قیام 29 بهمن تبریز ؛ ضربه ای مهلك به رژیم پهلوی

قیام 29 بهمن تبریز ؛ ضربه ای مهلك به رژیم پهلوی
مهدی سعادت
این قیام در روشنگری ملل مستضعف و آزاده‌ی جهان بسیار مؤثر بود و این حقیقت را ثابت كرد كه با تكیه بر ایمان و با دستهای خالی و بدون اتكا به تجهیزات صرف نظامی می‌توان مبارزه كرد و در برابر توپ و تانك و مسلسل و سرنیزه و... سرتسلیم فرود نیاورد. رسانه‌های جمعی خارجی نیز همچنانكه گفته شد به بازتاب قیام در خارج از كشور پرداختند و موجبات نگرانی حكومت را فراهم آوردند...

مقدمه

تبریز شهر فراز و فرودهای تاریخی، شهر حماسه‌ها، شهر حوادث، رویدادها، شهر تاریخ‌ساز و زادگاه بزرگان علم، ادب، سیاست و مبارزه است. این خطه در طول تاریخ شاهد قیامهای تأثیرگذاری بوده و از زمان حمله‌ی مغول و عثمانی‌، این شهر حماسه‌های به یاد ماندنی از خود به یادگار گذاشته است. در سده‌ی اخیر آذربایجان بویژه تبریز در مواجهه با استبداد داخلی و استعمار خارجی رویداد‌های تاریخی ماندگاری خلق كرده است كه از جمله‌ی آنها می‌توان به قیام مردم تبریز در دوره‌ی استبداد صغیر، بعد از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی از سوی محمد علی شاه و حماسه‌ی كم نظیر 29 بهمن 1356 علیه حكومت غیرمردمی پهلوی دوم اشاره كرد كه هر دو تأثیر شگرفی در تاریخ معاصر ایران از خود بر جای گذاشته‌اند كه البته اثرگذاری دومی ماندگارتر بوده و قابل قیاس با اولی نیست. با كودتای محمد علی شاه سكوت مرگباری بر ایران حكمفرما شد. تقریباً در هیچ نقطه‌ای از ایران مبارزه‌ی تأثیر‌گذار و قابل توجهی بروز نكرد. در تبریز برسر در منازل پرچم سفید به علامت تسلیم زده شد. در چنین اوضاع و احوالی، ستارخان از محله‌ی امیر خیز این شهر به پا خاست و به جای پرچم سفید، پرچم سرخ خون و شهادت برسر در منزلش به اهتزاز درآورد و امنیت اهریمنی شاه خیره‌سر قاجاری را به مخاطره انداخته و هیمنه‌ی پوشالی وی را شكست. (تحلیلی بر قیام ،صص 14-13) حمایت توده‌های مذهبی شهر از این اقدام شجاعانه،‌ بیانگر اسلامی، ملی و مردمی بودن این اقدام سیاسی بود و اینكه قیام و مبارزه‌ی قهرآمیز با استبداد و استعمار در متن زندگی مردم این دیار ریشه دوانده بود. حركت‌های اینچنینی با فراز و فرود‌هایی به حماسه‌ی تاریخی و جاودان مردم مسلمان و شجاع تبریز در 29 بهمن منتهی گردید. مهمترین تأثیر این قیام پاسخ عملی به ادعاهای شاه سرمست از غروری بود كه خود را مظهر وحدت ملی و سرنگونی خویش را مساوی با متلاشی شدن ایران می‌دانست. این حماسه‌ی تاریخی ثابت كرد آنچه كه آذری تبریزی را با عرب اهوازی یك صدا ساخته و بلوچ، كرد، لر، تركمن و فارس و حتی اقلیت های مذهبی را بر محور آن متحد نموده است اسلام است،‌ نه شاه. (شیرخانی،‌ص11) انگیزه‌ی اصلی و نخستین قیام احیای مذهب بود. .مردم ما بعد از قیام 15 خرداد سال 1342 با ارشادها و رهنمودهای زعیم و مرجع عالیقدر تشیع، حضرت آیت الله العظمی روح الله الموسوی الخمینی و نیز روحانیت مترقی با این حقیقت آشنا شده بودند كه شاه در صدد محو و نابودی اسلام است. قیام مردم مسلمان تبریز با محوریت نخستین شهید محراب، حضرت آیت ا... قاضی طباطبائی، صورت گرفت. البته علمای دیگر همچون آیات: حاج سید محمدحسن انگجی، حاج سید محمدعلی انگجی و آقای غروی و... همواره با آیت ا.... قاضی همراه بودند. در این قیام شكوهمند، قاطبه‌ی گروهها و طبقات حضوری فعال داشتند. دلیل این امر هم این بود كه همه از حكومت طاغوت زخم خورده بودند، البته طیف های مذهبی از چند جهت كینه‌ی این حكومت ننگین را در دل داشتند هم از نظر مذهبی و هم از نظر سیاسی، چون مشاهده می‌كردند شاه صرف نظر از ابعاد دینی و اخلاقی، حتی یك حاكم مستقل محسوب نمی‌شود و وطن خود را به عناوین مختلف به ثمن بخس به بیگانگان می‌فروشد و مانع نفوذ اجانب به این مرز و بوم نیست. (شیرخانی،‌صص 77-76)

مهمترین حوادث نیمه‌ی دوم سال 1356

نیمه‌ی دوم سال 1356، بی تردید در تقویم تحولات تاریخی معطوف به دوران شكوهمند پیروزی انقلاب اسلامی است، دورانی كه در تاریخ از ماه های این نیمه همواره به عنوان ماههای سرنوشت ساز ایران یاد می‌شود. وقایع این ماهها ریشه‌های انقلاب اسلامی را در كشور مستحكم‌تر كرد و در ماههای بعد، از این ریشه ها نهالی تناور روئید كه در تند باد حوادث هیچ نلرزید.

در نخستین روز آبان ستاره‌ی پر فروغ حوزه های علمیه‌ی قم و نجف، آیت الله حاج آقا سید مصطفی خمینی، فرزند ارشد زعیم عالیقدر حوزه و مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی روح الله الموسوی الخمینی به طرز مشكوكی دار فانی را وداع گفت.او كارآمدترین یاور پدر در روز های سخت مبارزه بود. تظاهرات با عظمت 19 دی قم در اعتراض به درج مقاله‌‌‌‌‌ای توهین آمیز علیه رهبر نهضت به دستور مستقیم شاه در روزنامه‌ی اطلاعات به تاریخ 17 دی بی گمان خبر از عقده گشایی ژاندارم منطقه، شاه، از حضرت امام(ره) می داد. مقاله با نام مستعار رشیدی مطلق با عنوان «ایران واستعمار سرخ وسیاه» انتشار یافته بود.

تظاهرات مردم غیور تبریز در 29 بهمن ماه به مناسبت چهلم شهدای قم و دیگر وقایع كشور در این شش ماه، انقلاب را وارد مرحله‌ای نمود كه دیگر هیچ سدی نمی‌توانست در برابر آن ایستادگی كند.( روزشمار انقلاب اسلامی، ج دوم، ص7)

خبر ارتحال حاج آقا سید مصطفی در داخل ایران و در محافل خارج از كشور بازتاب گسترده‌ای یافت و واكنشهایی را به دنبال داشت. در قم به عنوان نخستین واكنش، پرچم بزرگی در برابر مدرسه‌ی خان نصب گردید كه روی آن با رنگ سرخ این فاجعه به جامعه‌ی روحانیت تسلیت ‌گفته شده بود. (شهیدی دیگر از روحانیت، ص 89). حضرت آیت ا... خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، در این خصوص می‌فرمایند: «... چهارده سال بعد از 15 خرداد در سال 1356 دومین مقطع مبارزه‌ی دراز مدت ما پیش آمد، در این مقطع یك چیز شگفت ـ حادثه‌ای كه به هیچ وجه انتظار نمی‌رفت منشاء تحول با شد ـ اتفاق افتاد (فوت پسر ارجمند... رهبر انقلاب و امام امت...). ملت ایران یك همدردی محبت‌آمیز و سوگواری همگانی نسبت به این حادثه و حالتی از محبت و عشق سرشار نسبت به پدری كه اینطور بزرگوارانه این حادثه را تحمل كردند، پیدا نمودند. در حالی كه سوگواری می‌كردند این مراسم را وسیله‌ای می‌دانستند كه محبت ‌های متراكم و احساسات خفته و سركوب شده‌ی خود را بروز دهند.»( خاطرات و حكایت‌ها، ج دوم، ص 154)

بنابراین رحلت شهادت گونه ی این روحانی‌ بزرگ و شخصیت عالیقدر جریان مبارزات را در ایران از گذرگاه بسیار حساسی گذراند و مبارزات را وارد مرحله‌ی جدیدی كرد. (شهیدی آغازگر، ص36)

اقدام نسنجیده‌ی بعدی حكومت طاغوت، چاپ و انتشار مقاله‌ای توهین آمیز برعلیه رهبر نهضت با عنوان: «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به نگارش فردی با نام معجول و مستعار احمد رشیدی مطلق در روزنامه‌ی اطلاعات شماره‌ی 15506 مورخ 17 دی ماه 1356 در سالروز كشف حجاب رضاخانی بود. تهیه‌ی مقاله را به افراد و شخصیت‌های مختلفی نسبت می‌دادند ولی آنچه مسلم است مقاله با توصیه‌ی شخص شاه و از طرف وزارت دربار تهیه شده بود. (مراد حاصلی خامنه، صص 20-19)

محتوای مقاله بی گمان خبر از دشمنی دیرینه شاه با حضرت امام(ره) می داد . مطالب آن خیلی نفرت انگیز بود و از امام مردی ماجراجو ولی بی اعتقاد و وابسته به مراكز استعماری به ویژه جاه طلب یاد می كرد. فردای انتشار مقاله نخستین بارقه‌ی طوفان انقلاب اسلامی كه از نیمه‌ی دوم خرداد 1342 مبدل به آتشی در پس خاكستر ستم شاهی شده بود در قم با واكنش خشم آلود مردم عیان گشت. بازار قم و دروس حوزه علمیه تعطیل گردید. طلاب علوم دینی و مردم در 18 دی ماه دسته جمعی به طرف منزل آیات عظام حركت كردند. آنها پس از تائید حركت خود از طرف مراجع عظام در مسجد اعظم اجتماع نمودند. (بولتن خبرگزاری پارس، ص9)

در مسجد اعظم جمعیت انبوه، با شعار درود برخمینی و مرگ بر حكومت پهلوی به رویارویی با نظام طاغوت پرداختند. آنها تعداد زیادی از نسخ روزنامه‌ی اطلاعات را پاره كردند و شعارهایی علیه نویسندگان آن سر دادند و بعد از خروج از مسجد، تظاهرات و راه پیمایی مردم با حمله‌ی نیروهای انتظامی مواجه گردید و پس از مدتی به زد و خورد تبدیل شد. (مدنی، صص 246-245) عده‌ی زیادی شهید و مجروح شدند. این كشتار ناجوانمردانه سبب اعتراض شدید مردم در اكثر شهرها و روستاهای ایران گردید و لكّه‌ی ننگی شد بر دامن ناپاك سلسله‌ی مستبد پهلوی.پس از كشتارمردم بی دفاع قم از سوی مأموران سفاك ،شاه خیره سر در این اندیشه بود كه با این كشتار كار مخالفان را یكسره نماید..

اما در 29 بهمن 1356، در اعتراض به كشتار 19 دی قم و گرامی داشت شهدای این قیام، تبریز ناگهان به پا خواست. طنین فریادهای ملت خداجو برای نخستین در چند دهه‌ی اخیر به آسمان برخاست. موجبات تسریع در برچیده شدن طومار خاندان پهلوی گردید.
(Politic thaught. Blaqfa.com\post-44). حماسه‌ی تبریز جلوه‌ای از مقاومت،‌ از جان‌گذشتگی را به نمایش گذاشت و گروه‌های مردمی با اتحاد و یكپارچگی سد عظیمی را در مقابل حكومت جائر تشكیل دادند. به عبارتی در 29 بهمن همه آمده بودند‌:‌ روحانی، استاد دانشگاه، دانشجو، معلم، دانش‌آموز، كسبه، بازاری، كارمند،‌ كارگر، كشاورز، صنعتگر، خرد، كلان، پیر، جوان و ... .

مردم هیچ خواسته‌ی رفاهی نداشتند و ریشه‌ی تمام بدبختی‌ها را شاه مزدور و وابسته به امپریالیسم جهانی می‌دانستند. رواج مسائل غیراخلاقی، فساد و فحشا یكی از عوامل نارضایتی عمومی جامعه در دوره‌ی محمدرضا پهلوی بود به دیگر سخن یكی از ریشه‌های شكل‌گیری انقلاب اسلامی بروز ناهنجاری‌های اخلاقی در جامعه‌ی آن روز بود. مردم به منطق شهادت مسلح شده بودند. این قیام نخستین نمونه‌ی رویارویی مستقیم مردم با قوای انتظامی و نظامی در سطح بسیار گسترده در دهه‌ی پنجاه‌ و به تعبیر دیگر در دهه های اخیر بود.

حماسه‌ی 29 بهمن، جزیره‌ی ثبات و آرامش موصوف كارتر را در هم شكست و الگوی عملی برای سایر مبارزین مسلمان در سرتاسر ایران گردید. درست است كه جرقه‌ی قیام از كانون انقلاب (قم) زده شد ولی اگر تبریز به پا نمی‌خاست معلوم نبود سرنوشت نهضت به كجا منتهی می‌شد. آری این روز حماسه و افتخار، منشاء و سرآغاز قیام‌های بعدی مردم ایران شده و به عنوان نقطه‌ی عطفی در تاریخ مبارزات مردم مسلمان و خداجوی ایران تلقی گردید. مسعود بهنود نویسنده و روزنامه‌نگار، 29 بهمن را به عنوان روزی كه فاتحه‌ی رژیم خوانده شد توصیف می‌كند: «... روز 29 بهمن 1356، چهلمین روز وقایع قم بود... درست از زاویه‌ای كه رژیم گمان نمی‌كرد، ناگهان غریو اعتراض مردم برخاست... دولت... تصور نمی‌كرد كه تبریز محل اصلی انفجار باشد، اما شد... دولت تا به خود آید شهر تبریز در ابعاد گسترده‌ای كه تنها با تهران در 15 خرداد 1342 قابل قیاس بود می‌سوخت... كم نبودند كسانی كه در همین جا دانستند كه فاتحه‌ی رژیم خوانده شده است و امیدی به نجات آن نیست». (بهنود، ص 746)

در 29 بهمن، تبریز حال و هوای دیگری داشت، در این روز این شهر با خون دلاور مردان خود انقلاب اسلامی را جاودانه ساخت. عظمت و بزرگی حماسه به حدی بود كه خود انقلابیون را نیز متحیر و متعجب كرده بود. ضربان قلب پیشوای نهضت اسلامی، حضرت آیت ا... العظمی روح الله الموسوی الخمینی در چهلم‌ها با شدت بیشتری می‌‌تپید به طوری كه در كمتر از یك سال طومار حكومت پهلوی در هم پیچیده شد. این قیام در واقع شیوه‌ی جدید رویارویی با مظاهر ظلم و ستم را به مردم ایران آموخت و نشان داد كه زمان اعتراضات زیر زمینی، غیرعلنی و پشت پرده سپری شده است. در این حماسه احساسات مذهبی مردم آنچنان برانگیخته شد كه آثار و تبعات آن به صورت یك انقلاب و نهضت خونین بسان سیلی خروشان پایه‌های لرزان سلطنت شاه را در هم شكست و این فرضیه را به اثبات رساند كه مردم خداجو و مسلمان ایران تنها با ندای عالمان ربانی دین و مصلحان اجتماعی به صحنه‌ می‌آیند و برای دفاع از دین و اعتقاداتشان تا پای جان پیش می‌روند. همچنانكه پیشتر اشاره شد، تبریز حوادث و رویدادهای زیادی به خود دیده است ولی همراهی تأثیرگذار مردم این دیار در نهضت حضرت روح الله از برگهای زرین تاریخ معاصر است. مردم مسلمان این سامان در تمامی صحنه‌ها گوش به فرمان رهبران نهضت اسلامی و عالمان دینی بوده و از طلایه‌داران آن به حساب می‌آمدند. آنچه این قیام را از سایر قیام‌ها و خیزشهای عدالت‌خواهانه متمایز می‌كرد، لبیك‌گویی به ندای رهبر و مرجع و شجاعت كم نظیر مردم در مواجهه با نیروهای تا دندان مسلح حكومت و تأثیرگذاری و پیروزی بسیار سریع آن بود.

آغاز قیام

مردم تبریز متشكل از همه‌ی طبقات و دستجات صبح روز شنبه 29 بهمن خود را برای شركت در مراسم بزرگداشت چهلم شهدای 19 دی قم آماده می‌كردند. از این رو قبل از آغاز مراسم در مقابل در بسته‌ی مسجد مورد نظر حاضر شدند و هر چه زمان می‌گذشت بر تعداد جمعیت افزوده می‌شد. به دستور سپهبد آزموده، استاندار وقت آذربایجان شرقی، مسجد بسته شده بود. جرقه‌ی قیام با شهادت دانشجو، محمد تجلاّ، زده شد. جمعیتی كه از نقاط مختلف شهر به سمت محل مراسم، مسجد قزلّی (حاج میرزا یوسف)،‌ روان بودند به مردمی كه تكبیرگویان در حركت بودند پیوستند و حماسه‌ی كم‌نظیر مردم قهرمان تبریز خلق شد. حركت مردم با حمله به مراكز فتنه، فساد، فحشا (سینماها، مشروب فروشی‌ها، حزب رستاخیز،‌ كاخ جوانان، كاباره‌ها، مراكز فرهنگی كشورهای بیگانه، شعبات اكثر بانكها به ویژه صادرات كه از دیدگاه مردم سهام عمده‌ی آن به بهائیان تعلق داشت...) آغاز گردید. در هجوم بی‌امان مردم به این مراكز، ابتدا عكس شاه پائین آورده می‌شد و این مسئله بیانگر این بود كه تمام بدبختی‌های كشور را مردم از چشم وی می‌دیدند. این مراكز سالها خون به دل آذربایجانی‌ها ( بویژه تبریزی‌ها) كرده بود. شور و هیجان مردم به آتش فشانی تبدیل شده بود كه در این روز فوران می‌كرد و دودمان پهلوی را با خود می‌برد. این تب جانسوز ادامه‌ی التهاب و هیجانی بود كه چهل روز پیش از شهر خون و قیام، قم، شروع شده بود. با گسترش موج اعتراض در بیشتر شهرهای كشور، چشم‌های زیادی به آذربایجان(تبریز) دوخته شده بود. چرا كه این خطه‌ی دلاورخیز و قهرمان پرور در تاریخ پر فراز و فرود خود، همواره نقشی سازنده در مبارزات مردمی داشت. آقای حسن نوربخش از حماسه آفرینان 29 بهمن درباره كیفیت وقوع قیام می گوید‍:«... اینطور نبود كه تظاهرات با یك دسته‌ی بخصوصی كه در سطح شهر پخش شوند بوجود آید بلكه سیل جمعیت به هر كوچه و خیابانی كه می‌رسید جمعیت آنجا را جارو می‌كرد و با خود همراه می‌نمود ضمن اینكه عده‌ی بی‌شماری هم به جمعیت نمی‌پیوستند. و به همان تماشاچی بودن اكتفا می‌كردند...». (شیرخانی، ص123) همچنانكه پیشتر اشاره شد هدف عمده و اساسی تظاهر كنندگان و مردم،حمله به مراكز تبلیغی و مظاهر فساد و در كل از كار انداختن ماشین جنگی حكومت ننگین و سیاه پهلوی بود و به هیچ ‌وجه منافع شخصی در كار نبود. شاهد مثال عكس‌العملی بود كه قیام‌گران شورانگیز تبریزی در مواجه با مشروب فروشی‌ها، بانكها به ویژه مقر حزب رستاخیز(با آتش زدن برخی از اقلامی كه در آنجاها وجود داشت) از خود بروز می‌دادند در این حماسه به یاد ماندنی«دیگ سنگی» تبریز جوشید و نیروهای امنیتی و انتظامی را به انفعال كشاند. آقای ذبیح ا... خاكپور كه خود شاهد به خون غلتیدن یك مرد روستایی بوده است در بخشی از صحبت‌هایش چنین اظهار می‌دارد: «... مردم با دیدن جنازه‌ی او به خشم آمدند و شروع به خراب كردن مظاهر ظلم و فساد كردند. خیلی از سینماها و بانكها كه می‌گفتند مال بهائی هاست و مشروب فروشی‌ها و مراكز فحشا را آتش زدند.» (روزشمار انقلاب اسلامی، ج دوم، ص604)

گسترش قیام

همچنانكه گفته شد حماسه و قیام با ممانعت از برگزاری مجلس ختم اربعین شهدای قیام 19 دی قم آغاز گردید، آنگاه جمعیت خشمگین و عزادار در مسیرهای مختلف به راهپیمایی و تظاهرات اعتراض آمیز پرداختند و تا می‌توانستند به مذاهب و نمادهای فرهنگ منحط شاهنشاهی لطمه زدند و شعارهایی در حمایت از رهبری نهضت و بیزاری از رژیم پهلوی سردادند. از جمله شعارهایی كه از سوی مردم زمزمه می‌شد بدین قرار بود :‌ لا اله ‌الا الله ،‌ درود بر خمینی، الله اكبر، مرگ بر شاه،‌ وای بر این حكومت یزیدی، مرگ بر این دیكتاتور، قرآن بیزه هدف دُر سرمایه‌ی شرف دُر،‌ ای جماعت اولمیون تابع یزید جانیه،‌ اوللوخ بویولدا قربان زنده شریعت اولسون، یاشاسین خمینی، بیزبوشاهی ایسته میروخ والسلام و...

در ساعتهای نخستین تظاهرات، ضربات كاری شهر را فلج كرد و در یك نصف روز تقریباً‌ بدون رهبری سازمان یافته و خود جوش اهداف قیام كنندگان تأمین شد. شهر تا حدود ساعت 14 از سیطره‌ی مقامات و نیروهای امنیتی بیرون بود كه در این ساعت ارتش كه به مثابه‌ی یكی از اركان اساسی حفظ حاكمیت حكومت طاغوت (نه حافظ تمامیت ارضی ایران) به شمار می‌رفت،‌ نقش سركوب‌گری خود را با وارد كردن ادوات و سلاحهای سبك و سنگین به شهر آغاز كرد. و پس از آن بود كه مسئولین و مقامات امنیتی و سیاسی تا حدودی بر شهر مسلّط شدند.

همچنانكه قبلاً گفته شد مشروب فروشی‌ها، سینماها و بانكها بیشترین حملات را به خود دیدند. گرچه قیام همراه با تخریب و آتش سوزی بود ولی مسئولان رژیم نتوانستند به مردم تبریز اتهام غارتگری بزنند، اگر هم به این امر مبادرت نمودند تبلیغاتشان اصلاً كارساز نبود . دانشجویان مبارز مسلمان نیز به سهم خود در نظم بخشیدن به این حركت گسترده نقش بسزایی ایفا می‌كردند. البته گروه های دیگر از جمله چپ نیز كه فاقد چهره‌ی مذهبی بودند (صرفاً به دلیل هدف مشترك دشمنی با شاه) با مردم انقلابی تا حدودی همگام بودند. دامنه‌ی قیام بسیار گسترده بود و به جرأت می‌توان گفت مأموران سیاسی، انتظامی و نظامی حكومت، توان مقابله با انبوه جمعیت خشمگین و وفادار به اسلام را نداشتند. آنها فقط می‌توانستند به زحمت از حوزه‌ی استحفاظی خود (كلانتری ها، پاسگاهها، پادگانها، مؤسسات امنیتی و...) در مقابل هجوم بی‌امان مردم دفاع كنند. به این موضوع (عجز و ناتوانی مأموران در مهار تظاهرات) در اسناد برجای مانده از ساواك نیز اشاره شده است: «... بلافاصله با رئیس شهربانی و استانداری تماس و از طرف شهربانی تقاضای شورای هماهنگی گردید و شورا ساعت 11:30 در استانداری تشكیل و رئیس شهربانی در جلسه شورا اظهار داشتند كه نمی‌توانند از تظاهرات مردم جلوگیری نمایند زیرا به علت ازدیاد تظاهر كنندگان و عدم توجه مردم به اخطار مأمورین شهربانی، اقدام به آتش زدن بانكها و اماكن دولتی و سینماها و آتش زدن خودروهای شهربانی و محاصره‌ی كلانتری 1 ، 2 ، 3 ، 4، 5 و 6 نموده‌اند و تعدادی از افسران و مأمورین شهربانی زخمی شده‌اند و شورش كنندگان به تیراندازی‌های هوایی مأمورین توجهی ندارند...» (شیرخانی، سند شماره 10146/63 ساواك آذربایجان شرقی) حتی بر اساس آنچه در این سند آمده نیروهای كمكی ژاندارمری و مركز آموزش پشتیبانی ارتش در تبریز نیز یارای مقابله با مردم موحّد تبریز را نداشتند. فلذا درخواست كردند تا واحدهای نظامی از شهرهای دور و نزدیك استان وارد عمل شدند: «... ضمناً یك دسته نیروی كمكی ژاندارمری و یك گروهان از مركز آموزش پشتیبانی جهت فرو نشاندن شورش كافی نبوده و تقاضا نمود ارتش وارد عمل شده و اوضاع شهر را در اختیار گرفته و شهربانی و سایر مأمورین انتظامی زیر امر ارتش قرار گیرد ...» (شیرخانی، سند شماره 10146/63 ساواك آذربایجان شرقی)

ورود ادوات و تجهیزات زرهی مدرن سبك و سنگین و نیمه سنگن نظامی به شهر، نشان از حساسیت موضوع داشت و با این كار مداخله‌ی ارتش برای مردم مسجل گشته و از شدت قیام و تظاهرات كاسته شد. البته بسیاری از جوانان با سنگ و چوب به نیروهای ارتشی و ادوات آنها حمله می‌كردند و از این مرحله به بعد بود كه بسیاری از تظاهر كنندگان كه مأموریت و تكلیف الهی خویش را به نحو مطلوب انجام داده بودند، آن را تمام شده تلقی نموده و ترك صحنه‌های درگیری را بر ماندن ترجیح دادند. یادآوری مجدد این نكته خالی از لطف نیست كه هیچ خواسته‌ی رفاهی، صنفی و مادی در شعارها و عملكرد تظاهر كنندگان به چشم نمی خورد. مردم جان بركف تنها خواهان حاكمیت قوانین اسلام بودند و ریشه‌كنی و مبارزه با فساد در شعارهای آنها موج می‌زد. آنها جرثومه فساد را «شاه» و اعوان و انصارش می‌دانستند.

آنها الله اكبر گویان به تظاهرات خود ادامه داده و مأموران بی‌انگیزه «شاه» را با چوب، سنگ و پاره‌آجر وادار به عقب نشینی و فرار می‌نمودند. این حماسه‌ی بی‌بدیل تبریز قهرمان نقطه قوتی برای مردم مسلمان و خداجوی ایران شده و راه هرگونه سازش را كه نغمه‌های شوم آن از گوشه و كنار كشور حتی از برخی محافل مذهبی نیز شنیده می‌شد می‌بست. وسعت و گستردگی قیام فوق تصور بود. جای‌جای شهر در اختیار انقلابیون و مبارزین بود. قدرت تصمیم‌گیری از مسئولین سیاسی ـ نظامی و امنیتی سلب گردیده بود. قیام انفجار خشم و كینه‌ی متراكم در سینه‌های مردم، از گذشته‌های نسبتاً دور بویژه از 15 خرداد 1342 تا خلق این حماسه بود. با فریاد مرگ بر شاه انبوه تظاهركنندگان خط قرمز‌ها می‌شكستند. دست اندركاران و مقامات تصمیم‌گیر شهر هرگز اینگونه غافلگیر نشده بودند و چنین پیش‌آمدی برای آنها واقعاً غیرمنتظره بود. پاسبانها و مأمورین انتظامی به دستور فرماندهان خود به كلانتری ها و مراكز خدمتی خود فراخوانده می‌شدند تا از سقوط حتمی آنها جلوگیری كرده باشند. از مأموران مخفی و سیاسی هم به آن صورت كاری ساخته نبود. پرچم‌داران قیام با شكوه تبریز روحانیون، عالمان دینی، دانشجویان ومبارزین متدینی بودند كه در رأس آنها حضرت آیت ا... شهید قاضی طباطبایی، یار دیرین و مخلص امام قرار داشت و اینچنین بود كه مردانی مصممٌ و استوار چون كوه با دستانی خالی بر سلاح های مرگبار پیروز می‌شدند و شعار معروف:« خون بر شمشیر پیروز است» رهبر نهضت، حضرت آیت ا... العظمی روح ا... الموسوی الخمینی،‌ تحقق پیدا می‌كرد و این در حالی بود وقتی كه به سپهبد آزموده، استاندار وقت، كه یك نظامی كار كشته بود در روز حادثه خبر از واقعه‌ی تبریز داده بودند با بی‌اعتنایی و با وضعیت نامتعادل روحی و روانی اینچنین گفته بود: «بی خیالش، این مردم حال شورش و انقلاب ندارند...» (روزنامه صبح آزادگان، ش 37، ص 8) با وجود اینكه به ایشان خبر داده بودند در شهر قیام و انقلابی رخ داده و مردم بر شهر مسلط هستند باز در پاسخ گفته بود: «در جایی كه من هستم آب بالا نمی رود» (شیرخانی، ص 19) در صورتیكه آنچه اتفاق افتاده بود خیلی بالاتر از ذهن و اندیشه‌ی بیمار و علیل وی بود و آتش خشم انقلاب مردم می‌رفت كه دامن شاه، شاهپورها و همه‌ی عمال و كارگزاران حكومت را به سوزاند. استاندار وقتی به خود آمده و انقلاب مردم را باور كرده بود، از عدم توانایی عوامل انتظامی و سیاسی سخن به میان آورده و به وخامت اوضاع اعتراف كرده بود اینكه اداره‌ی شهر از حیطه‌ی آنها خارخ شده بود : «... چنانچه یگانهای نظامی وارد عمل نمی‌شدند اوضاع شهر بیشتر رو به وخامت می‌گذاشت ...». (نیكبخت، جنبش دانشجویی تبریز به روایت اسناد و خاطرات، سند شماره 124). این واقعیتی غیرقابل انكار بود، همچنانكه قبلاً نیز به اختصار اشاره شده است، باگسترده شدن ابعاد و دامنه‌ی قیام و خارج‌شدن مدیریت شهر از دست نیروهای امنیتی، ارتش به مثابه‌ی فرشته‌ی نجات حكومت از شهرهای تابعه‌ی استان وارد تبریز شده و این در حالی بود كه افسران و سربازان مركز آموزش و پشتیبانی تبریز از سركوبی تظاهرات امتتناع كرده بودند: «... از آنجا كه افسران و سربازان پادگان تبریز برای سركوبی تظاهرات دست به اقدامی نزده بودند، رژیم دچار وحشت شد و شروع به اعزام نیروهایی از سمت مرند و عجب شیر و مراغه به تبریز نمود. از لحظه‌ی ورود قوای تازه نفس به تبریز، كشتار مردم و دستگیری تظاهركنندگان آغاز شد اما مردم علی‌رغم دادن شهدای بسیار، همچنان به پایداری و مقاومت خود ادامه می‌دادند و این امر برای همیشه در تاریخ، موجب فخر و مباهات و اعجاب خواهد بود». (شیرخانی، ص 64) با وجود سركوب شدید تظاهركنندگان از سوی نیروهای نظامی، انتظامی ـ امنیتی، مقاومت آنها بی‌سابقه و ستودنی بود و واژه‌ی ترس و وحشت رنگ باخته بود.

بعد از حماسه‌ی 29 بهمن 1356

پس از فروكش كردن زبانه‌های قیام و استقرار ارتش و مهار نسبی شهراز سوی مقامات حكومتی، دستگیری‌ها در سطح گسترده آغاز شد. بطور رسمی حكومت نظامی اعلام نشد لكن شهر از تب و تاب افتاد و این نخستین بار بود كه پس از قیام 15 خرداد 1342 ارتش بطور مستقیم به سركوبی مردم می‌پرداخت. حكومت شاه كه مستأصل شده بود شركت‌كنندگان در این قیام را با واژه‌هایی چون اجنبی و... به جهانیان معرفی می‌كرد: «آنهایی كه در قیام تبریز شركت داشتند اجنبی بودند و از روسیه و فلسطین آمده ‌اند ...» (تحلیلی بر قیام، ص41) آری حكومت غیر مردمی در روز روشن حضور پرشور مردم را انكار می‌كرد. گام بعدی نسبت دادن عناوینی چون: ارتجاع،‌ هرج و مرج طلب و اوباش به كسانی بود كه به منطق شهادت مسلح شده بودند. با وجود همه‌ی شیطنت‌ها و تفرقه افكنی‌ها، نهضت به قدری ریشه‌دار و تأثیر گذار بود كه مقامات حكومتی مجبور به افشای بخشی از فساد حاكم بر كشور شدند و تلاش نمودند تا خواسته‌های تظاهركنندگان مسلمان و انقلابی را رفاهی و صنفی اعلام كنند. در این راستا چند روز بعد از این حماسه‌‌ی تاریخ ساز دراول اسفند 1356، هیئتی به فرمان محمد رضاشاه عازم تبریز گردید. این هیئت به ریاست ارتشبد شفقت با رؤسای انجمن‌های ملی، دانشگاهیان، بازاریان و برخی از روحانیون دیدار و گفتگو كرد. همچنین حكومت برای تبرئه‌ی خود دست به مانور سیاسی زد و سعی كرد چهره‌ی این حماسه‌ی انقلابی و اسلامی را مسخ كند. فلذا مقدمات یك گردهمایی كاملاً نمایشی را فراهم كرد. این گردهمایی با زور سرنیزه ، ارعاب ،تهدید ،تطمیع ونیرنگ برگزار گردید. از اهداف اساسی این اجتماع جا انداختن این تفكردر اذهان بود كه شركت‌كنندگان در اغتشاشات تبریز، غیرآذری بوده‌اند ، شاه فردی است مذهبی اگر اعتراضی هست باید به شیوه‌ی اصولی مطرح شود. در اعتراض به این تجمع فرمایشی كارگران كارخانجات ماشین سازی وتراكتور سازی دست به اعتصاب زدند. شاه در سخنرانی نهم اسفند 1356 ، آزادی های اعطایی خودش را زمینه‌ساز اتحاد ارتجاع سرخ وسیاه قلمداد كرد:«‍‍‍...آزادیهای كه ما دادیم ، بیش از پیش اتحاد نامقدس ارتجاع سرخ وسیاه را روشن كرد ». (تحلیلی بر قیام، ص 71) در حالی كه خفقان و جو رعب و وحشت بركشور حاكم بود و فرزندان دلاور این آب و خاك به جرم حقگویی و حق‌پویی، یا در تبعید و یا در زندان بوده و در زیر شدید‌ترین شكنجه‌ها دست و پا می‌زدند، سخن گفتن از آزادی بویژه آزادی بیان و اندیشه فریبی بیش نبود. یكی از سخنگویان و سردمداران حزب اجباری رستاخیز در این خصوص گفته بود:‌ « هر كس نتواند حرف خود را در زیر سقف رستاخیز بزند، حق دارد انتقاد كند ...». (شیرخانی، ص 220) در مناسبت دیگری این شخص چنین گفته بود:‌ «... آسمان ایران سقف رستاخیز است.» (شیرخانی، ص 220) این در حالی بود كه كم‌ترین جرم بازگو كردن حقایق، تبعید به نقاط دور افتاده و محروم بود. براستی آسمان ایران سقف یك زندان بود یا سقف حزب دولت ساخته‌ی رستاخیز!؟

تحریف واقعیت‌ها

وارونه جلوه دادن حقایق و واقعیت‌های ملموس جامعه از شگردهای تبلیغاتی هیئت حاكمه بود، به نحوی كه قیام عزت آفرین و شورانگیز 29 بهمن را به گونه‌ی دیگر معرفی می‌كرد و انگیزه‌ی قیام‌كنندگان را خواسته های غیر مذهبی اعلام كرده و بر روی جمعیتی كه به طرفداری از اسلام و با پشتیبانی از روحانیت شیعه دست از كار و تلاش كشیده و با شعار لا اله ‌الا الله والله اكبر به سوی مسجد شتابان بودند، آتش گشوده و آنها را «كمونیست» و «ماركسیست اسلامی» و « اجنبی» معرفی می‌كرد. آیا پذیرفتنی بود كه دهها هزار نفر از خارج وارد كشور شوند و از چشم مقامات امنیتی مخفی بمانند(شیرخانی، ص 198)

از دیگر اتهامات ناروای حكومت اعلام این مطلب بود كه: «مراكز رفاهی مورد حمله و تخریب قرار گرفته است» (شیرخانی، ص 198). پرسشی كه مطرح می‌شد این بود كه آیا مشروب فروشی‌ها، كاباره‌ها، سینماها، قمارخانه‌ها،‌مقّر حزب رستاخیز و سایر مراكز فحشا و فساد، «مراكز رفاهی» به حساب می‌آیند؟! واقعیت امر این بود آنچه در تبریز اتفاق افتاده بود نتیجه‌ی سیاست‌های غلط و خارج از عرف حكمرانی و حاكمی بی‌مسئولیت و وابسته‌ به اجانب چون محمدرضا شاه بود كه با همكاری عوامل حكومتی، كشور پهناور و اسلامی ایران را به فقر، فلاكت و فساد كشانده بودند. شاهی كه در واكنش به این قیام ضد طاغوتی از فرط عصبانیت چنین گفته بود:‌ « هر ایرانی ]كه[ از وضع موجود ناراضی است، پاسپورتش حاضر است و می‌تواند از كشور خارج شود».(شیرخانی، ص 45) آیا این نحوه‌ی برخورد برازنده‌ی رئیس یك مملكتِ با سابقه‌ی فرهنگی و تاریخی كهن بود. اینكه آستانه‌ی تحمل‌اش بقدری محدود باشد كه مخالفین خود را كه مخالفت‌شان نیز از سرخیرخواهی است به خروج از كشور تهدید كند.

واكنش حكومت در قبال قیام

حكومت مستبد پهلوی پس از وقوع قیام دست به توطئه‌های زیادی زد، تا حركت الهی مردم را لوث كند از جمله اینكه ارتشبد جعفر شفقت را كه چهره‌ی نسبتاً موجهی بود به عنوان استاندار آذربایجان شرقی تعیین كرد؛ تا بدین وسیله به زعم خود زمینه‌ی تعامل مردم با شاه و دولت دست نشانده‌ی آن فراهم گردد (چون استاندار قبلی تند مزاج و عصبی بود و یكی از گلایه‌های مردم، از هیئت اعزامی شاه به تبریز نحوه‌ی تعامل آزموده، استاندار سابق، با مردم بود). مجلس قانون‌گذاری وقت نیز در واكنش به واقعه‌ی تبریز دست به حركات ساختگی و عوام فریبانه بخصوص از سوی احمد بنی احمد، نماینده‌ی مردم تبریز زد. نامبرده در نطق‌های داغ خود، ظاهراً از آزادی و حقوق مردم تبریز دفاع می‌كرد.­(شیرخانی، ص 35)

چند روز بعد از حادثه، جمشید آموزگار، نخست وزیر وقت، وارد تبریز شد در آن روز یك تظاهرات ساختگی در حمایت از شاه برگزار گردید و اجتماع‌كنندگان در مقابل استانداری آذربایجان‌شرقی به سخنان او گوش فرا دادند و او هم تظاهركنندگان تبریز ]حماسه‌ آفرینان 29 بهمن[ را مشتی اجنبی خواند كه از كشور شوروی وارد ایران شده‌اند. (شیرخانی، ص35) تلاش حكومتی ها بر این استوار بودكه شركت كنندگان در مراسم فرمایشی را كه با ترفند‌های مختلف به صحنه كشانده شده بودند مردم واقعی تبریز و آذربایجان وانمود كنند نه آنهایی كه دست به قیام زده بودند.هلاكو رامبد، وزیر مشاور در امور پارلمان و از مهر‌ه‌های سرسپرده حكومت هم حماسه آفرینان تبریز را آشوب گرانی غیرایرانی خوانده بود : «عوامل آشوب تبریز معلوم نیست كی و از كدام مرز وارد ایران شده‌اند.»( مرادحاصلی‌خامنه، صص 45-44) مسئولین حزب رستاخیز نیز از نخستین طرفداران شاه بودند كه در این خصوص موضع‌گیری كردند. محمود جعفریان، قائم مقام دبیر كل حزب رستاخیز ملت ایران، در اجتماع مردم تبریز چنین گفته بود: «آشوبگرانی كه تبریز را به آتش كشیدند تبریزی نبودند.» (روزنامه كیهان، ش 10399) سپهبد آزموده ‌هم درباره‌ی ماهیت قیام كنندگان تبریزی چنین اظهار نظر كرده بود: «اینهایی را كه شما دیدید آذربایجانی نبودند،‌ اینها تبریزی نبودند ...» (روزنامه كیهان، ش 10403)

رامبد در خصوص گزارش بررسی‌های هیئت عالیرتبه‌ی اعزامی به تبریز چنین اظهار نظر كرده بود.:« نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد كه این پیشامد كه از طرف ماركسیست‌های اسلامی و بر اثر تحریكات بیگانگان صورت گرفته به سادگی قابل پیشگیری بوده است». (روزنامه كیهان، ش 10403) روزنامه‌ی رستاخیز نیز در اول اسفند 1356 چنین نوشته بود: « ماركسیست‌های اسلامی با دادن شعارهای كمونیستی تمام مؤسسات شهری را مورد حمله قرار دادند». (مراد حاصلی خامنه، ص45) شاه در 8 اسفند 1356 به مناسبت روز آزادی زنان در ورزشگاه بزرگ تهران در واكنش به قیام و حماسه‌ی تبریز سخنرانی تندی ایراد كرده و به رهبران مذهبی نهضت حمله نموده و در قسمتی از صحبت خود چنین گفته بود : «سیاست حداكثر آزادی را همینطور ادامه می‌دهیم، برای اینكه اركان این مملكت براساس انقلاب شاه و ملت و رستاخیز ایران طوری قوی است كه این مظاهر واپسین جان كندن، این اتحاد نامقدس نمی تواند به آن خللی وارد بیاورد... انشاءالله با پایداری فرد فرد اهالی آن به سوی تمدن بزرگ پیش خواهد رفت.این قافله متوقف شدنی نیست» (روزنامه آیندگان، ش 3051، ص 20)

بازتاب قیام در رسانه‌های داخلی و خارجی

بی‌شك این قیام جایگاهی ویژه در روند رو به رشد انقلاب اسلامی داشت. در واقع تمام مردم ایران به چشم خود در این نمایشگاه ایثار و فداكاری، مشاهده كردند كه چگونه تبریز خروشید و قوای دولتی هم نتوانستدكاری از پیش نبردند. با این حركت ثابت شد كه وحدت كلمه در میان ملت قدرت شگرفی را پدید می‌آورد. از آنجا كه رسانه‌های جمعی داخلی بلندگویی برای ابراز عقاید دولت به حساب می‌آمدند و مبتلا به فشار و ممیزی و ساواك بوده و از گفتن واقعیات طفره می‌رفتند و با حكومت هم صدا می‌شدند و ضمن بزرگ نمایی جنبه‌ی تخریبی قیام، مظلوم نمایی می‌كردند؛ تلاش آنها بر این بود كه اوصافی از قبیل خرابكار، مخل امنیت عمومی و ارتباط با كمونیسم را به قیام كنندگان نسبت دهند. در حقیقت این چنین وانمود می‌كردند كه این حركت به هیچ وجه جنبه‌ی ایرانی و مذهبی نداشته و از آن سوی مرزها سازماندهی و هدایت می‌شود (چون دربخش‌های مختلف مقاله، مصداق‌هایی از مطالب و م.ضع گیری های رسانه‌های جمعی داخلی آورده شده است. فلذا در اینجا به این كلیات اكتفا می‌شود)، لكن این قیام در خارج از مرزهای این آب و خاك به لحاظ مهیا بودن بستر، بازتاب گسترده‌ای داشت و مسائل مرتبط به آن به راحتی و آزادانه در سطح بین‌المللی مطرح می‌شد. رسانه‌های بیگانه تا حدودی با بیان واقع گرایانه به این حادثه كم‌نظیر می‌پرداختند و به مردمی بودن قیام و به علل و پیامدهای نارضایتی مردم از هیئت حاكمه اشاره می‌كردند و از ویژگی‌های این قیام این بود كه انعكاس وسیعی در جهان پیدا كرد چرا كه حادثه در حساس‌ترین منطقه‌ی ایران رخ داده و حضور حداكثری مردم به غنای قیام افزوده بود و با توجه به این ویژگی‌ها، نهضت و حركت فراگیر اسلامی حضرت امام (ره) می توانست به جهانیان معرفی شود، در قبال این حماسه‌ی بی‌بدلیل رادیوهای بیگانه هم واكنش نشان دادند. رادیو های بی‌بی‌سی، فرانسه، باكو و مونت كارلو اخبار قیام تبریز را به سراسر جهان مخابره می‌كردند. رادیو باكو اخبار دقیقی را به زبان تركی پخش می‌كرد. (شیرخانی، ص 102) رادیو لندن در بخش فارسی خود با اشاره به حوادث تبریز چنین گزارش كرد :«... پس از تظاهرات روز شنبه در تبریز كه طبق گزارشهای موجود در آن دست كم شش نفر جان خود را از دست دادند و ارتش به شدت به سركوبی عوامل این تظاهرات پرداخت... عكس العمل رسمی در تهران بسیار شدید بوده ولی هیچ گونه اشاره‌ای به علت تظاهرات صورت نمی‌گیرد...». (بولتن خبرگزاری پارس، ش 338، صص 6 و1) روزنامه‌ی تایمز به نقل از خبرگزاری فرانسه و رویترز می‌نویسد: «... در اغتشاشات و تظاهراتی كه در تبریز، دومین شهر بزرگ صنعتی ایران توسط ماركسیست‌های اسلامی به راه افتاد، 6 نفر كشته و 125 نفر زخمی شدند...». این روزنامه در ادامه‌ی گزارش خود با اتكاء به منابع خبری دولتی ایران ‌افزود: «... اغتشاش كنندگان كه علیه حكومت به طرفداری از كمونیست‌ها در خیابانها به راه افتاده و فریاد می‌كشیدند....» این روزنامه در ادامه مطالبش اذعان ‌كرد: «... اغتشاش تبریز از حادثه قم كه هفته‌ها قبل اتفاق افتاد به مراتب وسیع‌تر بود...». (روزشمار انقلاب اسلامی، ج دوم، صص 622-621) یونایتید پرس نیز در بخشی از گزارش خود چنین نقل ‌كرد: «... اغتشاش روز شنبه بعد از آنكه یك گروه زیر زمینی متشكل از روحانیون مذهبی مخالف (به گفته دولت ایران ماركسیست‌های اسلامی) خواهان انجام یك اعتصاب عمومی گردیده بودند، بالا گرفت...». (بولتن خبرگزاری پارس، ش 341، ص 3)

دیگر رادیوهای خارجی از قبیل پیك ایران و رادیو عراق از این حركت با تجلیل یاد می‌كردند و برداشت سیاستمداران آنها این بود كه پایه‌های حكومت سلطنتی متزلزل و در معرض فروپاشی است البته در این میان آمریكا استثنا بود و طرفداری‌اش از شاه و دستگاه او به قوت خود باقی بود و تعجبی هم نداشت چون شاه دست نشانده‌ی آنها بود. (شیرخانی، ص 82)

خانم لیزتر گود در مقاله‌ای در روزنامه‌ی انگلیسی «گاردین» درباره‌ی نهضت فراگیر مردم ایران اینگونه اظهار نظر كرد: «می‌توان گفت كه ناآرامی‌های كنونی با مقاله‌ای در یكی از مطبوعات تهران آغاز می‌شد كه در آن از آیت ا... خمینی انتقاد شده بود... از چنین آغاز كوچكی برخوردی عظیم میان شاه و روحانیون قدرتمند ایران آغاز شد... تظاهرات به درخواست رهبران مذهبی صورت گرفت كه درخواست كردند كه بازارها بسته و مردم در مساجد جهت تعزیه‌ی چهلم كسانی گردآیند كه چنین بر می‌آید چهل روز پیش در یزد كشته شده‌اند. جریان یزد هم در چهلم كسانی پیش آمد كه در تبریز كشته شده بودند و جریان تبریز هم در چهلم كسانی بوقوع پیوست كه در قم كشته شده بودند. پیوستن مجدد جامعه‌ی روحانیت به جرگه‌ی مخالفان دولت از نظر سیاسی برای دولت خطرناك است به نظر اهل بصیرت شاه ایران اینك مثل گذشته فقط با چند هزار روشنفكر طبقه‌ی متوسط و ناراضی طرف نیست، بلكه با تعداد بیشماری از شیعیان مومن طرف است كه علمای خود را در دولت مركزی به رهبری شاه ترجیح می‌دهند... اما این در نجف است كه صریح اللهجه‌ترین مخالف شاه ایران اقامت دارد. آیت ا... روح ا... خمینی كه در تبعید به سر می‌برد از آن سوی مرز اعلامیه‌ها و فتواهای خود را كه بر نوار ضبط شده است به ایران می‌فرستند كه در آنها مردم را به چیزی كه كم و بیش در حكم قیام عمومی است دعوت می‌كند حال باید دید كه [امام] خمینی چه می‌خواهد اخیراً وی در مصاحبه‌ای گفته است: «كمال مطلوب ما دولت اسلامی است»... جامعه‌ی روحانیت كه اینك رنگ سیاسی به خود گرفته است، بزرگترین خطر در ظرف 15 سال اخیر برای شاه محسوب می‌شود. اگر دولت با دقت عمل كند می‌توان جلو این خطر را گرفت. اما موضوعات اینك چندان در هم پیچیده شده و از احساسات سرچشمه می‌گیرد كه هر عزای چهلم كوچكی هم كه برگزار می‌شود، بالقوه ممكن است به بحرانی ملی تبدیل شود». (نیكبخت، فصلنامه‌ی تاریخی، ص 198)

خبرگزاری یونایتدپرس در عظمت حماسه‌ی خروشان مردم مسلمان و غرورآفرین تبریز ایچنین نوشت: «واقعه‌ی تبریز در طول بیست و هشت سال گذشته بی‌سابقه بود». (روزنامه كیهان، مورخه 3/12/2536)

امام خمینی و قیام تبریز

حضرت آیت ا... العظمی روح ا... الموسوی الخمینی به عنوان رهبری مبارز و پیشوایی آشتی ناپذیر كه از تبعیدگاه خود، نجف، بر روند نهضت و قیام الهی مردم ایران نظارت داشت؛ پس از قیام شورانگیز 29 بهمن مردم تبریز، قیامی كه جرقه‌ی آغاز آن اهانت به ایشان بود، پیامی سراسر نوید بخش برای مردم آذربایجان صادر نمودند كه در نوع خود مهمترین و مهربانه‌ترین نسبت به ملت ایران و كوبنده‌ترین نسبت به دستگاه طاغوت بود. ایشان در این پیام به قهرمانی‌های مردم آذربایجان و به سابقه‌ی درخشان این مرز و بوم اشاره داشتند. پیام نوید پیروزی می‌داد. در بخشی از آن چنین آمده بود: «... سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی كه در مقابل دودمان بسیار خطرناك پهلوی قیام كردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلانی بر جزافه گویی‌های او كشیدند! زنده باشند مردم مجاهد [و] عزیز تبریز كه با نهضت عظیم خود مشت محكم بردهان یاوه‌گویانی زدند كه با بوق‌های تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را كه ملت شریف ایران با آن صددرصد مخالف است، «انقلاب سفید شاه و ملت» می‌نامند و این نوكر اجانب و خودباخته‌ی مستعمرین را نجات دهنده‌ی كشور می‌شمارند... من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت كشیده، تسلیت بگویم. با چه بیان این قتل عام‌های پی‌درپی را محكوم كنم... اهالی معظم و عزیز آذربایجان، ایدهم‌ا...‌تعالی، بدانند كه در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن كریم، تنها نیستند. شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مركز روحانیت و پایگاه حضرت صادق سلام ا... علیه و تهران بزرگ، با آنها هم‌صدا و هم‌مقصد، همه و همه در بیزاری از دودمان پهلوی شریك شمایند...». (صحیفه‌ی امام، ج3،‌ صص355-353)

در خصوص وارونه جلوه دادن و تحریف واقعیتهای مبارزات مردم مسلمان ایران و «كمونیست» و «ماركسیست» معرفی كردن انقلابیون كه از شگردهای حكومت ننگین طاغوت و حامیان او بود، حضرت امام در اربعین شهدای تبریز چنین فرمودند: «... قیام تبریز، چون نهضت همه‌ی ایران اسلامی است؛ برای دفاع از حق و از احكام اسلام است و نسبت [دادن] این قیام به ماركسیست‌ها یا ماركسیست‌های اسلامی كه در تبلیغات شاهانه است جز خدعه نسبت و دلیل بر آن است كه این مكتب‌های انحرافی پایگاهی در ایران ندارند والا شاه از آنها ذكری نمی‌كرد... مصیبت‌های ما گرچه یكی و دو تا نیست... لكن مصیبت بزرگی را كه بر برادران تبریزی ما وارد شد، اربعین آن را در سوگ هستیم و ملت ایران نیز در آن روز با عزای عمومی خود به ملت‌های آزاد جهان فهماند كه ما با چه شرایط زندگی می‌كنیم» (صحیفه نور، ج 2، صص 42-41)

ثمرات قیام

این قیام در روشنگری ملل مستضعف و آزاده‌ی جهان بسیار مؤثر بود و این حقیقت را ثابت كرد كه با تكیه بر ایمان و با دستهای خالی و بدون اتكا به تجهیزات صرف نظامی می‌توان مبارزه كرد و در برابر توپ و تانك و مسلسل و سرنیزه و... سرتسلیم فرود نیاورد. رسانه‌های جمعی خارجی نیز همچنانكه گفته شد به بازتاب قیام در خارج از كشور پرداختند و موجبات نگرانی حكومت را فراهم آوردند. مردم تبریز نیز وقتی از انعكاس گسترده‌ی فریاد اعتراض خود مطلع شدند قوت قلب یافته و به ادامه‌ی راهشان مصمم گشتند. اتهامات حكومت به قیام كنندگان كارگر نیفتاد و نهضت به سرعت به شهرهای دور و نزدیك سرایت كرد. قیام ثابت كرد كه ابهت و اقتدار حكومت پوشالی شكننده است و مردم در صورت اتحاد و همبستگی می‌توانند در مقابل حكومت‌ها قد علم كنند و به تعبیر حضرت امام (ره): «زمانی بود كه در ایران یك پاسبان می‌توانست یك بازار را اداره كند و زیر سلطه‌ی خود در آورد و اگر یك مأمور رژیم وارد میدان می‌شد، مردم به شدت دچار وحشت می‌شدند». قیام‌هایی از قبیل قیام 29 بهمن تبریز به مردم دل و جرأت داد و كار به جایی رسید كه بچه‌های هفت و هشت ساله هم با در دست داشتن چوب‌دستی به دادن شعارهای ضدسلطنتی پرداختند... نهضت اسلامی ایران هم به یك معنا اقتدار خود را از فشار خفقان حكومت دیكتاتوری پهلوی وام گرفت ضمن اینكه سخنرانی‌های افشاگرانه‌ی علما و خطباء در دمیدن روح مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و جور مؤثر بود. گو اینكه ملت ایران سالهای سال در سایه‌ی تعالیم حیات بخش ائمه‌ی معصومین علیهم السلام مخصوصاً سید الشهداء علیه السلام بودند و تكرار همه ساله‌ی عاشورا و محرم زمینه را برای الگوپذیری مردم فراهم آورده بود. (شیرخانی، ص 132) این قیام كم‌نظیر خارج از چارچوب و محدوده‌ی نهضت حضرت امام (ره) قابل تحلیل و ارزیابی نمی‌تواند باشد و طبق فرموده‌ی بنیانگذار نهضت: «... كشتار بی‌رحمانه‌ی قم، ایران را به هیجان درآورد و تبریز عزیز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بیدادگری نشاند و كشتار دسته جمعی تبریز ملت غیور ایران را چنان تكان داد كه در آستانه‌ی انفجار است...». (صحیفه نور، ج 2، ص 39) این قیام و حماسه حلقه‌ی وصل قیام‌های مردم قم، یزد، جهرم، كازرون، مشهد، اصفهان و... شد. فردای این حماسه مردم خداجو و ولایی ایران نه تنها با حكومت و دولت بلكه با اساس سلطنت به مخالفت و مبارزه‌ی بی‌امان و جانانه برخاستند و شعار «مرگ بر شاه» شاه بیت غزل‌های مردم وفادار و مكتبی ایران زمین گردید. مقبولیت و محبوبیت بنیانگذار و قائد نهضت و زعامت و پیشوایی مذهبی ـ سیاسی ایشان مستحكم‌تر گشت و این امر بر رژیم گران آمد و برای مقابله با موج توفنده‌ی نهضت و كاستن از نفوذ و اعتبار معنوی حضرت امام (ره)، به اقدامات ناشیانه‌ای دست زد كه از جمله‌ی آنها چاپ و انتشار مقاله‌ی توهین‌آمیز در روزنامه‌ی اطلاعات بود. خلاف واقع بودن شعارهای دهن پركن و عاری از حقیقت حكومت، از جمله اعطاء آزادی‌های سیاسی شاه و حقوق بشر كارتری بیش از پیش آشكار گردید. با كشتاری كه در تبریز به راه افتاد. نهضت اسلامی مردم مسلمان ایران بیمه شد و زمینه‌ی اعتراض فراگیر نسبت به سیاست‌های دین برانداز شاه فراهم گردید. مقاله علی‌رغم مخالفت كارمندان موسسه‌ی اطلاعات و با توجه به بازتاب آن در جامعه زیر چاپ رفت. مسعود بهنود، روزنامه نگار، در كتاب از سید ضیاء تا بختیار در این خصوص می‌نویسد: «عصر روز شانزدهم دی ماه با آشكار شدن نخستین نشانه‌های مقاومت در هیأت تحرریه روزنامه اطلاعات كه متوجه اثرات برانگیزاننده‌ی این نوشته در ]بین[ مردم مسلمان شده بودند، ساواك وارد میدان شد و روزنامه‌ی اطلاعات مجبور شد مقاله‌ی ایران و استعمار سرخ و سیاه را با امضای احمد رشیدی مطلق در صفحه‌ی سوم خود چاپ كند. (روز شماره انقلاب اسلامی، ج 2، ص 426)

مبارزه‌ای بی‌امان با آمریكای جهانخوار، اسرائیل غاصب و فرقه‌ی ضاله‌ی بهائیت و مظاهر فساد و ظلم در سرلوحه‌ی كارها قرار گرفت. قیام، مردم را متوجه جنایات حكومت خودكامه‌ی پهلوی كرد و روحیه‌ی شجاعت، خودباوری و مبارزه با بی‌عدالتی و تبعیض را در آنها تقویت نمود. شعور سیاسی مردم بالا رفت و برپایی مجالس مذهبی به بلندگوی تبلیغاتی علیه سلطنت خاندان پهلوی تبدیل گردید و در نهایت از عمده‌ترین ویژگی‌های قیام تبریز، انعكاس سریع و گسترده‌ی آن در سطح جهان بود.

ضربه‌ای كه حكومت شاه از حماسه‌ی 29 بهمن تبریز خورد بسیار مؤثر و غیر منتظره بود به طوری محمدرضا شاه پهلوی در اول اسفند ماه 1356 در جلسه‌ی شورای اقتصاد درباره‌ی حوادث تبریز مطالبی بر زبان آورد كه از بزرگی واقعه حكایت داشت. شاه در این جلسه در پاسخ به اظهارات یكی از حاضرین كه اظهار داشته بود: «قربان! به طور كلی تبریزی‌ها خیلی وطن پرست هستند و 99% شاه دوست می‌باشند ولی میانشان گاه‌گاهی اتفاق می‌افتد كه عده‌ای مخرب پیدا می‌شوند ...» شاه وارث تاج و تخت 2500 ساله شاهنشاهی ایران از فرط عصبانیت چنین گفته بود: «... پس عرق وطن پرستی شما چی؟ چرا جواب اینها را نمی‌دهید. من نمی‌فهم بعد از این همه وقایع، آن هم آذربایجانی كه اشغال خارجی در رژیم دمكرات و پیشه‌وری و تمام آن اوضاع ناامنی را كشیده، آخر این... خمینی چه كار كرده برای مملكت كه این می‌رود به نفع خمینی شعار می‌دهد ؟! چطور ممكن است، حالا كه اگر فقط ترك‌ها می‌گفتند كه می‌دانستم به شما چه بگویم، ولی چون جاهای دیگر می‌گویند من می‌گویم این ایرانی است؟ این احساسات ایرانی دارد؟! ...» (نیكبخت، جنبش دانشجویی تبریز به روایت اسناد و خاطرات، صص 756-755)

منابع:‌

1. بهنود، مسعود، از سید ضیاء تا بختیار، تهران، انتشارات جاویدان، 1374

2. بولتن خبرگزاری پارس (محرمانه) (به نقل از رویترز)، ش 295، 19/10/1356

3. بولتن خبرگزاری پارس (محرمانه) ، ش 338، 2/12/1356

4. بولتن خبرگزاری پارس (محرمانه) ، ش 341، 4/12/1356

5. تحلیلی بر قیام ثبات شكن تبریز، چاپ اول، 1359

6. خاطرات و حكایت‌ها، ج دوم، تهران، مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، چاپ اول،پائیز 1374

7. روزشمار انقلاب اسلامی، ج دوم، تهران، حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1377

8. روزنامه آیندگان، ش 3051، مورخ 9/12/56

9. روزنامه صبح آزادگان، ش 37

10. روزنامه كیهان، ش 10399، مورخه 4/12/2536.

11. روزنامه كیهان، ش 10403، مورخه 10/12/2536.

12. روزنامه كیهان، مورخه 3/12/2536.

13. شهیدی آغازگر، تهران، حزب جمهوری اسلامی، نشریه‌ی شماره‌ی 26،چاپ اول، 1359

14. شهیدی دیگر از روحانیت، بی جا، انتشارات مفید،1376

15. شیرخانی، علی، حماسه‌ی 29 بهمن تبریز، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1378، سند شماره 10146/063 مورخه 30/11/36 ساواك آذربایجان شرقی.

16. شیرخانی، علی، حماسه‌ی 29 بهمن تبریز، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1378

17. صحیفه نور، ج 2

18. صحیفه‌ی امام، ج 3

19. مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1362

20. مراد حاصلی خامنه، اعظم،‌ تبریز در خون، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1380

21. نیكبخت، رحیم، جنبش دانشجویی تبریز به روایت اسناد و خاطرات، تهران، سوره‌ی مهر، ‌چاپ اول، 1381

22. نیكبخت، رحیم، فصلنامه‌ی تاریخی ـ سیاسی ـ فرهنگی 15 خرداد، ش 28، اسفند 1376

23. Politic thaught. Blaqfa.com\post-44

منبع:

http://www.irdc.ir/fa/content/16774/default.aspx

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .