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ايجاد تغييرات در کشورهاي هدف از طريق تاثيرگذاري بر نخبگان جامعه متمرکز مي‌کند. براين اساس آمريکا مي‌توانست بجاي سرمايه‌گذاري ميليارد دلاري بر تئوري جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهديد شوروي خوانده مي‌شد، به سرمايه‌گذاري بر نخبگان جامعه شوروي از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشي شوروي جوزف ناي مقاله ديگري تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصنامه فارن پالسي در سال 2004 منتشر ساخت که تکميل کننده نظرات قبلي او متناسب با تغييرات جهان در سال‌هاي پس از فروپاشي شوروي و بويژه تحولات ناشي از واقعه يازده سپتامبر در روابط بين الملل بود. درمقاله مذکور جوزف ناي ديدگاه خود را درباره ايجاد تغييرات از طريق به کارگيري ديپلماسي عمومي در کنار بکارگيري قدرت نرم در ميان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکميل‌تر شد و به عنوان دستورالعمل سياست خارجي آمريکا تحت عنوان بکار گيري قدرت هوشمند Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس اين نظريه آمريکا با استفاده از ديپلماسي عمومي و قدرت هوشمند به برقراري نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک مي‌کند. اين ديدگاه با دستورالعمل هاي اجرايي که توسط کارشناسان اطلاعاتي آمريکا نظير دکتر جين شارپ تهيه شد، در سطح رسانه‌هاي گروهي به مفهوم انقلاب نرم معروف شد. در واژه پردازي‌هاي ژورناليستي معمول در جهان حتي حرکتهايي نظير آنچه درميان بودايان تبتي يا برمه‌اي انجام گرفت نيز انقلاب رنگي خوانده شد. چراکه آنها هم از نمادهاي رنگي در مبارزاتشان سود جستند اگر چه به جايي نرسيدند. مصاديق در سال هاي پاياني جنگ سرد، اولين پروژه براندازي نرم در لهستان و با رهبري لخ والسا در جنبش کارگري اين کشور تحقق يافت و با فروپاشي شوروي و يوگسلاوي و چند کشور ديگر اروپاي شرقي، براندازي نرم به پارادايم جديدي در حوزه قدرت و امنيت تبديل شد. در اين سال ها، مفاهيمي در گفتمان امنيت ملي کشورها وارد گرديد که تفاوت ماهوي و شکلي عميقي با گفتمان هاي پيشين داشت. زيرا آنچه که قدرت حفاظتي يا تهديدزدايي براي امنيت ملي کشورها محسوب مي شد، بيشتر از مفهوم قدرت سخت و ساز و کارهاي آن مانند، قدرت نظامي، قدرت تهاجمي، قدرت تخريبي، و کيفيت جنگ افزارهاي نظامي، نوع جنگ افزارها، قدرت برد و... ناشي مي گرديد. اما تحولات صدرالذکر نشان داد که قدرت تنها از مؤلفه هاي سخت ناشي نشده است و آنچه که موجب سرنگوني اين دولت ها شد بعد ديگري از قدرت يعني قدرت نرم بود. پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان بزرگترين و مهمترين انقلاب نرم و براندازي نرم، آمريکا را بر آن داشت تا با مطالعه و شاخص سازي از انقلاب اسلامي، مدل ضد آن را طراحي نمايد. به همين دليل با وجود لفاظي ها و اقدامات تخريبي سخت و خشن عليه جمهوري اسلامي ايران، مطالعه جنگ نرم را با شدت ادامه دادند و مؤسسات تخصصي تأسيس نمودند. از معتبرترين مؤسسات تخصصي در موضوع براندازي نرم، مي توان از مؤسسه آلبرت انيشتين با مديريت دکتر جين شارپ و معاونت رابرت هلوي و مرکز بين المللي مبارزات نرم و بنياد بين المللي جورج سوروس نام برد. با وجود اين، دشمن در نظريه پردازي ها و مکتوبات خود سعي در انکار و پنهان سازي اين انقلاب بزرگ را دارد و بيشترين منابع و مصداق هاي جنگ نرم و براندازي نرم را به موارد زير محدود مي نمايد: ۱) جنگ هاي نرم گاندي در هند ۲) جنگ هاي اندونزي، شيلي، فيليپين ۳) نبردهاي جنبش کارگري لهستان (۱۹۸۴) و از براندازي حکومت ها در يوگسلاوي، گرجستان، اوکراين، قرقيزستان و امثال آن با عنوان انقلاب هاي رنگي (عنوان جذاب براندازي نرم) ياد مي نمايد. اين مفهوم از جنگ نرم در سه دهه گذشته با گردآوري تجارب گوناگون و انجام مطالعات بين رشته اي توسط دهها موسسه دولتي، حزبي و دانشگاهي در آمريکا تئوريزه شده و پس از عملياتي شدن در کشورهاي مختلف، بازخور آن را وارد پروژه نموده و اصلاحات جديد را اعمال مي کنند انقلاب مشروطه در تـاريـخ مـعـاصـر جـهـان ، نـمونه هاى مختلفى از براندازى نرم رخ داده است . تلاش ‍ انگليس و عوامل وابسته آن براى ايجاد انحراف در نهضت مشروطيت ايران از جمله اين نمونه هـاسـت . در جـريـان ايـن نـهـضت تلاش شد تا به كمك فعاليت هايى مانند نفوذ در سطوح بالاى نهضت ، ايجاد بدبينى و دو دستگى ، تحريك مشروطيت از مسير واقعى خود كه ايجاد عـدالت بـراى مـردم بود، دور افتد و در مسيرى قرار گيرد كه بر اثر شدت گرانى ها، قـحـطـى هـا و هـرج و مـرج ، زمـيـنـه بـراى كـودتـاى ديكتاتورى به نام رضا خان فراهم گردد.172 در نـهـضـت مـلى شـدن صـنـعـت نـفت نيز شاهديم كه برخى سازمان هاى جاسوسى غربى ، مستقيم يا غير مستقيم با برخى روزنامه ها تماس برقرار مى كنند و آن ها را در مسير اهداف بـرانـدازانـه خـود ضـد دولت مـصـدق هـدايـت مـى كـنـنـد وسـرانـجام با كودتايى مشابه براندازى نرم آن را ساقط مى كنند. در اين باره ، مقام معظم رهبرى چنين مى فرمايد: اخـيـرا سـازمـان سـيـا، اسـنـاد خـود را دربـاره نـقـش سـيـا در مـطـبـوعـات ايـران ، قـبـل از كـودتـاى 28 مـرداد، مـنـتـشـر كـرده است كه اين نشان مى دهد برخى روزنامه ها با پول ، هدايت و تغذيه سيا زمينه ساز كودتاى 28 مرداد [1332] بوده اند. (9 / 12 / 79) يـادآور مـى شـود كـودتـاى فـوق از نوع كودتاهاى رايج جهان نبود كه توسط عده اى از نـظـامـيـان انـجـام مـى شـود. بلكه نمونه بارزى از براندازى نرم بود كه با تظاهرات افرادى انجام شدكه عده اى از آنان ، از اشرار و اوباش به حساب مى آمدند. نمونه تازه ترى از براندازى نرم را در اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى سابق مى توان ديد. دشمن اين براندازى را با موفقيت انجام داد و به همين علّت ، هيچ دليلى ندارد آن شـگـردهـا را در باره ما تكرار نكند. در اين باره ، گفتنى است دولت آمريكا در دهه 1970 بـراى مـقـابـله بـا خـطـر شـوروى ((كـمـيـتـه خـطـر جـارى )) را تاءسيس كرد. گروهى از سـنـاتـورهـاى آمـريكايى ، مسئولان ارشد وزارت خارجه ، اساتيد برجسته علوم سياسى ، موسسه مطالعاتى ((امريكن اينترپرايز)) و گروهى از مديران باسابقه سيا و پنتاگون اعضاى اين كميته را تشكيل مى دهند. كـمـيـته خطر جارى براى مقابله با شوروى سابق ، طرح براندازى نرم و فروپاشى از درون را پيشنهاد دادند كه به دليل فقدان معنويت و غفلت از خداى بزرگ در شوروى سابق نـتـيـجـه داد و مـنـجر به فروپاشى اين ابرقدرت شد. طرح اينان سه راهكار عمده داشت : ((دكـتـرين مهار))، ((نبرد رسانه اى )) و ((ساماندهى نافرمانى)) مقام معظم رهبرى با ارائه يـك تـحـليـل جـامـع و عـلمى از روند حوادثى كه منجر به فروپاشى شوروى سابق شد،شگردهاى آمريكا و غرب را چنين برشمردند: ـ تـعـريـف فـراوان از گـوربـاچـف كـه نـداى اصـلاحـات را سـر داده بـود بـراى جـذب و اغفال او كه مؤ ثر واقع شد و او فريب خورد؛ -حمايت غرب از دگر انديشان و منتقدان به وضع موجود؛ ـ ورود تدريجى نمادهاى فرهنگ غرب مانند ساندويچ مك دونالد؛ ـ ورود يـك عـنـصر تندرو به نام يلتسين كه مرتب مى گفت سرعت اصلاحات را بايد بالا برد و حمايت شديد غربى ها از او؛ ـ موافقت گورباچف با برگزارى انتخابات در روسيه و برنده شدن يلتسين ؛ ـ شـروع بـه كـار يـلتـسـيـن در 24 / 3 / 1370 و فـروپـاشـى اتـحـاد شـوروى در اوايل ديماه همان سال ؛ ـ ترتيب يك كودتاى مشكوك كه طى آن يلتسين با شجاعت نمايشى در برابر دوربين هاى تلويزيونى ، اين كودتا راخنثى كرد؛ ـ درخـواسـت اسـتـقلال پياپى جمهورى هاى اتحاد شوروى كه با موافقت يلتسين و مخالفت گورباچف رو به رو مى شداما در نهايت ، يلتسين حرف خود را به كرسى مى نشاند؛ ـ زمـزمه تدريجى كناره گيرى گورباچف ، انحلال حزب كمونيست و اعلام شكست ماركسيسم (3) مقام معظم رهبرى در ادامه تحليل خود، چنين نتيجه مى گيرند: ايـن طـرح مـوفـق امـريـكـا در شـوروى بـود، يـعـنـى يـك ابـرقـدرت را بـا يـك طرح كاملا هـوشـمـندانه ، با صرف مقدارى پول ، با خريدن برخى اشخاص و با به كار گرفتن رسانه هاى تبليغى ، توانستند طى يك طراحى سه ، چهار ساله و يك نتيجه گيرى شش ، هفت ماهه بكلى منهدم كنند و از بين ببرند! (19 / 4 / 1379) جنگ رواني امريکا بر ضد ايران در دوران جنگ تحميلي وقوع انقلاب اسلامي ايران در فوريه 1979 مباني فلسفي و بنيادين جديدي را در فضايي که منبعث از تعارضات ايدئولوژيک و متصلب دو ارودگاه سوسياليزم و کاپيتاليسم بود، پديد آورد. در واقع آنچه که موجب نگراني عميق قدرت هاي برتر جهان مي شد، تسري الگوي الهام بخش انقلاب ايران در سپهر همگاني (خصوصاً کشورهاي منطقه خاورميانه) بود. منطقه خاورميانه در حقيقت آوردگاه اصلي شرق و غرب جهت سيطره بلا منازع بر آن بود و ظهور انقلاب ايران تهديدي جدي براي مشروعيت حضور آنان محسوب مي شد تا جايي که ديويد اوئن وزير خارجه اسبق انگليس در همين راستا مي گويد: «ما اميدواريم با وارد کردن ايران در جنگي فرسايشي و تبليغاتي پردامنه بر ضد آن، انرژي ساطع شده از انقلاب ايران مصرف، و از بين برود.» بدين سان انقلاب نوپاي ايران با تحميل جنگي وسيع و پر دامنه از سوي قدرت هاي بزرگ وارد مرحله اي جديد شد. آنچه که اين جنگ را از ساير جنگ هاي قرن بيستم متمايز مي کرد همکاري راهبردي قدرت هاي متخاصم شرق و غرب در مهار و کنترل انقلاب ايران بود. از اين منظر نوع و ميزان همکاري ايالات متحده امريکا و شوروي سابق با دولت متجاوز عراق از دو بعد سخت افزاري (حمايت همه جانبه تسليحاتي و لجستيک اعطاي وام هاي بلا عوض و کم بهره) و نرم افزاري (تبليغات وسيع و پردامنه در قالب جنگ رواني بر ضد جمهوري اسلامي ايران) قابل بررسي و تجزيه و تحليل است. جنگ رواني برخلاف جنگ هاي ديگر که از قدرت نظامي استفاده مي کند از قدرت شرطي امتناع کننده يا نامرئي براي تحت تأثير قرار دادن مخاطبان استفاده مي کند. در اين جنگ ابزارهاي نظامي بيشتر جنبه صوري و ظاهري را در تکميل جنگ رواني دارند و قدرت اصلي در فعاليت هاي تبليغاتي نهفته است. «تدي روزولت» سياستمدار کهنه کار امريکا مي گويد: «رهبران امريکا هميشه بايد با لبخند سخن بگويند ولي يک چماق بزرگ هم به همراه داشته باشند» با اين بسترسازي مفهومي اولين موضع گيري ها و تبليغات رواني بر ضد جمهوري اسلامي ايران از فرداي شکل گيري انقلاب آغاز شد. «هنري کسينجر، نظريه پرداز معروف امريکايي در همان اوايل انقلاب و با هدف ترساندن کشورهاي عرب منطقه از بازتاب هاي انقلاب ايران مي گويد: «کشورهاي عرب منطقه به خوبي به ياد داشته باشند که خطر انقلاب اسلامي ايران به مراتب جدي تر و مهم تر از تهديد شوروي است. بنابراين رهبران عرب نبايد از رساندن هر گونه کمکي به صدام دريغ کنند.» در همين راستا تشکيل شوراي همکاري خليج فارس موسوم به G.C.C در سال 1981 با هدف حمايت همه جانبه از عراق در جنگ تحميلي به خوبي قابل تبيين و بررسي است.از سوي ديگر تأثير فشارهاي رواني امريکا و متحدانش بر سازمان ها و نهادهاي بين المللي است. ايالات متحده به رغم گذشت 22 ماه از تجاوز عراق به خاک ايران با انواع کارشکني ها، از صدور هر گونه قطعنامه اي در شوراي امنيت بر ضد عراق خودداري کرد اين وضعيت با آشکار شدن علائم پيروزي ايران و شکست احتمالي عراق پس از عمليات هاي فتح المبين و فتح خرمشهر تغيير کرد، و اين بار با فشار امريکا قطعنامه هايي براي توقف جنگ و آتش بس ميان ايران و عراق صادر گرديد. «مارتين اينديک» سفير سابق امريکا در اسراييل درباره سياست هاي کشورش در حمايت از صدام مي گويد: «زماني که ايراني ها به او حمله ور شدند، دچار نگراني شديم، بنابراين ضمن کمک به صدام با فشار بر شوراي امنيت قطعنامه هايي را براي توقف جنگ و بازسازي ارتش عراق صادر کرديم.» ديويد نيوتن سفير سابق امريکا در عراق نيز مي گويد: «امريکا بسيار مشتاق بود که صدام در جنگ با ايران شکست نخورد ما بيشترين تلاش را کرديم تا از سقوط نيروهاي عراق جلوگيري کنيم بزرگترين کمک ما به بغداد، فشار سياسي و تبليغاتي بر ايران بود تا اين کشور را مجبور کنيم که قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل را براي پايان دادن به جنگ بپذيرد.» در واقع ايالات متحده پس از شکست هاي پي در پي عراق در جنگ و عقب نشيني نيروهاي اين کشور از خاک ايران سعي کرد چهره متجاوز صدام را به صلح طلب تغيير دهد و از اين رهگذر علت اصلي ادامه جنگ در منطقه را مواضع ايران معرفي کند. نکته ظريفي را که مي توان در مقايسه تطبيقي تجاوز عراق به ايران و نيز عراق به کويت مورد توجه قرار داد اين مسئله است که تجاوز عراق به ايران پس از گذشت10 سال از جنگ يعني در سال 1370 توسط دبيرکل سازمان ملل اعلام شد در حالي که در همان روز اول حمله عراق به کويت، شوراي امنيت با صدور قطعنامه اي عراق را متجاوز دانست و جالب اين که درست 40 روز بعد طي قطعنامه اي مجوز حمله نظامي به نيروهاي اشغالگر عراق را صادر کرد. «مايکل گنون» حقوقدان برجسته در جمله اي تأمل برانگيز مي گويد: «در جنگ عراق بر ضد ايران کلکسيوني از نقض ماهوي قواعد آمره حقوق بين الملل که تخطي از آنها اجتناب ناپذير است رخ داد.» در يک جمع بندي از مباحث فوق مي توان نتيجه گرفت که: در خلال 25 سال گذشته ايالات متحده با انواع ترفندها و راهبردهاي مختلف سعي داشته است تا چهره انقلاب ايران را مخدوش جلوه دهد ولي نکته جالب توجه اين است که از سال 1979 تاکنون هر 5 رييس جمهور امريکا از کارتر گرفته تا جرج دبليو بوش، مهم ترين اولويت سياست خارجي خود را مهار و کنترل انقلاب اسلامي و الگوي الهام بخشي آن قرار دادند ليکن تاکنون هر 5 رييس جمهور که داعيه قدرت مسلط و هژمونيک بر جهان دارند در برخورد با ايران شکست خورده اند. در واقع پيش از آن که جنگ رواني بر ضد ايران منجر به اضمحلال و فروپاشي جمهوري اسلامي شود منجر به آشفتگي رواني و راهبردي دولت مردان امريکايي شده است. به تعبيري پاشنه آشيل هر 5 رييس جمهور، چگونگي برخورد با ايران بوده است. رؤساي جمهور امريکا يکي پس از ديگري با اين ادعا که دولت قبلي در مهار ايران ناتوان است به قدرت رسيده اند، اما اين دور باطل همچنان ادامه دارد و ملت ايران با تجربياتي ارزنده از نحوه دفع ترفندها و شيوه هاي تبليغاتي، همواره عرصه را به تصميم گيران کاخ سفيد تنگ کرده است. برخي از نمونه هاي جنگ رواني عليه ايران در طول سال 1385، برخي از مهمترين سناريوهايي که به طور همزمان و به منظور اعمال جنگ رواني عليه ايران صورت گرفت عبارت بودند از: • سناريوي تهديد آميزبودن ايران براي ملل جهان و اين که دستيابي ايران به انرژي هسته اي تهديدي براي همه کشورهاي جهان است. • سناريوي ارعاب و تهديد ايران با انتشار محتواي بالاي رسانه اي در خصوص امکان حمله آمريکا و يا اسرائيل به ايران • سناريوي تشويق ايران به مذاکره مستقيم با آمريکا • سناريوي دشمن سازي از ايران براي اعراب و ترغيب ملل عرب و مسلمانان براي مقابله با ايران • محک زدن ايران به شيوه هاي مختلف، به منظور دريافت اين نکته که آيا ايران به خواست 5+1 درمورد برنامه هسته اي اش تن مي دهد يا خير؟ • سناريوي هالوکاست و پيگيري سناريوي تهديد آميزبودن انديشه دولت ايران براي ملل جهان حتي فارغ از دستيابي اين کشور به انرژي هسته اي • سناريو اتصال برنامه هسته اي ايران به کره شمالي و بهره گيري ايران از عملکرد هسته اي کره شمالي به نفع پرونده هسته اي خود • سناريوي هلال شيعي • سناريوي تهديد سني ها با گسترش تعداد و نفوذ شيعيان در منطقه تحت حمايت ايران - مرور برخي سناريوهاي جنگ لبنان: • انتخاب تيتر واحد « بحران خاورميانه » به « جاي بحران لبنان »، به عنوان تيتر کلي و هدايت گر مجموعه گزارشها، اخبار و تحليلهاي مرتبط با جنگ در لبنان و اسرائيل و تکرار آن به صورت زيرنويس هنگامي که خبر مرتبط با آن منتشر مي شد، خود نشاني از طراحي و ساخت سناريويي با عنوان مورد نظر و گسترش بحران به کل منطقه را داشت. • سناريوي ديگري که آمريکاييها در راستاي طرح خاورميانه بزرگ با بهره گيري از بحران لبنان توسط رسانه هاي خود دنبال کردند، اين بود که غرب از حفظ خاورميانه به عنوان جايگاهي براي اعراب و نه يك امپراطوري مذهبي براي ايران حمايت مي کند. زمينه سازي براي اين سناريو نيز با طرح تيترهاي عمده و بزرگ در رسانه هاي مطرح با عنوان ايران به دنبال کسب قدرت برتر در خاورميانه دنبال مي شود. • ايجاد ارتباط مستقيم بين پرونده هسته اي ايران و بحران لبنان؛ اغلب تحليلهاي رسانه اي آمريکا و اسرائيل حول اين مطلب ارائه مي شدند که جمهوري اسلامي ايران براي منحرف کردن توجه سران هشت کشور صنعتي جهان از برنامه هسته‌اي خود، حزب‌الله لبنان را براي آغاز جنگ با اسراييل تحريک کرده است. • رسانه هاي آمريکا و اسرائيل، حزب الله لبنان را به عنوان نمونه كوچكي از تهديد ايران براي صلح جهاني ترسيم مي کردند و چنين تحليل مي کردند که در صورت مجهز شدن ايران به بمب هسته اي، حمايت هسته اي اين کشور از تروريسم جهاني چه فجايعي که به بار نخواهد آورد.تـازه تـر از ايـن مـوارد، انقلاب هاى رنگينى بود كه توسط آمريكا و اغلب با پشتيبانى بنياد جامعه باز جرج سوروس ثروتمند مشهور و صهيونيست آمريكايى انجام شد.او روى كـانـديـداى خـاصـى بـراى انـتـخـابـات ريـاسـت جمهورى سرمايه گذارى عده اى از مـتـخصصان تبليغات انتخاباتى از غرب هم اجير مى شدند تا به كانديداى مورد نظر او كـمـك كـنـنـد. كـانـديـداهـاى رقـيـبـى كـه مـمـكـن بـود بـا حـرف يـا پـول كـنـار رونـد، كـنـار گـذاشـتـه مى شدند و براى تحميق مردم آن كشور، از كانديداى مـطـلوب غـرب مـى خـواسـتـنـد در صورت لزوم ضد آمريكا هم حرف بزند و با تمام وجود كارى كند تا راءى بياورد. از سوى ديگر، عده اى از جوانان محلى را سازماندهى مى كردند و بـه واسـطـه اروپـايـى هـا بـرايـشـان آمـوزش و حـقـوق هـم قرار مى دادند تا بر صحت انتخاباتنظارت كنند. به اين ترتيب كانديداى مورد نظر با سرمايه هاى كلان غرب و با تبليغات فراوان در برخى كشورها موفق مى شد راءى بياورد و اگر نظام حاكم نتيجه انـتـخـابـات را زيـر سؤ ال مى برد با يك تظاهرات گسترده مردمى ! و حمايت رسانه اى غـرب قـدرت را در دسـت مـى گـرفـت بعد از دوم خرداد 1376 و حاكميت تدريجي اصلاح طلبان بر بخش هاي اعظيم دستگاه هاي اجرايي و تقنيني، پروژه نرم افزاري همان گونه كه توصيه شده بود، مورد توجه عناصر ضد انقلاب و اصلاح طلبان افراطي قرار گرفت و در حد امكان تلاش شده بود كه با توجه به شرايط و موقعيت هاي خاص ملي، سياسي و ايدئولوژيكي ملت ما، همان گونه كه مورد تأكيد و توصيه «شارپ» در جاي جاي اين كتاب بود، اين روش ها گزينش شده و به مرحله اجرادرآيد. شارپ در يكي از مصاحبه هاي خود ضمن تاكيد بر اين كه، دولت ايالات متحده آمريكا بايستي بودجه اي را براي حمايت از چنين اقداماتي در ايران اختصاص دهد، در خصوص ميزان تأثيرگذاري اين كتاب در فرآيند تحولات سال هاي اخير مي گويد: «كار ما اثر بسيار مهمي در ايران داشته است. البته متاسفانه هنوز حركتي كاملاً موفقيت آميز نداشته است. . . اين كار خطرناكي است. ولي مردم به اندازه كافي شجاع بودند كه اين امور را انجام دهند. »دولت مردان و سياستمداران آمريكا نيز در راستاي اين سياست، حمايت مالي از عاملين اين نوع اقدامات را اجتناب ناپذير مي دانستند. «جوزف بايدن»، سناتور و رييس كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا، در يكي از سخنراني هاي خود مي گويد: «دولت بوش بايد به تمامي سازمان هاي غير دولتي آمريكايي اجازه بدهد كه به گروه هاي ايراني مرتبط با جامعه مدني، حقوق بشر، فرهنگي و خواهان دموكراسي كمك مالي كنند» متعاقب اين اظهارات، در بيست و پنجم دي ماه 1381 (15 ژانويه 2003) كميسيون بودجه سناي آمريكا مبلغ 10 ميليون دلار را به اين امر اختصاص مي دهد.در سخنان «ميچ مك كانال» سناتور جمهوري خواه آمريكا نيز، دكترين «جنگ نرم و مبارزه بدون خشونت»، يكي از دلايل اختصاص اين بودجه ذكر مي شود. وي در يكي از سخنان خود خطاب به رييس مجلس سنا مي گويد: «آقاي رييس، هم اكنون زمينه هاي تغيير سياسي و اقتصادي در ايران وجود دارد. وظيفه ما اين است كه بفهميم چگونه از اين موقعيت استفاده كنيم. به نظر من حمايت مالي از فعاليت هاي مفيد زير بجاست. حمايت مالي از برنامه هاي راديو تلويزيوني ايراني، حمايت مالي از چاپ نشريات سياسي ايراني، حمايت مالي از ايجاد سايت هاي اينترنتي، حمايت مالي ازاشاعه اطلاعاتي درباره دمكراسي، روش هاي مبارزه بدون خشونت و سكولاريزم» پروژه دلتا سياست جنگ نرم، هر روز كه مي گذرد، در آمريكا طرفداران بيشتري پيدا مي كند. سياستمداران و دولت مردان آمريكا نيز در جديدترين بررسي ها و مطالعات خود، رويكرد جدي به جنگ نرم را در مواجهه با نظام جمهوري اسلامي مورد توجه قرار داده اند. «كميته خطر جاري» The committee on the present danger كه اعضاي آن را برجسته ترين عناصر سياسي و نظامي آمريكا تشكيل مي دهند، در جديدترين تصميم خود در مهرماه 1384 با توجه به استحكام نظام جمهوري اسلامي و شكست دهها استراتژي در مقابل ملت ايران در طول سال هاي گذشته، جنگ سخت را بي فايده دانسته و خواستار توجه بيشتر دولت ايالات متحده به پروژه نرم افزاري «براندازي از درون» شدند. «مارك پالمر»، از اعضاي برجسته اين كميته و چهره بانفوذ دستگاه سياست خارجي آمريكا، اخيراً در گفتگويي با «دبوراه سولومود»، خبرنگار روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز، صراحتاً با ايده تهاجم نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران مخالفت كرده و اعلام نموده است: «ايران به لحاظ وسعت سرزميني، كميّت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل به قدرتي كم بديل تبديل گرديده كه ديگر نمي توان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد»در گزارش كميته خطر جاري كه توسط مارك پالمر جمع بندي و تدوين شد، براندازي نظام جمهوري اسلامي با تمركز فعاليت ها بر روي سه محور دكترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي نافرماني مدني، مورد تاكيد و توصيه قرار گرفت. كارشناسان مسائل سياسي با توجه به تجارب تدوين كنندگان اين گزارش و تاثير تصميمات اين كميته بر سياست هاي دولت آمريكا معتقدند كه اين گزارش حتي اگر به دستورالعمل اجرايي تبديل نشود، يقيناً سياست خارجي آمريكا در آينده از روح كلي آن، الهام خواهدگرفت. گزارش كميته خطر جاري اين گزارش كه با عنوان «ايران و آمريكا، رهيافت جديد» تنظيم شده است، داراي پانزده محور كلي به ترتيب زير است: 1. اين كشور علاوه بر برنامه هسته اي اش، با حمايت گروه هايي چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامي و گروه هايي در عراق، مانع تحقق منافع آمريكا در منطقه مي شود. از سويي ديگر ثروت رو به رشد نفت ايران، توانايي و ظرفيت آن را در داخل كشور و منطقه افزايش مي دهد. فرصتي كه در اين ميان وجود دارد، استفاده از ضعف سياست هاي اقتصادي و اختلافات دروني ايران است. 2. ايران بايد در صدر برنامه سياست خارجي آمريكا در چهار سال آينده برود. واشنگتن اكنون به رويكرد جديدي نياز دارد. بايد همه نيروها براي اين استراتژي بسيج شوند. بايد درس هاي گذشته مورد بازبيني قرار گيرد، درس هايي كه از فروپاشي بلوك شرق به يادگار مانده است و همچنين درس هايي كه در تغيير حكومت ها در كشورهايي مثل شيلي يا اندونزي گرفته شد. 3. دامن زدن به نافرماني مدني در تشكل هاي دانشجويي و نهادهاي غير دولتي و صنفي از ابزارهاي مهم فشار بر ايران است. 4. بايد براي بازگشايي سفارت ايالات متحده در تهران ابراز تمايل كنيم. همزمان بايد يكي از بلند پايه ترين مقامات خود را به عنوان فرد شماره يك، در اين سياست جديد در مقابل ايران انتخاب و معرفي كنيم. اين فرد مي تواند يكي ازكنسول هاي وزارت خارجه باشد و بايد به طور مرتب حمايت خود را از حقوق بشر و دموكراسي در ايران مورد تاكيد قرار داد. از اين طريق مي توانيم ارتباط خود را با مردم ايران تقويت كنيم. 5. بايد شبكه هاي متعدد راديو تلويزيوني را براي ايرانيان تدارك ديد و پيام هاي خود را با پيشرفته ترين تكنولوژي هاي روز، به دست مردم ايران برسانيم. 6 . اگر قرار است گفتگو و تعامل با ايران صورت گيرد، بايد با مقامات با نفوذ ايراني و آنها كه قدرت واقعي و كافي براي تصميم گيري ها دارند، انجام شود، همچون مقامات مورد وثوق و تاييد رهبري ايران. بايد دانست در اين باره ديگران در ايران چنين قدرتي ندارند. 7. درباره فعاليت هسته اي ايران، بايد با احتياط و دور انديشي و چند جانبه عمل كرد. بايد فشارها را بر ايران بيشتر كرد و در صورت استنكاف ايران، پرونده اين كشور را به شوراي امنيت فرستاد. اگر چه اولويت اول، اعمال فشار ديپلماسي از طريق متحدان به گونه اي است كه ايران داوطلبانه از فعاليت ها و برنامه هسته اي خود چشم پوشي كند. 8. حمايت از اپوزيسيون هم مي تواند از عوامل موثر بر تغيير رژيم ايران باشد. سفر فعالان جوان خارجي از كشورهاي متحد ايالات متحده به ايران، راه ديگري در اين رويكرد است. اين افراد مي توانند به عنوان جهانگرد وارد ايران شوند و در صورت نياز به جنبش هاي مدني و نافرماني ها بپيوندند. 9. بايد فعاليت NGOهاي آمريكايي را در ايران تسهيل كنيم و به صدور ويزا همت گماريم. دعوت فعالان جوان ايراني به خارج، براي شركت در سمينارهاي كوچك هم، اقدام مهمي است. اين كار در صربستان، فيليپين، اندونزي و شيلي و كشورهاي ديگر جواب داده است. اين افراد بايد از سوي مقامات آمريكايي انتخاب شوند، نه نهادهاي ايراني. 10. سفارتخانه هاي كشورهاي ديگر هم مي توانند در تهران براي ما موثر باشند. حضور در جلسات محاكمه، درخواست مشترك براي آزادي زندانيان سياسي، كمك مالي به خانواده هاي زندانيان و گروه هاي مخالف حكومت و حتي نظارت يا مشاركت در اعتراض ها، از جمله اين راه هاي تاثيرگذار است. كنگره بايد تصويب قانوني به نام «آزادي ايران» را بررسي كند تا از طريق آن حمايت كافي از آن را به عمل آورد. 11. تضعيف ستون هاي حمايتي حكومت ايران كه همانا سرويس هاي امنيتي و نظامي اين كشور مي باشند، بايد در دستور كار قرار گيرند. 12. سرويس هاي امنيتي و قضايي آمريكا و متحدانش بايد در همكاري با سازمان هاي حقوق بشر به جمع آوري مدارك و شواهدي در متهم كردن مسئولين ايراني به موارد شبيه ميكونوس اقدام كنند. 13.گفتگو با دولت ايران هم بايد در دستور كار باشد. ما بايد تعامل خود را براي ديدار با مقامات ايراني و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگراني دو طرف نشان دهيم. 14. بايد رهبران روحاني ايران را كه در راس قدرت هستند، وادار كرد از قدرت سياسي به صورت مسالمت آميز كناره بگيرند. 15. بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسي و يا بطور كلي آن را حذف كرد. تاکتيک هاي جنگ رواني - اهداف جنگ رواني در تدوين يک جريان خبري با استفاده از اصول جنگ رواني آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گيرد اهداف جنگ رواني است. که عبارتند از : • از بين بردن اميد نزد مخاطبان، کشور و يا جناح مقابل • بي اعتمادي نسبت به رهبران کشور يا جناح مقابل • شكاف در بين جامعه مخاطب اين نوع جنگ، در واقع جنگ عليه عقل دشمن اعلام مي‌شود و نه به منظور دربندكشيدن بدن او . - مهترين ابزارهاي جنگ رواني تلويزيونها: • تلويزيونهاي عادي • تلويزيونهاي خبري • تلويزيونهاي ويژه – منطقه اي راديوها: • راديوهاي عادي • راديوهاي ويژه خبرگزاريها: • استفاده مستقيم • استفاده غير مستقيم مطبوعات: • مطبوعات ملي • مطبوعات فراملي سايتهاي خبري: • سايتهاي ويژه • پست الكترونيك -مهمترين مخاطبان جنگ رواني نيز عبارتند از: • مردم • احزاب • سياستمداران • گروهها، سازمانها و نهادهاي دولتي و غيردولتي • دولتها • سازمانهاي بين المللي. - راهبردهاي اساسي جنگ رواني طراحان جنگ رواني ، نبرد خود را بر تبليغات استوار كرده‌اند . هدف آنها تاثيرگذاري بر عقايد افراد و يا جامعه موردنظر مي‌باشد . امروزه در ادبيات جنگ رواني واژه تبليغات معادل واژه پروپاگاندا قرار گرفته است. جنگ رواني از همه تاکتيکهايي كه يك عامل تبليغاتي و يا يك پروپاگاندا اجنت انجام مي‌دهد، بهره مي برد . اين عوامل سعي مي‌كنند افكار عمومي طرف مقابل را به تسخير كشانده و از شيوه‌هاي زير حداكثر استفاده را بنمايند . مديران و طراحان خبري پيش از هر چيز ، بايد مخاطب خود را به خوبي مورد شناسايي قرار داده و از طريق روشهاي روانشناسي اجتماعي ، ميزان تاثيري را كه هر يك از تاکتيکهاي جنگ رواني مي توانند ايفا كنند را پيدا نمايند . تاکتيکهاي جنگ رواني بسيارند و متناسب با شرايط روز، در حال گسترش و رشد روز افزون هستند. - برخي از مهمترين تاکتيکهاي جنگ رواني سانسور Censorship سانسور عبارت است از حذف عمدي موادي از جريان عبور آگاهيها ، به منظور شكل دادن عقايد و اعمال ديگران است . اين حذف عمدي مي‌تواند به دو شكل صورت پذيرد . سانسور در ساده‌ترين معني‌اش ، رسيدگي و آزمايش پيامهاي كثيرالانتشار توسط اولياي امور به جهت بازداشت موادي است كه از نظر آنان نامطلوب است . اين شكل سانسور ، همان ايجاد مانع قبلي يا عملي جهت جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب است كه مثلا مي‌تواند شامل حذف واژه‌ها ،عبارات يا جملاتي خاص ، توسط سانسورگر باشد . اما سانسور در شكل گسترده‌ترش ، مي‌تواند دربرگيرنده هر نوع تلاشي جهت تضعيف يا جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخي از اولياي امور باشد . بدين‌ترتيب ، ممكن است دولتي جلوي انتشار اطلاعات يا اخباري را كه مي‌تواند بازتابي مخالف يا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد ، بگيرد يا ممكن است دولت مذكور اقدام به صدور مجوزهايي كند كه از اين راه انتشار مواد نامطلوب را دچار مشكل يا فترت سازد . از طرف ديگر ، ممكن است اولياي امور اقدامي تنبيهي نيز بر عليه خاطيان درپيش گيرند . بدين‌منظور كه مطمئن شوند خاطيان ، ديگر دست به خلاف نخواهند زد و نيز ديگران را از انتشار مواد داراي ايراد ، برحذر دارند .به اين ترتيب مي‌شود برخي از روزنامه‌ها يا مجلات را از امكانات چاپي محروم كرد ، مالياتهاي سنگين يا موانع اقتصادي ديگر را اعمال كرد ، سردبيران را به زندان انداخت يا جواز كار فعاليتهاي راديو – تلويزيوني را لغو كرد . دولتهاي مستبد و خودكامه از سانسور براي ابقاء قدرت خويش بهره‌برداري مي‌كنند . اما دولتهاي آزادمنش به علت سنتهاي موجود حاكي از انزجار نسبت به سانسور بايد به روشهاي ديگري جهت ابقاء خود متوسل شوند ( روشهايي مانند تلاش براي جلب حمايت صادقانه رسانه‌هاي متنفذ ، يا ارجاع مستقيم مشكل خود به مردم ) . سانسور در ايالات متحده بيشتر در سطح محلي مشاهده شده است . در اين سطح،تا به حال اقدامات بسياري به منظور جلوگيري از اهانت و قبيح‌پردازي ( به ادعاي سانسورگران ) در مواد و موضوعات چاپي و فيلمهاي سينمايي صورت گرفته است . اخبار كنترل شده : شكل خفيفي از سانسور نيز كه اخبار كنترل شده نام گرفته ، وجود دارد . در اخبار كنترل‌شده ، توزيع اطلاعات به طريقي است كه حافظ حداكثر منافع توزيع‌كننده باشد . دولتها ، اصناف و ديگر ديوان‌سالاريها ، غالب اوقات در كنترل اخبار مقصر قلمداد مي‌شوند .سانسور برون‌قانوني : سانسور برون‌قانوني سانسوري است كه خارج از كنترل قانون يا قدرت قانوني باشد. چنين سانسوري مي‌تواند داوطلبانه باشد . مثل وقتي كه سردبيري ، عبارت يا واژه‌اي را از دست‌نوشته خود حذف مي‌كند چرا كه احساس مي‌كند از ذوق سليم به دور است يا كتابداري كه كتابي را از دور خارج مي‌كند ، بدين علت كه به نظر او قبيح و اهانت‌آميز است و وي مطالب قبيح و اهانت‌آميز را دوست ندارد . از يك لحاظ سانسور برون قانوني مي‌تواند غير داوطلبانه باشد مانند وقتي كه سانسور خود پاسخي به فشارهاي اقتصادي ، سياسي يا فشارهاي ديگري از اين قبيل است . مثلا يك ايستگاه راديو – تلويزيوني ممكن است انتقاد از مقامات دولتي را به علت تهديدهاي واقعي يا احتمالي ، از جانب آن مقامات درخصوص تمديد مجوز مسكوت گذارد . تحريف Disortion يكي از رايجترين شيوه‌هاي پوشش‌ خبري و مطبوعاتي ، تغيير متن پيام به شيوه‌هاي مختلف از طريق دستكاري خبر است . در مسئله تحريف سه پديده به چشم مي‌خورد كه عبارتند از : تعديل ، شاخ و برگ دادن و جذب . يك خبر در حين انتقال از شخصي به شخص ديگر به تدريج كوچكتر از گذشته ، قابل فهم‌تر و از نظر بازگو كردن ، ساده‌تر مي‌شود . در حين فرايند انتقال متوالي بسياري از جزييات اصلي خبر كم‌كم تعديل مي‌شوند ، تجربه‌هايي كه در مورد تحريف انجام شده است ، نشان مي‌دهد كه بسياري از جزييات موجود در ابتداي زنجيره انتقال به‌شدت حذف مي‌شوند . هر بار كه خبر تحريف‌شده نقل مي‌شود ، ميزان جزييات ، هرچند با كندي ، كاهش مي‌يابد .در همان زماني كه فرايند تعديل انجام مي‌گيرد ، شاخ و برگهاي ديگري به خبر اضافه مي‌گردد . فرايند شاخ و برگ دادن به خبر ، به ادراك انتخابي و حفظ انتخابي موضوع در ذهن و نقل جزئيات كمي از موضوع اصلي مبتني است . با اينكه فرايند شاخ و برگ دادن مانند فرايند تعديل در هر بار كه خبر نقل مي‌شود ، انجام مي‌گيرد ولي عناصري كه در اين فرايند بر آنها تكيه مي‌شود و در هر نوبت تكرار شمي‌آيند ، يكي نيستند . اين ويژگي بيشتر به تركيب جامعه اي كه خبر در آن منتقل مي‌شود، وابسته است . عناصري در اين فرايند شاخ و برگ پيدا مي‌كنند كه از نظر نقل كننده خبر با اهميت هستند .چه چيزي سبب حذف برخي جزييات و بيان برخي ديگر مي‌شود ؟ چگونه مي‌توانيم اين امر را كه برخي اجزا جاي اجزاي ديگر را مي‌گيرند و موجب تغيير يك حقيقت مي‌شوند ، بيان نماييم ؟ پاسخ به اين پرسشها در فرايند جذب يافت مي‌شود كه نتيجه نيروي جاذبه عادات ، تمايلات و احساسات موجود شنونده است . براي مثال هنگام نقل يك خبر و سپس بازگو كردن مجدد آن ، فرايند جذب موضوع اصلي روي مي‌دهد ، آنگاه عناصر خبر منطبق شده يا سازمان داده مي‌شوند تا با انگيزه اصلي خبر هماهنگ شوند و اين هماهنگي به گونه‌اي صورت مي‌گيرد كه خبر را در نهايت امر منسجم‌تر ، منطقي‌تر و داراي ظاهر بهتري سازد . غالبا فرايند جذب با هدف مورد انتظار فرد هماهنگي دارد و درك و يادآوري امور طبق معمول صورت مي‌گيرد . از همه اينها مهمتر اينكه فرايند جذب به خودي خود بيانگر تغييرات و تحريفاتي است كه منعكس‌كننده احساسات ريشه‌دار در شخص مي‌باشد و همچنين وضعيت و جهت‌گيري او را منعكس مي‌كند .با اينكه در امر تجزيه و تحليل ، فرايندهاي تعديل ، شاخ و برگ دادن و جذب از يكديگر تفكيك مي‌شوند ، ولي اين فرايندها در عمل از يكديگر مستقل نيستند . آنها به طور هماهنگ و در آن واحد عمل مي‌كنند .اين عمل هماهنگ ، منعكس‌كننده يك فرايند منحصر به فرد است كه داراي ويژگي فردي است و به تحريفي كه مشخصه آن است ، منجر مي‌شود . اين شيوه بيشتر در مصاحبه‌ها و گفتگوهاي سياسي بكار مي‌رود . زيرا در مصاحبه مستندسازي كار دشواري است ومي‌توان مفاهيم موردنظر را تغيير داد . درشرايطي كه مخاطبان دسترسي لازم به منبع موثق پيام را نداشته باشند ، اين شيوه بيشترين كاربرد را دارد ، مثلا اخباري كه از طريق خبرگزاري‌هاي دنيا و روزنامه‌هاي پرتيراژ منتشر مي‌شوند ، در نقاط مختلف دنيا منتشر شده و قابل دريافت مستندات لازم از سوي مخاطبان نمي‌باشند . ساختن يك يا چند دشمن فرضي To Make A Supposed Enemy اين يكي از شيوه‌هاي قديمي سياسيون كهنه‌كار است كه قدرت را دراختيار دارند و براي بقا و ماندگاري در حكومت از آن استفاده مي‌كنند . اين شيوه به مطبوعات نيز رخنه كرده است . در اين شيوه سعي مي‌شود تا ساير رسانه‌ها و مطبوعات يا ساير سياستمداران و يا ساير احزاب را در چشم مخاطبان خود ، به شكل يك دشمن نشان دهند . هميشه داشتن يك دشمن فرضي مي‌تواند اقدامات طرف مقابل را محق و معتبر جلوه دهد و زمينه را براي هر نوع اقدامي فراهم آورد . استفاده از اين شيوه خود مي‌تواند براي متحد كردن افراد داخل يك كشور نيز مفيد واقع شود . در هنگام بحرانهاي اقتصادي و سياسي و يا همچنين خطرات سياسي كه از درون يك كشور را تهديد مي‌كند ، وجود يك دشمن فرضي خارجي مي‌تواند سرپوشي بر بحرانها و اتحاد داخل كشور عليه آن بحرانها باشد . پاره ‌حقيقت‌گويي To release a part of truth گاهي حادثه ، خبر يا سخني مطرح ميشود كه از نظر منبع ، محتواي پيام ، مجموعه‌اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود ، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد . اين از رويه‌هاي رايج مطبوعات است كه معمولا متناسب با جايگاه و جناح سياسي كه به آن متمايل هستند،بخشي از خبر نقل و بخشي را نقل نمي‌كنند . اين شيوه به‌خصوص در انتشار نظرات رهبران سياسي متداول است . استفاده از تيترهاي اصلي روزنامه‌ها ، مطابق با ميل و سليقه آن روزنامه از نمونه‌هاي بارز پاره‌حقيقت‌گويي است به طور كلي از ديد روزنامه‌نگاران يك خبر هنگامي كامل است كه عناصر خبري در آن به‌شكل كلي مطرح شوند . اما چنانچه يكي از عناصر خبري - چگونه ؟ كجا ؟ كي ؟ چه كسي ؟ چه چيزي ؟ چرا؟ - در خبر بيان نگردد ، خبر ناقص است . كه در اين تاكتيك حذف يكي از اين عناصر به عمد صورت مي‌گيرد . در نشريات براي جلب نمودن نظر خواننده به تيتر خبر ، از اين تاكتيك استفاده مي‌نمايند . در واقعه 11 سپتامبر ، در اخباري كه از سوي رسانه‌هاي امريكا و رسانه‌هاي همسو با آنها انتشار مي‌يافت، به دلايل و انگيزه‌هاي تروريستها پرداخته نمي‌شد . به عبارتي عنصر « چرا » به صورت انتخابي از اخبار حذف مي‌شد . حذف عنصر « چرا » به امريكاييها اين اجازه را مي‌داد كه بتوانند كشورها ، افراد مختلف و سياستهايي را كه نمي‌پذيرند و با مواضع آنها مخالفت دارند را محكوم نمايند و بتوانند با استفاده از باز بودن فضا و شرايط توجيه و با استفاده از عبارت « حذف تروريستها از صحنه جهان » هم‌چنان به سياستهاي مدنظرامريكا جامه عمل بپوشانند . محك‌زدن To Test for Confirm براي ارزيابي اوضاع جامعه و طرز تفكر مردم جامعه درباره موضوعي خاص كه نسبت به آن حساسيت وجود دارد و يا دريافت بازخورد نظر حاكمان و يا گروهي خاص يا صنفي از اصناف جامعه ، خبري منتشر مي‌شود كه عكس‌العمل به آن، زمينه طرح سوژه‌هاي بعدي قرار مي‌گيرد عوامل تبليغاتي سعي مي كنند براي دريافت بازخورد نظر گروهي خاص و يا حتي افراد جامعه ، با انتشار يك موضوع عكس‌العمل آنها را مورد ارزيابي قرار دهند و سياست‌هاي آينده خود را نسبت به آن طراحي كنند تاكتيك محك‌زدن به نوعي تاكتيك بازگشتي هم هست و به افراد خاص برمي‌گردد و جامعه محدودتري را درنظر مي‌گيرد. اما بازخوردبيشتر به جامعه و عوام برمي‌گردد.مثلا براي ارزيابي نظر مردم ايران راجع به رابطه با امريكا ، خبري منتشر مي‌شود تا پس از محك‌زدن آن، موضوعات جدي‌تري را دراين باره منتشر سازند . به عنوان مثال ميزان حساسيت‌هاي مذهبي جامعه و يا پايبندي ‌آنها به اصول مورد اتفاق جامعه ، يا شخصيت‌هاي مورد احترام ووثوق مردم ، يا كشف ديد‌گاه‌ها و برنامه‌هاي جريان حاكم و يا جبهه مخالف نسبت به موضوعي خاص را محك مي‌زنند .اين شيوه يكي از شيوه‌هاي جنگ رواني است . اما امروزه در بازيهاي تبليغاتي و انتخاباتي نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد . در سيستم‌هاي نظرسنجي نيز استفاده از افكارعمومي ، نوعي محك‌زدن است .طرح موضوع استفاده نظامي ايران از تكنولوژي غني‌سازي اورانيوم توسط آمريكاييها ، بازخورد واكنش دائمي ايرانيها را در تاكيد بر استفاده غير نظامي از اين تكنولوژيها را به‌دنبال دارد . آمريكا با اين كار از يك سو قصد محك‌زدن ايران در اين باره را داشته و از سوي ديگر از طرح آن براي اعزام بازرسين مربوطه براي كنترل اين پروسه بهره مي‌گيرد . ادعا به جاي واقعيت Pretention instead of truth رسانه‌هاي خبري براي دستيابي به اهداف موردنظر خود گاهي ادعاهايي عليه افراد ، گروههاي مختلف و رسانه‌هاي رقيب مطرح مي‌كنند و آنان را مجبور به پاسخگويي مي نمايند . درواقع در اين روش اخبار مخابره‌شده و يا به‌چاپ رسيده نوعي ادعا به جاي واقعيت را در ذهن مخاطب تداعي مي‌كند و با استفاده از كلماتي نظير « ادعا » منبع خبر سعي مي‌كند اولا خبر را ازدست ندهد ، درثاني صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعي آن انداخته ، ثالثا چنانچه خبر مورد تاييد قرار گرفت ، اعتبار پخش آن را نصيب خود كند و در نهايت پيامي را كه مدنظرش مي‌باشد به همراه خبر القا نمايد . در شايعه منبع خبر را نمي‌گوييم اما در اين نوع خبر عمدا منبع خبر را ذكر مي كنيم ، ولي منبعي كه بي‌اعتبار است و بارها مورد تكذيب قرار گرفته ‌است .اين شيوه از جمله شيوه‌هاي جنگ رواني است كه درآن نوعي ادعا در اخبار منتشر مي‌شود . و سپس اين ادعا تاييد يا تكذيب مي‌شود . اين شيوه در حقيقت مانند يك برگ دوطرف برنده است . استفاده‌كنندگان از آن ، چه ادعا را رد و چه آن را تاييد نمايند ، در هر دو صورت منبع جواب خود را گرفته است در جريان حمله امريكا به افغانستان ، پس از هر بمباران شديد مقرهاي طالبان ، ادعاهايي دال بر كشته‌شدن بن‌لادن از سوي رسانه‌هاي امريكايي و رسانه‌هاي همسو با آنها مطرح مي‌شد . زماني كه طالبان خبر را تكذيب مي‌كردند ، امريكاييها مي‌فهميدند كه تلاش آنها در انهدام مواضع طالبان و كشتار آنها چندان موثر نبوده است . اگر طالبان سكوت مي كردند ، اين سكوت صحت ادعاي امريكاييها را اثبات مي‌كرد و نيروهاي طالبان را نيز از نظر روحي تضعيف مي‌نمود. رامسفلد وزير دفاع آمريكا در ادعايي ديگر در تاريخ 7/1/82 نيز اعلام نمود كه نيروهاي سوري با دادن « دوربين‌هاي كار در شب » به عراقيها آنان را در كشتن نيروهاي آمريكايي ياري داده‌اند و اين مطلب توسط منابع سوري تكذيب شد . اغراق عوامل تبليغاتي با بهره‌گيري از اين شيوه دست به پخش مطالب مبالغه‌آميز مي‌زنند . آنها سعي مي‌كنند مطالب كوچك را بسيار بزرگتر از آنچه وجود دارد جلوه دهند و همچنين قادرند از مطالب بزرگ به شكلي ضعيف و در زمان ، مكان و جايگاهي كه به چشم نمي‌آيد ، بهره‌برداري كند . تفرقه شايد بتوان تفرقه را يكي از مؤلفه‌هاي عوامل قبلي دانست كه با استفاده از آنها عامل تبليغاتي سعي مي‌كند بين جامعه مخاطبان خود با مرزبندي و جناح‌بندي‌هايي كه در اكثريت موارد كاذب هم مي‌باشد ، مطالبي را پخش كند تا پتانسيل‌ها و توان آنها را كاهش دهد . ترور شخصيت در شيوه‌هاي جديد ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است . در زمان‌هايي كه نتوان فردي را ترور فيزيكي كرد و يا نبايد افراد مورد ترور فيزيكي قرار گيرند ، سعي مي‌كنند از طريق عوامل تبليغاتي جنگ رواني و با استفاده از وسايل ارتباط ‌جمعي ، شخصيت‌هاي مطرح و مؤثر در جناح مقابل را به زير ذره‌بين كشيده و با بزرگ‌نمايي نقاط ضعف آنان را ترور شخصيت نمايد . اصطلاحي كه امروز براي تروركردن از طريق وسايل ارتباط جمعي يسيار مورد استفاده قرار مي گيرد ، Terrorovision است كه هدف آن ترور شخصيت هاي سياسي و مهم از طريق به تصوير كشيدن نقاط ضعف و حركات نادرست آنهاست . اين عوامل باعث مي شود رهبران ذي‌نفوذ نزد مخاطبان دچار بي منزلتي وتخريب چهره شوند . شايعه Rumour زماني كه جريان اين خبر از بين افرادي شروع مي‌شود كه از حقيقت موضوع دورند ، شايعه آغاز مي‌گردد و تكرار آن بدون ارائه برهان و دليل ادامه مي‌يابد تا تقريبا بسياري از مردم آن را باور مي‌كنند و درنهايت شيوه معيني براي ترويج آن پيش گرفته مي‌شود ، مانند « آنها مي‌گويند ... » يا « از يك منبع مسئول شنيده‌ام كه ... » يا « اخبار دقيقي دارم مبني بر اينكه ... » و مانند آنها .در اينجا يك شرط اساسي براي كامل شدن شايعه وجود دارد . اين شرط عبارت است از اهميت پيشامد يا شخصي كه در شايعه مطرح شده و همچنين ضرورت وجود ابهامي كه شايعه را فرا گرفته باشد . به‌علاوه انگيزه‌هاي رواني كه سبب پيدايش شايعه و رواج آن گردد .شايعات زماني رواج مي‌يابند كه حوادث مربوط به آن در زندگي افراد از اهميتي برخوردار باشند يا در مورد آنها خبرهاي صريح پخش نشود و يا اينكه خبرهاي مربوط به آنها مبهم باشند . اين ابهام زماني به وجود مي‌آيد كه خبر به صورت تحريف شده دريافت شود ، يا به فرد خبرهاي متضادي برسد يا فرو از فهم اين گونه خبرها عاجز باشد به هرحال شايعه هميشه دروغ نيست و هميشه داستان بدخواهانه‌اي را شامل نمي‌شود . ممكن است شايعه سبب درز كردن اطلاعات گردد ، به ويژه در زمان جنگ ، يعني زماني كه كنترل اطلاعات نظامي از جهت امنيت ملي كشور ، ضروري است .مي‌توانيم بگوييم شايعه براي به انجام رساندن دو وظيفه توام انتشار مي‌يابد : اولين وظيفه بيان وتفسير تنش احساسي است كه افراد حس مي‌كنند و وظيفه دوم تسكين اين تنش است .در شرايط عادي اخبار از طريق منابع قابل اطمينان و راديو و تلويزيون پخش مي‌شود و شايعه كمتر به‌حال ظهور و بروز مي‌يابد ، اما وقتي فشار روحي و سردرگمي به‌وجود مي‌آيد شايعه نيز گسترش مي‌يابد . در چنين شرايطي اگر چه شايعات از پشتوانه و شواهد محكمي برخوردار نيستند اما به‌دليل خودداري منابع رسمي از انتشار اطلاعات واخبار كافي و شواهد كه گاهي به‌خاطر دسترسي نداشتن به آن و گاه به لحاظ اعمال سانسور است به‌سرعت و از طريق تكرار در ميان مردم در سطح وسيعي گسترش مي‌يابد و اين تكرار از آن جهت است كه نيازهاي هيجاني مردم را برآورده مي‌كند تاكتيك شايعه Rumour شايعه در جايي ايجاد مي‌شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد . از جمله اولين عناصري كه در بحث شايعه مطرح مي‌باشند ، موضوع ، مكان و زمان شايعه است . يك شايعه‌ساز ماهر به‌خوبي مي‌داند كه شايعه وي بايد موضوعي باشد كه حساسيت بالاي جامعه را در زمان و مكان مناسب به خود اختصاص دهد . رابطه بين موضوع ، زمان و مكان مي‌بايد در پخش يك شايعه به‌خوبي درك و احساس گردد .در خصوص بحث زمان اعتقاد براينست كه يا به‌موقع بودن پخش شايعه بيشترين تاثير را دارد و همچنين بالاترين تاثير شايعه در لحظه اوج احساسات مردم است . چنانچه شايعه قبل يا بعد از زمان تاثير‌گذار مطرح شود ، به همان اندازه نفوذ خود را از دست مي‌دهد . مكان پخش يك شايعه نيز مي‌بايد كاملا داراي مجاورتهاي معنوي و جغرافيايي باشد .شايعه ضريب خود را مديون دو نكته مي‌باشد . اول ابهام در موضوع و دوم اهميت موضوع . هر چه ضريب اهميت يك شايعه بالا باشد ، ضريب نفوذ آن نيز به همان ميزان بالا مي‌رود . در ضمن به همان ميزان كه ابهام در قضيه افزايش مي‌يابد ، ضريب نفوذ شايعه نيز بالا مي‌رود . چنانچه يكي از اين پارامترها ي ابهام يا اهميت صفر شود ، ضريب نفوذ شايعه نيز صفر خواهد شد .عوامل ديگري نيز در پخش ، پذيرش و نفوذ شايعه مؤثرند اما از درجه دوم اهميت برخوردار مي‌باشند . يكي از اين عوامل عناصر پخش شايعه هستند . به‌طور نمونه پخش شايعه از زبان يك وزير ، يك استاد دانشگاه و يا هر منبع معتبر ديگر ضريب نفوذ آن را بيشتر از پخش شايعه از زبان راننده تاكسي مي‌كند. هرشايعه دربرگيرنده بخش قابل ملاحظه‌اي از واقعيت مي‌تواند باشد ، اما ضريب نفوذ آن نيز تحت تاثير سه عامل ديگر مي‌تواند افزايش بالايي پيدا كند ،كه اين عوامل عبارتند از : • تسطيح • همانند‌سازي • برجسته‌سازي تسطيح در تسطيح شايعه‌ساز سعي مي‌كند عوامل حاشيه‌اي و جنبي يك موضوع را از بين ببرد و موضوع شاخص را نمايانتر كند . حذف مطالب حاشيه‌اي شايعه و حذف مطالب كم‌اهميت‌تر عامل تسطيح را شكل مي‌دهد. دراين جا موضوع شايعه نماد وسيع‌تر و بزرگ‌تري پيدا مي‌كند و يا به تعبير ديگر تنها موضوع شاخص جامعه مي‌شود . همانندسازي در همانندسازي نوعي فرافكني صورت مي‌گيرد . موضوعي در ذهن مخاطب عينيت پيدا كرده و مخاطب نسبت به آن آگاهي دارد . در اين نوع شايعه ، استفاده از تاكتيك بک گراند مي‌تواند عنصر شايعه را تقويت كند . به عنوان مثال در حوادث بعد از 11 سپتامبر ، استفاده از شايعه پخش سلاح‌هاي ميكروبي و شيميايي را همانندسازي مي كنيم با سلاحهاي به‌كار برده شده در جنگ خليج فارس . براي اينكه ثابت نماييم توليد اين نوع سلاح‌ها توسط آمريكايي‌ها صورت گرفته و امروز در خود آمريكا موجب سياه‌زخم مي‌شود . برجسته‌سازي ، بزرگ‌نمايي نمودار شدن عنصر اصلي شايعه همان برجسته‌سازي و واضح‌كردن موضوع اصلي است . برجسته‌سازي زماني اتفاق مي‌افتد كه شما بتوانيد با تسطيح عناصر حاشيه‌اي خبر را حذف و با مبالغه‌اي كه در خبر انجام مي‌دهيد ، آن را درحد معقول بزرگ جلوه ‌دهيد . شايعات در زمان جنگ‌هاي نظامي سه دسته هستند و داراي سه كاربرد مي‌باشند : - شايعات تفرقه‌افكن در اين نوع شايعه سعي مي‌شود در موانع دشمن ايجاد شكاف نمايند و با بيان تشنجات بين افراد دشمن آنها را ضعيف نمايند . اين نوع شايعه در بازي‌هاي سياسي كاربرد وسيعي دارد . - شايعات هراس‌آور در اين نوع شايعه با اعلام كشته‌هاي وسيع و پخش آن در بين نيروهاي دشمن مي‌توان نااميدي را در بين آنها افزايش داده و آنها را ضعيف نمود . - شايعات اميدبخش اين نوع شايعات باعث ايجاد روحيه و انسجام در بين نيروهاي خودي شده و كاربردي وسيع دارد نيل پستمن در كتاب خود تحت نام « زندگي در عيش ، مردن در خوشي » شايعات را به سه دسته تقسيم مي‌كند : - شايعات آتشين شايعه‌ايست كه يكباره شكل مي‌گيرد ، همه جامعه را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و اثري كوتاه‌مدت دارد . كاربرد اين نوع شايعه بيشتر در زمان جنگ نظامي است . استفاده از آمار و ارقام و بزرگ‌نشان دادن آنها ، مسير شايعات آتشين است . به معناي ديگر شايعات آتشين با ارقامي بسيار بزرگ ولي فقط در يك مقطع وارد مي‌شوند ، تاثير آنها عظيم است ولي مقطعي است . نيل پستمن مي‌گويد : اين شايعه هنگامي است كه جنگ يا رخدادهاي ناگهاني در جامعه اتفاق مي‌افتد و اين نوع شايعات غالبا با ارقام بزرگ و ارقام سر و كار دارند . تلفات ناشي از جنگ و تلفات ناشي از سيل و زلزله از جمله اين موارد مي‌باشند . به عنوان نمونه اعلام كشته‌ها با ارقام بزرگ در يك جنگ - شايعات خزنده شايعاتي هستند كه همراه با تاكتيكهاي قطره‌چكاني ، مرحله به مرحله مي‌تواند مسير يك شايعه را در ذهن افراد يك جامعه طراحي كند . اين شايعات درازمدت‌تر از شايعات آتشين هستند و پيچيدگيهاي بيشتري نيز دارند . سوءاستفاده‌هاي مالي و فساد در دستگاههاي اداري و رسوائيهاي مالي از جمله اين نوع شايعات هستند . پخش قطره‌چكاني و مرحله به مرحله حادثه 11 سپتامبر زمينه‌ساز اين نوع شايعه بود . - شايعات دلفيني آن نوع از شايعات هستند كه به تناسب زمان آشكار مي‌گردند و بلافاصله پس از تاثيرگذاري براي مدتي پنهان مي شوند و دوباره با ايجاد زمينه و انگيزه خود را آشكار مي‌كنند . به گفته پستمن اين شايعات ، شايعات غواصي مي‌باشند . در اين نوع شايعه از آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده در زمان‌هايي كه كاربرد آن اقتضاء مي‌كند ، استفاده مي‌كنند . گاهي مطالبي را آشكار و گاهي مطالبي را پنهان مي‌نمايند . به تعبير لئوپستمن مثل نمكي هستند كه بر روي زخم پاشيده مي‌گردد و در طول تاريخ هميشه زنده و داراي كاربرد هستند . شايعات دلفيني شايعاتي هستند كه زمان مشخصي ندارند و هر گاه زمينه آن فراهم شود ، قابل خود نمايي هستند . مانند اخبار مربوط به قتلهاي زنجيره‌اي تاكتيك ماساژ پيام Spinning The Message انواع بيشماري از فريب و خود فريبي در انبوه داده‌ها و اطلاعات و دانشي كه هر روز از كارخانه كار فكري دولت به بيرون جريان مي‌يابد ، ديده شده است كه به ماساژ پيام معروف است . تاكتيك حذف ، تاكتيك كلي‌بافي ، تاكتيك زمان‌بندي ، تاكتيك قطره‌چكاني ، تاكتيك موجي ، تاكتيك تبخير و تاكتيك تبخير از جمله تاكتيكهاي ماساژ پيام به شمار مي‌آيند كه در كتاب‌هاي نوشته شده توسط الوين تافلر به طور كامل در مورد آنها توضيح داده شده است . تاكتيك كلي‌بافي Generality Tactic تاكتيك كلي‌بافي تاكتيكي است كه در آن جزئياتي كه ممكن است مخالفت اداري يا سياسي را برانگيزد را با لعابي از مطالب غيرواقعي مي‌پوشانند . در پخش اين تاكتيك سعي مي‌شود بدون توجه به مسايل اصلي و عميق در خبر و بدون ريشه‌يابي به موضوعي كه منعكس مي شود به حواشي آن پرداخته شده ، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه كنند و خواننده را در سطح نگه ‌دارد . و توجه وي را كمتر معطوف به عمق مطالب نمايند . اين تاكتيك بيشتر در پخش بيانيه‌هاي وزارت امور خارجه و يا دستگاه ديپلماسي خارجي كشورها مورد استفاده قرار مي‌گيرد ، كه در آنها از شيوه بي‌حس‌سازي مغزي استفاده شده است . در جنگ « نبرد براي كنترل » امريكاييها تا هفته‌هاي اول به جز مطالب كلي جنگ ، هيچ جزئياتي را درخصوص اهداف خود و نحوه اداره شهرهاي آزادشده و مسير حركت ارائه نكردند . تاكتيك زمان‌بندي Timing Tactic مرسوم‌ترين مصداقي را كه مي‌توان براي تاكتيك زمان‌بندي مثال زد ، تاخير در پخش خبر مي‌باشد ، به نحوي كه ديگر پيامگير نتواند كاري بكند . اين شيوه در بسياري از موارد التهاب و اشتياق مخاطبين را براي شنيدن خبر از منابع موثق مهيا نموده و در بخشي ديگر با زمينه پخش شايعات را نيز فراهم مي‌كند. تافلر ميگويد پيچيدگي افكار عمومي به گونه‌اي است كه استفاده از يك تاكتيك به شكل مجزا و مجرد نمي‌تواند كاربرد لازم را داشته باشد . بنابراين در بخشي از موارد مجبور به استفاده از تاكتيكهاي تركيبي هستيم . در تاكتيك زمانبندي مي‌توان اطلاعات را با توجه به زمان پخش آن و مهيا نمودن بستر لازم براي پخش خبر مورد استفاده قرار داد .پخش اهداف مرحله به مرحله جنگ « نبرد براي كنترل » از سوي مقامات پنتاگون و وزارت دفاع امريكا از همين نوع تاكتيك است . تاكتيك حذف Omission Tactic براساس اين تاكتيك قسمتهاي مهمي از خبر به دلايلي كه از پيش طراحي شده و به شكلي كه هدفمند صورت گرفته است ، حذف مي‌گردد تا زمينه را براي پخش تاكتيك شايعه مهيا نمايد. در اين تاكتيك پخش‌كننده خبر(رسانه مي‌داند كه با پخش قسمت ناقصي از خبر سؤالاتي در ذهن مخاطبان ايجاد مي‌شودكه اين سؤالات چنانچه پاسخ گفته نشود، زمينه پخش شايعات را فراهم مي‌كند . دروسايل ارتباط جمعي معروف است كه شايعه جايي پخش مي‌شود كه خبر نباشد . عدم پخش هيچ مطلبي در خصوص سازمان مجاهدين خلق ( منافقين ) پس از شروع عمليات « نبرد براي كنترل ) زمينه پخش شايعات متعدد را در ايران درخصوص نحوه برخورد امريكا با با اين گروه را ايجاد كرد . چون سياست به شدت ستيزآميز است ، پيامهاي سياسي بيش از پيامهاي ديگر آگاهانه انتخاب مي‌شوند . اين پيامها به‌طور معمول حوزه‌هاي رو به گسترش دارند كه در اثر استفاده از تاكتيك حذف و خارج ساختن واقعيتهاي مربوط يا تعادل‌بخش به‌وجود آمده‌اند . تاكتيك قطره‌چكاني Dribble Tactic داده‌ها ، اطلاعات و دانش به جاي آنكه در سندي واحد نوشته شود در اين تاكتيك دسته بندي شده و در زمانهاي گوناگون و به مقدار بسيار كم ارائه مي‌گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پيدا كند و هم نسبت به آن اعتياد پيدا كند و منتظر پخش اخبار از مجراي موردنظر گردد . در اين شيوه الگوي رخدادها تجزيه مي‌شود و از ديد گيرنده مخفي مي‌ماند . تاكتيك دروغ بزرگ يا استفاده از دروغ محض Big – Lie Tactic اين تاكتيك قديمي و سنتي مي‌باشد ، اما هنوز هم مورد استفاده فراواني در رسانه‌ها دارد و عمدتا برا ي مرعوب كردن حريف و يا حتي براي مرعوب كردن افكار عمومي مورد استفاده قرار مي‌گيرد . بدين‌معني كه پيامي را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد را بيان مي‌كنند . معروفترين مورد استفاده‌اي كه از اين تاكتيك شده ، در زمان هيتلر و توسط گوبلز بوده است . گوبلز مي‌گويد : دروغ هر قدر بزرگتر باشد ، باور آن براي توده‌هاي مردم راحت‌تر است . وي مي‌گويد اين تاكتيك هم براي مرعوب كردن دشمن و هم تهييج افكار عمومي ، تشويش نيروها و مرعوب ساختن دشمن در مورد نيروي دفاعي و دروغ‌هايي كه در خصوص توان نظامي و تكنيكي به كار گرفته مي‌شود كه در زمينه استفاده از آن دچار بيماري خودباوري و خودبيني نيز مي‌گردد . گوبلز مي‌گويد دروغ را به حدي بزرگ بگوييد كه هيچ‌كس جرات و فكر تكذيب آن را نكند . او مي‌گفت : بعضي مواقع دروغ‌هايي مي‌گفتم كه خودم از آنها مي‌ترسيدم . تسخير يك‌هفته‌اي بغداد توسط نيروهاي ائتلاف و استفاده از جنگ الكترونيك در بغداد از جمله همين تاكتيك دروغ محض بود . فوريت‌بخشيدن ساختگي به خبر To Create High Priority For A News تاكيد بر انتقال سريع و لحظه به لحظه پيام و افزايش كميت آن يكي ديگر از شيوه‌هاي مطبوعاتي است . هدف از اين شيوه ايجاد نوعي طوفان مغزي براي مخاطب نسبت به سوژه موردنظر و ايجاد نوعي ايزوله‌كردن خبري مخاطب نسبت به ديگر منابع خبري از طريق ايجاد اين اطمينان در مخاطب است و اين مطلب را مي‌خواهد القا كندكه اين مطبوعه در سريعترين حالت ممكن ، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند . اين تاكتيك براي كمتر تعمق كردن مخاطب بر اخبار نيز به كار گرفته مي‌شود . از طرفي نيز ، رسانه‌هاي خبري با شتاب‌بخشيدن به گزارش حوادث و رويدادها سعي مي‌كنند از فرصت ايجادشده براي دستيابي به بسياري از اهداف خود ( كه تاكنون مهيا نبوده ) استفاده كنند . اين روش كاربرد تبليغاتي نيز دارد . هم‌چنين در زمان جنگ و بحران‌هاي سياسي كاربرد بسيار دارد . پيچيده كردن خبر براي عدم كشف حقيقت To Tangle a Canard امروزه شيوه پنهان كردن حقيقت ، محرمانه نگهداشتن آن نيست زيرا كه ذات خبر فرار است و به محض يافتن مجرايي ، به داخل جامعه نفوذ پيدا مي‌كند . اعتقاد بر اينست كه زماني كه يك رسانه قصد دارد يك خبر را پنهان كند لازمست با دادن اطلاعات متنوع وزياد ، حقيقت و موضوع را به‌گونه‌اي پيچيده ‌كند كه مخاطب از پيگيري آن خبر صرف‌نظر كند. براي پنهان ماندن حقيقت ، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقيض ، پيچيده و مغلق بيان مي‌شود كه مخاطب نتواند از لابلاي مطالب به حقيقت دست يابد . نمونه بارز اين اتفاق در موضوع پرتاب موشك از سوي نيروي دريايي آمريكايي به سوي هواپيماي مسافرتي ايرباس ايراني بود.امروزه جهت سركوب بسياري از جنبش‌هاي مردمي و نتايج اسف‌بار اقدامات سياسي و اقتصادي قدرت هاي بزرگ در كشورهاي ضعيف جهان اين حقايق از طريق مخدوش ساختن خبر اين وقايع ، پنهان مي‌مانند . افزايش قابليت تصديق خبر از طريق چيدن خبر ساختگي و نادرست درميان چند خبر درست To Take The News Out of Its Proper Context اين از خصوصيات مستمر چند موج راديويي مانند بي.بي.سي است كه همواره از اين شگرد استفاده كرده‌اند . در اين شيوه، نظر مخاطبان به اخباري كاملا صحيح جلب مي‌شود و پس از ايجاد اطمينان اوليه نسبت به اين منبع ، يك خبر نادرست اعلام و القاء مي‌شود .يك تحليل‌گر حرفه‌اي مي‌تواند اخباري كه براي مخالفان خود داراي هويت درست و مشخص‌شده است ، به گونه‌اي با اخبار نادرست آميخته كند كه نهايتا نظر خود را در قالب تحليل و تفسير مورد نظر خود القا نمايد . اين شيوه شيوه‌ايست كه عمدتا تحليلگران و يا نظريه‌پردازان سياسي از آن بهره مي‌گيرند . نمونه آن را مي‌توان در سايت عليرضا نوري‌زاده پيدا كرد . در اين شيوه تحليلگر سعي مي‌كند اخبار موثق و درست قابل استناد براي مخاطبين را همراه با چند خبر نادرست درهم آميخته و با شيوه‌اي كاملا حرفه‌اي نتيجه‌ مطلوب خود را كسب كند . در اين شيوه بايد سعي شود كه از اخبار صحيحي كه مورد تصديق و اطمينان خواننده مي‌باشد بهره‌برداري شود . پس شناخت مخاطبين مورد نظر، لازمه استفاده از اين تاكتيك مي‌باشد .در جريان قتل‌هاي زنجيره‌اي ، عليرضا نوري‌زاده با در اختيار داشتن بخشي از مطالب صحيح قادر بود كه مطالب نادرست خود را تحت پوشش منابع اطلاعاتي موثق منتشر كند . استفاده از دوخبر واقعي براي طرح يك‌خبرساختگي To use Two Factual News Items In Order To Legitimize A False News ارتباط بخشيدن بين دو واقعه ، نتيجه‌گيري غلط و غيرواقعي از آن ، از شيوه‌هاي ديگر در مطبوعات و خبرگزاري‌ها و راديوها به شمار مي‌رود . مثلا راديو بي.بي.سي اعلام مي‌كند كه دو هيات سياسي از آمريكا و ايران همزمان در سوريه با مقامات سوري ديدار و گفت‌وگو كردند . در اين پيام هدف اصلي، القاء خبر ارتباط بين اين دو هيات سياسي در سوريه و تضعيف دولت جمهوري اسلامي است استفاده از عاطفه گيرندگان پيام To Play On The Emotions Of The Audience در اين روش تلاش مي‌شود تعابيري در خبر مورد استفاده قرار گيرد كه به كارگيري آنان احساس عاطفي مخاطبان را به طور ساختگي تحريف و تهييج كند . كلماتي نظير تبعيض ، ظلم به زنان ، فشار بركودكان ، شكنجه ،بازجويي ، توطئه ، خفقان ، نسل‌سوزي ، دولت‌ستيزي ، قانون‌ستيزي ، فجايع بشري و مانند آن مي‌تواند احساسات يك مخاطب را برانگيخته نمايد . موضع زنان و كودكان هميشه مي‌تواند در اين روش كارآمد باشد . پخش برنامه‌هاي تلويزيون و استفاده از عكس‌هايي كه كودكان را در وضعيتي بسيار بد نشان مي‌دهد ، همچنين استفاده از زنان به عنوان عناصر زجركشيده در اخبار مي‌تواند در مسير ايجاد هيجان بسيار مؤثر و پرنفوذ باشد .از سوي ديگر خبرگزاريها از عاطفه غريزي گيرندگان پيام استفاده مي‌كنند . گيرندگان پيام درمقابل يك‌سري مسائل مشترك با هم داراي همبستگي‌هاي عاطفي هستند . مباحث مشتركي نظير دين ، نژاد ، سرزمين ، مليت ، جنسيت ، محيط اجتماعي ، رنگ پوست ، مباحث مشترك قاره‌اي و مباحث انسان دوستي از جمله اين مباحث است كه در خيلي از خبرها هدف قرار مي‌گيرند و سعي مي شود به نوعي در خبرها روي يكي از اين همبستگي‌ها تاكيد شود . مخصوصا روي مسائل ناسيوناليستي بسيار تاكيد مي‌شود ، مثلا كردها در تركيه ، عراق ، ايران ، سوريه و .. سعي مي‌كنند از رابطه عاطفي كردها استفاده كنند ، به نوعي كه تحريك‌‌‌كننده باشد . كردها يك نوع رابطه معنوي ، جدا از همبستگي‌هاي منطقه‌اي با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقيه تاثير مي‌گذارد . استفاده از خبر براي تبليغات Promoting Special Interests Through News وقتي خبري از رسانه‌ها منتشر مي‌شود ، نيازي به اثبات آن وجود ندارد . چرا كه اولين اصل براي دهنده پيام اينست كه ادعايي كه كرده ، اصل مي‌باشد . منبع خبر زماني‌كه خبري را مي‌دهد ، هيچگونه تلاشي براي اثبات آن نمي‌كند و مدنظر او اطلاع‌رساني صرف است .در مورد خبر اگر كسي فكر كند يا ادعا كند كه خبر درست نيست ،لازمست براي رد آن مدركي ارائه دهد . انواع عملکردهاي رسانه اي در راه اندازي جنگ رواني 1ـ در كشورهايي كه حكومت آنها صبغه‌اي نژادي و قومي دارد، رسانه‌ها تحت كنترل شديد دولت، تبديل به بلندگو و انعكاس‌دهنده گرايش‌هاي نژادي ـ قومي -نظامي حاكم مي‌شوند و به عنوان يكي از ابزارهاي «دگرسازي» يا به اصطلاح قرار دادن «ما در برابر آنها» Us Versus Them، بستر مناسبي براي ايجاد تنش، خشونت و حتي جنگ داخلي فراهم مي‌كنند، نوع و شيوه رفتاري رسانه‌ها در بحران رواندا و صربستان نمونه‌هاي خوبي در اين زمينه به شمار مي‌روند. 2ـ در برخي موارد، رسانه‌هاي داخلي يا خود زمينه‌ساز بحران و جنگ هستند و يا به دليل آن كه نمي‌توانند به بيان حقايق بپردازند به ترويج خشونت كمك مي‌كنند. در اين شرايط، اين رسانه‌هاي بين‌المللي هستند كه بايد انجام اين وظيفه را عهده‌دار شوند. غفلت عمدي يا سهوي رسانه‌هاي بين‌المللي در پرداختن به موضوع، منجر به بروز و يا ادامه جنگ و خشونت مي‌شود. سكوت عمدي رسانه‌هاي غربي در برابر نسل‌كشي صرب‌ها و جنايات صدام عليه اكراد، از مصاديق بارز در اين زمينه هستند.در اين باره مارك دافيلد (Mark Duffield) ضمن بررسي گزارش‌هاي تايمز و نيويورك تايمز كه منجر به عدم مداخله جامعه بين‌المللي در جريان نسل‌كشي در كشور رواندا شده است، چنين رسانه‌هايي را در خدمت آنچه بربريت‌گرايي جديد (New Barbarism) غرب ناميده مي‌شود، قلمداد مي‌كند. 3ـ تلاش رسانه‌هاي كشور ثالث براي ايجاد اختلاف بين دو كشور و يا تحريك به اقدام براي جدايي‌طلبي، شيوه ديگري است كه مي‌توان به آن اشاره كرد. 4ـ ترغيب سياستمداران به آغاز جنگ با مطرح كردن اين ايده كه ساير روش‌هاي تغيير رفتار كشور هدف نتيجه‌بخش نخواهد بود، از ديگر شيوه‌هايي است كه رسانه‌ها به آن متوسل مي‌شوند. 5- اگر در زمان جنگ، رسانه‌ها تلاشي براي خاتمه آن انجام ندهند، در حقيقت تداوم خونريزي و خشونت را موجب شده‌اند. در عصري كه بيش از 17000 ماهواره، امكانات فوق‌العاده‌اي را به وجود آورده‌اند، تا حدي كه مي‌توان از ديپلماسي مجازي (Virtual diplomacy) بحث كرد، رسانه‌ها مي‌توانند تلاش فراواني براي ترغيب طرف‌هاي درگير به گفت‌وگو و حتي مذاكرات بين‌المللي چند جانبه به عمل آورند. روش ها و فعاليت ها در براندازى نرم: چـگـونـه يـك نـظـام در بـرابـر مخالفان خود از پاى در مى آيد و شكست مى خورد؟ اصولا عـوامـل شـكـسـت خـوردن چـيـسـت ؟ بـه نـظـر مـى رسـد دشـمـن بـا تـقـويـت عوامل شكست در طرفداران نظام و تضعيف آن در مخالفان نظام سعى دارد تا شاهد پيروزى را در آغوش ‍ كشد. بر اين اساس ، تاکتيکهاي براندازى نرم را برمى شماريم : 1. تاکتيکهاي سياسى آمـريـكا و دنياى استكبارى براى براندازى نظام اسلامى از راهكارهاى گوناگونى بهره مى برد كه برخى از آنها به شرح زير هستند: ـ مـهـار: بـراسـاس ايـن راهـكـار، بـرنـامـه هـسـته اى ايران ، و نفوذ ايران در جوامعى مانند افغانستان ، عراق و لبنان بايد مهار گردد. ـ اسـب تـروا: تـلاش بـراى بـازگـشـايـى سـفـارت آمـريكا در تهران ، تقويت NGOهاى طرفدار آمريكا در ايران و حمايت مستقيم از جنبش طرفدار دموكراسى ـ جنگ روانى : افزايش مراودات رسمى مقامات دولت آمريكا با ضد انقلاب داخلى ، گسترش ‍ برنامه هاى راديو و تـلويـزيـونـى راديـوفـردا و صـداى آمريكا، افزايش آستانه جنگ در اذهان مردم ايران با تـبـليـغـات انـجـام عـمـليـات نـظـامى و بالاخره تمركز روى نقض حقوق بشر در ايران از محورهاى اصلى اين راهكار است .(7) ـ بـى اعـتـبـار كـردن رهـبـران ديـنـى و انـقلابى : بويژه مغزهاى اصلى تصميم گيرى در كشور؛ ـ ايجاد و گسترش اختلاف بين جناح هاى مختلف حاكميت با هم و با مردم ؛ - مـشـغـول سـاخـتـن ذهـن مـديـران نظام به مسائل داخلى و منصرف ساختن آنان از تعقيب اهداف جهانى انقلاب اسلامى ؛ ـ نفوذ در مجامع روشنفكرى و تصميم سازى نظام ، مانند دانشگاه ها، مطبوعات ، مراكز نشر كتاب و فيلم ؛ ـ انحراف افكار عمومى كشور به نفع آمريكا.( 8) ـ كوشش براى متهم كردن مسئولين ايرانى به موارد شبيه ميكونوس . ـ تلاش براى حذف مسالمت آميز رهبران روحانى ايران .(9) ـ ايجاد شكاف بين دولت و ملت : خانم هاله اسفنديارى در اعترافات تلويزيونى خود چنين مى گويد: ((هـدف دراز مـدت بـنـيـاد سـوروس بـراى پياده كردن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه و هر جامعه اى به سمت جامعه باز اين است كه ميان حاكميت و ملت شكاف ايجاد شود و از طـريـق ايـن شـكـاف آن قـسـمـتـهـايـى از جـامـعـه مـدنـى كـه بـرمبناى فلسفه جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده روى آن حاكميت فشار بياورد براى تغيير رفتار. ايـن شـايـد شـتـاب زده شـود وقـتـى كه حالت گرجستان باشد يا به تدريج به تغيير رفتار از طريق انتخابات و از طريق تغيير رفتارهاى نرم و تدريجى باشد. بـراى ايـجـاد ايـن شـكـاف يـا حاكميت و دولت مركزى بايد تضعيف شود و يا بخش ‍ جامعه مدنى يا عمومى كه همراه حاكميت نيست بايد توانمند شود. (10) ـ نفوذ: تلاش مى شود هواداران غرب در پست هاى كليدى نظام رسوخ كنند. آنـان مـى شـود، اما در كل سعى بر اين است كه با برخورد قاطعانه با اينان و تلاش در اخراج و انزواى طرفداران واقعى نظام ، زمينه براى قدرت يابى نفوذى ها مساعد شود. ـ سـرنـوشـت حـتـمـى : وانـمـود مى شود كه دمكراسى آن هم از نوع غربى آن ، نوعى وحى منزل است كه بايد لزوما و به دقت اجرا شود و اين سرنوشت حتمى هر اجتماعى است .(11) ـ سـاخـت حـزب : تـلاش بـر ايـن اسـت كـه بـا تـاءسـيس يك حزب مخالف دولت كه در عين حـال خـود را مـعـتـدل و مـسـئول نـيـز جلوه مى دهد چنان شود كه همه مخالفان نظام ، بويژه كـسـانـى كـه خـود زمانى از طرفداران نظام بوده اند اما به هر دليلى از آن زده شده اند، جذب و سازماندهى گردند. ـ جـذب نـظـامـيان : سعى مى شود فرماندهان نظامى توسط مخالفان نظام جذب گردند و سربازان براى دفاع از نظام بى انگيزه شوند. ـ صـلح طـلبـى : تـلاش مـى شـود مـخـالفـان نظام در افكار عمومى طرفدار صلح و صفا مـعـرفـى شـونـد و طـرفـداران نـظـام اهـل خـشـونـت و جـنـگ طـلبـى ! امـا در هـمـان حال در پشت پرده اين مخالفان نظام هستند كه دست به خشونت مى زنند. ـ انـتـخابات فعال : تلاش مخالفان نظام در براندازى نرم ، بر اين است در انتخابات و تمامى جاهايى كه بتوان خود را مطرح كرد، حضور فعالى داشت . ـ حـمـايت هاى جهانى : تلاش مى شود تا با رسانه هاى گروهى غرب ، سازمان هاى حقوق بـشـرى ، تـشـكـل هـاى بـيـن المـللى و نيز با نمايندگان كنگره آمريكا ارتباطات وسيعى برقرار گردد و حمايت هاى مختلف سياسى و مادى براى مخالفان نظام جذب گردد. ـ اتـحـاد مخالفان نظام : سعى مى شود بين مخالفان نظام ، بويژه بين جنبش هاى معلمين ، كـارگـران و دانـشـجـويـان نوعى هماهنگى برقرار گردد و همه نيروها براى مخالفت با نظام موجود در مسيرى واحد قرار گيرند. آمـادگـى : در بـرانـدازى نـرم ، تلاش بر اين است مخالفان نظام از آمادگى لازم براى جـايـگـزيـنـى بـرخـودار بـاشـنـد تـا در صـورت بـروز مـشـكـل بـراى نظام حاكم به سرعت ـ تضعيف رهبرى : رهبرى محور اصلى وحدت در جامعه و مقابله با دشمنان دين خداست . از اين رو، دشمن تلاش دارد تا با ترويج شايعات مختلف ، از مـيـزان عـلاقـه ، اعـتـمـاد و اطاعت پذيرى مردم در برابر رهبرى بكاهد كه چنين چيزى مى تواند براى انقلاب اسلامى بسى خطرساز باشد. دشـمنان جمهورى اسلامى بويژه دولت آمريكا به خوبى دريافته اند تا زمانى كه مردم به ولايت فقيه وفادارند و به آن به عنوان يك نظام قانونى ، مشروع و مقدس مى نگرند، نـمـى تـوانـنـد سـلطـه خـود را بـر آنـان تـحـمـيـل سـازنـد. ايـن واقـعـيـت بـه شـكـل كـامـلا روشـن و عـريان در سخنان استانلى روم ، معاون رييس سازمان امنيت ملى آمريكا خودنمايى مى كند. او صريحا اعلام كرده بود: ((آنـچـه تـاكـنـون هـمـه تـحريكات ما را براى براندازى نظام جمهورى اسلامى ايران با ناكامى مواجه ساخته است ، اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است .)(12) در واقـع از ديـدگـاه سـيا كه توسط ادوارد شرلى از كارشناسان برجسته آن بيان شده اسـت تـنـهـا سـرنـگـونـى ولايـت فـقيه به منزله تغيير ماهيت رژيم ايران است . او در تير 1377 در فـصـلنـامـه آمـريـكايى خاورميانه در جريان يك ميزگرد چهارنفره تصريح مى كند: اگـر نـظـام ولايـت فـقـيـه در ايـران از هـم بـپـاشد آن وقت مى توان پذيرفت كه جمهورى اسلامى تغيير ماهيت داده و برقرارى روابط ممكن خواهد شد.(13) ـ انتخابات هدايت شده : از جمله روش هاى براندازى نرم در كشورهايى كه دمكراتيك هستند، فـعـال سـازى عـوامـل همفكر غرب در صحنه انتخابات مختلف بويژه رياست جمهورى است . عـوامـلى كـه مـمـكـن اسـت در ظـاهـر عـليـه غـرب حـرف هـم بـزنـنـد امـا در عـمـل بـا انـديـشـه هـاى غـرب هـمـسـويـى دارنـد. در چـنـيـن مـواردى غـرب بـا اسـتـفـاده از پـول هاى عظيمى كه صرف تبليغات كانديداى مطلوب خود مى كند و از طريق اعزام جمعى از مـتـخـصـصان تبليغاتى براى كمك به كانديداى مورد نظر و ايجاد اتحاد نظر در بين مخالفان براى حمايت از يك كانديداى مطلوب غرب ، دوستان خود را به قدرت مى رساند. در اين باره ، شرحى از آنچه آمريكا در برخى كشورهاى بلوك شرق سابق انجام داده بود در پـايـان بـحـث تـاريخچه همين نوشتار در اين باره ، گفتنى است ، آمريكا براى اين كه دخـالت هـايـش عـلنـى نـشـود، انجام قسمت هاى مهمى از اين ماءموريت را به سازمان هاى به ظـاهـر غـيـر دولتـى سـپـرده اسـت كـه نمونه برجسته آن بنياد جامعه باز متعلق به جرج سوروس است . اين بنياد، علاوه بر آنچه در مبحث تاريخچه گذشت ، بر اساس ‍ راهكارهاى كميته خطر جارى ، تلاش دارد تا با جذب نخبگان فكرى و سياسى كشورهاى هدف ، دعوت از آنـان بـراى شـركـت در بـرخـى هـمـايـش هـاى به ظاهر علمى در ايالات متحده ، شبكه اى عـنـكـبـوتـى در آن جـامـعـه ايـجـاد كـنـد و بـا ايـجـاد اتـحـاد بـيـن ايـن شـبـكـه هـا، كـنـتـرل و هدايت مخالفان دولت را در دست گيرد و با روش هاى به ظاهر دمكراتيك ، مانند شـركـت در انتخابات هدايت شده ، قدرت سياسى را قبضه نمايد. خانم هاله اسفنديارى از سـرپـل هـاى ايـرانـى ـ آمـريـكـايـى اين بنياد بود كه در هيجدهم ارديبهشت 1386، توسط وزارت اطلاعات دستگير شد. در اين باره ، بيانيه وزارت ياد شده چنين توضيح داد: ((... در خـصـوص خانم ((هاله اسفنديارى )) نيز به آگاهى مى رساند، وى مدير و موسس ‍ برنامه خاورميانه مركز ((ويلسون )) در آمريكا مى باشد كه بودجه اين موسسه از طريق كـنـگـره آمـريـكـا تـامـيـن مـى گـردد؛ ايـن مـركـز حـلقـه اتـصـال ارتـبـاط ايـرانـيـان بـا سـازمـان هـا و نـهـادهـاى آمـريـكـايـى بـوده كـه بـا هـدف تـوانـمـنـدسـازى عـرصـه هـاى مـوثـر جـامـعـه در راسـتـاى اهـداف بـيـگـانـگـان دنبال مى شده است . به عنوان مثال ، رامين جهانبگلو يكى از مدعوين جذب و با همكارى ساير سـازمـان هـا ايـن مـركـز بـوده كـه از طـريـق بـنـيـاد NED و نـهـادهـاى آمـريـكـايـى ، مـدل فـروپـاشـى اروپـاى شـرقـى و نـقـش روشـنـفـكران در آنجا و تطبيق آن با ايران را تئوريزه كرده و به عنوان يك پروژه دنبال مى نموده است . در تـحـقـيـقـات بـه عـمل آمده ، خانم اسفنديارى اظهار مى دارد كه فعاليت ها و برنامه هاى مـربـوط بـه ايـران در بـرنـامـه خـاورمـيـانـه اين مركز، از طريق بنياد معروف آمريكايى ((سـوروس )) حـمـايـت و پـشـتـيبانى مالى شده است . (اين بنياد آمريكايى متعلق به جورج سـوروس بـوده كـه نـقـش كـليـدى در انـقـلابـات رنـگـارنـگ سـال هـاى اخـيـر در چـنـد كـشور داشته است .) با همكارى خانم اسفنديارى ، مدير و نماينده تحقيقات تكميلى در اين خصوص ‍ ادامه دارد. وى در بازجويى هاى اوليه اظهار مى دارد كه بـنـياد سوروس در ايران با ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمى و تلاش براى توسعه و گسترش آن ، اهداف براندازانه خود را دنبال مى نموده است .))(14) 2. تاکتيکهاي اقتصادى ـ بـهـره بـردارى از ضـعـف سـيـاسـت هـاى اقـتـصـادى نـظـام حاكم نهايت بهره بردارى به عمل مى آيد و طرفداران رژيم متهم به فساد و رشوه خوارى مى گردند؛ ـ كـمـك مـالى به خانواده هاى زندانيان و گروه هاى مخالف حكومت و حتى نظارت يا مشاركت در اعتراض ها؛ ـ تشويق اعتصابات و شورش هاى كارگرى .(15) 3. تاکتيکهاي فرهنگى ـ ايـجـاد تـرديـد در مـقـدسـات ديـنى : اصل اسلام نيز در معرض تهاجم دشمنان قرار دارد. سـامـوئل هـانـتـيـنـگـتـون كـه كـتـاب جـنـجـالى او ((بـرخـورد تـمـدن هـا)) تـبـديـل بـه بـيانيه اعلام جنگ محافظه كاران جديد شده بود، در اين كتاب مى نويسد كه دشمن ، طيف راست اسلامى نيست ، بلكه دين خود قرآن است : ((مساله اساسى غرب ، اسلام بنيادگرا نيست ، بلكه خود اسلام به مثابه تمدنى متفاوت اسـت كـه پـيـروانـش مـتـقـاعد شده اند فرهنگ شان برترين است و با پستى و فرومايگى قـدرت شـان بـاعـث آزار و اذيـت مى شوند. مساله اسلام ، سى آى ا، يا وزارت دفاع ايالات متحده نيست . مشكل اسلام ، غرب به مثابه تمدنى ديگر است كه مردمش جهانى بودن فرهنگ شـان را بـاور دارنـد و بـرآنـنـد كـه اگـر قـدرت در حال زوالى بخواهد به آنان تحميل شود، فرهنگ عالى و برتر آنان وظيفه دارد آن فرهنگ را در سراسر جهان بگسترد.(16) ـ حمايت مكرر و مؤ كد از حقوق بشر و دموكراسى در ايران ؛ ـ تـدارك شـبـكـه هـاى مـتـعـدد راديو تلويزيونى براى ايرانيان با استفاده از جديدترين فنآورى هاى روز؛(17) [امـام ] خـمـيـنـى در اوليـن سـال انقلاب كه جمهورى اسلامى ايران را به رفراندوم ((اقدام گذاشت اقدامى هوشمندانه بود و تدوين قانون اساسى ايران دومين گام هوشمندانه او با اين دو اقدام خود ساختار اسلامى حكومت را شكل داد. توصيه كرده ايم كه براى مـتـزلزل كردن رژيم اسلامى بايد [امام ] دوستان خود روى دو نقطه بيشتر متمركز شوند. اول اسـلامـيـت رژيـم و دوم بى نقص بودن قانون اساسى اين حركت نبايد در ميان توده هاى مردم که به، خمينى حساسيت دارند باشد زيرا مردم عادى نسبت به اسلام وامام حساسيت خاصي دارند. اما در دانشگاهها و در مـحـافـل روشـنـفـكرى به عنوان بحث و تريبون آزاد مى توان اسلامى بودن رژيم را نـشـانـه تـبـعـيـض در مـيـان مـلت مـعـرفـى كـرد و حـذف قيد اسلامى را به عنوان يك حركت دموكراتيك دنبال كرد. مخالفت مستقيم با قانون اساسى رژيم نيز حساسيت برانگيز است ، اين حركت را مى توان با ايجاد ترديد درباره قانون اساسى آغاز كرد...!))(18) ـ بى اعتبار جلوه دادن منابع خبرى نظام بويژه صدا و سيما؛ ـ ايجاد تحير و سرگردانى ذهنى در بين مردم : سعى مى شود با طرح حجم عظيمى از سؤ ال ، مـخـاطـب را در بـاورهـاى خـود بـه تـرديـد انـدازد. در مـثـل بـايـد گـفـت بـه يـك بـاره ، حـجـم عـظـيـمـى از سـؤ ال در خصوص ولايت فقيه و يا دفاع مقدس براى جوانان كشور طرح مى كنند و آنان را به شـك و شـبـهـه مـى انـدازنـد. البـتـه طرح سئوالات واقعى براى رفع شبهات حقيقى امرى پـسـنديده است اما در اين باب ، هدف طرح سئوال و فهم واقعيت نيست ، هدف ايجاد شبهه در اذهان مردم است ؛ ـ ايجاد تصويرى دلفريب از آمريكا در اذهان مردم ؛ - نابود ساختن انگيزه دفاع از كشور و ناموس در صورت حمله احتمالى آمريكا؛(19) ـ نـبـرد رسـانـه اى : رسـانـه هـاى اسـتـكـبـارى بـه صورت نسبتا يكدست در كنار برخى روزنـامـه نـگـاران مـزدور و يـا فـريب خورده داخلى تلاش مى كنند تا زمينه را براى نفوذ دشمن مهيا سازند. دارنـد. احـسـاس نـاتـوانـى ، بـدبـيـنـى بـه آيـنـده ، تـنـبـلى ، هـوسـرانـى و امـثـال آن از جمله ميكرب هاى روحى هستند كه در هواى نفس آدمى لانه كرده اند. در براندازى نـرم ، بـه بـهـانـه كـار فـرهـنـگـى تـلاش مى شود تا اين نفس چون اژدها تحريك شده ، فعال گردد. دشمن اسم اين كار را اسلحه فرهنگى مى گذارد. فايده اين كار براى دشمن ايـن اسـت كـه مـا را از فـرهـنگ اسلامى و معنوى دور مى كنند و اگر هيچ دستاورد ديگرى هم بـرايـشـان نـداشـتـه باشد همين كافى است . ((صدرالدين الهى )) عضو رسانه اى شبكه برانداز در خارج از كشور، در كنفرانسى كه با همكارى آمريكا و آلمان و كارگردانى كنت تيمرمن در سال 1368 در هامبورگ تشكيل شده بود، چنين گفت : ((چـون نـظـام به اسلام وحمايت مردم تاءكيد دارد، وقتى سخن ازبراندازى به ميان مى آيد مـردم مـوضـع مـى گـيـرنـد؛ امـا يك راه وجوددارد. حكومت تهران را فقط باسلاح فرهنگ مى توان خلع سلاح كرد و دست بسته تحويل مردان سياست داد.))(20) اينان به نام فرهنگ ، برخى ويروسهاى مخرب را به جامعه تزريق مى كنند. اين ويروس هـا، انـديـشـه هـاى مـردم را بيمار مى سازند، آينده را در نظر آنان تاريك جلوه مى دهند تا روح امـيـد و نشاط را از مردم بگيرند و به اين ترتيب ، نظام را از سرمايه اصلى اش كه مـردم بـاشـد خـلع سـلاح كـنـنـد و مـحيط سياسى كشور را براى بروز فجايع مختلف آماده سازند. در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد: هـمـيـشـه دشـمـنـان بـيـرونـى مـلت ايـران سعى كرده اند اين ميكروبها را در درون جامعه ى ايـرانـى رسـوخ دهند: ((شما نمى توانيد))، ((شما قادر نيستيد))، ((آينده تان تاريك است ))، ((افـقـتـان تـيـره است ))، ((بيچاره شديد))، ((پدرتان درآمد)). سعى اين بوده است كه مـلت مـا را نـا امـيد، كسل ، بى اعتماد به نفس ، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند؛ اينها دشمنان درونى است .(21) 4. تاکتيکهاي اجتماعى ـ گسترش فساد و اعتياد در جوانان كشور؛(22) ـ تـضـعـيـف روحـانيت متعهد: روحانيت متعهد پاسدار اصلى اعتقادات دينى مردم است . كاستن از نفوذ روحانيت ، به مفهوم هموار ساختن راه براى نفوذ فرهنگ سيا، مى گويد: كليد اصلى براى ايجاد يك تغيير بنيادين در سياستهاى ايران از بين بردن خصوصيات انـقلابى رژيم ايران است و اين فقط با تحريم اقتصادى به دست نمى آيد. بلكه بايد نفوذ روحانيت را از بين برد و عقايد انقلابى از درون تهى شود.(23) 5. تاکتيکهاي امنيتى ـ تلاش براى دامن زدن به گرايش هاى تجزيه طلبانه در نقاط مختلف كشور؛194 انسان هـا تـا دسـت هـمـكـارى و وحـدت بـه يـكـديـگـر نـدهـنـد، از پـس بـسـيـارى از كـارهاى مهم ، مثل حفاظت از يك نظام اسلامى بر نخواهند آمد. دشمن تلاش دارد تا عنصر نزاع و تفرقه را در جامعه اسلامى وارد سازد و در مقابل به طرفداران خود انسجام بخشد. در همين راستا به خـبـر زيـر تـوجـه فـرمـايـيـد، خـبـرى كـه ((بـاشـگـاه خـبـرنـگـاران )) آن را از فايننشال تايمز نقل كرده است : ((ايـالات مـتـحـده هـمـزمـان بـا مـذاكـره بـا تـهـران در حال قاچاق سلاح و پول به گروه هاى اقليت قومى ايرانى است .))(24) ـ دامن زدن به نافرمانى مدنى در تشكل هاى دانشجويى و نهادهاى غير دولتى و صنفى ؛ ـ حمايت از مخالفان حكومت ايران : سفر فعالان جوان خارجى از كشورهاى متحد ايالات متحده به ايران ، و حمايت آنان از جنبش هاى مدنى و نافرمانى ها؛ ـ دعـوت فـعـالان جـوان ايـرانـى به خارج ، براى شركت در سمينارهاى كوچك . اين كار در صربستان ، فيليپين ، اندونزى و شيلى و كشورهاى ديگر جواب داده است . اين افراد بايد از سوى مقامات آمريكايى انتخاب شوند، نه نهادهاى ايرانى ؛ ـ اسـتـفـاده از سـفـارتـخـانـه هـاى كـشورهاى ديگر در تهران : حضور در جلسات محاكمه و درخواست مشترك براى آزادى زندانيان سياسى ؛ ـ تـضـعـيـف سرويس هاى امنيتى و نظامى حكومت ايران : بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسى پديد آورد و يا آن را حذف كرد.(26) بـه مـنـظـور ارائه تـصـويـرى روشـن تـر از چـگـونـگـى انـجـام بـرانـدازى نـرم ، مراحل انجام آن به صورت زير ترسيم مى گردد: 1. ايـجـاد اتحاد بين مخالفان نظام : در اين مرحله تلاش مى شود تا همه مخالفان نظام و سرخوردگان از آن از همه اقشار حتى نظامى و روحانى جذب ، انسجام و سازمان پيدا كنند. 2. از كـار انـداخـتـن مـراكـز كـليـدى نـظـام : در اين مرحله به كمك رسانه هاى غربى و يا رسـانـه هـاى وابـسـتـه بـه غـرب تـلاش مـى شود چهره ها و مغزهاى اصلى نظام ، بويژه شـخـص ‍ رهـبـرى و يـا نـزديـكـان اصـلى او مـورد ترور شخصيت قرار گيرند و با القاء شـبـهـات ، سـؤ الات و پخش شايعات مختلف قدرت رهبرى و ساير مراكز اثر گذار نظام تضعيف گردد. حمله به قانون اساسى را نيز مى توان در اين مرحله تصور كرد. 3. نـفـوذ در مـراكـز قـدرت نـظـام : بـايد با تضعيف مراكز نظارتى نظام ، مانند شوراى نگهبان و هسته هاى گزينش چنان كرد كه زمينه نفوذ براى هواداران غرب مهيا تر شود. 4. بـى اعـتبار سازى رسانه ملى : رسانه ملى بايد به شيوه هاى مختلف به تصرف در آيـد. حـال اگـر نـشـد بايد آن را از اعتبار انداخت و متهمش كرد كه دروغ مى گويد و جناحى عـمـل مـى كـند. سپس رسانه هاى جايگزين مطرح مى شود كه امروزه در سايه پيشرفت هاى فن آورى دستيابى به آن كار سختى نيست . 5 . از كـار انـداخـتـن نـيـروهـاى ضـد براندازى : نيروهاى امنيتى و نظامى بويژه سپاه مهم تـريـن نـيـروهـايـى هستند كه بايد در برابر براندازان بايستند. توپخانه رسانه اى دشـمـن تـلاش مـى كـنـد تـا ايـن نـيـروهـا را بـى انـگـيـزه كـنـد و بـا طـرح مـبـاحـثى نظير قتل هاى زنجيره اى و امثال آن دستگاه امنيتى يك كشور را تضعيف كند. 6 . بـيـرون رانـدن مـخـالفـان : با نفوذ تدريجى و قدرت يابى هواداران غرب در مراكز حساس ، كار تصفيه تدريجى اين مراكز از طرفداران واقعى نظام ، در صورتى كه دست از عقايد ارزشى خود بر ندارند آغاز مى شود و به اين ترتيب يك براندازى نرم صورت گرفته است .(27) الزامات و خصوصيات براندازى نرم مـطـابـق آنـچه تاكنون بيان شد مى توان گفت براندازى نرم به لحاظ ماهوى ، كار روى فـكـر افـراد اسـت و در كـل ، عـمـلى فـرهـنگى ـ تبليغى محسوب مى شود. به سخن ديگر، نـوعى جنگ فرهنگى و عمليات روانى است . بر اين اساس ، برخى الزامات و خصوصيات آن مثل هر جنگ فرهنگى ديگر عبارت است از: 1. آزادى بـالا: پـيـش نـيـاز بـرانـدازى نـرم ، وجـود جامعه اى آزاد و مردم سالار، مسئولانى غـافـل از حـركـات دشمن و مردمى با سطح آگاهى پايين نگه داشته شده است . براندازى نـرم در جـوامـعـى كه سطح آگاهى مردم بالا بوده و يا توان اطلاعاتى نظام در تشخيص ‍ حركات دشمن بالا باشد، مؤ ثر نيست . 2. هـوشـمـنـدى : در عـمـليات فرهنگى نياز به سطح بالايى از تخصص هاى گوناگون وجـود دارد. از ايـن رو، افـراد درگـيـر در آن ، اغـلب از كـسانى هستند كه تحصيلات بالاى دانشگاهى دارند. مقابله با آن هم نياز به هوشمندى و تحصيلات بالا دارد. 3. پرستيژ: براندازى نرم عملى شيك و داراى پرستيژ تلقى مى شود. تهاجم نظامى در عـرف جـامـعـه بـين المللى عملى مطلوب تلقى نمى شود، و مخالفت هاى بسيارى را برمى انـگـيـزد، در حـالى كـه عـمـليـات فرهنگى را مى توان با پوشش هاى زيبا مانند دفاع از دمكراسى ، آزادى و حقوق بشر انجام داد. 4. درازمدت بودن : عمليات فرهنگى زمان بر است و در كوتاه مدت جواب نمى دهد. 5 . فقدان تلفات ظاهرى : در جنگ فرهنگى انسان ها در ظاهر كشته نمى شوند، اما وجدان و معنويت آنها قربانى مى گردد. 6 . تـنـوع ابـزارهـا: ابزارهاى سياسى ، اقتصادى ، ديپلماتيك ، و حتى نمايش هاى نظامى مـورد اسـتـفـاده قـرار مـى گـيـرنـد. در ايـن بـيـن ، رسـانـه هـا نـقـش اول را ايفا مى كنند. 7. هزينه پايين : هزينه هاى نبرد فرهنگى در مقايسه با نبرد نظامى بسيار ناچيز است . راهكارهاى مقابله با براندازى نرم لحـاظ روحـى ، از خـودگـذشـتـگـى فـراوانـى را مـى طـلبـد. دشـمـنان ما حماقت كرده اند و چـگـونـگـى عـمـلكـرد خـود را افـشـا كـرده انـد. راه مـقـابله از طريق اجراى ضد پيشنهادهاى براندازى عملى است . در اين باره ، گفتنى است : نـظـام اسـلامـى نبايد اجازه دهد مخالفان نظام با يكديگر متحد شوند، بايد تفرقه را در مـيـان آنـهـا بـه شـيـوه هـاى گـونـاگون مانند خريد برخى از آنان و يا نفوذ دادن برخى عـوامـل بـه درون آنـهـا، دامن زد و اتحاد در بين خودى هاى نظام اسلامى را هر چند با هزينه معنوى بالا حفظ كرد. نـظـام اسـلامـى نـبـايـد اجازه دهد عوامل نا اهل و نا محرم در پست هاى كليدى نظام رخنه كنند. بـايـد نـظـارت اسـتـصـوابـى شـوراى نـگـهـبـان را بر انتخابات مختلف جدى گرفت تا وابـسـتـگـان دشـمـن امـكـان نفوذ نيابند. تاءييد صلاحيت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها بايد تقويت شوند. نظام اسلامى بايد براى تقويت بصيرت نظاميان تلاش بيش ترى كند تا مـبـادا دشـمـنـان ، افـكـار نـظـامـيان را كه نگهبانان اين سرزمين هستند معطوف خود سازند و دوباره سلطه غارتگرانه خود را بر اين سرزمين مقدس برقرار نمايند. از ارتباطات مشكوك بين مخالفان نظام و بيگانگان بايد جلوگيرى كرد. حتى در خصوص بـرخـى مـقـامـات مـتـوسط نظام نيز بايد نظارت داشت تا مبادا دشمن آنان را فريب دهد. در بـرخـورد بـا عـوامـل دشـمن بايد با قاطعيت عمل كرد و از جوسازى هاى رسانه هاى غربى بيمى به خود راه نداد. رسـانـه هـاى مـتـعـهد به نظام اسلامى بايد خشونت گرى مخالفان نظام را افشا كنند تا نـتوانند مردم را فريب دهند و خود را اشخاصى محترم جا بزنند. بايد آگاهى هاى سياسى اقـتـصـادى مردم را درباره مسائل اساسى كشور افزايش داد و شايعه پردازى هاى رسانه هاى دشمن را با بيان به موقع و مكرر واقعيت ها خنثى ساخت . رسانه هاى متعهد و آرمانگرا، بـايـد روحيه اميد و مقاومت را در مردم تقويت كنند و اعتماد آنان به مسئولان عاليرتبه نظام اسلامى را افزايش دهند. اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانيت متعهد در خط رهبرى را بايد جدى از همه ، بايد معنويت و انگيزه الهى را تقويت كرد. قدرت طلبى و هواپرستى از مهم ترين لغزشگاه هايى است كـه آدمـى را در دامـن دشـمـنـان ديـن مـى انـدازد. بـه هـمـيـن دليل درس ‍ هاى اخلاق را بايد جدى گرفت و از اساتيد خودساخته بهره مند گرديد. با كسانى كه به هر دليل از نظام اسلامى كدورتى پيدا مى كنند نبايد چنان رفتار كرد كه در دام دشمنان گرفتار شوند. بايد با مهر و محبت براى جذب دوباره اينان كوشيد و تلاش ‍ دشمن را ناكام گذاشت . هـمـچـنـين بايد با عواملى كه موجبات نارضايتى مردم از اقتصاد مملكت را فراهم مى سازد، مـبـارزه اى جـدى داشـت ، عـوامـلى مـانـنـد تـورم ، بـيـكـارى ، فـسـاد ادارى و امثال آن . برخى از راهکارهاى مقابله با شايعه‏هاى برانداز عبارتند از: - ناديده انگاشتن شايعات ضعيف و پاسخ غيرمستقيم به آن مانند نشان دادن تصاوير فردى که شايعه فوت و يا قتل وى منتشر شده و يا انعکاس حضور گسترده مردم در راهپيمايى‏هاى سالروز پيروزى شکوهمند انقلاب اسلامى و يا مشارکت گسترده در انتخابات براى مقابله با شايعه وجود شکاف ميان جامعه و حاکميت؛ - پاسخ شايعه با شايعه که در عمليات روانى متقابل کاربرد دارد. اجتناب از ارسال اطلاعات طبقه بندى شده در محيط‏هاى سايبر با توجه به اينکه سرورهاى پست‏هاى الکترونيکى مانند جى ميل در کشور ايالات متحده قرار داشته و احتمال ارتباط آنها با شبکه‏هاى جاسوسى رژيم صهيونيستى و امريکا، شايسته است کاربرانى که به نحوى با مطالب محرمانه مرتبط هستند از ارسال آنها به ساير افراد به صورت ايميل بصورت جدى خوددارى نمايند زيرا ضريب اعتماد به حفاظت از اطلاعات طبقه بندى شده در محيط‏هاى مجازى بسيار پايين است؛ همچنين شايسته است از فايل‏هاى محرمانه و طبقه بندى شده در بلوتوث‏هاى تلفن همراه خوددارى شود زيرا در صورت سرقت و گم شدن تلفن همراه و يا فراموشى کاربر به غير فعال کردن بلوتوث؛ اين سناريو محتمل است که افراد سودجو و يا جاسوس با شناسايى هدفمند افراد مشخص با بکارگيرى نرم افزارهايى خاص در جهت حذف و يا دستيابى به اطلاعات طبقه بندى شده اقدام نمايند. تقويت قدرت نرم نيروهاى مسلح - حمايت‏هاى تقنينى ـ اجرايى از توسعه قدرت نرم سازمان مقاومت بسيج؛ - مشارکت افزايى ساختارهاى نيروهاى مسلح در طرح‏هاى عمرانى و جهادسازندگى مانند کارويژه‏هاى قرارگاه سازندگى خاتم الانبياء؛ - تأکيد بر آينده پژوهى، مديريت دانش دفاعى و افزايش تعامل ميان مخازن توليد فکر با متوليان نظامى، انتظامى، امنيتى و اطلاعاتى با هدف تقويت جنبش نرم افزارى توليد علم در راستاى منويات رهبر فرزانه انقلاب؛ - ايجاد و تقويت سازمان آينده پژوهى و فناورى‏هاى نوين در ساختار نيروهاى مسلح؛ - دانش افزايى و توسعه فنى ـ حرفه‏اى نخبگان نيروهاى مسلح در چارچوب اصل تحقيق و توسعه؛ - تحکيم بنيان‏هاى فرهنگى و عقيدتى ـ سياسى نيروى انسانى. آسيب شناسى بحران اقتصاد جهانى از رويکرد امنيت ملى با توجه به اينکه پيش بينى مى‏شود بحران اقتصاد جهانى در کوتاه مدت حل نشود، شايسته است کارگزاران نظام نسبت به آسيب شناسى پيامدهاى اين بحران مانند کاهش قيمت جهانى نفت و تأثير آن بر عملياتى شدن منابع مالى رديف‏هاى بودجه‏اى مصوب، از رويکرد امنيت ملى برخورد کنند بويژه اينکه بخش مهم منابع مالى بودجه پيشنهادى به مجلس شوراى اسلامى از درآمدهاى صادراتى نفت، گاز و محصول پتروشيمى به دست مى‏آيد و تداوم کاهش قيمت انرژى مى‏تواند بستر کسرى بودجه کاهش صادرات، افزايش واردات و تهديد ثبات امنيتى سرمايه گذارى در بورس منجر شود. آسيب شناسى ماهيت تهديدهاى فراروى نظام جمهورى اسلامى ايران در علم «مديريت استراتژيک»(12) امنيت به معناى فقدان تهديد در عمق استراتژيک داخلى و خارجى است و متوليان نهادهاى نظامى، انتظامى، امنيتى و اطلاعاتى شايسته است در گام اول با رويکرد «معرفت شناسى و ماهيت شناسى»(13) نسبت به شاخص گذارى، توصيف و طبقه بندى تهديدهاى فراروى نظام اقدام نمايند تا حداکثر بهره ورى از پتانسيل‏هاى بالقوه و بالفعل منابع قدرت حاصل شود. مهم‏ترين تهديدهايى که مى‏تواند ثبات امنيتى يک نظام سياسى رابا چالش مواجه کند طبق جدول زير قابل تفکيک است: آسيب شناسى دورنماى مطالعات ادعايى امريکا و تأثير آن بر ثبات امنيت اطلاعاتى، اجتماعى و اقتصادى کشور يکى از ابزارهاى جنگ نرم ايالات متحده براى دستيابى به اطلاعات و اسناد طبقه بندى شده نظامى و هسته‏اى، استفاده ابزارى از معاونت پادمان آژانس اتمى است. به عبارتى بررسى متن گزارش‏هاى مديرکل آژانس به صورتى‏است که به جاى اينکه محمد البرادعى نقش متولى يک سازمان بى طرف را ايفا نمايد، به وکيل مدافع مطالعات ادعايى امريکا در آژانس تبديل شده است. به عنوان مثال به تاريخ 19 نوامبر 08 (29 آبان 1387) وى چهاردهمين گزارش دو پهلوى خود پيرامون فعاليت‏هاى هسته‏اى ايران به شوراى حکام را ارائه کرد که برخى‏نکات قابل تأمل آن عبارتند از: ـ بند 15 گزارش طورى تنظيم شده که مى‏تواند تداعى کننده شائبه وجود فعاليت‏هاى هسته‏اى نظامى در ايران باشد و در آن مديرکل آژانس اعلام کرده «هنوز برخى موضوع‏هاى مهم باقى مانده که در گزارش‏هاى قبلى به آنها اشاره شده و براى اثبات عدم وجود اهداف نظامى لازم مى‏باشد، شفاف سازى نشده است.» ـ بندهاى 16 ، 17 و 19 گزارش طورى تنظيم شده که همکارى ايران در مورد مطالعات ادعايى غيرقانونى و غيرمستند امريکا را به عنوان يکى از پيش شرط‏هاى تأييد راستى آزمايى فعاليت‏هاى هسته‏اى ايران معرفى کرده است. همچنين در بند 19 مديرکل آژانس خواستار تصويب پروتکل الحاقى شده است که مى‏تواند عمق و دامنه بازرسى‏ها را به طور قابل توجهى افزايش دهد. ـ در بند به صورت غيرمستقيم در مورد ماهيت فعاليت نيروگاه 40 مگاواتى آب سنگين اراک ابهام زايى شده است. ـ در بند 21 مديرکل آژانس به صراحت همکارى‏هاى فراپادمانى ايران را براى اعتمادسازى کافى نمى داند. نتيجه گيرى: يکى از سناريوهاى چالش زاى دورنماى عمق استراتژيک امنيت داخلى و خارجى نظام مقدس جمهورى اسلامى‏ايران، احتمال بالاى گسترش کاربست دکترين براندازى نرم در سياست خارجى امريکا عليه ايران بويژه در دوره رياست جمهورى «باراک اوباما» ست. به عنوان مثال با توجه به تأثير بالاى «لابى گرى» در فرايند قانونگذارى و اجرايى ايالات متحده، شواهد بيانگر گسترش فعاليت خصمانه لابى‏هاى ضد انقلاب است که با محوريت حقوق بشر فعاليت مى‏کنند بويژه اينکه در انتخابات چهارم نوامبر 08 (14 آبان 1387)، سناريوهاى دموکرات توانستند اکثريت کرسى‏هاى مجلس سنا را نيز به دست آورند و بصورت سنتى اکثريت غالب رجال سياسى اين حزب همواره تحت فشار لابى‏هاى صهيونيسم و ضد انقلاب از قانونمند شدن و عملياتى کردن دکترين مهار ج.ا.ايران با استفاده از گفتمان‏هاى نرم افزار گرايانه مانند جنگ اقتصادى، جنگ روانى ـ رسانه‏اى، جنگ اطلاعاتى و بى ثبات سازى امنيت اجتماعى حمايت کرده‏اند و شايسته است متوليان امر دورنما و شيوه‏هاى خصمانه تئوريسن‏ها و پيروان دکترين براندازى نرم را از رويکرد امنيت ملى رصد کرده و نسبت به مهار و خنثى سازى سناريوهاى تهديدزا به ويژه در زمان رياست جمهورى «باراک اوباما» اقدام‏هاى احتياطى مناسب را در دستور کار قرار دهند. در چارچوب مطالعات دفاعى مى‏توان اهداف راهبردى جنگ نرم ايالات متحده را در هفت حوزه تنش زاى زير طبقه بندى و مورد آسيب شناسى قرار داد: - تنش روانى ـ رسانه‏اى ايران هراسى از طريق انعکاس تصاوير مجازى از توسعه بومى صنعت هسته‏اى و قابليت‏هاى آفندى و پدافندى‏موشکى جمهورى اسلامى ايران و هدفمند شدن جنگ تبليغاتى با هدف گسترش تنش‏هاى قومى، فرقه‏اى، صنفى، دانشجويى و اجتماعى. - تنش اقتصادى گسترش هدفمند عمق و دامنه ديپلماسى تحريم در چارچوب شوراى امنيت (قطعنامه‏هاى 1737، 1747، 1803 و 1835)، تحريم‏هاى ائتلافى هوشمند و يا فشار سياسى بر متحدان خود براى اجتناب از انعقاد توافق نامه‏هاى اقتصادى و انرژى با هدف انزواى ايران در معادلات اقتصادى منطقه‏اى. - تنش نظامى گسترش عمق و دامنه مطالعات ادعايى و گنجاندن آنها در گزارش‏هاى مديرکل آژانس اتمى با هدف تداعى شائبه وجود ارتباط ميان فعاليت‏هاى صلح آميز هسته‏اى ايران و اهداف نظامى و بالتبع توجيه گسترش تحريم‏هاى غير قانونى عليه نهادها، شرکت‏ها و افراد وابسته به وزارت دفاع و سپاه پاسداران با هدف تضعيف بازدارندگى بومى‏کلاسيک و نامتقارن، احتمال بازرسى ناوگان‏هاى نظامى امريکا و ناتو از کشتى‏هاى تجارى جمهورى اسلامى‏ايران با هدف نظارت بر حسن اجراى قطعنامه‏هاى شوراى امنيت، برگزارى رزمايش‏هاى نظامى ميان ناتو و برخى کشورهاى منطقه و انعقاد توافق‏هاى امنيتى دوجانبه با کشورهاى همسايه ايران مانند عراق، افغانستان، پاکستان و کشورهاى شوراى همکارى خليج فارس. - تنش امنيتى جلوگيرى از عملياتى شدن امنيت بومى و پايدار، حمايت مالى ـ رسانه‏اى از گسترش ناامنى‏هاى مدنى با بهانه گسترش حقوق بشر و دموکراسى، حمايت از گروهک‏هاى تروريستى مانند پژاک، منافقين و جندالله با هدف ناامن سازى استان‏هاى مرزى. - تنش اطلاعاتى تلاش براى نصب سامانه‏هاى جاسوسى در مرزهاى ايران و عراق، رخنه در شبکه‏هاى استراتژيک نظام توسط نيروهاى پوششى، شنود تلفن همراه و يا رخنه در شبکه اينترنتى برخى نهادهاى راهبردى. - تنش سياسى مخدوش جلوه دادن نتايج آراء انتخاباتى، تأخير در صدور رواديد مسافرتى توسط برخى متحدان امريکا، ايجاد شکاف ميان جامعه و حاکميت، تشويق به حضور حداقلى مردم در رقابت‏هاى انتخاباتى. - تنش فرهنگى ناتوى فرهنگى با هدف نهادينه کردن فرهنگ ليبرال دموکراسى و تضعيف هويت ايرانى ـ اسلامى مانند تغيير نام خليج فارس و يا ترسيم تصوير خشنى از دين مبين اسلام راهکارهاي مقابله با جنگ نرم راهکارهاي جمهورى اسلامى ايران براى مهار دکترين براندازى نرم آسيب شناسى افزايش توزيع و مصرف مواد مخدر در ايران از رويکرد امنيت ملى با توجه به افزايش تنوع توليد و تغيير الگوى مصرف مواد مخدر، آسيب‏هاى جدى آن بر امنيت اجتماعى و تسهيل براندازى در سکوت نظام مقدس ج.ا.ايران، توصيه مى‏شود مجلس شوراى اسلامى در تعامل و هم انديشى با نمايندگان «ستاد مبارزه با مواد مخدر»(1)؛ از رويکرد امنيت ملى تصويب طرح جامع قانون مبارزه با مواد مخدر را در دستور کار قرار دهند. مجلس شوراى اسلامى مى‏تواند بخشى از ابزارهاى مقابله با مواد مخدر را در چارچوب قانونمند کردن طرح نظام جامع امنيت اجتماعى پى‏گيرى نمايد. از طرفى افزايش رايزنى ميان معاونت امنيتى ـ انتظامى وزارت کشور و يا فعال سازى ديپلماسى پارلمانى از طريق تعامل سازنده کميته‏هاى امنيتى پارلمانى سه کشور ايران، افغانستان و پاکستان، مى‏تواند زمينه‏هاى انعقاد تفاهم نامه هاى دفاعى پارلمانى سه جانبه با محوريت مبارزه با مواد مخدر را عملياتى نمايد. حمايت تقنينى ـ نظارتى و اجرايى از توسعه زيرساخت‏هاى جنگ رايانه‏اى يکى از تهديدات راهبردى نرم افزارگرايانه، نفوذ هکرهاى مهاجم براى آسيب رسانى به شبکه‏هاى وب نهادهاى استراتژيک نظام با هدف «جاسوسى اينترنتى»(2) و يا رخنه اطلاعات گمراه کننده با هدف تخريب شبکه اطلاعات ملى است که عمق و دامنه کاربرى آن در سطوح منطقه‏اى و جهانى روز به روز در حال افزايش است. براى آگاهى متوليان امر نسبت به اهميت روزافزون جنگ‏هاى رايانه‏اى، شايسته است به عنوان مثال اشاره شود کشورى مانند چين با هدف توازن راهبردى قدرت نرم سرمايه‏گذارى هنگفتى را براى توسعه جنگ‏هاى رايانه‏اى هزينه کرده است بطورى که موفق شده است به سيستم‏هاى کامپيوترى نهادهاى نظامى ـ امنيتى ايالات متحده نفوذ نمايد. اين کشور در سال 07 نزديک به ده شرکت دفاعى امريکا مانند «ريتون»(3)، «مارتين لاکهيد»(4)، «بوئينگ»(5)، «نورتروپ گرومن»(6)، «سيستم نرم افزارى برنامه‏ريزى جنگنده‏هاى نيروى هوايى»(7)، «سيستم برنامه ريزى مأموريت بالگردهاى ارتش»(8) و فايل‏هاى فضانوردان ناسا را مورد دستبرد اينترنتى قرار داد(9) و در بودجه دفاعى سالانه خود، رديف‏هايى را براى تقويت هر چه بيشتر «قابليت‏هاى جنگ رايانه‏اى»(10) اختصاص داده است. در اين راستا شايسته است وزارتخانه‏هاى دفاع و اطلاعات و ستاد کل نيروهاى مسلح با تبيين آموزش‏هاى‏راهبردى ، بستر مقابله هدفمند با آسيب‏هاى جنگ رايانه‏اى و تقويت عمق استراتژيک نظام در محيط سايبر را فراهم کنند. آسيب شناسى پيامدهاى اجتماعى جنگ اقتصادى توصيه مى‏شود کارگزاران نظام براى مقابله با جنگ اقتصادى و گسترش تحريم‏هاى احتمالى؛ اقدام‏هاى زير را مورد توجه قرار دهند: - کارگزاران نظام، دورنماى «بحران مالى جهانى»(11)، کاهش قيمت نفت و بالتبع احتمال بالاى عدم تحقق منابع مالى رديف‏هاى بودجه را از رويکرد امنيت ملى بررسى کرده و در مصاحبه‏ها و يا تبليغات انتخاباتى از وعده‏هايى که مى تواند سطح انتظارات جامعه را افزايش و حباب کاذب را تشکيل دهد، پرهيز نمايند زيرا مى‏تواند ضريب اعتماد جامعه به کارگزاران نظام را کاهش دهد؛ - رديف‏هاى بودجه سالانه بصورت واقع گرايانه و متناسب با کف درآمدهاى واقعى تدوين و تصويب شود. قانونمند کردن مقابله با جرايم سايبر و تلفن همراه يکى از حوزه‏هايى که عمق و دامنه تهديدات نرم را گسترش مى‏دهد، رشد فزاينده جرايمى است که در محيط‏هاى مجازى و سايبر به وقوع مى‏پيوندد و به صورت مستقيم امنيت اجتماعى را تهديد مى‏کند که شايسته است ظرفيت‏هاى تقنينى، نظارتى و اجرايى بازدارنده و مناسبى براى مهار آنها در دستور کار متوليان امر قرار گيرد: برخى مصاديق جرايم سايبر که در زيرمجموعه تهديدات نرم افزارى قرار مى‏گيرد، عبارتند از: - افزايش نشر بلوتوث‏هاى شخصى و خانوادگى بويژه افراد مشهور در حوزه‏هاى ورزشى و هنرى؛ - افزايش انتشار بلوتوث‏هاى مستهجن و غير اخلاقى؛ - گسترش شايعات براندازانه و يا تبليغ عليه نظام توسط پيام‏هاى کوتاه تلفن همراه؛ - گسترش وبلاگ‏هاى براندازانه؛ يکى از شيوه‏هاى جنگ نرم در محيط‏هاى سايبر (اينترنت)، گسترش هدفمند و روزافزون وبلاگ نويسى توسط برخى افراد، گروه‏ها يا سازمان‏هاى مخالف نظام جمهورى اسلامى ايران است. وبلاگ‏هاى ساختارشکن و برانداز که معمولاً به سادگى ايجاد شده و نياز به تخصص بالاى بلاگرها ندارد، به راحتى‏در محيط‏هاى مجازى به يک هويت مستقل تبديل و بدون اينکه شناسايى شوند به ترويج عقايد براندازانه اقدام مى‏کنند. در اين راستا افزايش تعامل و هم انديشى ميان کارشناسان وزارتخانه‏هاى اطلاعات، فناورى ارتباطات، قوه قضائيه، قوه مقننه و پليس امنيت اجتماعى و اخلاقى ناجا و يا معاونت فرهنگى ـ اجتماعى ناجا مى‏تواند در ارتقاء اثربخشى راهکارهاى بازدارنده و يا اقدام‏هاى تنبيهى مفيد واقع شود. حمايت تقنينى و مالى از تعميق قدرت نرم نظام در محيط‏هاى مجازى يکى از شاخصه‏هاى دورنماى جنگ‏هاى پيش رو، سرمايه گذارى کشورها بر مقوله «جنگ انديشه در محيط هاى‏مجازى » است و کشورى موفق خواهد بود که بتواند زمينه‏هاى حداکثر بهره ورى از محيط‏هاى وب با جديدترين شيوه‏هاى دانش ديپلماسى عمومى را فراهم کند زيرا دانش افزايى و هوشمندسازى آنلاين جامعه در برابر تهديدات نرم، آستانه مقاومت ملى و کارآمدى نظام در محيط‏هاى مجازى را ارتقاء مى‏دهد. توصيه مى‏شود برخى نهادهاى راهبردى نظام مانند وزارتخانه‏هاى اطلاعات، کشور، فرهنگ و ارشاد اسلامى، صدا و سيما، حوزه علميه قم و سازمان تبليغات اسلامى؛ بخشى از کارويژه‏هاى عملياتى خود را به سمت روزآمد کردن شيوه‏هاى مقابله با تهديدات نرم و جنگ روانى ـ رسانه‏اى متمرکز نمايند بويژه اينکه اکثريت غالب مخاطبان خبر رسانى آنلاين را اقشار فرهيخته، دانشجويان و دانش پژوهان تشکيل مى‏دهند که نقش مهمى را در نهضت نرم افزارى توليد علم و تحقق دانشگاه اسلامى بر عهده دارند. از طرفى انعکاس آنلاين مناسب تحولات خبرى و اقدام‏هاى مثبت مجلس شوراى اسلامى در محيط‏هاى وب به عنوان مهم‏ترين نهاد قانونگذارى کشور که از شاکله مردم سالارى برخوردار است، در تحکيم و انسجام بخشى به روابط جامعه با وکلاء ملت و بالتبع تقويت بنيان‏هاى مشروعيت نظام تأثيرگذار بوده و مى‏تواند گستره هم انديشى مجازى مجلس با کانون‏هاى فکرى و شبکه نخبگان را افزايش دهد که اين تعامل نرم افزارى مى‏تواند در بهينه سازى تصويب طرح و لوايح، مصوبات مجلس، بازتاب سنجى ضريب اقناع سازى مصوبات در ميان نخبگان فکرى، کارآمدسازى کارويژه‏هاى تقنينى ـ نظارتى و در نهايت ارتقاء ديپلماسى پارلمانى مجلس هشتم مفيد واقع شود. سازماندهى نصب دوربين‏هاى مدار بسته در نواحى جرم خيز يکى از اقدام‏هاى بازدارنده مناسب نهادهاى امنيتى ـ انتظامى؛ کنترل نامحسوس نواحى جرم خيز و يا مراکز پر تردد مانند مترو از طريق نصب سامانه‏هاى دوربين مدار بسته است که در صورت مديريت کارآمد مى‏تواند در ثبات بخشى به امنيت اجتماعى مفيد واقع شود. مقابله با ايجاد و گسترش فرقه‏هاى ساختگى يکى از توصيه‏هاى تئوريسين‏هاى دکترين براندازى نرم، فرقه سازى با هدف تضعيف وحدت ملى و انسجام اسلامى است، به طورى که هم اکنون شاهد گسترش افراد و گروه‏هايى هستيم که با عناوينى مانند ارتباط با امام زمان(عج) و يا پيامبران؛ بنيان‏هاى اعتقادى جامعه را هدف قرار داده‏اند. در اين راستا وزارت اطلاعات و حوزه‏هاى علميه به ويژه حوزه علميه قم، نقش مهمى را در خنثى سازى تهديدها و هوشيارى جامعه در برابر اين نوع شيادان ايفا مى‏کنند. قانونمند کردن نظام جامع ديپلماسى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران يکى از راهکارهاى تکليف گرايى کارگزاران نظام به رهنمودهاى رهبر فرزانه انقلاب پيرامون هوشيارى مسئولين در برابر تهاجم نرم افزارى ناتوى فرهنگى؛ قانونمند کردن نظام جامع ديپلماسى فرهنگى با هم انديشى وزارت امور خارجه، مجلس شوراى اسلامى و متوليان فرهنگى است که در صورت تحقق مى‏تواند حداکثر بهره‏ورى بهينه از ظرفيت‏ها و بالتبع عمق استراتژيک نرم افزارى نظام را توسعه دهد که برخى مصاديق آن عبارتند از: - نظام مند شدن کارويژه ديپلمات فرهنگى از رويکرد امنيت ملى وابسته‏هاى فرهنگى سفارتخانه‏ها و دفاتر فرهنگى ايران در کشورهاى خارجى؛ نقش مهمى را در عمق بخشى به اقتدار برون سيستمى و مهار تهديدات نرم ايفا مى‏کنند. ـ هوشيارسازى متوليان فرهنگى نظام نسبت به ابزارها و شيوه‏هاى تهاجم نرم افزارى غرب؛ ـ انعکاس جنايات گروه‏هاى تروريستى بويژه سازمان منافقين در قالب عکس، تصوير، توزيع سى دى، بروشور و يا کتاب که در صورت سازماندهى مناسب مى‏تواند در تقويت تعامل ميان گروه‏هاى دوستى پارلمانى ج.ا.ايران و کشورهاى ميزبان براى افزايش فشار بر گروه‏هاى تروريستى مؤثر باشد؛ ـ تدوين سازوکارهاى تقنينى و اجرايى مناسب براى افزايش تعامل ميان نهادهاى داخلى و شوراى ايرانيان خارج از کشور؛ ـ آشنا کردن ايرانيان و اتباع کشور ميزبان با نقش مثبت و تأثيرگذار دولت و مجلس شوراى اسلامى در حوزه سازندگى و جنبش نرم افزارى توليد علم که در صورت بهره گيرى از شيوه‏هاى تبليغاتى مناسب مى‏تواند تصاوير مناسبى را از اقتدار و رابطه سازنده دولت و مجلس در افکار اتباع کشور ميزبان تداعى نمايد و بخشى از سناريوى جنگ روانى ـ رسانه‏اى غرب براى ترسيم فضاى اختلاف در داخل را خنثى نمايد. ـ توسعه صنعت توريسم و ترويج فرهنگ ايرانى ـ اسلامى رايزنى‏هاى فرهنگى با آشنا کردن اتباع خارجى با اماکن سياحتى ـ زيارتى در قالب نمايش عکس، فيلم و يا توزيع بروشور، نقش مهمى را در علاقمندى جهانگردان براى سفر به جمهورى اسلامى ايران برعهده دارند که با مشاهده توسعه اقتصادى و سياسى عليرغم تحريم‏هاى امريکا، مى‏توانند به صورت ناخود آگاه نقش سفير جمهورى اسلامى‏ايران را در کشورشان بازى کرده و بالتبع بصورت غير مستقيم بر تقويت قدرت نرم نظام در خارج از کشور کمک نمايند. مجلس شوراى اسلامى نيز با تصويب قوانين مناسب و هدفمند کردن برخى تسهيلات لازم، مى‏تواند قدرت مانور ديپلمات‏هاى فرهنگى براى جذب جهانگرد را افزايش دهد. مقابله با ايجاد و نشر شايعه‏هاى برانداز امروزه با گسترش فضاى رسانه‏اى، جايگاه محيط‏هاى مجازى در جنگ‏هاى روانى نامتقارن و يا شايعه پراکنى هاى‏براندازانه تقويت شده، بطورى که گسترش رسانه‏ها، وبلاگ‏ها، وب سايت‏ها، پست الکترونيکى ، پيامک‏هاى‏تلفن همراه و ... امکان رديابى مرجع شايعه پراکنى را به کمترين ميزان ممکن کاهش داده و امکان تبادل غيررسمى اخبار و اطلاعات نيز فراهم شده است. با توجه به آسيب پذيرى امنيت اجتماعى نسبت به رواج شايعات و تلاش دشمن براى ترويج شايعه‏هاى سياسى، امنيتى، اقتصادى و اجتماعى با هدف شکاف سازى و بى اعتمادى ميان جامعه و سطوح حاکميت، شايسته است متوليان امر بويژه صدا و سيما و نهادهاى اطلاعاتى ـ امنيتى ضمن تجزيه و تحليل شايعات برانداز و ريشه يابى آنها، نسبت به پيامدهاى ترويج آن، جامعه را آگاه نمايند. هر ميزان اقدام‏هاى متقابل جمهورى اسلامى ايران ضعيف تر، ابزارها و شيوه‏هاى شايعه پراکنى دشمن قوى تر و منسجم تر و همچنين موضوع شايعه حساس برانگيزتر باشد، سرعت و ضريب تأثير شايعه نيز افزايش مى‏يابد. آنچه مسلم است با نزديک شدن به رقابت‏هاى انتخاباتى و يا در شرايط بحرانى، حجم و دامنه شايعه سازى‏هاى براندازانه با هدف مختل کردن ثبات نظام تصميم گيرى و يا اختلاف افکنى ميان کارگزاران نظام افزايش مى‏يابد. مقام معظم رهبري برخي ازراهکارهايي که دشمنان در جهت براندازي نظام به آن رو آورده اند، را اينگونه بر شمرده اند : 1. تضعيف و تخريب باورهاي ديني. حـفـظ هـويـت فـرهـنـگـي و ديـنـي نـشـانـه اي از شـخـصـيـت و استقلال ملت‌هاو تضعيف آن نشانه وابستگي ملت‌ها است. اعتقاد به حفظ (هويت ديني ) و دفاع از آن تـا پـاي جـان، نـظـام نـوپاي جمهوري اسلامي را برپا کرد و آن را در برابر تهاجمات گـونـاگـون دشـمـن، مـقـاوم و پايدار نمود. اگر دشمن بتواند اين اعتقاد را از ذهن مردم بزدايد، مـقـاومـت‌ها و ايـثـارهـا و فداکاري‌ها هم به دنبال آن از بين خواهند رفت و کشور دوباره در سلطه اجانب قرار خواهد گرفت. آيت الله خامنه اي در اين باره مي‌فرمايد:آنها حاضرنيستند ببينند درمقابل چشمشان پرچم دين و دمکراسي روي يک علم برافراشته شود. سعي آنها اين است که بين مردم سالاري و دين فاصله ايجاد کنند.13 و براين اساس تلاش دشمن اين است که مردم را ازنظام اسلامي دلسرد و پايه‌هاي ايمان و عقيده وعمل ديني را درمردم سست کند.14 2. تضعيف ارکان نظام اسلامي بـعـد از پيروزي انقلاب اسلامي، بسياري از نهادهاي خودجوش انقلابي،فعّاليت‌هاي خود را شروع کرده، و با الهام از رهنمودهاي رهبري نظام به کار خود ادامه دادند. از جمله اهداف دشمن در جهت براندازي نظام اسلامي، تضعيف و تخريب اين ارکان نظام مي‌باشد که نقش مهمّي در تداوم پيروزي انقلاب ايفا مي‌کردند. ازمهمترين اهداف دشمن در اين زمينه تضعيف اصل ولايت فقيه بوده است. اصل ولايت فقيه به عنوان مهم ترين رکن نظام جمهوري اسلامي به شمار مي‌رود؛ اصلي که نظام اسلامي را يک نظام ديني قرار داده و سببِ امتياز آن از نظام‌هاي مـوجـود دنـيـا شـده اسـت ؛ بـه همين دليل اين رکن مورد هجوم دشمن قرار گرفته،که گاه توسط عوامل داخلي دست به انجام آن‌ها مي‌زند. رهبري دراين باره مي‌فرمايد. استکبار جهاني اين بار تصور کرد که مي‏تواند روش مؤثرتري را براي مبارزه با انقلاب اسلامي تجربه کند و بر همين اساس پس از مطالعه زياد به اين نتيجه رسيد که بايد رهبري انقلاب را هدف قرار دهد، زيرا مي‏داند که با وجود يک رهبر مقتدر در ايران اسلامي، همه توطئه‏هاي آنها نقش بر آب خواهد شد.15 ايشان درادامه مي‌فرمايد رهبري يعني آن نقطه‏اي که مشکلات لاعلاج دولت به دست او حل مي‏شود، نفس او حقيقت را براي مردم روشن و توطئه دشمن را بر ملا مي‏کند، تبليغات دروغ و ترفندهاي گوناگون دشمن را افشا مي‏کند و به مردم اميد مي‏دهد. در برابر توطئه سياسي بين‏المللي مي‏ايستد و تماميت انقلاب را در مقابل توطئه‏گران قرار مي‏دهد و دشمن را وادار به عقب نشيني مي‏کند، رهبري در برابر اختلاف‏افکنيهاي دشمن، مايه الفت و مانع تفرقه مي‏شود و دستها را در دست هم مي‏گذارد.16 3. تضعيف روحانيت بـي‌تـرديـد حـضـور روحانيتِ آگاه و متعهد، در خيل عظيم نيروهاي مردمي، نقش مهمي در پيروزي انـقـلاب اسـلامـي ايـفا کرد. پيش قراولاني که در راه اعتلاي کلمة اللّه و احياي اسلام ناب محمدي (ص ) از هـيـچ کـوشـشي دريغ نکرده و هم چون مراد و مقتداي خود، جان بر کف پذيراي هر گونه خـطر گرديدند. به همين دليل هم آماج حملات دشمنان و وابستگان آن‌ها قرار گرفتند. ازاين رو رهبري مي‌فرمايد. دشمنان اسلام از مقابله با نظامي که منافع نامشروع استکبار را در منطقه برهم زده است، دست نخواهند کشيد و با آن آشتي نخواهند کرد. تجربه‏هاي شکست‏خورده آنان سبب شده است که روشهاي خود را در مقابله با ملت ايران پيچيده‏تر کنند و امروز به اين نتيجه رسيده‏اند که براي زدن و کوبيدن انقلاب، بايد به سراغ حوزه‏هاي علميه و دانشگاهها و يا يک فرد معمم بروند، تا بلکه از طريق آنها به هدف خود برسند، اما توطئه‏گران از بيداري حوزه و دانشگاه و هوشياري بزرگان اين کشور غافل بودند.17 4. القاي ناکارآمدي دين القاي ناکارآمدي دين، از سوژه‌هاي مهمي بود که در جهت از بين بردن هويت ديني نظام اسلامي توسط بيگانگان در دستور کار قرار گرفت. طرح شبهاتي در خصوص محدوديت قلمرو احکام ديـنـي و نفي جاودانگي احکام اسلامي، نمونه اي از اين حرکت دشمن در جهت القاي ناکارآمدي دين محسوب مي‌گردد که در ذيل به بعضي از آن‌ها اشاره مي‌شود. اسلامِ هزار و چهارصد سال پيش در مورد مفاهيم اجتماعي امروز نظر ندارد و اگر هم مطلبي داشته باشد قرائت‌ها از آن متفاوت است و در تعارضِ با هم، همه ساقط مي‌شوند. فـقـه قـابـليـت اجـرا در هـمـه زمـان‌ها را نـدارد و حکومت ديني به معني اجراي احکام شريعت نيست : استکبار در سي سال اخير همه امکانات سياسي ـ اقتصادي و نظامي خود را براي نابود کردن انقلاب اسلامي به کار گرفته است اما به اين نتيجه رسيده که حمايت بي دريغ ملت و اتکاي نظام اسلامي به ايمان عميق مردم، از بين بردن جمهوري اسلامي را ناممکن کرده است و به همين علت با همه توان، خنثي کردن وجهه ضداستکباري و کاهش محتواي ديني و روح انقلابي نظام را دنبال مي‌کند که اين واقعيت هوشياري کامل ملت و مسئولان را مي‌طلبد18 5. تفکيک دين از سياست پـيـروزي انـقـلاب اسـلامـي ايـران توانست معادلات سياسي جهان را برهم زده و با ارائه نوعي حـکـومـت ديني، دين را در تمام عرصه‌ها مطرح کند. ظهور اين حکومت ديني که بيانگر جامعيت دين اسلام بود، بيگانگان را به فکر مقابله با اين جريان ديني انداخت. دشمنان اسلام درطول يک قرن و نيم گذشته سعي کرده بودند اسلام رابه طورکلي ازعرصه زندگي جامعه بيرون رانده و باطرح نظريه جدايي دين ازسياست، دينداري رافقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصي قلمداد کنند و با حذف اسلام ازصحنه سياست جهان، کشورهاي اسلامي راعرصه غارتگري‌ها و تاخت و تازهاي سياسي خود نمايند.19 6. شکست و نابودي اسلام و نظام اسلامي ايـمـان و بـاورهـاي ديـنـي مـسـلمـانـان هـمـواره مـهم ترين نقش در پيروزي مسلمانان و حفظ روحيه ايستادگي و مقاومت ملت‌هاي مورد ستم بوده است. بايد اذعان کرد پيروزي انقلاب اسلامي نويد حضور دوباره دين و نظام مبتني بر احکام ديني را بشارت داد. تـاريـخ گـواه خـوبـي بـر اين ادعا است که استکبار جهاني و وابستگانش نسبت به انقلاب‌ها و نـهـضـت‌هايـي کـه مـبـتني بر مکتب بوده اند سخت دشمني کرده، حيات اين انقلاب‌ها را مساوي با زوال و نابودي خود مي‌دانند. آنچه که بدخواهان ودشمنان اين ملت درپي آن هستند، سلب اين انگيزه وايمان ازمردم است20 برخي از شيوه‌هاي دشمن در مبارزه با نظام اسلامي در بيانات مقام معظم رهبري : در مـوضـوع دشمن شناسي، تـوجه به شيوه و روش دشمنان در جهت براندازي نظام اسلامي بسيار مهم است. ازمهمترين شيوه دشمن عبارتند از: 1. تحقير فرهنگ اسلامي دشمن به خوبي درک کرده است که اگر ملتي از نظر فرهنگي، اتکاء به فرهنگ خود نداشته باشد زمينه فروپاشي استقلال فکري آن‌ها و در نتيجه پذيرفتن همه نوع زمينه‌هاي استعماري توسط آنان، فراهم خواهد بود. رهبر انقلاب، تهاجم و شبيخون فرهنگي را از جمله علائم تلاش جبهه استکبار براي بي محتوا کردن نظام اسلامي خوانده و تأکيد کرد درک هوشمندانه اين موضوع و دفاع از ارزشهاي اسلامي و انقلابي، وظيفه اينجانب و مردم است که به فضل الهي، مردم، امروز با هوشياري، درک بالا و قدرت تحليلِ تحسين برانگيز، در صحنه حاضرند21 2. استفاده از روش‌هاي گوناگون تبليغي تـبـليغات و جنگ رواني از کارآمدترين روش‌هاي دشمن براي دست يابي مجدد به منافع از دست رفته خود در ايران است. رهبري مي‌فرمايد. يکي ازتوطئه‌ها و تهديد‌هاي دشمن، ايجاد اختلاف بين و دردرون کشورهاي اسلامي است. در واقع، بهترين ابزار و وسيله‌اي که دشمن دراختياردارد، اين است که بين مسلمين اختلاف ايجاد کند22 3. ترويج آزادي وارداتي از شيوه‌هاي ديگر دشمن در جهت رسيدن به مقاصد و نيات پليد خويش، ترويج آزادي وارداتي (اشـاعـه بـي بـنـد و بـاري و فـساد) مي‌باشد. جريان تاريخي فروپاشي تمدن اسلامي در (اندلس ) سند گويايي است که پرده از حرکات پنهاني دشمن برمي دارد. مقام معظم رهبري معتقد است درتفکر اسلامي و مکاتب غربي تفاوتهاي اصولي واساسي دربيان مرزهاي آزادي و تعيين چارچوب ان وجود دارد. و اگر بخواهيم نسبتي بين تفاوت آزادي درغرب و اسلام ارائه دهيم اين نسبت عموم و خصوصي من وجه خواهد بود. درتفکر اسلامي و مکاتب غربي تفاوت‌هاي اصولي و اساسي دربيان مرزهاي آزادي و تعيين چارچوب آن وجود دارد.... اسلام در برخي از زمينه‌ها دايره را از اين محدودتر مي‌کند و در بعضي از زمينه‌ها آن را گسترش مي‌دهد و به اصطلاح طلبگي‌، بين نظر اسلام و نظر رايج دردنياي غرب درباب، آزادي، عموم و خصوص من وجه است. دربرخي ازچيزها مانظر غرب رابسيار محدود، تنگ بينانه و دربعضي ازامور آن رابيش ازحد وسعت يافته و نزديک به بي بند و باري مي‌دانيم 23 ايشان مي‌فرمايد يک انسان براي اينکه آزاد باشد کافي نيست که زيرسلطه انسان ديگر يا حکومت جبارنباشد، بلکه لازم است که زير سلطه قوه غضبيه و شهويه خودش هم نباشد انساني که براثر ضعف،ترس، طمع، حرص و شهوات نفساني مجبور مي‌شود تحميلات و محدوديتهايي را قبول کند آن انسان هم درحقيقت آزاد نيست24 4. تفرقه افکني از قديمي ترين و مؤ ثرترين شگردها و شيوه‌ها جهت مقابله با يک حکومت و در نهايت براندازي آن، ايجاد (تفرقه ) در بين اقشار گوناگون آن ملت مي‌باشد. دشمنان جمهوري اسلامي، از همان آغاز، به اين شيوه روي آوردند.رهبري مي‌فرمايد. استکبارتلاش مي‌کند تک تک دولت‌ها و حکومت‌هاي اسلامي را با چيزهاي جزيي و با وعده اي واهي ازبدنه دنياي اسلام جدا کند ووضع همين چيزي مي‌شود که هم اينک درجهان اسلام وجود دارد25 5. ايجاد ناامني و هرج و مرج از ديگر شيوه‌هاي دشمن جهت مقابله با نظام اسلامي، ايجاد ناامني و هرج و مرج مي‌باشد. ايجاد نـاامـنـي زمـيـنـه مـنـاسـبـي بـراي تـضـعـيـف روحـيـه مـقاومت و ايستادگي مردم خواهد بود و توجه کارگزاران نظام را از موضوعات کليدي و اصلي به موضوعات فرعي و جنبي سوق مي‌دهد. دلسـرد و نااميد کردن مردم، ايجاد حس بي اعتمادي نسبت به مسؤ ولان نظام، اعلام وجود مشکلات، مـوانـع و تـنـگـناهاي مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و نظامي و القاي اين که اين مشکلات حـل نـشـدني است، برخي از مواردي است که با پيروزي انقلاب اسلامي از طريق دشمن، در جهت ايـجاد ناامني به کار گرفته شد. امروزاگر دردنيا ظلم وجود دارد، اگرسلطه وجود دارد، امروز اگرتمدن خشن غربي، دنيا را پرکرده است وغارت اموال ملتها به وسيله مراکز جهاني وجود دارد، اينها به خاطر وجود هرج ومرج وانزواي اخلاق انساني است26 6. به کارگيري ابزاري روشنفکرنماها و احزاب بـرجـسـتـه تـريـن ويـژگـي انـقـلاب اسـلامـي ايران، احياي هويت ديني بود که با رهبري‌هاي خردمندانه امام به ثمر نشست. دشمن که براي نابودي اين هويت ديني از همه ترفندها و حيله‌ها اسـتـفـاده کـرده بـود، ايـن بـار بـه فـکـر اسـتـخـدام تـعـليـم يـافـتـگـانِ فـرهـنـگ غرب، يعني روشـنـفـکـرنـمـاهـاي وابـسـته افتاد. اين افراد وابسته که توسط بيگانگان انتخاب مي‌شوند، نسل جوان را آماج تيرهاي زهرآگين استعمار قرار مي‌دهند و ضمن دفاع از فرهنگ غربي و ره آورد آن، ديـن و فرهنگ ديني را زير سؤ ال مي‌برند. رهبري در مورد روشنفکر درايران مي‌فرمايد: من بارها گفته‏ام که روشنفکري در ايران، بيمار متولّد شد. مقوله روشنفکري، با خصوصياتي که در عالم تحقّق و واقعيت دارد - که در آن، فکر علمي، نگاه به آينده، فرزانگي، هوشمندي، احساس درد در مسائل اجتماعي و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است - در کشور ما بيمار و ناسالم و معيوب متولّد شد. چرا؟ چون کساني که روشنفکران اوّلِ تاريخ ما هستند، آدمهايي ناسالمند.27 برخي از راه حل‌هاي مبارزه با دشمن در بيانات مقام معظم رهبري : از مهمترين راه حل مبارزه با دشمن ازمنظر و نگاه رهبري، توجه به سه اصل اساسي است: 1. هوشياري و درک موقعيت 2. جرأت اقدام و نترسيدن از سختي‌ها و خطرها 3. ايمان و اميد به آينده ايشان نسبت به اين سه اصل مي‌فرمايد هوشياري و درک موقعيت ـ جرأت اقدام و نترسيدن از سختي‌ها و خطرها ـ و ايمان و اميد به آينده سه درس مهم [هستند] اين درسهاي مهم، راهگشاي امروز و آينده ملت و کشور است.28 ايشان از يک طرف از مردم مي‌خواهد که هوشيار باشند زيرا دشمن گاهي با ده واسطه يک فرد ساده لوح و بيچاره‏اي را تحريک مي‏کند که حرفي را بزند و يا موضعگيري غلط و ناشيانه‏اي را انجام دهد؛ و ممکن است چنين فردي، حتي خودش هم نداند که عامل دشمن است. بنا بر اين بايد هوشيار بود؛ و من اميدوارم که ملت ايران در شناخت دشمن اشتباه نکند. دشمن، استکبار جهاني است. دشمن، آمريکاست و دشمن، صهيونيستها هستند.29 و از طرف ديگرعلاوه برهوشياري وآگاهي مردم، آمادگي لازم جهت مبارزه با دشمنان اسلام را داشته باشند. ملت ايران به همان نسبت که دشمن، روشهاي خود را در توطئه عليه ايران اسلامي پيچيده‏تر مي‏کند، بايد بر هوشياري و آگاهي خود بيفزايد و با آمادگي معنوي، فکري، سياسي و حفظ وحدت و اتصال و ارتباط با يکديگر، چهره دشمن را در هر لباسي که هست، شناسايي کند.30 نتيجه گيرى نـتـيـجـه آن كه براندازى نرم ، براى نظام مقدس اسلامى و آزاد ما، خطرى جدى و اساسى است . بايد آن را مهم شمرد و با دقت و ظرافت به خنثى سازى پرداخت . در اين مسير مقدس مـهـم تـريـن قـدم هـا عـبـارت انـد از: تـقويت اتحاد خودى ها و تضعيف اتحاد مخالفان نظام اسـلامـى ، جـديـت در نـظـارت ، تاءييد صلاحيت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها، تقويت دروس عـقـيـدتـى سـيـاسى (با تاءكيد بر درس اخلاق )، زير نظر گرفتن رفتارهاى مخالفان نظام و خنثى سازى سريع شايعات دشمن ، افزايش آگاهى هاى مردم و تقويت روحيه اميد و پـايـدارى در بـين آنان ، اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانيت متعهد در خط رهبرى ، تلاش بـراى جـذب مـجـدد كـسانى كه از نظام اسلامى كدورت پيدا كرده اند و مبارزه با معضلات اقتصادى نظير بيكارى ، تورم و فساد ادارى .

منابع:
1:« سایت تبیان »
2:«سایت عملیات روانی»
3. دانشگاه و رسالت افسران جنگ نرم ؛ http://www.rajanews.com/detail.asp?id=36901
4. جنگ نرم آمریکا علیه ایران؛ چیستی و چرایی..http://www.farhangnews.ir/Site/Default.aspx?tabid=2&CId=24&NewsId=13672

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .