مروری بر حوادث روزهاي پاياني خردادماه ۱۳۸۸؛ آغاز و پایان کودتای مخملی

در ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸ در حالي‌که ملت، آماده برگزاري «جشن پيروزي» به خاطر تحقق بزرگ‌ترين انتخابات تاريخ جمهوري اسلامي مي‌شد, ستاد جنگ رواني جرياني که نتوانسته بود پيروز ميدان انتخابات شود, پروژه ديگري را کليد زد و آن زير سؤال بردن انتخابات بود. در اين مرحله بود که سناريوي ترويج اتهام «تقلب در انتخابات» و «اردوکشي خياباني» با يکديگر پيوند خورد و کار به اجراي سناريوي «نافرماني مدني» کشيده شد.

اولين بيانيه ميرحسين موسوي در اعتراض به نتايج اعلام شده در ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ صادر شد. در اين بيانيه - که آغازگر آشوب‌ها و اغتشاشات چند روزه در کشور بود - ضمن متهم کردن مسئولان انتخابات به «شعبده بازاني» که امانتدار نيستند و براي «حاکميت دروغ و استبداد» تلاش مي‌كنند، اعلام کرد که «تسليم اين صحنه‌آرايي خطرناک نخواهد شد» و «موج سبز عقلانيت»(!؟) را ادامه خواهد داد. در بخشي از اين بيانيه که مالامال از اهانت و اتهام عليه نظام اسلامي بود، آمده است:

«نتايجي که براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد، بهت‌آور است. مردمي که در صف‌هاي طولاني اخذ رأي شاهد ترکيب آرا بودند و خود مي‌دانند که به چه کسي رأي داده اند، با حيرت تمام، به شعبده بازي دست اندرکاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي‌کنند. آنان اينک بيش از هميشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است.

اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات، هشدار مي‌دهم که تسليم اين صحنه‌آرايي خطرناک نخواهم شد. نتيجه آنچه که از عملکرد متصديان بي‌امانت ديده ايم و مي‌بينيم، جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاکميت دروغ و استبداد نيست.

اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود، همه نيروهاي مؤثر در نظام را به توجيه‌گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل کند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه‌هاي جبران‌ناپذير قرار دهد.»

همان روز، موسوي در بيانيه دوم خود بر خلاف بيانيه اول، در ظاهر هوادارانش را به آرامش دعوت کرد و چنين نوشت: «در عين حال قاطعانه از شما مي‌خواهم هيچ فرد يا گروهي خود را در معرض صدمه قرار نداده آرامش و متانت خويش را از دست ندهد و همگان در هر حال، حساب خود را از هرگونه رفتار خشونت‌آميز جدا نمايند.»

بلافاصله مجمع روحانيون مبارز که آبروي سياسي خود را با پيروزي ميرحسين گره زده بود، به ميدان آمد و با صدور بيانيه‌اي، سخن موسوي را مبني بر ابطال انتخابات تکرار کرد:

«در اين انتخابات صرف نظر از نتيجه‌اي که معلوم شد، آنچه موجب تأسف و نگراني بيشتر است، اعمال نوعي مهندسي آراي گسترده در اين دوره است... مجمع روحانيون مبارز در جلسه‌اي فوق العاده به اين نتيجه رسيد که براي دفاع از جمهوري اسلامي، نظام و بازگرداندن اعتماد عمومي و نگاهباني از موج آشتي ملي با صندوق‌هاي رأي، ابطال اين انتخابات و تجديد آن در فضايي عادلانه‌تر و منطقي‌تر راهکار مناسب است يا دست‌کم تعيين هيئتي بي‌طرف و کاردان و شجاع براي حقيقت‌يابي و اعلام نظر نهايي به ملت و رهبري تصميمي درست در جهت آرمان‌هاي والاي انقلاب و انديشه‌هاي حضرت امام و تقويت اعتماد ملي است. ما و هواداران پرشور و با شعور جناب ميرحسين موسوي ضمن حفظ هوشياري و پرهيز از هر عملي که به تشنج بيانجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد، مهندس موسوي عزيز را تنها نخواهيم گذاشت.»(۲۳/۳/۸۸)

سازمان مجاهدين نيز با ورود به عرصه بيانيه نويسي, همسو با موسوي و مجمع بيانيه‌اي شديدالحن و مملو از تهمت و ناسزا به دولت قانوني جمهوري اسلامي, با بهره‌گيري از تاکتيک «فرار به جلو»، مدعي وقوع «انقلاب مخملين» از سوي مسئولان نظام گرديد و در بخشي از بيانيه خود چنين نوشت:

«ما البته بروز تقلبات و اعمال نفوذها را پيش بيني مي‌کرديم و براي مقابله با آن تمهيداتي نيز انديشيده بوديم، در عين حال مطمئن بوديم حضور گسترده و فراگير شما در پاي صندوق‌هاي رأي، اقتدارگرايان را به تمکين در برابر خواست و اراده شما ناگزير خواهد ساخت و هرگز گمان نمي کرديم آنان براي حفظ قدرت خود اين گونه صريح و بي پرده بديهي‌ترين موازين را زير پا بگذارند. آنچه در اين انتخابات رخ داد علاوه بر تقلبات و تخلفات گسترده و بي سابقه در صندوق‌هاي رأي، سوء استفاده حداکثري از تمامي امکانات و فرصت‌هاي در اختيار براي مهندسي آراء، رأي سازي بود...

اکنون پس از انتخابات مي‌توان به نحو روشن تري دريافت که مقصود برخي اقتدارگرايان در روزهاي پيش از برگزاري انتخابات از احتمال وقوع انقلاب مخملي در واقع آماده سازي زمينه‌هاي ذهني لازم براي انجام کودتايي مخملي بوده است. با توجه به واقعيات تلخ فوق ما اين انتخابات را فاقد مشروعيت قانوني و شرعي و در واقع کودتايي عليه وجه مردم‌سالار و جمهوريت نظام به عنوان ميراث بزرگ انقلاب و امام دانسته و مصرانه خواهان تعقيب و پيگرد قانوني برگزار کنندگان انتخابات و برگزاري مجدد انتخابات هستيم.»(۲۴/۳/۸۸)

در فضاي ايجاد شده، آقاي کروبي که کمترين آرا را کسب کرده بود, نيز مدعي شد و با صدور بيانيه‌اي، نتيجه انتخاب ملت را زير سؤال برد و نوشت:

«من بار ديگر اعلام مي‌کنم انتخاباتي که با حضور پرشور ملت ايران برگزار شد نبايد وسيله سوء استفاده قرار گيرد و نتايج اعلام شده بر اين انتخابات نامشروع و دولت برآمده از آن فاقد وجاهت ملي و صلاحيت اجتماعي است و از اين رو آقاي محمود احمدي‌نژاد را رئيس‌جمهور ايران نمي‌دانم.»(۲۴/۳/۸۸)

بيانيه شماره سه ميرحسين نيز در همين ايام(۲۴/۳/۸۸) صادر شد که توجه به چند نکته در متن بيانيه حائز اهميت است:

۱- بيانيه اين‌گونه آغاز شد: «از سراسر كشور اخبار بسياري در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتايج اعلام شده براي انتخابات اخير به اينجانب مي‌رسد. اين بدان معناست که تخلفات عمده‌اي در سر صندوقهاي رأي در کشور صورت گرفته است»؛ اما جالب است بدانيم در نامه‌اي که درست در همين روز موسوي براي شوراي نگهبان در اعتراض به اعلام نتايج انتخابات نوشت, اشاره دقيقي به اين تخلفات نشد و ضمن کلي‌گويي مهم‌ترين دلايل طرح ادعاي ابطال انتخابات را فضاي ايجاد شده پيش از انتخابات معرفي کرد.

۲- فراز بعدي قابل توجه در بيانيه، تأکيد بر قانون‌گرايي بود: «اينجانب در طول انتخابات به كرات از خطرات قانون‌گريزي سخن گفتم...» اين در حالي است که تمام رفتار موسوي به طور مشخص بعد از برگزاري انتخابات, حرکت در مسير «قانون‌گريزي» بود.

۳- تأکيد بر متعهد ماندن به قانون اساسي و اعتقاد به «ولايت فقيه»، نقطه برجسته اين بيانيه بود: «ما به عنوان كساني كه به نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي آن پايبنديم، اصل ولايت فقيه را يكي از اركان اين نظام مي‌دانيم و حركت سياسي را در چارچوب‌هاي قانوني دنبال مي‌كنيم.»

بررسي حوادث اتفاق افتاده و رفتار و گفتار موسوي بعد از صدور اين بيانيه، خود بهترين شاهد بر صدق و کذب اين ادعاي موسوي است؛ فردي که رقيب را به «دروغ‌گويي» متهم و خود را نماد «ادب» و «صداقت» معرفي كرد.

۴- درخواست موسوي در اين بيانيه اجازه برگزاري يک راهپيمايي غيرقانوني بود: «ما از مسئولان درخواست كرده ايم كه مجوز برگزاري يك راهپيمايي بزرگ در تمامي شهرهاي كشور به ما داده شود تا در طي آن مردم فرصتي براي نمايش مخالفت خود با شيوه برگزاري انتخابات و نتايج آن پيدا كنند. موافقت مسئولان با اين امر مي‌تواند بهترين راه حل براي مهار هيجانات فعلي باشد.»

موسوي که خود عامل شدت يافتن اين «هيجانات» بود، از سويي ادعاي قانونگرايي داشت و از سويي ديگر، راه‌هاي غيرقانوني را براي شکاياتش پيگيري مي‌کرد و خواهان برگزاري تظاهراتي بود که مبتني بر قانون احزاب، برگزاري آن غيرقانوني مي‌باشد.

۵- تأکيد بر به‌کارگيري «رنگ سبز» توسط هوادارن نيز در اين بيانيه قابل توجه است: «از رنگ سبز كه نماد معنويت و آزادي و عقلانيت ديني و مداراست و شعار الله‌اكبر كه حاكي از ريشه‌هاي انقلابي ماست، دست بر نداريم. اين رنگ و شعاري است كه همچنان وحدت‌بخش صفوف ملت ما و بهترين وسيله ارتباط دل‌ها و خواسته‌هاي ما با هم خواهد بود.»

اين در حالي است که استفاده ابزاري از رنگ سبز به عنوان نماد معنويت, شگرد نخ‌نمايي بود؛ چرا که اقدامات غيراخلاقي برخي هواداران موسوي - که از اسلام و معنويت بويي نبرده بودند - نشان داد که اين نماد تنها مي‌تواند سناريوي انقلاب‌هاي رنگين را تداعي کند.

اجتماع ۲۵ خرداد و حمله به پايگاه بسيج

بيانيه‌هاي همسو و هم‌جهت فوق، آتش بيار حوادث شومي شد که در روزهاي بعد از رأي‌گيري مشاهده شد. برگزاري راهپيمايي بدون مجوز و غيرقانوني روزهاي شنبه, يکشنبه و اوج آن در بعدازظهر روز دوشنبه (۲۵/۳/۸۸) در خيابان آزادي که در آن موسوي نيز حضور داشت و به ايراد سخنراني پرداخت, نمونه‌اي از اقدامات غيرقانوني اين جريان براي تحت فشار قرار دادن نهادهاي قانوني انتخابات بود. حمله به پايگاه بسيج که يک مقر نظامي به حساب مي‌آيد و تلاش براي خلع سلاح آن پايگاه، از سوي برخي چهره‌هاي مشکوک، تنها بخشي از حواشي اين راهپيمايي بود که متأسفانه به کشته شدن هفت نفر و مجروح شدن تعداد بيشتري انجاميد. همه اين‌ها، تأويل بخش‌هايي از آن نامه کذايي بود که در روز چهارشنبه (۲۰/۳/۸۸) به دست يکي از حاميان کليدي موسوي، خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامي نوشته شده بود. در آن نامه از وجود «فتنه‌هاي خطرناک» و ضرورت «خاموش کردن آتشي که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است» سخن رانده شده بود که بعد از انتخابات در راه است. در اين نامه به معظم‌له توصيه شده بود: «هرگونه که صلاح مي‌دانيد، اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد( !)»

ميرحسين موسوي بعد از تجمع غيرقانوني روز دوشنبه به ستايش اين اقدام پرداخت و با صدور بيانيه‌اي (بيانيه شماره چهار) (۲۷/۳/۸۸) مدعي شد که «تجمع عظيم و بي سابقه]!؟[ روز ۲۵ خرداد اصحاب دروغ را به خشم آورده است»(!)

اين بيانيه که در چهار بند تنظيم شده بود، حاوي مطالبي بود که توجه به آن ضروري است.

موسوي در بند يک تلاش كرد تا اقدامات خشونت‌آميز هوادارانش را به جريان رقيب منسوب کند و با دروغي آشکار مدعي شد: «اين اصحاب تقلب و دروغ هستند که براي تکميل طرح خود به بانک‌ها و ادارات و اموال مردم حمله مي‌کنند و آن‌ها را تخريب مي‌نمايند»! وي در ادامه، پنج نفر از منافقين تهاجم‌کننده به پايگاه نظامي نيروي مقاومت را که به دست بسيجيان مدافع پايگاه، به هلاکت رسيدند، «شهيد» خطاب كرد!؟

در بند دو تلاش كرد هرگونه حمايت بيگانگان از حرکت خود را نفي کند و در اين باب اعلام داشت: «موج سبز اعتراض‌هاي ما تنها منعکس کننده يک خواست مستقل و بحق داخلي است که به مداخله ديگران خوش آمد نمي‌گويد.»؛ اما براي حمايت همه‌جانبه رسانه‌هاي بيگانه از اين موج سبز، دليلي اقامه نکرد.

در بند سه اين بيانيه همه تلاش موسوي براي خودجوش و مردمي دانستن اين تحرکات و نفي «اتاق جنگ رواني» بود که توسط ياران وي و نيز اعضاي جبهه مشارکت, سازمان مجاهدين, مجمع روحانيون و ديگر گروه‌ها و شخصيت‌هاي همسو با اين جريان در داخل و خارج شکل گرفته بود؛ افرادي که بعد از دستگيري به نقش و وظايف خود در اين «ستاد پشتيباني اردوکشي‌هاي خياباني» اعتراف کردند.

«ابراز همدردي عميق با خانواده‌هاي شهيدان]؟![ و مصدومان» بند نهايي اين بيانيه را تشکيل مي‌داد.

شيخ ساده لوح و مطرود حضرت امام(ره) نيز در اين بين، ابراز وجود کرد و با صدور پيامي به صف حاميان نخست‌وزير امام! پيوست. در بخشي از اين نوشته ضمن دفاع از برخي «مسئولين بلند مرتبه نظام(!؟)»آمده بود:

«با اعلام نتايجي كه‏ ‏هيچ عقل سليمي آن را نمي پذيرد و بر اساس شواهد موثق تغييرات‏ ‏عمده‌اي در آراي مردم داده شده است و به دنبال آن در پي اعتراض برخي از‏ ‏اقشار مردم به اين نحو عملكرد، در جلوي چشم همين مردم ... و در جلوي چشم جهانيان و در حضور دوربين‌هاي ‏خبرنگاران داخلي و خارجي به جان فرزندان اين مردم و اين مملكت افتاده‏ ‏و با شدت و خشونت كامل با زنان و مردان بي دفاع و دانشجويان عزيز‏ ‏برخورد كرده و آن‌ها را سركوب و مضروب و دستگير نمودند و اينك به دنبال‏ ‏تسويه حسابهاي سياسي، با فعالان و انديشمندان و روشنفكران برآمده و‏ ‏عده كثيري را كه بعضا از مسئولين بلند مرتبه نظام جمهوري اسلامي بوده‌اند‏ ‏بي‌جهت دستگير و بازداشت مي‎كنند.»[۱]

ديدار نمايندگان نامزدها با رهبر معظم انقلاب اسلامي

در ادامه اين روند، حادثه مهم ديگر، انتشار خبر ديدار آقاي موسوي با رهبر معظم انقلاب اسلامي و ديدار نمايندگان چهار نامزد انتخاباتي با معظم‌له بود که مردم را نسبت به بازگشت آرامش و پايان يافتن اغتشاشات اميدوار ساخت. رهبر معظم انقلاب در آن ديدار خطاب به نمايندگان نامزدها گفتند:

«من خودم شخصاً در اين انتخابات هم مثل همه انتخابات‌هاي گذشته - شماها همه‏تان مسئولين هستيد، بوده‏ايد، ممشاي بنده را مي‌دانيد - به مسئولين كشور اعتماد كردم؛ به وزارت كشور، به شوراي نگهبان؛ در حالي كه مي‌دانيد در موارد متعدد، مسئولين از سلائق مختلف بودند؛ اما من به مقام مسئولي كه مي‌شناسم و قاعده كار او را مي‌دانم، اعتماد مي‌كنم. در اين نوبت هم همين جور است؛ من اعتماد مي‌كنم، اما اين اعتماد من موجب نمي‌شود كه اگر چنانچه شبهه‏اي در ذهن كساني هست، اين شبهه دنبال نشود و تعقيب نشود و بررسي نشود و حقيقت قضيه آشكار نشود؛ نه، شبهات را برطرف كنيد، منتها آن چيزي كه از همه مهم‌تر است، اين است: همه سعي كنيد وحدت ملي و وحدت كشور را حفظ كنيد؛ هركسي به نحوي، هر كسي وظيفه‏اي دارد.»[۲]

اما متأسفانه اين ديدارها و توصيه‌ها بر مواضع غيرقانوني موسوي تأثير نداشت و وي بار ديگر با صدور بيانيه‌اي تحريک‌آميز در تاريخ ۲۷/۳/۸۸ چنين نوشت:

«بسمه تعالي - ملت شريف ايران

همان‌گونه که مي‌دانيد طي روزهاي گذشته و در نتيجه برخوردهاي غيرقانوني و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتايج انتخابات رياست جمهوري شماري از هموطنانمان مصدوم و تعدادي نيز به شهادت]![ رسيده اند. اينجانب ضمن عرض تسليت به خانواده‌هاي شهدا]![ و همدردي با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست مي‌کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بيست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکايا و يا برگزاري راهپيمايي‌هاي مسالمت‌آميز با استفاده از نمادهاي سوگواري همدردي خود را با بازماندگان اعلام کنند و بديهي است که خود نيز در اين مراسم شرکت خواهم کرد.»

تجمع غيرقانوني پنج شنبه در ميدان امام خميني تهران که با حضور موسوي همراه شد, محصول بيانيه فوق بود.

اين تجمعات غيرقانوني به صورت‌هاي مختلف تا روز پنج شنبه (۲۸/۳/۸۸) ادامه يافت و اين در حالي بود که موسوي و همراهانش, هوادارانشان را به حضور در اين تجمعات دعوت مي‌کردند. براي نمونه «زهرا رهنورد» همسر ميرحسين موسوي صبح روز چهارشنبه با حضور در دانشگاه تهران از دانشجويان اين دانشگاه خواست تا در تجمعات خياباني حاضر شوند.[۳]

اما اين رفتار تناقض‌آميز موسوي، نکته‌اي نبود که از چشم ملت و کارشناسان امر دور بماند. براي نمونه «احمد توکلي»، نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينكه «از لحظه‌اي كه معلوم شد نتيجه انتخابات مورد اعتراض‌ آقاي مهندس موسوي است و او به همراه دوستان و طرفدارانش قصد تحرك مدني بدون رعايت قانون را دارند، آشكار شد كه وي با خودش در تناقض قرار گرفته است»، تصريح كرد:

«به دو دليل موسوي مي‌بايست به قانون براي احقاق حق تمكين مي‌كرد؛ اول آن كه فردي كه قصد داشت سكان‌دار قوه مجريه باشد و حالا نيز خود را در واقع برنده انتخابات مي‌داند، وظيفه‌اي جز اجراي قانون ندارد و دليل دوم آن است كه بزرگ‌ترين ايراد آقاي موسوي به آقاي احمدي‌نژاد در مناظره‌ها و تبليغاتش، قانون‌گريزي رئيس‌جمهور اين دوره بوده است و حالا خودش در برابر آزمايش در سر دو راهي اقدام قانوني براي رسيدن به حقي كه مدعي پايمال شدنش است يا اتخاذ روش‌هاي فراقانوني و غيرقانوني براي حق‌طلبي‌ ادعايي قرار گرفته است.» [۴]

در حالي که بخش اغتشاشگر، برگزاري تجمعات غيرقانوني را دنبال مي‌کرد، بخشي ديگر از طراحان اين صحنه, به‌دنبال زير سؤال بردن نهادهاي قانوني و قانون اساسي بود و پيشنهادهاي غيرقانوني ديگر را مطرح مي‌كرد که تشکيل «کميته حقيقت‌ياب» و تحت الشعاع قرار دادن شوراي نگهبان، در همين راستا بود. زير سؤال بردن جايگاه قانوني شوراي نگهبان - که مبتني بر قانون اساسي عالي‌ترين مرجع نظارت بر انتخابات است- توسط کساني صورت مي‌گرفت که مدعيان قانون‌گرايي بودند و ليکن در اين مرحله در برابر قانون اساسي ايستادند و جامعه را به سوي هرج و مرج کشاندند.

شدت گرفتن تجمعات خياباني که به تنازعات و اغتشاشات و وارد کردن خسارات به اموال عمومي و ناامن کردن محيط زندگي مردم انجاميد، خروجي اتاق جنگ رواني جريان دوم خرداد در هفته پاياني خردادماه ۱۳۸۸ بود.

خطبه‌هاي نمازجمعه و «فصل‌الخطاب» مناقشات و ادعاها

سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران مي‌توانست فصل‌الخطاب همه اين حرف‌ها و رفتارها باشد.

معظم‌له در بخشي از سخنانشان با اعلام صريح، راهکار خود را براي حل اين اختلاف پيش آمده مطرح ساختند و با هشدار به گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي فتنه‌انگيز اعلام کردند:

«بنده زير بار بدعت‌هاي غيرقانوني نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوب‌هاي قانوني شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتي ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتي بعضي برنده‏اند، بعضي برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتي ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاي درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اي هست، از راه‏هاي قانوني پيگيري بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالي در قانون نيست. همان‌طور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسي بشود. بنده از شوراي محترم نگهبان خواستم كه اگر در مواردي خواستند صندوق‌ها را بازشماري بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضا كنند. بنابراين، هيچ مشكلي در اين جهت وجود ندارد.»[۵]

رهنمودها و هشدارهاي معظم‌له به جريان‌هاي سياسي که با حمايت ميليون‌ها نمازگزار همراه بود, نويد همراهي همه نيروهاي انقلاب را مي‌داد؛ اما رفتارهاي صورت گرفته توسط موسوي و برخي جريانهاي همسو با وي، نشان از حرکت وي در مسير خطرناک انتحار سياسي و رويارويي با نظام اسلامي داشت.

پيام تبريک حضرت آيت‌الله العظمي نوري همداني به رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي بعد از سخنان روشنگرانه معظم‌له در خطبه‌هاي نمازجمعه, واکنش قابل تقديري بود که ملت انقلابي از مراجع و علماي عالي‌قدر شيعه انتظار داشت و سبب شد تا نام مرجع عالي‌قدر شيعه براي هميشه تاريخ به بزرگي و تيزبيني ثبت شود. در اين پيام مهم آمده است:

«بسم الله الرحمن الرحيم - محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي دامت برکاته, سلام عليکم؛

بيانات روشنگرانه جناب‌عالي که توأم با تذکر ياد خدا و سکينه الهي و معنويت بود، مبشر وحدت و صفا در جامعه اسلامي بود. اين بيانات بار ديگر نقش ارزنده ولايت فقيه را بر همگان نشان داد و ثابت کرد که تأکيد امام راحل عظيم‌الشأن که پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا کشور آسيب نبيند، يک واقعيت ترديدناپذير است. اين بيانات، محورهاي فراواني داشت که هر يک شايسته تحليل فراوان است ولي عمده‌ترين محورهاي آن عبارت بود از تشکر از حضور افتخار آميز مردم عزيز ايران در انتخابات ۲۲ خرداد و تأکيد بر هشياري مردم بويژه نخبگان در برابر بيگانگان و تأکيد بر سلامت انتخابات و لزوم پيگيري اعتراضات از مجراي قانوني و اينکه آشوبهاي خياباني توسط استکبار مديريت مي‌شود.

اميد که انشاء الله همگان با اطاعت از اين رهنمودهاي حکيمانه در اين مقطع حساس، پاسدار انقلاب بزرگ اسلامي که خونبهاي شهيدان عزيز است، باشند.

به‌ويژه ختام خطبه شما که توجه و توسل به حضرت بقيه‌الله‌الاعظم ارواحنا فداه را در بر داشت ختامُهُ مسک شد. ما اطمينان داريم اين توجهات و توسلات آنچنان‌که تاکنون کشور را از خطرها حفظ کرده است، از اين پس نيز حفظ خواهد کرد. والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته - حسين نوري همداني - ۳۰/۳/۸۸»[۶]

انتحار سياسي

بيانيه‌ شماره پنج ميرحسين که صبح روز ۳۰ خرداد ماه در فرداي بيانات رهبري معظم صادر گرديد, نشان داد که موسوي در مسيري خطرناک گام برمي‌دارد که آينده روشني براي آن متصور نيست و مشاوران وي در اتاق جنگ رواني که اغلب آن را اعضاي افراطي سازمان مجاهدين، حزب مشارکت و مجمع روحانيون تشکيل مي‌دادند, به وي به عنوان «گزينه‌اي يکبار مصرف» مي‌نگرند که تاريخ آن در اين انتخابات به سرآمده است.

موسوي در اين بيانيه ضمن تن ندادن به مسير مشخص شده توسط قانون اساسي, با زير سؤال بردن شوراي نگهبان، در برابر رهنمودهاي مهم رهبري انقلاب ايستاد و نوشت:

«اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و براي نتايج هرگونه تحقيق و رسيدگي بعدي حد تعيين کرده‌اند، به صورتي که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتايج آن را تغيير ندهد، حتي اگر در بيش از ۱۷۰ حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد. از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.

اينجانب همچنان قوياً اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آنكه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند.»

موسوي که همچنان بر اسب تندخويي و ناسزاگويي سوار بود، در ادامه نوشت:

«آنچه اين برادر شما در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزيز توصيه مي‌كند اين است که نگذاريد دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامي را از شما بربايند و نااهلان و نامحرمان، ميراث گرانقدر انقلاب اسلامي را که اندوخته از خون پدران راستگويتان است از شما مصادره کنند.»

وي باوجود توصيه رهبر معظم انقلاب اسلامي، برکشاندن هوادرانش به طور غيرقانوني در صحنه به منظور فشار بر نهادهاي قانوني اصرار مي‌ورزيد.

موسوي نشان داد که بر خلاف پيش‌بيني‌هاي جريان‌ افراطي دوم خرداد که خاتمي را عنصري مناسب‌تر براي تحقق اهداف اين جريان مي‌دانستند, وي از ظرفيت‌هاي بيشتري براي ساختارشکني و انتحارسياسي برخوردار است.

[۱] - پيام پيرامون نتايج انتخابات رياست جمهوري و حوادث پس از آن‏، سايت منتظري، ۲۶/۳/۸۸.

[۲] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با نمايندگان نامزدها، ۲۶/۳/۸۸

[۳] - سايت الف، ۲۷/۳/۸۸، کد خبر: ۴۷۷۰۵.

[۴] - سايت الف، ۲/۴/۸۸، کد خبر: ۴۸۱۱۳.

[۵] - خطبه‌هاي نماز جمعه مقام معظم رهبري، ۲۹/۳/۸۸ .

[۶] - سايت حضرت آيت الله العظمي نوري همداني،۳۱/۳/۸۸..

منبع: سایت بصیرت/مهدی دنگچی
۲۶ خرداد ۱۳۹۵

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .