قضاوت در پرتو حقيقت

کشور های عربی هم در غزه و هم در سوريه به نفع صهيونيست ها عمل كردند رابطه مستقيم بين اين دو عمل در غزه و سوريه اين است كه سران اين كشورها در يك تحليل كاملاً غلط بقا خودشان را درنابودي مقاومت و پيوند با رژيم صهيونيستي مي دانند. حال بايد به دنبال پاسخ اين پرسش بود كه آيا مردم اين كشورهاي اسلامي- عربي هم مانند حكام شان فكر مي كنند؟ در پاسخ بايد گفت...
جنگ دوم غزه (8 روزه) به نسبت جنگ اول (22روزه) زمان كوتاه تري داشت، اما در همين زمان كوتاه مسايل مهم و متفاوتي را در برداشت كه يكي از مهم ترين آنها عملكرد بازيگران اين معركه بود. از ميان بازيگران هم رفتار ايران و سوريه و كشورهاي عربي خليج فارس از جهاتي با اهميت تر بود. در اين نوشتار تلاش مي شود تا با بررسي نقش آفريني اين بازيگران، موضع كشورهاي عربي خليج فارس در برابر جنگ دوم غزه با مواضع آنها درباره سوريه مقايسه شود.

1- ايران؛ دفاع از ملت مظلوم فلسطين و مقابله با رژيم غاصب صهيونيستي از محورهاي اصلي انقلاب اسلامي و سياست خارجي ايران است. ايران در طول دوران پس از انقلاب لحظه اي از اين اصل غفلت نكرده و بارها و بارها آن را تكرار كرده و در مواقع لزوم در راستاي آن وارد صحنه شده و به اقتضاي صحنه عمل كرده است. حمايت محكم ايران از فلسطينيان ستمديده و رويارويي با رژيم صهيونيستي آنچنان با صلابت، برجسته و خدشه ناپذير بوده كه شيطان بزرگ اين موضع ايران را جزو چند محور اصلي سياست خارجي خودش در برابر ايران، قرار داده است. ايران در حمايت از فلسطينيان در حالي كه پيوسته شعارهاي قاطع و اميدبخش سرداده، هيچ گاه به اين شعارها اكتفا نكرده و در تمام محافل سياسي بين المللي از آنها دفاع كرده و آنجايي هم كه آنها به كمك هاي مادي نياز داشتند از ارايه اين كمك ها دريغ نورزيده است. اين خط مشي كلي و جاري ايران در برابر فلسطينيان طي سال هاي پيش از جنگ 22 روزه غزه بود. پس از جنگ 22 روزه غزه كه در آن اوج وحشيگري صهيونيست ها به نمايش درآمد و آنها بي محابا و با آگاهي از ضعف نيروهاي مقاومت در دادن پاسخ هاي كوبنده، با زير پا گذاشتن تمام قوانين بين المللي و ارزش هاي انساني، بدتر از هر حيواني مردم غيرنظامي و بي دفاع را بمباران كردند و زنان و كودكان بي گناه را در خاك و خون غلتاندند، تشخيص داده شد، مردم و رزمندگاني كه براي حفظ سرزمين شان با داشتن چنين انگيزه قوي حاضرند تا پاي جان بايستند؛ اما از هرگونه امكان پاسخگويي قوي محرومند، بايد براي دفاع در برابر جنايت هاي صهيونيست ها تقويت شوند؛ از اين رو خط جديدي به سرخط هاي حمايت از فلسطينيان اضافه شد و آن برخوردار كردن آنها از امكانات دفاعي جديدي بود كه بتواند پاسخ درخوري به ددمنشي صهيونيست ها بدهد. بهترين راه براي انجام اين ايده ارزشي، ديني و انساني، برخوردار كردن نيروهاي مقاومت از دانش ساخت برخي تجهيزات نظامي بود. اين كار به خوبي انجام گرفت و نيروهاي مقاومت هم در كسب دانش و هم در ساخت و هم در به كارگيري آن در ميدان جنگ به خوبي عمل كردند.

2- سوريه؛ سوريه از گذشته هاي دور از زمان حافظ اسد، از اصلي ترين كشورهاي حامي فلسطين بود و حتي زمان كه انورسادات با خيانت به آرمان ملت فلسطين به سرزمين هاي اشغالي سفر كرد و به رژيم نامشروع صهيونيسم مشروعيت داد و يك سال بعد هم با زير پا گذاشتن عزت اسلامي و عربي ذليلانه زيربار پيمان ننگين كمپ ديويد رفت، حافظ اسد همچنان محكم از فلسطين حمايت كرد و حتي روابط دوستانه پيدا و پنهان سران عرب با رژيم صهيونيستي نتوانست در اراده وي براي حمايت از فلسطين خللي ايجاد كند. پس از مرگ وي پسرش بشار اسد نيز همان رويه را در برابر فلسطين و رژيم اشغالگر قدس ادامه داد و كشورش مأمن گروه هاي مبارز فلسطين و آوارگان فلسطيني بود و مانند ايران در تمام محافل سياسي بين المللي از فلسطين دفاع كرده است و در جنگ دوم غزه نيز با اينكه سوريه درگير يك توطئه پيچيده براندازي است و برخي گروه هاي مقاومت فلسطيني در اين غائله رفتار خوبي با سوريه نداشتند، همچنان از فلسطينيان حمايت كرد.

3- كشورهاي عربي خليج فارس؛ سابقه بيشتر اين كشورها در منازعه طولاني رژيم صهيونيستي با فلسطين، حاكي از حمايت از فلسطين است تا جايي كه در ادبيات سياسي چند دهه گذشته غرب آسيا(خاورميانه) عبارت: «منازعه اعراب و اسرائيل» رايج و برجسته بود؛ اما متأسفانه رفته رفته سران اين كشورها با دست برداشتن از آرمان فلسطين كه مقوله اي اسلامي- عربي بود، حمايت شان به شعار تنها كشيده شد و سپس به نوبت شعار را نيز كم رنگ كردند و به روابط با رژيم صهيونيستي روي آوردند تا آنجا كه در خفا براي مراوده با اين رژيم غاصب از يكديگر سبقت مي گرفتند و كار به اين رسوايي ختم نشد و آنها در جنگ اول غزه (22 روزه) با حمايت كامل پنهاني از صهيونيست ها، در انتظار نابودي نيروهاي مقاومت و تسليم ملت فلسطين بودند. در جنگ دوم غزه (8 روزه) نيز مردمان جهان و از جمله مردم كشورهاي عربي نمايش زشت و تنفرانگيز آنها را در اتحاديه عرب ديدند. تظاهر آنها به حمايت از مردم غزه آنچنان سرد و نچسب بود كه حتي خودشان هم نتوانستند اشك تمساح بريزند. آنها فجيع ترين جنايات صهيونيست ها را ديدند، بيرون آوردن جنازه ده ها كودك بي گناه فلسطيني را از زير آوار بمباران جنايتكاران غاصب ديدند، اما دريغ از اينكه لب به اعتراض بگشايند. جهان اسلام بايد چقدر تأسف بخورد كه آنها در جنگ اخير غزه در عرصه اسلاميت، عربيت و انسانيت هيچ نقطه روشني از خود بر جاي نگذاشتند.

4- كشورهاي عربي بين سوريه و غزه؛ يكي از پيامدهاي مثبت جنگ دوم غزه در كنار ساير پيامدهاي مثبت و قابل تأملش اين است كه به مردم كشورهاي عربي فرصت داد تا يك بار ديگر به دور از هرگونه تبليغات مخرب و فريبكارانه رسانه هاي غربي و عربي، مسائل منطقه را به دقت واكاوي كنند. شايد يكي از بزرگ ترين پرسش هاي برآمده از دل اين جنگ مقايسه رفتار اين كشورها در دو معركه سوريه و غزه باشد.

نتيجه اين مقايسه حقيقت بسيار تخلي را آشكار مي كند. در جنگ دوم غزه نيروهاي نظامي رژيم صهيونيستي به غزه حمله كردند و دست به كشتار وسيع و وحشيانه زدند و سران كشورهاي عربي به جاي اينكه با ارسال سلاح و امكانات دفاعي و تقويت نظامي مقاومت، امكان دفاع را در ميدان جنگ براي آنها فراهم كنند و در عرصه سياسي نيز با استفاده از اهرم هاي قدرتمندي مانند توقف صادرات نفت و قطع رابطه با برخي كشورهاي تأثيرگذار، مانع ادامه كشتار مردم شوند فقط شعار دادند، شعارهايي كه هزار تاي آنها معادل يك فشنگ براي رزمندگان مقاومت نبود، آنها در اين جبهه با اين رفتار به صهيونيست ها كمك كردند و در جبهه سوريه كه تنها كشور ايستاده در مقابل افزون خواهي هاي صهيونيست ها است، اين كشورهاي عربي با اجير كردن مزدوران وهابي، سلفي، القاعده، آدمكش و ... و نيز هزينه كردن مبالغ كلان درصدد حذف و ساقط كردن حكومت ضد صهيونيستي كنوني اين كشور هستند. آن نتيجه تلخ كه پيشتر به آن اشاره شد اين است كه آنها هم در غزه و هم در سوريه به نفع صهيونيست ها عمل كردند رابطه مستقيم بين اين دو عمل در غزه و سوريه اين است كه سران اين كشورها در يك تحليل كاملاً غلط بقا خودشان را درنابودي مقاومت و پيوند با رژيم صهيونيستي مي دانند. حال بايد به دنبال پاسخ اين پرسش بود كه آيا مردم اين كشورهاي اسلامي- عربي هم مانند حكام شان فكر مي كنند؟ در پاسخ بايد گفت اگر به احتمال بسيار ضعيف در صورت شكست مقاومت در جنگ غزه و تبليغات سنگين رسانه اي پس از آن، مردم اين كشورها مانند سران شان فكر مي كردند، با اين پيروزي افتخارآميز ديگر هيچ شهروند عربي در هيچ كشور عربي اينگونه فكر نمي كند. با پيروزي مقاومت بر رژيم صهيونيستي، تنها صهيونيست ها شكست نخوردند، حاكمان كشورهاي عربي هم شكست خوردند و با پنهان شدن در پشت ادعاهاي گزاف تلاش براي آتش بس، نمي توانند خود را از حلقه تنگ و محكم شكست كه آنها را نيز مانند صهيونيست ها در برگرفته نجات دهند. آنها هم به همراه صهيونيست ها شكست خوردند و شهروندان عرب نمي خواهند با پذيرش نظر و مشي آنها و متابعت از آنان ننگ اين شكست را بر پيشاني داشته باشند. اين مردم در جبهه مقاومت قرار دارند تا دراين پيروزي مباهات برانگيز شريك باشند آنها مي خواهد در مقابل رژيم صهيونيستي قرار بگيرند نه در كنار آن. بنابراين از نظر آنها ديگر سوريه آن كشوري نيست كه سران كشورهاي عربي به كمك دستگاه تبليغاتي شان ترسيم كردند، سوريه يك كشور ضد صهيونيستي و در خط مقدم مقابله با صهيونيسم است و بايد براي بقا به آن كمك كرد. موثرترين كمك اين است كه مردم كشورهاي عربي به حاكمان شان فشار بيارورند تا مزدوران شان را از اين كشور خارج كنند و در اين وضعيت حساس سوريه دوباره براي مقابله با رژيم غاصب صهيونيسم در خط مقدم كارزار قرار گيرد. حال وقتي اين مردم به مواضع ايران در برابر غزه و سوريه مي نگرند، مي بينند ايران درهر دو جبهه در كنار مردم و مقابل رژيم صهيونيستي ايستاده است در نتيجه يقين مي كنند كه ايران با مردم مسلمان و از جمله عرب ها صادق است نه حاكمان آنها، بنابراين طبيعي است كه جانب ايران را بگيرند.

قضاوت در پرتو حقيقت/ رضا گرمابدري / بصيرت /91/09/07

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 16 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .