مخالفت مدرس با جمهوريت؟

با سلام. آيا اين درست است كه مرحوم مدرس مخالف انحلال رژيم قاجار و تشكيل يك حكومت جمهوري بود؟

دانشجوي گرامي ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز ، شعار جمهوري خواهي از راههايي بود كه رضاخان براي ساقط كردن حكومت قاجار و تصاحب كامل قدرت در پيش گرفته بود. در آن زمان رضاخان كه به تازگي رئيس الوزرأ شده بود؛ از يكسو قصد حذف احمدشاه و باقي مانده وفاداران به آخرين پادشاه قاجار را داشت تا از اين طريق پايه‌هاي قدرت خود را دركشور تحكيم كند واز جانب ديگر براي برقراري يك حكومت جمهوري شبيه آنچه كه آتاترك در تركيه تشكيل داده بود. علاقه‌مند بود. طرح اعلام حكومت جمهوري در تركيه و ايران از جمله برنامه‌هاي استعمار انگليس بود. ايده استقرار رژيم جمهوري در ايران درنيمه دوم اسفند 130۲ مطرح شد و طرفداران رضاخان براي تهيه زمينه اجراي اين نقشه، تلگرافهاي متعددي از سراسر كشور براي برقراري جمهوري در ايران به تهران فرستادند و بادامن زدن به تظاهرات روزمره‌، اين طرح را به موج بزرگ اجتماعي ـ سياسي تبديل كردند. رضاخان مصمم بود تاطرح خود را به تصويب نمايندگان مجلس رسانده و آن را قانوني جلوه دهد. اما مشكل او اين بود كه عمر مجلس چهارم به سر آمده بود وانتخابات دور پنجم نيز انجام نشده بود. رضاخان به سرعت انتخابات دوره پنجم را برگزار كرده و تمام تلاش خود را براي اعمال نفوذ در انتخاب نمايندگان موافق با خود به كار گرفت‌. انتخابات با سرعت انجام شد و 22 بهمن 1302 مجلس پنجم رسماً افتتاح شد. با اين وجود تعدادي از مخالفان قدرتمند رضاخان ازجمله آيت الله مدرس به مجلس راه يافتند. سيدحسن مدرس كه از ماهيت تلاشهاي رضاخان و وابستگي او به انگليسي‌ها مطلع بود رهبري مخالفان وي رادر مجلس پنجم به دست گرفت‌. اين مخالفت و افشاگري‌ها چنان خشم طرفداران رضاخان را در مجلس برانگيخت كه يكي از آنان‌ ـ بهرامي ـ در اتاق تنفس مجلس و به تحريك رئيس مجلس ـ تدين‌ـ به گوش مدرس سيلي نواخت‌. انعكاس اين حركت در جامعه گسترده بود و مردم را به خشم آورد و مخالفت با جمهوريخواهي رضاخان نيز تشديد شد. 28 اسفند 1302 تعداد بسياري از مردم تهران در مسجد شاه ـ مسجد امام خميني(ره)‌ـ اجتماع كرده و به مخالفت با جمهوري رضاخاني پرداختند. رهبري اين حركت با مدرس بود. روز بعد، تعداد بيشتري به سوي مجلس راهپيمايي كرده و مخالفت خود را با رضاخان اعلام كردند. اين تظاهرات، روز دوم فروردين 1303 نيز در مقابل ساختمان مجلس و در شرايطي كه نمايندگان آماده بررسي و تصويب طرح جمهوري رضاخاني بودند، تكرار شد وبه زد و خورد مردم با مأموران رضاخان انجاميد. اين درگيري‌ها حتي در مجالس ختمي كه در تهران براي مرگ محمدعلي شاه قاجار تشكيل شده بود، نيز ادامه يافت و هر يك از اين مجالس به تجمعي براي ابراز مخالفت مردم عليه جمهوري رضاخاني شده بود. با اين همه رضاخان به حدي به حذف جايگاه باقي مانده قاجار به عنوان مقدمه برقراري نظام جمهوري دل بسته بود كه حتي به مسئولان سياسي و امراي قشون كشور اجازه نداد بابت مرگ محمدعلي شاه تلگرامي براي پسرش كه در اروپا به سر مي‌برد ارسال كنند. افزايش روزافزون مخالفين جمهوري و درگيري‌هاي گوناگون، پديده‌اي بود كه سرانجام زمينه عقب‌نشيني رضاخان را از اين طرح فراهم آورد.

درواقع شهيد مدرس در مخالفت با جمهوري رضاخاني ، اولا نسبت به انحلال قاجار نظري مثبت يا منفي ابراز نكردند و صرفا بر مخالفت خود با جمهوري رضاخاني تاكيد داشتند و ثانيا جمهوري رضاخاني بر خلاف اسم بسيار زيبا و فريبنده اي كه داشت ، پوششي بود براي بسط ديكتاتوري رضاخان در قالب بسيار زيبا از طريق انحلال حكومت قاجار به بهانه ايجاد جمهوري و در ادامه كليد زدن فاز دوم اين طرح به منظور برگرداندن دوباره سلطنت اما اين بار به نام پهلوي و اين موضوعي بود كه در تحليل هاي وقايع نگاران آن دوران نيز به آن اشاره شده است . به عنوان مثال «عبدالله مستوفي»، در تحليلي پيرامون اين مسأله مي نويسد:

«سردار سپه به خوبي فهميده بود كه پاره اي از آزادي خواهان بي مزه و خيال باف در اين كشور هستند كه به مجرد شنيدن اسم جمهوري، تصور خواهند كرد كه با اين طرز حكومت، فوراً ايران نظير فرانسه و سوييس و آمريكا خواهد شد و همين كه تغيير طرز حكومت و جمهوري در افواه بيفتد، بيش تر از سلطنت او كه عمليات گذشته، او را مستبدتر از پدر و جدّ اعلاي سلطان احمد شاه هم معرفي كرده است، طرفدار پيدا خواهد كرد و اگر يكي دو سال به عنوان رياست جمهوري بر اين كشور حكم فرمايي كند، از رياست جمهوري تا سلطنت، آن هم در نزد ايراني ها كه اكثريتشان شاه دوست تاريخي هستند، يكي قدم كوچك بيش تر نيست.

بنابراين مناسب تر، ساده تر و طبيعي تر اين است كه به دست آزادي خواهان دو آتشه خود را به رياست جمهوري برساند تا بعدها به دست سلطنت طلبان، تاج و تخت را تصرف و سلطنت را در خانواده ي خويش مستقر نمايد. اين است ... كه تغيير طرز حكومت را محرمانه با خواص خود از نظاميان و وكلايي كه با او هم دست شده بودند، به ميان گذاشته و از رؤساي آن ها قول مساعد گرفت .»( شرح حال زندگي من، ج3، عبدالله مستوفي، صص 584 و 585 نقل از عباس رمضاني ، مدرس و جمهوري رضاخاني ، سايت راسخون)

ثالثا اين تنها مدرس نبود كه به نيات شوم جمهوري رضاخاني و عدم حسن نيت وي در اعلام جمهوريت ، پي برده بود بلكه روشنفكران مختلفي وجود داشتند كه پا به پاي مدرس ، به اعلام مخالفت با اين طرح برخاستند كه در ميان آنها مي توان به ملك الشعراء بهار ، ميرزاده عشقي و مصدق اشاره كرد .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .