فتنه گر يا فتنه زده!؟

2211.jpgاظهارات آقاي عسگراولادي درخصوص نقش آقايان موسوي و كروبي در حوادث سال 88 و تأكيد ايشان بر اينكه نامزدها در آن رخداد فتنه گر نبوده و اطرافيان شان فتنه به پا كرده و اينها فتنه زده هستند، واكنش هاي متفاوت و متضادي را در پي داشت. برخي از اين اظهارات گله كرده و بيان اين نوع مواضع از سوي آقاي عسگراولادي را غير منتظره و عجيب دانسته و حتي افرادي از چهره هاي برجسته موتلفه تصريح كردند كه مواضع ايشان شخصي بوده و نظر حزب نيست و برخي نيز از آن استقبال كرده و حتي كساني از اصلاح طلبان بر اساس آنچه در رسانه ها آمده، از آقاي عسگراولادي به دليل بيان اين مواضع تقدير و تشكر كردند.

آقاي عسگراولادي كه از شخصيت هاي با سابقه و پيشكسوت در انقلاب اسلامي به شمار مي آيند، براي نيروهاي انقلابي مورد احترام بوده و حرمت اين قبيل افراد بايد در جامعه اسلامي حفظ شود. به هر حال ايشان موضعي را بيان كرده و با توجه به دلايلي كه دارند، تصور مي كنند اين موضع صحيح باشد. بديهي است كه اگر مخالفان ديدگاه ايشان، با استدلال منطقي در دليل و مبناي اين اظهارنظر خدشه وارد سازند، چه بسا وي متقاعد شده و نظرش را اصلاح كند.بر اساس اخبار رسانه ها، دليل و مبناي اظهارات آقاي عسگراولادي، شناخت ايشان از موسوي و كروبي و همكاري نزديك با آنان به ويژه با آقاي موسوي در دوره نخست وزيري وي مي باشد. ايشان با اين توضيح كه از نزديك با موسوي كار كرده و زماني در كابينه وي بوده و كاملاً او را مي شناسد، اعلام مي دارد، كه وي نمي تواند فتنه گر باشد و اين اطرافيان او بودند كه فتنه كردند و او فتنه زده شده است و بايد از فتنه برائت جويد. ايشان آمريكا، انگليس و صهيونيسم را فتنه گران اصلي دانسته و بر اين اساس نقش داخلي ها را، به ويژه آقايان موسوي و كروبي را كم رنگ ارزيابي مي كند.براي قضاوت در درستي يا نادرستي دلايل ايشان، نكات فراواني را مي توان مورد توجه قرار داد تا معلوم شود موسوي و كروبي، فتنه گرند يا فتنه زده. نكاتي از قبيل:

1- انسان موجودي با اختيار و اراده و تأثيرپذير از محيط و شرايط مكاني، زماني است. بر همين اساس افراد در مقاطع مختلف زماني، ممكن است داراي جهان بيني، اعتقادات، باورها، مواضع و رفتارهاي كاملاً متفاوت و متضاد باشند. انسان خوب در يك دوره زماني، هيچ تضميني وجود ندارد كه تا آخر عمر خوب بماند و با عاقبت به خيري از اين دنيا برود. بر عكس، انسان بد در يك دوره زماني، ممكن است به بهترين بندگان خدا تبديل شده و با عاقبت به خيري دارفاني را وداع گويد. تاريخ بشر گواه اين نگاه است. آيات فراواني از قرآن و احاديث زيادي از معصومين(عليهم السلام)، تأييدكننده اين نوع نگاه به آدميان است. از همين رو گفته شده، بهترين دعا آن است كه بگوييم: «خدايا عاقبت ما را ختم به خير بگردان.» وقتي افرادي همانند طلحه و زبير با آن سوابق درخشان در صدر اسلام و در كنار پيامبر(ص)، با گذر زمان تغيير يافته و فتنه جمل را به راه مي اندازند، آيا ممكن نيست كه موسوي و كروبي هم با آن سوابق انقلابي، چنين تغييري كرده و فتنه گر شوند؟ رهبر فرزانه انقلاب اسلامي جمله اي دارند كه در اين موضوع به عنوان يك عبرت تاريخي، آموزنده و كارساز است. معظم له مي فرمايند: «بصيرت آن است كه بدانيم شمري كه در روز عاشورا سر از تن حضرت اباعبدالله(ع) جدا كرد، همان رزمنده جانباز در جنگ صفين است كه تا مرز شهادت هم جلو رفت!» آري، روزي شمر از ياران و رزمندگان در سپاه حضرت علي(ع) بوده و با معاويه مي جنگد ولكن با گذر زمان، چنان تغيير مي كند كه براي دنياي خودش، حاضر مي شود سر از تن حجت خدا جدا كند.

2- حوادث سال 88، يك توطئه بزرگ و يك فتنه عميق عليه نظام اسلامي با محوريت ولايت فقيه بود. در اين توطئه بزرگ و فتنه عميق، جبهه اي كه در برابر انقلاب اسلامي و نظام ديني قرار گرفت، در بردارنده سه جريان به ائتلاف رسيده بود؛ دشمنان خارجي با محوريت آمريكا، تمامي جريان هاي ضدانقلابي و ريزش هاي انقلاب هر چند با سوابق درخشان و جبهه معارض. البته در اين جبهه، مديريت اصلي و كلان در دست استكبار جهاني بود ولكن، فتنه را كساني كليد زدند كه قدرت فتنه انگيزي داشتند. در يك جامعه اسلامي، دشمن شناخته شده براي مسلمانان و مومنان، نمي تواند فتنه به پا كند. در فضاي فتنه، حق و باطل ممزوج مي شود و خطوط به هم مي ريزد و تشخيص ها براي شناخت حق از باطل مشكل مي شود. كساني مي توانند يك جامعه آرام و سالم را وارد فتنه سازند كه براي بخشي از مردم داراي اعتبار بوده ولكن دچار نفاق شده و در حالي كه مردم تصور مي كنند آنان همچنان از سلامت نفس برخوردارند و قابل اعتماد، اينان از اعتماد مردم سوء استفاده كرده و با دروغ هاي بزرگ، مردم را در بيراهه ها به حركت در مي آورند. طلحه و زبير را مردم به دليل سوابقي كه در زمان پيامبر(ص) داشتند، افراد درستي مي ديدند. بر همين اساس وقتي آنان ادعا كردند كه حضرت علي(ع) در قتل عثمان نقش داشته، عده اي باور كردند و به فراخوان آنان براي خونخواهي خليفه مقتول پاسخ مثبت دادند و با تشكيل سپاهي بزرگ از اين افراد فريب خورده، جنگ جمل به راه افتاد.

در حوادث سال 88 داستان اينگونه بود. همين موسوي كه از نظر آقاي عسگراولادي داراي سابقه روشن و انقلابي است، آن دروغ بزرگ را گفت و نظام اسلامي را متهم به تقلب در انتخابات كرد و با بيانيه هاي پي درپي، هوادارانش را براي احقاق حق[!] به اردوكشي خياباني فراخواند. همين فراخواني ها بود كه آن غائله ها و اغتشاشات را به دنبال داشت. همين ادعا و فراخواني ها بود كه باعث مخدودش شدن اعتماد بخشي از جامعه نسبت به نظام شد و به اعتبار نظام در عرصه بين الملل آسيب زد. همين ادعاي تقلب و كشاندن هواداران به خيابان ها بود كه زمينه آمدن تمامي مخالفان به صحنه براي ضربه زدن به جمهوري اسلامي را فراهم ساخت. بنابراين، موسوي، اول فتنه گر روي صحنه است، هر چند آن توطئه بزرگ را دشمنان خارجي طراحي و مديريت كرده باشند.

3- اينكه گفته شود موسوي فريب اطرافيان را خورده و او فتنه زده است، از جرم موسوي در فتنه 88 نمي كاهد، اگر اينگونه بخواهيم آدم هاي جنايتكار و خيانتكار را تبرئه كنيم، مي توانيم به راحتي در هر دادگاهي بگوييم، اين شيطان بوده كه اين متهم را فريب داده و اگر متهم از شيطان اعلان برائت كند، مي توان او را بخشيد آيا مي توان با اين استدلال گفت: «اگر موسوي و كروبي از فتنه گران اعلان برائت كنند، بخشيده خواهند شد؟»
موسوي و كروبي، فتنه گر يا فتنه زده!/دكتر يدالله جوانى ، بصيرت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .