معصومين (ع) و وظيفه حكومتداري؟

سلام باعرض تبريك سال جديد درطول تاريخ بشريت همواره كساني كه برگزيده الهي بوده وياصلحاوياحتي كساني كه به طريقي سعي درعدالت محوري داشته اندهرگاه درراس حكومتها قرارگرفته اندجامعه بشري راتاحدود زيادي توانسته اندبه سرمنزل مقصود(كه همان رفاه دنيوي وسعادت اخروي )رهمنمون كننداماجالب درهمه اينها(خصوصا پيامبران الهي وائمه معصومين)اين است كه آنهابراي رسيدن به حكومت-حال به هردليلي-تلاش خاصي نكرده اندكه دراين رابطه ميتوان به مولااميرالمومنين,امام حسن,امام صادق امام رضا(ع)و...اشاره نمودكه حتي گاهي بااينكه شرايط كاملا فراهم بوداقدام بايسته اي صورت نگرفته است والبته طبعا درجاهائي اهل بيت به نامشوع بودن حكام زمانه خوداشاره نموده اندونيزگاهي باعمل وگفتار خودهمراهي خودراباحكام نشان داده اند(وصدالبته درمواردي كه شرايط براي حكومت اهل بيت فراهم بوده حضورآنهادرراس حكومت باآن توانائيها لازم وضروري به نظر ميرسد)كه اين نشانگرعدم اشتياق آنهابه حكومت وفقط انجام وظايف اصلي امامت كه همان تربيت عقول وراهنمائي به سوي سعادت ابدي و..است حال سوال اينست دليل اصلي كناره گيري اهل بيت راازحكومت آيانمي توان اينطورتفسيركردكه آنهاسعي نموده اندبااين عمل به ماياددهندكه حوزه دين بسياربالاترازحكومت بوده وبايدتاحدامكان ديني سالم به دست مردم رساند تاحكومتي سالم؟ووظيفه حكومتداري راهمه ميتوانندبه عهده بگيرندامادرحوزه دين اين تنهاوظيفه برگزيدگان الهي است. البته نميدانم آياتوانستم سوال راگويا مطرح كنم ياخير باتشكرفراوان

با سلام
دانشجوي محترم ابتدا ضمن تبريك سال نو از اينكه بار ديگر اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب نموده ايد از شما سپاسگذاريم .
از محتواي سوال شما چنين به نظر مي رسد كه شما دين و سياست را دو مقوله جدا از هم فرض نموده ايد كه ائمه معصومين به دليل اهميت دين ، از ديگري اعراض نموده اند و حال آنكه اولا دقت نظر در ماهيت دين خلاف اين مساله را ثابت مي كند و ثانيا سيره عملي ائمه معصومين ع نيز هرگز حاكي از عدم اهتمام براي تصدي حكومت در صورت جمع بودن شرايط نمي باشد . براي توضيح اين مطلب لازم است ابتدا در مورد ماهيت دين و پيوندي كه دين باسياست داشته و به تبع آن ضرورت تشكيل حكومت از منظر اسلام به عنوان يك واجب شرعي و نه صرفا يك ضرورت عرفي (البته در صورت جمع بودن شرايط) مطالبي خدمت شما بيان نماييم تا از خلال آن در يابيم كه ائمه معصومين ع حتي حق اين را نداشتند كه نسبت به اين موضوع مهم و ديني اهمال نمايند .
رابطه دين و سياست :
1 - پيوستگي و ارتباط دين و سياست :
جهت اثبات پيوستگي و ارتباط دين با سياست، دلايل مفصّل و ارزش‏مندى بيان شده است كه پرداختن به تمامى آنها، از حوصله اين نوشتار خارج است؛ از اين رو به طور فشرده به بيان چند نكته بسنده مى‏شود:
يك. گستره قوانين اسلام‏
با توجه به حجم عظيمى از احكام اجتماعى و اهداف سياسى - دينى اسلام، مى‏توان هدف‏گيرى اصلى اين دين مقدّس را شناخت. امام خمينى(ره) در اين باره مى‏فرمايد: «اسلام دين سياست است، با تمام شئونى كه سياست دارد. اين نكته براى هر كسى كه كمترين تدبّرى در احكام حكومتى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى اسلام بكند، آشكار مى‏گردد. پس هر كه را گمان بر او برود كه دين از سياست جدا است، نه دين را شناخته و نه سياست را».صحيفه نور، ج 1، ص 6.
با مرورى كوتاه بر قوانين اسلامى و آيات قرآن، روشن مى‏گردد كه اسلام دينى جامع و همه سونگر است كه تمام ابعاد زندگى انسان (فردى، اجتماعى، دنيايى، اخروى، مادى و معنوى) را در نظر گرفته است و همان گونه كه مردم را به عبادت و يكتا پرستى، دعوت نموده و داراى دستورات اخلاقى و خودسازى فردى است؛ احكام و دستوراتى در مورد مسائل حكومتى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى، قضايى، امور مربوط به اداره صحيح جامعه، روابط بين‏الملل و... دارا مى‏باشد.
بديهى است اجراى چنين احكام و دستوراتى، بدون قدرت اجرايى، امكان‏پذير نيست. به عبارت ديگر آموزه‏هاى سياسى و اجتماعى دين لزوماً حكومت دينى را نيز به دنبال دارد. حكومت دينى -به معناى صحيح آن حكومتى است كه جامعه را بر اساس قوانين الهى اداره كند و زمينه‏هاى رشد استعدادها و امكان رسيدن انسان‏ها به كمال و ايجاد جامعه‏اى برين، صالح و شايسته را براى مردم آماده سازد و با فسادهاى اخلاقى، اجتماعى و... مبارزه كند.
دو. سيره پيشوايان دين‏
سيره و روش رسول اكرم(ص) نشان دهنده اين است كه دين از سياست جدا نيست. آن حضرت ضمن تشكيل حكومت، مسؤوليت اجرايى و قضايى آن را نيز بر عهده داشت. امير مؤمنان على(ع) نيز حكومتى بر اساس عدل و اجراى دستورات الهى بنا نهاد. حكومت كوتاه‏مدت امام حسن(ع)، قيام خونين امام حسين(ع) و مشروع ندانستن حكومت‏هاى وقت از سوى ديگر امامان(ع)، همه بيانگر اين واقعيت است كه آموزه‏هاى سياسى و «تشكيل حكومت صالح» از ضروريات دين اسلام است.
سه. اهداف سياسى و اجتماعى بعثت انبيا
در نگاه قرآن، پرداختن به مسائل سياسى و اجتماعى، اصلاح امور جامعه و برقرارى مناسبات عادلانه، از اهداف نبوت و از تعاليم اساسى دين است. پاره‏اى از آياتى كه بر اين مطلب گواهى مى‏دهد، عبارت است از:
1. (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ)؛ حديد (57)، آيه 25. «به راستى كه پيامبران را با پديده‏هاى روشن‏گر فرستاديم و همراه آنان كتاب و ميزان نازل كرديم، تا مردم به دادگرى برخيزند و آهن را كه در آن نيروى سخت و سودهاى فراوان براى مردم است، پديد آورديم».
2. (وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)؛نحل (16)، آيه 36. «و به راستى در هر امتى، پيامبرى فرستاديم كه خداوند را بندگى كنيد و از پيروى طاغوت دورى جوييد».براى آگاهى بيشتر ر.ك: نصرى، عبدالله، انتظار بشر از دين، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى.

چهار. مبانى قرآنى رابطه دين و سياست‏
1. اختصاص حاكميت، ولايت و سرپرستى همه جانبه مادى، معنوى، دنيوى و اخروى براى خدا، رسول و اولياى خاص او: (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)؛ مائده (5)، آيه 55 و ر.ك: يوسف (12)، آيه 40؛ مائده (5)، آيه 42 و 43. «سرپرست و ولى شما تنها خدا و پيامبر او است و كسانى كه ايمان آورده‏اند؛ همان كسانى كه نماز به پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند».
2. اثبات امامت و رهبرى سياسى - اجتماعى براى پيامبر(ص)، امام(ع) و منصوبان از ناحيه آنان: (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ...)؛ نساء (4)، آيه 58 و ر.ك: مائده (5)، آيه 67. «خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‏ها را به صاحبانشان بدهيد و هنگامى كه ميان مردم داورى مى‏كنيد، به عدالت داورى كنيد».
توضيح اينكه امانت در قرآن، گستره وسيعى دارد و يكى از مهم‏ترين عرصه‏هاى آن، مسأله امامت و رهبرى است. امام رضا(ع) در تفسير اين آيه، مى‏فرمايد: «اهل امانت امامان هستند؛ هر امامى امانت رهبرى را بايد به امام بعد از خود بسپارد...»الشيخ عبد على بن جمعه العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، ج 1، 496.
3. اثبات حكومت و خلافت در زمين براى برخى از پيامبران گذشته؛ مانند حضرت داود(ع) و سليمان(ع): (يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِى الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ)؛ ص (38)، آيه 26 و ر.ك: همان، آيه 20؛ نمل (27)، آيه 26 و 27؛ نساء (4)، آيه 54. «اى داود! ما تو را خليفه در زمين قرار داديم، پس در ميان مردم به حق داورى كن».
4. قرآن، داورى و فصل خصومت در ميان مردم را از وظايف پيامبران الهى معرفى مى‏كند: (وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِى الْحَرْثِ...)؛ انبياء (21)، آيه 78 و ر.ك: نساء (4)، آيات 58 و 65؛ مائده (5)، آيه 42؛ انبياء (21)، آيه 78؛ انعام (6)، آيه 89. «و داود و سليمان هنگامى كه درباره كشتزارى داورى مى‏كردند...».
5. دعوت به كار شورايى و جمعى كردن: (وَ شاوِرْهُمْ فِى الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ)؛ آل عمران (3)، آيه 159 و ر.ك: شورى (42)، آيه 38. «در كارها با آنان مشورت كن؛ اما هنگامى كه تصميم گرفتى، [قاطع باش و] بر خدا توكل كن».
6. مبارزه با فساد و تباهى، ظلم‏زدايى و عدل‏گسترى از وظايف اصلى اهل ايمان است: (وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ)؛ هود (11)، آيه 113 و ر.ك: نساء (4)، آيه 58؛ نحل (16)، آيه 90؛ ص (38)، آيه 28؛ حج (22)، آيه 41؛ بقره (2)، آيه 279. «بر ظالمان تكيه نكنيد كه موجب مى‏شود آتش شما را فرا گيرد».
7. احترام به حقوق انسان‏ها و كرامت‏بخشى به انسان از اصول سياست اديان الهى است: (وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِى آدَمَ...)؛ اسراء (17)، آيه 70 و ر.ك: آل عمران (3)، آيه 19؛ نساء (4)، آيه 32. «ما آدمى زادگان را گرامى داشتيم...».
8. امر به جهاد و مبارزه با طاغوت‏ها، مستكبران و ستمگران و لزوم تهيه امكانات دفاعى: (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ)؛تحريم (66)، آيه 9 و ر.ك: اعراف (7)، آيه 56؛ بقره (2)، آيه 218. «اى پيامبر! با كفار و منافقان پيكار كن و بر آنان سخت بگير». (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ)؛انفال (8)، آيه 60. «هر آنچه از نيروى سلاح و اسبان آماده مى‏توانيد براى تهديد دشمنان خداوند و دشمنان خودتان فراهم سازيد». (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً)؛ نساء (4)، آيه 71. «اى اهل ايمان، سلاح جنگ برگيريد و آن‏گاه دسته دسته يا با هم براى جهاد بيرون رويد». (ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ)؛همان، آيه 75. «چرا در راه خدا جهاد نمى‏كنيد»....
9. عزت و آقايى را مخصوص خدا واهل ايمان دانستن و نفى هرگونه سلطه و ذلت‏پذيرى: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ)؛آل عمران (3)، آيه 149 و ر.ك: منافقون (63)، آيه 8؛ محمد (47)، آيه 35؛ هود (11)، آيه 113؛ آل‏عمران (3)، آيه 146. «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر از كسانى كه كافر شده‏اند اطاعت كنيد، شما را به گذشته هايتان باز مى‏گردانند و سرانجام زيانكار خواهيد شد».
10. اثبات سلطنت و حكومت براى برخى از حاكمان صالح و عادل؛ مانند طالوت و ذوالقرنين: (وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً)؛بقره (2)، آيه 246 و 247 و ر.ك: كهف، آيات 83-98. «و پيامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است».براى آگاهى بيشتر ر.ك: عباسعلى عميد زنجانى، مبانى انديشه سياسى اسلام، فصل 5، انديشه سياسى در متون اسلامى؛ آيه‏الله مكارم شيرازى، پيام قرآن (تفسير موضوعى)، ج 9و10.
از آنچه گذشت روشن مى‏شود كه بخش عظيمى از معارف و آموزه‏هاى اسلامى شامل مسائل سياسى - اجتماعى است. و نه تنها تعيين خط مشى‏هاى مهمى در اين باره از سوى خداوند انجام شده است؛ بلكه مأموريت رهبرى و اجراى سياست‏هاى تعيينى، از سوى خداوند بر عهده پيامبران و ديگر اولياى الهى و مؤمنان برجسته، نهاده شده است.
به تعبير حضرت امام(ره) «آن قدر آيه و روايت كه در سياست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند كتاب فقه را ملاحظه كنيد؛ هفت، هشت تايش كتابى است كه مربوط به عبادات است. باقى‏اش مربوط به سياسات و اجتماع و معاشرات و اين طور چيزها است. ما همه آنها را گذاشتيم كنار و يك بُعد را، بُعد ضعيفش را گرفتيم». صحيفه نور، ج 2، ص 180.
امامان معصوم و حكومت :
براي توضيح اين مطلب بهتر است ابتدا بار ديگر اشاره اي داشته باشيم به اين نكته مهم كه از منظر اسلام ، حكومت يكي از اصلي ترين وظايف انبياء و اولياء الهي بوده است . چرا كه از نظر اسلام حق حاكميت اصيل و استقلالي از آن خداوند متعال است و او به هر كسي كه بخواهد آن را اعطا مي كند كه بر اين مساله آيات فراواني دلالت دارد از جمله در آيات زير بر انحصار حق حاكميت در خداوند تاكيد دارد :
«إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ»( انعام: 57) «أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ»( انعام: 62)
«إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ» (يوسف: 40) «لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ»( قصص: 70)
از طرفي ديگر آيات قرآني ديگري دلالت دارد بر اينكه خداوند متعال حكومت خود را به هر كسي كه بخواهد اعطا مي كند و بنابر اين هر حكومتي غير از حكومتي كه به خدا باز نگردد حكومت طاغوت خواهد بود به عنوان مثال خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : :« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ» (آل عمران/26)
از جانب ديگر بر اساس اعتقادات مسلم ديني ، يكي از وظايفي كه در كنار بيان شريعت بر عهده پيامبران گذاشته شده است حكومت كردن مي باشد كه به تعابير مختلف ازجمله انزال ميزان و حديد (كنايه از قدرت و قانون كه ابزار حكومت داري مي باشند) در قرآن به آن اشاره شده است : لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏» (حديد/25)
بنابر اين در اينكه حكومتداري يكي از وظايف مسلم پيامبران و به تبع آن امامان معصوم ع بوده است شكي وجود ندارد و حتي اگر در مورد وظايف سياسي پيامبران ديگر و حاكميت سياسي آنان بر ملت هاي خود نيز تشكيكي صورت بگيرد در مورد اثبات اين وظيفه در دين اسلام براي پيامبر اكرم و جانشينان او هيچ شك و شبهه اي وجود ندارد . آيت الله جوادي آملي در مورد ضرورت وجود حكومت از منظر اسلام چنين مي گويند : «اسلام از آن جهت كه دين الهي است و از آن جهت كه كامل و خاتم همه مكتب هاست ، براي اجراي احكامش و براي ايجاد قسط و عدل در جامعه ، حكومت و حاكم مي خواهد . اسلام بي حكومت و بي اجرا ، قانون صرف است و از قانون كه «سوادي بر بياض» است به تنهايي كاري ساخته نيست و اگر دشمنان اسلام ، جدايي دين از سياست را ترويج مي كنند و اسلام بي حكومت را تقديس و تكريم كرده و مي كنند ، براي خلع سلاح نمودن مسلمين وجامعه اسلامي است ، نه به جهت خيرخواهي و نيك انديشي يا اسلام شناسي واقعي و اصيل آنان .»(ولايت فقيه ، ولايت فقاهت و عدالت ، آيت الله جوادي آملي ، ص 76)
با توجه به اين مطالب ، اين نتيجه حاصل مي شود كه حكومت نه تنها يك حق ، بلكه يك وظيفه شرعي براي پيامبر و امامان معصوم و جانشينان ايشان مي باشد و بايد امامان معصوم به اقامه اين وظيفه شرعي بپردازند . با اين حال نكته اي كه در اينجا باقي مي ماند اين است كه تحقق عيني و خارجي حكومت مشروط به شرايطي است كه از جمله آنها حضور مردم مي باشد . چرا كه حكومت اسلامي ، بر خلاف حكومت هاي جابر و ستمگر ، حكومت ديكتاتوري نمي باشد كه به زور و غلبه بر آنها تحميل صورت گيرد بلكه بايد در كنار ساير شرايط ديگر ، خواست و اراده مردم نيز وجود داشته باشد تا حكومت شكل بگيرد چونكه يكي از پايه هاي يك حكومت پايدار و غير ديكتاتوري ، مردم مي باشد و تا زماني كه مردم با عشق و علاقه ، تحقق حكومت اسلامي را خواستار نشوند اساسا امكان تشكيل حكومت وجود نخواهد داشت و از اينجا نقش فعليت آفرين مردم در تحقق عيني حكومت مطرح مي شود . بنابر اين شايد تعبير بهتر در باره قيام امامان معصوم براي تشكيل حكومت اين باشد كه در صورتي كه خواست و اراده مردم وجود نداشته باشد اساسا امكان تشكيل حكومت وجود ندارد تا اينكه امام معصوم ، يا فقيه جامع الشرايط اقدام به تشكيل حكومت نمايد و به همين دليل مشاهده مي كنيم كه زماني كه امام علي ع پس از جريان سقيفه پشت خود راخالي از هوادار مي بيند 25 سال خانه نشين مي شود و تنها زماني كه جمع مردم به گرد خانه او جمع مي شوند و همگي مشتاقانه دست بيعت به سوي او دراز مي كنند اقدام به اعمال حق حكومت خويش مي كند .
بنابر اين با توجه به اين مطالب و نيز توجه به سيره عملي معصومين و به ويژه سيره عملي امام حسين ع نتيجه گيري مي كنيم كه قيام بر عليه ظالمان و تلاش براي تشكيل حكومت اسلامي از سوي امام معصوم و نيز جانشينان آنها با حصول دو شرط صورت مي گيرد :
نخست در شرايطي كه مردم نيز اقبال به تشكيل حكومت اسلامي نشان داده و حكومت از پشتيباني مردمي برخوردار باشد كه از اين عنصر به نام عنصر «مقبوليت» ياد مي شود كه يكي از پايه هاي تحقق بخش حكومت اسلامي مي باشد و بدون آن اساسا امكان تشكيل حكومت وجود ندارد .
دوم در شرايطي كه اصل دين اسلام به خطر بيفتد همچون دوراني كه يزيد بر سر كار بود و يا مقطع انقلاب اسلامي كه حضرت امام خميني در آغاز نهضت بزرگ اسلامي خويش با توجه به برنامه هاي ضد ديني رژيم پهلوي نسبت به اسلام احساس خطر كرده و تقيه را حرام اعلام نموده و فرمودند : « حضرات آقايان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با اين احتمال، تقيه حرام است؛ و اظهار حقايق، واجب «وَلو بَلَغَ مَا بَلَغَ»»(صحيفه امام، ج‏1، ص: 178)
البته تذكر اين نكته هم مهم است كه اگر چه تحقق يكي از دو شرط مذكور براي وجوب قيام براي تشكيل حكومت اسلامي لازم است اما در تحقق نهايي حكومت ديني ميان اين دو شرط تفاوتي هم وجود دارد و آن اينكه با وجود شرط اول ، و قيام براي تشكيل حكومت و عدم وجود مانعي ديگر، قطعا حكومت اسلامي هم تشكيل مي شود چرا كه عناصر تشكيل حكومت ديني يعني عنصر مقبوليت و مشروعيت با هم جمع مي باشد ولي با وجود شرط دوم ممكن است حكومت ديني تشكيل شود . آن هم به شرط اينكه در كنار عنصر مشروعيت عنصر مقبوليت هم در ادامه اضافه شده و امكان تشكيل حكومت فراهم شود كما اينكه در انقلاب اسلامي ايران اين اتفاق افتاد و با وجود اينكه رهبران قيام در ابتدا صرفا به خاطر احساس وظيفه و تكليف قيام كرده بودند و نقش پشتيباني مردمي در سطح وسيع وجود نداشت اما همين رهبران توانستند در ادامه كار ، با روشنگري هاي صورت گرفته مردم را هم همراه خود نموده و با فراهم نمودن عنصر مقبوليت زمينه را براي تشكيل حكومت ديني فراهم نمايد . با اين حال در شرط دوم اين امكان هم وجود دارد كه به دليل جمع نشدن شرايط در ادامه مسير ، تشكيل حكومت ديني به سرانجام نرسد و حتي منجر به شهادت قيام كنندگان گردد كما اينكه در قيام امام حسين ع اين اتفاق افتاد و آن امام عزيز به دليل پشتيباني نشدن از سوي مردم و يا ترس از اظهار علني و عملي پشتيباني ، سرانجام به شهادت رسيدند .
نتيجه اينكه قيام براي تشكيل حكومت ديني يك وظيفه بر عهده امامان معصوم مي باشد و هر كدام از ائمه معصومين در صورتي كه زمينه براي تشكيل حكومت اسلامي فراهم مي شد قطعا اقدام به تشكيل حكومت اسلامي مي نمودند كما اينكه در برخي روايات به اين مساله تصريح شده است كه مثلا اگر فلان مقدار يار داشتند براي تشكيل حكومت قيام مي كردند .
نكته ديگري نيز كه مي تواند در پاسخ به اين سوال راهگشا باشد همان مطلبي است كه شما در نامه خود به آن اشاره كرده ايد يعني اشاره امامان معصوم به نامشروع بودن حكومت هاي زمانه كه به معناي طاغوت بودن آن حكومت ها بوده و طبيعتا مانع از هر گونه اطاعت پذيري از آن طاغوت ها مي شد و اين اصل در كنار اصل ضرورت وجود حكومت (كما اينكه امام علي ع در خطبه 40 به آن تصريح دارند)، ما را به اين اصل رهنمون مي سازد كه وقتي امامان معصوم حكومت هاي موجود را نفي كرده و آنها را با لفظ طاغوت خطاب مي كنند كه به تصريح قرآن بايد از آنها اجتناب نمود قطعا طرح جايگزيني براي تشكيل حكومت مشروع دارند كه همان حكومت الهي مي باشد . در غير اين صورت اين دستور العمل ها بدون داشتن طرح جايگزين جز حيرت و سرگرداني شيعيان نتيجه اي نخواهد داشت .
نكته آخر اينكه امامان معصوم ع هرگز با حكومت هاي زمانه خود همراهي نشان نداده اند . بلكه در مواردي به دليل مصلحت اسلام و مسلمين با آنها تعاملاتي داشته اند كه اين تعاملات هرگز به معناي همراهي و يا مشروع دانستن آن حكومت ها نمي باشد به عنوان مثال مشورت هايي كه حضرت علي ع به خلفاي سه گانه داشته اند و تحسين هايي از قبيل «لولا علي لهلك عمر» را به دنبال داشته است به دليل ممانعت از بروز اشتباهاتي بوده است كه مي توانست اصل اسلام و مسلمين و يا حقوق برخي مسلمانان را به خطر بياندازد. رفتار شناسي برخي امامان معصوم همچون امام رضا نسبت به خلفاي زمانه خود نيز حاكي از اين است كه پذيرش ولايتعهدي مامون در واقع از سر ناچاري و اكراه صورت گرفته است و نه از سر اختيار كامل و ساير امامان معصوم نيز به دلايل كما بيش مشابهي تعاملاتي با حكومت هاي وقت داشته اند كه البته در هيچ كدام از آنها هيچ حكومتي را به رسميت نشناخته اند . اما آنچه كه شايد بتواند ما را در حل اين موضوع ياري نمايد سرنوشت همه امامان معصوم مي باشد كه همگي به نوعي توسط حكومت هاي زمانه شهيد شده اند و حال آنكه اگر اين امامان به آن صورت كه گفته شده است ، كاري با سياست و حكومت نداشتند دليلي براي شهيد كردنشان توسط حكومت هاي زمانه وجود نداشت و اين حكومت ها قطعا از ناحيه اين امامان نسبت به موجوديت خود خطراتي احساس مي كردند كه با توطئه به شهادت رساندن آنان قصد فرار از اين خطر ها را داشته اند .
دوست عزيز اميدواريم اين مطالب راهگشاي ذهن حقيقت ياب شما بوده باشد . در پايان ضمن آرزوي موفقيت براي شما منتظر تماسهاي بعدي شما با اين مركز هستيم .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .