مردم سالاري ديني الگويي براي ملت هاي مسلمان

امام خامنه اي از ماهيت «نظام مردم سالاري ديني» چنين ياد مي كنند: «البته ممكن است فقهاي اهل سنت - معتقد به ولايت فقيه نباشند؛ خيلي خوب، ما نمي خواهيم حتماً مبناي فقهي خودمان را به آنها عرضه كنيم يا اصرار بورزيم؛ اما مردم سالاري ديني ممكن است، شكل هاي گوناگوني پيدا كند. بايد اين مبناي مردم سالاري ديني را ما براي اينها تبيين كنيم، تفهيم كنيم؛و...
لازمه موفقيت اين نهضت هاي اسلامي در اين مرحله، داشتن الگويي مشخص، تحقق پذير و قابل تطبيق با شرايط هر يك از اين كشورها است، به نحوي كه ضمن عملياتي بودن، آرمان ها و اهداف نهضت را نيز در بر داشته باشد.نهضت هاي اسلامي منطقه همانطور كه در مرحله شكل گيري و آغاز خيزش، از انقلاب اسلامي تأثير پذيرفتند، در مرحله دوم نيز مي توانند بدون توجه به الگوهاي التقاطي، ليبراليستي و سكولاريستي، با بازگشت به خويشتن و آموزه هاي دين مبين اسلام، الگوي ارائه شده توسط انقلاب اسلامي را كه «نظام مردم سالاري ديني» است، به عنوان نقشه راه شكل گيري نظام سياسي جديد خود برگزينند.به واقع امروز همه نگاه ها به جمهوري اسلامي دوخته شده است! و اين حقيقتي است كه حكيم فرزانه انقلاب اسلامي در آخرين اظهارات خود در جمع خبرگان ملت بدان اشاره مي كنند. معظم له با يادآوري اين نكته مهم كه احتمال بازگشت ديكتاتوري با اشكال جديد و يا حاكميت الگوهاي غربي در اين كشورها وجود دارد، از مدل «نظام مردم سالاري ديني» به عنوان بهترين الگوي جايگزين ياد مي كنند كه مي تواند خلأ تئوريك اين جوامع را پاسخگو باشد. معظم له چنين مي فرمايند: «آن چيزي كه اينجا مي تواند به اين كشورها كمك كند، تفكر مردم سالاري ديني است. مردم سالاري ديني كه ابتكار امام بزرگوار ماست، مي تواند نسخه اي براي همه اين كشورها باشد؛ هم مردم سالاري است، هم از متن دين برخاسته است.»در اين بين شايد اين سوال به اذهان خطور كند كه آنچه تحت عنوان «نظام مردم سالار ديني» بيش از سه دهه است كه در جمهوري اسلامي تحقق يافته، مدلي شيعي از حكومت است كه شايد در جوامع اهل سنت امكان تحقق آن وجود نداشته باشد. به عبارتي صريح تر، نظامي كه در رأس آن ولايت مطلقه فقيه قرار دارد، چگونه ممكن است كه در مصر و تونس و ديگر كشورهاي سني نشين شكل بگيرد؟

نكته قابل تأمل و حكيمانه حضرت امام خامنه اي كه راه را بر هر نوع برداشت انحرافي مي بندد و به سوال فوق نيز پاسخي مناسب مي دهد، آن است كه ايشان از ماهيت «نظام مردم سالاري ديني» چنين ياد مي كنند: «البته ممكن است فقهاي اهل سنت - چه فقهاي شافعي در مصر، چه مالكي ها در بعضي ديگر از كشورهاي آن منطقه، چه حنفي ها در بعضي از كشورهاي ديگر - معتقد به ولايت فقيه نباشند؛ خيلي خوب، ما نمي خواهيم حتماً مبناي فقهي خودمان را به آنها عرضه كنيم يا اصرار بورزيم؛ اما مردم سالاري ديني ممكن است، شكل هاي گوناگوني پيدا كند. بايد اين مبناي مردم سالاري ديني را ما براي اينها تبيين كنيم، تفهيم كنيم؛ مثل هديه اي در اختيارشان بگذاريم. مطمئناً اين مردم، مردم سالاري ديني را خواهند پسنديد. اين كاري است كه بر عهده ماست و بايستي انجام بگيرد تا دشمنان اين ملت ها از خلأيي كه به وجود آمده، استفاده نكنند. اين خلأ را بايد به وسيله اسلام پر كنند.»دقت در اين تعابير، بالاخص آنجا كه اشاره دارند: «مردم سالاري ديني ممكن است شكل هاي گوناگوني پيدا كند»، شاه كليد فهم اين مسئله است و حكايت از آن دارد كه شاخصه هاي بنيادين اين نظريه، بر اصول اساسي اسلام بنا نهاده شده كه در مورد آن در بين همه مسلمين اتفاق نظر وجود دارد. در ادامه مروري بر مهم ترين شاخصه هاي نظام اسلامي خواهيم داشت كه هر يك از آنها مي توانند در جوامع مختلف اسلامي و نظام هاي سياسي آنها تحقق عملي يابند.

شاخصه هاي نظام مردم سالار ديني

1- خاستگاه الهي حكومت

يكي از پايه هاي اصلي مردم سالاري ديني، الهي بودن خاستگاه آن است. بدين معنا كه برخلاف نظام هاي سياسي غرب كه مبتني بر «قرارداد اجتماعي» شكل گرفته اند، اين حقوق الهي است كه مبدأ و منشأ حقوق سياسي - اجتماعي در نظام مردم سالاري ديني است. ايشان در عباراتي اين تفاوت را چنين توضيح مي دهند:«مبناي مردم سالاري ديني با مبناي دموكراسي غربي متفاوت است. مردم سالاري ديني - كه مبناي انتخابات ماست و برخاسته از حق و تكليف الهي انسان است - صرفاً يك قرارداد نيست. همه انسان ها حق انتخاب و حق تعيين سرنوشت دارند؛ اين است كه انتخابات را در كشور و نظام جمهوري اسلامي معنا مي كند. اين، بسيار پيشرفته تر و معنادارتر و ريشه دارتر از چيزي است كه امروز در ليبرال دموكراسي غربي وجود دارد.»

(14/3/84)

2- حكومت معيارها و صلاحيت ها

شاخصه برجسته و كليدي ديگر نظام مردم سالار ديني توجه به اين مسئله است كه در اين شيوه از حكومت، آنچه ملاك و معيار حاكميت و قرار گرفتن در رأس امور است، وجود برخي صلاحيت هاي انساني و الهي از جمله علم و تقوا و عدالت است كه در هر فردي وجود داشته باشد آن شخص مي تواند در اين نظام، صاحب منصب شود. حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در تبيين اين مولفه مي فرمايند: «ولايت در اسلام، ناشي از ارزش هاست؛ ارزش هايي كه وجود آنها، هم آن س مت و هم مردم را مصونيت مي بخشد. ... ولايت، يعني حاكميت انسان هاي پارسا، انسان هاي مخالف با شهوات و نفس خودشان، انسان هاي عامل به صالحات. اين، معناي ولايت اسلامي است.» (10/4/70)

معظم له ضمن تأكيد بر اين مطلب كه عهده دار ولايت، بايد پرتويي از ولايت الهي را در جامعه تحقق ببخشد، به برخي از اين خصوصيات چنين اشاره مي دارند: «خصوصيات ولايت الهي، قدرت و حكمت و عدالت و رحمت و امثال اينها است. آن شخص يا آن دستگاهي كه اداره امور مردم را به عهده مي گيرد، بايد مظهر قدرت و عدالت و رحمت و حكمت الهي باشد. اين خصوصيت، فارق بين جامعه اسلامي و همه جوامع ديگري است كه به شكل هاي ديگر اداره مي شوند. جهالت ها، شهوات نفساني، هوي و هوس و سلايق شخصي متكي به نفع و سود شخصي يا گروهي، اين حق را ندارند كه زندگي و مسير امور مردم را دستخوش خود قرار بدهند، لذا در جامعه و نظام اسلامي، عدالت و علم و دين و رحمت بايد حاكم باشد؛ خودخواهي نبايد حاكم بشود، هوي و هوس - از هر كس و در رفتار و گفتار هر شخص و شخصيتي - نبايد حكومت كند. سر عصمت امام در شكل غايي و اصلي و مطلوب در اسلام هم همين است كه هيچ گونه امكان تخطي و تخلفي وجود نداشته باشد. آن جايي هم كه عصمت وجود ندارد و ميسر نيست، دين و تقوا و عدالت بايد بر مردم حكومت كند كه نمونه اي از ولايت الهي محسوب مي شود.» (20/4/69)

3- محوري بودن جايگاه مردم در مردم سالاري ديني

با مروري بر كلام و انديشه ايشان به اين مطلب خواهيم رسيد كه از نگاه ايشان مردم سالاري ديني به معناي تأثيرگذار بودن مردم در تشكيل حكومت و تعيين حاكم و مسئولان نظام سياسي اسلام است و اين به معناي نقش آفريني مردم در مشروعيت بخشي به نظام مردم سالاري ديني مي باشد. ايشان در عباراتي در تبيين معناي «مردمي بودن» حكومت چنين مي فرمايند: «مردمي بودن حكومت اسلامي به دو معناست: يكي اينكه مردم در اداره و تشكيل حكومت و تعيين حاكم و شايد در تعيين رژيم حكومتي و سياسي نقش دارند.

ديگر آنكه حكومت اسلامي در خدمت مردم است، آنچه براي حاكم اسلامي مطرح است، منافع عامه مردم است، نه منافع اشخاص يا قشر و طبقه معين. اسلام به هر دو معنا داراي حكومت مردمي است، اما تا وقتي كه حكومت مردمي به معناي اول تأمين نشود و مردم در حكومت نقشي نداشته باشند، نمي شود گفت حكومت، مردمي و در خدمت مردم است. اين ادعا كه يك حكومت بدون آنكه با مردم خود ارتباط مستقيم داشته و به آراي مردم متكي باشد، خود را مردمي بشمارد، ادعاي پذيرفتني نيست. نمي توانند ثابت كنند كه مردمي اند، چون حكومت هاي تحميلي هم خود را مردمي قلمداد مي كنند.»(1) در جايي ديگر نيز به اين دو وجه حكومت چنين اشاره مي كنند: «مردم سالاري ديني داراي دو وجه است كه يك وجه آن نقش مردم در تشكيل حكومت و انتخاب مسئولان و وجه ديگر آن رسيدگي به مشكلات مردم است كه برهمين اساس مسئولان بايد مشكلات مردم را به طور جدي پيگيري و رسيدگي نمايند...»(30/8/79)

در مجموع مي توان گفت كه از منظر ايشان، حكومت مردم سالار ديني بايد داراي چهار عنصر باشد:

1- نقش مردم در تشكيل حكومت، تعيين حاكم و اداره كشور

2- حكومت در خدمت ملت و تأمين كننده منافع همگاني

3- بهره گيري حكومت از فكر و انديشه مردم در راه اعتلاي كشور

4- آگاه سازي مداوم مردم توسط حكومت

4- اراده مردم در سايه هدايت الهي

در مردم سالاري ديني مورد نظر، اين اراده مردم است كه تصميم مي گيرد و كار را به پيش مي برد و البته اين تصميم گيري با راهنمايي دين و آموزه هاي اسلامي همراه است، اما نكته مورد تأكيد، جايگاه تصميم گيري است كه به انسان داده شده است. در كلام ايشان مي خوانيم: «در نظام اسلامي؛ يعني مردم سالاري ديني، مردم انتخاب مي كنند، تصميم مي گيرند و سرنوشت اداره كشور را به وسيله منتخبان خودشان در اختيار دارند، اما اين خواست و اراده مردم در سايه هدايت الهي، هرگز به بيرون جاده صلاح و فلاح راه نمي برد و از صراط مستقيم خارج نمي شود.»

(13/5/80)

معظم له همچنين در جايي ديگر مي افزايند: «در منطق اسلام، اداره امور مردم و جامعه، با هدايت انوار قرآني و احكام الهي است. در قوانين آسماني و الهي قرآن، براي مردم شأن و ارج معين شده است؛ مردم هستند كه انتخاب مي كنند و سرنوشت اداره كشور را به دست مي گيرند. اين مردم سالاري، راقي ترين نوع مردم سالاري اي است كه امروز دنيا شاهد آن است؛ زيرا مردم سالاري در چارچوب احكام و هدايت الهي است؛ انتخاب مردم است، اما انتخابي كه با قوانين آسماني و مبراي از هرگونه نقص و عيب، توانسته است جهت و راه صحيحي را دنبال كند.»

(11/5/80)

همچنين تأكيد مي كنند: «حقيقت مردم سالاري ديني اين است كه يك نظام بايد با هدايت الهي و اراده مردمي اداره شود و پيش برود.»

(15/8/80)

¤ ¤ ¤

همانطور كه مرور بندهاي فوق مشخص مي سازد، مولفه هاي اصلي نظام مردم سالاري ديني مورد پذيرش همه فرق اسلامي بوده و از اصول اوليه اي است كه همه مسلمين مبتني بر آموزه هاي قرآني آن را پذيرفته و مورد تأكيد قرار مي دهند. به واقع بايد گفت كه امروز نظريه «مردم سالار ديني» سوغاتي گرانقدر از سوي ملت مسلمان ايران است كه مي تواند كام ملت هاي مسلمان و مظلوم منطقه را بيش از پيش شيرين كند و تحقق عملي آن در قالب نظام مقدس جمهوري اسلامي و مقاومت 33 ساله در برابر استكبار جهاني و رسيدن به مرزهاي استقلال و خودكفايي همه جانبه، الگويي عيني است كه مي تواند مسلمانان منطقه را در «بازگشت به اسلام» و شكل گيري «حكومت اسلامي» مصمم سازد.

ـــــــــــ

پي نوشت :

- [بي نام]، «نقش مردم در دولت اسلامي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب»، فصلنامه حكومت اسلامي، ش43، بهار 1386، صص 9-8
مردم سالاري ديني الگويي براي ملت هاي مسلمان /مهدى سعيدى/بصيرت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .