كتاب رفيق آيت الله؟

چنديست كتابي با عنوان رفيق آيت الله منتشر شده(در فضاي مجازي)،درخواست نقد اين كتاب را دارم.و نيز تهمت پراني هاي محسن مخملباف؟

با سلام و احترام، قبل از پرداختن به سوال، لازم است نكته اي مورد اشاره قرار گيرد و آن اين است كه در طول نزديك به چهار دهه اي كه از عمر انقلاب اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران مي گذرد همواره «شايعه سازي و شايعه پراكني» يكي از شگردهايي بوده است كه دشمنان نظام اسلامي با اهداف مختلف از آن استفاده كرده اند . مبناي شايعه دروغ است و گاه به اندازه اي زيركانه طراحي مي شود كه حتي ممكن است دل هاي برخي نخبگان را نيز به خود جلب كند و يا حداقل در دلشان بذر ترديد بكارد. به ويژه زماني كه مواد شايعه تركيبي از واقعيت ها و دروغ ها باشد و يا با استفاده از شيوه هايي همچون مغالطه به گونه اي چيده شوند كه در نهايت نتيجه غلطي از آن استخراج شود . گاهي نيز طرح شايعه از زبان افرادي صورت مي گيرد كه نسبت به منبع و منشا شايعه نزديك هستند و به دليل انتساب منبع شايعه به موضوع شايعه ، آن شايعه باورپذيرتر مي نماياند و حال آنكه در اكثر موارد ، بعدها مشخص مي شود كه آن فرد ، اگر چه به موضوع شايعه نزديك بوده است اما در واقع با نيت سوء خود را به او نزديك كرده بود تا در آينده بتواند ازاين قرابت ها در جهت درست جلوه دادن شايعات و دروغ پردازي هاي خود بهترين سوء استفاده را بنمايد . گاهي نيز اين شايعه به دروغ از زبان كساني كه به نوعي با شايعه در ارتباط هستند مطرح مي شود و حتي منبعي هم براي آن قيد مي شود كه متاسفانه به دليل آنكه كمتر اتفاق مي افتد افرادي كه شايعه را در سطح جامعه مي شنوند محققانه به دنبال منبع شايعه بگردند بازتاب زيادي در جامعه پيدا كرده و افراد در نقل هاي خود به ديگري ، آن شايعه را مستند معرفي مي كنند كه نظير چنين شايعاتي بارها و بارها توسط برخي افراد حقيقت جو همچون شما براي ما ارسال شده است كه در تحقيق مقدماتي متوجه شده ايم كه چنين مطلبي صحيح نمي باشد . به عنوان مثال سخني به حضرت امام خميني ره نسبت داده شده است و حتي منبع دقيق آن از صحيفه امام ذكر شده است و بر اساس آن ديدگاهي منفي نسبت به حضرت امام ره اتخاذ شده است كه با مراجعه اي به همان آدرس و حتي كل صحيفه امام ره متوجه شده ايم كه نه تنها چنين جمله اي در آن وجود ندارد بلكه حتي عبارت شبيه به آن نيز وجود ندارد . در هر صورت امواج شايعه هر روز بسان رگبار مسلسل از سوي دشمنان به سوي ملت روانه مي شود و تنها راه مصونيت در برابر آن نيز حفظ هوشياري و نيز ايجاد روحيه محققانه در خود ماست تا به محض شنيدن شايعه ، آن را باور نكنيم .
اكنون به دنبال طرح اين مقدمه نسبتا طولاني، در مورد شايعات و ادعاهايي همچون نقش كليدي سازمان امنيت شوروي در طراحي و اجراي انقلاب اسلامي، همكاري آيت الله خامنه اي با سازمان امنيت شوروي، نقش شوروي در رهبري مقام معظم رهبري، ماموريت ايشان براي انحراف انقلاب به سمت روسيه و امثال اينها (كه در كتاب رفيق آيت الله مطرح گرديده)بايد بگوييم كه به اعتقاد ما چنين شايعات و ادعاهايي به اندازه اي سخيف و غير قابل باور است كه به نظر نمي رسد نيازي به پاسخ گويي به آن وجود داشته باشد چرا كه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي شخصيتي است كه زندگي او از ابتداي كودكي تا دوران رهبري كاملا مشخص و مستند بوده و هيچ نقطه ابهامي در زندگي او وجود ندارد به گونه اي كه تمامي مراحل تحصيل ايشان، مبارزات ، شهرهايي كه به آنها تبعيد شده اند و ... همه و همه در دل تاريخ ثبت و ضبط است و هنوز ده ها نفر از افرادي كه از آغازين سال هاي جواني ايشان همراه و همگام ايشان بوده و در لحظه لحظه عمر ايشان در كنارشان بوده اند حاضر بوده و شهادت به وقايع زندگي ايشان مي دهند. از طرفي موضع مقام معظم رهبري در قبال سياست نه شرقي و نه غربي، همواره موضع مشخصي بوده و هيچ گونه انحرافي در اين شعار به وجود نيامده است و نزديك تر شدن ايران به روسيه و يا چين عليرغم دوري از غرب و به ويژه آمريكا هرگز به معناي انحراف از سياست نه شرقي و نه غربي نبايد دانست؛ چرا كه اساسا اين شعار هرگز به معناي اين نيست كه نبايد با شرق و يا غرب ارتباط دوستانه اي داشته باشيم به ويژه اينكه بر اساس اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ارتباط با همه كشورهاي مشروع ، به شرط در نظر گرفتن معيارهايي به رسميت شناخته شده است . در اين زمينه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران چنين آمده است : «سياست‏ خارجي‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ بر اساس‏ نفي‏ هر گونه‏ سلطه‏ جويي‏ و سلطه‏ پذيري‏، حفظ استقلال‏ همه‏ جانبه‏ و تماميت‏ ارضي‏ كشور، دفاع‏ از حقوق‏ همه‏ مسلمانان‏ و عدم‏ تعهد در برابر قدرت‏ هاي‏ سلطه‏ گر و روابط صلح‏ آميز متقابل‏ با دول‏ غير محارب‏ استوار است‏.»(اصل 152 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) از اين رو مقام معظم رهبرى بر اساس اين اصول سه اصل عزت، حكمت و مصلحت را محور سياست خارجى كشور و مبناي ارتباط كشورمان با كشورهاي دنيا معرفي كرده اند.(روزنامه جمهورى اسلامى 13/ 2/ 69)
حال با در نظر گرفتن اين نكته بايد بگوييم كه جمهوري اسلاي ايران به عنوان يك كشور مستقل همواره در تلاش است تا با همه كشورهاي دنيا (به غير از كشوري مثل رژيم صهيونيستي كه اساسا نامشروع بوده و در خاك ملتي ديگر به وجود آمده است) ارتباط متقابل توام با احترام متقابل و رعايت عزت ، حكمت و مصلحت را داشته باشد و بر اساس همين مبنا ، كشور ما از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي غير از اسرائيل و آفريقاي جنوبي آن زمان ارتباط خود با تمامي كشورهاي جهان حتي آمريكا را حفظ نمود و به تلاش در گسترش ارتباط با كشورهاي ديگر دنيا نيز پرداخت . اما متاسفانه سياست هاي استكباري برخي كشورها از جمله آمريكا باعث شد تا اين روابط از هم گسسته شود و حتي در جريان قطع رابطه با آمريكا ، اين آمريكا بود كه نخستين بار رابطه خود با كشور ما را قطع نمود و البته اين قطع ارتباط هم ناشي از سياست استكباري اين كشور بود چرا كه تصور مي كرد با قطع رابطه با جمهوري اسلامي ايران ، كشور ما به دليل وابستگي هاي فراوان سالهاي قبل از انقلاب به اين كشور ، به سرعت از هم فروخواهد پاشيد و پس از اينكه متوجه شد ملت ايران با عزم و اراده خود اعتنايي به اين قطع رابطه نكرده وبه سرعت عوارض ناشي از قطع ارتباط را جبران كردند و قطع ارتباط را به جاي تهديد تلقي كردن به فرصتي براي پيشرفت تبديل كردند از در ادعاي دوستي در آمده و بارها و بارها خواهان ارتباط مجدد با ايران شدند كه اين پيشنهاد ها به دليل عدم صداقت در سخنانشان ، همواره از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي رد شده است . همين مطلب در مورد ساير كشورهاي دنيا نيز صادق است و هر كشوري كه خواستار ارتباط با جمهوري اسلامي ايران باشد جمهوري اسلامي ايران از اين ارتباط استقبال مي كند و به همين دليل كشور ما با اكثر كشورهاي دنيا در ارتباط مي باشد و هيچ كسي هم اين ارتباط ها را به معناي وابستگي كشور ما به اين كشور ها و يا انحراف از شعار نه شرقي و نه غربي قلمداد نمي كند . در اين ميان اگر كشوري تلاش داشته باشد تا از ارتباط پلي براي ضربه زدن به منافع ملي كشور درست نمايد طبيعتا كشور ما نمي تواند اين رابطه خصمانه راتحمل نمايدو قطعا با آن برخورد صورت خواهد پذيرفت . با اين حال و با تمامي دشمني هايي كه از سوي بسياري از كشورهاي غربي بر عليه ملت ايران صورت ميگيرد باز هم نظام اسلامي از در مماشات وارد شده و بااين كشور ها ارتباط دارد.
بنابر اين با توجه به اين مطالب مي توان دريافت كه نظام جمهوري اسلامي ايران ، كشوري است مستقل كه بر اساس شعار نه شرقي و نه غربي هيچ گونه وابستگي نسبت به نظام هاي ديگر را بر نمي تابد و به ويژه در برابر هر گونه رابطه اي كه منجر به سلطه كشورهاي ديگر بر آن گردد واكنش نشان مي دهد و در اين ميان فرقي نمي كند كه اين كشور ، غربي باشد يا شرقي و در نتيجه همانگونه كه ما در طول سال هاي گذشته با هر كشوري كه در چارچوب سه اصل عزت، حكمت و مصلحت (كه عصاره اصول قانون اساسي در بحث سياست خارجي مي باشد) خواستار رابطه با كشور ما شده باشد، رابطه داشته ايم، در رابطه با كشورهايي همچون چين و روسيه نيز دقيقا ملاك ارتباط را همان اصول دانسته و با اين كشورها نيز بر اساس اين موازين رابطه داريم و نه بيشتر و تنها تفاوتي كه ارتباط ميان اين كشورها با كشورهاي غربي دارد اين است كه كشورهاي غربي مدام بر طبل سلطه طلبي كوبيده و به ويژه در مقطع فروپاشي بلوك شرق رسما از نظم نوين جهاني و ارباب شدن آمريكا بر تمام جهان سخن به ميان آورده و كشورهاي مخالف اين نظم را مدام تهديد مي كنند ولي كشورهايي همچون چين و روسيه حتي اگر چنين نيتي داشته باشند آن را اعلام نمي كنند و به منظور تقويت خويش در عرصه بازي هاي بين المللي با كشورهايي كه با غرب درگير هستند از در سازش و اتحاد بيشتري وارد شده و خود به خود باعث شده اند تا فرصتي براي استفاده جمهوري اسلامي ايران از آن به منظور بالا بردن توان مقاومت و ايستادگي به وجود آيد و اين ارتباطات درهمان سطح ارتباط قرار دارد و نه چيزي همچون وابستگي و يا سلطه يك كشور بر كشور ديگر كه مشكل ساز گردد و علامت اين مساله اين است كه هر گاه جمهوري اسلامي ايران احساس كند كه يكي از اين كشورها در زمينه اي حقوق جمهوري اسلامي ايران را رعايت نكرده است به استيفاي حقوق خويش مي پردازد كه اين امر نشانه عدم وابستگي به اين كشورها مي باشد كما اينكه در جريان لغو قرار داد موشك هاي اس 300 روسي، جمهوري اسلامي ايران از اين كشور شكايت كرده و پيگير ماجرا شد.
نكته ديگر پيرامون نقش شوروي در تحولات انقلابي ايران است كه در اين زمينه بايد گفت: انقلاب اسلامي در ايران با مشاركت حداكثري مردم بر اساس آرمانها و آموزه هاي ديني و با رهبري روحانيت و راس آن امام خميني به پيروزي رسيد. در همان ايام مبارزات در بين انقلابيون و رهبران انقلابي همواره شعارهاي نه شرقي و نه غربي طنين انداز مي شد. از ديدگاه امام خميني آمريكا از انگليس بدتر، انگليس از آمريكا بدتر، شوروي از هر دو بدتر است. بر اين اساس معنا ندارد كشور كمونيستي و ضدمذهبي شوروي از انقلاب ديني و مذهبي حمايت نمايد. از طرفي با نگاهي به روابط ايران و شوروي در سالهاي قبل از انقلاب و دهه 40 و 50 نشانگر اين است كه در اين سالها روابط ايران و شوروي گسترش مي يابد و شوروي در چندين پروژ صنعتي، كارخانه ذوب آهن اصفهان و ماشين سازي اراك را در ايران مشاركت دارد و ايران در اين سالها 110 ميليون دلار اسلحه از شوروي خريداري مي كند. با شروع تحولات انقلابي در ايران، شوروي همچنان از شاه حمايت مي نمود و در مهر 1357 برژنف در پيامي به شاه براي مردم ايران پيشرفت و موفقيت آرزو كرد و تنها در آذر 57 رسانه هاي شوروي به بررسي تحولات انقلابي در ايران پرداختند. در اين ايام مقامات شوروي ابراز داشتند كه آنچه در ايران مي گذرد، صرفا امري داخلي است و مخالف هرگونه مداخله در امور ايران بودند.(در اين زمينه به كتاب اتحاد جماهير شوروي و انقلاب اسلامي نوشته الهه كولايي مراجعه نماييد)
نكته پاياني اينكه انتخاب آيت الله خامنه اي به رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران، بر اساس سوابق مبارزاتي ايشان قبل از انقلاب و سوابق مديريتي ايشان در سالهاي پس از انقلاب و با توجه با ابعاد مختلف شخصيتي ايشان از جمله تقوا، عدالت، مديريت، اجتهاد و ... بوده است كه توسط نمايندگان مجلس خبرگان رهبري در سال 1368 صورت گرفته است كه هيچ ارتباطي به كشورهاي خارجي شرقي و غربي ندارد.

در ادامه مقاله اي مرتبط با موضوع فوق ارائه مي گردد:
ادعای پسر گستاخ سیا/سران ارشد ایران در دانشگاه‌های شوروی تربیت شده‌اند!

انقلاب اسلامی دشمنانی دارد که همواره به دنبال تضعیف و زیرسوال بردن آن هستند. از همان سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی رسانه‌ها و اشخاص مرتبط با بیگانگان ادعا کردند که انقلاب ملت ایران در سال ۵۷ با حمایت آمریکا و انگلیس انجام شده است!
از سوی دیگر دسته‌ای نیز که عمدتاً نزدیک به غرب بودند مدعی شدند که وقوع انقلاب اسلامی کار سرویس امنیتی اتحاد جماهیر شوروی بوده است، و همگی نقش، نیت و اهداف مردم ایران در وقوع انقلاب اسلامی را نادیده گرفتند.

در یکی از جدیدترین تلاش‌ها برای زیرسوال بردن اصل انقلاب اسلامی، در ماه‌های اخیر رسانه‌های غربی و ضدانقلاب، تبلیغات گسترده‌ای برای کتابی تحت عنوان «رفیق آیت‌الله» انجام داده‌اند.
کتاب مذکور که توسط «امیرعباس فخرآور» از عناصر اپوزیسیون ساکن آمریکا نوشته شده، خیلی صریح و البته بدون هیچ مدرک معتبری ادعا می‌کند که انقلاب اسلامی با حمایت سرویس امنیتی و جاسوسی شوروی به وجود آمده و برخی از سران ارشد جمهوری‌اسلامی دست‌پروده بلوک شرق بوده و در دانشگاه‌های شوروی تربیت شده‌اند!

«امیرعباس فخرآور» معروف به «پسر متوهم سیا» یکی از هزاران ضدانقلاب فراری و مزدور سرویس‌های جاسوسی غربی ازجمله آمریکا و رژیم صهیونیستی است که در ایام تحریم اقتصادی ملت ایران از سوی دولت‌های اروپایی و آمریکایی، از حامیان تحریم‌ها بود و حتی دولت‌مردان و نمایندگان کنگره آمریکا را به تشدید تحریم‌های ضدایرانی ترغیب می‌کرد.

این عنصر اپوزیسیون که خود را رسماً فردی صهیونیست میداند، رابطه بسیار نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد و بارها با سفر به سرزمین‌های اشغالی سفر نموده و ماموریت‌هایی از موساد جهت تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران بر عهده گرفته است.
2.jpg
تقدیر «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا از خدمات فخرآور

در سالهای اخیر، فخرآور در آخرین ماموریتش از سوی دستگاه‌های امنیتی آمریکا و صهیونیستی، مامور به نوشتن کتابی سراسر دروغ درباره انقلاب‌اسلامی و سران جمهوری‌اسلامی شد و تهمت‌های عجیبی به سران نظام اسلامی وارد کرد. پس از این خدمات، سران رژیم آمریکا آنقدر از عملکرد فخرآور راضی هستند که در ماه‌های اخیر بارها با او دیدار کرده و عکس یادگاری گرفتند؛ از جمله افرادی مانند وزیر دفاع آمریکا، رئیس اسبق و کنونی سازمان سیا و بسیاری از نمایندگان کنگره.

تعداد روایات بدون منبع و سند و دروغ‌سازی در کتاب فخرآور آنقدر زیاد است که حتی صدای برخی مخالفان خارج‌نشین جمهوری‌اسلامی را هم درآورده است. برای نمونه «علیرضا نوری‌زاده» مدیر تلویزیون «ایران فردا» در لندن، که دشمنی‌اش با جمهوری‌اسلامی مشخص است، هم نتوانسته در برابر دروغ‌پراکنی فخرآور سکوت کند و مجبور به سخن شده است. نوری‌زاده در یکی از برنامه‌هایش با اشاره به سندسازی‌های فخرآور گفت: “با توجه به شناخت من و پدرم خانواده‌مان از رهبر جمهوری‌اسلامی، تاریخ‌های ادعا شده در کتاب آقای فخرآور به هم نمی‌خورد و من مطمئن هستم که رهبر ایران در دانشگاه پاتریس لومومبا درس نخوانده و در آن سالها به چشم می‌دم که ایشان مدتی در زندان و تبعید بود و سفری هم به عراق داشت و در آن سالها ۲ فرزند پسرش به دنیا آمد و کنار خانواده بود …”

اما اکنون فخرآور پس از چند ماه یکی از منابعی که بر اساس آن کتاب سراسر دروغ «رفیق آیت‌ا…» تولید شده را نشان داد تا بیش از پیش بی‌پایه و اساس بودن این دروغ‌نامه مشخص شود.

«امیرعباس فخرآور» در صفحه فیسبوکش با اشاره به بخش‌هایی از کتاب خاطرات مرحوم «صادق خلخالی» که در آن به ادعاهای «اشرف پهلوی» فاسدترین عضو خاندان پهلوی اشاره و البته آن ادعاها رد شده بود، استناد کرده و در واقع ادعاهای اشرف درباره سران جمهوری‌اسلامی را به‌عنوان منبع کتاب خود قرار داده است!

حقیقت آن است که مرحوم خلخالی در صفحه ۲۹۲ کتاب خاطراتش با اشاره به داستان‌سرایی‌های «اشرف پهلوی» در دوران پس از فرار از ایران، نوشته بود: “… دیدم که اشرف پهلوی، این روسپی معروف، کتابی تحت عنوان «تسلیم‌ناپذیر» راجع به امام و یاران او نوشته و به اصطلاح مسائل ایران را تحلیل کرده و انقلاب ایران را انقلابی آمریکایی و روسی خوانده است. او هر یک را به طریقی وابسته عنوان کرده است. به نظر او، حاج سید علی خامنه‌ای، از شاگردان دانشگاه پاتریس لومومبو و آقای موسوی خوئینی، دست پرورده کمونیست‌ها در لایپزیک است. خلاصه آنکه او نمی‌خواهد اعتراف کند که انقلاب ایران یک انقلاب اسلامی و مردم بوده است …”
-خلخالی-292.jpg
تصویری از کتاب خاطرات مرحوم خلخالی

همان‌طور که در متن و عکس فوق می‌بینید، مرحوم خلخالی به شدت ادعاهای «اشرف پهلوی» را رد و محکوم می‌کند؛ هرچند که عقل و منطق سیاسی هم خلاف ادعای اشرف نظر می‌دهد. اما فخرآور بدون تحقیق علمی و کارشناسی دقیق، تنها با استناد به سخنی که مرحوم خلخالی آن را رد کرد، به دروغ‌پراکنی درباره سران نظام جمهوری‌اسلامی پرداخته و با این روش کتابِ سفارشی و سراسر دروغ خود را نوشته است.

فخرآور در صفحه فیسبوکش در استدلالی ابلهانه که نشان‌دهنده سطح فهم و درک مخالفان جمهوری‌اسلامی است، نوشت: “… در صفحه ٢٩٢ از کتاب خاطرات خلخالی به این موضوع اشاره شده است. به این ترتیب اگر اشرف پهلوی خواهر دوقلوی پادشاه و بانوی قدرتمند ایران در دوران حکومت شاه این موضوع را می‌دانسته، پس ساواک هم از اینکه خامنه‌ای در پاتریس‌لومومبا بوده است، مطلع بود و حتما اسنادی در این زمینه وجود داشته است که گویا یک جریاتی قبل و بعد از انقلاب، اسناد ساواک در این مورد را از بین برده و یا مخفی کرده است. به هر صورت این نیز تاییدی دیگر بر صحت مطالب کتاب رفیق آیت‌الله می‌باشد”

این ضدانقلابِ صهیونیست، با استدلال آبکی خود، بیش از پیش سطح فکری پایین خود و همپالگی‌هایش را نشان داد. اگر قرار بر اینگونه ادعاها و اسناد باشد، ما هم می‌توانیم برای مثال ادعا کنیم که فخرآور در سال ۱۳۷۱ به چندین دختر تجاوز و به آنها تعرض کرد و سابقه چندین مورد سرقت در پرونده دارد و ده‌ها نفر را به قتل رسانده است!!

افکار نيوز، ۱۳۹۵/۰۸/۰۳

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .