مفهوم برجام دو و سه؟

سلام برجام دو و سه چه معناي سياسي عميقي دارد؟

با سلام و احترام خدمت شما، پيرامون مفهوم و معناي برجام 2، 3‌و 4 گفتني است: بعد از اينكه فرايند اجراي برجام شروع شد،‌مقامات آمريكايي و البته برخي از افراد در داخل از برجام هاي يك و دو سخن به ميان آوردند. در رابطه با اينكه منظور از آنها چيست، به فرمايشات مقام معظم رهبري در اول فروردين ماه امسال مراجعه مي كنيم كه اين مساله به خوبي تبيين و تحليل گرديده است،‌ايشان در اين زمينه مي فرمايند: «حرف طرف مقابل يعني همان دستگاه تبليغاتي و فكرساز و جريان‌ساز، اين است كه ميگويد ايران داراي ظرفيتهاي فراوان اقتصادي است و هدف از توافق هسته‌اي اين بود كه كشور ايران بتواند از اين ظرفيتها استفاده كند؛ خب، اين توافق انجام گرفت لكن اين توافق كافي نيست و مسائل ديگري هم هست كه در آنها هم بايستي ملّت ايران، دولت ايران، مسئولين ايران تصميم بگيرند و اقدام بكنند؛ مثلاً فرض بفرماييد امروز در منطقه‌ي غرب آسيا -يعني همين منطقه‌اي كه غربي‌ها به آن ميگويند خاورميانه- جنجالها و آشفتگي‌هاي بسياري هست؛ خب، اين مشكل براي كلّ منطقه است و اگر ميخواهيد كشور شما از اين مشكل نجات پيدا كند، بايد سعي كنيد اين جنجالها فرو بنشيند. چه‌كار كنيم؟ با آمريكا همكاري كنيم، همفكري كنيم، جلسه كنيم، بنشينيم، گفتگو كنيم و يك مدلي را طبق ميل آمريكايي‌ها يا طبق توافق آمريكايي‌ها انتخاب كنيم؛ يكي ديگر هم اين است. يا ما مشكلات ديگري داريم، اختلافات زيادي با آمريكا داريم، اين اختلافات را بايد حل كنيم، اين اختلافات بايستي تمام بشود؛ حالا در حلّ اين اختلافات، فرض بفرماييد كه ملّت ايران مجبور باشد از اصول خود صرف‌نظر كند، از خطّ قرمزهاي خود هم صرف‌نظر كند، بكند؛ طرف مقابل از اصول خود و ارزشهاي خود تنازل نميكند لكن اگر لازم شد، ما بايد تنازل كنيم تا مشكلات را برطرف كنيم؛ تا در نتيجه كشور بتواند از ظرفيتهاي خود استفاده كند و مثلاً به يك اقتصاد برجسته‌اي مبدّل بشود. حرفشان اين است. بنابراين در قضيه‌ي هسته‌اي توافق شد و اسم اين را گذاشتيم «برجام»؛ برجام ديگري در قضاياي منطقه، برجام ديگري در قضاياي قانون اساسي كشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و الي‌غيرذلك بايستي به‌وجود بيايد تا ما بتوانيم راحت زندگي كنيم. اين منطقي است كه سعي ميكنند اين منطق را در بين نخبگان جامعه و از سوي نخبگان جامعه به افكار عمومي جامعه منتقل كنند. معناي اين حرف چيست؟ معناي اين حرف اين است كه جمهوري اسلامي از مسائل اساسي‌اي كه به حكم اسلام و به حكم برجستگي‌هاي نظام جمهوري اسلامي پايبند به آنها است، صرفِ‌نظر كند: از مسئله‌ي فلسطين صرف‌نظر كند، از حمايت از مقاومت در منطقه صرفِ‌نظر كند، از مظلومان منطقه -مثل ملّت فلسطين، مثل مردم غزّه، مثل مردم يمن، مثل مردم بحرين- پشتيباني و حمايت سياسي نكند، و نظام جمهوري اسلامي با تعديل خواسته‌هاي خود، خود را به آنچه طرف مقابل يعني آمريكا به دنبال تحقّق آن است، نزديك بكند. معناي اين حرف اين است كه همچنان‌كه امروز بعضي از كشورهاي منطقه و دولتهاي منطقه، علي‌رغم حكم اسلام و علي‌رغم خواست ملّتهايشان با رژيم صهيونيستي كنار آمده‌اند و مسئله‌ي فلسطين را تحت‌الشّعاع مسائل ديگر قرار داده‌اند، جمهوري اسلامي هم به همين ترتيب عمل كند؛ معنايش اين است كه همچنان‌كه امروز بعضي از دولتهاي عربي با كمال وقاحت، دست دوستي به سمت دشمن صهيونيستي دراز ميكنند، جمهوري اسلامي هم با دشمن صهيونيستي كنار بيايد و آشتي كند. البتّه قضيه به اينجاها ختم نميشود؛ معناي آنچه در آن تحليل سياسي دشمن ادّعا ميشود، اين است كه اگر ميل آمريكا است، جمهوري اسلامي حتّي از ابزارهاي دفاعي خود هم صرفِ‌نظر كند. مي‌بينيد كه بر روي مسئله‌ي موشكها چه جنجالي در دنيا به راه انداخته‌اند كه چرا جمهوري اسلامي موشك دارد، چرا موشك دوربُرد دارد، چرا موشكهاي جمهوري اسلامي هدف را دقيق ميزنند و هدف قرار ميدهند، چرا آزمايش كرديد، چرا تمرين نظامي ميكنيد، و چرا و چرا و چرا. حالا آمريكايي‌ها در منطقه‌ي خليج فارس كه چند هزار كيلومتر با كشور آنها فاصله دارد، هر چند وقت يك بار با يكي از كشورهاي منطقه رزمايش به راه مي‌اندازند -درحالي‌كه آنها در اينجا هيچ مسئوليتي ندارند- [امّا] جمهوري اسلامي كه در خانه‌ي خود، در محيط خود و در حريم امنيت خود رزمايش ميكند، جنجال اينها بلند ميشود كه چرا رزمايش كرديد، چرا اقدام كرديد، چرا نيروي دريايي شما يا نيروي هوايي شما اين اقدامها را كردند. معناي آن تحليل دشمن اين است كه از همه‌ي اينها بايستي صرفِ‌نظر بكنيم. قضيه از اين هم بالاتر است؛ تدريجاً موضوع را به اين خواهند كشاند كه اصلاً چرا نيروي قدس تشكيل شده است، چرا سپاه تشكيل شده، چرا سياستهاي داخلي جمهوري اسلامي طبق قانون اساسي، بايد با اسلام تطبيق داده بشود؛ مطلب به اينجاها ميرسد. شما وقتي در مقابل دشمن، درحالي‌كه ميتوانيد ايستادگي كنيد -كه بعداً عرض خواهم كرد- عقب‌نشيني كرديد، دشمن جلو مي‌آيد -دشمن متوقّف نميشود- و كم‌كم كار را به اينجا ميرسانند كه اينكه شما ميگوييد دولت جمهوري اسلامي، مجلس شوراي اسلامي و قوّه‌ي قضائيه بايد برطبقِ احكام اسلام و شريعت اسلامي باشد، اينها برخلاف آزادي است و ليبراليسم اينها را قبول ندارد؛ كم‌كم به اينجاها ميرسد. اگر عقب‌نشيني كرديم، عقب‌نشيني به اين نقطه‌ها منتهي خواهد شد كه [بگويند] شوراي نگهبان چه نقشي در جامعه دارد و چرا بايد شوراي نگهبان به‌خاطر مخالفت با شرع قوانين را بردارد؟ حرف اينجا است. اين همان چيزي است كه بنده بارها عرض كرده‌ام كه اين، تغيير سيرت جمهوري اسلامي است. ممكن است صورت جمهوري اسلامي محفوظ بماند امّا از محتواي خود بكلّي تهي بشود؛ دشمن اين را ميخواهد. بنابر اين تحليل دشمن‌خواسته و بنابر اين تحليلي كه آنها دارند در اذهان نخبگان و افكار عمومي ملّت تزريق ميكنند، اگر جمهوري اسلامي و ملّت ايران ميخواهد از شرّ آمريكا راحت بشود، بايد از محتواي جمهوري اسلامي دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهيم اسلامي دست بردارد، از امنيت خود دست بردارد.»(بيانات مقام معظم رهبري در مورخه 1/1/1395) البته ناگفته نماند كه رئيس جمهور محترم نيز در يكي دو مورد از واژه برجام داخلي در مورد رد صلاحيت ها و يا برجام 2 و 3 اقتصاد داخلي استفاده كرده بودند كه ظاهرا بيشتر ناظر به آشتي ملي، حل مسائل سياسي جناحي داخلي و نيز اقتصاد داخلي بوده است.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .