مصاحبه‌ی اختصاصی پروفسور «رودنی شکسپیر» با «برهان»؛ نقش چشم‌گیر ایران در عرصه‌ی بین‌المللی

جدایی از سیطره‌ی سیاسی–اقتصادی و مالی کشورهای غربی، به کارگیری وجوه رایج خود به جای دلار آمریکا و تشکیل اتحادهای منطقه‌ای به جای‌ اتحادهای بین‌المللی از عوامل رهایی کشورهای عضو «جنبش عدم تعهد» از سیطره‌ی امریکاست.
گروه بین‌الملل برهان؛ «پروفسور رودنی شکسپیر» فارغ‌التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس، اقتصاددان، استاد دانشگاه، مؤلف کتاب‌ها و رساله‌های علمی- دانشگاهی در زمینه‌ی اقتصاد و... است. وی نخستین کتاب اقتصادی خود را در سال 1976منتشر کرد. «رودنی شکسپیر» مؤلف چندین رساله‌ی دانشگاهی معتبر در زمینه‌ی تئوری اقتصادهای دوگانه و از منتقدین نظام‌های کاپیتالیستی و سوسیالیستی به شمار می‌رود. وی همچنین رساله‌ای با عنوان «هفت قدم تا عدالت» داردکه در سال 2003 منتشر شد.

«رودنی شکسپیر» در حال حاضر در دانشگاه «تریساکتی» اندونزی (شهر جاکارتا) مشغول تدریس اقتصاد اسلامی و اقتصادهای دوگانه و مباحث مربوط به امور مالی است. این دانشگاه بزرگ‌ترین دانشگاه خصوصی و دومین دانشگاه مطرح اندونزی محسوب می‌شود. چهره‌ی علمی- دانشگاهی «رودنی شکسپیر» مدت‌هاست به دلیل مواضع انتقادی که علیه سیاست‌های اقتصادی لیبرال غرب به ویژه آمریکا گرفته، تبدیل به چهره‌ای سیاسی- رسانه‌ای شده است.

وی از منتقدین پروپا قرص سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکاست و یکی از مهم‌ترین دلایل بحران اقتصادی این کشور را مربوط به همین سیاست‌ها می‌داند. سیاست‌های ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی این استاد انگلیسی نیز زبان‌زد خاص و عام است. وی در مصاحبه‌ای به بهانه‌ی برگزاری اجلاس سران عدم تعهد در تهران، به سؤالات «برهان» پاسخ داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

مستحضرید بحران اقتصادی جهانی که از سال 2008 شروع شد و به تمام دنیا تسری یافت، بیشترین تأثیر را در کشورهای موسوم به شمال و به‌طور خاص امریکا و اتحادیه‌ی اروپا داشته است ولی تأثیر این بحران بر کشورهای جنوب کمتر بوده است. شما دلیل این امر را چه می‌دانید؟

کشورهای غربی به سبب بدهی‌های فراوان درگیر مشکلات زیادی هستند. بدهی‌های بخش دولتی و آزاد بریتانیا، به بیش از 45 درصد تولید ناخالص ملی رسیده است. این بدهی‌ها غیرقابل پرداخت هستند. با این وجود هنوز برخی از نظریه‌های اقتصادی تنها راه حل پیش‌رو را افزایش این بدهی‌ها می‌دانند. نظریه‌های اقتصادی و بانکداری با نادیده گرفتن نیاز به یک اقتصاد واقعی، به این معضل دامن می‌زنند.

به علاوه تمام این اتفاقات زمانی رخ می‌دهد که توسعه‌ی تکنولوژی به خصوص در آمریکا در حال نابودکردن فرصت‌های شغلی است. از نتایج این امر در کشورهای شمالی و غربی می‌توان به افزایش بیکاری، کم‌بود کار، کاهش اعتماد مصرف‌کننده و شکاف فقیر-غنی اشاره کرد. فشار عظیم ریاضت اقتصادی، وضعیت رفاهی قشر بیکار، فقیر و بازنشسته را رو به نابودی کشانده است.

چنان‌چه اعتقاد شما بر کم‌تأثیر بودن این بحران‌های اقتصادی در کشورهای جنوبی است، آیا می‌توان نتیجه گرفت که نظریه‌ی «وابستگی متقابل» مبنی بر تأثیر کشورهای شمالی بر کشورهای جنوبی نیز کم‌رنگ شده است؟

البته وابستگی متقابل هم‌چنان وجود دارد و به صادرات کشورهای جنوبی آسیب می‌رساند؛ اما کم‌رنگ‌ شدن آن ناشی از کم‌تر بودن میزان بدهی در کشورهای جنوبی است. گاهی اوقات کشورهای جنوبی نیز در بخش دولتی دچار بدهی‌های فراوان می‌شوند اما در عوض بدهی آن‌ها در بخش خصوصی در همان برهه‌ی زمان بسیار ناچیز است. کشورهای جنوبی با کاهش اتکاء خود به صادرات غربی و شمالی و همچنین افزایش تقاضای مصرف‌کننده‌ی قشر فقیر، بسیار عاقلانه عمل کرده‌اند.

مستحضرید که اکثر اعضای جنبش عدم تعهد، از کشورهای موسوم به جنوب هستند، با توجه به این موضوع چه راهکارهایی را پیش‌روی این کشورها برای تعمیق روابط اقتصادی جنوب-جنوب متصور هستید؟

به طور کلی کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها باید به‌گونه‌ای عمل کنند که وابستگی خود به آمریکا و اروپا را کاهش داده و مستقل از این کشورها عمل کنند. آنها نباید به لحاظ اقتصادی خود را وام‌دار این کشورها کنند، که این کار خود اشتباهی بس بزرگ است؛ بلکه باید از منابع پولی خود برای توسعه‌ی اقتصادی‌شان استفاده نمایند.

جدایی از سیطره‌ی سیاسی – اقتصادی و مالی کشورهای غربی نیز باید در اهداف کشورهای غیر متعهد گنجانده شود. آنها همچنین باید از به کارگیری دلار آمریکا در تجارت و معاملات‌شان دست برداشته و به جای آن از وجوه رایج خود استفاده نمایند. اتحادهای منطقه‌ای باید جایگزین‌ اتحادهای بین‌المللی آنها شود و این اتحادها نیز باید با یکدیگر تعاون و همکاری داشته باشند.

کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها باید به‌گونه‌ای عمل کنند که وابستگی خود به آمریکا و اروپا را کاهش داده و مستقل از این کشورها عمل کنند. آنها نباید به لحاظ اقتصادی خود را وام‌دار این کشورها کنند، که این کار خود اشتباهی بس بزرگ است؛ بلکه باید از منابع پولی خود برای توسعه‌ی اقتصادی‌شان استفاده نمایند.
آیا تعمیق همکاری‌های جنوب-جنوب این ظرفیت و پتانسیل را دارد که به عنوان راهکاری برای حل معضل بحران اقتصادی مورد توجه قرار گیرد؟

خیر، گرچه چنین اقداماتی می‌تواند در توسعه‌ی کشورهای جنوبی مؤثر باشد؛ اما نمی‌توان آنها را به عنوان راه‌حلی برای بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی غرب به حساب آورد.

همان‌طور که می دانید ایران از امسال ریاست اجلاس جنبش عدم تعهد را بر عهده خواهد داشت. به نظر شما حضور بیش از 120 کشور در این اجلاس با ریاست ایران، بر ادعاهای غرب مبنی بر منزوی بودن این کشور خط بطلان نمی کشد؟

دوسوم از ملت‌های جهانی عضو جنبش غیرمتعهدها هستند. این کشورها دوست ندارند تحت سلطه‌ی امریکا و زیر مجموعه‌ی سیاست‌های خارجی این کشور باشند. چرا که سیاست خارجی آمریکا را تحت کنترل و خدمت صهیونیسم می‌دانند. تهران فرصت عظیمی برای ارتقای ایده‌ها و پیمان‌های نوین خود در دست دارد. غرب می‌خواهد این‌گونه فکر کند که کسانی که یک کشور را می‌شناسند و ارتباطات تجاری، مذهبی و سیاسی با آن کشور دارند آخرین کسانی باشند که در مورد آن کشور تصمیم می‌گیرند.

این همان دلیلی است که بیرون رانده شدن غرب از افغانستان و همچنین درگیری سیاست غرب در سوریه و یا در سطحی وسیع‌تر ترکیه را توجیه می‌کند. کشور ترکیه به خاطر عملی کردن سیاست غربی‌ها و دخالتش در سوریه بهای سنگینی را پرداخت خواهد کرد. ایران با ایجاد و ترغیب توافق‌های منطقه‌ای که در بالا به آن اشاره شد فرصت مناسبی برای ایفای نقش چشمگیر در دیپلماسی بین‌المللی دارد.

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید/۱۳۹۱/۶/۶

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .